| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
368
|
4040
|
91/3/8 (17:03)
|
|
||
|
|
115
|
1492
|
91/2/15 (12:31)
|
|
||
|
|
168
|
871
|
91/3/5 (22:46)
|
|
||
|
|
1153
|
2742
|
91/3/3 (15:35)
|
|
||
|
|
44
|
430
|
91/2/6 (22:57)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
91/3/7 (22:28)
|
|
||
|
|
98
|
490
|
91/3/6 (10:53)
|
|
||
|
|
415
|
2262
|
91/3/5 (17:31)
|
|
||
|
|
143
|
786
|
91/3/5 (09:50)
|
|
||
|
|
564
|
2314
|
91/3/5 (00:55)
|
|
||
|
|
72
|
402
|
91/3/5 (00:42)
|
|
||
|
|
59
|
322
|
91/3/4 (15:17)
|
|
||
|
|
210
|
1602
|
91/3/3 (15:20)
|
|
||
|
|
23
|
74
|
91/3/2 (12:19)
|
|
||
|
|
72
|
209
|
91/3/2 (12:17)
|
|
||
|
|
235
|
1312
|
91/3/1 (23:39)
|
|
||
|
|
63
|
356
|
91/3/1 (18:34)
|
|
||
|
|
341
|
1106
|
91/2/29 (13:17)
|
|
||
|
|
68
|
356
|
91/2/29 (12:44)
|
|
||
|
|
93
|
720
|
91/2/28 (21:52)
|
|
بهمناسبت اول خرداد سالروز تولد استاد جلیل شهناز

در صدای سازش؛ جریان دارد ماه، جریان دارد طیف :
ساز شهناز در من زندگی می کند و من با ساز شهناز زندگی می کنم. «محمد رضا شجریان»
شهرزاد شاه کرمی: جلیل شهناز ساز را آواز می کند ؛چناچه شهره است ، که در شیوه ی نوازندگی اش، ساز او علاوه بر نواختن،آواز هم می خواند.
ساز شهناز یک ساز آوازی ست…
جلیل شهناز در اول خرداد ماه سال ۱۳۰۰ در اصفهان دیده به جهان گشود. پدرش «شعبان خان» به موسیقی اصیل ایرانی علاقه ی بسیار داشت و منزلش همواره محل آمد و شد هنرمندان زمان خود بود. «شعبان خان» علاوه بر تار که ساز تخصصی اش بود، سهتار و سنتور نیز مینواخت و برادرش غلامرضا سارنج(عموی جلیل شهناز) از نوازندگان کمانچه بود. از همین روی جلیل از کودکی به موسیقی علاقه مند شد و نواختن تار را نزد” عبدالحسین شهنازی” و برادر بزرگ خود حسین شهناز که – تار را نیکو می نواخت – آغاز کرد. استعداد شگرف و پشتکارستودنی جلیل ،او را در سنین جوانی به نوازنده ای متبحر در اصفهان بدل کرد. او، علاوه بر نواختن ساز اختصاصی خود، با نواختن ویلن، سنتور و تمبک نیز آشنایی دارد.
در سال ۱۳۲۴ استاد شهناز به تهران رفت و فعالیت خود را با تک نوازی در رادیو و اجرا در ارکسترهای مختلف این رسانه و همچنین برنامه ی گلها ادامه داد. او با اقامت در تهران ، به عنوان کارمند افتخاری شهرداری پذیرفته شد. در آن زمان برنامههای تخصصی موسیقی از رادیو و تلویزیون پخش می شد که استاد شهناز از تک نوازان بی بدیل آن بود.
با فراهم آمدن امکانات ضبط صدا و تاسیس استودیو در رادیو و تلویزیون آن دوران ،این فرصت دست داد تا شهناز بتواند با پنجه و مضراب سحرآمیز خویش در دل هر شنونده و بینندهای را ه یابد.
بخشی از فعالیت های هنری استاد شهناز در آن دوران عبارت است از :
ضبط برنامههای فراوان و نیز اجرای کنسرتهای مختلف با نوازندگان و خوانندگان والای کشور هم چون:
فرامرز پایور(نوازنده سنتور)، حبیب الله بدیعی (نوازنده ویلن)، پرویز یاحقی(نوازنده ویلن)، همایون خرم(نوازنده ویلن)، علی تجویدی(نوازنده ویلن)، منصور صارمی(نوازنده سنتور) ، رضا ورزنده(نوازنده سنتور)، امیر ناصر افتتاح(نوازنده تمبک)، جهانگیر ملک(نوازنده تمبک)، اسدالله ملک(نوازنده ویلن)، حسن کسایی(نوازنده نی)، محمد موسوی(نوازنده نی)، تاج اصفهانی(خواننده)، ادیب خوانساری(خواننده)، محمودی خوانساری(خواننده)، عبدالوهاب شهیدی(خواننده و نوازنده عود)، اکبر گلپایگانی(خواننده)، حسین خواجه امیری(ایرج :خواننده)، ومحمد رضا شجریان(خواننده).
استاد شهناز در دهه۱۳۶۰ به همراه فرامرز پایور(سنتور)، علی اصغر بهاری( کمانچه)، محمد اسماعیلی (تمبک) و محمد موسوی نی گروه اساتید را تشکیل داد و با این گروه، سفر های متعددی به کشور های اروپایی،آسیایی و نیز آمریکا داشت.
بدون شک جلیل شهناز، بزرگترین و سرشناسترین نوازند ه ی تار و سه تار سده ی اخیر در ایران است. وی علاوه براشراف کامل بر ردیف و رموز آن، ویژگی های منحصر به فردی دیگری نیز دارد:
جواب آوازهای شاهکار و بی نظیر، استفاده از تمام امکانات ساز، نواختن بسیاری از گوشههای مهجور و رعایت جمله بندی در نوازندگی از جمله ویژگیهای نوازندگی این استاد یگانه است.
در سال ۱۳۸۳ جلیل شهناز به عنوان چهره ماندگار هنر و موسیقی برگزیده شد و نیز در ۲۷ تیرماه همان سال مدرک درجه یک هنری (معادل دکترا) برای تجلیل از یک عمر فعالیت هنری، به وی اهدا شد.
در سال ۱۳۸۷،استاد محمدرضا شجریان، به افتخار جلیل شهناز، گروه موسیقی خود را شهناز نام نهاد.
حال می توان به روشنی دریافت ؛که استاد شهناز به بیان حقیقی در نوازندگی تار رسیده است،چرا که از گیر و دار ردیف ها رهیده و چون رود خروشان از سنگلاخ تقلید گذشته است و حاصل آن زوایای بسیاری ست که در سازش نهفته است.
• تار به روایت نی ؛جلیل شهناز به روایت حسن کسایی :
دو نوای در هم آمیخته ؛ زنگ تار که در نای نی گره خورده است.
دو اسطوره ی موسیقی سنتی ایران؛ استاد جلیل شهناز و استاد حسن کسایی که هر دو از اصفهان بر خاسته اند،شاید در تاریخ موسیقی اصیل ایران تکرار ناشدنی باشند.
سازهای این دو استاد همواره هم نشین هم بوده اند. چنانچه استاد حسن کسایی در این باب این گونه ایراد سخن کرده است :
: شناخت موسیقی کار هرکسی نیست. همه موسیقی را گوش میدهند و دوست میدارند اما کسی که سره را از ناسره تشخیص بدهد و بتواند درک مقاماتی را که استاد شهناز نواختهاند، داشته باشد بسیار نادر است. همه ساز میزنند و همه خوب ساز میزنند، ولی قدرت نوازندگی و محفوظات و لحظات موسیقی که آقای شهناز میدانند و اجرا کردهاند، چیزی که در دست همگان باشد، نیست. یعنی ردیف موسیقی ایران نیست. قدرت آقای شهناز در جواب دادن و دونوازی خارق العادهاست. من ۶۰ سال با ایشان هم نوازی کردهام و ساز بنده با ساز شهناز گره خورده است.
به استناد متن سخنرانی اساتید : حسن کسایی، محمد رضا شجریان و داریوش پیرنیاکان در آیین نکوداشت استاد جلیل شهناز و زنده یاد درویش خان در فرهنگسرای هنر( سال ۱۳۸۵)

یادواره زنده یاد جلال ذوالفنون استاد مطرح موسیقی ایرانی با حضور شهرام ناظری، محمود ذوالفنون و علی اکبر مرادی از استادان به نام موسیقی با حمایت بخش مطالعات ایران در استنفورد کالیفرنیا و به وسیله دانشجویان ایرانی دانشگاه این شهر برگزار شد.
این برنامه عصر روز یکشنبه چهاردهم ماه می در سالن اننبرگ دانشگاه استنفورد کالیفرنیا برگزار شد و شامل سه قسمت بود.
در بخش نخست امین ذوالفنون، امیر ذوالفنون، نسیم گرگانی و امیر نوژن به گروه نوازی سه تار پرداختند. در بخشی از اجرا نیز شهرام ناظری به این گروه پیوست و ضمن سه تاز نوازی، آواز خواند. همچنین استاد ناظری برای دقایقی درباره فعالیت و شخصیت هنری استاد ذوالفنون صحبت کرد.
در بخشهای دیگر برنامه نیز محمود ذوالفنون (ویولن)، امین ذوالفنون (سه تار) ، امیر نوژن (سه تار) و جمشید آگاهی (تنبک) و علیرضا شاه محمدی (آواز) به اجرای برنامه پرداختند.

نیشابور، فیروزه ای است در دل خراسان که بزرگانی همچون خیام، عطار، شیخ جامی و … از آن برخاسته اند.
شهرزاد شاهکرمی: سرزمینی که دیار بزرگان دانش و هنر است و میراث دار معاصرش؛ استاد پرویز مشکاتیان، نوازنده ی بی بدلیل در رشته ی سنتور نوازی و آهنگسازی بود.
در ۲۴ اردیبهشت ماه در نیشابور خراسان دیده به جهان گشود. پدرش شادروان حسن مشکاتیان از اهالی فرهنگ بود، تار و سنتور را نیکو می نواخت. او نیز موسیقی را از پدرش فرا گرفته بود و حال فرزند ۶ ساله ی خود (پرویز) را به آموختن موسیقی ترغیب می کرد. گویی موسیقی در خاندان مشکاتیان موروثی بود. و در حقیقت اولین استاد پرویز پدرش بود. هشت ساله بود که اولین کنسرت خود را در گردهمایی دانش آموزان مدرسه «امیر معزی» نیشابور اجرا کرد.
در سال ۵۳ به دانشکده هنرهای زیبای تهران راه یافت و در رشته ی موسیقی به تحصیل پرداخت. وی ردیف های عالی موسیقی ایران و ردیف میرزا عبدالله را نزد استادان فقید نور علی برومند و دکتر داریوش صفوت آموخت هم زمان با این آموزشها نزد استادانی چون شادروان عبدالله خان دوامی، شادروان سعید هرمزی و شادروان یوسف فروتن کسب فیص نمود.
در آن زمان مشکاتیان در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی سنتی ایران به عنوان سرپرست گروه و استاد سنتور فعالیت داشت. و همچنین به همراه جمعی از دوستانش موسسه فرهنگی – هنری چاووش را بنیان نهاد و سرپرستی گروه موسیقی عارف را نیز بر عهده گرفت.
پرویز مشکاتیان در نخستین آزمون باربه با داریوش طلایی به طور مشترک موفق به کسب جایزه ممتاز گردیدند.
اهالی خطه موسیقی مشکاتیان را دارای قدرتی خارق العاده در تصویر سازی و تبحر فراوان در انواع ریتم می دانند.
قطعات: «مرا عاشق: با آواز شهرام ناظری» ، «شور انگیز : با آواز شهرام ناظری» ، «شیدایی : با آواز محمد رضا شجریان» ، «آستان جانان : با آواز محمد رضا شجریان » ، «بیداد : با آواز محمد رضا شجریان » و …
آثاری که تا زندگی بر دوام است بر جریده ی بسیاری دل ها ثبت خواهند بود چرا که مرد نکونام همواره زنده است.
روحش شاد، یادش گرامی و راهش مستدام باد!
اطلاعات هنرمند از کتاب چهره های موسیقی ایران (نوشته: شاپور بهروزی)


«یانی کریسومالیس» در روز 14 نوامبر 1954 در شهر کالاماتای یونان به دنیا آمد. او دوران کودکی و نوجوانیاش را در همین شهر زیبا و کوهستانی گذراند. مادر و پدر یانی هر دو اهل یونان هستند. وی قطعههایی را به نام مادرش ساخته است و علاقهی خاصی به کشور خود و اماکن قدیمی دارد.
این آهنگساز یونانی در سن 14 سالگی به رشتهی شنا علاقهمند شد و توانست در آن رکوردی ملی را برای کشورش به جای گذارد. وی همچنین تلاش زیادی برای رسیدن به رقابتهای المپیک كرد.
این موسیقیدان معروف در سال 1972 میلادی برای تحصیل در رشتهی موردعلاقهاش ـ روانشناسی ـ به مشهورترین دانشگاه روانشناسی دنیا یعنی «مینسوتا» آمریكا رفت و پس از فارغالتحصیل شدن از دانشگاه در یک گروه محلی راک در مینسوتا بنام «کامیلیون» به عنوان نوازندهی کیبورد آغاز به کار کرد.
تاكنون بیش از 25 میلیون نسخه از آلبومهای وی در دنیا به فروش رفته است. او اكنون موسیقیدانی مستقل با عقاید و تفکری منحصر به فرد است كه به شهرت و محبوبیتی جهانی دست یافته است. این در حالی است که یانی حتی قادر به خواندن و نوشتن سادهترین نتهای موسیقی نبود ولی با تبحری خاص، ساختههای خود را با روش مخصوص خود و رسمالخط ابداعی خود مینوشت. یانی قطعاتی کامل و زیبا دارد که کاملا ساختهی خود اوست و در سبکی انحصاری اجرا شده است.
یانی موسیقیهای زیادی برای برنامههای تلویزیونی و سینمایی ساخته و همچنین قطعات تبلیغاتی متعددی برای شرکتهای تجارتی و بازرگانی خلق كرده است. او بیشتر وقتش را در لس آنجلس و سیاتل آمریکا میگذراند و اکنون شهروندی آمریکایی است.
یانی از اوایل سال 1998 تا ماه آوریل 1999 هیچگونه فعالیت تولیدی کنسرت و توری را برگزار نکرد و به استراحت پرداخت. اما در سال 2000 یکی از بینظیرترین آلبومهای خود را ارائه داد. جالب این است که تمام تنظیمات و تبدیلات موسیقی این آلبوم فقط توسط خود یانی در استودیوی شخصی خودش انجام شد.
خوانندهی مورد علاقه او «پیتر گابریل» است و اعتقاد دارد که در سالهای اخیر به جز موسیقی «محمد رسولالله (ص)»، «عیسی مسیح»، «دکتر ژیواگو»، «ایندرا گاندی» و چند قطعهی محدود دیگر، قطعهی جالبتوجهی نشنیده است.
یانی سالها پیش با شهرداد روحانی نیز همکاری داشت و از تجربیات او استفادهی فراوان برد. وی با همکاری و با استفاده از دانش و تجربهی این موسیقیدان ایرانی، یکی از زیباترین کنسرتهایش را در شهر آکروپولیس یونان و با رهبری شهرداد روحانی اجرا كرد.
یانی در سال 2003 آلبومی متفاوت و پرتنوع به نام «Ethnicity» را روانهی بازار کرد و احاطه و قدرت خود را در انواع مختلف موسیقی به دنیا ثابت کرد. به عقیدهی کارشناسان موسیقی، یانی در سالهای اخیر نسبت به دههی 90 افت داشته است. هرچند این افت نامحسوس است ولی تاثیر زیادی بر روی یکهتازی یانی در عرصهی موسیقی «عصر نو» داشته است.
البته یانی نامگذاری سبک عصر نو را بر روی آثار خود از بد شانسیاش میداند و خود، نام موسیقیٍسازی معاصر را بیشتر میپسندد.
از جمله اجراهای وی میتوان به کنسرت بزرگ آکروپولیس در 1994 چین و تاجمحل در1996 و لاسوگاس در 2006 اشاره کرد. آخرین اجرای یانی به سال 2008 در مکزیک برمیگردد که در آن، یانی همراه با چهار خوانندهی جوان، برخی ار آثار مشهور و قدیمیاش از جمله «در آیینه» و «ستایش» را اجرا کرد.
آخرین آلبوم یانی «حقیقت لمس» نام دارد که در فوریهی 2011 منتشر شد.
بهمناسبت زادروز استاد نصرالله ناصح پور
دوم آبان امسال هفتاد و یکمین زادروز یکی از اساتید ردیفدان موسیقی سنتی ایران است.
به گزارش مجله موسیقی ملودی چهار تن از شاگردان استاد نصرالله ناصح پور طی یادداشتی به مناسبت زادروزشان، زحمت های ایشان را در راه اعتلای فرهنگ ایران، گرامی داشته اند.
محمد ملاآقایی، محمود مخدوم، پانته آ الوندی پور و صدیق زالی یادداشتی به شرح زیر را نگاشتهاند:
«بی شک دوام، استمرار و اعتلای فرهنگ و تمدن هر جامعه مرهون تلاش و زحمات بی دریغ اساتیدی بوده که در این مسیر بدون هیچ چشم داشتی عاشقانه رشد و تکامل فرهنگ و هنر آن جامعه را سوق داده اند.
استاد عزیز جناب آقای ناصح پور، سابقه نیم قرن فعالیت فرهنگی و هنری شما در کشور ما آشکار و از دید جامعه هنری پوشیده نیست و شما باعث افتخار و سر بلندی جامعه هنری ایران هستید.
خاطرات با شما بودن و کلاس پر بار آموزشی شما همراه با درس اخلاق برای شاگردان شما به یاد ماندنی است. شما شاگردانی را تربیت کرده اید که چون استاد خود معتقد و متعهد بوده و بار مسولیت سنگین انتقال موسیقی اصیل به نسل های بعدی را به دوش کشیده و همچنان در این مسیر در حال حرکت است.
خوشحالیم با فرا رسیدن دوم آبان تولد تان را با بهترین آرزوها جشن می گیریم و یک بار دیگر از زحمات بی دریغ تان تشکر و قدردانی میکنیم.»
اول مهر تولد استاد شجریان روز ملی آواز عشق

همانطور که بیشتر شما دوستان مطلع هستید اول مهر ماه امسال مصادف است با هفتاد و یکمین سالروز تولد یگانه آواز ایران استاد محمد رضا شجریان که از طرف خیل علاقه مندان و دوستداران ایشان به نام "روز ملی آواز عشق" نامگذاری شده است.
با هر داغ کردن این مطلب حمایت خود را از استاد سبز آواز ایران اعلام کنید تا خاری به چشم حکومت دیکتاتوری باشد V
بزرگداشت اسطوره موسیقی ایران، جهانبخش پازوکی
ستارهای بدرخشید و ماه مجلس شد
هنرمندان متعهد و قدر شناس با حمایت و همکاری فدراسیون یهودیان ایرانی تقدیم میکنند:
به مناسبت قدردانی از نیم قرن خدمات فرهنگی و هنری اسطوره موسیقی ایران،
آقای جهانبخش پازوکی
جامعه ایرانی مقیم لوس انجلس با شکوهترین برنامه هنری را ارائه میدهد
با شرکت افتخاری هنرمندان محبوب ایرانی
حمیرا، عقیلی، امید،ستار،مارتیک،شهلا سرشار،پویا، بهرام فروهر و ….مرتضی
رهبر ارکستر کاظم عالمی
مجری برنامه مولود زهتاب

به مناسبت صد سالگی استاد بنان

هنرمندی که چنان استادانه آواز سر می داد، امسال صد ساله شده است
.او در این راه از رهنمودهای مادرش که پیانو را با استادی می نواخت بهره گرفت
.«
نوای جاودان» نام این کتاب ۲۴۰ صفحه ای است که در دو هزار نسخه منتشر شده است.سپس هومن صدر، مولف کتاب، این اثر را به عبدالرحیم جعفری به عنوان پدر نشر ایران پیشکش کرد
.
بهمناسبت سالروز ۹۰ سالگی استاد جلیل شهناز

بهجرات میتوان گفت که «جلیل شهناز» نه تنها در بین نوازندگان تار بلکه بین تمام نوازندگان معاصر موسیقی اصیل ایرانی بینظیر است و تک تک اساتید برجستهی موسیقی، هنر او را در تکنوازی، بداههنوازی و جواب آواز ستودهاند و میستایند.
استاد جلیل شهناز در اول خرداد سال ۱۳۰۰ شمسى در خانواده اى هنرمند در اصفهان زاده شد.
او در یک خانوادهی اهل موسیقی بهدنیا آمد و از آنجا که همهی اعضای خانوادهاش با هنر موسیقی ایرانی آشنا بودند جلیل نیز در ابتدای خردسالی ساز بهدست گرفت.
پدرش «شعبان خان» علاوه بر تار که ساز اختصاصى او بود، سه تار و سنتور هم مى نواخت و نواى شیرین سازها و آهنگها همیشه از خانه آنها به گوش مى رسید. در چنین خانواده اى جلیل شهناز پرورده شد و جوانههاى هنر در دل و جانش پرورش یافت.
جلیل شهناز از سال ۱۳۲۴ مقیم تهران شد و از همان ابتدا با رادیو تهران شروع به کار کرد و در بسیارى از برنامه ها به عنوان تکنواز شرکت داشت.

اوج درخشش هنر شهناز از سال ۱۳۳۶ شروع شد که برنامهی گلها به همت «داوود پیرنیا» طرح ریزى و در رادیو اجرا شد. در آرشیو رادیو ایران آثار او با همکارى خوانندگان بلند آوازهاى نظیر «تاج اصفهانى»، «ادیب خوانسارى»، «عبدالوهاب شهیدى»، «محمدرضا شجریان»، «حسین خواجهامیری» و «اکبر گلپایگانى» وجود دارد و بهعنوان گنجینهای ارزشمند از موسیقی ایرانی بهشمار میرود.
این استاد موسیقی در دههی۱۳۶۰ همراه با فرامرز پایور (سنتور)، علی اصغر بهاری (کمانچه)، محمد اسماعیلی (تنبک) و محمد موسوی (نی) «گروه اساتید» را تشکیل داد و با این گروه، مسافرتهای متعددی به کشورهای اروپایی، آسیایی و آمریکا داشت.
وی همچنین در سال ۱۳۸۳ به عنوان چهرهی ماندگار هنر و موسیقی برگزیده شد.
لازم به یادآوری است که محمدرضا شجریان در سال ۱۳۸۷ به افتخار جلیل شهناز، نام گروه نوازندگان خود را «گروه شهناز» انتخاب کرد
به مناسبت زاد روز استاد پرویز مشکاتیان

مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد
نقش هر نغمه که زد راه بجایی دارد
عالم از ناله ی عشاق مبادا خالی
که خوش آهنگ و فرح بخش هوایی دارد
بیست و چهارم اردیبهشت ماه، سالروز تولد هنرمند گرامی جناب پرویز مشکاتیان است، انسانی که در زنده ماندن جسم رنجور و بی رمق موسیقی، نقش ارزنده ای داشته و دارد.اگر نبود خلاقیت و همت تنی چند از عزیزانی مانند او، معلوم نبود که امروز از موسیقی ایران چه باقی مانده بود. هر چه باشد نقش کانون چاووش و گروه های عارف و شیدا در ایجاد چشم اندازهای نوین در موسیقی اصیل ایرانی غیر قابل انکار است و پرویز مشکاتیان یکی از اعضای موثر این حرکت بالنده بود. پرویز مشکاتیان را می توان از چند منظر مورد توجه قرار داد: نویسنده ای توانا، نوازنده ای چیره دست، آهنگسازی خلاق و انسانی صمیمی. مشکاتیان نویسنده ای است توانا، نثر ادیبانه ی او در شماره های متعدد ماهنامه ی دنیای سخن و همچنین نوشتار شعر گونه ی او درباره ی زنده یاد فریدون مشیری و... گواه این مدعاست. معلومات فوق العاده ی ایشان در زمینه ی شعر و ادبیات و همنشینی با شاعران بزرگواری مانند اخوان ثالث، سایه، فریدون مشیری و شفیعی کدکنی و همچنین زبان پر از کنایه و طنز تلخ، نوشته های او را آراسته است. ضمن اینکه مشکاتیان شعر هم می سراید. مشکاتیان نوازنده ای چیره دست است، چه سنتورش و چه سه تارش. در حالی که در این روزها بسیاری از افراد به علت ضعف نوازندگی، سعی می کنند قسمت اعظم آثار خود را با رنگها و تصانیف سطحی پرکنند و با این وجود گاهی اوقات مجبورند تمام برنامه را در چهل دقیقه ضبط کنند، گمان نمی کنم که فردی علاقمند به موسیقی یافت شود که از نوازندگی طولانی مشکاتیان در آستان جانان و قاصدک سرخوش نشود. مشکاتیان آهنگسازی خلاق است. اگر چه این یک قانون کلی است که کمیت با کیفیت در تضاد است، بدین معنی که افرادی که می خواهند تعداد کارهای ارایه شده را افزایش دهند، مجبورند به سطحی نگری و ابتذال روی آورند، اما مشکاتیان از این قانون استثناست. انتشار پانزده اثر در عرض پانزده سال (بیداد، آستان جانان، ماهور، دستان، نوا، دود عود، گنبد مینا، جان عشاق، لاله ی بهار، صبح مشتاقان، مژده ی بهار، افق مهر، وطن من، کنسرت افشاری مرکب، قاصدک) که قطعا از آثار ماندگار موسیقی ایرانند، نشان از ذهن خلاق مشکاتیان دارد. البته در میان این آثار در حق دو اثر جفا شده است، یکی صبح مشتاقان که امید بخش حضور خواننده ی توانای دیگری شد، اما متاسفانه علی جهاندار آثار دیگری ارائه نکرد (یك)، ضمن اینکه این اثر بر خلاف دیگر آثار مشکاتیان، تجدید انتشار نشد و سالهاست که نایاب است. به همین دلیل صبح مشتاقان تا حدودی ناشناخته باقی مانده است. اثر دیگر قاصدک است که با همه عظمتی که دارد، هنوز به طور رسمی منتشر نشده است هر چند گمان می کنم همه این اثر را شنیده باشند (دو). ارایه شعر نو با موسیقی ایرانی یکی از ضروریات مورد نیاز جامعه است که مشکاتیان با ساخت تصانیف رزم مشترک، هست شب، قاصدک، لحظه دیدار و سرو آزاد، ضمن اینکه به نیازهای جامعه پاسخ گفت، مهارت خود را در تلفیق شعر نو با موسیقی ایرانی نشان داد. مشکاتیان انسانی است صمیمی و مهربان. البته تاکنون افتخار زیارت ایشان نصیبم نشده است اما از نوشته ها و مصاحبه های او دریافته ام. مطلب خود را با نقد آثار متاخر مشکاتیان به پایان می برم. اگر چه برخی بر این اعتقادند که قطع همکاری مشکاتیان و شجریان به هر دو نفر لطمه زد، اما واقعیت این است که این دو استاد بزرگوار، جداگانه هم توانستند آثار زیبایی بیافرینند از جمله همکاری مشکاتیان با خوانندگانی چون ایرج بسطامی، علی جهاندار و شهرام ناظری، بیانگر استمرار تواناییهای مشکاتیان است. اما در سالهای اخیر کارهای ایشان مانند سابق نیست. در کاست کنسرت گروه عارف (با صدای حمید رضا نوربخش) علاوه بر اینکه تصانیف ارایه شده به هیچ وجه در اندازه مشکاتیان نیست، نحوه سازبندی نیز گوشنواز نیست و صدای سازهای کششی حالت ناخوشایندی ایجاد کرده است. در کاست لحظه دیدار به غیر از تصنیف لحظه دیدار تمام قطعات قدیمی و تکراری هستند. همچنین کاست سرو آزاد هم به غیر از خود تصنیف، قطعه قابل توجه دیگری ندارد. ضمن اینکه روی آوردن مشکاتیان به خوانندگی، چندان مناسب به نظر نمی رسد. کاست کنج صبوری با وجود قطعات زیبایی که دارد و شاید بهترین کار مشکاتیان در پنج، شش سال گذشته باشد، دچار مشکل دیگری است. علی رستمیان خواننده با دانشی است و همکاری استادان بزرگی مانند شهناز و پایور با ایشان، بیانگر همین مطلب است. اما قریب به اتفاق شنوندگان، جنس صدای رستمیان را نمی پسندند. به همین علت کاست کنج صبوری هم آنچنان که باید مورد توجه قرار نگرفت. امیدوارم با دقت نظر مشکاتیان و حضور فعال او در عرصه موسیقی کشور و همکاری با خوانندگان توانا، شاهد خلق آثار ماندگار دیگری باشیم
.ساقی بیا که شاهد رعنای صوفیان
دیگر به جلوه آمد و آغاز ناز کرد
این مطرب از کجاست که ساز عراق ساخت
و آهنگ بازگشت ز راه حجاز کرد
تولد گوگوش پانزدهم اردیبهشت یا نیمه ی بهار است

شما تولدتون در بهمن ماه هست درسته؟
من تا چند سال پیش فکر می کردم بهمن ماه به دنیا آمدم و شناسنامه و پاسپورتم هم همین تاریخ رو داره، هجده بهمن یا هفت فوریه.
چند سال پیش مرحوم مادرم قبل از اینکه از ایران بره آمریکا، یک روز به من گفت: " برای چی تو بهمن برای تولدت کادو می فرستن؟ تو بهمن متولد نشدی".
گفتم: " تو شناسنامه ام هست. مگه غیر از اینه؟"
گفت: "من شما رو زاییدم و شما پونزده اردیبهشت به دنیا اومدی."
از اون روز تمام ذهنیت من رو نسبت به ماه تولدم به هم زد. چون من همیشه مشخصات برج بهمن رو می خوندم و عجیب بود که هیچوقت هم به من نمی خورد ولی فکر می کردم که خوب حتما اینطوری هستم و خودم نمی دونم. ولی حالا که مشخصات اردیبهشت رو می خونم میبینم درسته.
پس شما امسال دو تا تولد گرفتین یا یکی؟
من تصمیم گرفتم که در هر فصلی یک تولد بگیرم. تولد بهاره، تابستونه، پاییزه، زمستونه.
چه بهتر. ولی سنتون یک سال یک سال می ره بالا دیگه؟
سن من مشکلش اینه که همه اون رو می دونن. چیزی نیست که بتونم پنهان کنم. من متولد 1329 هستم.
بیست و هشت اسفند تولد بانو حمیرا
درود بر بانوی آواز تک گل باغ موسیقی گلهای رنگارنگ
زاد روزت خجسته باد
برای دیدار شما در وطن لحظه شماری میکنیم

سالروز میلاد استاد شهرام ناظری . . .

بیایید بیایید به گلزار بگردیم بر این نقطه اقبال چو پرگار بگردیم
سلام بر دوستداران فرهنگ ایران زمین
بسیار خوشنودیم که در روز زمین و جشن باستانی سپندارمذگان ۲۹ بهمن ماه که همزمان با زادروز استاد شهرام ناظری نیز می باشد گشایش وبسایت رسمی ایشان را خبر رسانی می نماییم. از این رو از همه دوستداران شوالیه آواز و فرزند هنرمندش حافظ ناظری صمیمانه دعوت می کنیم که فضای وبسایت را با شمیم حضورشان عطرآگین نمایند.
نشانی وبسایت:
گروه مدیریتی وبسایت