| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
3
|
40
|
88/3/14 (19:30)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
87/10/4 (09:34)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
87/7/16 (17:38)
|
|
||
|
|
1
|
6
|
87/4/6 (09:49)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
86/11/11 (15:27)
|
|
||
|
|
1
|
20
|
86/10/21 (20:23)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
86/7/7 (19:48)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
86/6/24 (13:45)
|
|
||
|
|
0
|
13
|
85/10/5 (18:57)
|
|
||
|
|
0
|
16
|
85/6/25 (14:28)
|
|
انسان در سیر تكاملى فرهنگ خود دوران متعددى را از سرگذرانده است، دوران اول تكاملى كه از آن نمونه هایى نیز برجاى مانده، دوران «پارینه سنگى» است. این دوره حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار سال طول كشیده است.
به این دوره «پالئولتیك» هم مى گویند. دوره بعد دوره «نوسنگى» یا «نئولتیك» است. در این دوره انسان ابزار مى سازد و با آن ابزار فعالیت هاى روزانه خود را انجام مى دهد. مثلاً سنگ صیقل مى دهد و با آن شكار مى كند.
کیمیاگران اروپا از قرون وسطی، زمان بسیاری صرف جستجو برای یا فتن” سنگ فلاسفه”، یعنی مادهای اسطورهای کردند .سنگ فلاسفه میتواند به نحو اسرارآمیزی دانش کیمیاگران را افزایش داده به نحوی که بتوان از طریق آن به هر چیزی دست یافت. کیمیاگران در طول قرنها از وجهه و حمایت بسیاری برخوردار بودند، گرچه این پشتیبانی صرفا به واسطه پیگیری این اهداف، یا تفکر رمزآلود و فلسفی حاکم بر فعالیت آنان نبوده است. بلکه این شهرت بیشتر به خاطر خدماتی بود که آنان برای صنایع “شیمی” زمان خود داشتند. حجر الفلاسفه سنگی است كه اگرآن را یافتید می توانید با آن به طلا دست پیدا كنید و مقصود از طلا، طلای مادی نیست بلكه حكمت تغییر مواد است. همین سنگ در داستان هری پاتر نقش مهمی میابد. و او را برای نخستین بار در برابر نماد شر ی ولدمورت حفظ می كند.کیمیاگران قرون وسطا که به دنبال کشف راز آفرینش بودند بر این باور بودند که این راز در دل "کبریت احمر" Pierre philosphale نهته است. آب و سنگ ارتباط نزدیکی با هم دارند،جاری ساختن آب ازدل سنگ،توسط انبیاء از آن جمله است.وهرچه دل آدمی سخت تر،صدای شکستنش قویتر خواهد بود.واضح است که آب، فوران حکمت و دین خواهد بود،پس سنگ فلاسفه در جایی جز درون ما نخواهد بود.
سنگ در جایی فرود می آید. در آنجا قرار میگیرد. وآنجا را اشغال میکند. پالایش میابد.تطهیر میشود و معنویتی لطیف را از خود ساطع میکند:دل آدمی نیز همین استحاله را طی میکند،خداوند آدمی را به تفکر و تعمق در طبیعت دعوت میکند شاید که بیدار شویم.
درنماد گرایی سنگ سنگهای تراش نخورده و طبیعی اغلب به منزله جایگاه ارواح یاخدایان انگا شته میشوند.در تمدنهای دور از آنهابه عنوان سنک گور(در میان اقوام لر)،سنگ تعین مرز، یا اشیاءگرانقدر مذهبی استفاده میکردند.قرار دادن سنگ عمودی سنگ نتراشیده نماد آزادیست. نماد یک برتری دست نیافتنیست. نر-ماده ایست که کمال مرحله ی نخستین را بیان میدارد. سنگ نتراشیده ذاتی منفعل و دوگانه دارد؛ اگرفعالیتی مادی و زمینی (پست ) بر رویش انجام گیرد ، آن سنگ ذلیل وفقیر میشود . اما اگر دستی معنوی و الهی بر آن واقع گردد،آن سنگ شریف میشود و رفعت میآبد.میکلانژ معتقد بود که هنرمند پیکرتراش باید با کشف نمونه ازلی یا چهره ی محبوس در سنگ کارش را آغاز کند و با ، زدودن سنگ اضافی این نمونه ازلی یا چهره ی محبوس را از درون آن برهاند... پیکره ی داود و موسی نشسته شاهکارهای اوست . پس برای تبدیل قلب وروح تاریک،به دلی روشن و ژرفنگر، فقط و فقط به گوش چشم صاحب لطف وکرم بسته است.به دست نااهل سپردن دل همانا و گمراه سراب شدن، همان.گویی سنگ در درونش دانش و معرفتی نهفته دارد(گنجی مستتر)که فقط به برکت یک کیمیاو نیروی معنوی کامل هویدا گشته وبه جاودانگی دست یابد.سنگهای قیمتی نیز استحاله خروج از ظلمت به نور واز نقصان به کمال را میپیماید.و مادر زمین آنها را در دامن خود میپروراند و سپس به طبیعت هدیه میکند. ."یا مقلب القلوب والابصار...حول حالنا الا احسن الحال...."
ردیف سازی هندسی سنگها دربرتانی یاچیدن سنگهادر استون هنج انگلیس نمونه های بارزی ازالوهیت سنگها هستند.در مقابل تغییرات اطراف،آنها همچنان بکرودست نخورده راهنمای عابران باقی میمانند.در باغهای بودایی فرقه ذن،سنگهای تراش نخورده،به صورت غیر هندسی وتصادفی بیانگر معنویتی پاک وروحی لطیف است.
پیکرتراشان با دادن چهره ی انسانی به سنگ محتوای ناخودآکاهشان را فرافکنی می نمایند، وبا این کار به اثبات روح در اشیاء می پردازند،و آنان را صاحب حیاتی نو مینمایند.از این طریق میتوان به رابطه بین دین و هنر پی برد.
سنگ ایستاده یک نماد جهانیست هندوها وبرتانیایی ها به زیارت آن میروند.
سنگ سوراخدار دارای قدرت باروری،حاصلخیزی وتولد دوباره است.
در طالع بینی سنگ متولد هر ماه با سنگ خوش یمن خودش قرین میشود:
فروردین سنگ خوش یمن : الماس
اردیبهشت سنگ خوش یمن : زمرد سبز
خرداد سنگ خوش یمن : عقیق "علی بن حسین (ع فرمودند : این نگین عقیق رومی است ، هركس انگشتر عقیق به دست كند حاجتهای او برآورده می شود"
تیر سنگ خوش یمن : مروارید " مرواریدسفید نماد قلب و ذهن خالص است، بی گناهی و اعتقاد، عنصری وابسته به آب و ماده دارد"
مرداد سنگ خوش یمن: یاقوت" عبد خیر می گوید : حضرت علی (ع) انگشتر یاقوت برای نجابت و بزرگی به دست می كردند"
شهریور سنگ خوش یمن: یاقوت کبود " انرژی آن لطف خدایی را به ارمغان می آورد برای روشن فکری روحانی و از خود گذشتگی مفید است چشم سوم را توسعه میبخشد، از مالک خود محافظت میکند برای انتقال انرژی به جسم، شیُ و پدیده مورد نظر استفاده میشود شخص را از بیماریهای مختلف محافظت میکند.
مهر سنگ خوش یمن: الماس "تقویت آگاهی درونی"
آبان سنگ خوش یمن: یاقوت زرد "نشانه بیباکی،وفاداری، پرهیزگاری، ثروت و جلال."
آذر سنگ خوش یمن: فیروزه "زیبایی، حمایت، شادی، توانگری، عشق خیالی جرأت، پیروزی دوستی، مدیتیشن،تعادل احساسات، وفاداری، غیب گویی، التیام"
دی سنگ خوش یمن: عقیق رنگارنگ "نشانه احترام وثروت
بهمن سنگ خوش یمن: یاقوت ارغوانی " ارتعاشات این سنگ انسداد و موانع درونی را از بین می برد و انرژی منفی را از ما دور می کند"
اسفند سنگ خوش یمن: یاقوت ارغوانی "سنگی برجسته و مهم در تمرکز حواس به شمار میرود"
سنگ درمانی علمی كهن و قدمت آن به بیش از شش هزار سال قبل بر می گردد . ابو علی سینا از سنگ سیترین برای درمان یرقان، بیماری های دستگاه گوارش، خود كشی و درمان افسردگی استفاده می نموده است. با پیشرفت علم فیزیك، این علم بیش از بیش مورد توجه و شناخت قرار گرفته است و از صنعت تا درمان از آن استفاده می شود.
سنگها خاستگاه بس دیرین دارند، بسیاری از مردم بی آنکه بدانند چرا؟!نمیتوانند از جمع آوری سنگهایی با اشکال والوان متفاوت خودداری کنند.و همواره بر این باور بوده اند که نیروی عظیم حیات در برخی از سنگها نهفته است.فرضا ژرمن ها بر این باورند که روح مردگان در سنگ مزار خودشان به حیات ادامه میدهد.سنگ مزار میتواند بهترین نمود میل به جاودانگی باشد.
به نظر پرفسور یونگ، "خود" گاه در قالب یک سنگ( دست ساز یا عادی) و گاه در قالب بلور نمادین میشود. بلور دارای نظم است بنابراین این حس را بر می انگیزد که ماده بیجان نیز از اصولی روانی و مبتنی بر قاعده پیروی میکند.سنگ عاری از عواطف،احساسات،تخیلات واندیشه های ماست . بنابراین سنگ نماد هستی ناب است. بیانگر ساده ترین تجربه، تجربه ی چیزی ازلی،که انسان در لحظاتی که،احساس جاودانگی ابدی میکند میتواند داشته باشد.ریشه سنگهای یاد بود را در این نکته میتوان یافت.
"یعقوب نبی،سنگی رابه زیر سرش نهاده وخوابیده بود...درخواب خدا خود رابراومی نمایاندومیگوید:من یهوه خدای توونیای توهستم....وهنگامی که یعقوب ازخواب برخواست سنگ را چون ستونی استوار کردوروغن برفرازش ریخت وآن مکان رابیت ایل نامید."
"در کعبه سنگ حجرالاسود نمونه دیگری از این دست است."
"در انجیل ،از مسیح با نام سنگ زاویه ای نام میبرد که معماران آن را نپذیرفتند."
".کیمیاگران قرون وسطا "کبریت احمر" را می جستند"
"در برخی متون از امام زمان به عنوان "کبریت احمر" یاد شده است.
باز به یاد قرآن می افتم که از ما میخواهد در طبیعت تامل کنیم باشد که بیدار شویم.
منابع
کتاب انسان و سنبولهایش اثرکارل گوستاو یونگ
کتاب فرهنگ نمادها ترجمه سودابه فضایلی
اینترنت