نام کلوب :باستان شناسی
نام انگلیسی : archaeology
تاسیس : 16 اردیبهشت 1384
465 عضو ، 165 بحث ، 6 آلبوم ، 6 مقاله ، 1 لینک

باستان شناسی

__
عنوان بحث
اشک ها و لبخند ها
1 مهر 86 - 23:15
alt

نوشته بیست و هفتم شهریورماه 1386

از : کرگدن خودم

 

اشک ها و لبخند ها

بمناسبت روز زبان و فرهنگ پارسی

و تخریب خانه ستار خان

هر روز در مواجهه با تقابل دیدگان مردمان ؛ نمیدانم بگریم یا بخندم . . .

سخنی از استادم به یادم می آید که می گفتند :

مردمان به همه زندگی دیگری حسادت می کنند بجز به خرد او

و این چه بد

 

همه در خیابان راه می روند و اتفاقا ٌ چه تند اما ناهموار .

ما کرگدن ها با این سم هایمان هیچوقت نمی توانستیم اینقدر تند راه برویم اما با نگاه به شاخ های بر سر مان مستقیم راه می رویم و آنها اما

کج و کور

و چه کور راه می روند . . .

 

یکی از هم کلاسی هایم در چین بورسیه طب سوزنی بود .  تک و تنها

پرسیدم ، این همه سال تنها در چین چه می کردی ؟

گفت : عصر پس از اتمام درسم به پارک بزرگ شهر می رفتم ، روی نیمکت پارک نشسته و مردمان را نظاره می کردم و می خندیدم . از راه رفتنشان ، از نگاه هایشان ، از زمین خوردنشان

و از راه رفتنشان

و گاه می گریستم از تنهائی شان . در شلوغی شهر تنها با یک فرزند . . .

 

و چه خوب که ما در گله هایمان از 50 نفر کمتر نیستیم و همه با هم هستیم

شیربه ما حمله کند همه با همیم او را با شاخهایمان می زنیم

یکی به قوزک پایش !!!

یکی به ران . یکی به چشمهایش

آری خلاصه تار و مارش می کنیم

( با سپاس از شرکت حشره کشی تار و مار که این آگهی را به زور و جبر و اختیار به ما دادند )

 

اما ما کرگدن ها هم گریه می کنیم . . .

هنگامی که به شما مثلا ٌ آدمها نگاه می کنیم

هنگامی که به کجا چنین شتابان دور خود می چرخید

برایتان اشک می ریزیم ، پاره ای وقت ها هم به شما می خندیم . چرا ؟ ؟ ؟

چرا ایران سومین کشور جهان از لحاظ خودکشی زنان است ؟ ؟ ؟

زنها چه کم دارند مگر ؟

 

 محبت ؟

محبت چه شکلی است ؟ ؟ ؟

معنی محبت یعنی دوست داشتن ، یعنی زنها ، شوهر یا دوست پسرشان را دوست ندارند که می روند ؟

و می روند خودکشی می کنند ؟

 

ما کرگدن ها که همه دخترها و زنان مان را دوست داریم و عاشقشان هستیم و مراقبشان از حمله دیوان و ددان و اهرمنان .

 

برای بیکاری شوهرشان خودکشی می کنند ؟ ؟ ؟

عمرا ٌ.

چرا بیکار ؟

مگر اینهمه آدم که پول دارند و کارخانه رب و پفک و این چیزها ، کارگر نمی خواهند ؟

تازه آنهم کارگر بدون توقع .

 

کودکان خیابانی

مستخدمین سازمان بهزیستی چه می کنند میان شما آدمها ؟

یکی از شما آدمها نمی پرسد که چرا سازمان تامین اجتماعی از مرکز کلی پول طلب دارد ؟ ؟ ؟

روزی 18 تا قرص می خورید و 10 تا از این قرص ها آزاد حساب می شود .

چرا ؟

خوب خیلی ساده است .

چون بیمه ؛  حق بیمه را از شما می گیرد به شما برنمی گرداند، خدمات نمی دهد . همین

سخت است حل این مشکل ؟

دندان ، پروتز، اکثر جراحی ها جزء بیمه نیست .

وسط عمل جراحی ، آقای جراح محترم یادش می افتد که نخ و سوزن و انگشت دونه ، جزء بیمه نیست ! ! !

ول می کند و قهر می کند و لاشه آن زیر دست و پا می زند تا وراث بروند نخ و قرقره از مراکز بیمه داخل طرح بخرند و بروند گورستان عمومی شهر ! ! !

و چه خوب که کشورها ی خارجی ، دکتر ها و جراح هایمان را براحتی آدم حساب نمی کنند .

و باید آقا دکتره دوباره از صفر شروع کنه و عمرا ٌ بتونه آن طرف مثل اینطرف اینقدر پز به شما آدم ها بده .

راستی تپه دزدها را در ونکوور رو دیدید ؟ ؟ ؟

 

خوشابحال ما کرگدن ها  یا حالمان خوب است یا مرده ایم . . .

 

پوشاک ، خوراک ، عطر و ادویه

 

چه لباس های محکم و زیبائی داریم ما

و شما آدم ها مخصوصا در پای تخت ، حتما ٌ باید برای یک میهمانی یک دست لباس داشته باشید .

بازرگان محترمی در امیر داماد  پس از سالها جواهر فروشی به این نتیجه رسیده که باید فقط گوشی تلفن همراه به برخی زنان آدم های پولدار فروخت و شب بعد به نصف قیمت ازشان خرید و در آن شب به رنگ لباس آن زن ، گوشی دیگری فروخت . . .

مغازه های جواهرفروشی در مالزی و دبی را ول کرده  و فقط به آن زنها هر شب گوشی می فروشد .

 

از کنار خیابان تجسبیل که رد می شوی می بینی پسرک ، لباس مندرسی از مرده های قبرستان شهر به گونه امانی ! ! ! دزدیده است و کنار جوی پر از زباله خالی از آب خیابان خوابیده است .

مادرش نئشه از هرمان زمانه دخترک بدبخت چند ماهه اش را با چند عدد قرص خواب آور خارج از تعهد بیمه اجتماعی ! ! ! به خواب گران برده و سینه خالی از مهر خود را به او می نوشاند ! ! !

و شما آدمها از روی ترحم بر کاسه نگون بختی اش ، سکه ای از ترحم شلیک می کنید . . .

 

و اما می رسیم به بحث شیرین و پر محتوای خوراک

به به . . .  رد که می شوی از خیابانهای محترم بوی خوش روغن پنبه چند بار مصرف شده می آید و شامه شما آدمها را می نوازد ! ! !

و ما کرگدن ها را بیزار تر می کند از زندگیتان

گوشت مرغکان بی تقصیر ( همان فلامینگوهای نمک سود شده سیوندی ) فاسد و نپخته را به زور از لوله ای رد می کنند و چرخ .

می شود ژامبون مرغ و شتر مرغ و شتر گاو پلنگ

سپس بخار پز شده در خیابان سلطنت آقا می خورید . با ولع ! ! ! 

گراز های بی آزار و مفید و زیبا را شکار می کنید و بعنوان گوشت بره در میدان پدر ! ! !

به منصه ظهور می رسانید . چه  به به و چه چهی می کنید . . .

بستنی های شل شده را با طعم های مختلف و چه لوس ، با ولع می خورید .

 

عطر و ادویه

عطر و ادویه می خرید آی . . .

آقایان محترم و خانمهای محترمه طاووس نژاد اصیل باید حتما عطر و ادویه به خود بزنند .

تا وقتی رد می شوند ، پشت سری از بوی پشتشان سرمست شوند . . .

 

تا حالا کی شنیده این همه همسر ما که از پشت سر ما رد می شوند از بوی پشت ما سرمست نشده باشند ؟ ؟ ؟  

یا طوریشان شده باشد ؟ ؟ ؟

تازه همسران زیبا و وفادار ما ، از بویمان ما را براحتی می یابند از پشت مرغزارها

که سم در سم هم ، جهان زیبا و خورشید زیبا و گل های زیبایش را

با هم

ببینیم . . .

 

بحث مسکن

 

اوه . آی پول جمع می کنید با فلاکت

تا 34.5 متر سرپناه با هزار بدبختی

و یا قصری به متراژ 34500 متر

چه تفاوت دارد در کجا می خندید یا می خندید ؟ ؟ ؟

سرپناه آخر که سنگ سیمانی سرد پذیرای شماست و به پهلوی راست می خواباننتان

( قابل توجه طرفداران سلطنت و راستی ها )

 

ما کرگدن ها زیر درخت پربار کنار رودخانه با آوای خوش نسیم و بوی خوش رودخانه ، بی درنگ به خواب

 می رویم و صبح با آهنگ نور و ترنم شبنم از خواب برمی خیزیم ؛ سر پناه ما

آسمان آبی است

( همیشه پیروز باد ؛ تیم تاج )

 

راستی تفریحات سالم و نا صحیح داشت یادم می رفت .

پولدارها حتما باید به اسکی ، گلف ، رگبی ، اسکواش و تنیس بروند .

بی پول ها به ورزشگاه 100 هزار نفری برای تماشای فوتبال منجر به ضرب و جرح .

و کلا بی پول ها به تشویق کردن هندبالیست ها و دو و میدانی کار ها به همان استادیوم بروند .

چقدر هم ورزشگاه چند منظوره داریم . برو و ببین

دوستم می گفت مبایل فقط باید تلفن باشه و پیامک ! ! !  نه دوربین و . . .

 به یک منظور . که کامل باشه .

 

ما کرگدن ها پیاده روی می کنیم و می چریم و راه می رویم .

 

 

یه واژه دارید به نام فحشاء

من نمی شناسمش . توی ما نیست . شما آدمها دارید . چرا ؟

میگن فحشاء ماله فقره

اما من بانوئی رو سالها می شناسم

شوهرش فوت کرده ( به دلائلی . . . ) 

سر چهارراهی ، جوراب می فروشد .

 به پسرش هم قرص آزاد از تامین اجتماعی نمی دهد که او بخورد .

پسر او عصرها روزنامه و شب ها کتاب و

 روز ها به مدرسه می رود .

پسرش می گوید من فقط عصر ها و شب ها چیز یاد می گیرم ! ! !

 

تمامی گله همسران خوب من

اتفاق نظر دارند که فحشاء ماله فقر نیست .

به دید آنها ، ریشه فحشاء آدمها در ؛

 

دروغگوئی

غرور های بیجا

اصالت های پوچ و پوک

خودباوری الکی

کم جنبه وظرفیت بودن

رفقای نا اهل

و چشم و هم چشمی

شما ادمیان است .

 

زندگی تشکیل شده از یک علامت . و آن علامت مساوی است  ( = )

علامت مساوی مانند شاهین ترازو است

 

فقر و فحشاء و فساد در یک سو

و در سوی دیگر

شرافت انسانی .

 

سنجش کپه ترازو به عهده شما آدمیان است . . .

 

 

براستی به زندگیتان بخندیم  یا بگرئیم ؟ ؟ ؟

 

باید چاک دهنمان را بیشتر باز کنیم تا براحتی به آدم بودن شما ، بخندیم .

باید پوستمان سخت باشد تا از شما آدمها هرچه شنیدیم و دیدیم ، بر خود هموار کنیم .

باید کیسه ای پر ز اشک در زیر چشم های زیبایمان داشته باشیم تا برای گریه ، کم نیاوریم . . .

 

alt

 

 

 

 


امیر پریزاد 

پاسخ ها
تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
__