| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
4
|
20
|
87/6/17 (01:20)
|
|
||
|
|
8
|
26
|
87/6/12 (12:15)
|
|
||
|
|
2
|
5
|
87/6/12 (02:56)
|
|
||
|
|
4
|
15
|
87/5/20 (19:12)
|
|
||
|
|
2
|
7
|
87/4/26 (16:54)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
87/4/13 (00:36)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
87/4/9 (13:21)
|
|
||
|
|
1
|
10
|
87/4/2 (02:14)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
87/2/31 (19:17)
|
|
||
|
|
1
|
8
|
87/2/26 (17:36)
|
|
عنوان بحثطواف مقبره كوروش توسط سگ هار گزیدگان !! 26 اردیبهشت 87 - 17:28 | |
حسین فیض اللهی ( دارای دكترای افتخاری) زندگی سر تا پا كثیف « كوروش سگ پرورده »كه از سوی «شاهپرستان » به «كوروش كبیر »مشهور است با ساپورت و كمك های مالی میلیونها دلاری«رضا پهلوی »- این توله سگ پهلوی دوم – موضوع فیلمی قرار گرفته و ساخت آن به چهار فیلمساز سوئدی سفارش داده شده و قرار گردیده كه طی امسال ( 1383ش)تهیه آن به پایان رسیده و در تلویزیونهای دست نشانده در آمریكا و اروپا به نمایش در آید .(1 )كوروش «سگ پرورده»جوانكی «دزد و فاسد الاخلاق»بودكه با هزار دوز و كلك بر «آستیاك»- آخرین پادشاه ماد- پیروز شد و با ساقط كردن امپراتوری تركان ماد سلسله جنایتكار هخامنشی را در ایران بنیاد نهاد .« كتز یاس» پزشك و مورخ یونانی كه هفده سال در دربار هخامنشی طبابت می كرد و مولف 23 كتاب درتاریخ ایران و جهان است و به اسرار و رازهای این سلسله كثیف از نزدیك آگاهی داشت با رد هر گونه ارتباط فامیلی بین آستیاك - آخرین پادشاه ماد- و كوروش می نویسد كه:«كوروش پسر چوپانی بود...كه از شدت احتیاج مجبور گردید راه زنی پیش گیرد».(2)خطیب مشهور جناب «صادق خلخالی» در كتاب «كوروش دروغین و جنایتكار»از این نوشته«كتز یاس»كه می نویسد:«كوروش در ایام جوانی بكارهای پست اشتغال میورزید و از این جهت مكرر تازیانه [می] خورد »(3) استنباط كرده كه كوروش گا ه گاهی تن به « خود فروش » می داد و مجبور بود كه « لواط بدهد » . ( 4)او كوروش را جزو آن اشخاصی میداند كه «در تمام عمر خویش همیشه مبتلا به انحراف اخلاقی بوده و از تن دادن به ذلتها كه لواط هم جزو آنهاست مضایقه نداشته اند ».(5 )« تروك پومپه»- مورخ اهل گل (فرانسه )- كه دارای چهل و چهار كتاب در «تاریخ عمومی » عالم است و معاصر «اگوست» امپراتور روم بود (31 قبل از میلاد- 14میلاد) در مورد سگ پروردگی كوروش مطالبی دارد كه «ژوستن» یا «یوستی نوس» مورخ رومی آنرا خلاصه كرده و «پیرنیا» آن خلاصه را در چند جمله چنین بیان كرده كه وقتی كوروش را در كودكی بدست چوپانی سپردند تا او را بكشد «چوپان كوروش را در جنگلی گذارد .یك سگ ماده او را شیر می داد و از حیوانات دیگر حفظ میكرد بعد كه چوپان دید حیوانی پرستار و پاسبان طفل است حس ترحم بر وی غلبه كرد و به خواهش زنش پسر نوزاد خود را در جنگل گذارد و كوروش را به پسری پذیرفت».(6)از نویسندگان بعد از اسلام «ابوبكر عتیق نیشابوری» مشهور به «سور آبادی»_متوفی 404 ه.ق_ در هزار سال پیش در كتابش واقعه «سگ پروردگی كوروش»را چنین گزارش میكند:«گویند [كیكوروش=كی كوروش] به كودكی بد خو بود مادر وی با وی درماند و دایگان در ماندند و وی را ببردند در بن درختی بنهادند ماده سگی بدان موضع بچه داشت بچگان را شیر میداد... تا آنگه كه كودك به شیر سگ بر آمد نیكو روی و زیرك و ناپاك [شد]».(7 )بعدها این كودك به شیر سگ بر آمده و ناپاك با سوء استفاده از «نیكو رویی» و «زیبا رویی»خود به فریب مردم پرداخت و مكرر باز داشت گردید و برای ترك كارهای كثیف و زشت تازیانه خورد ولی دست از كارهای كثیف خود نكشید و حتی به نوشته مولف كتاب «كوروش دروغین و جنایتكار» با سوء استفاده مكرر از خوشكلی و نیكو رویی خود مجبورشد «لواط بدهد»(8) و بدین ترتیب نشان دهد كه جهت دستیابی به «حكومت» حتی «تن فروشی» نیز در عالم سیاست برای «شاهپرستان» مانعی ندارد .به هر حال این شیر سگ خورده و لواط داده با هر دوز و كلكی بود امپراتوری تركان ماد را ساقط كرد ولی در جنگ نهایی با «تومرس آنا» ملكه دلاور تركان سكائی آذربایجان كشته شد و آذربایجانیان سر او را از بدن جدا كرده و در تشتی از خون انداختند و «تومرس آنا» خطاب به سر بریده كوروش گفت: در زندگی خون دیگران را خیلی خوردی ولی سیر نشدی حال از خون خود بخور تا سیر شوی .عاقبت این مار خوش خط و خال و این جانی خونخوار كه به شیر سگ بر آمده بود با خوردن خون خود جهان را از لوث وجود خود پاك كرد . جسد كثیف این «سگ پرورده» را آذربایجانیان با گرفتن مبالغ كلان به هخامنشیان برگرداندند و آنها او را در پاسارگاد دفن كردند. از آن زمان تا سقوط هخامنشیان همه ساله دهها مراسم با جا و بی جا به مناسبت های مختلف از طرف دربار شاهنشاهی برای بزرگداشت این «اُبنه تاریخ » برگزار می گردید و « شاه پرستان » مقبره «كوروش سگ پرورده » را بارها طواف می گردند و سر بر آستان آن جانی می ساییدند تا خود را به چشم درباریان در آورده و « سگ السلطنه » و «هار الدوله » دربار گردند . این مراسم های عجیب و غریب در طول سالیان دراز به مدت ساعتهای متمادی در زیر آفتاب سوزان اجرا می گردید و تمام « سگ پرستان شاه پرست » به دور مقبر های كه با غرور خاصّی در رویش نوشته شده بود كه « من كوروش ، شاه هخامنشی » (9) سرگشته و حیران می گشتند و طواف می كردند . این طواف مقبره كوروش سالهای سال از طرف افسران و اعیان و اشراف هخامنشی با شور و هیجان خاصی اجرا می شد تا اینكه سلسله هخامنشی توسط اسكندر مقدونی ساقط شد .با گذشت روزگار و سقوط سلسله هخامنشی باز طواف مقبره كوروش ادامه یافت منتهی با این تفاوت كه این بار عوض جنس «دو پا» طواف كنندگان از جنس «چهار پا» بودند و جای ژنرالهای چهار ستاره هخامنشی و اعیان و اشراف درباری را گاو و گوسفند و شتر و بز و الاغ و سگ بیابانگردان و سگ تركان قشقایی گرفته بود و آنها دسته های چندین هزاری به طواف مقبره می پرداختند .« ویپرت بلوشر»در سفرنامه خود در مورد این طواف چارپایان می نویسد : « امروز این [ آرامگاه ] خالی است و كتیبه غرور آمیز [من كوروشم ،شاه از دودمان هخامنشی ] ناپدید شده است ... هرسال در بهار و پاییز عشایر [ قشقایی و ناصری و اعراب ] با ده هزار شتر ، گوسفند و بز می آیند و از این درّه می گذرند. این قافله دراز را سه بار گرد این گور می گردانند ( طواف می دهند ) . »(10)حال انسان باید چه قدر فیلمساز احمقی باشد كه از طواف هزاران « ژنرالهای چهار ستاره هخامنشی » به طواف « گاوها ی عشایر تركان قشقایی » ، نتواند « دیزالویی » ( انطباق دو صحنه بر هم ) بزند تا عبرت شاه پرستان گردد . نمایی از این صحنه پیشنهادی اینجانب می تواند برابر با كل فیلم چند میلیون دلاری [كوروش كبیر] گردد و تكرار جزء جزء و صحنه به صحنه ی طواف ژنرالهای چهار ستاره و گاوان عشایر ترك قشقایی می تواند سطح فیلم را حتی تا حد نامزدی جایزه اسكار پیش ببرد .البته طواف مقبره « كوروش سگ پرورده » تنها به احشام سالم منحصر نمی شود و احشام مریض را نیز در بر می گیرد مخصوصا احشامی كه دارای مرض « خون شاش » هستند !. حتی یكی از چوپانان گفته است كه « یكبار گوسفندانش بیماری «خون شاش » داشته اند بدین صورت كه ادرار آنها توام با خون بوده است آنان را به نیّت خوب شدن [ به دور آرامگاه كوروش ] طواف می دهد . »(11) جالب اینكه بعد از طواف « دستگاه تناسلی » قوچها خوب می شود تا خود به خود طنزی گزنده بین این بیماری « دستگاه تناسلی قوچها » و « لواط دادن كوروش » برقرار گردد !البته طواف مقبره كوروش انحصار به چهارپایان علف خوار ندارد بلكه گوشت خواران را نیز در بر می گیرد و حتی انسانهایی كه توسط سگ های هار گزیده شده اند جهت معالجه هاری به طواف مقبره كوروش برده می شوند :اولین گزارش طواف سگ هار گزیده شدگان در روزنامه « وقایع اتفافیه » ( شماره 261، پنجشنبه جمادی الاول 1272هجری قمری ، صفحه 3 ) درج شده است. در این گزارش آمده است : « [ در این ] اوقات چند سگ دیوانه در شیراز به هم رسیده و جمعی را گرفته و زخم دار كرده بودند چون در میان اهل آنجا شهرت دارد كه هر كس را سگ هار گزیده باشد به زیارت ... برود برای افاقه خواهد بود لهذا جمعی را كه سگ هار گزیده بود به زیارت آنجا اعزام شدند و سگهای دیوانه را كشتند .» (12 )علاوه بر گزارش«روز نامه وقایع اتفاقیه»مولف «یكسال در میان ایرانیان» نیز از طواف سگ هار گزیدگان بر آرامگاه كوروش خبر داده می نویسد كه : راهنمایش به او گفته« هر گاه سگ هاری كسی را گزیده باشد» او خود را به آرامگاه كوروش رسانده و با مالیدن خود به سنگهای این آرامگاه انتظار معالجه شدن را دارد. (13 )« كیاش» یك سیاح دیگر در سال 1889 از مقبره كوروش دیدن كرده است می نویسد :«حالا هزاران نفر برای زیارت این نقطه می آیند...و اعتقاد دارند كه هر كس را سگ هار گاز گرفته باشد اگر در طی 40 روز دو یا سه مرتبه دور قبر [كوروش] بچرخد شفا می یابد». (14) او در جایی دیگری از گزارش خود می نویسد :«در آن میان خصوصا هر كه را سگ هار گاز بگیرد او چهل روز در آن جا آمده به عبادت مشغول می شود» . (15)البته طواف مقبره كوروش سگ پرورده توسط سگ هار گاز گرفتگان به این آسانی ها هم كه سیاحان خارجی گزارش كرده اند نیست و خود دارای آداب و رسوم و شرایط خاصی است و به اصطلاح دارای تشریفات و بالطبع دارای رئیس تشریفاتی نیز است كه مختص یك خانواده معین است و هر كسی و هر از راه رسیده ای نمی تواند آداب و شرایط تطهیر را بجای آورده و طلب شفای هار شدگان را از كوروش سگ پرورده بنماید. مسئول اجرا و رئیس تشریفات این مقبره زن و شوهری بنام «سید محمد» و «زینب» هستند .وقتی كه سگ هار گزیده ای به امید شفا به زیارت گور كوروش سگ پرورده برده شود«سید محمد ، بیمار مرد و زینب، بیمار زن را به سرچشمه خاكی كه در لب رودخانه پلوار و غرب آرامگاه كوروش قرار دارد میبرند لباسهای كهنه وی را در می آورند و در این هنگام جملات شعر گونه ای را این چنین می خوانده اند :غسل می كنم ،غسل سگ هاری از كُل سر تا پنجه، ملكی در آری بده اولاد نبی دعا كنه نمیری [ كل به معنی فرق سر و پنجه به معنی نوك انگشتان و ملكی نوعی گیوه و كفش است و منظور از اولاد نبی ، خود سید محمد می باشد .] البته لباس های شخص بیمار را در همان جا آتش می زده اند سپس بیمار را برای هفت مرتبه طواف دور آرامگاه می بردند طواف می دادند و معتقد بودند كه سگ هار گزیده خوب خواهد شد». (16)طبیعی است این آداب و رسوم طواف مقبره كوروش سگ پرورده برای «هار شدگان» معمولی است و هر جه شان اجتماعی«هار شدگان» بالاتر رود مراسم با تشریفات پیچیده تر و با عظمت تر برگزار می شود چنانچه از آخرین «سگ هار گزیده»و «هار شده تاریخ » یعنی «شاهنشاه عاری از مهر » گزارشی در دست است كه او برای معالجه «هاری»خود مراسم با عظمتی با حضور دهها رئیس جمهور و روسای دولتهای مختلف با نام «جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی» راه انداخت و با طواف بر مقبره كوروش سگ پرورده به او اطمینان خاطر داد كه «آسوده بخوابد چون او- همچون سایر هار شدگان- بیدار است» ولی با آنهمه خرج و مخارج از معالجه شدن این «هار شده تاریخ » گزارشی در دست نیست و طبق نظر مردم هاری تا پایان زندگی كثیف او چون بیماری مزمن و جانكاه در جانش باقی ماند و حتی از او به فرزند خلف اش نیز سرایت كرده و حالا آن «توله سگ هار شده» با خرج میلیونها دلار از پولهای غارتی این مردم فیلمی پر خرج توسط چهار فیلمساز سوئدی با نام «كوروش كبیر» می سازد تا خود را وارث حقیقی «كوروش سگ پرورده» بنمایاند. قصدی كه بی مصرف چنین خرج كلانی نیز تنها با ذكر نام «پهلوی» در تاریخ ایران حاصل می شد و نیاز به این سرمایه گذاری كلان نداشت ! منابع و ماخذ :1- آذربایجان گونشی (خورشید آذربایجان ) ، هفته نامه ادبی ، فرهنگی ، اجتماعی و تاریخی دانشگاه تبریز ، سال اول ، شماره 4 ، آذر1382، ص 2 2- ایران باستان یا تاریخ مفصل ایران قدیم ، حسن پیر نیا ( مشیر الدوله سابق ) ، جلد اول ، چاپ دوم، انتشارات ابن سینا و بنگاه دانش ، بی تا،تهران ،ص2403- همان جا، همان صفحه4- كوروش دروغین و جنایتكار ، صادق خلخالی ،بی تا ،بی جا ، 1360 ، ص 275- همان جا،ص286- ایران باستان ،ص 2627- قصص قرآن مجید،برگرفته از تفسیر ابوبكر عتیق نیشابوری مشهور به سور آبادی متوفی 404هجری قمری ،ترجمه دكتر یحیی مهدوی ، انتشارات دانشگاه ، 1347، ص 208و متون تفسیری ، دكتر قاسم انصاری ، ابتشارات دانشگاه پیام نور ، چاپ هشتم ، دی 1379، تهران ، ص 1018- كوروش دروغین و جنایتكار ، ص 279- كتیبه های هخامنشی ، رضامرادی غیاث آبادی ، انتشارات نوید شیراز ، ویرایش دوم ، شیراز ، 1380، ص 19310- آرامگاه كوروش و باورهای مردم فارس ، جمشید صداقت كیش ، انتشارات خجسته ، تهران 1380، صص 98-9711- همان جا ، ص 10912- همان جا، ص 9813- همان جا ، ص 9914- همان جا ، همان صفحه15- همانجا ، همان صفحه16- همانجا ، ص 110 | |
پاسخ ها1 26 اردیبهشت 1387 ساعت 17:36 | |
دکتر حسین فیضالهی وحید هخامنشیان سلسلهای از اقوام وحشی و بیابانگرد به اصطلاح آریایی بودند كه توسط جوانكی دزد و فاسدالاخلاق بنام كوروش در سال 550 ق.م درایران تاسیس و با حمله اسكندر مقدونی و كشته شدن آخرین پادشاه جنایتكار این سلسله بنام داریوش سوم در سال 331 ق.م همچون جرثومههایی از فساد از روی زمین برافتاد و به زباله دانی تاریخ سپرده شد.اعمال و افكار و حركات و سكنات این جوانك دزد در دهههای اخیر مورد تقلید و سرمشق و «ایدئولوژی» رژیمی فاسدتر از رژیم هخامنشی گردید و احمقی از حُمقای تاریخ كه «عقیده خودبزرگ بینی» داشت خواست كشور ایران را به «دروازههای تمدن بزرگ» برساند، تمدنی كه خطوط اصلی آن از «دروازه غار» و «میدان تیر» و «میدان اعدام» تهران میگذشت و به زندانهای «قزل قلعه» و «قزل حصار» و «قصر» منتهی میشد.«گریمورهای تاریخ شاهنشاهی» از این جوانك دزد و فاسدالاخلاق سعی داشتند چهره «منجی ایران» را ترسیم نمایند غافل از اینكه انوار آفتاب حقیقت از زیر پرده آهنین جهلهای شاهنشاهی نیز گذشته و جهان حقیقت را نور باران كرده و خفاشان شبپرست را مجبور خواهند كرد در مقابل عزم آهنین تاریخ حقیقی این ملت سر خم كرده و بساط شارلاتانی و شاهبازیهای خود را جمع نمایند ولی آنها مزبوحانه میكوشند تا جلو روشنگریهای اصیل تاریخی را با پولهای به غارت برده و با ساختن فیلم چندین میلیون دلاری «كورش كبیر» بگیرند.این فیلم مضحك كه امروزه با همكاری چهار فیلمساز سوئدی و با پشتیبانی و ساپورت كامل«رضا پهلوی» - پالانی سابق- تهیه میشود قرار است بغیر از آمریكا در بیشتر شهرهای بزرگ اروپا از طریق تلویزیون پخش شود.(1) و هدف از آن «تحریف تاریخ واقعی ایران» و چهره انسانی دادن به جوانكی دزد و فاسدالاخلاق بدخوی و سگ پروردهای است كه مورد افتخار «لایقان» خود میباشد و بر جوانان این آب و خاك است كه در مقابل تحریفهای این ورشكستهگان به تقصیر «پهلوی گرا» با نوشتن مقالههای روشنگر از متون صحیح یونانی و اسلامی برآیند تا فاجعه «دروازه تمدن بزرگ» بار دیگر گریبانگیر این مردم نشود و بدبختیها و «آریا بازیهای» عاری از مهری از نو تكرار نگردد.حال با این مقدمه كوتاه در مورد فیلم «كوروش كبیر» - كه دهن كجی آشكار به تاریخ واقعی این مردم است – به بررسی سلسله هخامنشی میپردازم تا ریشههای این كج اندیشی نمایان گردد. (19)فاعبترو یااوالابصار (عبرت بگیرید ای صاحبان بینش).
|









