userinfo close

  ,

اسطوره های ...


astoreh

تاسیس: 8 مهر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: شاهین - معاونان
این کلوب برای بحث های شما احترام بسیاری قاعل اســـــت فقط مواظب گویش خود باشید
 

عنوان بحث

ساکو مهابادی , sako57
ساکو مهابادی - 13:45 1386/06/24

روانکاوی گرگهای خاکستری

فروید اساطیر را در پرتو رویا تعبیر می كند. می نویسد ”اساطیر، ته مانده های تغییر شكل یافته تخیلات و امیال اقوام و ملل، ...و رویاهای متمادی بشریت در دوران جوانی اند. اسطوره در تاریخ حیات بشریت یعنی از لحاظ تكوین و تسلسل تیره های حیوانی، مقام رویا در زندگانی فرد را دارد“ و معنای این سخن اینست كه بررسی رویا، فهم بهتر اساطیر را ممكن می سازد و بی تردید رویا، اسطوره فرد آدمی است و آن را فقط در پرتو لیبیدوی شخصی او  می توان تعبیر کرد، حال آنكه اسطوره رویای قوم و ملتی است که لیبیدوی جمعی روشنگر آن  است. با اینهمه حقیقت این است كه اولا گرچه نمادهای رویا و اسطوره مطلقاً عین همند، اما تحلیل رویا امكان می دهد كه ریشه های لیبیدویی نمادهای جمعی را كشف كنیم، حال آنكه اسناد و مدارك قوم نگاران بیشتر آنها را می پوشاند و كمتر نمایان می سازد و ثانیاً اساطیر دقیقاً از همان قوانینی كه حاكم بر رویاست تبعیت می كنند و همان آرزوهای زنا با محارم و اقارب و همان سائقه های پرخاشجویانه و تهاجم آمیزی را كه در خواب نمودار می شود بیان می دارند.

یونگ برای تحلیل روانكاوی تشكیل حكومت نازی به روانشناسی توده ای پناه می برد مهمترین مسئله انسان روزگار نو پایداری در برابر وسوسه دست شستن از فردیت خود در جامعه ای توده ای و جلوگیری از پیدایش یك دولت فوق العاده متمركز و سراپا قدرتمند است. چنین تحولی بدون درك پیوند  تنگاتنگی كه میان فرد و جامعه اش وجود دارد و به ویژه بدون شناخت اثرات ناخودآگاه بر سیاست ممكن نیست. تحولاتی كه در طول نیمه ی نخست قرن حاضر در آلمان رخ داد به طرزی شكفت آور، كنش و واكنش های فشارهای تاریخی و روانی مختلفی را كه یونگ از آن سخن گفته است به نمایش می گذارد.

این نیروها بر تمام اروپا اثر گذاشته بود، ولی در برخی كشورها به ویژه ایتالیا، اسپانیا، روسیه، آلمان به دلیل خاص محلی، نفوذ آنها نتایج بسیار دردناكی به بارآورد.

یونگ بر این باور است كه نژادها، قبایل و ملت ها هم درست مانند افراد، روانشناسی خاص خود و نیز آسیب شناس روانی ویژه خود را دارند. روانشناسی خاص هر فرد، نژاد یا ملتی، حاصل تعامل میان تمایلات مورثی و شرایط محیطی است و اینها نیز به نوبه خود به وسیله تاریخ فرد و یا ملت تعیین می شوند که در گام بعدی همان تاریخ را می سازد.

بر این اساس یونگ در مقاله ای با عنوان ”ووتان“ كه در سال 1936 نگاشت میان نیروهای فعال در آلمان و ویژگی های ووتان( یكی از خدایان باستانی قوم تویتون) مشابهت هایی می یابد. از دید او خدایان گوناگون در واقع نمودگار نیروهای روانی اساسی ، مظاهر عمده خود فرمان ولی نه كاملاً خودآگاه روانند.

ووتان به عنوان یكی از خدایان اصلی قوم تویتون تجلی برخی ویژگی های روان ژرمنی است. كهن الگوی نیرومندی است كه طبع و تجربه خاص این نژاد را تجسم می بخشد و به نوبه خود به منش و رفتار آن شكل می دهد. ووتان خدای توفان و شوریدگی، آزاد كننده سوادها و شهوت و جنگ آوری است. خداوندگار لشكریان و رهبر جنگجویان خشمگین است. او انسان ها را در تسخیر خود در می آورد و آنان را مزاج می كند. او سیمای سودمند تری هم دارد چرا که خدای الهام شعر و خردمندی است. نشانه های مرموز جادویی را می شناسد و می تواند آنها را تعبیر كند و از سرنوشت انسان خبر دهد.

برای تشخیص شباهتی كه میان ویژگی های آشفتگی زای ووتان و حالت روانی آلمانیها در طول حكومت نازی ها وجود داشته تیزبینی چندانی لازم نیست: شوریدگی، پویایی و بی قراری یونگ را در برآوردن نازی ها به عنوان نماد و گواه دیگری بر وجود و قدرتمندی كهن الگوها می داند.

كهن الگوها می توانند در گذر زمان تكامل یابند و دگرگونی پذیرند ولی در مورد ووتان، نخست به دلیل فشار مسیحیت كه آن را یك روح پلید می دانست سپس به دلیل خردباوری عصر روشنگری كه به سركوب آن پرداخت ”او صرفاً ناپدید شد و برای بیش از یك هزار سال ناپدید ماند، بی نام و نشان و به طور غیر مستقیم كار خود را كرد او ”درنده موبور“ی بود كه در زندان زیر زمینی خود پرسه می زد و هر آن آماده بود تا بیرون جهد و عواقب زیانباری پدید آورد.

یونگ در 1918 درباره ی بیدار شدن آن  در سطح فردی و جمعی هشدار داده بود. او می نویسد كهن الگوها هم مانند بستر رودخانه ها هستند كه وقتی آب رود در مسیر دیگری جریان یابد خشك می شود ولی هر چند آب رودخانه برای مدت طولانی تری در بستر اولیه خود جریان یافته باشد عمق بستر آن بیشتر خواهد بود و احتمال بیشتری دارد كه دیر یا زود آب بار دیگر به مسیر قدیمی خود بازگردد. به همین ترتیب هنگامی كه مسیحیت آرام آرام نفوذ خود را در جامعه و روان آلمانی از دست داد و وقتی وضعیت هایی پیش آمد كه دیگر نمی شد با شیوه های پذیرفته شده سنتی با آنها برخورد كرد، این كهن الگو كه مدتها به فراموشی سپرده شده بود از خواب بیدار شد و یك بار دیگر ووتان شروع به ”پرسه زدن روی زمین“ كرد. در واقع این احتمالاً تصادف محض نیست كه یكی از شعارهای اولیه جنش نازی ”بیدار شو آلمان“ بود.

با توجه به نظرات یاد شده یونگ درباره تشكیل و به وجود آمدن حكومت نازی ، برآنیم تا ما نیز نگاهی به تشكیل حكومت تركیه بعد از فروپاشی عثمانی ها داشته باشیم. با سركار آمدن حكومت تركیه، كم كم تصفیه حساب هائی با اقلیت های قومی تركیه صورت گرفت به خصوص با ارمنی ها و كردها که تا به حال جان میلیون ها انسان را گرفته است. در سال 1915 قریب به یك میلیون ارمنی قتل عام شدند و حال اگر بخواهیم از دیدگاه كهن الگویی یونگ علل به وجودآمدن پان تركیسم و به خصوص گرگهای خاكستری را بررسی كنیم به این نتیجه خواهیم رسید كه ”شاهزاده خانمی بدست گروهی از راهزنان گرفتار شد گرگی به نجات او آمد و  ازشاهزاده خانم تركها به وجود آمدند و به خاطر داشتن معجونی از خصایص گرگ و انسان از سایر مردمان متمایز شدند. ”

تركها از زمانی كه به استپ رسیدند و تا زمانی كه بر اروپا غلبه كردند نماد گرگهای خاكستری را برای خود برگزیدند. ماهنامه گرگهای خاكستری (بوركورت) نوین 1948 شعار محوریش  یعنی ”نژاد ترك برتر از همه نژادها“ را در عنوان اصلی خود جای داد. شعار دیگر گرگ های خاكستری“ همه چیز برای تركان به گفته تركان و به وسیله تركان“ بود.

نشریه ارگنكون شماره 3  در 10 ژانویه 1939 جمله ای با این مضمون درج ساخت که ”نژاد ترك برتر از همه نژادهاست“ و همچنین شعری با این ترجمه اولین نژادی كه بر اساس نژادپرستی به تشكیل دولت در جهان دست زد، ترك ها بودند! پس بدانید مؤسسان اولیه نژادپرستی و اجرا كنندگان آن پان ژرمن ها یا هیتلر نیستند، ترك ها هستند“

به دنبال حمله آلمان نازی به شوروی در ژوئن 1941 پان تركیست ها به خود آمدند خواستار تشكیل كشور بزرگ ترك شدند با این عنوان ” ای اینونو، تاریخ تورا برای این روز بزرگ برگزیده است ما آمده ایم خون را در راه استقلال مقدس ترك بریزیم! تمامی جهان ترك منتظر اشاره توست.“

از دیدگاه كهن الگویی و نمادگرایی ،ترك ها خود را به گرگ های خاكستری نسبت می دهند. گرگ در اساطیر همان خاصیت  درندگی و طمعكاران دارد.

بر طبق نظریه یونگ كه بازگشت كهن الگویی خدای ووتان را در روح جمعی حكومت نازی  مورد بررسی قرار داد، درست در همان زمان بازگشت نماد گرگ های خاكستری در روح جمعی ملت ترك نمایان شد و شعار اصیل ترین نژاد را برای خود برگزیدند.

پس از جنگ جهانی دوم كشور آلمان و تركیه بیش از دیگر كشورها در برابر روانشناسی توده ای آسیب پذیر بوده اند. این روانشناسی توده ای زاده شرایط تاریخی و عامیانه ای بود كه در آغاز سده بیستم در اروپا وجود داشت.

بعد از فروپاشی دولت عثمانی كه زمانی امپراتور جهان بود ترك ها احساس كهتری نمودند. احساس كهتری قطع نظر از ریشه آن معمولاً افراد را زودرنج می سازد و موجب تلاش های جبران خواهانه برای تحت تأثیر قرار دادن دیگران می شود. به همین ترتیب دلمشغولی های گرگ های خاكستری به تشكیل حكومت بزرگ ترك از اروپا گرفته تا شمال چین، اقتدار و برتری، تظاهر به انسان برتر و نژاد برتر بودن همه زاده ی احساس ریشه دار و تشدید شده ی كهتری بوده است.

هر چند این احساس كهتری در تركیه مانند آلمان جهان مشمول نیست ولی برای اقلیت های تركیه و به خصوص كردها و ارمنی ها خیلی ویرانگر و گران تمام شد به صورتی كه حتی هویت ملتی به نام كرد را نادیده گرفته و به نام ترك های كوهی از آنها نام می برد و این احساس كهتری باعث پدیدار شدن دوباره و زایش گرگ های خاكستری شد.

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.