userinfo close

  ,

آزادی معنوی


azadfree

تاسیس: 14 بهمن 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: نام فارسی - معاونان
لطفا اگر فارسی زبان هستید حتما فارسی سخن بگویید!
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
40
227
90/10/30 (16:19)
39
327
90/9/9 (01:02)
26
233
90/3/28 (16:12)
97
626
90/3/28 (16:08)
57
403
88/11/29 (10:57)
3
36
88/11/29 (10:55)
10
66
88/2/25 (23:39)
33
263
88/2/25 (23:29)
34
303
88/2/9 (17:53)
10
68
87/10/13 (00:46)
14
111
87/10/5 (13:11)
6
126
87/10/2 (22:44)
4
66
87/9/29 (01:19)
55
493
87/9/20 (02:28)
34
350
87/9/20 (01:44)
16
140
87/9/12 (02:24)
11
100
87/9/11 (11:49)
11
100
87/9/9 (12:24)
13
93
87/9/3 (03:21)
8
165
87/9/2 (14:39)

عنوان بحث

        , shidfar
not anything - 01:08 1387/02/18

کارگاه کیمیاگری!

سبک و سیاق این بحث...

اینگونه هست که هر بار دوستی مطلبی مینویسد در حقیقت یک کارگاهی رو برگزار میکنه و ما تو اون کارگاه شرکت میکنیم و درباره اون موضوع حرف میزنیم! موضوع کارگاه ها هم از مقوله تو مو میبینی و من پیچش مو! هست! حرفهایی از لایه های زیرین زندگی و بایدهای انچیزهایی که هست و وانمود میشود و ...

دوستانی که میخوان کارگاه برگزار کنند لطفا مواظب کارگاه قبلی باشند شاید لازم باشه کمی صبوری کنند تا کارگاه قبلی تموم بشه! مرسی از همه!

یا علی مدد

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
هادی     , hadiviva
هادی - 10:57 1388/11/29
57

در کارگه کوزه گری رفتم دوش
دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش

ناگه یکی کوزه بر آورد خروش
کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش
 

 

 

 

        , shidfar
not anything - 22:15 1387/09/6
56

به یاری خدا بعد از مدتها میخوام کارگاهی رو برگزار کنم! امیدوارم دوستان حضور بهم برسانند!

قدیمترا نمیدونم شما از بزرگتراتون شنیده بودین یا نه! میخواستن بگن فلانی جوون هست میگفتن جاهل هست! به عبارتی دیگه جوونی رو با جاهلی اسم میاوردند! حالا ما هم چند سال قبل تر که سر جوونیمون بود و دوران جاهلیمون! بعضی وقتا کارایی میکردیم که الان وقتی فکرشو میکنی میبینی چقدر بی شرافت بودیم!

موضوع از این قرار بود که دوستانی داشتیم  میخواستند یکی رو دست بندازن با هم قرار میذاشتن و میرفتن سراغ یکی! و بعد در حین صحبت ازش میخواستند چیزی از زندگی خودش که خیلی براش مهم بود رو تعریف کنه! یا اینکه سوالی ازش میپرسیدن که جواب دادن به اون طرف رو بر سر صحبت میاورد! اما همین که چند کلمه ای و چند جمله ای گفته بود نگفته بود! این دوستان بی شرف ما حواس خودشونو عمدا از او میگرفتن و با هم شروع میکردن به صحبت کردن! و اون بد بخت نمیدونست وسط این حرفای مهمی که شروع کرده به گفتنش حالا چه کنه؟!!! ادامه بده یا نه!؟ هاج و واج میموند و در حقیقت مسخره میشد!

چرخ روزگار میگرده و بعد سالها! این بار این داستان بر سر خودم اومد!

چند وقت پیش تو یکی از بحث های کلوب! (همین جا) روند بحث به جایی رسید که یکی از بچه ها که به نظر میرسید خداوند وجودشو با مقدار معتنابهی شیشه خرده خلق کرده همچین زانوی ادبی زده و بود سوالهایی میپرسید که ادمی رو به حیرت وا میداشت!!! من هم بچه ساده! با خودم میگفتم خدا رو شکر گذروند وقتمون تو چنین نباشگاهی این قدر موثر بوده که تو بچه ها روحیه دانش جویی و پرسشگری و حقیقت جویی و دونستن! بوجود اورده و این دوستمون اینقدر تو سوالای خودش اصرار داره که اگه شده باید به اینجا و اونجا بریم و به این در اون در بزنیم برا سوالاش جواب پیدا کنیم بیاریم!!!! نگو اینکه این بنده شرور خدا! ما رو دست انداخته بود و دقیقا بعد از اون کل نوشته های خودش رو حذف کرد و رفت! انگار نه انگار که نه شاهی آمده و نه شاهی رفته!

نمیخوام زیاده روی کنم... و خدا نکنه که ما نا اهل باشیم! اما این مصرع سعدی فکر میکنم جاش همینجا باشه! که میگه:

تربیت نا اهل را چون گردکان بر گنبد است!

اما این حرف رو میتونم با اعتقاد کامل بنویسم که:

گوهر لعل بباید که شود قابل فیض

ورنه هر خاک و گلی لولوء و مرجان نشود!

یاحق

هادی     , hadiviva
هادی - 18:42 1387/08/22
55

خب فرشید برو یاد بگیر دیگه، تو چقدر می خوابی؟ هر روز 3 ساعت بیشتر نخواب و جمعه ها جبرانش کن... دیگه دوست ندارم لقمه آماده رو بزارم دهن هر کسی؛ حتی شما دوست عزیز...

 

تمنای کمال  , sepidaremandegar
تمنای کمال - 16:12 1387/08/22
54

عالی بود.

اللر وار

        , shidfar
not anything - 12:50 1387/08/22
53

 

لطفا یه نفر از خط اخر برداشت ازاد داشته باشه تا ما هم بفهمیم چی گفته و چی شنفتین!

هادی     , hadiviva
هادی - 09:28 1387/08/22
52

یه روز داشتم سفره را باز می كردم كه دیدم نون ها دارند با هم بگو مگو می كنند.

 

 

نون سنتی به نون روغنی می گفت: اگه ما كه میراث فرهنگی رو حفظ كردیم نبودیم، شما غرب زده ها كه خودتان را روغن مالی می كنید با این فرهنگ چه ها كه نمی كردید!

 

 

نون روغنی گفت: اگه میراث فرهنگی همون اسارت تو متد قدیمی و چسبیدن به به تنوره، بیشتر بچسبید تا خوب داغتون كنه!

 

 

نون سنگك به نون فانتزی سنگ انداخت كه، شماها مصداق بارز تهاجم فرهنگی هستید، ولی ما به اصول اجتماعی كهن پایبندیم. نون فانتزی جواب داد: دیگ به دیگ میگه روت سیاه! آخه مگه شما نیستید كه شاطر رو می رقصونید؟! اول به خودتون یه نگاهی بكنید بعد بگید تهاجم فرهنگی!

 

 

نون ماشینی وساطت كرد و گفت: دوستان! اصل اینه كه ما همگی از یك اصل و نژادیم؛ اون هم آرد و گندمه...

 

 

نون سنتی بین حرفش دوید و گفت: تو دیگه ساكت شو، لیبرال وابسته! نون سنگك هم گفت: شما فانتزی ها و ماشینی ها نژادتون با ما فرق داره، حتی نوع سوختن شما با سوختن ما فرق می‌كنه؛ شماها محصول گندم وارداتی هستید پس خودتون رو قاطی ما نكنید!

 

 

دعوا داشت همین طور بالا می گرفت كه یهو نون بربری بلند شد و گفت:

 

 

دوستلاریم، كسیسیز یا دوروم اویودوم؟!

 

 

 

پی نوشت‌ها:

 

هرگونه برداشت از بند آخر آزاد است.

 

هرگونه كپی بدون نام در جاهای دیگر مستوجب هشتپلكو است!

 

 
هادی     , hadiviva
هادی - 01:44 1387/08/19
51

با سلام

 

 

من هنوز تو كارگاهم، ور دست جناب شاطر. چه كنم كه از عوالم نان نمی تونم بیام بیرون، مگه همه این دعوا و مرافعه ها برای نان نیست، همش واسه پوله، واسه نونه! پس ما هم تا سرحد برشتگی در تنور خواهیم ماند! تا چه شود...

 

 

قسمت اول طنزم درباره نون سنگك بود، قسمت دوم مقوله نونیسم! هم با عنوان "دعوای نان ها" است كه چند سال پیش در نشریه دانشگاه چاپانده بودیم. این مطلب در آینده نزدیك بعد از پخت و پز در تنور، جهت تنویر افكار عموم، تقدیم حضور خواهد شد؛ فقط تا اون موقع صفها رو به هم نزنید! آقا با شما هم هستم، ‌برو ته صف...

 

 

یه ضرب المثل تركی میگم و میرم:

آلچاق یئرده یاتما سئل آپارار، اوجا یئرده یاتما یئل آپارار... (جای پستی نخواب تا سیل نبردت و جای بلند هم نخواب تا مبادا باد تو را نبرد).

 

 

هللیك...

 

 

        , shidfar
not anything - 16:18 1387/08/10
50

اوخی! بنده خدا کارگاه کیمیاگری! بحثی که گل سر سبد بحثای کلوب بوده داره خاک میخوره!

به زودی میام سراغت عزیزم باید کمی سروسامونت بدم!

حقیقت اینه که تو چند تا کارگاه اخری که برگزار شد دچار تداخل کارگاهها شدیم! به نحوی که بعضی از کارگاهها نیمه کاره بهم خورد! مثل کارگاه هادی که به قسمت دومش نرسید!

ایشالله یه حساب و کتابی براش تعریف کنیم تا دوباره رونق بگیره! از همین الان هم من اولین وقت رو میگیرم!

پس به زودی منتظر یه کارگاه جدید باشید!

هادی     , hadiviva
هادی - 01:15 1387/07/13
49

سلام مدیر، بزن قدش داااش!

 

تو این موج سینوسی حضور ما تو این كلوب، داریم اون پایین پایین ها غلت می خوریم پس! از بابت مصونیت سیاسی و قرار منع تعقیب جنابعالی هم ممنونیم؛ آچار و پیچ‌گوشتی كارگاه دست شما بود، این هم روش هكذا...

 

خب تصمیم گرفتیم كمتر وارد معقولات بشیم؛ دیگه باید كمتر حرف سیاسی از خودمون دروكنیم، ولی چه كنم كه خیلی سخته... حالا خوبه وارد بحث شیرین جوش شیرین و سنگهای كوره سنگكی نشدیم، دیگه اونوقت معلوم نبود سر از كجا در می‌آوردیم؛ غنی‌سازی، مهرورزی، آدم‌سوزی و...!!!

 

جریان این شیره ای مشخصه، شیره كه اصلا جریان پیدا میكنه، ولی شیره‌ای مزبور همون كبریت بی‌خطره، آدم بی‌خیال، خوش‌خیال، آسته میاد آسته میره، مبادا گربه شاخش نزنه... آخر بحث هم پیچوندیم دیگه، عین خود ما، همین!

 


كوچولو دندوناتو بزار تو خیلی تیزه، هلپ هلپ شیرینی بخور تا دندونات بریزه!

 

بیرون مردسه منتظرتم، دوستات هم بیار دهوا... مای بی بی مای بی بی...

 

        , shidfar
not anything - 05:01 1387/07/7
48
نقل قول از : شب‌گرد روزها

حالا كه شما اینقدر اصرار می كنید عب نداره میگم؛ فقط هلم ندیدن، یهو دیدین وا رفتمااا

*****در هر نانوایی سنگکی همواره یک ترازو که سمبل عدالت و دادخواهی است وجود دارد ولی هیچگاه از آن استفاده نمی شود.

در نانوایی غیر از شاطر و دستیارش که با یک چوب بلند نانها را از تنور بیرون می آورد نفر سومی هم هست که به آن خمیرگیر می گویند. این خمیرگیرها معمولا آدمهای شیره ای هستند و کارشان تهیه خمیر و پرکردن تغار ...

با همه مشکلات و کمبودها و عدم رعایت بهداشت همه ما نان سنگک را دوست داریم. نان سنگک را شاید بدین خاطر بیشتر دوست داریم که هم سنخ خود ماست. همرنگ سنتها و باورها و رفتارهایمان است. واقعا هم خوشمزه است.

سلام هادی

گفتی هولم ندین هولم ندین... ما هم نیومدیم هی هیچی بگیم! بعدش تو هم تو این هیچی به هیچی یواشکی وارفتی دیگه!!! حالا یه جاهایی حرفای سیاسی زدی نخواستیم دیگه تعقیبت کنیم! اما باید بگی این جریان شیره ای مصداقش چیه! یکی این... یکی هم در مورد رد گم کنی آخر نوشته! خداییش همه میدونن که ما از همه بیشتر نون بربری رو دوست داریم و هیچ وقت صحبت نون سنگک نبوده! زود باش که غیبتت خیلی طول کشیده...


 

هادی     , hadiviva
هادی - 00:47 1387/06/28
47

حالا كه شما اینقدر اصرار می كنید عب نداره میگم؛ فقط هلم ندیدن، یهو دیدین وا رفتمااا

*****

یکی از نقاط دیدنی و باستانی سرزمین عزیز ما ایران نانوایی سنگکی است. همه ما با ظاهر و تشكیلات و مخلفات آن آشنایی داریم. ولی مسئله مهم همون سیستم اونجاست.

در نانوایی سنگکی که وارد می شوید باید بدانید که سیستم آنجا بصورت سلطانی اداره می شود. در آنجا شاطر سلطان است و مشتری ها رعیت سلطان. درست است که نانوایی بدون مشتری معنایی ندارد ولی این تفکر در ذهن همه بخوبی جا افتاده که اگر حضرت شاطر اینقدر قدرت دارد که به هر کس که دلش خواست زودتر نانش را بدهد و اگر از کسی هم بدش آمد می تواند به او بگوید: آقا بیخودی معطل نشو. خمیر برای شما نمیرسه!

 

در هر نانوایی سنگکی همواره یک ترازو که سمبل عدالت و دادخواهی است وجود دارد ولی هیچگاه از آن استفاده نمی شود. چون نان را دانه ای به مردم می فروشند. ترازو مال زمانهای خیلی قدیم بوده که ما یادمون نمیاد.

در نانوایی سنگکی مظاهر تمدن مثل صف بچشم می خورد ولی خاصیتی ندارد. صف یعنی احترام به وقت دیگران و رعایت حقوق بقیه ولی همین اصول اولیه دموکراسی را نه مردم رعایت می کنند و نه حضرت شاطر.

 

بعضی از آقازاده ها و افراد وابسته به مافیای شاطر همینکه وارد نانوایی می شوند، باصدای بلند به شاطر سلام و علیک غلیظی می کنند و یکراست می روند کنار تنور یعنی همانجا که شاطر دارد روی پارو خمیرها را با انگشتان هنرمندش پهن می کند. بعد از چند لحظه صحبتهای درگوشی با یکدیگر نان برشته و سفارشی را بدون رعایت نوبت گرفته و از نانوایی خارج می شوند.

مردم هم حقوق یکدیگر را رعایت نمی کنند. رمز موفقیت شما در صف نانوایی این است که هم مواظب باشید بغل دستی یواشکی از شما جلو نزند و هم مواظب جیب و مسائل دیگه! باشید که خدای ناکرده به شما دستبرد نزنند.

نان کنجد دار مال اغنیاست. نان برشته دو آتیشه مال مافیای قدرت است که هیچوقت شما آنها را در نانوایی نمی بینید ولی شاطر و دستیارش نان آنها را برایشان کنار می گذارند. نان های خمیر و سوخته هم مال مردم معمولی است.

 

در نانوایی غیر از شاطر و دستیارش که با یک چوب بلند نانها را از تنور بیرون می آورد نفر سومی هم هست که به آن خمیرگیر می گویند. این خمیرگیرها معمولا آدمهای شیره ای هستند و کارشان تهیه خمیر و پرکردن تغار است. این افراد توی عالم خودشان هستند و با کار کسی کاری ندارند. همیشه چرت می زنند و مرتب در مسیر توالت در رفت و آمد هستند و معمولا منتظر خلوت شدن نانوایی هستند تا به آن قسمت پشت تنور بروند و خودشان را بسازند.

 

با همه مشکلات و کمبودها و عدم رعایت بهداشت همه ما نان سنگک را دوست داریم. نان سنگک را شاید بدین خاطر بیشتر دوست داریم که هم سنخ خود ماست. همرنگ سنتها و باورها و رفتارهایمان است. واقعا هم خوشمزه است.

 

بهاره س , bahareh666
بهاره س - 17:17 1387/06/27
46

شبگرد عزیز ... منتظرم ... شباهت نون سنگكی با جامعه

باید از داستان میوه فرشید عزیز هم جالبتر باشه ...

        , shidfar
not anything - 06:17 1387/06/27
45

هادی     , hadiviva
هادی - 04:37 1387/06/27
44

سلام

حالا عمواوغلی اینقدر خونتو قاراشمیش نكن! الان فصل میوه است همه یه جورایی با میوه هم ذات پنداری كردند،

موز را اگر قدرتی می‌بود.....كمر خود راست می‌فرمود!

راستی می‌دونید خیلی از افراد هنوز نمی دونند(دونستند) تمبر هندی اسم یه میوه‌ایه تو تایلند؟!، همین خیلی‌ها تا یه میوه لهیده و كرمو رو داخل بسته نایلونی می‌بینند زود میگن تمبرهندی! واقعا زشته، قباحت داره، الان عصر اتمه نه باتوم، باید اهرم فشار بالا سرتون باشه؟! با تو هم هستما كوچولو،‌ فردا نگی مامان مامان تمبرهندی برام بخر! زود بگردید یه اسم خوب براش پیدا كنید!

خلاصه خودم جور تغییر ذائقه این تره بار رو می كشم! من مدتها قبل شباهتهای نون سنگكی رو با جامعه خودمون پیدا كردم، اگه قند و فشارم پایین نیفته میگم جریان از چه قراره... هللیك!

        , shidfar
not anything - 01:28 1387/06/25
43

خب من هم تو داستان ادامس موزی همینو میخواستم بگم که اگه اینجا همش عشق و حال کنیم اخری که بیرون دستمون به دستش رسید دیگه هیچ مزه ای نداره..... هیشکی کارگاهمو متوجه نمیشه هر کی اومده یه چیزی میگه انگار پرسیده باشم از کدوم میوه بیشتر خوشتون میاد...

در ضمن تنها کسی که به کوچولو گفته بود جالب خودش الان نیست! قهر کرده النا رو میگم ...حالا چطوری بیاد به بقیه بگه ...

 

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.