userinfo close

  ,

آذربایجان


azerbaijanclub

تاسیس: 14 بهمن 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: آذربایجان آذربایجان - معاونان
اؤنجه عضو اول ایكینجی سی امتیاز وئر اوچونجوسو بحث لره قاتیل تورك دیلیمیزین و آذربایجانین حورمتین ساخ ادامه »
اؤنجه عضو اول
ایكینجی سی امتیاز وئر
اوچونجوسو بحث لره قاتیل
تورك دیلیمیزین و آذربایجانین حورمتین ساخلا.
یولداشلارینیدا بورا چاغیر.
آذربایجان ایندی بیزی سسلیر.
*یاشاسین آذربایجان*
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
50
251
90/12/10 (09:30)
168
426
91/1/10 (12:23)
234
706
91/1/5 (18:45)
2
14
90/12/29 (20:11)
95
395
90/12/8 (23:50)
1
8
90/12/3 (13:06)
108
180
90/10/26 (10:39)
9
52
90/9/12 (18:49)
1
22
90/7/22 (12:09)
0
6
90/7/15 (22:18)
2
37
90/5/30 (10:08)
0
5
90/5/26 (19:44)
23
82
90/5/6 (10:24)
0
14
90/4/8 (01:19)
0
26
90/3/29 (18:42)
2
18
90/3/1 (14:27)
3
42
90/2/19 (14:46)
0
30
90/2/11 (17:06)
37
268
90/1/30 (20:04)
12
39
90/1/26 (12:09)

عنوان بحث :: این بحث را 2 نفر دنبال می کنند.

نیما سالاری , mahson
نیما سالاری - 17:40 1389/10/20

تابناک و نویسنده هایی جعلی با اسمی ترکی خالص!!!

20 دی 89 - 17:13
نمی دونم شما هم از جمله کسانی هستین که نسبت به مطالب منتشره در سایت های فارسی زبان عنایت دارید یا نه، سایت هایی مثل جهان نیوز و تابناک و عصر ایران و امثالهم.تقریبا جهان نیوز مدعی سبقه های اصول گرایی و عدالت محوری است ،سایت عصر ایارن هم معمولا هم به نعل می زند و هم به میخ.گاهی نظراتی مورد علاقه اصلاح طلبا و جنبش سبزی ها منتشر میکنه، و گاهی هم در حمایت از دولت و اصولگرایی.به هر حال در این میان به قول خودمون بند بازی میکنه، هم میخاد اینو بدوشه و هم اونو.بیشتر درد دیده شدن داره و شدیدا هم در رقابت از تابناک هست.اما داستان تابناک ، کمی متفاوت تر از این هاست(البته این تفاوت ها در همان مرزهای اصولگرایی و اصلاح طلبی خلاصه میشه و در ورد احترام به تفکرهای دیگر مخصوصا در مورد هویت طلبی و حق خواهی گروه های قومی همگی آنها در یک سمت جبهه قرار داشته و شدیدا در پی تخطئه و مخالفت با این جنبش های مباشند.)
تابناک اولین بار با آدرس و نام بازتاب پا به عرصه خبررسانی گذاشتن.اون موقع مدیریتش با فواد صادقی بود، یعنی مدیر کنونی سایت آینده نیوز.آدمی که شدیدا تمایل به جناج آقای هاشمی داره و سینه سوخته و درد کشیده از اصولگراهای طرفدار دولت هست.بگذریم از اینکه تابناک یک دوره فیلتر شد و بعدش هم اومدن این سایت تابناک رو با همون شکل و شمایل راه انداختن، اگرچه تیم نویسنده هاش عوض شدن.قصدم نوشتن تاریخ و شرح و توضیح تحولات این سایت ها نیست.خلاصه اینکه ،این سایت تابناک شدیدا تمایلات پان ایرانیستی و پان فارسیستی داره.اتهام بی دلیل و بی ربطی هم نیست ، من هم آدم افراطی ای نیستم، این حرفیه که هر آدم منصفی با پیگیری مطالب مندرجه از این سایت ، تاییدش میکنه.معمولا از هر سه تا خبر یکش بر ضد عرب های حاشیه خلیج فارس هست و دیگری هم بر ضد ترک ها، فرقی نداره، ترکیه باشه یا آذربایجان.البته این روزها به خاطر صمیمی شدن، ایران و ترکیه، کمتر جرات میکنه، به ترکیه بتوپه، اما آذربایجان رو هر روز مورد حمله قرار میده.سند حرفم، مطالبی است که در قسمت مقالات ان سایت به قلم افراد خاص و مشخصی قرار داده میشه.در این مقالات شدیدا به آذربایجان هجوم برده میشه و استقلال و هویت این کشورر هدف ادعاهای  غرض ورزانش قرار میده.اما نکته ی اساسی در مورد این مطالب ، که علت اصلی نگارش این مطلب بود، نام های نویسنده های این مطالب است.بنده که تا امروز مطالب این بخش رو پیگیری کردم ، یک نکته ای برام جالب توجه بود، اونم اسامی این افراد هستش.اولین نفر یکی بود به اسم بادکوبه ای، بعدی ایاز تبریزلی، سومی حسن گلی و امروز هم مشاهده کردم، مطلبی نوشته آقایی به نام بایرام تبریزلی منتشر شده.چیزی نظرتون رو جلب نکرده؟بنده بارها در ذیل مطالب این سایت درخواست و خواهش کردم، که در مورد نویسنده ها، بیوگرافی بدن.اینکه این آقایون کی هستن، کجا کار میکنن، پژوهشگر کجا هستن، کجا درس خوندن یا می خونن.اطلاهاتی از این دست.اما فقط در مورد حسن گلی این کار انجام دادن و در مورد اقایون بادکوبه ای، ایاز تبریزی و ورژن جدیدشون بایرام تبریزلی تا به حال هیچ توضیح و بیوگرافی ای رو مشاهده نکردم.
بادکوبه ، عنوانی است که این پان فراسیست ها به شهر باکو اطلاق میکنن، و وقتی نویسنده ای با نام بادکوبه ای  مطالبی در ضدیت با آذربایجان  می نویسد، خود به خود می خواهد به خواننده این را القا کند که ایشان از خودشان است.یعنی از آذربایجانی هایی که اتفاقا از اصالت !! هم برخوردار است.و یا انام های آیاز و بایرام، که ترکی هستند.بایستی به این نکته توجه داشت که استفاده از این نام ها برای هدف قرار دادن آذربایجانی هایی است که فعلا هویت ملی و هویت طلبانه به خود نگرفته اند، اما علایقی به فرهنگ و هویت آذربایجانی دارند، دوست دارن که نام ها ترکی برایفرزندانشان انتخاب کنن و یا همچنان فضای خانه و خانواده ترکی صحبت کنند.وقتی این افراد مطالبی را می خوانند که در محل درج نام نویسنده یک نام ترکی با پسوند تبریزی و یا تبریزلی وجود دارد ناخودآگاه به محتویات مطلب اعتماد کرده و با نویسنده آن همراه و هم رای می شود.حرف من این است که این سایت با بکار بردن اسامی جعلی در پی گمراه نمودن آذربایجانی ها می باشد.در این مقالات از ابتدا تا انتها به هویت آذربایجانی ،  نظام سیاسی آذربایجان ،  مسوولین و مقامات آذربایجان توهین می شود و سعی در القای شکافی مابین آذربایجان ایرن و جمهوری آذربایجان می کند.و نظرهای عاری از صداقت دیدگاه خود را با اسامی و نام های خالص ترکی به خورد خوانندگان سایت که بسیاری از آنها آذربایجانی هستند میکنند.لطفا در مورد این نکته های ریز اما مهم توجه فرمایید.با تشکر 
جدیدترین مطلب از نویسنده های جعلی سایت تابناک
یک ترک همدانی ساکن بهار
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
امیرحسین ب , xazar
امیرحسین ب - 18:49 1390/09/12
9

سلام

دوست گرامی، از ابتدا بحث من روی اندیشه های "ایران گرایان" من جمله بادکوبه ای بود که تحت لوای ناسیونالیسم کور ایران گرایی هر دشنامی را نثار ترک و عرب میکنند و ظاهرا هر چه این دشنام هایشان غلیظ تر و سخیف تر باشد، میزان ایران گرایی شان بیشتر است. من به نمونه ای از افکار ایران گرایی ایشان اشاره کردم.

پیش کشیدن بحثهای ترک گرایی (من نظر خودم را در کامنتهای قبل راجع به هر نوع پانی ابراز داشتم) و غیره از جانب شما را من نوعی خلط مبحث میدانم و لذا در این زمینه ادامه نمیدهم.

 مطمئن باشید با هم بودن واقعی تمام ایرانیان تحت چنین اندیشه های ایران گرایانه ای بی مفهوم و قطعا غیر ممکن است.

 

علیرضا افشاری , mardavich
علیرضا افشاری - 11:31 1390/07/25
8
دوست گرامی! من نظر خودم را گفتم که «چنین برخوردهایی را نمی‌پسندم». آنچه آورده بودم تنها برای درک زمینه‌ی بروز چنین اندیشه‌هایی بود.
آرمان شخصی من، رسیدن به ایرانی است بدون هیچ‌گونه تبعیض و همراه با احترام و بر پایه‌ی بخش‌های ستایش‌شده فرهنگش و با پیوند به تاریخ دراز خود، آنهم از این‌رو که، ما در طی تاریخ‌مان توانستیم راه‌هایی برای پیشرفت انسان بیابیم - که در ادبیات ما و یا در قالب عرفان ما (که خود بر پایه آیین‌ها و اندیشه‌های کهن‌تر است) صورت‌بندی شده است؛ چیزی که جهان امروز سخت بدان نیازمند است. از سوی دیگر، این با هم بودن ایرانیان را بازی برنده‌-برنده‌ای می‌دانم که برای همه‌ی تیره‌های ایرانی مفید است. این موضوع قابل بحث است و مطمئنا اگر به این نتیجه برسم که بازتوانمندسازی ملت بزرگ ایران به صلاح فلان گروه یا قوم نیست اصراری به پیوند آن نداشته باشم.
متاسفانه الگوبرداری از ناسیونایسم اروپایی - که اختلاف‌هایی با ملی‌گرایی کهن ایرانی دارد - را ریشه چنین مشکلی می‌دانم که به‌ویژه به‌طرز وحشتناکی در میان اقوام در حال بازتولید است.
آنچه را درباره مخالفتت با نژادپرستی از هر نوعی گفتی، امیدوارم جدی بگیری، چرا که  به‌طور بسیار گسترده‌ای در مورد ترک‌گرایان دیده می‌شود.
امیرحسین ب , xazar
امیرحسین ب - 18:09 1390/07/23
7
نقل قول از : علیرضا افشاری

خوب شعری را گلچین کردی!
ولی حتما خودت تشخیص می‌دهی که چنین سروده‌ای تحت تاثیر وجود چه شرایطی در جامعه است، هر چند که من هم چنین برخوردهایی را نمی‌پسندم.
ریشه چنین ادبیاتی به شعرهای سده‌های سوم تا پنجم و نهضت شعوبیه برمی‌گردد که در برابر دشنام‌های اعراب - جالب است که به زبان عربی - به زبان و فرهنگ عرب‌ها می‌تاختند.
البته چنین مفاخره هایی در سنت شعری اعراب هم ریشه‌ی قدرتمندی دارد.
به هر رو امیدوارم شما که تا این اندازه - به حق - به موضوعات نژادپرستانه حساس هستید ادبیات دوستان هم‌اندیش ترک‌گرا را هم - به عدالت - رصد کنید.

 

اتفاقا این شعر از اشعار متعادل ایشان بود. به عبارتی میزان ایران گرایی (بخوانید توهین به عرب و ترک) این شعر ایشان متوسط بود. اگر به مجله حاکمیت ملت؛ ماهنامه داخلی حزب پان ایرانیست مراجعه کنید، اشعار بسیار ایران گرایانه تر ایشان را میتوانید مشاهده کنید.

دوست گرامی، اشعار نژاد پرستانه قرن بیست و یکمی این چنین را به دلایلی چون "تحت شرایط حال حاضر"، "پاسخی به اعراب قرن سوم هجری"، "نهضت شعوبیه" و غیره نمیتوان توجیه کرد.

موضع من در قبال هر نوع نژاد پرستی که از نوع پارسی چه از نوع ترکی چه از نوع ایرانی آن کاملا مشخص است. به سادگی میتوانید این موضع من را - حداقل در این چند کامنت پیشینمان- و موضع گیری که در قبال کردان ترکیه داشتم ملاحظه کنید.

به هر حال اگر واقعا دوستدار ایران (نه از نوع ایران گرایی کذایی امثال بادکوبه ای) هستید، اگر به تمامی فرهنگها، زبانها، تفاوتهای مزدمان آن علاقه دارید، تعارف را کنار بگذارید، تجزیه کنندگان واقعی ایران همان بادکوبه ای ها هستند که پشت نقاب ایران گرایی بزرگترین خیانت را بایران میکنند و متاسفانه بسیاری از افراد با الفاظ ایران گرایی، شعوبیه و غیره بر آن سرپوش گذاشته یا در نهایت به جای محکومیت چنین اندیشه های به لفظ "نپسندیدن" اکتفا میکنند.

خدا حافظ آذربایجان کولگه دولتی  دولت سایه آذربایجان , sayid
6
آقای علیرضا افشاری!!
شما وقتی ما این سایت را سال 83 راه انداختیم با ما بحث می کردید
و اینک هم هستید
می توانم بپرسم شغل شما چیست؟ چطور مثل ما دنبال نون آب نرفتید و هنوز با همان عکس دارید مانع بحث های ما میشوید!
آری مانع!
این چه فرهنگ اسفسطه و مغلطه ای است که شما فارسپرستان پیشه کرده اید
"به هر رو امیدوارم شما که تا این اندازه - به حق - به موضوعات نژادپرستانه حساس هستید ادبیات دوستان هم‌اندیش ترک‌گرا را هم - به عدالت - رصد کنید."
هر جا کسی حرف حقی می زند تلنگر می زنی که اون ور هم اینجوریه ها!! یوخ بابا!

من سعیدم، همان گلادیاتور!
شاید ماموری بودی و هنوز هم خوشحالی که اجبار روزگار ما را کنار می بردولی پول مفتی که از بیت المال این مردم بدبخت به جیبت ریخته میشود که مثلا جنگ سایبری کنی سرمست دروغهایت کرده است!
بس کنید آقا
این جنگ ناعادلانه است
جنگی سازمانی علیه ملتی بدون دولت!
اما کور خونده اید! ما ملت زنده ای داریم که نسل در نسل اهتمام دارد بر آزادی راه ملتش!

علیرضا افشاری , mardavich
علیرضا افشاری - 17:13 1390/07/4
5
خوب شعری را گلچین کردی!
ولی حتما خودت تشخیص می‌دهی که چنین سروده‌ای تحت تاثیر وجود چه شرایطی در جامعه است، هر چند که من هم چنین برخوردهایی را نمی‌پسندم.
ریشه چنین ادبیاتی به شعرهای سده‌های سوم تا پنجم و نهضت شعوبیه برمی‌گردد که در برابر دشنام‌های اعراب - جالب است که به زبان عربی - به زبان و فرهنگ عرب‌ها می‌تاختند.
البته چنین مفاخره هایی در سنت شعری اعراب هم ریشه‌ی قدرتمندی دارد.
به هر رو امیدوارم شما که تا این اندازه - به حق - به موضوعات نژادپرستانه حساس هستید ادبیات دوستان هم‌اندیش ترک‌گرا را هم - به عدالت - رصد کنید.
امیرحسین ب , xazar
امیرحسین ب - 19:50 1390/06/16
4
نقل قول از : علیرضا افشاری

آن نام‌ها را نمی‌دانم ولی شاعری را به نام مصطفی بادکوبه‌ای می‌شناسم که هم نام خانوادگی‌اش قدیمی است و هم  تباراً به آن شهر در قفقاز برمی‌گردد و بسیار هم ایران‌گراست.

 

از جمله اشعار این شاعر بسیار ایران گرا:


مرابه قعر جهنم ببر خدای عرب

به شرط آنکه نیاید در آن صدای عرب

مرا بهشت چه حاجت که زاده عشقم 

بهشت ِ حوری و غلمان بود سزای عرب

هزار ننگ تورا باد ، گر نمی فهمی

بجز کلام ُپراز قهر وانحنای عرب 

خدای من ، همه عشق است بی نیاز کلام

نه آن خدا که همی سَردهد ، صَلای ِ عرب

خدای عشق و مُحبت که خانه اش دلِ ِ ماست 

نه ُمبتلای الفبا نه ُمبتلای عرب



اگر ایران یعنی سرای ترک و فارس و عرب و کرد و لر و بلوچ و غیره، من به هموطنان عرب و عرب تبارم و هر کس که دلسوز واقعی ایران است، حق میدهم که از واژه ایران گرایی متنفر باشند.

در عصر 21 ام، به حال چنین نویسندگان ایران گرایی متاسفم.

قدرت عیبی یوخ , sahlan_a
قدرت عیبی یوخ - 11:59 1390/06/6
3

جمهوری آذربایجان  قدرتی نوظهور در قفقاز !                           

                                                                   دكتر بهرام امیراحمدیان

           استاد دانشگاه‌های تهران و کارشناس روابط بین الملل و مسائل ژئوپلیتیکی  آسیای میانه و قفقاز  

جمهوری آذربایجان با مساحتی برابر 6/86 هزار کیلومتر مربع در شرق قفقاز واقع شده و نوار مرزی آن در ساحل غربی دریای خزر 456 کیلومتر است. بندر باکو بزرگترین شهر ساحلی دریای خزر با دو میلیون نفر جمعیت یکی از بزرگترین و قدیمی ترین شهرهای منطقه است.  جمهوری آذربایجان هم از نظر موقعیت ژئوپلیتیکی و هم مکان جغرافیایی از اهمیت خاصی در منطقه قفقاز و دریای خزر برخوردار است که این موقعیت یگانه و تغییرناپذیر است.

میراث فرهنگی و معماری ملی و اسلامی جمهوری آذربایجان مهمترین عامل ثبات ملت جمهوری آذربایجان است. آذربایجان دومین کشور شیعه جهان است که با برخورداری از باور آذریها به اینکه خودشان ملت بزرگی هستند که سابقه دولتمداری در منطقه را دارا هستند، به آنان نوعی اعتماد به نفس داده است. میراثهای گرانبهای معماری و آداب و رسوم مردم آن در کنار تنوع فرهنگی و انواع غذاها، پوشاک و صنایع دستی متنوع و چشم اندازهای جغرافیایی متنوع این کشور را به موزه مردم شناسی تبدیل کرده است که همه ساله هزاران گردشگر خارجی را بخود جلب می کند که موجب شکوفایی اقتصادی می شود. 

جمهوری آذربایجان پرجمعیت‌ترین کشور در میان جمهوری‌های قفقاز است. در سال 2008 جمعیت جمهوری آذربایجان به 7/8 میلیون نفر رسید که حدود 52 درصد آنها در شهرها زندگی می‌کنند. در آذربایجان 24 درصد و در ارمنستان 22 درصد جعیت کمتر از 15 سال دارند. آذربایجان جمعیتی با ساختار جوانان دارد که به نیروی کار آموزش دیده تبدیل و در آینده آذربایجان نقش ارزنده ای ایفا خواهند کرد.

پیش بینی می شود جمعیت آذربایجان در سال 2025 به 7/9 میلیون و در 2050 به 6/11 میلیون نفر برسد. در مقابل جمعیت ارمنستان در حال حاضر 3 میلیون نفر است که در سال 2025 به به 4/3 و در سال 2050 در همان حد باقی خواهد ماند و رشدی نخواهد داشت. امید به زندگی در بدو تولد در آذربایجان برای مردان 70 و برای زنان 75 سال است. اکنون جمعیت آذربایجان به تنهایی بیش از جمعیت دو جمهوری دیگر قفقاز (ارمنستان و گرجستان)است.

در سال 2007 در آذربایجان از تعداد کل شاغلان در بخش اقتصادی 70 درصد در بخش خصوصی فعال هستند. تعداد بیکاران 281 هزار نفر (5/6% فعال از نظر اقتصادی) بوده است که تنها 51 هزار نفر آنها ثبت شده اند.

 جمهوری آذربایجان قدرتمندترین دولت منطقه قفقاز را داراست و قوی ترین ارتش منطقه را در اختیار دارد.   این کشور با کمکهای غرب، پیشرفته ترین ارتش منطقه را در اختیار دارد.

ذخایر اثبات شده نفت خام آذربایجان در پایان سال 2008 برابر 7 میلیارد بشکه بوده است که حدود یک درصد ذخایر اثبات شده جهان را تشکیل می دهد. این کشور روزانه 914 هزار بشکه نفت تولید می کند که با صرفه جویی در مصرف در سال 2008 با 26 درصد کاهش مصرف، مصرف روزانه خود را به 71 هزار بشکه در 2008 رسانده است. ذخایر اثبات شده گاز آذربایجان در همین سال 2/1 تریلیون متر مکعب و تولید سالانه 7/14 میلیارد متر مکعب بوده است که در نتیجه این کشور به جرگه صادر کنندگان گاز منطقه تبدیل شده است

جمهوری آذربایجان که جمعیت آن از 7/7 میلیون نفر در سال 1995 به 7/8 میلیون نفر در سال 2008 رسیده است(با رشد سالانه حدود 1/1% در سال)، توانسته است طی این مدت تولید ناخالص داخلی خود را از 4/2 میلیارد دلار در سال 1994 به 3/46 میلیارد دلار در سال 2008 برساند. در عین حال درآمد سرانه از 319 دلار در سال 1995 به 5321 دلار در سال 2008 رسیده است(حدود هفده برابر افزایش).

دولت آذربایجان7/22% از تولید ناخالص داخلی کشور را مصرف می کند و کسری بودجه آن سالانه کمتر از 1% بوده است. در سال 2007 در بخش صنعت 4/88%، در ساختمان 9/71%، در کشاورزی 8/99%، در تجارت 2/99% و در حمل و نقل 4/71% توسط بخش خصوصی تولید می شود. این شاخصها نشان دهنده موفقیت برنامه های خصوصی سازی اقتصادی بوده است. از سال 2003 تا کنون نرخ برابری منات در برابر دلار تقویت شده و پول ملی از قدرت با ثباتی برخوردار است.

در سال 2007 در آذربایجان حدود 5 میلیارد دلار سرمایه گذاری مستقیم صورت گرفته که در منطقه بی سابقه بوده است.

در سال 2006 حجم تجارت خارجی آذربایجان برابر 7/11 میلیارد دلار بوده است( واردات 5266 میلیون دلار و صادرات 6372 میلیون دلار). در همین دوره رقم مربوط به ارمنستان 7/2 میلیارد دلار بوده است. در سال 2007 حجم تجارت خارجی 8/11 میلیارد دلار بود که شامل 1/6 میلیارد دلار صادرات و 7/5 میلیارد دلار واردات بوده است.

 البته ناگفته پیداست که سهم نفت در تجارت خارجی بسیار زیاد است و بدون دسترسی به درآمدهای نفتی این میزان تجارت خارجی ممکن نمی شد، چیزی که ارمنستان از آن محروم است. تجارت خارجی جمهوری اسلامی ایران در این دوره 117 میلیارد دلار بوده است. به سخنی دیگر می توان گفت که چون جمهوری آذربایجان جمعیتی برابر یک دهم ایران دارد، تجارت خارجی آن هم به اندازه یک دهم ایران است و هر دو کشور شیعه و صادر کننده نفت با شاخصهایی برابر در حال توسعه هستند.

به این ترتیب جمهوری آذربایجان به قدرتی تاثیر گذار در منطقه خود تبدیل شده است. بهره برداری از چاههای نفتی که در سال 1995 به نام پروژه بزرگ قرن نام گرفت، با افتتاح خط لوله باکو- تفلیس- جیهان، و خط لوله انتقال گاز باکو - تفلیس ارزروم، درآمدهای سرشاری را نصیب دولت آذربایجان کرده و رشد تولید ناخالص دو رقمی آن در سالهای اخیر ناظران را متحیر کرده است. ایجاد آرامش در سایه ساختار قدرتمند دولت مرکزی و تقویت موقعیت حزب یئنی آذربایجان(حزب هوادار دولت) است که زمام امور کشور را در اختیار دارند. حدود 23 درصد از تولید ناخالص داخلی این کشور سرمایه گذاری صورت می گیرد. چند سال متوالی است که آذربایجان رشد بی نظیر سالانه دو رقمی را تجربه می کند و در سال 2008 رشد آن نسبت به سال قبل 8/10 درصد بوده است. از موفقیتهای مهم جمهوری آذربایجان کاهش رشد جمعیت و تنظیم خانواده است که اکنون به 1/1درصد رسیده است. از اینرو می توان گفت که سهم تولید ناخالص سرانه سال بسال افزایش خواهد یافت.

در شهر باکو گفته می شود که بیش از 400 برج اداری و مسکونی سربرافراشته یا در حال ساخت هستند. چهره پایتخت کشور نسبت به سالهای آغازین دهه 1990 کاملا دگرگون شده است. امروزه شهر باکو به مرکز سرمایه گذاری شرکتهای خارجی و دولتهای متعدد غربی تبدیل شده است. زمانی آذربایجان بشدت نیازمند کمکهای ایران بود و خود را وابسته به ایران می دید اما اکنون اوضاع دگرگون شده است. سرمایه گذاری در صنعت نفت و انرژی چهره کشور و ساختار اقتصادی، اجتماعی و در نهایت سیاسی آن را دگرگون کرده است. به همین سبب آذربایجان قصد آن دارد که با تکیه بر متحدان منطقه ای و فرامنطقه ای و ساختارهای قدرتمندی که از در آمدهای نفتی بدست آورده است، به ایفای نقش بپردازد. در این راستا و در شرایط کنونی آذربایجان تا کسب قدرت قابل قبول و آمادگی کافی، قصد رویارویی نظامی با ارامنه قره باغ را ندارد که از سال 1994 حدود 20 درصد خاک آن را تجزیه و اعلام استقلال کرده اند. بودجه نظامی آذربایجان سال بسال در حال افزایش است.

نیروهای نظامی آن با استانداردهای اروپایی نوسازی و آموزش دیده می شوند. آن طور که گفته می شود شاید آذربایجان زودتر از گرجستان و ارمنستان به ناتو بپیوندد. از اینرو باکو به مرکزی برای رفت و آمد و بازدیدهای سران جهان و مقامات بلند پایه جهانی تبدیل شده است. کنفرانس های بین المللی، دیدار های رسمی، برگزاری جشنواره ها و کنگره های جهانی، و دیگر اقدامات دولت جمهوری آذربایجان در راستای ایفای نقش بیشتر در منطقه و جهان، نشان از اراده باکو برای بین المللی شدن دارد. انتخاب باکو به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام در سال 2009 از سوی آیسیسکو و یونسکو، نشان از پتانسیلهای آذربایجان در مناسبتهای مهم جهانی دارد. در عرصه سیاست های داخلی هم آذربایجان گامهای مهمی برداشته است و توانسته است با تکیه بر درآمدهای نفتی زیرساختهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، بهداشتی و آموزشی خود را دگرگون و در راههای توسعه گام بردارد.

 اکنون جمهوری آذربایجان آن کشور کوچک و فقیر جنگ زده نیمه نخست دهه 1990 نیست و با همان ادبیات آن دوره نمی توان با آن گفت و گو کرد.

اکنون جمهوری آذربایجان نه تنها تهدیدی احساس نمی کند، بلکه می خواهد با تکیه به قدرت اقتصادی و پشتوانه شرکتهایی که در آنجا سرمایه گذاری کرده اند، سیاست خارجی مستقلی را در پیش بگیرد. طبیعی است که رئیس جمهور آذربایجان آقای الهام علی یف تجربه دولتمداری را هم در خانواده و از پدر و هم در دانشگاههای مسکو فراگرفته و عملکرد چشمگیری در دوره اول ریاست جمهوری داشته است. اقدامات عمرانی و رفاهی دولت آذربایجان که در سایه درایت های رئیس جمهوری و در کنار افزایش قیمت نفت در سالهای اخیر بدست آمده است آذربایجان را به کشوری پیشرو تبدیل کرده است. ساخت و ساز زیربناها و خدمات عمومی که مردم از آن بهره می گیرند، سبب افزایش قدرت دولت و حکومت شده است. تعداد دیگری از کشورهای نفت خیز در منطقه وجود دارند که نه تنها از افزایش درآمدهای نفت برای رفاه مردم بهره نبردند، بلکه درآمدهای سرشار نفت به ایجاد بحران های سیاسی و اقتصادی کشورشان نیز دامن زد. از اینرو مقایسه آذربایجان با سایر کشورهای مشابه نشان می دهد که در جمهوری آذربایجان عزم عمومی برای توسعه وجود دارد و مردم به این باور رسیده اند که می توانند برنامه های توسعه ای خود را دنبال کنند.

کمتر کشوری را در محیط بین الملل می توان یافت که با وجود بحران تمامیت ارضی بتواند بسوی توسعه زیربناها گام بردارد. اکنون آذربایجان به درجه ای از قدرت در تمام زمینه ها(ثروت، صنعت، آموزش، علم و فرهنگ، نیروهای مسلح) رسیده است که می تواند با بسیج جوانان خود جبهه قره باغ را براحتی فتح کرده و حاکمیت خود در این منطقه به اعاده کند، اما دولتمردان آذربایجان بخوبی بر این امر واقفند که صلح بد بهتر از جنگ خوب است. جنگ برنده ای ندارد و حتی طرف پیروز هم شکست خورده است. اکنون جهان جهان گفت و گو و مفاهمه است. جنگ به انسانهای عقب افتاده تعلق دارد. جامعه آذربایجان و ارمنستان از جوامع پیشرفته و مدنی هستند. در سیاست خارجی آذربایجان اعاده حاکمیت بر قره باغ از راه مذاکره و زبان دیپلماسی مطرح است و در این راه آذربایجان موفقیت های بسیاری در عرصه بین الملل کسب کرده است. زمانی نخواهد کشید که آذربایجان در اثر توسعه به کشوری مهم تبدیل خواهد شد و در آن زمان ساکنان ارمنی قره باغ خودشان با میل و رغبت به آغوش آذربایجان بازخواهند گشت.

زیرا یک واحد سیاسی خودمختار و توسعه یافته و مرفه در ترکیب جمهوری آذربایجان (جمهوری خودمختار قره باغ کوهستانی)، بسیار جذاب تر از یک واحد سیاسی مستقل ضعیف و قفیر است(جمهوری خودخوانده ناگورنو قره باغ). سازمان های مردم نهاد(NGO)، هنرمندان، نویسندگان، شعرا، موسیقیدانان، خوانندگان مردمی و ملی، اساتید دانشگاهها، نمایندگان پارلمان و شخصیتهای مستقل علمی و فرهنگی هر دو جمهوری آذربایجان و ارمنستان پتانسیلهای آن را دارند که قفقاز را به بستر همکاریهای علمی، فرهنگی، هنری، صنعتی و گردشگری تبدیل و منطقه ای بدور از تنشهای قومی و کج فهمی تبدیل کنند. آن روز دیر نیست. باب گفت و گو همیشه باز است. روشنایی پشت در است، در را بگشایید.   


علیرضا افشاری , mardavich
علیرضا افشاری - 11:07 1390/06/3
2
آن نام‌ها را نمی‌دانم ولی شاعری را به نام مصطفی بادکوبه‌ای می‌شناسم که هم نام خانوادگی‌اش قدیمی است و هم  تباراً به آن شهر در قفقاز برمی‌گردد و بسیار هم ایران‌گراست.
اما ندیدم خبرهای بازتاب را نقد کنی. یعنی آیا تحلیل‌هایی که درباره جمهوری آذربایجان دارد همه غلط است و نظام سیاسی آن جمهوری که فرزند یکی از ماموران برجسته کا.گ.ب است که در نظام کمونیستی جزو هیإت‌حاکمه بود را سالم می‌دانی؟ خانواده‌ای که دست‌شان به خون بسیاری از مردمان منطقه - از گذشته و تصفیه‌های استالینی تا امروز - آلوده است و از تبلیغ آذری‌گرایی و تهییج آذربایجانیان استفاده‌ای کاملا ابزاری را - در جهت خدمت به منافع بازیگران برتر منطقه و جهان - مد نظر دارد؟!
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.