userinfo close

  ,

آذربایجان


azerbaijanclub

تاسیس: 14 بهمن 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: آذربایجان آذربایجان - معاونان
اؤنجه عضو اول ایكینجی سی امتیاز وئر اوچونجوسو بحث لره قاتیل تورك دیلیمیزین و آذربایجانین حورمتین ساخ ادامه »
اؤنجه عضو اول
ایكینجی سی امتیاز وئر
اوچونجوسو بحث لره قاتیل
تورك دیلیمیزین و آذربایجانین حورمتین ساخلا.
یولداشلارینیدا بورا چاغیر.
آذربایجان ایندی بیزی سسلیر.
*یاشاسین آذربایجان*
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
50
251
90/12/10 (09:30)
168
426
91/1/10 (12:23)
234
706
91/1/5 (18:45)
2
14
90/12/29 (20:11)
95
395
90/12/8 (23:50)
1
8
90/12/3 (13:06)
108
180
90/10/26 (10:39)
9
52
90/9/12 (18:49)
1
22
90/7/22 (12:09)
0
6
90/7/15 (22:18)
2
37
90/5/30 (10:08)
0
5
90/5/26 (19:44)
23
82
90/5/6 (10:24)
0
14
90/4/8 (01:19)
0
26
90/3/29 (18:42)
2
18
90/3/1 (14:27)
3
42
90/2/19 (14:46)
0
30
90/2/11 (17:06)
37
268
90/1/30 (20:04)
12
39
90/1/26 (12:09)

عنوان بحث :: این بحث را 2 نفر دنبال می کنند.

ائلمان اورمو اوغلو , idin1360

مفاخر و مشاهیر تورك-تورك آدلیملاری

بورادا سیز عزیز یولداشلاریمیزا دونیا توركلرینین آدلیملارین تانیش ائده جه ییك.
سیزین یاردیملارینیزی گؤزلوروك

معرفی مفاخر و مشاهیر تركان جهان
شما دوستان نیز ما را در این اطلاع رسانی یاری فرمایید.

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
علیرضا صادقی نوکر امام علی النقی علیهما سلام , alireza_sadeghi_sh
23
یداله مفتون امینی
یدالله مفتون امینی در سال 1305 در قریه هوله سو در 5 کیلومتری شاهین در استان آذربایجان‌غربی به دنیا آمد

نام اصلی او یدالله امینی است اما چون در غزل‌هایش «مفتون» تخلص می‌کرد و غزل‌های او با این نام از سال 33 به بعد انتشار یافت؛ این عنوان، به نام او اضافه شد.

وی در سال 1325 از دبیرستان فردوسی تبریز و در سال 1328 از دانشکده حقوق تهران فارغ التحصیل شد.

امینی به مدت 31 سال در وزارت دادگستری خدمت کرد و در سال 1350 به جهت سیاسی بودن اشعارش از سمت قضایی برکنار شد و بعد از انقلاب اسلامی دوباره به کار خود برگشت.

وی اواخر سال 1359 بازنشسته شد و دوران اصلی شاعری‌اش از همین زمان شروع شد.

شعر مفتون امینی در تمام مجله‌ها و روزنامه‌های معتبر 60 سال اخیر انتشار یافته و علاوه بر شعر فارسی، شعر ترکی هم سروده است.

ازقدیمی ها شنیدم که یک از دوستان صمیمی محمدحسین بهجت تبریزی (استاد شهریار) بوده است و فعالیت در عرصه آذربایجان و ملت تورک باعث شد تا استاد شهریار وایشان ازنظر حکومت وقت قبل از انقلاب بدور نگه داشته بشوند چنانچه استاد شهریار دراین باره می فرمایند:

تهرانین غیرتی یوخ شهریاری ساخلاماغا         قاچمیشام تبریزه قوی یاخچی یالان بللن سین

که حتی در تحریف این سخن شهریار نوشته بودند:

گئتمیشم تبریزه قوی یاخچی یالان بللن سین

ائلمان اورمو اوغلو , idin1360
22

آتیلا امپراتور تورک

 

http://oxtay1.blogfa.com/
ائلمان اورمو اوغلو , idin1360
21

جلال افشار

(نام آوران اورمیه)



دكتر جلال افشار فرزند مجد السلطنه افشار دختر نوه ی مظفرالدین شاه قاجار است .و همسر وی خواهر شاعر نو پرداز ایران ،نیما یوشیج اسفندیاری میباشد . او بخشی از تحصیلات خود را در تفلیس گذراند و از بزرگان علم حشره شناسی در ایران و خاور میانه و محافل علمی جهان به شمار میرود . دكتر افشار جزو هشت تن از افرادی میباشد كه در راه پایه گذاری و گسترش علم كشاورزی ایران خدمات شایان ذكری انجام داده است . مرحوم افشار از یك خانواده ی اصیل افشار به دنیا آمد و متوفی در تهران است. دكتر جلال افشار 46 سال از عمر 80 ساله اش را صرف علوم حشره شناسی و پایه گذاری موزه ی حشره شناسی و تاسیس آزمایشگاه حشره شناسی ایران در دانشگاه تهران كرد و علاوه بر این خدمات آثار علمی و فرهنگی ارزشمندی از خود به یادگار گذاشته است.روحش شاد.

منابع:

_ نام آوران اورمیه،ص 52

_ بزرگان و سخن سرایان آذربایجان غربی ،ص106

_ مشاهیر علمی و فرهنگی اذربایجان غربی،ص 153

_ اورمیه در گذر زمان،ص 818

_ وبلاگ اورمو یوردو

 

تارکان یورغون , mmmooojjjttt
تارکان یورغون - 15:49 1389/12/4
20

سعید متین‌پور

سعید متین پور نویسنده، روزنامه نگار [۱] ‘ فعال مدنی آذربایجان و حقوق بشر [۲]ایرانی است. او متولد ۱۳۵۴ شهر زنجان بوده و هم اکنون در حال گذراندن دوران محکومیت هشت ساله حبس در زندان اوین می باشد. وی به خاطر فعالیت هایش چندین بار توسط وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران بازداشت شده‌است.[۳] متین پور فارغ‌التحصیل فلسفه از دانشگاه تهران است.

بازداشت در خرداد ۱۳۸۶

سعید متین پور شب چهارم خرداد ۱۳۸۶-ماه مه ۲۰۰۷ در حالیکه به همراه همسر خود عطیه طاهری از یکی از خیابانهای زنجان عبور می‌کرد٬ دستگیر شد.[۴] مأموران بعد از دستگیری همسر او را به خانه برده٬ آنجا را گشتند و سپس متین پور را به بازداشتگاه منتقل کردند. آنها کامپیوتر شخصی متین پور و کتابها و دیگر اشیا شخصی آنها را ضبط کردند. آنها خط تلفن را قطع کرده و به عطیه طاهری گفته بودند نباید به کسی خبر بدهد.[۵] او تا تاریخ ۸ اسفند ۱۳۸۶ که با وثیقه[۶] ۵۰۰ میلیون تومانی آزاد شد٬ تحت شکنجه و آزار ادیت روانی در بازداشتگاهای اداره اطلاعات زنجان و بند ۲۰۹ زندان اوین نگهداری می‌شد. وی در این مدت دسترسی به وکیل مدافع نداشت و خانواده اش نیز از او بی خبر بودند.[۷]

بنا به گزارشهای سازمانهای مدافع حقوق بشر، مأموران اطلاعات جهت گرفتن اعتراف مقابل دوربین او را شکنجه می‌کردند. آنها همچنین جهت افزودن فشار بر وی برادرش علیرضا متین پور را هم در تاریخ ۲۸ آگوست دستگیر و زندانی کرد

بازداشت در روز جهانی زبان مادری

سعید متین پور در فوریه سال ۲۰۰۷ نیز، به علت شرکت در تظاهرات صلح آمیز ترکهای آذربایجان به مناسبت «روز جهانی زبان مادری

حکم هشت سال زندان

قاضی صلواتی، قاضی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی متین پور را به اتهام ارتباط با بیگانگان به ۷ سال و به اتهام تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی به یکسال و مجموعا به ٨ سال حبس تعزیری محکوم کرده‌است.[۱۲] او هم اکنون دوران محکومیت خود را در زندان اوین می‌گذراند



تارکان یورغون , mmmooojjjttt
تارکان یورغون - 15:45 1389/12/4
19

قابل اعتمادترین منبع برای مطالعه زندگی‌نامه سهروردی کتاب نزهه الارواح و روضه الافراح است که تاریخ‌ فلسفه‌ای است و به دستِ یکی از مهم‌ترین شارحان آثار سهروردی، شمس‌الدین شهروزی نوشته شده‌است. اصل عربی این کتاب هنوز در ایران منتشر نشده است.

شهاب‌الدین سهروردی در سال ۵۴۹ هجری قمری/۱۱۵۵ میلادی در دهکده سهرورد از قیدار زنجان واقع در ایران زاده شد. وی تحصیلات مقدماتی را که شامل حکمت، منطق و اصول فقه بود در نزد مجدالدین جیلی استادِ فخر رازی در مراغه آموخت و در علوم حکمی و فلسفی سرآمد شد و بقوت ذکا، وحدت ذهن و نیک اندیشی بر بسیاری از علوم اطلاع یافت.[۱] سهروردی بعد از آن به اصفهان، که در آن زمان مهم‌ترین مرکز علمی و فکری در سرتاسر ایران بود، رفت و تحصیلات صوری خود را در محضر ظهیرالدین قاری به نهایت رسانید. در گزارش‌ها معروف است که یکی از هم‌درسان وی، فخر‌الدین رازی، که از بزرگ‌ترین مخالفان فلسفه بود، چون چندی بعد از آن زمان، و بعد از مرگ سهروردی، نسخه‌ای از کتاب تلویحات وی را به او دادند آن را بوسید و به یادِ همدرس قدیمش در مراغه اشک ریخت.

سهروردی پس از پایان تحصیلات رسمی، به سفر در داخل ایران پرداخت، و از بسیاری از مشایخ تصوف دیدن کرد.در واقع، در همین دوره بود که سهروردی شیفته راه تصوف گشت و دوره‌های درازی را به اعتکاف و عبادت و تفکر گذراند. او همچنین سفرهایش را گسترش داد و به آناتولی و شامات رسید، و چنان‌چه از گزارش‌ها برمی‌آید، مناظر شام در سوریه کنونی او را بسیار مجذوب خود نمود. در یکی از سفرها از دمشق به حلب رفت و در آنجا با ملک ظاهر پسر صلاح الدین ایوبی (سردار معروف مسلمانان در جنگ‌های صلیبی ) دیدار کرد.ملک ظاهر که محبت شدیدی نسبت به صوفیان و دانشمندان داشت، مجذوب این حکیم جوان شد و از وی خواست که در دربار وی در حلب ماندگار شود. سهروردی نیز که عشق شدیدی نسبت به مناظر آن دیار داشت، شادمانه پیشنهاد ملک ظاهر را پذیرفت و در دربار او ماند.در همین شهر حلب بود که وی کار بزرگ خویش، یعنی، حکمةالاشراق را به پایان برد.

اما سخن گفتن‌های بی پرده و بی احتیاط بودن وی در بیان معتقدات باطنی در برابر همگان، و زیرکی و هوشمندی فراوان وی که سبب آن می‌شد که با هر کس بحث کند، بر وی پیروز شود، و نیز استادی وی در فلسفه و تصوف، از عواملی بود که دشمنان فراوانی مخصوصا از میان علمای قشری برای سهروردی فراهم آورد.

وفات

عاقبت به دستاویز آن که وی سخنانی برخلاف اصول دین می‌گوید، از ملک ظاهر خواستند که او را به قتل برساند، و چون وی از اجابت خواسته آن‌ها خودداری کرد، به صلاح الدین ایوبی شکایت بردند. متعصبان او را به الحاد متهم کردند و علمای حلب خون او را مباح شمردند.

صلاح‌الدین که به تازگی سوریه را از دست صلیبیون بیرون آورده بود و برای حفظ اعتبار خود به تایید علمای دین احتیاج داشت، ناچار در برابر درخواست ایشان تسلیم شد.

به همین دلیل، پسرش ملک ظاهر تحت فشار قرار گرفت و ناگزیر سهروردی را در سال ۵ رجب ۵۸۷ هجری قمری به زندان افکند و شیخ همان جا از دنیا رفت. وی در هنگام مرگ، ۳۸ سال داشت. علت مستقیم وفات وی معلوم نیست.(البته مشهور آن است که سهروردی به دلیل گرسنگی از دنیا رفت.)[۲]

فلسفه اشراق

سهروردی کسی است که مکتب فلسفی اشراق را بوجود آورد که بعد از مرگش وسعت یافت. او نظریه خود را در اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم ارائه کرد.[۳] سهروردی را رهبر افلاطونیان جهان اسلام لقب داده‌اند. او خود فلسفه اش را حکمت اشراق نامیده بود که به معنای درخشندگی و برآمدن آفتاب است و اقوام لاتین آن را aurora consurgens نام نهاده اند. اما این تفکر فلسفه خاص افلاطونی نیست و در آن آرای افلاطون و ارسطو و نوافلاطونیان و زرتشت و هرمس و اسطوره تحوت و آرای نخستین صوفیان مسلمان در هم آمیخته است.[۴]

مکتب سهروردی هم فلسفه هست و هم نیست. فلسفه است از این جهت که به عقل اعتقاد دارد، اما عقل را تنها مرجع شناخت نمی‌داند. عرفان است از این نظر که کشف و شهود و اشراق را شریف ترین و بلندمرتبه ترین مرحله شناخت می‌شناسد.[۵] او به سختی بر ابن سینا می تازد و از کلیات و مثل افلاطون دفاع می‌کند. بر وجودشناسی ابن سینا ایراد می‌گیرد که چرا اظهار داشته که در هر شئ موجود، وجود امری حقیقی است و ماهیت امری اعتباری، و برای تحقق محتاج وجود است. در حالی که طبق حکمت اشراق، ماهیت امری حقیقی است و وجود امری اعتباری.[۶]

نورالانوار

سهروردی وجودشناسی[۷] خود را «نورالانوار» نام داده است. همان حقیقت الهی که درجه روشنی آن چشم را کور می‌کند. نور را نمی‌توان با کمک چیز دیگر و نسبت به آن تعریف کرد، زیرا تمام اشیا با نور آشکار می‌شوند و طبعا باید با نور تعریف شوند. «نورالانوار» یا «نور مطلق» همان وجود مطلق است و تمام موجودات، وجود خود را از این منبع کسب کرده اند و جهان هستی چیزی جز مراتب و درجات گوناگون روشنایی و تاریکی نیست. به همین دلیل سلسله مراتب موجودات بستگی به درجه نزدیکی آن ها با «نورالانوار» دارد، یعنی به میزان درجه «اشراق» و نوری که از نورالانوار به آن ها می‌رسد.[۸]

آثار

فهرست کامل آثار فارسی و عربی شهاب الدین یحیی سهروردی با استفاده از فهرست شهرزوری و مقایسه آن با فهرست (ریتر) در دائرةالمعارف اسلامیه بشرح زیر آمده‌است:

۱- المشارع و المطارحات، در منطق، طبیعیات، الهیات.

۲- التلویحات.

۳- حکمةالاشراق، در دو بخش. بخش نخست، در سه مقاله در منطق، بخش دوم در الهیات در پنج مقاله. (این کتاب مهم‌ترین تألیف سهروردی می‌باشد و مذهب و مسلک فلسفی او را بخوبی روشن مینماید).

۴- اللمحات، کتاب مختصر و کوچکی در سه فن از حکمت، یعنی: طبیعیات، الهیات و منطق.

۵- الالواح المعادیه، در دانشهای حکمت و اصطلاحات فلسفه.

۶- الهیاکل النوریه، یا هیاکل النور. این کتاب مشتمل بر آراء و نظریه‌های فلسفی می‌باشد، بر مسلک و ذوق اشراقی. سهروردی نخست آن را به زبان عربی نگاشته و سپس خود آن را به پارسی ترجمه کرده‌است.

۷- المقاومات، رساله مختصری است که سهروردی خود آن را به منزله ذیل یا ملحقات التلویحات قرار داده‌است.

۸- الرمز المومی(رمز مومی) هیچیک از نویسندگانی که آثار و تألیف‌های سهروردی را یاد کرده‌اند، از این کتاب نامی نبرده‌اند، جز شهروزی که آن را در فهرست سهروردی آورده‌است.

۹- المبدء والمعاد. این کتاب به زبان پارسی است، و کسی جز شهرزوری از آن یاد نکرده‌است.

۱۰- بستان القلوب، کتاب مختصری است در حکمت، سهروردی آن را برای گروهی از یاران و پیروان مکتب خود به زبان پارسی در اصفهان نگاشته‌است.

۱۱- طوراق الانوار، این کتاب را شهرزوری یاد کرده، ولی ریتر از آن نام نبرده‌است.

۱۲- التنقیحات فی الاصول، این کتاب در فهرست شهرزوری آمده ولی ریتر از قلم انداخته‌است.

۱۳- کلمةالتصوف. شهرزوری این کتاب را با این نام در فهرست خود آورده، و ریتر آنرا بنام (مقامات الصوفیه) یاد کرده‌است.

۱۴- البارقات الالهیة، شهرزوری این را در فهرست خود آورده و ریتر از آن نام نبرده‌است.

۱۵- النفحات المساویة، شهرزوری در فهرست خود یاد کرده و ریتر نام آن را نیاورده.

۱۶- لوامع الانوار.

۱۷- الرقم القدسی.

۱۸- اعتقاد الحکما.

۱۹- کتاب الصبر. نام این چهار کتاب اخیر در فهرست شهرزوری آمده و در فهرست ریتر دیده نمی‌شود.

۲۰- رسالة العشق، شهرزوری این کتاب را بدین نام آورده‌است، ولی ریتر آنرا بنام «مونس العشاق» یاد کرده‌است. این کتاب به زبان فارسی است.

۲۱- رساله در حالة طفولیت، این رساله به زبان فارسی است. شهرزوری آنرا یاد کرده و ریتر آنرا نیاورده‌است.

۲۳- رساله روزی با جماعت صوفیان، این رساله نیز به زبان پارسی است. در فهرست شهرزوری آمده و از ریتر دیده نمی‌شود.

۲۴- رساله عقل، این نیز به زبان پارسی است، در فهرست شهرروزی آمده، و در فهرست ریتر دیده نمی‌شود.

۲۵- شرح رساله «آواز پر جبرئیل» این رساله هم به زبان پارسی است.

۲۶- رساله پرتو نامه، مختصری در حکمت به زبان پارسی است، سهروردی در آن به شرح بعضی اصطلاحات فلسفی پرداخته‌است.

۲۷- رساله لغت موران، داستان‌هائی است، رمزی که سهروردی آن را به زبان پارسی نگاشته‌است.

۲۸- رساله غربةالغربیة، شهرزوری این را به همین نام یاد کرده‌است، اما ریتر آنرا بنام (الغربةالغربیة) آورده‌است. داستانی است که سهروردی آن را به رمز به عربی نگاشته و در نگارش آن از رساله (حی بن یقطان) این سینا مایه گرفته، و یا بر آن منوال نگاشته‌است.

۲۹- رساله صفیر سیمرغ، که به پارسی است.

۳۰- رسالةالطیر، شهرزوری نام این رساله را چنین نگاشته، ولی ریتر نام آنرا (ترجمه رساله طیر) نوشته‌است. این رساله ترجمه پارسی رسالةالطیر ابن سینا می‌باشد که سهروردی خود نگاشته‌است.

۳۱- رساله تفسیر آیات «من کتاب الله و خبر عن رسول الله». این رساله را شهرزوری یاد کرده و ریتر از آن نام نبرده‌است.

۳۲- التسبیحات و دعوات الکواکب. شهرزوری این کتاب را بهمین نام در فهرست خود آورده، اما در فهرست ریتر کتابی بدین نام نیامده‌است. ریتر مجموعه رساله‌ها و نوشته‌ها و نوشته‌های سهروردی را که در این نوع بوده، یکجا تحت عنوان (الواردات و التقدیسات) در فهرست خود آورده‌است و احتمال داده می‌شود که کتاب التسبیحات.... نیز جزء مجموعه مزبور باشد.

۳۳- ادعیة متفرقه. در فهرست شهرزوری آمده‌است.

۳۴- الدعوة الشمسیة. شهرزوری از این کتاب یاد کرده‌است.

۳۵- السراج الوهاج. شهرزوری این کتاب را در فهرست خود آورده‌است، اما خودش درباره صحت نسبت این کتاب به سهروردی تردید نموده‌است، زیرا می‌گوید: (والاظهر انه لیس له) درست تر آنست که این کتاب از او نباشد.

۳۶- الواردات الالهیة بتحیرات الکواکب و تسبیحاتها. این کتاب تنها در فهرست شهرزوری آمده‌است.

۳۷- مکاتبات الی الملوک و المشایخ، این را نیز شهرزوری نام برده‌است.

۳۸- کتاب فی السیمیاء. این کتابها را شهرزوری نام برده، اما نامهای ویژه آنها را تعیین نکرده و نوشته‌است این کتابها به سهروردی منسوب می‌باشد.

۳۹- الالواح، این کتاب را شهرزوری یک بار (شماره ۵) در فهرست خود یاد کرده که به زبان عربی است و اکنون بار دوم در اینجا آورده‌است که به زبان پارسی است. (سهروردی خود این کتاب را به هر دو زبان نگاشته، یا به یک زبان نگاشته و سپس به زبان دیگر ترجمه کرده‌است).

۴۰- تسبیحات العقول و النفوس والعناصر. تنها در فهرست شهرزوری آمده‌است.

۴۱- الهیاکل. این کتاب را شهرزوری در فهرست خود یکبار بنام (هیاکل النور) یاد کرده و می‌گوید به زبان عربی است و بار دیگر به عنوان الهیاکل آورده‌است و می‌گوید به زبان پارسی است. این را نیز سهروردی خود به هر دو زبان پارسی و عربی نگاشته‌است.

۴۲- شرح الاشارات. پارسی است. تنها در فهرست شهرزوری آمده‌است.

۴۳- کشف الغطاء لاخوان الصفا. این کتاب در فهرست ریتر آمده و در شهرزوری مذکور نمی‌باشد.

۴۴- الکلمات الذوقیه و النکات الشوقیه، یا «رسالةالابراج» این کتاب نیز تنها در فهرست ریتر آمده‌است.

۴۵- رساله (این رساله عنوان ندارد) تنها در فهرست ریتر آمده‌است. ریتر نوشته‌است: موضوعهائی که در این رساله از آنها بحث شده، عبارت است از جسم، حرکت، ربوبیة(الهی)معاد، وحی و الهام.

۴۶- مختصر کوچکی در حکمت: شهرزوری این را یاد نکرده، ولی در فهرست ریتر آمده‌است، و می‌گوید: سهروردی در این رساله از فنون سه گانه حکمت یعنی منطق، طبیعیات و الهیات بحث می‌کند.

۴۷- شهرزوری و ریتر منظومه‌های کوتاه و بلند عربی از سهروردی نقل کرده‌اند که در موضوعهای فلسفی و اخلاقی یا عرفانی می‌باشد، نظیر قصیده عربی مشهور ابن سینا: سقطت الیک من.... که مطلع یکی از آنها این بیت می‌باشد.

ابداً تحن الیکم الارواح - و وصالکم ریحانها والروح

سروده‌ها

شهرزوری نوشته‌است که شیخ شهاب الدین یحیی سهروردی بر سبیل تفنن به فارسی نیز شعر می‌گفته‌است و این رباعی در تذکره‌ها از او مشهور است:

هان تا سر رشته خرد گم نکنی
خود را ز برای نیک و بد گم نکنی
رهرو توئی و راه توئی منزل تو
هشدار که راه خود به خود گم نکنی
تارکان یورغون , mmmooojjjttt
تارکان یورغون - 15:38 1389/12/4
18
هوشنگ جعفری

 

هوشنگ جعفری زنگانلی را می‌توان یکی از محبوب ترین شاعران امروز آذربایجان دانست.

شاعری که  آوازه شهرتش از محدوده استان زنجان فراتر رفته ودرهمه کشورهای ترک زبان شناخته شده است . او که در سال 1337 در "قلمه جوق" زنجان به دنیا آمد و نقاش چیره دستی نیز به حساب می‌آید و تا کنون دو مجموعه شعر به نامهای   آغ آتیم  و "گونش  را منتشر ساخته و در تدارک سومین مجموعه از آثار خویشاست .پاییز 84 در همایش سه روزه شعر و هنر دانشگاه آزاد تبریز بنام جشنواره سردار ملی ستار خان جعفری مهمان ویژه جشنواره بود و بارها و بارها به تشویق هنر دوستان آذری برایشان شعر خواند .

استاد جعفری هم اکنون  مدرن ترین شعرهای ترکی را می سرایند که بسیاری از شاعران جوان آذربایجان از ابتکارات ایشان در شعر ترکی تاثیر پذیرفته اند

((فریاده گلون))

فریاده    گلین   نازلی   نگاریم   گئدیر  الدن            همد م  اولوب  اغیاریله  یاریم گئدیر  الدن

رفتاری گوزل نطقی گوزل باخماسی گویچک            آهو  کیمی  باخدیقجا  قراریم  گئدیر   الدن

حسرتله   قالار   گوزلریم    آخیر   دالئسیجا            هجران یئلی اسدیکجه  بهاریم   گئدیر الدن

ناز  ایله سه   نازین  چکرم  ئول  دیسه  ئوللم           یوخ چاره یولوم شعر و شعاریم گئدیر الدن

آواره   قالان   من  غم   عشقینده   یانان  من           آخیر  نه   دییوم   دار و  نداریم گئدیر الدن

زلفین  توکوب  اطرافه گیوب جامه ی  زرین           آماده   اولوب   گئتمگه   یاریم   گئدیر الدن

 

شاعیر:اوستاد هوشنگ جعفری

 

((شراب ناب))

 

ایچیدیم    بیر   شراب  ناب   عشقی             گوزون  تک کاسه ی پیمانه لرده

منه   زیبا   پرستلیک   عادت   اولدو             گوزوم  قالدی  رخ  جانانه لرده

هوشوم باشدان چیخیر قالمی  قراریم             قرا  زلفون   گورنده  شانه لرده

اگر  مجنون  عشق   اولسان  منیم تک            بیلردین وار نه حال دیوانه لرده

من  اوندا  مست  عشقم  گل  دانیشدیر            سراغیم  دوتگیلان  میخانه لرده

عزیز لیکده  منی  کاش  بیر  گوریدین           الان  بیر  بایقوشام  ویرانه لرده

خرابه   گوشه   سینده   وار  بیر  عالم           که   یوخ   مجلس   شاهانه لرده

منیم    سن    منبع     الهامیم    اولسان           آدیم   دائیم   قالار   افسانه لرده

اوخوردی جعفری   شعر   آغلاشیردی           نه بیر ایشگین لری  بیگانه لرده

 

شاعیر:اوستاد هوشنگ جعفری

 

 

((گئجه لر))

 

دوت  الیمدن  بو  همان   الدی   فراقینده    سنون         یادیمه  سالماق  همان  باشه  چالاردیم گئجه لر

حسن    رخساری     رویاده     چکردیم      قلمه         قلبیمی   قاب   ائلیوب   قابه  سالاردیم گئجه لر

بونا خاطر   کی   آدین   دوشمیه   اغیار    الینه         دوز  کیمی  آدیوی  یازدیقجا  یالاردیم گئجه لر

بئله  سیزلاردی  اوره ک  یادینا  سالدیقجا   سنی         قوش  کیمی یئرده دوشردیم چاپالاردیم گئجه لر

بلکه سن ساغ یاشییب ساغ دولانیب ساغ گزه سن        گوزه لیم  هر قادان  اولسایدی  آلاردیم گئجه لر

سن   رقیبیمله   گونوز   سیره  چیخاردین   چمنه       منده   عشقینده  سولاردیم   سارالاردیم گئجه لر

گوزلرین   یادیمه   دوشدوکجه   اسه ردی   بدنیم       سینه می  دیرناق   آتاردیم   پارالاردیم گئجه لر

تابلو   اوستونده   چکردیم   سنی   مین   زحمتیلن      بیر باخیب اوستونه تئز رنگی جالاردیم گئجه لر

ایندی ده گئتمه لیسن  گئت  دئموروم   من ده  گلیم      قاللام   اول   حالدا  کی  اولده  قالاردیم گئجه لر

مکتب   عشقیده    مجنونئله     من    باهم    ایدیم       غم   ییغاردیم   سینمه  غصه  قالاردیم گئجه لر

مجنون   ئوز   عشقینی   لیلایه   گوره  بیلدیردی      من  گونوز  یازدیقیم  عشقی قارالاردیم گئجه لر

 

شاعیر:اوستاد هوشنگ جعفری

گوزل زنگان

گوزل زنگان شهرلرین باشیدی

لعل و مرجان توپراغیدی داشیدی

ایران اوزوک زنگان اوزوک قاشیدی

سلام زنگان سلام آرزیم دیله گیم

سن اولماسان قدرت تاپماز بیله گیم

گزمه لیدی زنگان چله خانا سی

گورمه لیدی سولطانیه بناسی

آی قهرمان ایگیت لرین آناسی

سلام سیزه سلام سیزین ائلیزه

سلام گوزل گویچک تورکو دیلیزه

گوزل زنگان سنه اوره ک یانان یوخ

دردلریوی درک ائله ییب قانان یوخ

آنا یوردو سنی دوغرو سانان یوخ

باخانی وار اصفهانین کاشانین

یوخ کیمسه سی آنام یوردو زنگانین

اویرنجی لر گلیب بوردا یاشاللار

اوزلرینی دولدوراللار داشاللار

آتی مینیب دولاییدان آشللار

زنگان باخار گوزگوسونه اوزونه

یاش چیله نر چیلله خانا دوزونه

آچ قوللارین سال بوینوما جان کیمی

قوی چالیشیم داماریندا قان کیمی

ائل غمینده قلبیم اولوب شان کیمی

بیر شاعیرم اوره ک باغلی ائلیمه

چالیشیرام فرهنگیمه دیلیمه


ائلمان اورمو اوغلو , idin1360
17

آیت اله آقا میرزا ابراهیم دنبلی   (نام آوران خوی)


http://s1.picofile.com/file/6237080480/نام_آوران_خوی_xoy_ir_خوی_khoyli.jpg

آقا میرزا ابراهیم معروف به شهید آذربایجانی، فرزند حسین خانواده محمدصادق خان دنبلی، در سال 1211 خورشیدی در خوی متولد شد و مقدمات علوم را در این شهر فرا گرفت .

در سال 1225 خ. برای تکمیل معلومات خود به نجف اشرف مشرف گردید و در جلسات درس شیخ انصاری حاضر شد و استفاده کامل برد و محضر شیخ محمدحسین کاظمی و شیخ مهدی نجفی را درک کرد و غالبا" از این دو عالم روایت میکرد . پس از انجام فریضه حج و اتمام تحصیل به خوی بازگشت .وی از اساتید خود و همچنین شیخ محمد حسین کاظمینی و سبط کاشف الغطاء (شیخ مهدی مرحوم) اجازه اجتهاد و روایت داشت

 این عالم نامدار، از نوابغ روزگار و داراى صفات حمیده و اوصاف کثیره است. او از نظر اخلاق پیشواى صاحبان اخلاق و در جود و کرم، انفاق در راه خدا، و تواضع و پرهیزکارى یگانه روزگار بود. عالمى عابد، زاهدى متقى و شجاع بود. در گفتن حرف حق  از هیچ مقامى پروا نداشت. همه ساله نه تنها فقیران شهر را بلکه تمام اهل شهر را بدون استثناء اطعام میکرد و در ماه مبارک رمضان، به نوبت، به هر یک از پیشنمازهاى شهر اقتدا می ‏نمود. به کسانى که ورشکست می‏شدند کمک می‏کرد و هر کسی که نیاز به سرمایه داشت، برایش سرمایه فراهم می ‏نمود. هنگام صحبت کلمه من را هرگز به زبان نیاورده همواره از کلمه ما استفاده می ‏کرد. از نظر مراعات آداب در اوج قرار داشت. آقا میرزاابراهیم  ازدانشمندان مبارز جهان تشیع به شمارمی رفت ودرعلوم اسلامی بویژه حکمت سرآمد علمای عصر خود بود.

محمدعلى مدرس تبریزى، صاحب «ریحانة الادب» می‏فرماید: حاجی میرزا ابراهیم آقا از بزرگان علمای امامیه در عصر خود می باشد . عالمی عابد و زاهد و جامع منقول و معقول بود، در علوم زمان خود از قبیل فقه و اصول و حدیث و رجال و کلام و حکمت و اخلاق و عرفان دست داشت و مقتدای طالبان علوم دینی بود .

علامه امینى درکتاب «الغدیر» می نویسد:
«او در طلیعه علماى ژرف بین و متبحر قرار داشت، و از شخصیت‏هایى بود که در همه رشته‏ هاى علمى زبردست و ماهر بود، از فقه و اصول و حدیث گرفته تا عقیده ‏شناسى، فلسفه، عرفان و رجال. در اخلاق سرمشق و نمونه بود و مقتدا به شمار می رفت. در هر یک از علوم استادى بی ‏نظیر و پهلوانى دلیر بود.»

وی همچنین می نویسد: «حاج میرزا ابراهیم خوئی در سال 1247 (1211 خ.)در شهرستان خوی متولد شد و در سال 1325 در جریان انقلاب مشروطیت به شهادت رسید.»

علامه امینی پس از شرحی از فضائل علمی و عملی و سجایای اخلاقی او اضافه می کند « صبحدم ششم شعبان 1325 (23 شهریورماه 1286 خ.)در حیاط خانه اش بود که ناگهان به سوی او تیر اندازی شد. او به راه خدا و راه دینداری و شرف و خدمات خردمندانه اش شهید راه حق گردید و از کشته شدن او مصیبت سهمگین به پیکر اسلام و مسلمین وارد شد، که جگر خداپرستان را خون نمود و در دژ دین شکاف انداخت. علامه اردوباری در رثای این شهید قصیدۀ آتشین سرود، و پس از شهادت پیکر خون آلود او به آرامگاه وی که در نجف اشرف تعیین شده بود مدفون گردید. خدایش او را با سالار شهیدان محشور کند.»

سنت وقف اموال در راه خدا از جمله امورى است که در اسلام جایگاه ویژه ‏اى دارد. این عالم بزرگوار  تمام اموال خود را در راه خدا وقف نمود. او موقوفات خود را به صورت کتابچه ‏اى در بیست و هشت صفحه با یک مقدمه و سه باب و چند فصل تنظیم و به امضاى علماى معروف آن زمان و میرزا محمدعلى ولیعهد حکومت وقت  رساند. در مقدمه وقفنامه، درباره بی ‏اعتبارى دنیا و مصرف اموال در راه خدا چنین آورده است:
«بر ضمائر صافیه اولی‏الالباب و قلوب راکیه ارباب بصیرت، مخفى و مستور نیست که هر آفریده را اندیشه بقاى جاودانى؛ محض خیال و بنى نوع انسان را در این سراى فانى، ثبات و قرار؛ فرض محال است.»
در جایى دیگر می‏فرماید:
«مالى که براى آدمى ابدالآباد دست‏گیر باشد، همان است‏ که در راه خدا و در وجوه برّ و احسان مصروف و در صدقه جاریه مبذول شود.»
باب اول، در بیان موقوفات در چهار فصل نوشته شده است. فصلى در بیان اموال، فصلى در محل و مصرف منافع موقوفات و فصلى در متولّى و مباشر موقوفات و شرایط آن.
از محورهاى مهمّ وقفنامه این است که، تولیت آن را به عهده علماى معروف و مورد وثوق شهر گذاشته تا منافع آن را ضبط و درجاهایى که مورد نظرِ واقف است مصرف نمایند. قسمتى از فرازهاى مهمّ این وقفنامه به این شرح است:
پرداخت هزینه تعمیر مساجد خوى، تأمین هزینه طلاب نیازمند خوى، رسیدگى به فقیران و مستحقین خوى، احسان در دهه عاشوراى حسینى به صورت هر ساله، افطاریه در شب‏هاى ماه مبارک رمضان، برقرارى مجلس روضه سیدالشهداء(ع)، حج و زیارت عتبات به صورت نیابتى از طرف وى در هر سال، وقف چند دستگاه منزل مسکونى درنجف براى طلاب نیازمند، وقف پانصد جلد کتاب که در واقع کتابخانه شخصى وى بود بعد از وفاتش به مدرسه نمازى خوى.
قابل یادآورى است که هم ‏اکنون موقوفات در اختیار اوقاف شهر است که سالانه چند میلیون تومان منافع آن در مصارف موارد مذکور صرف می‏شود.


 اوژن اوبن سفیر فرانسه در ایران در سال 1863 میلادی(1242 خورشیدی) دیدارى ازخوى داشته است ودرباره آیت الله میرزا ابراهیم دنبلی چنین می نویسد:
«مجتهد بزرگ شهر، حاجى میرزا ابراهیم آقا، از احترام فوق‏ العاده عموم مردم برخوردار است.خانه ‏اش کوچک است و تنها یکى از اطاق‏هاى آن که با فرش مفروش شده پنجره ‏اش به حیاط کوچکى باز می‏شود. در آستانه در، طبق رسمى قدیمى، محجر چوبى گذاشته ‏اند؛ یعنى در این جا باید کفش‏ها را از پا درآورد. مرد محترم کهنسال، نزدیک پنجره اطاق، در میان تعداد بیشمارى کتاب، در موضوعات فقه اسلامى و پرونده ‏هایى که براى اتخاذ تصمیم و صدور رأى به حضور وى آورده ‏اند، نشسته است و به پاى کسى بلند نمی‏شود. او عینک می‏زند. عمامه بزرگ سفیدى بر سر دارد و ریشش را با حنا رنگ می‏کند. بعد از ادامه تحصیل در نجف و کسب فیض از محضر استادان بزرگ، به شهر خود بازگشته است، تا دین و عدالت را در میان همشهریان خود گسترش دهد. با آن که از راه علم و تقوا به ثروت رسیده است؛ ولى خود، با قناعت زندگى می‏کند و بیشتر درآمد حاصل املاکش را، صرف احسان و صدقه می‏کند. به موجب وصیتش، بعد از درگذشت وى، همه دارایی ‏اش وقف امام سوم است. عده ‏اى که به دیدار و زیارت وى می ‏آیند، قابل شمارش نیست. او چندین بار به زیارت مکه نایل شده، و با وجود کبر سن، حداقل در سال یکبار، به شهرهاى کربلا و مشهد مشرّف می‏شود. اهالى خوى، هنگامى که او را می ‏بینند، با چنین علو و مقام، چون یک فرد عادى، کفش‏ها زیر بغل، در مسجدى مشغول دعا خواندن است، سخت به هیجان می ‏آیند..»

از نمونه‏ هاى آثار اجتماعى شیخ شهید، می‏توان به حسینیه حاج میرزا ابراهیم[1] اشاره کرد. این مکان در گذشته منزل مسکونى وى بود که بنا بر وصیتش به حسینیه تبدیل شده است. حسینیه یاد شده هم اکنون در مرکز شهر قرار دارد و در ایام سوگوارى و روزهاى جمعه و وفات ائمه(ع) مراسم مذهبى برگزار میگردد. از جمله وقف یک قطعه قبرستان، ساخت یک باب غسالخانه و سه پل بزرگ به نام‏هاى قره قشون، سید تاج‏ الدین و بولاماج. و احداث قنات‏هاى آبى و حمام نیز از امور خیریه‏ اى است که به دست آن عالم بزرگوار صورت گرفته است.

آیت الله شهید دریکی ازمسافرتهای خودبه عتبات عالیات درباره یک موضوع دینی باآیت الله حاجی محمدحسن شیرازی مباحثه و درنتیجه اختلاف عقیده پیدا کرد. بعد حاجی میرزا ابراهیم آقا به کاظمین میرود و آیت الله شیرازی در مدارک و اسناد موضوع اختلاف بار دیگر تحقیق میکند و بر او محقق می شود که اشتباه کرده است فورا" از نظر خود عدول کرده و موضوع را به اطلاع حاجی میرزا ابراهیم آقا رسانده و عذر خواهی می نماید .

حاجی میرزا ابراهیم آقا عالمی ثروتمند بود که از نظر اخلاقی سخاوت و گشاده روئی را نیز داشت . وی از درآمدهای خود معمولا" مقدار ناچیزی را به مصرف شخصی رسانده بقیه را صرف خیرات و مبرات میکرد  و تمام دارائی خود را وقف نمود.ایشان از شجاعت اخلاقی هم بهره مند بوده و در گفتن حقایق از هیچ مقامی پروا نداشت و همیشه بدینگونه عمل می کرد.

 در حالات آیت الله شهید، داستان‏هاى آموزنده‏اى نقل شده است، که ما به چند نمونه از آن‏ها اشاره می‏کنیم:

قحطى در عراق‏
در دوران وی، در عراق، قحطى و گرانى اتفاق افتاد و مردم عراق سخت در مضیقه بودند. آقا میرزا ابراهیم، خودش به تنهایى از شهرستان خوى، با دست پر عازم عراق شد و مهمان نماینده خود در بغداد گردید. تمامى نانواهاى بغداد را دعوت نمود و به آن‏ها گفت:
«هرکسى به نوبه خود، مقدار پخت و میزان درآمدش را بگوید، تا صورت‏ بردارى شده و از فردا نان به رُبع قیمت فروخته شود. در آخر هفته هم کسر بودجه خود را از این صاحبخانه دریافت نمایید.»
با انتشار خبر پایین آمدن قیمت نان در بین مردم وحشت‏زده و مضطرب بغداد، غوغایى در عراق برپا شد و در مدت چند روز، نرخ گندم خود به خود پایین آمد، درب انبارها باز و گندم در دسترس مردم قرار گرفت. مردم از مضیقه درآمده و آسایش به میان مردم بازگشت. حکومت عراق که آن زمان به ترکیه وابسته بود، به حکومت مرکزى گزارش داد.از شیخ تقدیر به عمل آمد و زمانى که از عتبات به شهر خود بازمی‏گشت، مردم تجلیل فوق‏ العاده‏ اى از وى به عمل آوردند.
از شیخ عبدالحسین اعلمى، شاگرد حاج میرزا ابراهیم دنبلى نقل شده است:
وقتى خبر شهادت شیخ ابراهیم به نجف رسید، عرب‏ها به قدرى ناراحت و عصبانى بودند که می‏خواستند ایرانی ‏ها را بکشند و ما مدتى در منازل خود مخفیانه به سر میبردیم. عرب‏ها می‏گفتند: آخر، آدم چنین کسى را می‏کشد!
 

تثبیت بازار
وى که مردى ثروتمند بود؛ همه روزه مقدارى گندم براى فروش به بازار عرضه می‏کرد. چند روز گذشت اما از پول گندم‏ها خبرى نشد، وقتى علت تأخیر را جویا شد به او گفتند: بازار گرم و زمینه گرانى قیمت‏ها فراهم است به همین دلیل فروش گندم را متوقف کرده ‏ایم. ایشان در جواب گفتند:
سخت در اشتباه هستید! مقصود ما تکثیر ثروت نیست! بلکه می‏خواهیم قیمت گندم و بازار تثبیت گردد. از فردا دو برابر همیشه گندم عرضه کنید و به قیمت قبلى به فروش برسانید!

اهتمام به غسل جمعه
وى در کارهایش نظم خاصّى داشت. به غسل جمعه اهتمام می‏ورزید. جمعه ‏ها، یک ساعت به ظهر مانده، براى انجام غسل جمعه آماده می‏شد. روزى از روى تصادف حاکم شهر، براى انجام کارى وارد شد، وى فرمود: چون بدون اطلاع قبلى بوده، بفرمایید بنشینید تا من غسل جمعه را انجام داده، برگردم.
اختلافات مالیاتی با دولت  
در زمان مظفرالدین شاه اختلافاتی بر سر نحوه پرداخت مالیات میان مردم خوی و دولت بوجود آمده بود .حاجی میرزا ابراهیم آقا زمانی که مظفرالدین شاه از سفر اروپا مراجعت می نمود عده ای از بزرگان  و محترمین شهر را با هزینه خود به استقبال شاه برد و موجبات حل اختلافات را فراهم آورد.

آرایشگر
در یکى از روزها متوجه شد آرایشگر خیلى کم حوصله است، سبب را جویا شد. آرایشگر گفت: قربانت گردم ! تو آقا و سرور یک ملت و ولایتى. اما به اندازه یک شخص عادى و فقیر مزد پرداخت می‏کنى! چه کار کنم! ایشان در جواب فرمود: من بدعت نمی‏گزارم تا مزد آرایشگرى را بالا ببرم. اگر نیاز داشتى، براى شما خوراکى می‏فرستم

اسامى چند تن از شاگردان این عالم و دانشمند بزرگ عبارتند از:
شیخ عبدالحسین  اعلمى (1252 - 1330 خورشیدی)
وى تحصیلات اولیه را در شهرخوى، از حاج میرزا ابراهیم دنبلى بهره ‏مند و با تشویق استاد خود، راهى نجف اشرف گردید. آقاى اعلمى نقل می کند: ما در طلیعه صبح در جلسه استاد حاضر می‏شدیم، در حالى که هنوز آفتاب نزده بود و در روشنایى چراغ از فرمایشات استاد بهره میبردیم
حاجى میر محمود ساجدى
میرزا علیقلى‏
میرزا ابراهیم سلماسى (1237 - 1302 خورشیدی)
عالم جلیل و فقیه بزرگوار، شیخ ابراهیم پسر زین العابدین سلماسى کاظمى تنها کسى است که داراى اجازه روایى از آیت الله حاجی میرزا ابراهیم آقا می باشد.
 

در زمان نهضت مشروطیت ، شهر خوى، از شهرهایى بود که دلبستگى شدیدى به نهضت داشت و در پشتیبانى از نهضت دنباله ‏رو تبریز بود. در آغاز، کار مشروطه خواهى در خوى به سمت مردان معتدل و میانه ‏رو و خیراندیش بود. با ورود مجاهدان قفقاز، تمایلات آرام مشروطه خواهى در خوى، رنگ انقلابى گرفت. میرزا جعفر زنجانى، به اتفاق شش تن از خویی‏هاى مقیم قفقاز که در آن جا به حرکت‏هاى انقلابى پیوسته بودند، وارد خوى شد و مردم را به قیام ترغیب کردند. همزمان با جریان مشروطه، جنگ خوى و ماکو که سیاست محمدعلى شاه بود، با شوراندن عشایر و ایجاد قتل و غارت در روستاها و اطراف شهرها، مردم را از مشروطه رویگردان می‏کرد آغاز شد. براى اجراى آن نقشه شوم، به تحریک سردار ماکو، کردها براى غارت، به روستاهاى شمال خوى تاختند. خوى و ماکو رویاروى هم قرار گرفتند. خوى مشروطه خواه و ماکو طرفدار استبداد بود. در جنگى که درتاریخ 21 شهریورماه 1286 خورشیدی در سکمن آباد خوى روى داد، مجاهدین، شکست فاحشى از مستبدین خوردند. عده ‏اى کشته و اسیر شدند. از جمله اسیران، میرزا جعفر زنجانى، رهبر مجاهدین بود، که بعد از چند روز اسارت او را کشتند. مجاهدین با این شکست سخت به سمت خوى عقب‏ نشینى کردند. خوف و هراس شهر را فراگرفت.
در این میان، برخی از آیت الله میرزا ابراهیم دنبلى که داراى جایگاه مذهبى، سیاسى و مردمى بود، انتظار پیوستن به مشروطه خواهان را داشتند. برخلاف انتظار آن دسته از مردم، این عالم ربانى، با اختیار رویه بی‏طرفى به کارگشایى امور شرعى می‏پرداخت. مجاهدین به تلافى شکست خودشان در سکمن آباد وکشته شدن میرزا جعفر زنجانى،می‏خواستند دست به کشتار مخالفان مشروطه یا کسانى که به این صفت شناخته می‏شدند، بزنند. در این گیر و دار، مرتضى نامى، از مجاهدین افراطى، در 23 شهریورماه 1286 خ.  در خوى، آقا میرزا ابراهیم دنبلى را به همراه آقا ضیا، خواهرزاده وى در منزل آقا میرزا ابراهیم  به ضرب گلوله به شهادت رساند.
با توجه به اوضاع نابسامان آن روز، که بر شهر خوى حاکم بود، جنازه آن مرد بزرگ، تشییع نشد بلکه نماز توسط آقا سید علی ‏اکبر موسوى خویى، پدر مرحوم آیت اللَّه سید ابوالقاسم خویى بر جنازه ایشان اقامه شد و درحسینیه میرزا ابراهیم آقا که به نام این مرحوم‏ نامگذارى شده و توسط وى ساخته شده بود مدفون گردید. پس از گذشت چهار سال، هنگامى که خواستند جسم شریفش را بنا بر وصیت‏ خودش، به نجف منتقل کنند، در کمال حیرت سالم یافتند، به طورى که مأمورین مرزى عراق، مانع ورود جنازه شده گفتند: ما اجازه ورود جنازه تازه فوت شده را نداریم! با دادن مبلغى پول به مأمورین جسم شریفش در مقبره‏اى در وادى ‏السلام نجف، کنار بقعه على بن میرزا خلیل تهرانى، که خود قبلاً آماده کرده بود، مدفون گردید

حاجی میرزا یحیی امام جمعه خوئی نماینده دوره اول مجلس شورای ملی که از مردان تاثیر گذار در امور کشور بود و برادرش میرزا ابوالقاسم امین الشرع  شاعر و دانشمند معروف، صاحب کتاب ( عمری) خواهر زاده های آیت الله میرزا ابراهیم بودند.
آثاری که از وی بجا مانده و همگی به زبان عربی است عبارتند از :

    *

      الاربعون حدیثا" با شرح و بیان کافی که در سال 1299 چاپ گردیده .
    *

      جُنگ  این کتاب در موضوعات متفرقه فقهى، اصولى، ادبى و عقیدتى نوشته شده است. نسخه خطّى آن، به شماره 291 در مدرسه نمازى خوى موجود است.
    *

      حاشیة على فوائدالاصول‏ این کتاب به زبان عربى، حاشیه‏اى است بر فرائد الاصول شیخ مرتضى انصارى. از نسخه ‏هاى خطّى این کتاب در دانشگاه الهیات مشهد موجود است.
    *

      تلخیص یا ملخص المقال فی تحقیق احوال الرجال  در این کتاب، ابتدا فائده ‏هاى علم رجال و سپس موضوعات رجالى همچون: ثقات، حسان، موثقین، ضعفا و مجاهیل و در آخر در کنیه و القاب رجالى مطرح شده است. این کتاب در سال 1277 ه'.ق. تألیف و به زینت طبع آراسته شده است. از نسخه‏ هاى خطّى آن در مدرسه نمازى خوى موجود  است .
    *

      مأة خبر این کتاب حاوى صد حدیث یا بیشتر در موضوعات اخلاقى است. نسخه ‏اى از این کتاب در مدرسه غازى خوى وجود دارد.
    *

      دره النجفیه در شرح نهج البلاغه در دو جلد که در شهر نجف تالیف نموده است ودر سال 1325 در تبریز به چاپ رسیده است .
    *

      الدعوات  این کتاب به ادعیه و اذکار مأثوره پرداخته و در ایران به چاپ رسیده است.
    *

      رساله ای در اصول  رساله‏ اى است در اصول فقه.
    *

      شرح الشرایع‏  شرحى بر کتاب شرایع ‏الاسلام محقّق حلّى(ره) در فقه
    *

      ملخص بحارالانوار  این کتاب خلاصه جلد هفتم «بحارالانوار» علامه مجلسى در موضوع امامت میباشد که در سال 1285 ه'.ق. تألیف شده است. حاج میرزا ابراهیم، در این کتاب روایات تکرارى را حذف کرده و جایى که نیاز به شرح و بسط داشته، به شرح پرداخته است. از نسخه‏هاى خطّى این کتاب، در مدرسه نمازى خوى و در کتابخانه آیةاللَّه مرعشى موجود است
        

1- حسینیه مذکور در خیابان امام فعلی، نرسیده به کوچه نورالله خان و در نبش کوچه ای واقع است .جای بس تعجب اینکه در تابلوی حسینیه مذکور نام خانوادگی این عالم بزرگ حذف گردیده و از عنوان آقامیرزاابراهیم خوئی استفاده شده که امیدورایم مسئولین امر نسبت به رفع این نقیصه اقدام نمایند.


منبع خوی (xoy.ir) به نقل از تاریخ طایفه دنبلی

ائلمان اورمو اوغلو , idin1360
16

اردشیر افشار،جمشید خان*نام آوران اورمیه


فرزند اردشیر خان سرتیپ افشار ملقب به «مجدالسلطنه» پس از اتمام تحصیلات در اورمیه،كه شاگردان ملا محمد رضا مفتی از شاعران و معلمان نامی اورمیه بوده است به خدمت نظام وارد و تا درجه ی امیر تومانی ترقی كرد.او در جنگ با جیلوها و اكراد شركت كرد و در آرام ساختن اوضاع منطقه نقش به سزایی داشت.مجدالسلطنه در آن موقع كه عثمانی ها بخشی از آذربایجان را تصرف و از دست تزار خارج ساخت و انجمنی به نام «اتحاد اسلام» تشكیل داده بودند در تبریز اقامت كرد و روزنامه ی آذرآبادگان با پول مجدالسلطنه ی افشار به مدیریت محسن  خان رفعت و نویسندگی میرزا تقی خان رفعت به زبان تركی استانبولی در تبریز منتشر می شد.گفتنی است كه مجدالسلطنه كتابخانه ای مفصل و موزه ای گرانبها داشت ولی چون این مرد بزرگ مشهور و ثروتمند در جنگ بین المللی اوّل به عثمانی ها كمك فراوانی كرده بود از این رو بغض و كینه ی روس ها –كه دشمن عثمانی ها بودند مورد توجّه قرار گرفته بود و به همین علّت پس از ورود قوای روس به اورمیه قبل از همه به سراغ مجدالسلطنه رفتند و اموال او را توقیف كرده و موزه ی گرانبهای او را به تفلیس حمل كردند و به غارت بردند.جمشید خان مدّتی والی آذربایجان شد وپس از شكست روسها به قفقاز رفت  و در آنجا اقامت نمود و با حاجر میرزا عبدالرحیم طالبوف یكی از بزرگان اهل قلم جمهوری آذربایجان مراوده و مكاتبه داشت.مجدالسلطنه اهل فضل و كمال بود و از تألیفات وی می توان به كتاب های «عشق ارغوانی»،«طوق لعنت» و«ماشاالله خانم» اشاره كرد كه در تفلیس چاپ شد.او در اواخر عمر خود به تهران آمده و در همان جا وفات یافته است.

روحش شاد

نمونه ای از اشعار مجدالسلطنه:

روز خوش من ز بعد مرگ بیاید

ای اجل خوش تو را چگونه بیایم

مرگ كجایی كه جانم عزم تو دارد

گور كجایی كه سوی تو بشتابم

منابع:

نام آوران اورمیه،ص 41

سخنوران آذبایجان،جلد اوّل،ص 133

منبع:وبلاگ نام آوران اورمیه

ائلمان اورمو اوغلو , idin1360
15
98c25995-b0c4-4e74-832d-e1160da5a3e9.jpg از مشاهیر آذربایجان
عرفانی، محمود

  قرن:14

محمود عرفانى، استاد دانشگاه، متولد ، 1316 اردبیل. . اخذ مدرك لیسانس حقوق از دانشگاه تهران، 1347 . اخذ مدرك فوق لیسانس از دانشگاه پاریس 2 در سال 1352 . اخذ مدرك دکتراى حقوق خصوصى از دانشگاه پاریس 2 در سال 1355 . استادیار دانشکده حقوق و علوم سیاسى دانشگاه تهران، 1358 . دانشیار دانشگاه تهران، 1369 . استاد دانشگاه تهران 1376 عضو آکادمى حقوق بین المللى حقوق تطبیقى از سال 1362 تاکنون. عضو انستیتو حقوق بین المللى فرانسه از سال 1370 تاکنون. عضو انجمن دوستداران حقوق فرانسه (هانرى کاپیتان) از سال 1376 تاکنون. عضو انجمن بین المللى آموزشى و پژوهشى مالکیت فکرى از سال 1379 تاکنون. وکیل پایه یک دادگسترى از سال 1370 تاکنون. عضو کانون وکلاى کانادا از سال 1371 تاکنون. تألیف 20 مقاله علمى و چاپ آن در نشریات معتبر بین المللى و همچنین تألیف مقالات متعدد مرتبط با حوزه درسى. آثار تألیفى: کتابهاى حقوق تجارت ( 5 جلد)، حقوق تطبیقى، حقوق تجارت بین الملل ( 2 جلد)، حقوق تجارت به زبان ساده، مقدمه بر حقوق تجارت در ایران (به زبان انگلیسى)، حقوق شرکتها در ایران (به زبان انگلیسى) و مجموعه قوانین تجارت. دکترمحمود عرفانی چهار دهه علم آموزى، تحقیق و تدریس در عرصه حقوق تجارت، حقوق تطبیقى و تجارت بین الملل را در او به عنوان منبع درسى در « مقدمه بر حقوق تجارت در ایران » سابقه کارى خود به ثبت رسانده است و کتاب دانشگاههاى مختلف مورد استفاده قرار مى گیرد. دکتر محمود عرفانى استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسى دانشگاه تهران در سال 1316 در شهر سردسیرى اردبیل زاده شد. تحصیلات ابتدایى را در مدرسه انورى به اتمام رساند و بخشى از تحصیلات متوسطه را در دبیرستان صفوى اردبیل به پایان رسانده و به همراه خانواده اش به تهران مهاجرت نمود و دیپلمش را در تهران اخذ نمود. در سال 1343 به دانشگاه تهران راه یافت و در رشته حقوق علم آموخت. من در دوره دبستان و دبیرستان دانش آموزى معمولى بودم. دوره ابتدایى در شهر خودم یعنى اردبیل بودم. » من شهر خودم را خیلى دوست دارم. در دوره لیسانس هم معمولاً از صبح تا شب در دانشکده بودم. کارم فقط و اینچنین مى شود «. مطالعه بود. صبح ساعت شش مى آمدم و تا شب در کتابخانه مشغول مطالعه مى شدم که دانش آموز معمولى اردبیلى از محضر استادانى همچون دکتر سنگلجى، دکتر مشکات، دکتر سید حسن امامى، دکتر واحدى، دکتر سید حسن صفایى، دکتر شایگان، دکتر على پاشا صالح بهره مند مى شود و در سال 1349 به قصد تحصیل در مقاطع بالاتر به فرانسه مى رود. همچنان رشته حقوق رشته مورد علاقه او است. عرفانى مدرك فوق لیسانس حقوق را که در فرانسه دیپلم نامیده مى شود، در سال 1352 از دانشگاه پاریس 2 اخذ مى کند و در همان زمان در مقطع دکتراى حقوق خصوصى ادامه تحصیل مى دهد. در سال 1355 هم با درجه بسیار افتخارآمیز فارغ التحصیل مى شود. حق کسب اطلاع سهامداران؛ مطالعه تطبیقى در حقوق فرانسه، آلمان، انگلیس و ایالات متحده » عنوان تز او بوده و در نهایت در حضور 5 استاد مشهور حقوق فرانسوى از تز خود دفاع مى کند. مطالب دفاعیه او « آمریکا با هزینه وزارت علوم فرانسه به صورت کتاب هم چاپ شده بود. روش تدریس آنجا به این صورت است که 70 درصد کار توسط دانشجو انجام مى شود. نقش استاد بیشتر در » ارائه منابع، ارائه اصول اساسى درس و راهنمایى دانشجو مثلاً در انتخاب نحوه مطالعه، ارائه مطلب، نحوه نگارش «. و ارائه پژوهشها و منابع جدید است. در پاریس هم من از صبح کتابخانه مى رفتم تا شب مقایسه تطبیقى او البته نیاز به تسلط به چندین زبان زنده غربى داشته است و عرفانى از آنجا که در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران هم هرچند به صورت ناتمام به تحصیل در رشته زبان و ادبیات فرانسه پرداخته بود و در انجمن ایران و فرانسه و انجمن ایران و آمریکا و در انگلیس هم به کلاسهاى زبان مى رفته، در فراگیرى این زبان ها با مشکل خاصى مواجه نمى شود. حقوق تجارت ایران و حقوق دریایى، حقوق هوایى و حتى حقوق کار ایران الهام گرفته از حقوق فرانسه است. » دانشجو وقتى به آنجا مى رود اطلاعات عمومى نسبى دارد، ولى مطالعه و توسعه آموخته ها مستلزم پژوهش و «. مطالعه بیشتر است بازار بورس و تحرك شرکت هاى سهامى عام نقش بسیار مهمى در اقتصاد کشورها دارد و استخوان بندى اقتصاد کشورها به فعالیت شرکت هاى سهامى عام بستگى دارد. تحرك بخشیدن به فعالیت این شرکت ها و جلب اعتماد سهامداران نیز از اهمیت خاصى برخوردار است. بنابراین بورس هم در رونق دادن به بازار و جذب نقدینگى نقش مهمى را ایفا مى کند و بر این مبنا باید گفت که بدون دلیل نیست تز این استاد ایرانى همچنان ارزش خود را حفظ کرده و بعد از چند دهه هنوز به عنوان منبع درسى مورد استفاده استادان و دانشجویان حقوق است. استادان بسیار مشهورى بودند. پروفسور » . او از استادان فرانسوى خودش نیز با احترام خاصى یاد مى کند پدامن، پروفسور روژه هوون، پروفسور گوره، پروفسور امار استادان برجسته حقوق تجارت بودند. پروفسور هوون، سرپرست رساله من بود و پروفسور آندره تنک، استاد حقوق تطبیقى بود. روش تدریس این استادان، دانشجویان را به شوق مى آورد و ما بطور جدى مى رفتیم مطالعه مى کردیم. خواندن آثار این استادان هم «. لذت بخش بود به اعتقاد محمود عرفانى دانشگاه هاى فرانسه، با قرار دادن امکانات رفاهى نسبى در اختیار دانشجویان و در مجموع تحصیلات رایگان، محیطى آرام را براى تحصیل آنها فراهم ساخته اند. امکانات آموزشى زیادى در اختیار دانشجویان است و نخبگانى که تربیت مى شوند بسیار ارزنده هستند. البته » ممکن است کسانى هم مشغول به تحصیل باشند که چندان اهل مطالعه نیستند. اما در مجموع حدود 30 یا 40 نخبه از بین هزار نفر دانشجو تربیت مى شود که به نظر آنها این میزان هم چشمگیر و ارزشمند است. در__ آنجا همه مطالعه مى کنند و همین موضوع باعث مى شود که خود به خود شخص وادار به مطالعه شود مى گوید در آنجا رابطه دانشجو - استاد یک رابطه دوستانه است و منزل استادش هم مى رفته و الآن هم با استادانش مکاتبه و دوستى دارد و خصوصاً در زمان برگزارى کنگره هاى بین المللى همدیگر را ملاقات مى کنند. این استاد دانشگاه در کنگره هاى بین المللى متعددى شرکت کرده و به ارائه مقاله خود پرداخته. در کنگره هاى متعددى که در فرانسه، بلژیک، هند، ویتنام، ژاپن، چین، انگلیس، برزیل، کانادا، مراکش، مصر، سوریه، یونان و لوکزامبورگ حضور داشته و در حوزه هاى حقوق تجارت و حقوق تطبیقى مطالبى را ارائه نموده است. در این سفرها از موزه ها و اماکن و آثار تاریخى کشورهاى یاد شده در حد امکان بازدید کرده است. 60 درصد از درآمد مصر و یونان از راه جذب - اهرام مصر جزو عجایب هفتگانه جهان است. حدود 65 » جهانگرد کسب مى شود. در داخل یکى از اهرام در کنار جسد مومیایى شده فرعون مصر، میوه و عسل که متعلق به چند هزار سال قبل است با همان تازگى و طراوت مانده است. مومیایى کردن در عهد باستان یک علم بوده که هنوز رمز و رازهاى آن کشف نشده و شاید بتوان گفت که انسان ها در قدیم سوادشان خیلى «. بیشتر بوده است در سفر به مصر متوجه مى شود که براى مرمت انگشت شکسته شده ابوالهول چند میلیون دلار بودجه اختصاص داده اند و در شهر بروژ بلژیک هم مى بیند که شهر را به صورت گذشته آن با خیابان هاى سنگفرش شده حفظ کرده اند، درشکه ها در حال عبور از خیابان هستند. الآن صنعت توریسم » . او مى گوید درآمد این شهر از محل درآمدهاى جهانگردى حدود 2 میلیارد دلار است باعث رونق گرفتن 65 صنعت دیگر مثل هتلدارى و صنایع دستى مى شود. در حال حاضر سالیانه حدود 25 میلیون نفر از برج ایفل و موزه هاى پاریس دیدن مى کنند. الان درآمد کل جهانگردى فرانسه سالیانه 90 میلیارد دلار است که دولت 10 میلیارد دلار آن را به عنوان مالیات اخذ مى کند و در جهت رفاه جامعه هزینه «. مى کند عرفانى که در کنگره اى بین المللى در یونان حضور داشته و موفق شده اثر باستانى آکروپولیس را مشاهده کند شاید تخت جمشید ما بهتر از آکروپولیس باشد ولى یونانى ها در سال چندین میلیارد دلار درآمد » : مى گوید «. ناشى از صنعت توریسم دارند او از چین هم دیدن کرده و مردم چین را مردمى پرتحرك و سختکوش ارزیابى مى کند. کشورى که با پراگماتیسم یا مصلحت گرایى توانسته تجارت آزاد را در خود رونق دهد. چینى ها هنر ارزان ساختن کالا را دارند. با همان کیفیت کالاهاى خارجى، کالا مى سازند و مثلاً با نصف » قیمت آن را به فروش مى رسانند. حتى ژاپنى ها هم تعجب مى کنند که چطور مى شود کالایى را تا این حد «. ارزان ساخت او در مورد قانون جدید تجارت که مراحل تصویب شدن قانونى را مى پیماید اظهارنظرهایى داشته است و مى ماباید اساس قوانین گذشته را حفظ کنیم و بعد با توجه به مقتضیات زمان آنها را اصلاح کنیم. نمى » : گوید توان قوانین گذشته را کنار گذاشت و از نوع شروع به نوشتن قانون کرد. الآن مجموعه قوانین ناپلئون که در سال 1804 تصویب شده و جزو شاهکارهاى حقوق مدنى فرانسه است بعد از گذشت 200 سال اعتبار خود را «. حفظ کرده؛ البته اصلاحاتى در آن صورت گرفته و یا ضمیمه هایى به آن اضافه شده است است. سازمان وایپو که یک سازمان بین الدولى بود (WIPO) عرفانى از استادان سازمان جهانى مالکیت فکرى با تلاش دولت هاى عضو از حوزه مسؤولیت دولت سوئیس خارج و از سال 1974 براساس موافقتنامه مجمع عمومى سازمان ملل متحد به صورت یک آژانس تخصصى این سازمان درآمد. سازمانى که در راستاى احقاق حقوق نویسندگان، هنرمندان و مخترعان فعالیت دارد و احترام گذاشتن به مالکیت فکرى را در سرلوحه اقدامات خود دارد. محمود عرفانى به کوهنوردى و شنا علاقه خاصى دارد و به موسیقى هم تعلق خاطر فراوانى نشان مى دهد و در ایام جوانى به مدت 8 سال به صورت آکادمیک و علمى در این عرصه تحصیل کرده است. من علاقه دارم که بخوانم و بنویسم. بهتر از این چیزى نمى شود. تا » : او در پایان با ابراز امیدوارى مى گوید الآن هم سالم زندگى کرده ام و یک ریال مال حرام نخورده ام. آرزویم این است که واحدهاى تولیدى، صنعتى و خدماتى ما خوب کار کنند و مدیریت هم تقویت بشود. یعنى افراد آگاه، باسواد و سالم مدیر شوند و اشتغال ایجاد کنند و جوانان را از این وضع کنونى خارج کنند. در عین اینکه آموزش اخلاقى را هم باید در جامعه فراموش نکرد.__
فعالیتها:

• تدریس • عالمان و دانشمندان • قضاوت، حقوق، علوم سیاسی • نویسندگی

ائلمان اورمو اوغلو , idin1360
14
2dfd47db-f9a0-440e-922f-8cca91476fee.jpgمشاهیر پر افتخار آذربایجان
مهرداد، جعفر

  قرن:14

دکتر جعفر مهراد در سال ۱۳۲۵ در شهر تبریز متولد شد . تحصیلات ابتدایی را در سال ۱۳۳۷ در دبستان و دبیرستان سعدی تبریز به پایان رسانید و برای گذراندن دوره متوسطه به دبیرستان امیرخیزی و سپس لقمان تبریز رفت و در سال ۱۳۴۴ دیپلم متوسطه را اخذ کرد. پس از فراغت از تحصیلات متوسطه در رشته جغرافیای دانشگاه تبریز پذیرفته شد و دانشنامه کارشناسی جغرافیا را در سال ۱۳۴۸ کسب کرد . از سال ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۰ به مدت ۲ سال خدمت نظام وظیفه را به انجام رسانید و در سال ۱۳۵۰ برای ادامه تحصیل در دوره کارشناسی ارشد برنامه ریزی شهری و توسعه روستائی به کشور انگلستان عزیمت نمود . سوابق: در مراجعت از انگلستان در سال ۱۳۵۱ در دوره کارشناسی ارشد رشته علوم کتابداری دانشگاه تهران پذیرفته شد . در فاصله سالهای ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۳ که به اخذ دانشنامه کارشناسی ارشد موفق شد ، در کتابخانه دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران مشغول بکار شد و سپس کتابخانه وزارت رفاه اجتماعی را راه اندازی نمود ، و تا سال ۱۳۵۵ کتابدار کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه شهید بهشتی بود . در خلال این سالها با کمیته آموزشی انجمن کتابداران ایران همکاری داشت و در دوره‌های کوتاه مدت آموزش کتابداری که از سوی انجمن مزبور در شهرهای مختلف ایران برگزار می‌شد به عنوان مدرس ، به تدریس دروس مختلف این رشته مبادرت ورزید . در همین سالها ، تدریس در کلاسهای تربیت کتابدار وزارت فرهنگ و هنر (سابق) قابل ذکر است . فارغ التحصیلان این دوره به عنوان کتابدار در کتابخانه‌های عمومی شهرهای مختلف خدمت می‌کردند . در این سالها حرفه کتابداری از رونق قابل توجّهی برخوردار بود . تعدادی از دانشگاهها تأسیسِ گروههای آموزشی کتابداری را شروع کردند . برخی دیگر نیز برای تأمین کادر هیأت علمی به افراد واجد شرایط بورس اعطاء نموده و بدین ترتیب زمینه‌های تأمین و تکمیل کادر آموزشی را فراهم آوردند . بر این اساس ، در سال ۱۳۵۵ از بورس تحصیلی دانشگاه شیراز استفاده کرد و جهت گذراندن دوره دکترای تخصصی به آمریکا رفت و از دانشگاه Case Western Reserve Universityدر سال ۱۳۵۸ به اخذ دانشنامه دکتری در حوزه سیستمها و مدیریّت کتابخانه‌های عمومی نایل شد . پس از مراجعت به دانشگاه شیراز تنها عضو هیأت علمی بخش علوم کتابداری بود و به تأسیس بخش علوم کتابداری و اطلاع رسانی اقدام کرد . تأمین عضو هیأت علمی در سالهای بعد از پیروزی انقلاب دشوار بود . اما به هر نحو ممکن نسبت به این مهم اقدام و به استثنای ایامی که دانشگاهها به خاطر انقلاب فرهنگی تعطیل و به برنامه ریزی آموزشی مشغول بودند ، دوره کارشناسی ارشد رشته علوم کتابداری را دایر و پا برجا نگه داشت ، طوری که از نظر تاریخی بعد از دانشگاه تهران ، دومین دانشگاهی است که در تربیت دانشجوی کارشناسی ارشد در حوزه علوم کتابداری و اطلاع رسانی ایران پیشگام است . دوبار به ریاست بخش علوم کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه شیراز منصوب شده‌است . نخست در آبان ماه سال ۱۳۵۸ ، یعنی بعد از اخذ دانشنامه دکتری و شروع بکار در دانشگاه شیراز تا سال ۱۳۶۴ و سپس در سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۶ . فعالیتها: در دوران انقلاب فرهنگی از اعضای فعّال گروه‌ها و کمیته‌های برنامه ریزی ستاد انقلاب فرهنگی بود و برنامه ریزی دوره کاردانی ، کارشناسی و کارشناسی ارشد رشته علوم کتابداری و اطلاع رسانی نتیجه فعالیّت مستمری است که دکتر مهراد در آن دوره با مساعدت سایر همکاران تدوین نموده‌است . برای نخستین بار دوره‌های تحصیلی کاردانی و کارشناسی رشته علوم کتابداری و اطلاع رسانی را در سالهای ۶۳- ۱۳۶۲ به بعد در دانشگاه شیراز تأسیس کرد . تأسیس دوره دکتری این رشته در دانشگاه شیراز از سال ۱۳۷۶ به بعد از مساعی دیگر دکتر مهراد است . در سال ۱۳۶۲ تصمیم گرفته شد که دانشکده ادبیات و علوم دانشگاه شیراز به دو دانشکده تقسیم شود. در برنامه ریزی تأسیس دانشکده ادبیات و علوم انسانی شرکت جسته و در بهمن ماه ۱۳۶۳ به عنوان نخستین معاون پژوهشی این دانشکده مشغول بکار شد و بعد از شش ماه مدیریّت دانشکده ادبیات و علوم انسانی را تا پائیز ۱۳۶۵ به عهده گرفت . در تابستان سال ۱۳۶۵ کتابخانه میرزای بزرگ شیرازی (کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد) دانشگاه شیراز را تأسیس و راه اندازی کرد و تا سال ۱۳۶۸ رئیس این کتابخانه نو بنیاد بود . در طول این سالها در گسترش مجموعه‌های کتابی (فارسی و لاتین و عربی) تلاش فراوان نمود و نیروهای انسانی ماهر و تحصیل کرده را جهت سازماندهی و در دسترس قرار دادن منابع اطّلاعاتی ارزشمندی که گردآوری شده بود بکار گرفت . به موازات کارهای اجرایی ، تدریس و تحقیق در دانشگاه از اولویّت برخوردار بود ، طوری که در اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۷ به مرتبه دانشیاری و سپس در خرداد ماه سال ۱۳۷۶ به مرتبه استادی دست یافته‌است ، و هم اکنون استاد پایه ۳۲ دانشگاه شیراز می‌باشند . در تابستان سال ۱۳۶۸ به مدت یک سال برای استفاده از فرصت مطالعاتی در دانشگاه لوس آنجلس کالیفرنیا (UCLA) در زمینه پایگاههای اطّلاعاتی کتابشناختی به تحقیق و مطالعه پرداخت . پس از عزیمت به ایران در سال ۱۳۶۹ به پیشنهاد وزیر فرهنگ و آموزش عالی ، جناب آقای دکتر مصطفی معین ، کتابخانه منطقه‌ای علوم و تکنولوژی شیراز را که یک مرکز بین‌المللی اطلاع رسانی است تأسیس کرد و از سال ۱۳۷۰ تاکنون ریاست این کتابخانه را بر عهده دارد . در طی دوران خدمت دانشگاهی ، بارها نمایندگی بخش علوم کتابداری و اطلاع رسانی را در کمیته‌ها و شوراهای آموزشی و پژوهشی دانشکده ادبیات و علوم انسانی بر عهده داشته و چندین دوره نماینده دانشکده ادبیات و علوم انسانی در تحصیلات تکمیلی دانشگاه شیراز بود . از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۷۹ عضو شورای دانشگاه شیراز بود و از سال ۱۳۷۹ تاکنون به عنوان عضو در هیأت ممیزه دانشگاه شیراز شرکت می‌کند . همگام با کارهای آموزشی و اجرایی خدمات فراوانی را به انجام رسانیده‌است ، از جمله عضو کمیسیون ملی اطلاع رسانی وابسته به شورای پژوهشهای علمی کشور از سال ۱۳۷۲ تاکنون ، عضو کمیته ملّی اطلاع رسانی وابسته به کمیسیون ملی یونسکو در ایران از سال ۱۳۷۵ تاکنون ، عضو هیأت امنای انجمن کتابخانه‌های عمومی استان فارس از بدو تأسیس تاکنون ، شرکت در جلسه رؤسای دانشگاهها و مراکز آموزشی و پژوهشی وزارت علوم ، تحقیقات و فنّاوری ، شرکت در نشستهای معاونین پژوهشی دانشگاهها و رؤسای مراکز تحقیقاتی ، همکاری در تأسیس و عضویت در هیأت تحریریه مجله علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز ، عضویت در هیأت تحریریه مجله علوم تربیتی روانشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز ، نشریه اطلاع رسانی مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران ، عضو کمیته ارتقاء رسته‌های آموزشی و فرهنگی دانشگاه شیراز ، تأسیس مجله علوم اطلاع رسانی و فناوری ایران (IJIST) به زبان انگلیسی در سال ۲۰۰۳ میلادی که نام آن از سال ۲۰۰۹ به مجله بین‌المللی علوم اطلاع رسانی و مدیریت اطلاعات (IJISM) تغییر یافت. در حال حاضر در کنار خدمات اجرایی و علمی در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترای بخش علوم کتابداری و اطلاع رسانی به تدریس مشغول می‌باشد و تاکنون راهنمایی و مشاورت بیش از ۳۰ پایان نامه کارشناسی ارشد را به انجام رسانیده‌است کتاب‌ها: روش تحقیق . با همکاری پروین کجوری . شیراز . کانون تربیت ، 1361؛ چکیده پایان نامه های تحصیلات تکمیلی دانشگاه شیراز. با همکاری احمد بنی هاشمی . شیراز: دانشگاه شیراز ، 1361؛ نمایه روزنامه اطلاعات: دانشگاه شیراز ، 1360- 1366 . 5 ج؛ مقدمه‌ای بر خدمات مرجع عمومی . شیراز: دانشگاه شیراز ، 1367؛ فهرست‌نویسی کامپیوتری ترجمه. با همکاری مجید آذرخش. تهران: مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران ، 1372؛ سیستم‌ها، خدمات و مراکز اطلاع رسانی. ترجمه. شیراز : انتشارات نوید ،1379؛ نمایه‌سازی و چکیده‌نویسی. ترجمه. تهران: سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی ، 1374؛ آشنایی با تکنولوژی‌های اطّلاعاتی. ترجمه. مجید آذرخش و جعفر مهراد. تهران: سمت ، 1377؛ نظام‌های بازیابی اطّلاعات . ترجمة جعفر مهراد ، شیراز : انتشارات نوید ، 1379؛ ذخیره‌سازی و بازیابی اطلاعات. ترجمه محمد حسین دیانی و جعفر مهراد. شیراز : انتشارات نوید ، 1379؛ استانداردهای کتابخانه‌های دانشگاهی ایران. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، ١٣٨٠؛ استانداردهای کتابخانه‌های تخصصی ایران. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، ١٣٨٠؛ ارزیابی علم و فناوری در جمهوری اسلامی ایران: اولین ارزیابی خرد دانشگاهها و مؤسسات پژوهشی دولتی، 1381. پژوهشگران جعفر مهراد، محمد حسین دیانی; زیر نظر هیئت نظارت و ارزیابی فرهنگی و علمی. تهران: شورای انقلاب فرهنگی، هیئت نظارت و ارزیابی فرهنگی و علمی، 1384؛ بازیابی اطلاعات: الگوریتم‌ها و روش‌های اکتشافی. ترجمه جعفر مهراد و سارا کلینی. مشهد: انتشارات کتابخانه رایانه‌ای; شیراز: کتابخانه منطقه ای علوم و تکنولوژی ، 1384؛ معناشناسی و بازیابی اطلاعات، هفت گفتار. ترجمه جعفر مهراد و محمدرضا فلاحتی فومنی. مشهد: انتشارات کتابخانه رایانه‌ای; شیراز: کتابخانه منطقه‌ای علوم و تکنولوژی، 1384؛ رتبه‌بندی دانشگاه‌های دنیا و پیام آن برای دانشگاه‌های کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی (OIC) . ترجمه جعفر مهراد و محمدرضا فلاحتی فومنی. شیراز: کتابخانه منطقه‌ای علوم و تکنولوژی ، 1385؛ رتبه‌بندی علمی دانشگاه‌های عضو OIC . ترجمه جعفر مهراد و محمدرضا فلاحتی فومنی. شیراز: کتابخانه منطقه ای علوم و تکنولوژی ، 1386.
ائلمان اورمو اوغلو , idin1360
13
db7b9c87-cc1d-4547-9b6f-f5c75ede2b22.jpg مشاهیر پر افتخار آذربایجان
عسگرزاده، لطفعلی

  قرن:14

پروفسور لطفعلی عسگرزاده"لطفی زاده" که در جهان علم به پروفسور زاده مشهور است در سال 1921 در شهر باکو در جمهوری آذربایجان به دنیا آمد. مادرش یک پزشک روس و پدرش یک ژورنالیست آذربایجانی بود که در آن زمان به دلایل شغلی در باکو بسر میبرد. او در سن 10 سالگی همزمان با حکومت دیکتاتوری استالین در اتحاد جماهیر شوروی سابق و در اثر شیوع قحطی و گرسنگی سراسری در سال 1931، به همراه خانواده مجبور به مراجعت به خانه پدری‌اش ایران شد و در شهر تهران زندگی جدیدی را شروع کرد. لطفی زاده در کالج البرز تهران (دبیرستان فعلی البرز) تحصیلات متوسطه را به پایان رساند و در امتحانات کنکور سراسری، مقام دوم را کسب کرد. او در سال 1942 رشته برق و الکترونیک دانشگاه تهران را با موفقیت به پایان رساند و در طی جنگ دوم جهانی برای ادامه تحصیلات به آمریکا رفت و دوره فوق لیسانس مهندسی برق را در انستیتو تکنولوژی ماساچوست MIT واقع در شهر بوستون طی نمود. پس از آن دانشگاه کلمبیا در نیویورک را انتخاب کرد و سرانجام در سال 1949 موفق به دریافت درجه دکترای خود از این دانشگاه شد. به گزارش آذربایجان، پرفسور لطفی زاده تحقیقات خود را در رشته تئوری سیستم از دانشگاه کلمبیا آغاز نمود. در سال 1956، از وی به عنوان دانشمند دعوت شد تا در انستیتوی مطالعات پیشرفته در دانشگاه پرینستون واقع در نیوجرسی به تدریس و تحقیق بپردازد. علاوه بر آن پرفسور لطفی زاده مشاغل علمی افتخاری متعددی را قبول کرده است که از میان آنها میتوان به موارد زیر اشاره نمود: استاد افتخاری رشته مهندسی برق دانشگاه پلی تکنیک ماساچوست MIT در سال 1968 دانشمند و محقق ممتاز آزمایشگاه تحقیقاتی شرکت ای بی ام IBM در کالیفرنیا در سالهای 1977، 1973و 1968 دانشمند مدعو در مرکز مطالعات زبان و اطلاعات دانشگاه استنفورد کالیفرنیا در فاصله سالهای 1978-1988. در سال 1959، پرفسور لطفی زاده کار تمام وقت خود را با سمت استادی در دانشکده مهندسی برق دانشگاه کالیفرنیا در برکلی شروع کرد. در فاصله سالهای 1968ـ1963، وی ریاست دانشکده مهندسی برق دانشگاه کالیفرنیا در برکلی را عهده دار بود. اگر چه پرفسور لطفی زاده در سال 1991 بازنشسته شد، ولی همچنان فعالیتهای علمی ایشان در دانشگاه کالیفرنیا ادامه دارد و به صورت مستمر در کنفرانسها، سمینارها در شهرهای مختلف جهان شرکت کرده و سخنرانی میکنند (پروفسور زاده در 2 اکتبر 2002 در جمع کانون مهندسین تورنتو هم شرکت و سخنرانی کردند). در حال حاضر پرفسور لطفی زاده به عنوان استاد ممتاز مهندسی برق، مدیریت مرکز نرم افزار کامپیوتری دانشگاه برکلی را عهده دار است. این مرکز بیش از 2000 نفر عضو دارد و 100 موسسه علمی به آن وابسته هستند. تا سال 1965، تحقیقات پرفسور لطفی زاده عموماً در زمینه تئوری سیستم ها و تجزیه و تحلیل تئوری تصمیمات بود. در آن سال، وی تئوری و منطق فازی Fuzzy Logic را پایه گذاری کرد و سپس در زمینه کاربردهای این تئوری در هوش مصنوعی، زبان شناسی، منطق، تئوری تصمیمات، تئوری کنترل، سیستمهای خبره و شبکه های اعصاب به تحقیقات گسترده‌ای پرداخت. در حال حاضر حاصل تحقیقات پرفسور لطفی زاده در زمینه منطق فازی در بخشهای گوناگون طراحی نرم‌افزار و سخت افزار و محاسبات کامپیوتری بر مبنای کلمات، تئوری شعور کامپیوتر در درک زبان طبیعی و صنایع سبک و سنگین مورد استفاده است. پرفسور لطفی زاده به عنوان کاشف و مبتکر منطق فازی شهرت جهانی دارد. وی طی یک مقاله علمی کلاسیک که در سال 1965 به چاپ رسید مفهوم مجموعه فازی که اساس تئوری تجزیه و تحلیل سیستمهای پیچیده است را بر اساس زبان طبیعی معرفی کرد. پس از معرفی تئوری فازی، بیش از 15000 مقاله علمی توسط دانشمندان جهان درباره منطق فازی و کاربردهای گسترده آن در نشریات علمی منتشر شد و در حدود 3000 درخواست ثبت اختراع در این زمینه در کشورهای مختلف جهان به عمل آمد. در سال مالی 1992ـ1991، کمپانی ماتسوشیتا، بخش وسایل الکترونیکی و تجهیزات هوانوردی پاناسونیک ژاپن به تنهایی توانست وسائل، تجهیزات و سیستمهای الکتریکی و الکترونیکی به ارزش یک میلیارد دلار به فروش برساند که در آنها از منطق فازی استفاده شده بود. در حال حاضر 12 ژورنال علمی دنیا که در عناوین آنها کلمه "فازی" دیده میشود به چاپ میرسد. تنها در کشور ژاپن بیش از 2000 مهندس و دانشمند در رشته منطق فازی به تحقیقات علمی و صنعتی مشغول هستند. پرفسور لطفی زاده عضو ارشد انستیتوی مهندسی برق و الکترونیک آمریکا، عضو ارشد بنیاد گوگن هایم Gugenheim، عضو ارشد آکادمی ملی مهندسی آمریکا، عضو ارشد کنگره جهانی Cybernetics ، عضو آکادمی علوم روسیه، عضو افتخاری انجمن مطالعات Cybernetics اتریش، عضو ارشد اتحادیه بین المللی سیستم های فازی و عضو ارشد چندین انجمن و موسسه علمی دیگر است. پرفسور لطفی زاده موفق به دریافت 9 مدال علمی گردیده است که از این تعداد پنج مدال به مناسبتهای گوناگون توسط انستیتوی مهندسی برق و الکترونیک آمریکا و چهار مدال دیگر توسط انستیتوی مهندسی مکانیک آمریکا، انجمن علوم مهندسی آمریکا، آکادمی علوم جمهوری چک و انجمن بین المللی سیستمهای هوشمند به وی اهدا شده است. به علاوه پرفسور لطفی زاده 14 جایزه علمی دریافت نموده که از آن جمله میتوان به جایزه اهدایی بنیاد معروف هوندای ژاپن اشاره نمود. دانشگاههای متعدد جهان با اهدای دکترای افتخاری به پرفسور لطفی زاده از خدمات علمی وی بویژه ابداع منطق فازی که علوم و مهندسی کامپیوتر و تئوری سیستمها را دگرگون کرده است، قدردانی نموده اند. این دانشگاه ها عبارتند از: دانشگاه تولوز فرانسه، دانشگاه تورنتو کانادا، دانشگاه ایالتی نیویورک، دانشگاه دورتموند Dortmund آلمان، دانشگاه اوویدو اسپانیا، دانشگاه لیک هد Leakhead کانادا، دانشگاه گرانادا اسپانیا، دانشگاه لویزویل Lousiville آمریکا، دانشگاه باکو جمهوری آذربایجان، دانشگاه گلیویس Gliwice لهستان، دانشگاه اوستراوا Ostrava جمهوری چک، دانشگاه فلوریدای مرکزی آمریکا، دانشگاه هامبورگ آلمان و دانشگاه پاریس فرانسه. پرفسور لطفی زاده عضو هیئت مشورتی مرکز فازی آلمان، عضو هیئت مشورتی مرکز تحقیقات فازی دانشگاه تگزاس، عضو کمیته مشورتی مرکز آموزش و تحقیقات سیستمهای فازی و هوش مصنوعی رومانی، عضو هیئت مشورتی موسسه بین المللی مطالعات سیستمها، عضو هیئت مدیره انجمن بین المللی شبکههای اعصاب، رئیس افتخاری اتحادیه سیستمهای فازی بیومدیکال ژاپن، رئیس افتخاری اتحادیه منطق و تکنولوژی فازی اسپانیا، عضو هیئت مشورتی انستیتوی ملی انفورماتیک توکیو و عضو هیئت مدیره انستیتوی سیستمهای هوشمند ایلی نوی آمریکا است. پروفسور لطفی زاده به طور رسمی از سال 1991 بازنشسته شده و مقیم سانفرانسیسکو است. او به هنگام فراغت به سرگرمی محبوبش عکاسی میپردازد. سرگرمی دیگر لطفی زاده موسیقی است. او در اتاق نشیمن خود بیست و هشت بلندگوی حساس نصب کرده تا به موسیقی کلاسیک با کیفیت بهتری گوش کند. پروفسور لطفی زاده دارای بیست و سه درجه دکترای افتخاری از دانشگاههای معتبر جهان است، بیش از 200 مقاله علمی را به تنهایی به نگارش در آورده و در حال حاضر عضو هیئت تحریریه بیش از 50 مجله علمی دنیا میباشد. منطق فازی پروفسور لطفی زاده در سال 1962 برای اولین بار در ژورنال مهندسی واژه Fuzzy Logic را مورد استفاده قرار داد. بر اساس نظریه او کلمات درست و نادرست (مشابه بله و خیر) واژه‌های چندان مناسبی برای ماشین و کامپیوتر که از صفر و یک استفاده میکنند نیستند و به جای آنها باید از عبارت درجه درستی استفاده كرد. به عبارت دیگر منطق كلاسیك ارسطویی كه بر مبنای صحیح و غلط بودن قضایا شكل میگیرد باید با نظریه احتمالات تكمیل شود و منطق كاملتری موسوم به منطق فازی را که ماشین قادر به تشخیص آن باشد شكل دهد. مراکز علمی و صنعتی ژاپن با تشكیل اتحادیه بین‌المللی سیستمهای فازی و برگزاری كنفرانسهای متعدد درباره منطق فازی و استفاده از نتایج آن در صنعت توانستند محصولات فازی نظیر پنكه، دوربین عکاسی و ویدئو، ماشین لباسشوئی، یخچال، سیستمهای تهویه مطبوع و گرم و خنک کننده، جاروی برقی و سایر محصولات الكترونیكی و الکتریکی را بر اساس منطق فازی به مرحله تولید برسانند. به طور مثال در محصولات جدید ماشینهای لباسشوئی که سیستم كنترل اتوماتیك فازی نصب شده، ماشین میتواند ضمن برآورد مقدار و تشخیص جنس لباسها میزان تمیزی و چرکی آنها را حدس زده و بر اساس یافته‌های خود حرارت آب، مقدار آن و نیز سرعت چرخش ماشین را تعیین كند. ابداع روش پروفسور لطفی منطق دوگانه بین قضایای ارسطویی را از شاید به حتماً و بالعکس دگرگون کرد. سایت دانشکده کامپیوتر دانشگاه باپتیست هنگ کنگ در مقاله‌ای پس از اهدای دکترای افتخاری به پروفسور لطفی در تشریح تئوری فازی مینویسد: او توانست بین بله و خیر منطق شاید را که تا سال 1970 ماشین و کامپیوتر از تشخیص آن عاجز بود ارائه کند. در آن سایت برای روشن شدن تئوریهای منطقی به قضیه فلسفی رسیدن از کل به جزء که "همه انسانها فانی هستند؛ سقراط انسان است، پس سقراط هم فانی است" اشاره میشود. در توضیح بیشتر منطق فازی باید اضافه شود که مفاهیم غیر دقیق (شایدها) بسیاری در پیرامون ما وجود دارند که آنها را به صورت روزمره در قالب عبارتهای مختلف بیان میکنیم . در جمله هوا خوب است هیچ کمیتی برای خوب بودن هوا مطرح نمیشود تا اندازه خوبی آن مشخص شود و برداشت انسان از هوای خوب در یک حس کیفی باقی میماند. در واقع مغز انسان با در نظر گرفتن عوامل مختلف و بر اساس تفکر استنتاجی و نه استدلالی جملات را تعریف و ارزش گذاری میکند که مدل سازی آنها به زبان و فرمولهای ریاضی اگر غیر ممکن نباشد کاری بسیار پیچیده خواهد بود. منطق فازی تکنولوژی جدیدی است که برای پردازش وقایع غیر قطعی ارائه شده و دقیقاً آن چه را که در طبیعت و زندگی روزمره با آن در ارتباط هستیم به طریق منطقی و ریاضی انجام میدهد. منطق فازی در مقابل منطق بایناری یا منطق Boolean قرار دارد و برای طراحی سیستمهای خبرهExpert System به کار میرود. سیستمهای خبره توانایی شبیه سازی قوانین جهان را دارند و در حال حاضر در کنترل خودکار ترافیک، سیستم ترمز ABS اتومبیلها، ماشینهای صنعتی هوشمند، سیستمهای تشخیص هویت از روی اثر انگشت یا تصویر مردمک چشم و حتی غلط یاب تایپی در نرم افزارهای نگارشی مانند MS-Word استفاده شده و به این ترتیب نارسایی منطق صفر و یک برای شبیه سازی جهان واقعی با منطق فازی کاملاً حل میشود. اگر چه به کاربرد منطق فازی روز به روز افزوده شده و انسانها از آن در رسیدن به آسایش و راحتی خود استفاده میکنند، اما پرفسور لطفی زاده اعتقاد دارد منطق فازی اکسیر و نوشدارو نیست زیرا توانایی انسان بیش از سیستمهای منطقی و کامپیوتری است و آنها با هم قابل مقایسه نیستند.
ائلمان اورمو اوغلو , idin1360
12
 بیوگرافی رشید بهبوداف هنرمند آذربایجانی به همراه قسمتهایی از ترانه گلمدین از او


رشید بهبودف (1988-1915) فرزند مجید بهبودلی یکی از خوانندگان جمهوری آذربایجان است که به جهت اجرای اپراهای مشهور، شهرت جهانی یافته است.رشید بهبودوف در سال 1915 در شهر تفلیس در جمهوری گرجستان چشم به جهان گشود. عمده شهرت وی به خاطر اجرای نقش عسگر در نمایش موزیکال آرشین مال آلان است

استعداد نادر رشید بطور یک‌شبه آشکار نشد، هر چند بمحض اینکه او کشف شد شهرت او چون آتش سرکشی پخش شد. رشید بطور خستگی‌ناپذیری به سفر می‌رفت و در سراسر دنیا کنسرتهایی را یکی پس از دیگری اجرا می‌کرد، در زمانیی که مردم شوروی در جو خفقانی موسوم به پرده آهنین زندگی می‌کردند.

وی به کشور های زیادی سفر کرد و در هر کشور حداقل ترانه‌ای به زبان آن کشور خواند بطوری که در مجموعه آثار او حدود 50 ترانه به زبانی‌های غیر تورکی آذربایجانی  است.

بهبودوف با ابداع شیوه جدیدی در آوازخوانی علاوه بر اینکه به شهرت فراوانی در بسیاری از کشورها دست یافت بلکه بسیاری از خوانندگان تورک زبان بعد از او به تقلید از شیوه وی پرداختند. بهبودوف در زمانی به عنوان سفیر به بعضی از کشورهای دنیا سفر کرد و در آنجا به اجرای انواع اپرا و آواز به زبان بومی آن محل یا به زبان تورکی آذربایجانی پرداخت.عنوان هنرمند مردمی اتحاد جماهیر شوروی بزرگترین افتخاری بود که می‌توانست به یک هنرمند در شوروی داده شود. اما دولت شوروی ابتدا آنرا از وی معذور داشت. آنها پذیرفتند که رشید خواننده بزرگی است اما گفتند که وی تنها خواننده پاپ است نه اپرا. اما رشید تنها خواننده پاپ نبود و نقشهای بسیار پیچیده‌ای در اپرا اجرا می‌نمود.همینطور که در نقش بالاش در ایرای سویل نشان داد و سرانجام به خاطر این کار جایزه مذکور را گرفت که برای هنرمندان آذربایجانی یک اتفاق غیرعادی بود چون عموماً این لقب نصیب هنرمندان روسی می‌شد.بسیاری نیز معتقد بودند که او ترانه‌های روسی را به مراتب بهتر از خوانندگان روس اجرا می کند .

دانلود ترانه با حجم 700 کیلو بایت

ایلک باهار گلدی .....

دورنالار گلدی ......

تکجه سن گلیب چیخمادین !!

هاردا قالمیسان .......!!

 

برای دانلود ترانه کلیک کنید

ائلمان اورمو اوغلو , idin1360
11

میرزا علی معجز شبستری از شاعران ترک ایران

 

میرزا علی معجز شبستری



زندگینامه میرزا علی معجز شبستری

میرزا علی معجز شبستری فرزند حاجی آقا ، در سال 1252 هجری شمسی  در این شهر كه در آن زمان قصبه ای كوچك بود تولد یافت . میرزا علی در مكتب خانه خواندن و نوشتن را آموخت . در سن شانزده سالگی (68-1267 هجری شمسی) پدرش فوت شد . بعد از فوت پدر برادانش كه در استانبول به تجارت مشغول بودند ، علی جوان را به استانبول بردند . علی در استانبول فرصت تعلم و مطالعه بدست آورده و ضمن كمك  روزانه به برادران خود به مطالعه در تاریخ و ادبیات میپردازد . علی را عشق وطن و دردغربت آزار میداد . بهمین جهت بعد از حدود سیزده سال  واندی زندگی در غربت استانبول به شبستر باز میگردد . و از آنجائیكه از مریدان عارف مشهور ایران شیخ محود شبستری بوده ، بیشتر اوقات خود را بر سر مزار او حاضر میشده و در خلوت انس با مراد خود به نوشتن شعر میپرداخت . علی  به شدت با واپسگرایی و تحجر حاكم بر اجتماع زمان خود به مبارزه پرداخت . و در این راه بدون واهمه از بیان حقایق كوتاهی نكرد  .اشعار این شاعر نیز همه مربوط به نكوهش و هجو و انتقاد ازاوضاع اجتماعی دوران حیاتش است . دورانی تاریك و سیاه كه ره آورد حاكمیت سلسله نالایق قاجار بر ایران بود . او در اشعار خود به خرافات و نادانی و تحریفات و بدعت های ناشایست دینی تاخته و انسانها را به سوی روشنایی و نور دانش و تمدن برای ترقی دادن كشور فرا میخواند . و از بیان واقعیات باكی بدل راه نمیدهد . و بهمین جهت نیز مغضوب متحجرین و دعا نویسان و اشاعه دهندگان خرافات در قالب تفسیر های غلط از احكام دین در شبستر  واقع میشود .  او در نوحه خوانی از دلاوری های سالار شهیدان و شهدای عاشورا و شجاعت و حقیقت گویی زینب كبری سلام الله علیها میگوید . در آن زمان نفی قمه زنی و معرفی چهره واقعی امام حسین علیه السلام  و بزرگداشت خاطره عاشورا مطابق با شأن شهدای آن روز خونین كربلاو پرهیز از گزافه گویی و اغراق در مورد فرامین دینی و سرگذشت چهارده معصوم برای اولین بار  از زبان معجزشنیده می شود.            

معجز در استانبول نیز به زبان تركی آذربایجانی شعر می سرود و مردم را باوضاع واحوال و مشكلات پیش روی جامعه ایران آشنا میساخت . علی بر این باور بود كه اونیز مثل میرزا علی اكبر طاهر زاده ( متخلص به صابر صاحب مجموعه اشعار هوپ هوپ نامه) در بیداری مردم  خود باید بكوشد . و به همین علت در هریك از اشعار خود بیك معضل و مسألة اجتماعی اشاره دارد. در دورة حیات معجز ، ایران به حال وروزی افتاده بود كه هر ایرانی وقتی به مطالعة تاریخ آن زمان بپردازد متأثر ومغموم می شود . و در این چنین اوضاعی كه فقر و فلاكت و جهل كشور را در بر گرفته بود ظهور وحضور شاعری مثل میرزا علی معجز شبستری در عرصه ادبیات آذربایجان ، كه با ازجان گذشتگی در قالب شعر بانگ  و فریاد بر بی عدالتی ها و جهالت و بی لیاقتی دستگاه حاكمه زمان خود بر می آورد ، برای تاریخ ادبیات آذربایجان افتخاری است بس بزرگ ، وگویای اینست كه در سرزمین آذربایجان اگرسردارانی مثل ستار خان ها برای استقلال و اقتدار ایران سر برافراشته اند ، سربداران ادبیات این خطه نیز برای بیداری ملت از عمرو جان خود مایه گذاشته اند . در این زمان آن متحجرین و حكام مستبد لعن ونفرین مردم را باخود دارند و شاعر فقید، علی معجز شبستری با نیكنامی ، از احترام  و تحسین ملت آذربایجان برخوردار است .

معجز برای تاسیس یك مدرسه دخترانه با اصول امروزه برای دختران شبستر خیلی تلاش نمود و بالاخره با مساعدتهای رئیس فرهنگ وقت تبریز بنام آقای دكتر محسنی عماد السلطنه ، اولین مدرسه دخترانه را در قصبة شبسترایجاد نمود . میرزا علی معجز شبستری از پیشگامان احیای حقوق مدنی زنان است . او در اسعار خود تساوی حقوق اجتماعی و قانونی زنان را خواستار است . و در اشعار خود بنا به موانعی كه در جامعه آنروز برای ذكر نام زنان وجود داشته همسر خود خانم تكذبان را تمثیلی از زن آذربایجانی بحساب آورده و شعر گفته است . ( تكذین جهلی اولماسا زائل                اوغلی اولماز تمدنه مایل )   ترجمه: اگر نادانی تكذبان از بین نرود  ، فرزندش تمایلی به پیشرفت نخواهد داشت . معجز به این اصل معتقد بود كه مادران دانا و فهمیده و باسواد قادر به تربیت صحیح اولاد خود هستند . همانگونه كه اشاره شد ، میرزاعلی معجز شبستری در اشعار خود به جهالت ونادانی – احتكار – كم فروشی – زور گویی –  انجام اعمال وقیحانه توسط اربابان و خانها و كسانی كه خود را از بزرگان جامعه میدانند و تحت لوای دین به خلافكاری و ترویج خرافات میپردازند ، اشاره ها دارد و همین بر حلاوت و مقبولیت اشعارش می افزاید .

معجز در بیان سرگذشت خود می نویسد : بعد از بازگشت به وطن به نوحه خوانی مشغول شدم . ولی نوحه خوانی و بیان حقایق در اشعار نوحه برای واپسگرایان خوش نیامد و بمن اعلان جنگ نمودند.  بیست و شش سال با اینها جنگیدم . طوری شده بود كه خیرات میدادند و عروسی  میگرفتند و مرا دعوت نمیكردند . فقط نوشتم و در گوشه و كنار روزگار گذراندم . تا اینكه در سال 1312 هجری شمسی بدلیل اعمال فشار ها شبستر را ترك و به شهرستان شاهرود نزد یكی از اقوامش كه گویا باجاناقش بوده میرود و یكسال بعد در سال 1313 هجری شمسی در آن شهر به دیار باقی میشتابد . روحش شاد و راهش برای ادبا و نویسندگان متعهد ایران بویژه استان های ترك نشین مستدام باد .

 منبع


میرزا علی معجز شبستری از شاعران ترک ایران + دانلود دیوان میرزا علی معجز شبستری

ائلمان اورمو اوغلو , idin1360
10

مشاهیر اورمو (اورمیه) - میرزا حبیب الله آقازاده

(13339-1262 هجری شمسی)
میرزا حبیب الله آقازاده فرزند آقا میرزا بیگ ایمانلوی افشار و مادرش از طایفه گوندوزلو بود. وی از ارباب قلم و سیاست بوده که در سال 1301 قمری در شهر اورمو (اورمیه) متلدو شده و پس از کسب علوم متداول به نهضت مشروطه خواهان پیوست و در سال 1328 قمری با عده ای از روشنفکران ترک اورمیه از قبیل میرزا محمد غزنوی، محمود اشراف زاده ،صادق زاده و موید زاده هیاتی به نام "نشر معارف" تشکیل داد و در همین زمان بود که مدیریت داخلی روزنامه فریاد را که پس از از ان به "فروردین"1 تغییر نام داد به عهده گرفت. این روزنامه پس از مدتی توقیف و نویسندگان آن از جمله حاج موءید التجار، حاج محمد زهتاب، حاج ناظم قره باغی، میرزا علی عسگر آبادی و ابوطالب علیزاده که همگی از روشنفکران بودند تحت تعقیب و آزار و اذیت قرار گرفتند. پس از ورود قوای روسیه به شهر اورمو(اورمیه) شادروان صادق الملک ریاست معارف به دار آویخته شد و مرحوم غزنوی و اشراف زاده به اروپا رفتند و آقازاده به کنسولگری عثمانی پناه برد و پس از مدتی به کمک حاکم وقت به تهران عزیمت و در آنجا خدمات مطبوعاتی و ملی را ادامه داد. او در سال 1336 قمری با دمکراتهای تبریز که عضو کمیته مرکزی آن بود با پانصد نفر فدایی به بندر شرفخانه حمله برد و این بندر را از دست بقیه السیف قوای تزاری پس گرفت و انبار آذوقه و مهمات آن را به تبریز فرتساد و مردم توانستند تا شش ماه با این مهمات شهر را اداره کنند و تا ورود ارتش عثمانی از پیشروی پطرس به شهر خوی و اطراف و توابع آن جلوگیری کنند.
- روزنامه فروردین در سال 1329 قمری تاسیس و به طور هفتگی به زبان ترکی منتشر می شده است. این روزنامه ارگان رسمی فرقه دمکرات اورمو(اورمیه) بوده و مندرجاتش عبارت از مظالم روسها در ایران بخصوص آزربایجان بوده است!.(صدر هاشمی، محمد، جلد چهارم 1363، ص 70)
منابع:
نگاهی به آزربایجان غربی، جلد دوم، ص 748
اورمیه در گذر زمان، ص 799
تذکره شبگرد، صص 7، 8
سرزمین زرتشت، ص 241
مشاهیر علمی و فرهنگی آزربایجان غربی، صص 100، 98
بزرگان و سخن سرایان آزربایجان غربی، صص 329 328

ائلمان اورمو اوغلو , idin1360
9


پیران خراسان- خوراسان اره نلرى: شیخ عزالدین حسن اوغلو اسفراینى(1260-؟)
سؤزوموز


شاعر و متصوف بزرگ ترك٫ "شیخ عزالدین اسفراینى خراسانى" متخلص به "حسن اوغلو" در تذكره هاى قدیمى و نیز تاریخ ادبیات آزربایجان از موقعیتى استثنایى برخوردار است. او به عنوان پیشگام و یكى از مهمترین شعرایى كه به زبان تركى آزربایجانى سروده اند پذیرفته شده است.


تاریخ تركى ادبى در خراسان٫ ایران٫ آزربایجان و تركیه همه با اشعار شعراى ترك خراسان شروع مىشود. اولین شعراى تركى گوى در آزربایجان حسن اوغلو و در آنادولو خواجه دخانى هر دو از تركهاى خراسان میباشند. موقعیت این دو در ادبیات تركى بسان موقعیت حنظله بادغیسى و ابوشكور بلخى.... نخستین شاعران فارسى سرا (از افغانستان امروزى) است.


حسن اوغلو اسفراینى٫ متولد شهر ترك نشین اسفراین در خراسان در اواخر قرن 1۲ میلادى بوده و از تركان خراسان است. این صوفى حروفى كه شرح حال او در تذكره الشعراى دولتشاه سمرقندى آمده٫ به سال 1260 میلادى فوت نموده است. حسن اوغلو در عالم طریقت مرید "شیخ جمال الدین ذاكر" بود (بانى دین - مذهب آزربایجانى حروفى٫ "فضل الله نعیمى تبریزى" است). این خود نشان میدهد كه محتملا او در سالهاى پایانى قرن ۱۲ میلادى بدنیا آمده است.


وى در اشعار تركى خویش مخلص "حسن اوغلو" و در اشعار فارسى "پور حسن" را بكار برده است. اشعار حسن اوغلو در خاورمیانه حتى شمال آفریقا بسیار رایج بوده است. غزل او در مدت كمى در بین تركان آزربایجان٫ آناتولى و مصر محبوبیت یافته و شعرایى مانند "سیف سرایى" شاعر قپچاقى دربار دولت تركى مملوك مصر در قرن ۱۴ میلادى و "احمد داعى" در قرن ۱۵ میلادى در آناتولى بر آن نظیره نوشته اند. حسن اوغلو داراى دیوان شعرى به زبانهاى تركى و فارسى بوده كه متاسفانه به روزگار ما نرسیده و امروزه از سروده هاى وى تنها سه غزل تركى و یك شعر فارسى در دست است. (از اینها دو غزل٫ توسط تذكره نویسهاى قپچاقى حفظ شده است. برخى قطعات تركى در "تذكره عاشق چلبى" نیز به وى نسبت داده میشود). از آنجاییكه زبان شعرى وى روان٫ با صلابت و متكامل است گمان نمیرود كه این سروده ها نخستین نمونه و تجربه هاى شعرى در زبان تركى (آزربایجانى) باشند. با اینهمه به سبب آنكه فعلا آثار قدیمیترى به زبان ادبى تركى آزربایجانى در دست نیست٫ سروده هاى حسن اوغلو به عنوان نخستین نمونه هاى زبان ادبى و نظم تركى آزربایجانى و خود وى نیز به عنوان نخستین شاعرى كه به زبان ملى تركى آزربایجانی شعر سروده است پذیرفته میشود.


BojnordEsfarayen1.jpgاسفراین امروز: تركها كه بزرگترین گروه قومى شمال استان خراسان را تشكیل میدهند در این ناحیه در شهرها و روستاهاى تماما ترك نشین و یا آمیخته با دیگر گروههاى قومى زندگى میكنند. اسفراین نیز یكى از این شهرهاى خراسان است كه على رغم همسان سازى و فارس سازى گسترده تركان این خطه٫ اكنون نیز اقلا یك سوم از جمعیتش را تركها تشكیل میدهد (دو سوم بقیه مركب از كردها و فارسهاست). معمول است كه لهجه تركهاى این نواحى كه بیشتر در اسفراین٫ صفى آباد و بام و ....سكونت دارند به شكل زیرگروه "جنوب-غربى" لهجه هاى "تركى خراسانى" نامیده شود. تركى خراسانى و تركى آزربایجانى امروزه دو گروه لهجه هاى عمده زبان تركى را تشكیل میدهند.


بسیار بجا خواهد بود كه هنرمندان و خادمین فرهنگى و ادبى تركهاى ایران٫ بویژه تركهاى خراسان و آزربایجان٫ حتى دولتین ایران و آزربایجان٫ براى گرامیداشت حسن اوغلو و یادبود خدمت وى به زبان٫ ادبیات و فرهنگ تركى٫ آزربایجان و ایران٫ همه ساله مراسم یادبودى برگزار ویا حتى مجتمع-انجمنى در شهر اسفراین بنام وى تاسیس نمایند. برپا ساختن تندیس وى در اسفراین و یا حتى تخصیص روزى به نام وى جهت روز ملى شعر تركى نیز میتواند اندیشیده شود.


در زیر سه نخستین غزل شناخته شده به زبان تركى آزربایجانی٫ یادگار حسن اوغلو تقدیم میشود:


-----------------------------------
بیریمینجى غزل- غزل اولBiriminci qəzəl


عجب! بیلسه م منى شئیدا قیلان كیم؟Əcəb! bilsəm məni şeyda qılan kim?
منه بو عئشق اودون پئیدا قیلان كیم؟Mənə bu eşq odun peyda qılan kim?


عجبله ره م٫ عجب قالدیم ایلاهى!Əcəblərəm, əcəb qaldım ilahi
ایمان اهلین دؤنوب٫ ترسا قیلان كیم؟İman əhlin dönüb, tərsa qılan kim?


قامیشدان شككر-و داشدان جواهیر٫Qamışdan şəkkər-o daşdan cəvahir
آغاجدان دانه –یى خورما قیلان كیم؟Ağacdan danə-yi xurma qılan kim?


تنیم یئتمیش ایكى دورلو داماردیر٫Tənim yetmiş iki dürlü damardır
كیمین ایرماق٫ كیمین دریا قیلان كیم؟Kimin ırmaq, kimin dərya qılan kim?


قوى بو تدبیرى! گل تقدیر ائیله!Qoy bu tədbiri! gəl təqdir eylə!
بوگونكو وعده نى فردا قیلان كیم؟Bugünkü və'dəni fərda qılan kim?


بو نعطین فرشینى٫ هردم بو فرراش٫Bu nə'tin fərşini, hərdəm bu fərraş
بو عرشین رنگینى مینا قیلان كیم؟Bu ərşin rəngini mina qılan kim?


حسن اوغلو٫ بو بیر قطره مئنیدن٫Həsənoğlu, bu bir qətrə menidən
آنین خوب صورتین زیبا قیلان كیم؟Anən xub surətin ziba qılan kim?
-------------------------------------
ایكیمینجى غزل- غزل دوم:İkiminci qəzəl


آپاردى كؤنلومو بیر خوش قمر اوز٫ جانفزا دیلبر٫
نه دیلبر!؟ دیلبر-ى شاهید٫ نه شاهید!؟ شاهید-ى سرور.
Apardı könlümü bir xoş qəmər üz, canfəza dilbər
Nə dilbər!? dilbər-i şahid, nə şahid!? şahid-i sərvər


من اؤلسه م٫ سن بت-ى شنگول٫ صوراحى ائیله مه غولغول!
نه غولغول!؟ غولغول-ى باده٫ نه باده!؟ باده-یى احمر.
Mən ölsəm, sən büt-i şəngül, surahı eyləmə qulqul
Nə qulqul?! qulqul-i badə, nə badə?! badə-yi əhmər


باشیمدان گئچمه دى هرگیز٫ سنینله ایچدیییم باده٫
نه باده!؟ باده-یى مستى٫ نه مستى!؟ مستى-یى ساغر.
Başımdan geçmədi hərgiz, səninlə içdiyim badə
Nə badə?! badə-yi məsti, nə məsti?! məsti-yi sağər


شها! شیرین سؤزون قیلیر٫ میصیرده هر زامان كاسید٫
نه كاسید!؟ كاسید-ى قییمت٫ نه قییمت!؟ قییمت-ى شككر.
Şəha! şirin sözün qılır, Misirdə hər zaman kasid
Nə kasid?! kasid-i qiymət, nə qiymət?! qiymət-i şəkkər


توتوشمایینجا در آتش٫ بلیرمه ز خیصلت-ى عنبر٫
نه عنبر!؟ عنبر-ى سوزیش٫ نه سوزیش!؟ سوزیش-ى میجمر.
Tutuşmayınca dər atəş, bəlirməz xislət-i ənbər
Nə ənbər?! ənbər-i suziş, nə suziş?! suziş-i micmər


ازلده جانیم ایچینده٫ یازیلدى صورت-ى معنى٫
نه معنى!؟ معنى-یى صورت٫ نه صورت!؟ صورت-ى دفتر.
Əzəldə canım içində, yazıldı surət-i mə'ni
Nə mə'ni?! mə'ni-yi surət, nə surət?! surət-i dəftər


حسن اوغلو سنه گرچى٫ دوعاچیدیر٫ ولى صادیق٫
نه صادیق!؟ صایدق-ى بنده٫ نه بنده!؟ بنده-یى چاكر.
Həsənoğlu sənə gərçi, duaçıdır, vəli sadiq
Nə sadiq?! sadiq-i bəndə, nə bəndə?! bəndə-yi çakər
----------------------------------
اوچومونجو غزل- غزل سومÜçümüncü qəzəl


نئجه سه ن؟ گل ائى اوزو آغیم منیم!Necəsən? gəl ey üzü ağım mənim
سن اریتدین اودلارا یاغیم منیم.Sən əritdin odlara yağım mənim


آند ایچه ره م٫ سندن آرتیق سئومه یم٫And içərərm, səndən artıq sevməyəm
سنین ایله خوش گئچه ر چاغیم منیم.Sənin ilən xoş geçər çağım mənim


حوسن ایچینده سنه مانند اولمایا٫Hüsn içində sənə manənd olmaya
اصلى اوجا٫ كؤنلو آلچاغیم منیم.Əsli uca, könlü alçağım mənim


آل الیمى ائره ییم مقصودوماAl əlimi erəyim məqsuduma
قویما اوره كده یانا داغیم منیم.Qoyma ürəkdə yana dağım mənim


سن رقیبه سیررینى فاش ائیله دین٫Sən rəqibə sirrimi faş eylədin
آنین ایله اولدو شیلتاغیم منیم.Anın ilə oldu şıltağım mənim


قیشلادیم قاپیندا ایتلرین ایلهQışladım qapında itlərin ilə
اولدو كویون ایشده یایلاغیم منیم.Oldu kuyun işdə yaylağım mənim


من اؤلوجك یولونا گؤمون منى٫Mən ölücək yoluna gömün məni
باخا دورسون یارا تورپاغیم منیم.Baxa dursun yara torpağım mənim


تورپاغیمدان بیته حسرتله آغاجTorpağımdan bitə həsrətlə ağac
قیلا زارى جومله یارپاغیم منیم.Qıla zari cümlə yarpağım mənim


بو حسن اوغلو سنین بنده ن دورور٫Bu Həsənoğlu sənin bəndən durur
آنى رد ائتمه! ائى اوزو آغیم منیم.Anı rədd etmə! ey üzü ağım mənim
----------------------------------------


قامیش:Qamış نى
دورلوDürlü: نوع٫ گونه
ایرماقIrmaq : رودخانه
آنAn: او
كؤنولKönül: دل
میصیرMisir: مصر
توتوشماقTutuşmaq: آتش گرفتن٫ شعله ور شدن
بلیرمه زBəlirməz: آشكار نمىشود
اوزو آغÜzüağ: رو سپید
چاغÇağ: زمان٫ وقت
كؤنلو آلچاقKönlü alçaq : متواضع
ائره ییمErəyim : برسم
قیشلاماقQışlamaq: مسكن گزیدن (در زمستان)
ایشدهİşdə: اینك
اؤلوجكÖlücək: به هنگام مرگ
گؤمونGömün: دفن كنید
باخادورسونBaxadursun: خیره شود
بیتهBitə: سبز شود٫ بروید


کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.