| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
0
|
87/5/30 (12:10)
|
|
||
|
|
2
|
5
|
87/5/29 (11:58)
|
|
||
|
|
2
|
12
|
87/5/20 (14:51)
|
|
||
|
|
3
|
8
|
87/5/20 (01:25)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
87/5/16 (00:44)
|
|
||
|
|
24
|
64
|
87/5/9 (01:02)
|
|
||
|
|
257
|
389
|
87/5/4 (01:06)
|
|
||
|
|
6
|
41
|
87/4/21 (15:20)
|
|
||
|
|
17
|
91
|
87/4/21 (15:11)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
87/4/19 (21:50)
|
|
عنوان بحثاشک ها و لبخند ها 1 مهر 86 - 23:15 | |
نوشته بیست و هفتم شهریورماه 1386 از : کرگدن خودم
اشک ها و لبخند ها بمناسبت روز زبان و فرهنگ پارسی و تخریب خانه ستار خان هر روز در مواجهه با تقابل دیدگان مردمان ؛ نمیدانم بگریم یا بخندم . . . سخنی از استادم به یادم می آید که می گفتند : مردمان به همه زندگی دیگری حسادت می کنند بجز به خرد او و این چه بد
همه در خیابان راه می روند و اتفاقا ٌ چه تند اما ناهموار . ما کرگدن ها با این سم هایمان هیچوقت نمی توانستیم اینقدر تند راه برویم اما با نگاه به شاخ های بر سر مان مستقیم راه می رویم و آنها اما کج و کور و چه کور راه می روند . . .
یکی از هم کلاسی هایم در چین بورسیه طب سوزنی بود . تک و تنها پرسیدم ، این همه سال تنها در چین چه می کردی ؟ گفت : عصر پس از اتمام درسم به پارک بزرگ شهر می رفتم ، روی نیمکت پارک نشسته و مردمان را نظاره می کردم و می خندیدم . از راه رفتنشان ، از نگاه هایشان ، از زمین خوردنشان و از راه رفتنشان و گاه می گریستم از تنهائی شان . در شلوغی شهر تنها با یک فرزند . . .
و چه خوب که ما در گله هایمان از 50 نفر کمتر نیستیم و همه با هم هستیم شیربه ما حمله کند همه با همیم او را با شاخهایمان می زنیم یکی به قوزک پایش !!! یکی به ران . یکی به چشمهایش آری خلاصه تار و مارش می کنیم ( با سپاس از شرکت حشره کشی تار و مار که این آگهی را به زور و جبر و اختیار به ما دادند )
اما ما کرگدن ها هم گریه می کنیم . . . هنگامی که به شما مثلا ٌ آدمها نگاه می کنیم هنگامی که به کجا چنین شتابان دور خود می چرخید برایتان اشک می ریزیم ، پاره ای وقت ها هم به شما می خندیم . چرا ؟ ؟ ؟ چرا ایران سومین کشور جهان از لحاظ خودکشی زنان است ؟ ؟ ؟ زنها چه کم دارند مگر ؟
محبت ؟ محبت چه شکلی است ؟ ؟ ؟ معنی محبت یعنی دوست داشتن ، یعنی زنها ، شوهر یا دوست پسرشان را دوست ندارند که می روند ؟ و می روند خودکشی می کنند ؟
ما کرگدن ها که همه دخترها و زنان مان را دوست داریم و عاشقشان هستیم و مراقبشان از حمله دیوان و ددان و اهرمنان .
برای بیکاری شوهرشان خودکشی می کنند ؟ ؟ ؟ عمرا ٌ. چرا بیکار ؟ مگر اینهمه آدم که پول دارند و کارخانه رب و پفک و این چیزها ، کارگر نمی خواهند ؟ تازه آنهم کارگر بدون توقع .
کودکان خیابانی مستخدمین سازمان بهزیستی چه می کنند میان شما آدمها ؟ یکی از شما آدمها نمی پرسد که چرا سازمان تامین اجتماعی از مرکز کلی پول طلب دارد ؟ ؟ ؟ روزی 18 تا قرص می خورید و 10 تا از این قرص ها آزاد حساب می شود . چرا ؟ خوب خیلی ساده است . چون بیمه ؛ حق بیمه را از شما می گیرد به شما برنمی گرداند، خدمات نمی دهد . همین سخت است حل این مشکل ؟ دندان ، پروتز، اکثر جراحی ها جزء بیمه نیست . وسط عمل جراحی ، آقای جراح محترم یادش می افتد که نخ و سوزن و انگشت دونه ، جزء بیمه نیست ! ! ! ول می کند و قهر می کند و لاشه آن زیر دست و پا می زند تا وراث بروند نخ و قرقره از مراکز بیمه داخل طرح بخرند و بروند گورستان عمومی شهر ! ! ! و چه خوب که کشورها ی خارجی ، دکتر ها و جراح هایمان را براحتی آدم حساب نمی کنند . و باید آقا دکتره دوباره از صفر شروع کنه و عمرا ٌ بتونه آن طرف مثل اینطرف اینقدر پز به شما آدم ها بده . راستی تپه دزدها را در ونکوور رو دیدید ؟ ؟ ؟
خوشابحال ما کرگدن ها یا حالمان خوب است یا مرده ایم . . .
پوشاک ، خوراک ، عطر و ادویه
چه لباس های محکم و زیبائی داریم ما و شما آدم ها مخصوصا در پای تخت ، حتما ٌ باید برای یک میهمانی یک دست لباس داشته باشید . بازرگان محترمی در امیر داماد پس از سالها جواهر فروشی به این نتیجه رسیده که باید فقط گوشی تلفن همراه به برخی زنان آدم های پولدار فروخت و شب بعد به نصف قیمت ازشان خرید و در آن شب به رنگ لباس آن زن ، گوشی دیگری فروخت . . . مغازه های جواهرفروشی در مالزی و دبی را ول کرده و فقط به آن زنها هر شب گوشی می فروشد .
از کنار خیابان تجسبیل که رد می شوی می بینی پسرک ، لباس مندرسی از مرده های قبرستان شهر به گونه امانی ! ! ! دزدیده است و کنار جوی پر از زباله خالی از آب خیابان خوابیده است . مادرش نئشه از هرمان زمانه دخترک بدبخت چند ماهه اش را با چند عدد قرص خواب آور خارج از تعهد بیمه اجتماعی ! ! ! به خواب گران برده و سینه خالی از مهر خود را به او می نوشاند ! ! ! و شما آدمها از روی ترحم بر کاسه نگون بختی اش ، سکه ای از ترحم شلیک می کنید . . .
و اما می رسیم به بحث شیرین و پر محتوای خوراک به به . . . رد که می شوی از خیابانهای محترم بوی خوش روغن پنبه چند بار مصرف شده می آید و شامه شما آدمها را می نوازد ! ! ! و ما کرگدن ها را بیزار تر می کند از زندگیتان گوشت مرغکان بی تقصیر ( همان فلامینگوهای نمک سود شده سیوندی ) فاسد و نپخته را به زور از لوله ای رد می کنند و چرخ . می شود ژامبون مرغ و شتر مرغ و شتر گاو پلنگ سپس بخار پز شده در خیابان سلطنت آقا می خورید . با ولع ! ! ! گراز های بی آزار و مفید و زیبا را شکار می کنید و بعنوان گوشت بره در میدان پدر ! ! ! به منصه ظهور می رسانید . چه به به و چه چهی می کنید . . . بستنی های شل شده را با طعم های مختلف و چه لوس ، با ولع می خورید .
عطر و ادویه عطر و ادویه می خرید آی . . . آقایان محترم و خانمهای محترمه طاووس نژاد اصیل باید حتما عطر و ادویه به خود بزنند . تا وقتی رد می شوند ، پشت سری از بوی پشتشان سرمست شوند . . .
تا حالا کی شنیده این همه همسر ما که از پشت سر ما رد می شوند از بوی پشت ما سرمست نشده باشند ؟ ؟ ؟ یا طوریشان شده باشد ؟ ؟ ؟ تازه همسران زیبا و وفادار ما ، از بویمان ما را براحتی می یابند از پشت مرغزارها که سم در سم هم ، جهان زیبا و خورشید زیبا و گل های زیبایش را با هم ببینیم . . .
بحث مسکن
اوه . آی پول جمع می کنید با فلاکت تا 34.5 متر سرپناه با هزار بدبختی و یا قصری به متراژ 34500 متر چه تفاوت دارد در کجا می خندید یا می خندید ؟ ؟ ؟ سرپناه آخر که سنگ سیمانی سرد پذیرای شماست و به پهلوی راست می خواباننتان ( قابل توجه طرفداران سلطنت و راستی ها )
ما کرگدن ها زیر درخت پربار کنار رودخانه با آوای خوش نسیم و بوی خوش رودخانه ، بی درنگ به خواب می رویم و صبح با آهنگ نور و ترنم شبنم از خواب برمی خیزیم ؛ سر پناه ما آسمان آبی است ( همیشه پیروز باد ؛ تیم تاج )
راستی تفریحات سالم و نا صحیح داشت یادم می رفت . پولدارها حتما باید به اسکی ، گلف ، رگبی ، اسکواش و تنیس بروند . بی پول ها به ورزشگاه 100 هزار نفری برای تماشای فوتبال منجر به ضرب و جرح . و کلا بی پول ها به تشویق کردن هندبالیست ها و دو و میدانی کار ها به همان استادیوم بروند . چقدر هم ورزشگاه چند منظوره داریم . برو و ببین دوستم می گفت مبایل فقط باید تلفن باشه و پیامک ! ! ! نه دوربین و . . . به یک منظور . که کامل باشه .
ما کرگدن ها پیاده روی می کنیم و می چریم و راه می رویم .
یه واژه دارید به نام فحشاء من نمی شناسمش . توی ما نیست . شما آدمها دارید . چرا ؟ میگن فحشاء ماله فقره اما من بانوئی رو سالها می شناسم شوهرش فوت کرده ( به دلائلی . . . ) سر چهارراهی ، جوراب می فروشد . به پسرش هم قرص آزاد از تامین اجتماعی نمی دهد که او بخورد . پسر او عصرها روزنامه و شب ها کتاب و روز ها به مدرسه می رود . پسرش می گوید من فقط عصر ها و شب ها چیز یاد می گیرم ! ! !
تمامی گله همسران خوب من اتفاق نظر دارند که فحشاء ماله فقر نیست . به دید آنها ، ریشه فحشاء آدمها در ؛
دروغگوئی غرور های بیجا اصالت های پوچ و پوک خودباوری الکی کم جنبه وظرفیت بودن رفقای نا اهل و چشم و هم چشمی شما ادمیان است .
زندگی تشکیل شده از یک علامت . و آن علامت مساوی است ( = ) علامت مساوی مانند شاهین ترازو است
فقر و فحشاء و فساد در یک سو و در سوی دیگر شرافت انسانی .
سنجش کپه ترازو به عهده شما آدمیان است . . .
براستی به زندگیتان بخندیم یا بگرئیم ؟ ؟ ؟
باید چاک دهنمان را بیشتر باز کنیم تا براحتی به آدم بودن شما ، بخندیم . باید پوستمان سخت باشد تا از شما آدمها هرچه شنیدیم و دیدیم ، بر خود هموار کنیم . باید کیسه ای پر ز اشک در زیر چشم های زیبایمان داشته باشیم تا برای گریه ، کم نیاوریم . . .
| |
پاسخ ها







