| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
475
|
1977
|
91/2/23 (16:37)
|
|
||
|
|
8
|
72
|
91/2/5 (23:01)
|
|
||
|
|
64
|
749
|
88/1/18 (10:51)
|
|
||
|
|
101
|
822
|
91/3/2 (21:24)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
91/3/8 (00:27)
|
|
||
|
|
619
|
2836
|
91/3/5 (20:29)
|
|
||
|
|
2
|
19
|
91/3/5 (20:24)
|
|
||
|
|
25
|
187
|
91/3/5 (17:04)
|
|
||
|
|
98
|
328
|
91/3/3 (13:23)
|
|
||
|
|
14
|
67
|
91/2/30 (11:15)
|
|
||
|
|
2
|
2
|
91/2/23 (21:31)
|
|
||
|
|
75
|
502
|
91/2/5 (23:39)
|
|
||
|
|
10
|
40
|
91/2/5 (23:38)
|
|
||
|
|
9
|
56
|
91/2/5 (23:35)
|
|
||
|
|
76
|
323
|
91/2/5 (23:33)
|
|
||
|
|
522
|
2112
|
91/2/5 (23:32)
|
|
||
|
|
26
|
106
|
91/2/3 (11:22)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
90/11/30 (06:14)
|
|
||
|
|
0
|
15
|
90/11/8 (16:59)
|
|
||
|
|
145
|
604
|
90/10/18 (19:01)
|
|
سلام دوستلار
بیلدیینیز کیمی بیزیم آذربایجان فرهنگینه ماراق گوسترن اوغلانلارین سایی قیزلاردان چوخدور.
سیزجه بو ایشین سببی یا سببلری نه اولا بیلر.
لوطفن منطقلی جاوابلار وئرین.

ساغ اولون
bu bajimizda (maryam jabbari) urak sozlarin gozal deyib
vahid bay aliz agrimasin chokh gozal yazmisiz
bunlarin javabina demaliyam ki bu barada biz gizlar ozumuz tagsir karig
man istamiiyandan sonra kimsa mana zor eda bilmaz
-----------------------------------------------------------------------------------------
sahand bayda 61inji postda gozal sozi achib
chokh zaman oleyki man ozum urak sozlarimi ana dilimda diya bilmiram / bela zamanlar man englisja diyaram sozlarimi / bu duz yol dayir anjag saniram farsja danishmadan yakhchidir
زنان نصف خاموش ملت آذربایجان مریم جباری

هر وقت زادگاه خود را به مقصد تهران ترک می کردم شاهد بودم برادر یا پدر دختری او را با خود به ترمینال آورده و سوار اتوبوس میکند و همراه مسافر خود سوار اتوبوس می شد وبا اطمینان از راحتی دختر مسافر خود از اتوبوس پیاده شده و تا لحظه حرکت اتوبوس در ترمینال می ماند، اگر قوم و خویش نزدیکی در تهران داشتند با آنها تماس گرفته و ساعت حرکت مسافر را به آنها می گفت. از آنها می خواستند تا در ترمینال آزادی حاضر شده و مسافر محترم را مانند بسته پستی تحویل گرفته تا دم در خوابگاه یا منزل دانشجویی مشایعت کنند این رفتار چه معنایی در خود نهفته است این اتفاق در اولین سفر به تهران می تواند طبیعی باشد، اما چرا برای دانشجویی چهار سال این اتفاق رخ دهد؟ هدف حرمت و احترام مسافر است یا عدم اعتماد به او و یا عدم اعتماد به جامعه ؟
ولی یک چیز مشخص است انسان در مسیر زندگی اجتماعی تجربه اندوزی کرده قابلیت های اجتماعی را در خود تقویت می کند اگر به دختران خود اعتماد نکنیم به او اجازه یادگیری مهارتهای اجتماعی را نداده ایم . درست با همین استدلال دورکیم مرد را محصول اجتماع زن را محصول طبیعت می داند ، یک پسر نیز در اولین سفر خود با سختی روبرو می شود ولی با مرورزمان یاد می گیرد که در صورت نبود بلیط چگونه خود را به مقصد برساند ولی دختران هیچوقت چنین مسایلی را یاد نمی گیرند و در آینده خود با مشکلاتی روبرو می شوند ، اگر زنی شوهرش را از دست داد ونتوانست امورات زندگی خود را بگذراند و با سختی روبرو شد مقصر کیست؟قصد ندارم مجرمی را کشف کنم ولی می دانم انتظارات و آموزشهای نابرابر جنسی در جامعه مردان و زنان را در قالبهای شخصیتی انعطاف ناپذیری محبوس می سازد و نصف بیشتر جمعیت آن جامعه را که زن می باشند از مهارتها و قابلیت های اجتماعی محروم می کند، نتایج این نابرابری و تبعیض خود آن جامعه را از توسعه و ترقی باز خواهد داشت و آن زن بیوه را که عاجز از هر تخصصی است یا مجبور به بعضی رفتارهای نابهنجاراجتمایی ، یا اگر قصد ازدواج مجدد نداشت مجبور به ازدواج با دیگری احتمالا بایاد وعلاقه به شوهر قبلی و استفاده مادی از شوهر فعلی می كند و هزاران یای دیگر.
نمی خواهم خود را با مفاهیم ذهنی و انتزاعی و تئوریک درگیر کنم فقط می دانم پدران ما باید بدانند دخترانشان هیچگونه الگوی تفاوت طبیعی با پسرانشان ندارند که اینقدر تمایز بین این دوجنس انسانی قائلند، این افراد انسانی اند که از نظر استعدادو خصوصیاتشان با یکدیگر تا اندازه ای تفاوت دارند نه دو جنس متفاوت انسانی .
دختران ما در مقایسه با پسران از منابع مادی ،منزلت اجتماعی ، قدرت و فرصتهای کمتری برخودارند و این دید نسبت به جایگاه دختران از سازمان جامعه سرچشمه می گیرد در جامعه پسر حق انتخاب کردن و دختر حق انتخاب بعد از انتخاب شدن ازبین انتخاب کنندگان دروقت ازدواج دارد،دخترنصف پسر حق ارث دارد ، زن به لحاظ اجتماعی شخصیت اش با شخصیت و جایگاه شوهرش در اکثر مواقع تعریف می شود ، این پسر است که حق طلاق دارد نه دختر ، این دختر اسنت که به هیچ عنوان در صورت مخالفت شوهرش حق هیچ کاری را در در محیط خانوادگی و اجتماعی ندارد اگر کاری هم کرد ملعون و مقصر جامعه و حتی خانواده خودش است و...
در اطراف خودکه نمونه آماری خوبی به نظرم هست زنانی از هر شهری از هر سطح خانوادگی و سطح تحصیلات می بینم به کرات شاهد تبعیضاتی از طرف خانواده هایشان بوده ام که آوردنشان در اینجا مسئله را ملموستر می کند ، پسری نانکور و بی سواد صاحب امتیازات زیادی از طرف پدرش می شود ولی حتی سند تلفن همراه دخترش با تحصیلات عالی به اسم پدر است و دختر مالکیت نمی تواند داشته باشد ،نوه پسری در صندلی جلویی ماشین و عروس که مادرهمان پسراست در عقب ماشین باید بنشیند برایم جالب این است که اکثرزنان ما این رفتارها را خیلی عادی می پذیرند و نقش درجه دوم خود را درزندگی قبول کرده اند .
آیا به نظر این زنان تحت قید وبندهای خانوادگی و اجتماعی بودن تحت ستم بودن نیست؟ تحت تابعیت و تحمیل دیگری چه پدر، چه برادر ویا شوهر بودن ظلم انسانی بر انسان دیگر نیست ؟
اگر تاریخ آذزبایجان را ورقی بزنیم خواهیم دید که در آن زن آذربایجانی در کنار و هم دوش مرد آذربایجانی درتمام جنبه زندگی اجتماعی حضور دارد و جایگاه اجتماعی اش کمتر از مرد آذربایجانی نیست پس چرا این نگرشهای تحقیر آمیز به زن در جامعه ما پر رنگ است ؟
معتقدم که انسان آذربایجانی اعم از مرد و زن در قربانگاه استحاله شوونیزم از هویت انسانی و ملی خود محروم شده است و این محرومیت همه ابعاد فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی زندگی او را تحت تاثیر قرار داده به طوری که امروز تبدیل به مانقورت(مسخ شده )هایی شده که خود هیزم جهنم شوونیزم شده است .
آذربایجان امروز سیر قهقرایی می پیماید و این ممنوعیت زبان مادر و عدم آموزش صحیح است که او را از کاروان ترقی بشریت عقب نگه داشته است و زن آذربایجانی علاوه براین ستم ملی ، ستم مضاعف جنسی را نیز تحمل می کند برای همین فریاد او دردناکتر و گوش خراشتراست، او فاقد بسیاری از تواناییهای اجتماعی است، یک دختر دانشجوی آذربایجانی قدرت فهم کمتری در درک بسیاری از مسایل اجتماعی و سیاسی از یک پسر آذربایجانی دارد ولی او انسان است . استعداد یادگیری دارد و هیچ گونه تفاوت مهم زیست شناختی و شخصیتی میان او ویک پسر وجود ندارد ، این تفاوت در فهم از عدم اعتماد به نفس لازم او برای ابراز وجود خود واثبات توانایی و به عبارت کلی از نابرابری جنسی نشات گرفته از سازمان اجتماعی سرچشمه می گیرد .
ارزش و توانایی زنان باید از طرف هر شخصی تشخیص داده شود تا زن خود را ضعیف و وابسته نداند باید مبارزه کرد و این مبارزه ووظیفه نیز بر دوش حرکت ملی آذربایجان است حرکت ملی باید در جهت دگرگون ساختن موقعیت زنان نیز فعالیت کند و اعتماد به نفس لازم را به نصف خاموش ملت خود بازگرداند .
به عنوان یک زن آذربایجانی از همفکران خود می خواهم که درمقابل تبعیضات جنسی که مانند تبعیضات قومی و نژادپرستی است بایستند و با در نظر گرفتن شرایط و هنجار حاکم بر آذربایجان امروزی آنجه را که برای خود می خواهند برای خواهران و همسران خود بخواهند، دختری که حرکت ملی آذربایجان محیطی توام با احترام و اعتماد را برای او مهیا نکند با فرار از جامعه خود به آغوش شوونیزم خواهد رفت ، در کنار این فضاسازی همفکران این زن آذربایجانی است که خود باید قدم اصلی بردارد و اذهان را نسبت به زن به گونه ای اساسی بازسازی کند و گرامی ترین ارزشهای مارا که همان ارزشهای فردی و آزادی اجتماعی- سیاسی است را محقق سازد پس باید هر چه بیشتر فعالانه در سر نوشت خود دخیل شویم
Qızlarda görsələr ki igit oğlanlar özlərinə
Kimliqlərinə
Dillərinə maraqlıdılar
Önəm verillər
Olarda oğlanlarla birlikdə yürüyəcəklər
Farsi qırıldatmayı ötürüb öz dilimizdə danışaq
Qız oğlan önəmli dəyir
Bu dil önəmlidir
Biz önəmliyik
Türk önəmlidir
Haydı ayağa qalxın
Görüm neynirsizzzzzz
sahand bay san oglansan man giz
man chokh dushmusham oglanlarinan
millatchi olanlarindada bunu oz gozumnan gormisham
dahamag yerina sorgumu javableyin
پینار خانیم سیز حاخلیسیز
دوزدو بیزیم اوغلانلاریمیزین ایچینده بو کیمی اوغلانلاردا اولوب آما منجه بو قضیه قیزلارین ایچینده چوخ معمول دی و بو کیمی قیزلارین سایی اوغلانلاردان چوخ اولوب آنجاق هر حالدا بو مساله نین منیم نظریمه بیر نئجه ندنی وار کی بیری ده بیزیم گنجلریمیزین (جاوانلاریمیزین) اوز هویتلریندن و کیملیکلریندن اوزاق دوشمه لری اولا بیلر .
مادام کی بیر اوغلان یا قیز اوز آنا دیلینده ایچ دوشونجه لرین و احساسلارین راحاتجاسینا دیله گتیره بیلسه داها هئچ بیر زامان باشقا دیلده اوز احساساتین دیله گتیرمز منجه بیز او قدر کی اوز آنا دیلیمیزده احساساتیمیزی دیله گتیرمه میشیک اونا گوره باشقا دیلده راحت اولوروخ و بئله دوشونولور کی باشقا دیلده دانیشماغی سئویریک حالبوکی بئله بیر شی یوخدو.
ساغ اولون
بیز بیر دیل سوون میلت اولاراق گرک تورک دیلینین،
کیتاب یازارلاریندان حیمایت ائدک.آما نه جور؟
بو کیتابلاری آلماقلا بیز اولاردان و دیلیمیزدن حیمایت
ائلییاق.
دیل دنیز DIL DENIZ یازار
آقای اسماعیل هادی لغتنامه جامع اتیمولوژیک ایکینجی چاپی ولی جالیب چاپ
سایی ۷۰۰ جیلد
چوخ گوزل بیر کیتاب اوچ ایل آقای اسماعیل هادی بو
کیتاب اوسته زحمت چکیب.
گرک بو جور کیتابلارین چاپ سایی اون مینلرجه اولا.
بو کیتابین
سونوندا آقای اسماعیل هادی بیر دیرک بوش قالماسین دییه یازیرکی: (....آنجاق
بو کیتاب اوچون سایسیز گئجه لر کامپیوتر آرخاسیندا مور کولییب،ائو
آدامی نین موبارک الیندن(شیطان فهله سی)!آدی قازانیر کن،اوره ییمدن
بیر سوز کئچیردی:اوخوجو بیلسه کی یازیچی نه چتینلیک لری آشیمیش ،بلکه ده کیتابی راحاتجا بوکمز!)
sahand bay san oglansan man giz
man chokh dushmusham oglanlarinan
millatchi olanlarindada bunu oz gozumnan gormisham
dahamag yerina sorgumu javableyin
bir sade sorgu varim cloobun oglanlarindan
nadan farsja danishan gizlari artiglag gorub / sevib va bayanisuz?
bir sade sorgu varim cloobun oglanlarindan
nadan farsja danishan gizlari artiglag gorub / sevib va bayanisuz?
قیز اوغلانا باغلی دیر
اوغلان میللتچی اولسا
قیزدا اونا آسیلی اولاراق میللتچی اولاجاق
آما ایشدی اوغلان بیر آز قانماز اولسا
اوندا وای قیزین حالینا

Qızlarda görsələr ki igit oğlanlar özlərinə
Kimliqlərinə
Dillərinə maraqlıdılar
Önəm verillər
Olarda oğlanlarla birlikdə yürüyəcəklər
Farsi qırıldatmayı ötürüb öz dilimizdə danışaq
Qız oğlan önəmli dəyir
Bu dil önəmlidir
Biz önəmliyik
Türk önəmlidir
Haydı ayağa qalxın
Görüm neynirsizzzzzz