userinfo close

  ,

اسطوره های ...


astoreh

تاسیس: 8 مهر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: شاهین - معاونان
این کلوب برای بحث های شما احترام بسیاری قاعل اســـــت فقط مواظب گویش خود باشید
 

عنوان بحث

محمد حسینی , mohammad_hi
محمد حسینی - 17:38 1387/07/16

زشت و زیبا

  دلبر كه كوچكتر از سه خواهر دیگر خود بود به سبب پاكدامنی و دور بودن ازخودپسندی مورد توجه پدر قرار گرفت و وقتی برخلاف خواهران دیگر كه از پدر هدیه های گرانبها می خواستند ، از او خواست تا تنها برایش یك گل سپید بیاورد ، جز به صفای احساسات خود نمی اندیشید ، و نمی دانست با این كار زندگی پدر و رابطه آرمانی خود و او را به خطر می اندازد . پدر پنهانی گل سپید را از باغ افسون شده دیو زشت ربود . اما دیو او را گرفت و از او خواست در پایان سه ماه باز گردد و به مجازات مرگ برسد . ( دیو با تعیین مهلت و اجازه به پدر برای بازگشت به خانه و بردن هدیه ای كه ربوده بود ، ظاهرا خلاف طبیعت خود رفتار می كند بویژه هنگامی كه به وی می گوید یك صندوق پر از طلا نیز روانه خانه اش خواهد كرد : دیو هم ستمگر بود وهم مهربان ) . دلبر با پافشاری خود پس از پایان مهلت سه ماهه بجای پدر به قصری افسون شده باز می گردد . اتاقی زیبا در اختیار دختر قرار می گیرد و هیچ نگرانی و ترسی ندارد جز دیدار گاه به گاه دیو و تقاضای هرباره ازداواج دیو و پاسخ منفی دختر . دختر پس از چندی به هنگام نگریستن در آئینه سحر آمیز متوجه می شود پدرش بیمار است بنابراین از دیو خواهش می كند تا اجازه دهد برای دیدار پدر به خانه رود و قول می دهد پس از یك هفته باز گردد . دیو با ابراز دوباره عشق خود می گوید اگر زیبا رهایش كند خواهد مرد وبا رفتن وی موافقت می كند . پدر از دیدن دختر خود شادمان می شود اما دختران گرفتار حسادت می شوند و با توطئه او را وا می دارند بیشتر از مدت تعیین شده نزد آنان بماند . سرانجام زیبا خواب می بیند دیو از نومیدی به حال مرگ افتاده و متوجه می شود از مدت تعیین شده گذشته و بنابراین باز می گردد تا او را نجات دهد . دلبر بدون توجه به زشتروئی دیو در حال مرگ از او پرستاری می كند . دیو به او می گوید بدون وی قادر به ادامه زندگی نیست و اكنون كه بازگشته با آرامش خواهد مرد و در اینجاست كه دلبر در می یابد او هم بدون دیو نمی تواند زندگی كند و گرفتار عشق او شده است . بنابراین به دیو قول می دهد اگر نمیرد با او ازدواج كند . با ادای این كلمات قصر سرشار از نور و موسیقی می شود آنگاه دیو ناپدید شده و بجایش شاهزاده زیبائی نمایان می شود . شاهزاده به دلبر می گوید بر اثر طلسم جادوگری تبدیل به دیو شده و آنقدر باید در همان وضع می ماند تا دختر زیبائی تنها به خاطر خوبی های وی دلبسته اش شود . اسطوره شناسی این داستان به استناد یونگ ازکتاب انسان و سنبول هایش دیو نماد هر دختر جوان یا زنی است كه از نظر ذهنی وابستگی عاطفی به پدر خود دارد . اگرچه تقاضای گل سپید نماد پاكدامنی است ، اما چنین تقاضائی با مفهوم واقعی خود در تضاد می افتد و ناخودآگاهانه پدر و دختر را به زیر سلطه اصلی می برد كه دیگر تنها پاكدامنی نیست و ستمگری و نیكی را یكجا در خود دارد . از رویدادها چنین بر می آید كه زیبا خود می خواسته كسی ، از راه سر رسد و او را از عشق مبتنی بر پاكدامنی اما غیر واقعی خود برهاند . دلبر با فراگیری مهرورزی نسبت به دیو، به خود می آید و از قدرت عشق بشری پنهان شده در قالبی حیوانی ( یعنی ناكامل ) و اصولا شهوانی آگاه می شود . این پدیده احتمالا سبب برقراری رابطه واقعی شده و به وی اجازه می دهد میل شهوانی خود را كه از ترس زنا با محارم سركوب شده بود ، پذیرا شود . او برای ترك پدر خود ناگزیر ترس از زنا را می پذیرد و با همان ترس زندگی می كند تاروزی كه با انسان دیونما آشنا شود و به وسیله او واكنشهای زنانه خود را كشف می كند . بدین سان او تصور خود نسبت به مرد را از نیروهای واپس نهاده شده می رهاند و از توانائی بشر در اعتماد به عشق بعنوان احساسی كه ذهن و طبیعت را به مفهوم والای آن به یكدیگر پیوند می دهد آگاه می شود. دیو و دلبر. دیو و دلبر همیشه در كنار هم هستند در فرهنگ نماد‌ها روان زنانه را آنیما (Anima ) و روان مردانه را آنیموس (Animus ) خوانده اند. یونگ آنیما و آنیموس را از مهم‌ترین آركِ تایپ‌ها در تكامل شخصیت می‌داند و می‌گوید: در نهایت، انسانی به كمال انسانیت خود می‌رسد كه آنیما وآنیموس در او به وحدت و یگانگی كامل برسند. یونگ، یكی شدن آنیما و آنیموس را ازدواج جادویی خوانده است و در واقع اصلی‌ترین بنیان روان آدمی، آنیما و آنیموس است. آنیموس آنیموس كه در فارسی به « عنصر مردانه » و « عنصر نرینه » ترجمه شده است ، از مهمترین آركِ تایپ هاست. آنیموس یا روان مردانه زن ، تصویر یك مرد خاص و مشخص نیست. بلكه روح مردانه ی زن است كه معمولا تحت تاثیر شخصیت پدر شكل می گیرد. چنانچه زن نتواند با پدر به هر دلیلی ارتباط عاطفی متعادلی برقرار كند ، آنیموس جنبه منفی خود را به نمایش می گذارد. پدر است كه اوّل بار انگاره آنیموس را در ذهن دخترش شكل مى‏دهد. بنابراین، علاوه بر انگاره‏هاى والدین كه اوّل بار تصاویر جنس مخالف را در ذهن كودك فعّال مى‏كنند و در قالب الگوهاى مشخص فرهنگى نمادین مى‏سازند، آنیما و آنیموس از انگاره‏هاى جمعى و موروثى زن و مرد، و نیز از اصول مادینه و نرینه نهفته در همه افراد نشأت مى‏گیرند، افرادى كه بنا بر فرض موجود در نظریات روانكاوانه، در بنیاد، دوجنسى‏اند. آنیموس بر خلاف آنیما كمتر به صورت تخیلات شهوانی بروز می كند. زنی كه اسیر جنبه های منفی آنیموس است معمولا احساس می كند: « تنها چیزی كه در دنیا می خواهم این است كه دوستم بدارد و او مرا دوست ندارد.» « افكار ناخوداگاه آنیموس گاهی چنان حالت انفعالی بوجود می آورد كه ممكن است به فلج شدن احساسات یا احساس نا امنی شدید و احساس پوچی منجر گردد. آنیموس هم مانند آنیما چنانچه كاركرد منفی خود را بروز دهد می تواند ازدواج زن را مختل سازد. جالب است بدانیم زن و مرد فقط در 3درصد از DNA با هم تفاوت دارند اما چون این اختلاف 3درصدی در همه سلولها اتفاق می‌افتد، تفاوت زیاد می‌شود به همین دلیل است كه زن و مرد نمی‌توانند همدیگر را خوب درك كنند. حال به اعتقاد یونگ درون هر انسانی بین آنیما یا آنیموس و ایگوی شخص كه جنسیتش را نیز مشخص می‌كند همینقدر اختلاف و تضاد هست كه این پتانسیلها باعث تولید انرژی می‌شود كه اگر كنترل نگردد و ناآگاهانه صورت گیرد، تولید انرژی منفی و باعث بروز روان پریشی و افسردگی می‌شود و اگر آگاهانه باشد و كنترل گردد، از این انرژی سنتزی مناسب انجام می‌شود. در این مورد فروید معتقد بود انسان مجبور است بین این تضادها بماند و رنج بكشد ولی یونگ اعتقاد داشت: انسان می‌تواند در مراحل بالای آگاهی این تضادها را آشتی بدهد(دیالكتیكی پیوست :فقط کافیه یک بار کتاب انسان و سنبولهایش رو بخونید تا عمق جدیدی رو در زندگی تجربه کنید
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.