userinfo close
  ,

شیخ فرید الدین عطار نیشابوری


attarclub

تاسیس: 26 اسفند 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: نیما حاجی موسایی - معاونان
هفت شهر عشق را عطار گشت ما هنوز اندر خم یک کوچه‌ایم
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
5
117
90/8/25 (13:54)
10
176
90/8/6 (00:04)
2
39
90/7/6 (10:29)
7
223
89/10/21 (16:15)
1
130
89/3/31 (15:19)
1
40
89/3/31 (15:17)
9
64
89/2/25 (14:34)
1
94
89/1/27 (07:51)
4
194
89/1/9 (11:40)
22
238
88/7/23 (15:43)
3
121
87/10/23 (11:05)
1
92
87/9/9 (18:53)
1
216
86/8/18 (06:22)
0
124
86/8/18 (06:18)
2
147
86/8/18 (06:08)
0
17
86/1/27 (22:25)
3
59
85/12/19 (20:19)
0
100
85/9/19 (03:45)
0
66
85/9/7 (05:34)
9
42
85/8/19 (18:20)

عنوان بحث

امین     , amintabaei
امین - 03:45 1385/09/19

الهی نامه...

دومین مثنوی عطار, به احتمال قوی الهی نامه است و در واقع جوابی به این سوال است که ارزش تعلقات عالم وآرزوهای دور و دراز انسان چیست و در دنیایی که پایان آن مرگ و فناست برای رهایی ازین تعلقات چه باید کرد . چون جستجوی حقیقت و تکاپو در راه طریقت بدون رهایی ازین تعلقات ممکن نیست , این دلبستگی ها و آرزوها را چگونه باید تلقی کرد و از جاذبه آنها چگونه باید رهایی جست .

مثنویی است به وزن بحر هزج مسدس محذوف (مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل/فعولن) مشتمل بر 6511 بیت كه با حمد خدا و نعت رسول خدا(ص) و مناقب یاران وی آغاز می شود. ومضامین این قسمت مبتنی است بر عقاید دینی و روایات و قصص مذهبی و افكار حكما(از روی ندرت) وبعد از نعت رسول الله(ص) وصفی مشبع از معراج دارد شبیه به آنچه در سایر مثنویات وی می بینیم.آغاز كتاب نیز متضمن گفتگویی با روح انسان كامل است وآن " نایب الدارالخلافه " یعنی جهان محسوس لقب می دهدوبرای او شش پسر به این ترتیب می شمارد:نفس كه در محسوس جای دارد,شیطان كه به موهوم می گراید, عقل كه از معقولات گفتگو می كند, علم كه معلومات می جوید, فقر كه طالب معدومات است وتوحید كه یك ذات را جویان است. ودر حقیقت,همین شش فرزند هستند كه هر یك از پدر روح چیزی در خواست می كنند وسوال وجواب آنان مقالات كتاب را تشكیل می دهد.این قسمت كه شالوده كتاب نیز هست جان جان تمام آن چیزی است كه شیخ در سراسر كتاب به كسوت نظم در می آورد.درواقع همانگونه كه اهل تحقیق مثنوی مولانا را تفسیر نی نامه آغازین كتاب می دانند,این بخش از الهی نامه نیز كه به موضوع روح می پردازد حكمتی جز روح كلی كتاب ندارد وبقیه كتاب نیز به مثابه جسمی است كه از روح كلی تبعیت می كند.

 

وپس از آن طرح اصلی كتاب شروع می شود كه عبارت است از مناظره پدری با پسران شش گانه اش كه هر كدام از وی چیزی و مرادی می خواهند بدینگونه:

 پسر اول: دختر شاه پریان.

پسر دوم:جادویی.

پسر سوم: جام جم.

پسر چهارم:آب حیات.

پسر پنجم:انگشتری سلیمان.

پسر ششم:كیمیا.

پدر جواب هر یك علت وسببی را كه موجب این طلب شده و خواهش درونی فرزند را برانگیخته بیان می كندوپسر جواب می دهد و میان پسروپدربحث اخلاقی و دینی و اجتماعی در میگیرد و سرانجام پدر از میدان بحث چیره و پیروز بیرون می آید و پسر را قانع می كند آنگاه پسر حقیقت امر را از پدر جویا می شود وپدر آن امر را كه مطلوب پسر بوده را توجیه و تاویل می كند وزان پس نوبت به پسر دیگر می رسد و اونیز به همان منوال با پدر بحث می كند.گفت وگوی پدر و هریك از پسران چهار مقاله را فرا میگیرد مگر بحث او با پسر چهارم كه گویا سریع القبول بوده یا قدرت جدل نداشته و بدین جهت سر تسلیم فرو می آورد و گفتار پدر را می پذیرد و تمام سوال و جوابها در دو مقاله به پایان می رسد.آرزو و خواهشهای پسران از اموریست كه شهرت دارد ولی از صحت و واقعیت عاری است و جزء اوهام بشری شمرده می شود و پدر نخست به جای آنكه دراصل بحث وارد شود علت خواهش و انگیزه طلب را مورد بحث قرار می دهد و به نقد و نكوهش آن می پردازد و این مساله كتاب را از جهت اطلاع بر نظر عطار در چند مطلب مهم اخلاقی و اجتماعی اهمیت بسیار می بخشد.نظر عطار درباره ازدواج (سوال پسر اول) , غلبه وهم وپندار(سوال پسر دوم),عجب و طلب جاه از طریق علم و معرفت(سوال پسر سوم),طول عمر(سوال پسر چهارم),جاه طلبی از راه فروانروایی(سوال پسر پنجم),حرص بر طلب و جمع مال(سوال ششم),در مقالات بیست و دوگانه به خوبی روشن می گردد و چنانكه خوانندگان به وضوح در می یابند در غالب این مسائل شیخ راه افراط پیموده و بطور كلی نفی كرده و خاصه نظر او در امر زنا شویی و داشتن فرزند و كسب مال و جمع ثروت ,با فقرمحمدی و طریق عده ای از مشاهیر صوفیه سازگاری ندارد.دیگر از جهات اهمیت الهی نامه مبارزه ای است كه شیخ در این كتاب با اوهام و خرافات رایج در میان اوام و شاید خواص شروع نموده و بدلایل استوار و استناد به قصص و امثال,بنیان آنها را در هم ریخته و واژگون ساخته.روش عطار در ترتیب مقالات الهی نامه این است كه در آغاز هر مقاله سوال پسر و جواب پدر را طرح می كند و پس از آن از گفته پدر بهمناسبت جواب حكایتی می آورد وغالبا ,بلكه به طور كلی پس از این قسمت مطلب عوض می شود و شیخ امور دیگر را در نظم می كشد.بطور خلاصه اینكه شیخ در الهی نامه دویست و هشتاد ودو حكایت به رشته نظم كشیده كه در میان آنها حكایتی درباره مستی و قصه ای از فخرالدین گرگانی و داستانی مفصل از رابعه دختر كعب می خوانیم.شیخ حكایات رامطابق اسلوب خود وبا زبان ساده و دور از تكلف به نظم آورده مگر در وصف جمال و حسن دلبر كه از ایم قاعده مستثنی است وصنایع بدیعی به كار برده.حكایات الهی نامه بطور كلی مفصل ترو دراز تر از حكایت سار آثار عطار است, بخصوص حكایت زن پاكدامن و قصه امیر بلخ و عاشق شدن دختر او و داستان پس هارون الرشید طول و تفصیل تمام دارد.روایات و قصص دینی به نسبط سایر مثنویات صوفیانه عطار در الهی نامه بیشتر است و ظاهرا علت آن این است كه روش و طریقه شیخ در این منظومه متمایل به زهد و ترك دنیا و خوف از مرگ و بیم از عاقبت است و به ناچار مضامین اشعار متاثر است از افكار دینی و حكایات نیز باقتضای آنها از ماخذ دینی گرفته شده و شیخ آنها را در بسیاری از مواضع به مضامین آیات و احادیث نایید نموده است.قوت ایمان ایمان و شدت اخلاص شیخ را از مقدمه كتاب و خاتمه آن به خوبی می توان استنباط نمود و هیچ شك نیست كه عطار مردی است صاحب ایمان قوی و تا حدی متمایل به عقاید عامیانه در صورتی كه این نظر از مطالعه منطق الطیر و مصیبت نامه كمتر به خاطر می گذرد.با همه آنچه گفته شد شیخ ما در الهی نامه به داستان های ملی بیشتر عنایت ورزیده و در مواضع مختلف از آنها یاد كرده چنانكه در داستان بیژن وقصه اكوان دیووجام كیخسرو در داستان رستم و سهراب و.... مشاهده می كنیم.در میانه حكایات الهی نامه قصه امیر بلخ و عاشق شدن دختر او (رابعه بنت كعب) امتیاز دارد زیرا شیخ در این داستان مناظر مختلف را از قبیل:جمال معشوق,باغ,میدان جنگ,عاشق و معشوق و صف می كند و مانند شاعران منظره ساز نكته ها و خرده ها در وصف به كارمی بندد و قدرت خویش را در صنعت و شعر غیرعرفانی نشان می دهد و در نامه دختر كعب و شرح مرگ غم انگیز او سخت موثر و سوزناك سخن می گوید چنانكه استادیش در شعر ساده لطیف و سبك صنعت آمیز و متكلفانه در نمی توان انكار كرد.

بار روانی داستانها وكوتاهی انها به همراه چند داستان بلند اما شیرین,حلاوتی به كتاب داده است كه ملالتی از خواندن آن حاصل نمی شود,ولی استحكام وطنطنه ای كه در مصیبت نامه محسوس بود,در الهی نامه احساس نمی شود,واین قطعا به حالات شاعر ونوع داستانهای مورد استفاده مربوط می شود,تا جاییكه در بعضی موارد طریقت صرف كه مجال آزادی بیشتر را به شاعر داده است,خشك گویی بعضی قسمت های مصیبت نامه را از یاد میبرد. گو اینكه در الهی نامه شاعر به استناد از منابع صوفیه تقید بیشتری نشان داده واین شیوه كه با ذوق وی سازگاری بیشتری داشته است,حتی در پایان كتاب نیز ردپایی از خود به جا می گذارد وظاهرا شیخ كه كتاب را مطابق سلیقه خود عرضه می كنداز پایان كار بسیار راضی است والهی نامه را مایه فخر ومباهات خود محسوب می دارد وآن را در نتیجه تلقینات غیبی می داند:

در گنج الهی بر گشادم                                         الهی نامه,نام این نهادن

بزرگانی كه در هفت آسمانند                                 الهی نامه عطار خوانند

 

این منظومه بر روی هم دویست وهشتادو دو حكایت دارد ومعانی لطیف عرفانی ومطالب اخلاقی در خلال این حكایات بیان شده. زبان قصه ها اغلب ساده وبی تكلف است اما هر كجا كه سخن از عشق به میان می آید كلام عطار رنگی دیگر به خود می گیرد وسرفصل كتاب عشق با تشبیهات گویا وزیبا ووصفهای شورانگیز آغاز می شود وسیمای عطار شاعر از خلال ابیات آن تجلی می كند:

دو نرگس داشت نرگسدان زبادام                   چودو جادو,دوزنگی بچه در دام

دو زنگی بچه هر یك با كمانی                      به تیر انداختن هر جا كه جانی

دهانش درج مروارید تر بود                    كه هر یك گوهری تر زان دگر بود

چو سی دندان او مرجان نمودی                    نثار او شدی هر جان كه بودی

لب لعلش كه جام گوهری بود                       شرابش از زلال كوثری بود

جمالش را صفت گفتن محال است           كه از من آن صفت كردن خیال است

                                                                        

                                                                            الهی نامه ,ص27

فرق "منطق الطیر" و  "مصیبت نامه" با "الهی نامه" در این است که دردو مثنوی نخستین , گفتگوها فقط جزئی از داستان اصلی و مادر است , در حالی که داستان "الهی نامه" خود این گفتگوهاست . از سوی دیگر , "مصیبت نامه" از لحاظ شکل تا اندازه ای به "الهی نامه" نزدیکتر است , زیرا در آن دو , گفتگو ها اساس داستان است در صورتی که در "منطق الطیر", داستان اصلی در جبهه مقدم است و ساختار آن غنی تر و متنوع تر است .

از تعداد زیادی مثنویهای دیگر که به عطار منسوبست و در واقع از او نیست , خسرو نامه را باید درینجا – که درباره احوال عطار اشاراتش گمراه کننده است – مثل ذکر نام دیگر آثار , و بیان آنکه در داروخانه هر روز پانصد شخص به او رجوع می کرده اند – انساب این منظومه عاشقانه به عطار در حقیقت نفی نهایی تمام سیر و سلوک معنوی او را الزام می کند و این غیر ممکن است .

در حقیقت اقدام  عطار به نظم چنین منظومه یی که ویس و رامین اسعد گرگانی و خسرو و شیرین نظامی سر مشق آن به نظر می رسد , لازمه اش بازگشت از مراتب سیر معنوی است و با احوال عطار در پایان عهد او سازگاری ندارد . اهدا آن به یک وزیر زاده عصر – هر چند خود تا حدی اهل سلوک و طریقت باشد – نیز از شیوه عطار بیرون است (جسجو در تصوف ).لاجرم انتساب این مثنوی را هم مثل مجموعه مختار نامه باید با تردید تلقی کرد .

پاسخ ها

تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.