| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
5
|
147
|
90/8/25 (13:54)
|
|
||
|
|
10
|
193
|
90/8/6 (00:04)
|
|
||
|
|
2
|
43
|
90/7/6 (10:29)
|
|
||
|
|
7
|
266
|
89/10/21 (16:15)
|
|
||
|
|
1
|
143
|
89/3/31 (15:19)
|
|
||
|
|
1
|
46
|
89/3/31 (15:17)
|
|
||
|
|
9
|
67
|
89/2/25 (14:34)
|
|
||
|
|
1
|
105
|
89/1/27 (07:51)
|
|
||
|
|
4
|
201
|
89/1/9 (11:40)
|
|
||
|
|
22
|
242
|
88/7/23 (15:43)
|
|
||
|
|
3
|
125
|
87/10/23 (11:05)
|
|
||
|
|
1
|
97
|
87/9/9 (18:53)
|
|
||
|
|
1
|
232
|
86/8/18 (06:22)
|
|
||
|
|
0
|
126
|
86/8/18 (06:18)
|
|
||
|
|
2
|
158
|
86/8/18 (06:08)
|
|
||
|
|
0
|
18
|
86/1/27 (22:25)
|
|
||
|
|
3
|
62
|
85/12/19 (20:19)
|
|
||
|
|
0
|
114
|
85/9/19 (03:45)
|
|
||
|
|
0
|
71
|
85/9/7 (05:34)
|
|
||
|
|
9
|
49
|
85/8/19 (18:20)
|
|
مساله خدا مهمترین مساله علوم الهی وانسانی خصوصا علم عرفان است.در واقع محور این علوم ذات اقدس اله است كه هر علمی به اندازه اشتغالش به این مساله وموضوع قرار دادن آن,شرافت علمی پیدا می كند.از میان همه علوم فقط علم عرفان است كه موضوعش اسما وصفات الهی است. وچون شرف علوم به شرف موضوعاتشان است وهمه چیز شرافتشان را از خدا گرفته واو شریف ترین چیز است,لذا علم عرفان را اشرف علوم نامیده اند. شعر عطار در نگاه نخستین ,گاه خواننده را می رماند اما شكیبایی و قدری آمادگی روحی لازم است تا به درون این باغ راه پیدا كنیم.غزل عطار,یكی از مهم ترین مراحل تكامل عرفانی فارسی است,یعنی اگر دیوان شمس تبریزی را نادیده بگیریم ,غزلیات عطار مهم ترین نمونه های غزل عرفانی فارسی است .مهم ترین اینگونه غزل ها - كه شیوا ترین نمونه های غزل عرفانی در زبان فارسی است- برهنگی این غزل ها از اصطلاحات عرفانی است. یعنی شاعر چنان بر تجربه روحانی خویش مسلط است و چنان با موضوع آمیخته است كه نیازی به اصطلاحات فنی تصوف احساس نمی كند.مهم ترین ویژگی غزل های عطار تناسبی است كه میان صورت ومعنی در این آثار دیده می شود. به همین در غزل عطار,خواننده,هیچ عنصری را زاید احساس نمی كند و انتخاب "تك بیت" از آن بسیار دشوار است.
تفكرات عرفانی عطار را در منطق الطیر می توان به خوبی مشاهده كرد.در این اثرسمبلیك هر یك از پرندگان، نمودار یكی از افراد جامعه انسانهاست كه دربندی كه خود پرداخته گرفتار شده وبه قفسی كه ازهوای نفس فراراه سیر معنوی خویش نهاده فرو افتاده ودر زندان تن جان را اسیر ساخته است.عطار تمام بیغوله ها، پرتگاهها وورطه هایی را كه دررهگذر سالك كمین گرفته، در طی داستانی بس دل انگیز پدیدار ساخته وسرابهای فریبنده را برشمرده است تا سالك، به كویر خود پرستی نیفتد ودردره هولناك آرزو سرنگون نشودوپای بنددیو هوس نماند. دراین اثر گویا، پرده پندار دریده شده وحقیقت گوهر جان نمودار گردیده است تا آن انسانی كه شایسته پرواز به اوج آسمان انسانیت است، شناخته شود وفرق میان اهریمنان فرشته رو وخوب چهرگان اهریمن خو، با پاكیزه خویان زشت رو ودریادلان خداجو، هویدا آید.
دولتشاه و جامی و دیگر تذكره نویسان، برای ورود شیخ به حوزه عرفان و پیوستن او به حلقه صوفیان، داستانی بافته و ساخته اند كه قابل قبول نیست.
دولتشاه می نویسد: «شیخ روزی خواجه وش بر سر دكان نشسته بود و پیش او غلامان چالاك كمر بسته، ناگاه دیوانه ای بلكه در طریقت فرزانه ای به در دكان رسید و تیز تیز در دكان او نگاهی كرد بلكه آب در چشم گردانیده آهی كرد، شیخ درویش را گفت: چه خیره می نگری؟ مصلحت آن است كه زود درگذری. دیوانه گفت: ای خواجه من سبكبارم و بجز خرقه هیچ ندارم.
ای خواجه كیسه پر عقاقیر در وقت رحیل چیست تدبیر؟
من زود از این بازار در می توانم گذشت؛ تو تدبیر اثقال و احمال خود كن! و از روی بصیرت فكری به حال خود كن. گفت: چگونه می گذری؟ گفت: این چنین و خرقه از بر كنده، زیر سر نهاده جان به حق تسلیم كرد. شیخ از سخن مجذوب پر درد گشت و دل او از خشكی بوی مشك گرفت. دنیا بر دل او همچون مزاج كافور سرد شد و دكان را به تاراج داد و از بازار دنیا بیزار شد. بازاری بود، بازاری شد. در بند سودا بود، سودا در بندش كرد. نه كه این سودا موجب اطلاق است و مخرب بارنامه و طمطراق.»
و بنابه روایت جامی، سبب گرایش عطار به تصوف آن بود كه: «روزی در دكان عطاری مشغول و مشغوف معامله بود. درویشی آنجا رسید و چند بار شی ءٌ لله گفت. وی به درویش نپرداخت، درویش گفت: ای خواجه تو چگونه خواهی مرد؟ عطار گفت: چنانكه تو خواهی مرد. درویش گفت: تو همچون من می توانی مرد؟ عطار گفت: بلی. درویش كاسه چوبین داشت، زیر سر نهاد و گفت: الله و جان بداد. عطار را حال متغیر شد و دكان بر هم زد و به این طریق درآمد.»
همانگونه كه اشاره شد، این سخنان به دلایلی قابل قبول نیست. نخست آنكه شیخ عطار از آغاز عمر و زمان كودكی به سخن صوفیان متمایل بوده است و ایشان را دوست می داشته است و این مطلب از مقدمه تذكره الاولیا حاصل است.
دو دیگر آنكه وی ـ همانگونه كه اشاره شد ـ مصیبت نامه و الهی نامه را در داروخانه به نظم كشیده و این هر دو منظومه، به اسرار معرفت و رموز طریقت آمیخته است و قطعاً عطار به هنگام سرودن آنها رسوخی در تصوف داشته و گامها در سیر و سلوك عرفانی برداشته است.