| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
368
|
4040
|
91/3/8 (17:03)
|
|
||
|
|
115
|
1492
|
91/2/15 (12:31)
|
|
||
|
|
168
|
871
|
91/3/5 (22:46)
|
|
||
|
|
1153
|
2742
|
91/3/3 (15:35)
|
|
||
|
|
44
|
430
|
91/2/6 (22:57)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
91/3/7 (22:28)
|
|
||
|
|
98
|
490
|
91/3/6 (10:53)
|
|
||
|
|
415
|
2262
|
91/3/5 (17:31)
|
|
||
|
|
143
|
786
|
91/3/5 (09:50)
|
|
||
|
|
564
|
2314
|
91/3/5 (00:55)
|
|
||
|
|
72
|
402
|
91/3/5 (00:42)
|
|
||
|
|
59
|
322
|
91/3/4 (15:17)
|
|
||
|
|
210
|
1602
|
91/3/3 (15:20)
|
|
||
|
|
23
|
74
|
91/3/2 (12:19)
|
|
||
|
|
72
|
209
|
91/3/2 (12:17)
|
|
||
|
|
235
|
1312
|
91/3/1 (23:39)
|
|
||
|
|
63
|
356
|
91/3/1 (18:34)
|
|
||
|
|
341
|
1106
|
91/2/29 (13:17)
|
|
||
|
|
68
|
356
|
91/2/29 (12:44)
|
|
||
|
|
93
|
720
|
91/2/28 (21:52)
|
|
بهاره
خواننده: احسان خواجه امیری
ترانه: فرزاد حسنی
متن ترانه:
دوباره سال و ماه و روزی از نو
دوباره روز از نو و روزی از نو
خونه به خونه زندگی در زده
یکی یکی به آدما سر زده
تو چشم سبز کوه یه دنیا حرفه
رو گونه هاش گریه شوق برفه
برای رقص باد و برگ و بارون
ترانه خونده جنگل و بیابون
عید اومده دوباره بهاره آی بهاره
آخر انتظاره بهاره آی بهاره
شبیه قلب روشنه ستاره
دل زمین این روزا بی قراره
همین روزا وقتشه که دوباره
رخت زمستونیشو در بیاره
روزا میره فرصت ها رو میبره
بخندی و گریه کنی میگذره
غصه نخور شادی رو مهمونی کن
شادی کن و غصه رو زندونی کن
گذشته ها گذشته ، رفته و برنگشته
آخر انتظاره بهاره آی بهاره
رو به خودت چشم و دلا رو وا کن
روز و شب مارو تو روبراه کن
خدایا حال مارو خوب میدونی
بهتر از این کن که خودت میتونی
"هایده"
تنها با گلها گویم غمها را
چه کسی داند ز غم هستی چه به دل دارم
به چه کس گویم شده روز من چو شب تارم
نه کسی آید نه کسی خواند
ز نگاهم هرگز راز من
بشنو امشب غم پنهانم
که سخنها گوید ساز من
تو ندانی تنها همه شب باگلها
سخن دل را میگویم من
چو نسیمی آرام که وزد بر بستان
همه گلها را میبویم من
تنها با گلها گویم غمها را
چه کسی داند ز غم هستی چه به دل دارم
به چه کس گویم شده روز من چو شب تارم
چون ابری سرگردان
میگرید چشم من در تنهایی
ای روز شادیها کی باز آیی
امشب حال مرا تو نمیدانی
از چشمم غم دل تو نمیخوانی
امشب حال مرا تو نمیدانی
از چشمم غم دل تو نمیخوانی
تنها با گلها گویم غمها را
چه کسی داند ز غم هستی چه به دل دارم
به چه کس گویم شده روز من چو شب تارم
سپیده دم اومد وقت رفتن
حرفی ما نداریم برای گفتن
هرچی که بود بین ما تموم شد
اینجا برام نیست دیگه جای موندن
من میرم از زندگی تو بیرون
یادت باشه خونمو کردی ویرون
یادت باشه خونمو کردی ویرون
میخوام برم نگو که دیوونه ای
برای موندن ندارم بونه ای
وقت خداحافظیه
تو گلوم حلقه زده بغض غریبونه ای
من میرم از زندگی تو بیرون
یادت باشه خونمو کردی ویرون
یادت باشه خونمو کردی ویرون
اول آشنایی مون یادم میاد
یادم میاد
گفتی به من دوست دارم خیلی زیاد
خیلی زیاد
رو سادگی حرف تو باورم شد
تو عاقبت زندگی مو دادی به باد
من میرم از زندگی تو بیرون
یادت باشه خونمو کردی ویرون
یادت باشه خونمو کردی ویرون
دستگاه: ماهور
خواننده: محمدرضا شجریان
ترانه سرا: جواد آذر
آهنگساز: ..............
هر دمی چون نی،
از دل نالان،
شکوه ها دارم
روی دل هر شب،
تا سحرگاهان،
با خدا دارم
هر نفس آهیست!
کز دل خونی
لحظه های عمر بی سامان
می رود سنگین
اشک خون آلود هم دامان
می کند رنگین
به سکوت سرد زمان
به خزان زرد زمان
نه زمان را درد کسی
نه کسی را درد زمان
بهار مردمیهادی شد
زمان مهربانی طی شد
آه از این دم سردیها خدایا!
نه امیدی در دل من
که گشاید مشکل من
نه فروغ روی مهی
که فروزد محفل من
نه همزبان درد آگاهی
که ناله ای خرد با آهی
داد از این، بی دردیها خدایا!
نه صفایی ز دمسازی به جام می (2)
که گرد غم ز دل شوید
که بگویم راز پنهان
که چه دردی دارم بر جان
وای از این، بی همرازی خدایا!
وه که به حسرت عمر گرامی سر شد
همچو شراری از دل «آذر» بر شد و خاکستر شد
یک نفس زد و هدر شد
روزگار ما بسر شد
چنگی عشقم راه جنون زد
مردم چشمم جامه به خون زد
دل نهم ز بی شکیبی
با فسون خود فریبی
چه فسون نا فرجامی
به امید بی انجامی
وای از این افسون سازی خدایا!
نامهربونی
نمی خواهی بدونی
گذشته برنگشته
رسوای شهرم
نمی خواهی بدونی
که آب از سر گذشته
عشقم نمی میره
سامون نمی گیره
رسوای شهرم
نمی خواهی بدونی
که آب از سر گذشته
نامهربونی
نمی خواهی بدونی
گذشته برنگشته
امشب دل من از غم گرفته
لبریز درده
ماتم گرفته
عشق منو رد میکنی
با من چرا بد میکنی
من با تو قهرم
بیا
رسوای شهرم
که آب از سر گذشته
قلبم به تو محتاجه
چشمم به تو وابسته اس
این پنجره بی چشمات
از پلک زدن خسته اس
دلتنگی گنجشکا…
آواز خیابونا
دیدن چی گذشت امروز
دلتنگ یعنی من
یعنی تورو خواستن
دلتنگ یعنی تو
تنهای تنهایی
دلتنگ یعنی تو
پیشم نمیمونی
اما نمیدونی هر لحظه اینجایی
آلونک خوشبختی
این کفتر بغ کرده
دلتنگ تر از هر روز
دنبال تو میگرده
انگار کسی امروز
جز من تو خیابون نیست
انگار که این بارون
بغض من بارونی
دلتنگ یعنی تو
یعنی کنارم باش
هم بیقرارم کن
هم بی قرارم باش
دلتنگ یعنی من
یعنی تورو خواستن
دلتنگ یعنی تو
دلتنگ یعنی من
| خواننده: | مرضیه |
| شاعر: | معینیکرمانشاهی |
| آهنگساز: | حبیباله بدیعی |
| دستگاه: | آواز دشتی |
| متن ترانه: | { میگـریـزم ، میگـریـزم اشک حسـرت ، از چـه ریـزم برو برو کـز دامت جستم گشوده پـــر از بـامت جستـم یاد از تو دگـر نکنم نکنم ســوی تـــو نظــر نکنـم نکنـم تورا رها کردم ، با دگران گذشتم از تو ، چون رهگذران }الف .................... رفتم کز تو دگر بیگانه شوم بهر شمع دگر پروانه شوم مهـــری دیگــر با تــو نــدارم در کـــوی تــو پــا نگـــذارم گذر از من ، کـز تــو گذشتم از دل تا کـی ، نـالـه برآرم .................... { نازک طبعی ، چو برگ گل بودم بدستت افتادم ، پـرپـر گشتم ، پـرپـر گشتم .................... اشکی بــودم ، درون بهــر غــم چو قطرة باران ، گوهر گشتم ، گوهر گشتم .................... }2 { به حال خود بگذارم }2 به دست غم بسپارم که بیتو تنها بــروم بـــرو بـــرو تـــا بـــــروم .................... تکرار الف |