| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
13
|
149
|
90/4/13 (12:59)
|
|
||
|
|
2
|
25
|
89/11/3 (14:37)
|
|
||
|
|
3
|
56
|
88/12/3 (21:54)
|
|
||
|
|
5
|
119
|
88/7/16 (23:30)
|
|
||
|
|
2
|
14
|
88/5/10 (21:03)
|
|
||
|
|
8
|
38
|
88/2/6 (22:52)
|
|
||
|
|
0
|
20
|
88/2/1 (16:23)
|
|
||
|
|
6
|
29
|
87/10/5 (23:18)
|
|
||
|
|
1
|
7
|
87/7/28 (10:29)
|
|
||
|
|
7
|
72
|
87/4/1 (00:41)
|
|
||
|
|
3
|
15
|
86/11/7 (12:12)
|
|
||
|
|
0
|
9
|
86/10/21 (13:53)
|
|
||
|
|
0
|
12
|
86/10/1 (12:49)
|
|
||
|
|
2
|
18
|
86/9/30 (10:47)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
86/9/27 (15:11)
|
|
||
|
|
3
|
20
|
86/9/24 (23:40)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
86/9/10 (23:44)
|
|
||
|
|
1
|
6
|
86/9/2 (11:20)
|
|
||
|
|
1
|
15
|
86/7/28 (18:32)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
86/7/18 (17:32)
|
|
اومدن رفتن
خندین گریه کردن
دل بستن
بودن نبودن
زندگی بین آدم خوش حالها
سلام و خداحافظی تحفه درویش.......
خیابونه یه طرفه
اخبار سیاسی
جنگ فاضلاب ها
برنده بازنده
انسان و پرنده
حقوق بشر
سیگار ونستون
خلیج فارس
گزارش روزانه
چایی عصرانه برای دو نفر
ساز خالی
مرد عنکبوتی ! با عمامه
چراغ رو روشن کن
درد و دل کن
یکی از نعمتهای خوبی که خدا داده ( اگه کدخدا داده باشه) خودکشی کردنه

نسبم شاید برسد
به گیاهی در هند، به سفالینه ای از خاك "سیلك".
نسبم شاید، به زنی فاحشه در شهر بخارا برسد.
پدرم پشت دو بار آمدن چلچله ها ، پشت دو برف،
پدرم پشت دو خوابیدن در مهتابی ،
پدرم پشت زمان ها مرده است.
پدرم وقتی مرد. آسمان آبی بود،
مادرم بی خبر از خواب پرید، خواهرم زیبا شد.
پدرم وقتی مرد ، پاسبان ها همه شاعر بودند.

ای بی خیال مانده ز من دوست
دیگر ترا زمین و زمان
از بركت جنون نجیب من
با نام می شناسند
ای آهوی رمنده ی صحرای خاطره
در واپسین غروب بهار
نام مرا به خاطر بسپار
دلم گرفته
درست مثل لک لکی
که بال هایش را برای کوچ امتحان می کند
دلم گرفته و می دانم
این هواپیما هیچ وقت
بر دریاچه ای فرو نمی آید
دلم گرفته و
باز نمی شود
در این قوطی
سرانجام
قرص ها را خواهم خورد
(گروس -ع )
باد سردی می وزد
مادرم نیست
خانه ی ما شده یک ساحل دور
نمی خندم نمی توانم که ...
گریه شاید
تو مرا سخت در آغوش بگیر
نه به ابر نه به این آبی آرام بلند
می گفت تو مس یه لیوان شیشه ای هستی
دلم گرفته
دلم ورم کرده
دستم را بگیر،
چشمانم را ببند
خوشه های گندم بوی کاردستی می دهند
من کیم ؟
باد سردیم که می پیچد درون خودم
من می روم به نظم مستتر
همه با یار خوش و من به غم یار خوشم / سخت کاری است ولی من به همین کار خوشم
.
.
تلخ و شیرین جهان گذران می گذرد / با می تلخ و خیال لب دلدار خوشم
گره چه در چنگ رقیبان همه شب می رقصی / من هم از بوی تو ای طره طرار خوشم
عماد
حرف تردیده یه دسته....
امروز روز خوبیه مثلا روز ابری و نیمه جونه زمستونی
که ابراش از پس پنجره پیداس
من اول خودمو یه خط کشیدم یه خط نقره ه ای
بعدم تو رو خط زدم یه خط قرمز و قرمز
راستشو بخوای از دست این خزعبلات خودم خسته شدم
دلمو به چی باید عادت بدم ؟
درختا خیلی بهتر از منن
خسه شدم بس که زرد و کشیدم رو سبز
خسته شدم بس که شبا وایسادمو عبور هواپیمای که تو توش بودی رو تماشا کردم..........
بی خوابی
آیدا در آیینه
بن بست
نُت
دلهره ی رفتن
صدای باد
خواب برادر مرگ است
انشای دوران مدرسه
خستگی
سکس ذهنی