| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
13
|
149
|
90/4/13 (12:59)
|
|
||
|
|
2
|
25
|
89/11/3 (14:37)
|
|
||
|
|
3
|
56
|
88/12/3 (21:54)
|
|
||
|
|
5
|
119
|
88/7/16 (23:30)
|
|
||
|
|
2
|
14
|
88/5/10 (21:03)
|
|
||
|
|
8
|
38
|
88/2/6 (22:52)
|
|
||
|
|
0
|
20
|
88/2/1 (16:23)
|
|
||
|
|
6
|
29
|
87/10/5 (23:18)
|
|
||
|
|
1
|
7
|
87/7/28 (10:29)
|
|
||
|
|
7
|
72
|
87/4/1 (00:41)
|
|
||
|
|
3
|
15
|
86/11/7 (12:12)
|
|
||
|
|
0
|
9
|
86/10/21 (13:53)
|
|
||
|
|
0
|
12
|
86/10/1 (12:49)
|
|
||
|
|
2
|
18
|
86/9/30 (10:47)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
86/9/27 (15:11)
|
|
||
|
|
3
|
20
|
86/9/24 (23:40)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
86/9/10 (23:44)
|
|
||
|
|
1
|
6
|
86/9/2 (11:20)
|
|
||
|
|
1
|
15
|
86/7/28 (18:32)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
86/7/18 (17:32)
|
|
انتخاب "منوچهر آتشی" به عنوان چهره ی ماندگار کشور، توسط صدا و سیمای نظام جمهوری اسلامی، انعکاس وسیعی در سطح کشور یافت به طوری که در میان آن جمع برگزیده، این "آتشی" بود که ماندگارترین بود. خوشحالی جمع زیادی از دوست داران وی از این کار و رضایت آنان که بالاخره به جایگاه بزرگ "آتشی" در تاریخ ادبیات این کشور اذعان داشته شده است، نشان از درستی این انتخاب بود. اما مخالفت عده ی قلیلی از نمایندگان مجلس و دادن تذکر 5 تن از نمایندگان در اعتراض به این انتخاب، بر اهمیت این انتخاب افزود. (بعدها یکی از این نمایندگان گفت که به انتخاب "آتشی" اعتراضی نداشته، که این تکذیب باعث اندک تر شدن این اقلیت شد).
اما در این میان مخالفت "شکرالله عطارزاده" نماینده ی منطقه ی بوشهر، گناوه و دیلم در مجلس هفتم و اصرار بیش از اندازه ی وی در دشمنی با "آتشی" که از اعتراض گذشته و به توهین و تهمت نیز کشیده شد، باعث تعجب بسیاری از مردم و مسؤولین نظام گردید که مگر ایشان چه عیب و ایراد اساسی را از "آتشی" سراغ دارند که دشمن گونه بر این شاعر می تازند. "عطارزاده" نیز در سخنان سراسر هجومی خود بر علیه "آتشی" تنها به موارد کلی اشاره داشت و از ورود به جزییات این دشمنی خودداری می کرد.
اما بالاخره "عطارزاده" در جلسه ی پرسش و پاسخ خود با دانشجویان دانشگاه پیام نور گناوه که دو هفته قبل برگزار شد، هنگامی که با سیل اعتراض دانشجویان به خاطر توهین به "آتشی" رو به رو شد، به ذکر جزیی تر دلایل مخالفت خود با "منوچهر آتشی" پرداخت. وی در آن جلسه با چهره ی حق به جانب، یکی از دلایل اصلی مخالفت خود با انتخاب "آتشی" به عنوان چهره ی ماندگار را این گونه بیان نمود: «124 نویسنده در نامه ای به نام "ما نویسنده ایم"، در موقع جنگ، سال چند؟ سال 60، نامه ای نوشتند به رهبران نظام، گفتند که آقا شما که دارید دفاع می کنید، می گویید دفاع می کنیم، این جنگ جنگ باطله، ادامه ی جنگ تون، باطله و به نوعی اگر ادامه دهید ما محکوم می کنیم، نامه هم دادند به سازمان ملل و موجبات این شد که دنیا بر ما فشار بیاورد و بگویند نگاه کنید نویسندگان تان هم نوشته اند که شما محبوبیت ندارید. در پای این نامه 124 نویسنده، آقای "آتشی" امضا کرده»!
سپس آقای "عطارزاده" با حرارت و هیجان در اهمیت جبهه و جنگ و شهادت سخن گفته و از رزمندگانی که به جبهه رفته و شهید شده و یا به اسارت در آمده اند یاد می کند و بدین وسیله سعی می کند که "آتشی" را در مقابل آنان قرار دهد و بدین طریق به محکومیت "آتشی" می پردازد.
هنگامی که "عطارزاده" مجدداً مورد اعتراض قرار می گیرد، فریاد می زند: «آتشی موقعی جنگ را محکوم کرد که آن روز تمام خاک خوزستان، خاک ایران، خاک غرب ما در اختیار بعثی ها بود و در دست امریکایی ها بود. بنابراین من می گویم آقای "آتشی" در یک برهه از زمان در رابطه با دفاع مردم و رشادت های مردم ما کوتاهی کرده». خوب شد که بالاخره آقای "عطارزاده" به بیان جزیی تر دلایل مخالفت سرسختانه و غیر طبیعی خود با استاد "منوچهر آتشی" پرداختند تا مردم بهتر در جریان امور قرار بگیرند.
اکنون "آتشی" در میان ما نیست که به دفاع از خود در مقابل این تهمت ها بپردازد، گر چه خود گفته بود که اگر از بیمارستان بیرون بیاید، جواب همه ی آن ها را خواهد داد، اما مقدر نبود که ادبیات ایران زمین بیش از این از حضور وی بهره مند گردد. اما لازم است که ما به عنوان دوستداران وی به مقام دفاع از وی در مواجهه با انحرافاتی که بعضی ها و از جمله آقای "عطارزاده" می خواهد در تاریخ به وجود آورند و ذهن جوانان را که ممکن است کم تر از اوضاع تاریخی، آگاهی داشته باشند، مغشوش نمایند، بر آییم. بر همین اساس در خصوص سخنان آقای "عطارزاده" ذکر چند نکته ضروری است:
1- در تاریخ معاصر هیچ نامه ای تاکنون با عنوان «ما نویسنده ایم» به امضای 124 نفر منتشر نشده است، بلکه 134 نویسنده ی بزرگ کشور نامه ای تحت عنوان «ما نویسنده ایم» منتشر نمودند که علاوه بر استاد "آتشی"، بزرگان دیگری همانند "عباس زریاب خویی"، "امیرحسین آریان پور"، "رضا براهنی"، "سیمین بهبهانی"، "بهرام بیضایی"، "محمد پوینده"، "سیمین دانشور"، "محمود دولتآبادی"، "احمد شاملو"، "شیرین عبادی"، "هوشنگ گلشیری"، "احمد محمود"، "محمد مختاری"، "حمید مصدق" و... نیز زیر آن نامه را امضا نموده بودند و اگر بخواهیم تمامی آن نویسندگان را به جرم امضای آن نامه، به معاندت با نظام محکوم نماییم، باید دور شعر و ادبیات و نویسندگی را در این مملکت خط کشید، چرا که این افراد و دیگر امضا کنندگان نامه، بزرگ ترین سرمایه های ادبی و نویسندگی این کشور بوده و هستند.
2 – آن نامه هیچ گاه از سوی امضا کنندگان به سازمان ملل داده نشد، بلکه برای انتشار در اختیار 42 روزنامه و مجله ی کشور و برخی نهادهای دیگراز جمله وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، خبرگزاری جمهوری اسلامی، انجمن قلم جهانی و سایر کانون های نویسندگان جهان قرار گرفت، بنابراین در این قسمت نیز آقای "عطارزاده" به اشتباه رفته است.
3 – اما موضوع مهمی که نشان از ظلم آقای "عطارزاده" به آقای "آتشی" دارد، برمی گردد به زمان و موضوع این نامه. جالب است که بدانیم که نامه ی «ما نویسنده ایم» آن گونه که آقای "عطارزاده" می گوید در سال 1360 منتشر نشده است، بلکه در تاریخ 25/7/1373 و سال ها پس از پایان جنگ نوشته و منتشر شده است، بنابراین در زمانی که رزمندگان در جبهه های دفاع مقدس در حال جنگ کردن بودند، این نامه نوشته نشده است بلکه در زمانی بوده که بعضی ها در سال های بعد از جنگ با سوء استفاده از آن مجاهدت ها و رشادت ها، به حذف مخالفان خود اقدام می نمودند.
اکنون از آقای "عطارزاده" می پرسیم که آیا در هنگام بر زبان آوردن آن سخنان در مخالفت با "آتشی"، خدا را ناظر بر سخنان خود دانسته است که این گونه به دروغ بر یک انسان تاخته و با ذکر سخنانی سراپا کذب، سعی در از بین بردن آبروی انسانی در جامعه نموده است؟
آقای "عطارزاده"! نامه ی 134 نفر با عنوان «ما نویسنده ایم» هیچ ربطی به جنگ و دفاع مقدس ایران نداشته و در هیچ جای آن از باطل بودن جنگ و محکوم نمودن آن سخن نرفته و در هنگام انتشار آن نیز هیچ نقطه ای از خاک خوزستان و ایران و غرب در اختیار بعثی ها و امریکایی ها نبوده است که شما این گونه به دروغ بیان نموده اید.
نامه ی 134 نفر یک متن حقوقی روشن و مؤجز بود که با سادگی و صمیمیت توضیح داده بود که نویسنده بودن یعنی چه؟ ماهیت کار فرهنگی چیست و حضور جمعی نویسندگان حاصل کدام ضرروت است.
این نامه پیش از برنامه ی تلویزیونی «هویت» نوشته شد و در واقع پاسخ به فشارهایی بود که بر سر امضای متنی چند سطری درباره ی رعایت حقوق شهروندی یکی از نویسندگان در زندان، وارد آورده بودند و ماهیت این فشارها و نوع سخنان به گونه ای بود که گروهی از نویسندگان به فکر افتادند به ایضاح و تأکید دوباره بر مسایلی بپردازند که شاید در خیلی از جاهای دنیا جزو بدیهیات باشد.
نامه ی «ما نویسنده ایم» یکی از محکم ترین، پاکیزه ترین و روشن ترین متونی است که در سال های اخیر از جانب نویسندگان و شاعران این مرز و بوم به مثابه اعلان مواضع فراگیر و بیان مطالباتی بر حق، تألیف، تدوین و منتشر شد.
آقای "عطارزاده"! کجای این متن این نامه از جمله: «ما نویسنده ایم، یعنی احساس و تخیل و اندیشه و تحقیق خود را به اشکال مختلف می نویسیم و منتشر می کنیم. حق طبیعی و اجتماعی و مدنی ماست که نوشته مان – اعم از شعر یا داستان یا نمایشنامه یا فیلمنامه، تحقیق یا نقد، و نیز ترجمه ی آثار دیگر نویسندگان جهان – آزادانه و بی هیچ مانعی به دست مخاطبان برسد»، در مخالفت با دفاع مقدس و محکومیت آن است؟!
آقای "عطارزاده"! در تمامی سرتاسر متن نامه ی «ما نویسنده ایم»، نه تنها نامی از جنگ و دفاع مقدس نیامده که در اصل، آن نامه هیچ ربطی و اشاره ای هم به این موضوع نداشته و تنها در دفاع از آزادی بیان نگاشته شده بود: «از این رو تأکید می کنیم که هدف اصلی ما از میان برداشتن موانع راه آزادی اندیشه و بیان و نشر است».
آقای "عطارزاده"! متن آن نامه به قدری روشن و ساده در دفاع از آزادی بیان است که پس از آن و خصوصاً در سال های اخیر بارها سخنان و درخواست هایی تندتر، شفاف تر و مفصل تر از آن از سوی نویسندگان و حتا مسؤولان نظام از جمله آقای "خاتمی" – رئیس جمهور سابق – و وزرای دولت "خاتمی" بیان شده اند. آیا باید آنان را نیز در زمره ی دشمنان انقلاب و نظام جمهوری اسلامی دانست؟
آقای "عطارزاده"! شما از کجای این جمله ی پایانی آن نامه، مخالفت نویسندگان را با جنگ و انقلاب معنا می کنید: «اگر چه توضیح واضحات است، باز می گوییم، ما نویسنده ایم، ما را نویسنده ببینید و حضور جمعی ما را حضور صنفی نویسندگان بشناسید.»
آقای "عطارزاده"! آیا هنگامی که با سخنان غیر واقعی و کذب خود در حال ریختن آبروی شادروان "آتشی" بودید، به فکر پاسخ روز قیامت نیز بودید که حضرت "امیرالمؤمنین"(ع) فرموده: «اگر کسی درباره ی مسلمانی سخنی بگوید که از آبروی او بکاهد، خداوند (در قیامت) او را در طینت خبال (دوزخ) زندانی کند، تا این که پاسخ دهد چرا چنین کاری کرده است؟»
آقای "عطارزاده"! یا شما از اصل جریان غافل بوده اید و نمی دانسته اید که متن نامه ی 134 نفر با عنوان «ما نویسنده ایم» در سال 1360 نبوده و در سال 1373 بوده و هیچ ربطی هم به جنگ نداشته، بل که درباره ی آزادی بیان بوده است که در آن صورت وای بر شما که در مقام نماینده ی مجلس نظام عدالت پرور اسلامی، این گونه ناآگاهانه بر قولی خلاف اطمینان کرده و باعث آبروریزی مسلمانی را فراهم می آورید و با بی عدالتی کامل با وی رفتار نموده اید که در این صورت از بابت ظلمی که بر آبروی "آتشی" روا داشته اید، استغفار کنید و از خداوند بطلبید که آن شادروان نیز در روز قیامت از حق خود بر شما بگذرد و بزرگوارانه از خطای شما در گذرد.
یا این که آگاهانه می دانسته اید که زمان و متن آن نامه هیچ ربطی به جنگ و دفاع مقدس نداشته، اما برای توجیه مخالفت خود و ریختن آبروی "آتشی"، استفاده ی ابزاری از جنگ و نام مقدس شهدا و... نموده اید و به بیان این سخن ناصواب پرداخته اید (که حتماً این گونه نیست) که در آن صورت به آشکار دروغ گفته اید که حتماً می دانید که در شرع اسلام زشت ترین و قبیح ترین گناه و پلیدترین عیب و شنیع ترین منقصت، دروغ است و البته بدانید که در این صورت به فرموده ی امام "صادق"(ع) خداوند شما را از حمایت و سرپرستی خویش به دور خواهد داشت، آن گونه که آن حضرت فرمودند: «کسی که از قول مسلمانی مطلبی بازگو کند که بدین وسیله آبرویش را ببرد و او را از چشم مردم بیندازد، خداوند او را از حمایت و سرپرستی خویش به دور دارد و در ولایت شیطان در آید.»
آقای "عطارزاده"! امیدوارم همان گونه که از تریبون های عمومی در مخالفت و معاضدت با "آتشی" سخن گفتید، از همان تریبون ها نیز به اشتباه خود اعتراف و از خداوند کریم الصَّفح ِ طلب آمرزش، و از روح آن مرحوم طلب بخشش و از مردم ایران طلب گذشت کنید و از رحمت خداوند نیز ناامید نباشید چرا که خداوند ارحم الراحمین است.
در پایان جا دارد بار دیگر درود بفرستیم به تمامی کسانی که در آن زمان به دفاع از آزادی بیان به پا خواستند و در رأس آنان "منوچهر آتشی" که نامش بر اول آن اسامی خودنمایی می کرد و همچنین طلب رحمت ایزدی کنیم برای کسانی از آن جمع که اکنون در میان ما نیستند از جمله "محمد بیابانی"، "محمد پوینده"، "محمد مختاری" و... .