| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
40
|
227
|
90/10/30 (16:19)
|
|
||
|
|
39
|
327
|
90/9/9 (01:02)
|
|
||
|
|
26
|
233
|
90/3/28 (16:12)
|
|
||
|
|
97
|
626
|
90/3/28 (16:08)
|
|
||
|
|
57
|
403
|
88/11/29 (10:57)
|
|
||
|
|
3
|
36
|
88/11/29 (10:55)
|
|
||
|
|
10
|
66
|
88/2/25 (23:39)
|
|
||
|
|
33
|
263
|
88/2/25 (23:29)
|
|
||
|
|
34
|
303
|
88/2/9 (17:53)
|
|
||
|
|
10
|
68
|
87/10/13 (00:46)
|
|
||
|
|
14
|
111
|
87/10/5 (13:11)
|
|
||
|
|
6
|
126
|
87/10/2 (22:44)
|
|
||
|
|
4
|
66
|
87/9/29 (01:19)
|
|
||
|
|
55
|
493
|
87/9/20 (02:28)
|
|
||
|
|
34
|
350
|
87/9/20 (01:44)
|
|
||
|
|
16
|
140
|
87/9/12 (02:24)
|
|
||
|
|
11
|
100
|
87/9/11 (11:49)
|
|
||
|
|
11
|
100
|
87/9/9 (12:24)
|
|
||
|
|
13
|
93
|
87/9/3 (03:21)
|
|
||
|
|
8
|
165
|
87/9/2 (14:39)
|
|
به نظر شما سرزمین بی خداوندی كجاست؟ 
به سان رهنوردانی که در افسانه ها گویند
گرفته کوله بار زاد ره بر دوش
فشرده چوب دست خیزران بر مشت
گهی پر گوی و گه خاموش در ان مهگون فضای خلوت افسانگی شان راه میپویند، ما هم راه خود را میکنیم اغاز
سه ره پیداست
نوشته بر سر هر یک به سنگ اندر
حدیثی که اش نمیخوانی بر ان دیگر
نخستین راه عیش و راحت و شادی
به ننگ اغشته اما رو به شهر و باغ و ابادی
دو دیگر راه نیمش ننگ نیمش نام
اگر سر برکنی غوغا و گر دم درکشی ارام
سه دیگر راه بی برگشت بی فرجام
من اینجا بس دلم تنگ است و هر سازی که میبینم بد اهنگ است
بیا ره توشه بر داریم
قدم در راه بی برگشت بگذاریم
ببینیم اسمان هر کجا ایا همین رنگ است؟
تو دانی این سفر هر گز به سوی اسمانها نیست
سوی بهرام این جاوید خون اشام
سوی ناهید این بدبیوه گرگ قحبه بی غم
که میزد جام شومش را به جام حافظ و خیام
و میرقصید پاکوبان و دست افشان به سان دختر کولی
و فردا نیز خواهد زد به جام هر که بعد از ما
...
سوی این ها و انها نیست!
به سوی پهن دشت بی خداوندیست!
که با هر جنبش نبضم
هزاران اخترش پاکیزه و پرپر به خاک افتند
بیا ره توشه بر داریم قدم در راه بگذاریم
"چاووشی ــ م. امید"

مهدی سهیلی:
صدا صدای خداست
به من مگو که خدا را ندیده ام هرگز
اگر خداطلبی
خدا در اشک یتیمان رفته از یادست
خدا در آه غریبان خانه بر بادست
اگر خدا خواهی
درون بغض زنان غریب جای خداست
دل شکسته ی هر بینوا سرای خداست
نگاه کن به هزاران ستاره در دل شب
به آسمان بنگر
به آسمان که پر از گوهرست دامانش
به کهکشان که ندانی کجاست پایانش
رونده ایست خدانام در خم این راه
ببین به دیده ی دل
به فرق ثابت و سیاره جای پای خداست
به من مگو خدا را ندیده ام هرگز
دو دیده را بگشا
ببین چراغ طلا را که صبح از پس کوه
طلای نور به دریا و رود می پاشد
بدان پرنده ی رنگین نگر که در دل باغ
به برگ برگ درختان سرود می پاشد
سرود او همه گلنغمه یی برای خداست
در آشیانه ی شب
در آستانه ی صبح
در آن دمی که ز پستان شیر مست فلق
به کام دره و دریا و کوه و بیشه و باغ
دو دست غیبی شیر سپیده می ریزد
به وقت نیمشبان در سکوت رویا رنگ
که جز صدای نسیم و نوای مرغ سحر
ز هیچ حنجره یی نغمه بر نمی خیزد
به گوش باطن من هر صدا صدای خداست
به وقت حمله ی بنیاد سوز طوفانها
که سرو های کهن
به دست باد مهیبی به خاک می افتد
در آن دمی که ز بیم غریو رعد به کوه
هزار صخره به خاک هلک می افتد
به وقت زلزله ها
مگو کجاست خدا
نهیب زلزله حرفی ز خشم های خداست
در آن زمان که فتد لرزه به جان زمین
و لحظه لحظه غریو شبانه می پیچد
به بیشه های عظیم
صدای عربده ی رعد با تو می گوید
که آسمان و زمین
به زیر سم ستوران بادپای خداست
مخواه لب بگشایم که تاب گفتن نیست
سکوت من مشکن
که در سکوت پر از حیرتم قنای خداست
به ناله های شب آمیز مرغ حق سوگند
به روشنایی زیبای هر فلق سوگند
به سرخ فامی خورشید در شفق سوگند
به گریه سحر بندگان پاک قسم
درون مویرگ و موی من هوای خداست
با خود آرزوی سرزمینی را می کنم كه در آن بی احساسی راهی ندارد. سرزمینی كه در آن عشق و محبت جایگزین مكر وریا بود و در آن هیچكس از نظر پول و مقام بر دیگری برتری نداشت .سرزمینی که نه در آن گلوله بود نه بمبی که بر سر مردم فرود آید.سرزمینی که کودکانش همیشه شاد هستند و گریه و ترس در لغت نامه ی مغزشان معنایی ندارد.سرزمینی که وجدان در آنجا نمرده و قلب مردمانش هنوز سنگ نشده...سرزمینی که سرزمین بی خداوندی نامیدمش
بهل!
کاین آسمان پاک!
چراگاه کسانی چون مسیح و دیگران باشد
که زشتانی چو من هرگز ندانند و ندانستند کان خوبان
پدرشان کیست! یا سود و ثمرشان چیست!
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بگذاریم!
به نظر من سرزمین بی خداوندی میتونه تو وجود خود ما باشه چون ما اونقدر روحمون وسیع هست که از یه سرزمین گذشته ولی اگه ما خودمون بخواین خدا رو تو وجودمون خط بزنیم،میشه یه سرزمین بی خداوندی که اون موقع دیگه وسعتشو از دست میده!
الهی ، دانایی ده که از راه نیفتیم، بینایی ده که در چاه نیفتیم، نگاه دار تا پریشان نشویم، به راه دار تا پشیمان نشویم، بیاموز تا راه از چاه بدانیم، برافروز تا در تاریکی نمانیم
بهل!
کاین آسمان پاک!
چراگاه کسانی چون مسیح و دیگران باشد
که زشتانی چو من هرگز ندانند و ندانستند کان خوبان
پدرشان کیست! یا سود و ثمرشان چیست!
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بگذاریم!
خوش آمدی یاسمن جان

میشه به منم بگید استنباط شما از سرزمین بی خداوندی چیه؟یا اصلا اخوان می خواد تو شعر چاووشی چی به ما بگه؟ شماهایی که می گید سرزمین بی خداوندی وجود نداره لطفا علتش رو هم به من بگید
سلام دوستای عزیز من عضو جدیدم 
امیدوارم یه تازه وارد رو به جمع گرمتون بپذیرید 

اما در مورده سرزمین بی خدا باید بگم این سرزمین وجور نداره 
اصلا چه معنی داره این حرفاااا
آوسنه خانم من جای شما بودم خطاب به فرشید می نوشتم:
از سلطان جنگل به جوجه اردك زشت، دیگه از این چرت و پرتها نفرست!
هم فیلمه، هم كارتون، هم حاضر جوابی و هم تماشا...
خواهش می کنم مدیر جان...این چه کاریه، پوزش برا چی!؟
کوچولو سلام داشت و از اینکه من با شما به خاطر کله پوک گفتنتون دعوا کردم خوشحال بود و خیلی از من تشکر کرد که حال شما رو گرفتم چون انگار به کوچولو جان من از این فحش های با ادبانه داده بودید و به اونم گفته بودید که باند تشکیل دادیم و از این حرف ها که ناراحت شده بود و گفت که حرف دلش را به تو زدم
البته ببخشید ها که من اینچنین رک حرف می زنم.ببینیم آزاده موفق میشه کوچولو رو برگردونه یا ... به هر حال آقا فرشید ما با هم دوست صمیمی هستیم اگه نبودیم که به مهمونی شخصی شما نمی آمدم پس لازم نیست فحش بارونم کنی.

آوسنه عزیز 
بنده از صمیم قلبم پوزش میطلبم اگه بی ادبی نسبت به شما کرده باشم! به قول معروف میگن حرمت امامزاده با متولی اونه! نمیشه خودم بدتر از همه باشم و انتظار داشته باشم حرمت دوستیها حفظ بشه! من اون اصطلاح رو به شوخی و با این ذهنیت که دوستی بی شائبه ای بین ما هست گفتم! فکر میکردم باعث نزدیکی دلها و صمیت بیشتر میشه!
در ضمن آزاده بهم گفت سعی میکنه کوچولو رو برگردونه به کلوب! و مساله رو حل و فصل کنه! خبرای جدید چیزی نداری از کوچولو بگی ما هم خوشحال بشیم! سلام ما رو هم از همینجا به کوچولو برسون و بگی فرشید گفته خیلی بدی!!!

سلام و علیکم جناب مدیر....
به نظر من کله پوک با ....و....و..... هیچ فرقی نداره
. این متلک های کوچه بازاری فقط باعث از بین رفتن احترام بین دو نفر میشه که من خوشم نمیاد پس این فحش هایی که به نظر تو با ادبانه هستش برا اون دسته از دوستات بکار ببر که مثل تو فکر می کنن. اگه بحث شخصیت تو فیلم ها باشه خوبه من پت یا مت صدات کنم؟در ضمن لیست دوستانی که تو ادلیستم می بینی از بین بهترین ها گلچین کردم که مثل بعضی ها مجبور نشم هی دوست به لیست دوستام اضافه کنم و بعد چند روز دلم رو بزنه حذفش کنم
و اگه به خاطر لیست دوستام فکر می کنی من فمینیسم هستم سخت در اشتباهی مدیر جان
اگه فکر می کنی چون کوچولو یکی از یارام هستش، باید بگم آره ولی تو بیرون از کلوب تو لیست دوستام چون قبلا هم گفتم اون تنها دوستی هستش که وقتی باهاش گفتگو دارم،روحیه می گیرم و دل شاد میشم و ما کاری نداریم که دیگران چه می کنند که باهاشون دشمن بشیم و باند درست کنیم.همین
اولا که ما همه با هم یاریم! بعدش تو مرحله بعد از بین این صد و ده دوازده نفر یه عده از ما یارتریم! خداییش تو این مرحله دیگه من یارکشی نکردم خودتون یارکشی کردین! آره آوسنه جان! یه نگاه به ادلیست خودت بنداز! (چشمک)
دیگه اینکه سه کله پوک فحش نیست! فحشه؟!!
خداییش اگه فحشه بقیه خبر بدن! یعنی تو فکر میکنی کله پوک فحشه آوسنه؟!!! اگه فحشه پس ... و ... و... و ... چیه؟!
عجب کله پوکی هستی تو ها!!! بعد از این همه مدت به جای سلام احوالپرسی دعوا داری؟
در ضمن سه کله پوک یک اصطلاح معروفه که همه استفاده میکنند برای سه تا ادمی که باند میشن! و بر گرفته از اسم یک فیلم کمدی معروف!

یادمه کوچولو که جای خالی خیسش گل باران باد!(همون به قبرش نور بباره!) تو اون بحث زندگی کن و بگذار دیگران هم زندگی کنند نوشته بود: زندگی کن حتی اگه نذاری دیگران زندگی کنند! (تو همین مایه ها!)...
میگم شما سه کله پوک خوب به همدیگه هم میاین که قربون صدقه هم میرین این طور! البته من نمیدونم این اوسنه چی شده پاش سر خورده اما اون دوتا معلوم الحال! خداییش عین هم بودند! زندگی کن به هر قیمتی فقط برای خودت!

