| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
11
|
89/7/5 (22:00)
|
|
||
|
|
2
|
32
|
89/7/5 (21:10)
|
|
||
|
|
15
|
120
|
89/7/5 (20:48)
|
|
||
|
|
1
|
9
|
89/5/14 (20:52)
|
|
||
|
|
17
|
138
|
89/5/14 (20:47)
|
|
||
|
|
5
|
56
|
88/9/5 (21:18)
|
|
||
|
|
2
|
57
|
88/1/8 (23:37)
|
|
||
|
|
5
|
57
|
88/1/8 (23:35)
|
|
||
|
|
3
|
20
|
87/11/13 (10:28)
|
|
||
|
|
52
|
365
|
87/11/13 (10:24)
|
|
||
|
|
14
|
53
|
87/11/13 (10:21)
|
|
||
|
|
12
|
92
|
87/5/17 (17:29)
|
|
||
|
|
10
|
67
|
87/5/8 (03:06)
|
|
||
|
|
1
|
17
|
86/1/17 (20:03)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
86/1/10 (20:25)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
86/1/10 (20:23)
|
|
||
|
|
0
|
13
|
85/9/7 (00:09)
|
|
||
|
|
2
|
37
|
85/8/30 (01:41)
|
|
||
|
|
1
|
17
|
85/8/27 (13:16)
|
|
||
|
|
20
|
55
|
85/7/14 (21:52)
|
|
به نام تنهاترین كسی كه در تنهاییم تنهایم گذاشت
شبی كه بغض عشق تمام وجودم را می فشرد و از بی همدمی دلم خراب
شده بود به آسمان پناه بردم یك دفعه چشمم به ستاره ای اقتاد كه جور
دیگری به من چشمك زد و احساس كردم مثل بقیه نیست پس او را به
خانه ی زخم خورده ی دلم با تمام وجود دعوت كردم و ستاره درخشید
تمام شبم فقط با بودن آن ستاره روشن شد و پس از آن من هر روز
آرزوی رسیدن شب را می كردم به عشق دیدن آن ستاره حتی روزهای
من هم رنگ شب گرفته بودند عاشق شب و متنفر از روز شدم شبی كه
مثل هر شب برای دیدن ستاره بی قرار بودم هر چه نشستم نیامد نیمه
شب بود و همه ی ستاره ها بودند جز ستاره ی من برای یك دم قلبم ایستاد
و از ترس آنكه او را از دست داده باشم چشمهایم را بستم ناگهان صدای
رعد و برق مرا به خود آورد چشمهایم را باز كردم با دیدن گریه ی
آسمان طاقت نیاوردم بغض گلویم را فشرد فریاد زدم دلم شكست گریه
كردم شب بعد دوباره رفتم ولی این بارهم نه از ستاره خبری بود نه گریه
ی آسمان فهمیدم اشك آن شب آسمان به خاطر رفتن ستاره بود برای
همیشه آسمان كه مادر آن ستاره بود چقدر راحت به رفتنش عادت كرد اما
من هنوز كه هنوز است شبها برای دیدن ستاره ام همان ستاره ی بی
معرفت زیر آسمان جلوی نگاه تمسخر آمیز ستارگان دیگر به خود برای
آمدنش امید می دهم و میدانم هیچ گاه به رفتنش عادت نمی كنم و نگاهم
بعد ار او به هیچ ستاره ای خیره نمی شود