userinfo close

  ,

هنر ارتباط انسانی (art of human relationship)


art_of_human_relationship

تاسیس: 4 اسفند 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: کورش حشمتی - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
0
2
90/5/30 (22:47)
4
54
89/4/27 (11:45)
0
8
88/12/24 (19:55)
3
25
88/12/4 (07:25)
1
15
88/7/30 (13:21)
0
6
88/7/5 (07:37)
2
12
88/7/2 (20:46)
0
1
88/5/12 (07:04)
0
7
88/5/2 (00:08)
2
9
88/4/28 (23:13)
0
13
87/11/10 (12:34)
0
12
87/10/3 (08:06)
0
4
87/9/30 (10:38)
0
15
87/9/3 (15:29)
0
2
87/8/20 (08:12)
0
10
87/8/6 (16:23)
0
26
87/7/9 (12:46)
2
11
87/6/25 (19:03)
6
12
87/6/9 (07:18)
0
7
87/5/31 (06:47)

عنوان بحث

کورش حشمتی , jooybar77
کورش حشمتی - 19:55 1388/12/24

پیام نوروزی

بهار، هر سال، تازه و نو می‌آید، و ما هر سال، آن‌را به همان شیوه‌ی كهنه و تكراری جشن می‌گیریم!

 

ما از بهار چی یاد می‌گیریم؟ هیچی! ما بدون توجه به ماهیت نو شونده‌ی زندگی، كه در بهار به بهترین صورت خودشو نشون می‌ده، هم‌چنان بر اساس سنت‌هایی كه در فرهنگ اجتماعی‌مون جا افتاده رفتار می‌كنیم. فرق بزرگیه بین «زندگی» و «جامعه». جامعه‌ی انسانی تنها بخشی از این جهان بزرگه كه از قافیه‌ی زندگی عقب افتاده و به چرخیدن پیرامون خودش مشغوله، درست مثل آبی كه از جریان اصلی رود كنار افتاده و راكد و ایستا مونده. این آب به گندیدگی محكومه، ولی خودش به این گندیدگی عادت كرده و براش مثل زندگی می‌مونه!

 

اگر بهتون بگم چیزی به اسم «سال نو» وجود نداره حتماً خیلیاتون تعجب می‌كنید و می‌گید پس این چیزی كه هر سال جشن‌شو می‌گیریم چیه؟ من جواب‌شو بهتون می‌دم. این چیز، یه قرارداد انسانیه، نه یه واقعیت. واقعیت، گردش دایمی چرخ زندگیه كه روز و شب و فصل‌ها رو رقم می‌زنه. ما میایم و در این چرخش دایمی یه نقطه رو به‌عنوان سال نو قرارداد می‌كنیم، در حالی‌كه این فقط یه مفهوم مجازیه. یه قدم عقب‌تر بریم، یعنی به‌جای «سال نو» به مفهوم «سال» توجه كنیم. آیا سال یه واقعیته؟ یا سال هم یه مفهوم قراردادیه كه فقط بین انسان‌ها وجود داره؟ آیا موجودات زنده‌ی دیگه هم با چیزی به اسم سال سروكار دارن، یا برای اونا فقط گردش چرخ زندگیه كه وجود داره؟ و آیا چیزی كه فقط در ذهن ما آدما وجود داره و در هیچ جای دیگه‌ای پیدا نمی‌شه یه حقیقته، یا یه قرارد داد مجازی؟

 

.... و قراردادها همه مجازی هستن....

 

خودشناسی به این معنی نیست كه ما قراردادهای مجازی رو دور بریزیم، ولی قطعا به این معنی هست كه بدونیم این چیز فقط یه قرارداده و نه واقعیت. اگه غیر از این باشه، ما زندگی واقعی رو فراموش می‌كنیم و فقط در قرادادها زندگی می‌كنیم، یعنی یه زندگی مجازی، یعنی كاری كه الان داره در جامعه‌ی بشری انجام می‌شه.

 

ما خیلی به سنت‌های خودمون افتخار می‌كنیم. هر ملت دیگه‌ای هم همین كار رو می‌كنه. و هر چی سنت قدیمی‌تر باشه افتخاربرانگیزتر می‌شه، و ما وارث یه سنت كهنسال هستیم. شاید این حرف به مذاق‌تون زیاد خوش نیاد، ولی واقعا سنت یه چیز مرده‌س. سنت‌ها مجموعه‌ی قراردادهای مجازی هستن كه به‌مرور در ما ریشه گرفتن و الان دیگه جایی برای اصل زندگی باقی نذاشتن.

 

به نظر من عید واقعی روزیه كه ما به‌درستی و به‌طور عمیق تفاوت واقعیت و مجاز رو درك كنیم و در دنیای واقعی یه زندگی واقعی بكنیم. این هیچ هنری نیست كه برای خودمون چیزهایی رو فرض كنیم و با این فرض‌های قراردادی مشغول باشیم و اسم‌شو بذاریم زندگی.

 

زندگی چیز بسیار متفاوتیه با چیزی كه ما می‌شناسیم. برای ما زندگی یعنی «زندگی اجتماعی». زندگی ما در سنت‌ها و قراردادهای اجتماعی خلاصه می‌شه، در حالی‌كه حقیقت زندگی خارج از چارچوب قراردادهای ذهنی ما قرار داره.

 

تا وقتی كه «جامعه» و ارزش‌ها و سنت‌های اون برای ما محترم باشه و بر اساس اونا زندگی كنیم، در حد یه «كودك مطیع» و یه «بچه‌ی خوب» خلاصه می‌شیم و نه هیچ چیز بیش‌تر. تا زمانی كه معنی سنت‌ها و قراردادها رو نفهمیم و نتونیم چیزی بیش‌تر از اونا در زندگی داشته باشیم، قافیه‌ی زندگی رو باختیم و یه عمر باطل رو سر كردیم.

 

فقط به این فكر كنید كه اگه در تمام طول زندگی فقط یه شهروند اجتماعی محترم و مقبول باشیم و چیز دیگه‌ای از زندگی دستگیرمون نشه، آیا دم مرگ می‌تونیم یه نگاه به زندگی‌ای كه كردیم بندازیم و احساس غرور و خرسندی كنیم؟ آیا اون زمان از خودمون نمی‌پرسیم كل این داستان چی بود؟ نمی‌گیم این اومدن و رفتن اصلا چه معنی داشت؟ آیا اون زمان می‌تونیم خودمون رو راضی كنیم كه به عنوان اشرف مخلوقات و با دارا بودن بالاترین و متكامل‌ترین سیستم ذهنی و عصبی، بهترین زندگی ممكن رو انجام دادیم؟

 

این سوالا رو از خودتون بپرسید، و اگه جواب‌تون مثل من منفی بود، اون‌وقت به‌جای این كه تا دم مرگ صبر كنید، از همین الان شروع كنید به این كه سوای روابط مرسوم اجتماعی، «خودِ زندگی» و معنی و مفهوم اون رو كشف كنید. این باعث می‌شه كه زندگی‌ عمق بیش‌تری بگیره و ما بتونیم از گودال راكد كنار رود، به جریان اصلی زندگی پا بذاریم. شكی نیست كه تفاوت یه تفاوت كمی نیست، بلكه یه تفاوت ماهیتی و كیفیه. هیچ چیز رضایت‌بخش‌تر و سرورانگیزتر از تماس داشتن با جریان زنده‌ی زندگی نیست، و فقط در این صورته كه می‌تونیم متوجه بشیم در حال حاضر توی چه مردگی بزرگی عمرمون رو سر می‌كنیم.

 

شاد باشید

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.