نام کلوب :من عاشقم عاشقم
نام انگلیسی : ashegham
تاسیس : 3 شهریور 1385
304 عضو ، 103 بحث ،

من عاشقم عاشقم

تبلیغات

__
عنوان بحث
گزارش حلقه مهر و اتحاد و جوانه ها در پاسارگاد به تاریخ 1386/1/5
10 فروردین 86 - 01:28

نوشته ششم فرودین ماه 1386

از : کرگدن خودم

 

گزارش حلقه  مهر و اتحاد و جوانه ها در پاسارگاد

به تاریخ 1386/1/5

 

از گل سنگ در سالی که گذشت ، نوشتم .

در شروع بهار از گل نیزبگویم .

گل های زیبا در شیراز چشم ها را می نوازد . به گل شیرازرفتیم باز به پاسارگاد ؛ در شروع سال دیداری تازه کنیم با پیشینیان .

بیاموزیم ارج نهادن به نیاکان ؛ رسم استقامت و پایداری و نیکی را .

همه آمده بودند تا آمده باشند و آماده

مردمان سبزه ای خود را با سنگ های سترگ و گل سنگ های زیبا می آرائیدند و در کنار مقبره بیادگار تصویر می گرفتند .

صدای به تصویر گرفتن با غرش سنگ های ستبردر حال فرسایش ؛ پی در پی و

نا هم آوازو نا همگون و نا شگون ؛ در هم آمیخت .   ریشه گل های زیبا که بناگاه از سنگ ها و از پی گل سنگ ها و نا مهری ها ؛ سر برآورده بودند،در دل سنگ جای خود را باز کرده بودند وهمچنان و با شتاب در دل سنگ ها ریشه می دواندند.

 

گل سنگ ها ؛ ریشه های منحوس خود را در دل سنگ ها تنیده بودند .

گل سنگ ها ؛ شخم زده بودند سنگ های مهر را با بی مهری

گل سنگ ها ؛ خاک آماده ای برای کشت گل های مزرعه نامهری شده بودند .

 

گل های زیبای بهاری در دل سنگ ها ؛ سنگ های ستبر، استوار شده بودند...

گل های منحوس ، زیبائی را برای بازدید کننده ها به ارمغان آورده بودند ؛

گل ها  برای همانها که شیراز را برای گل دوست دارند ، چه زیبا ست .

 

در چهار طرف مقبره  ، گل ها روئیده اند با شکوفه های زرد ؛ نقاش و هنرمند و باغبان ؛ رنگ زرد را رنگ بیماری می شناسند .

و رنگ زرد ؛ بیمار را

سه چندان در بستر بیماری ودر انتظار میرائی و مرگ ؛ آسان می کند .

 

در گوشه دیگر ؛ در آن سو ؛ جوانه های ایرانی در پی ریشه های خود ، بر ریشه های گل های زیبا با خشم می نگریستند .

باز تضاد ؛ اینجا هم آزار من ؛ اینک جمع ُگل آلود رنگ و گل وسنگ

رنگ زرد گل ها در روستاها و شهر های مان ؛ چه زیبا هدیه ای است که به یار خود می دهیم به رسم مهر

ودراینجا نفرت انگیز شده است گل های زیبای بهاری در شهر گل ؛ شیراز ؛

در فصل گل و شکوفائی و تازه شدن

 

در واپسین روزهای ایستادگی و مقاومت و اقتدار سنگ در برابر اهرمن گل زرد ...

یاران ؛ غریبانه در گوشه سنگ ها نشسته بودند اما ؛  به شمارشان هر لحظه افزوده می شد .

سنگ ها ی زیبا واستوار و نیک را دیده و گل سنگ ها را دیده و گل ها را دیده ؛

 گل ها را می دیدند واشک بود که در چشم های زیبا و پر مهر و پر سوی یاران ؛ حلقه زد ...

نخست پشت به گل ها و رو به نور ؛

سپس به ناگاه دست ها در هم تنید و به هم پیوست و در هم آمیخت .

حلقه اشک یاران به حلقه مهر مبدل گشت و به زنجیرکشید نامهری را و پاس داشت یاد نیکان را و امر کرد به نهی از منکر

اینک مردمان هم ، به زنجیر اتحاد و پاکی و نیکی ؛ پیوسته بودند ؛ سبزه های خود را از مقبره برداشته و به آن سوی دگر پرت کرده و به هم پیوستند .

 

دور تا دور مقبره کوروش کبیر ؛

نخستین نویسنده حقوق انسان ؛ همو که آزادی را برایمان کشید و نشانمان داد ؛

حلقه نیکی وپاسداشتی و احترام زده شد .

مردمان و دوستان و جوانه ها ؛ با هم ؛  در سرزمین جاوید ایران در کنار پرتوی نور و آزادی و مهر ،

ترانه مهر خواندند .

 

درخشندگی برق آسمان چشم های همه ما را با هم به آسمان کشاند ؛

اشک آبی " خود آ " بر گونه های آبی ما بود که فرو می ریخت ...

 

هنگام برگشت به اتوبوس ؛ دیدیم که بر پشت آن نوشته بود :

 

ابتدا دور ایران بگردیم ؛ سپس جهان

 

www.amirparizad.com

 

 

 

پاسخ ها
تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
__