__
عنوان بحث
پارسی بنویسیم؟؟!!!!
23 تیر 87 - 12:24

چاه کن ته چاهه

زبان مادری
پارسی بنویسیم

گروه جامعه- به جای آدمیرال (انگلیسی) بنویسیم دریاسالار/ به جای آذوقه (تركی) بنویسیم توشه، خوردنی/ به جای آرشه (فرانسوی) بنویسیم كمانه/ به جای ...
روزنامه ی دنیای اقتصاد در صفحه ی 29خود با عنوان جامعه در مورخه ی 16تیر ماه 1387مطلبی با این عنوان گنجانده بود که :زبان مادری-پارسی بنویسیم
.
گروه جامعه –به جای آدمیرال(انگلیسی)بنویسیم دریا سالار/ به جای آذوقه (ترکی)بنویسیم توشه،خوردنی/ به جای آرشه(فرانسوی )بنویسیم کمانه/ به جای آغل(ترکی) بنویسیم لانه / به جای آقا (ترکی) بنویسیم خواجه ، سرور، بزرگ دودمان/ به جای آقاسی ( ترکی ) بنویسیم پاسدار ،مهتر/ به جای آکادمی (فرانسوی) بنویسیم فرهنگستان ، انجمن / به جای آلاخون والاخون (ترکی) بنویسیم دربه در،بی خانمان
به راستی که دنیای عجیبی است فقط می خواهم تنها گوشه ای از فاشیست بودن این فاشیست ها را برای جهانیان افشا کنم یک نفر نیست به این فاشیست ها بگوید مرد حسابی شما که این همه از فرهنگ چند هزار ساله ی پارسی وزبان پارسی واز هنر پارسی خود می بافید ومی بافید چطور بعداز گذشت این همه سال تازه به این فکر افتاده اید که برای کلمات ابتدایی مانند:آقا،آغل و...معادل سازی کنید . حال که شما نمی خواهید از لغات ترکی استفاده کنید وبه جای آدمیرال انگلیسی می خواهید از دریا سالار فارسی استفاده کنید آیا نمی دانید که سالار واژه ی ترکی است یا نه.ویا می دانید وچاره ای ندارید وشاید خود را به نفهمی زده اید.
وچه جالب خواهد شد وقتی که به جای آغل ترکی بگویید لانه و باز بگویید گوسفندان را در لانه بستم ، پیهن را از لانه بیرون بردم وجالب تر زمانی خواهد شد که این فاشیستها نخواهند از کلمه ی ترکی آقا استفاده کنند وبه جای اینکه مثلا در خیابان کسی را با این عنوان آقا ببخشید صدا بزنند خطاب کنند: ای بزرگ دودمان ببخشید ممکن است آدرس فلان جا را...
راستی چرا نویسنده مطلب فوق نخواسته که به جای لغات عربی معادل بیاورد شاید اینها تمام لغات عربی را ازآن خود می دانند اگر کل لغات ترکی وعربی رااز این زبان بیرون بکشند این زبان بیچاره، چقدر لخت وعور می ماند واگر تمام افعالی را که با فعل معین (کمکی)ساخته می شود ودر این زبان کاربرد دارند! ازاین زبان بیرون بیاورند آیا این زبان چیزی برای ارائه خواهد داشت یا نه؟واگر اینها بخواهند لغت نامه ی خود را که پر است از لغات عربی فقط با لغات فارسی بنویسند فکر می کنید آن لغت نامه ی حجیم وبزرگ دهخدا چقدر حقیر خواهد شد.
راستی معادل لغت ولغت نامه در زبان فارسی چیست اصلا خود معادل؛ کلمه ی معادل عربی در فارسی چیست ؟چی؟ برابر...بابا برابر که همان بیره بیر ترکی خودمان است یعنی یکی برای یکی . واگر اینها می خواهند فارسی خالص داشته باشند واز کلمات فوق استفاده نکنند بهتر است از کلمات مصطلح وروزمره ذیل از آن تورکها هم استفاده نکنند تازبان پارسی را بیشتر پارس بدانند که در آن صورت نه تنها خود را در رنج وعذاب خواهند انداخت تا برای این کلمات معادل فارسی بیابند شاید کل جهان را هم در این مشکل بس بزرگ درگیر کنند که برای اینها در هزاره ی سوم کلمه سازی کنند به راستی که چاه کن ته چاه هست .
لازم به ذکر است اینجانب تنها با نیم ساعت فکر کردن لغات ذیل در فکرم خطور کرده و اگر قصد جداسازی لغات تورکی را از زبان به اصطلاح فارسی داشتم به یقین یک سوم لغت نامه دهخدا می بایست در این متن گنجانده می شد
کلمات ترکی مصطلح وروزمره ای مانند خانم- سراغ- بشقاب- قابلمه- دولمه- سنجاق- اتاق- من- تخم- دوقلو(که به غلط اصطلاح شده زیرا دو قلو همان دوغولو ترکی می باشد از بن فعل دوغولماق یعنی زائیده شدن وزائیدن گرفته شده و به جای ائکیزتایی به کار رفته است )
اجاق – آچار- اردک- آرزو- دگمه یا تکمه (از بن فعل تیمک،دوختن گرفته شده است راستی که در این هزاره سوم فارس های متمدن برای خود واژه دگمه ندارند...عجیب است) تشک- سرمه- فشنگ- توپ- توپانچه- قاچاق- گمرک- اتو- ارود- سوغات- اوستا- النگو- آماج- ایل- بیزار- تپه- چکش- چماق- چوپان- چنگال- چپاول- چادر- باجه- بشکه- بقچه- چروک- چک- چالش- سقلمه- سریر(ازفعل سرمک) جر دادن(ازفعل جیرماق) کوچ کردن(از فعل کوچمک) کوچه- لق(از فعل لاخ لاماق) - تیر- سوگ- چاووش- تارومار- قاپ زدن(قاپماق)- توکیدن- تکیدن(توکمک ،توکولمک )- ق ر م زی ، قزارماق ( قرمز ) –موشدولوخ ( مژده ) . شوخلوق ( شوخی ) – آلابوز ( البرز) – آ ت ش (آتش) + آت ش ما + پرتاب سلاح
باغ (از فعل باغلاماق)- سما:رقص (از فعل سیندرماق)- سر خوردن (از فعل سورمک)- سورتمه-سرسره- یورش (از فعل یئریمک،یورومک) - تپیدن (از فعل تپمک ،تاپدالاماق)- جار زدن ( جاررا ماق)- آلاچیق – اولدوروم بئلدروم کردن –آداش- آبجی– دنبال کردن(دونبالماق) به یغما بردن (از فعل ییغماق)داغون کردن (از فعل داغیتماق) - کار کردن – کور کردن- کمک کردن- خرد کرد(از فعل خردالاماق)و مشتقات آن مثل خیردا - خیرچا- خیرچه- خیرا- قیرا- خیارو...
وهزاران هزار لغات وکلمات که این فاشیست ها از ما وعربها وام گرفته اند وبرای خود زبان ساخته اند حالا می خواهند همان زبان را خالص سازی کنند راستی که دنیای عجیبی است اینها که این همه از تاریخ وگذشته پر بار خود سخن می رانند ومی گویند که هخامنشیان در2500سال پیش برای خود نامه رسان داشته اند وپست خانه های تقریبا مشابه امروزی داشته اند که در این پست خانه ها افراد نامه بر بوده اند راستی چرا به این نامه برها چاپار می گفتند مگر چاپار لغت ترکی نیست از فعل چایماق.
پس بسیار مشخص ومبرهن است که اینها منت دار ووام دار ما وعرب ها هستند وخواهند بود از ابتدا تا انتها.
در آخر باز تعدادی از لغات واصطلاحات وافعال ترکی را یاد آوری می کنم که این بیچاره ها ناگزیر از استفاده کردن از این لغات می باشند واجتناب ناپذیر است که از این لغات استفاده نکنند و این تنها قطره ای از اقیانوس بیکران ترکی است .
قی کردن- قی آوردن-آغز- آغیز- پندیر،پنیر- اوتراق-(اوج- اوج گرفتن- اوجالماق-اوجا)قنداق بچه- دنج-یالقز- قوش-قوش باز-قاش-قاچ-کوک زدن (کوک له مک،بخیه زدن)(وپسوند های:لو- لی- چی- چه- چو)- گلن گدن – یاتاغان-قورمه سبزی (قوروماق)- چکمه- گزمه- چمباته- ساچمه- یاغی - قلق- سرتق- قشقرق- قاشق- قاتی کردن – قاتی پاتی- قسر در رفتن – قاطر- سالار(فعل سالماق)- پاره کردن(پارالاماق)- قیچی- ایلچی و...
واینکه اینها بدانند فرزندان ترک(تورک اولاد لاری)همیشه بیدارند و نخواهند گذاشت که این شوونیزم ها تا به سرانجام برسند .
ای فرزندان ترک آذربایجان بپا خیزید چرا که
آذربایجان! آیریلماسان، بونو بیل کی چاران یوخدور چون کی نه نن اوگی سنین ،اوگی نه نه پیکان اوخدور

پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
2
26 تیر 1387 ساعت 01:45

البته به تازگی یکی از معادل سازان زبان فارسی در فرانسه گفته:

 

که ما این همه " خلیج فارس" میگیم . خلیج یک کلمه عربی است و فارس هم تلفظ عربی پارس هست یعنی با هر

 

بار گفتن "خلیج فارس "ما گویش و گفتار عربها را به کار برده ایم و حضور عربها را تایید کردیم .وپیشنهاد کرد که به

 

جای خلیج درست تر و پارسی تر آنست که بگیم شاخ آبه.

 

پس نتیجه می گیریم :

 

زین پس به جای واژه مجعول وساختگی "خلیج فارس "بهتر است بگوییم " شاخ آبه پارس " .

1
24 تیر 1387 ساعت 11:39

 دریا سالار/  توشه،خوردنی/ کمانه/ لانه /  خواجه ، سرور، بزرگ دودمان/  پاسدار ،مهتر/  فرهنگستان ، انجمن /  دربه در،بی خانمان

در همین کلمات فارسی که این حضرات انتخاب فرموده اند توجه به دریا سالار= دریا+سالار در زبان تورکی دریا گوچکتر از چنگیز و بزرگتر از گول میباشد.توشه از ریشه توشماق و نیرو گرفتن. کمانه از ریشه کامان به معنای اوهام. خواجه همان کلمه خوجام و بزرگ و معلم میباشد. دودمان از ریشه توتمتان و ریشه. پاسدار هم یک کلمه بی مهنا بوده چرا که پاس داشتم، پاس دادن به معنا های مختلف مورد استفاده قرار میگیرد. فرهنگستان ( نگ) بر غیر فارس بودن این کلمه دلالت دارد. انجمن از کلمه تورکی ان( پیاده شدن) و جمع عربی و به معنای محل رسیدن و جمع شدن.خانمان = خانه یعنی جایی که لایق خان میباشد و یک کلمه مغولی میباشد.

بیچاره ها باید از زبان مریخی وارد زبان خود کنند تا لااقل کم کمکی بتونند افه بدهند.

__