نام کلوب :باستان شناسی
نام انگلیسی : archaeology
تاسیس : 16 اردیبهشت 1384
469 عضو ، 165 بحث ، 6 آلبوم ، 6 مقاله ، 1 لینک

باستان شناسی

__
عنوان بحث
خود کشی فرهنگی
27 خرداد 86 - 15:41

خودکشی فرهنگی!؟


آبگیری سد سیوند این روزها موضوع  بسیاری از محافل فرهنگی و عمومی است.اما بیشتر قضاوت هایی که در این باره می شود بر پایه اطلاعات علمی و مستند نبوده و بیشتر در سوی نتیجه گیری احساسی بر پایه ی  شنیده هایی است که شاید همه ی آنها درست نباشند.بنا براین. با وجود  زمان اندكی كه داشتم كوشش كردم برداشتهای گوناگون از بخشهای ساخت سد سیوند را از دیدتان بگذارانم و از شما می خواهم در این میان خود كار گردان این فیلم باشید.


اما


شما كدام برداشت را بر می گزینید؟ 


برداشت اول


وزارت نیرو  


وزارت نیرو که ساخت سد سیوند را از سال 1371آغاز کرده و تاکنون که ساخت سد تمام شده و به زمان آبگیری رسیده است 80 میلیارد تومان برای ساخت آن هزینه کرده بر این باور است که این سد با بلندای 5/1826 متر از سطح دریا با بالاترین سیلاب محتمل که هر ده هزار سال یکبار ممکن است روی دهد هم اگر سرریز شود آب سد 40 متر پایینتر از پاسارگاد است. به عبارتی دیگر طبق فاصله ی آخرین رقوم آبگیری بالاترین تراز دریاچه تا پایه ی پاسارگاد بیش از 40 متر اختلاف ارتفاع رارد و پی پاسارگاد 45 متر بالاتر از رقوم آبگیری سد است وزارت نیرو بر این باور است پاسارگاد را با فاصله ی 9 کیلومتریی که از بالاترین رقوم آبگیری سیوند دارد هیچ خطری تهدید نمی کند مگر انکه طوفان نوح بیاید همچنین انها بر این باور است که کشاورزان و مردم منطقه تمدن زنده ای هستند که به بهره بردن از سد سیوند نیاز دارند و نباید نیاز آنها را فدای مسائل حاشیهای کرد به باورآنان زمان کوروش دیگر گذشته و اکنون باید در اندیشه پیشرفت و عمران کشور بود و نباید از فواید این سد غافل شد و تنها امید مردم محروم منطقه را از آنها گرفت ساخت این سد در کل دو آرمان عمده را دنبال می کند:  



1.کننترل سیلابهای سرکش رودخانه ی سیوند


2. آب سد هزاران هکتار از اراضی کم آب و بی آب دشت را سیراب خواهد کرد و موجب رونق کشاورزی خواهد شد و از آن گذسته به باور آنان 80 میلیارد تومان سرمایه ی ملت رقم کمی نیست که بتوان از آن به خاطر مشتی خاک و کوزه شکسته گذشت و پیشرفت کشور را به عقب انداخت در ثانی آنها مدعی اند که در سال 76 نامه نگاری هایی با سازمان میراث فرهنگی انجام داده اند اما این سازمان تا سال 83 که   NGO ها اعتراض خود را به ساخت این سد اعلام کرده اند هیچ واکنشی نشان نداده است. 


برداشت دوم


سازمان میراث فرهنگی و گردشگری 


به گفته ی دکتر موسوی معاون پژوهشی سازمان میراث فرهنگی عملیات اجرایی سد سیوند 12 سال پیش آغاز شده است که با متاسفانه در آن زمان سازمان میراث فرهنگی موقعیت کنونی را در میان جامعه و هیئت دولت نداشته است وی مدعی است درباره ی سد سیوند هیچ استعلامی از این سازمان نشده است اما این سازمان به مانند وزارت نیرو بر این باور است که به دلیل فاصله ای که پاسارگاد از سد سیوند دارد و اختلاف بلندی آن خطری متوجه پاسارگاد نیست به علاوه دکتر موسوی امیدواری می دهد که آنان اجازه نخواهند داد که سد سیوند تا حد نهایی آبگیری شود همچنین دکتر فاضلی رئیس پژوهشکده ی باستان شناسی سازمان میراث فرهنگی هم چون قبادی نماینده ی مردم مرودشت بر این باور است که چون دشت پاسارگاد از ابتدا در کنار رودخانه کر بوده رطوبت ناشی از آن تا کنون آسیبی به پاسارگاد نرسانده از این به بعد هم نخواهد رساند. سنگ خودش را با رطوبت سازگار می کند، به باور وی در این مملکت هرجا کلنگ زده شود پر از آثار باستانی است پسنه جاده ای باید ساخته شود نه بنایی و نه سدی. 


به گفته یکی دیگر از کارکنان این سازمان در پاسارگارد آثار ازرشمندی وجود ندارد و تنها مقداری کوزه و آثاری معمولی وجود دارد و خبری از بنای با معماری با ارزش و سنگ نوشته ایی نیست و اگر بخواهیم با این دیدگاه نگاه کنیم که نباید بدلیل این آثار پوژوه عمرانی انجام گیرد در تهران هم نباید هیچ ساخت و سازی انجام شود زیرا تهران در محل قرارگیری یک تمدن 9 هزار ساله است ولی لایه ای تمدن بر روی هم سوار شده‌اند و هر تمدن جایگزین تمدن پیشین شده‌است پس نباید به خاطر آثاری که منحصر به فرد نیست از کارهای عمرانی چشم پوشی کرد. 


به هر حال این سازمان بر این باور است که در پاسارگاد دیگر چیزی برای کاوش نمانده و سازمان باید به مشکلات تامین آب مردم و پیشرفت کشور بیاندیشد و در کل موافق آبگیری این سد است.


برداشت سوم


گروهی از کشاورزان منطقه که موافق آبگیری هستند.


گروهی از کشاورزان روستاهای ارسنجان با تجمع در برابر مجلس شورای اسلامی، سازمان آب منطقه ای فارس و اطراف سد سیوند تا کنون بارها خشم خود را از به تعویق افتادن آبگیری این سد اعلام کرده‌اند. فریاد های ((آب، آب، ما تشنه ایم )) (( آبگیری سد سیوند اجرا باید گردد، این منبع حیاتی احیا باید گردد )) گویای نیازهای مردم منطقه به آب این سد است. در حالی که تنها راه معیشت این گروه کشاورزی است و آنها به دلیل کمبود آب شیرین در این منطقه سود لازم  برای ادامه زندگی را از زمین هایشان به دست نمی‌آورند و اکنون سال هاست که به این سد دل خوش کرده‌اند، اکنون که گشایش زندگی در چند قدمی آن‌هاست به دلیل مخالفت عده‌ای که به عقیده‌ی آنها به تنها چیزی که فکر نمی‌کنند معیشت آن‌هاست همه چیز را از دست رفته می‌بینند.


برداشت چهارم


سازمان مراتع و جنگل های خارج از شمال  


مسئله ای که شاید عامه مردم کمتر از آن اطلاع داشته باشند، از بین رفتن حدود 8 هزار اصله درخت پانصد ساله در اثر آبگیری سد سیوند است . باید توجه داشت که درخت های این منطقه مانند درخت های شمال کشور نیست که بتوان آن ها را بازیابی کرد. در این منطقه به دلیل کمبود بارندگی حتی اگر میلیاردها دلار هم هزینه کنیم این رویشگاه برگشت پذیر نیست در نتیجه نابودی این درخت ها به معنی فنا و نابودی طبیعت منطقه است. 


به گفته مدیر کل دفتر جنگل ها و مراتع در صورت تخریب منابع طبیعی، خاک و بر خلاف انتظارمان کشاورزی نیز از بین خواهد رفت، در نتیجه ما بنیان های توسعه کشور را نابود خواهیم کرد، نباید اجازه داد تجربه ای که در مورد سد کارون 3 باعث نابودی هزاران اصله درخت شد دوباره تکرار شود 


نکته قابل توجه اظهارات درویش عضو هیات علمی تحقیقات مراتع و جنگل هاست که توضیح می دهد این منطقه اصلا نیازی به سد ندارد زیرا که سد باید جایی احداث شود که پتانسیل ذخیره آب  به صورت زیر زمینی در آن محل وجود نداشته باشد در حالی که با وجود 90 هزار آبکان درشت دانه در حوزه سد سیوند که به راحتی و با صرف کمترین هزینه می توان آب را در آن ها ذخیره کرد اصلا نیازی به ساخت سد در این حوزه نبوده است به علاوه کسانی که دغدغه درآمد سرانه مردم را دارند باید به این نکته توجه کنند که استان فارس مهم ترین اولویت هارا در گردشگری و اکو توریسم دارد. وبا تاکید به این جذابیت های طبیعی منطقه می توان درآمد سرانه مردم را به مقداری بسیار بیش از آنچه این سد به ارمغان می آورد افزایش داد 
 


برداشت پنجم


NGO


ها و گروه های مخالف آبگیری 


یک باستان شناس ایرانی می گوید: ((دلباختن به هیچ چیز در ایران به اندازه ی دلباختن به آثار باستانی انسان را فرسوده نمی کند و رویاهایش را از بین نمی برد )) 


شمارش وازگون برای آبگیری سد سیوند آغاز شده است در حالی که در این میان هیچ یک از سازمان های وابسته اقدامات لازم و کافی را انجام ندادند. سازمان میراث فرهنگی که طبق عنوانش باید اعتماد مردم برای حفظ هویت فرهنگیشان جذب می کرد به گونه ای واکنش نشان داد که دل نگرانان پاسارگاد این مسئولیت را كمتر در مورد این سازمان حس كردند. این سازمان تا سال 83 که NGOها  ها شروع به ساخت این سد کردند و حتی با وجود استعلامی که وزارت نیرو کرده بود هیچگونه اعتراضی به ساخت این سد نکرد و وزارت نیرو نیز با وجود اعتراضات گسترده در سال 83 پروژه را به تعویق نینداخت. این در حالی بود که قسمت عمده هزینه  صرف شده برای ساخت این سد در 2 سال گذشته صرف شده است و اکنون که کار به اینجا رسیده وزارت نیرو و سازمان میراث فرهنگی مدعی اند که آبگیری سد خطری را متوجه سازه های پاسارگاد نمی کند. 


به فرض اینکه آرامگاه کوروش به زیر آب نخواهد رفت اما مسئله افزایش رطوبت چیزی نیست که بتوان به سادگی از آن گذشت. افزایش رطوبت پس از آبگیری سد و تشکیل دریاچه پشت آن در دراز مدت باعث تغیر اقلیم و آب و هوا ( اکو سیستم ) شده و آثار سنگی پاسارگاد را که از جنس سنگ های آهکی است از بین خواهد برد. رطوبت اثر مستقیمی بر این آثار خواهد داشت و مسائلی چون رویش گیاه در میانی سنگ ها را به دنبال خواهد داشت.


اما با توجه به سخنان مردم فریب قبادی در مورد رودخانه ی کر که از کنار دشت پاسارگاد م یگذرد و رد تاثیر رطوبت بر سنگها باید نگاهی یه آمارهای سینوپتیک پیرامون سد انداخت و آنگاه آشکار می شود که میکرو      اقلیم پس از اساخت سد چه تاثیر آشکار و بزرگی حتی بر پوشش گیاهی و رشد گلسنگها در بالادست حوزه خواهد داشت. 


اکنون به فرض محال که آبگیری سد موجب ویرانی آرامگاه کوروش کبیر نشود اما بی گمان 129 اثر باستانی تنگه بلاغی با ادامه عملیات آبگیری سد سیوند به زیر آب خواهد رفت. پیدا شدن این آثار از سال 83 با شروع  اعتراضات و در نتیجه آمدن باستان شناسان خارجی به ایران آغاز شد. 


گروهی ایرانی_ ایتالیایی به بازمانده معماری دوره هخامنشی که شیوه معماری آن دوره را نشان می دهد دست یافتند. این آثار غیر منقول فراتر از کاسه و کوزه های بی ارزش بود، پس از همان ابتدا مشخص بود که اگر نگهداری این آثار ارزشمند ارجحیت دارد باید پزوزه متوقف شود. این گروه همچنین بازمانده های آثار دوران ایلامی یعنی مربوط به 5000 سال پیش را نیز یافتند.. 


گروه لهستانی_ لوله های سفالی مربوط به دوره هخامنشی تا اوایل ساسانی را پیدا کردند که نشان می داد در آن دوران در ایران لوله کشی وجود داشته است. 


گروه فرانسوی_ یک حوض متعلق به دوره ساسانیان را در این منطقه پیدا کرد. 


گروه آلمانی_ مهر سنگی و 2 کوزه سفالگری به قدمت 7500 سال قبل را یافتند.


گروه لهستانی_ یک کارگاه تولید نوشیدنی و.ایتالیایها یک گورستان  و 30 خانه روستایی و یک کاسه مرمر را کشف کردند


گروه فرانسوی_ بقایای کاخ عظیمی مربوط به زمان داریوش بزرگ را پیدا کردند و یک سد خاکی مربوط به دوره هخامنشی و همچنین دیواری 10 کیلومتری که نشان می دهد که پیرامون پاسارگاد بسته بوده است.والبته اینکه سد سوند بر روی بندسنگی از دوره هخامنشی ساخته شده که با توجه به بلندی آن ودر نظر گرفتن دیواره های آبرفتی تنگ بلاغی با اندکی بازسازی می توانسته به کار آید.


کارگاه های تولید نوشیدنی، حوض سنگی، کاسه مرمر و گورستان و چند ها اثر یافت شده‌ی دیگر تنگه بلاغی را به یکی ازنادرترین و کمیاب ترین محوطه های باستانی تبدیل کرده است. که باید پژوهش های بیشتری بر روی آن صورت گیرد. تنگه بلای پر از تپه های باستانی و کاوش نشده‌ای است که به زیر آب رفتن آن یعنی از دست دادان بخش بزرگی از داده های پیرامون بی همتا ترین تمدن جهان ،.یکی از تپه هایی که با آبگیری سد و در نتیجه محو شدن وضعیت توپوگرافی منطقه‌ امکان کاوش آن از دست می رود. تپه تیموریان تنها سند ورود آریایی ها به پارس است. به علاوه بعد از آبگیری سد احتمال رخ دادن زمین لرزه همانند آنچه در هند و ایتالیا و چین دیدیم وجود دارد و در این صورت به یقین پاسارگاد نابود خواهد شد. بنابرین کاری را کهدر درازای سده های گوناگون تازیان و مغول و... نکردندما با دستان خویش انجام خواهیم داد. تا کنون دیده اید ملتی را که با تاریخش اینچنین سر دشمنی داشته باشد؟ 


اما اعتراضات کشاورزان به تاخیر آبگیری را باید در چیز دیگری جستجو کرد و آن باور نادرستی است که به آن ها دیکته شده است اینکه تنها را ه ماندگاری جمعیت و گذران زندگی تکیه بر کشاورزی است. 


صنعت توریسم در دنیا رتبه‌ی سوم سودآوری را دارد و ایران از نظر تعداد آثار باستانی رتبه‌ی چهارم را در جهان دارد. اما از نظر جذب گردشگر..... .


در جهان تنها در صورت داشتن ثروت می توان حرفی برای گفتن داشت بنابراین میراث فرهنگی و توریسم همچون انرژی هسته ای از منابع کسب قدرت است.


با آثار کشف شده در تنگه بلاغی و پاسارگاد این منطقه می تواند یکی از قطب های برجسته گردشگری گردد و درآمدی چندین برابر سود دهی این سد نصیب ایران کند، پس چرا مردمان کنار این منطقه باید چنان محروم باشند که به کشاورزی متکی باشند و یا با سرقت آثار باستانی و فروش آنان به نان و نوایی برسند. 


با توجه به این نکته که حتی برای رونق کشاورزی در این منطقه به دلیل وجود 90 هزار هکتار اراضی آبرفتی به راحتی می توان با هدایت آب به درون سد های زیر زمینی منطقه مشکل کم آبی را بدون وجود سد حل کرد حتی اگر سد سیوند در مقیاس خرد برای توسعه منطقه مفید باشد آیا می توان یک مصلحت ملی را فدای یک مصلحت منطقه ای کرد و آیا با این کار جهانیان قضاوتی را که در مورد افغانی ها با تخریب مجسمه های بودا داشتند در مورد ما نخواهند کرد؟وآیا ما با آنها مقایسه نخواهیم شد؟ 


آبگیری این سد علاوه بر نابودی تنگه بلاغی باعث بسته شدن مسیر کوچ عشایر و زیر آب رفتن مهم ترین استقرار گاه های کوچ نشینان می شود، در حالی که مراتع عشایر یکی از کمیاب ترین جاذبه های گردشگری ایران است . این همان تجربه‌ایست که در مورد سد کارون 3 داشته ایم. اما طبق بیانیه‌ای که 30 حزب سیاسی در مخالفت با آبگیری این سد ارائه داده‌اند مهم‌ترین آسیبی که از آبگیری این سد حاصل می‌شود تشویش اذهان عمومی و از دست رفتن اعتماد است.چیزی که هرگز قابل جبران نیست. 


اما ورای تمام این صحبت ها باید دید در مورد تخریب آرامگاه چه کسی صحبت می‌کنیم، کسی که به تعبیر علامه طباطبایی از او در قرآن به ذوالقرنین یاد شده‌ ( در آیات 83 تا 97 کهف)


خداوند در قرآن می‌فرماید: «و یسئلونک عن ذی القرنین قل ساتلوا علیکم منه ذکرا انا مکنا له فی الارض و اتیناه من کل شیء سببا فاتبع سببا»


«واز تو در مورد ذوالقرنین می پرسند پاسخ ده که من بزودی حکایت او را به شما تذکر خواهم داد ما او را در زمین تمکن و قدرت بخشیدیم و از هر چیز رشته ای به دست او دادیم او هم از آن رشته و وسیله حق پیروی کرد» آیات 83 تا 85


و یا در باب های گوناگون اسفار و عزرا و اشعیا در کتاب تورات اینچنین یاد شده‌: 


(( خداوند روح کوروش پادشاه فارس را بر انگیخت تا در تمامی ممالک خود فرمانی صادر کند، کوروش پادشاه فارس چنین می‌فرماید که یهوه، خدای مرا امر فرموده که خانه‌ای در اورشلیم بنا نمایم ... )). 


اگر فرمان کوروش را بعد از ورود به بابل با نوشته های پادشاهان دیگر مقایسه کنیم به اهمیت موضوع پی می‌بریم،


آشور نصیرپال، پادشاه آشور (884 پ‌م.) در كتیبه خود نوشته است: ‘‘ به فرمان آشور و ایشتار، خدایان بزرگ و حامیان من ششصد نفر از لشكر دشمن را بدون ملاحظه سر بریدم و سه هزار نفر از اسیران آنان را زنده زنده در آتش سوزاندم حاكم شهر را به دست خودم زنده پوست كندم و پوستش را به دیوار شهر آویختم بسیاری را در آتش كباب كردم و دست و گوش و بینی زیادی را بریدم، هزاران چشم از كاسه و هزاران زبان از دهان بیرون كشیدم و سرهای بریده را از درختان شهر آویختم."  


در‌كتیبه سِـناخِـریب، پادشاه آشور (689 پ‌م.) چنین نوشته شده است: ‘‘ وقتی كه شهر بابِـل را تصرف كردم، تمام مردم شهر را به اسارت بردم. خانه‌هایشان را چنان ویران كردم كه بصورت تلی از خاك درآمد. همه شهر را چنان آتـش زدم كـه روزهای بسـیار دود آن به آسـمان می‌رفـت. نهـر فـرات را به روی شهر جاری كردم تا آب حتی ویرانه‌ها را نیز با خود ببرد."  


در كتیبه آشور بانیپال (645 پ‌م.) پس از تصرف شهر شوش آمده است: ‘‘ من شوش، شهر بزرگ مقدس را به خواست آشور و ایشتار فتح كردم من زیگورات شوش را كه با آجرهایی از سنگ لاجورد لعاب شده بود، شكستم معابد عیلام را با خاك یكسان كردم و خـدایـان و الـهه‌هـایشان را به باد یغما دادم. سپاهیان من وارد بیشه‌های مقدسش شدند كه هیچ بیگانه‌ای از كنارش نگذشته بود، آنرا دیدند و به آتش كشیدند. من در فاصله یك ماه و بیست و پنج روز راه، سـرزمـین شـوش را تبدیل به یك ویرانه و صحرای لم یزرع كردم ندای انسانی و فریادهای شـادی به دست من از آنجا رخت بربست، خاك آنجا را به تـوبـره كشیدم و به ماران و عـقرب‌ها اجازه دادم آنجا را اشغال كنند."  


و در كتیبه نَـبوكَـد نَـصَر دوم، پادشـاه بـابل (565 پ‌م.) آمـده است: ‘‘ فرمان دادم كه صد هزار چشم در آورند و صد هزار ساق پا را بشكنند. هزاران دختر و پسر جوان را در آتش سوزاندم و خـانـه‌ها را چنان ویران كردم كه دیگر بانگ زنده‌ای از آنجا برنخیزد."  


  از این نمونه ها فراوان است. به علاوه این رویدادهای غیر انسانی تنها به آن روزگاران تعلق ندارد. امروزه نیز مردمان جهان با چنین ستم‌ها و خشونت‌هایی روبرو هستند.


اما علیرغم رفتارهای ناپسند پادشاهان آشور و بابل و حكمرانان امروز جهان، كورش پس از ورود به شهر بابل و با دارا بودن هرگونه قدرت‌عملی به عنوان شاه نیرومندترین كشور جهان، نه تنها پادشاه مغلوب را مصلوب نكرد؛ بلكه او را به حاكمیت ناحیه‌ای منصوب، و با مردم شهر نیز چنین رفتار نمود: « آنگاه كه بدون جنگ و پیكار وارد بابل شدم، همه مردم گام‌های مرا با شادمانی پذیرفتند »


كورش پس از ورود به شهر بابل (در كنار رود فرات و در جنوب بغداد امروزی) فرمان آزادی هزاران یهودی را صادر كرد كه قریب هفتاد سال در بابل به اسارت گرفته شده بودند. هزاران آوند زرین و سیمین آنان را كه پادشاه بابل از ایشان به غنیمت گرفته بود، به آنان بازگرداند و اجازه داد كه در سرزمین خود نیایشگاهی بزرگ برای خود بر پای دارند. رفتار كورش با یهودیان موجب كوچ بسیاری از آنان به ایران شد كه در درازای بیست و پنج قرن هیچگاه بین آنان و ایرانیان جنگ و خشونت و درگیری رخ نداد و آنان ایران را میهن دوم خود می‌دانسته‌اند.


آما دریغ ...


دریغ که ما مسلمانان به بهانه عمران و توسعه، مقبره کسی را ویران می‌کنیم که در کتاب دینیمان از آبادانی هایی که کرده‌است سخن رفته، کسی که نمایندگان و حقوقدانان کشور‌های گوناگون در سال 1348 خورشیدی با گردهمایی در آرامگاهش از او به عنوان نخستین بنیانگذار حقوق بشر نام بردند.انگار همه ی جهانیان  این موضوع راباور دارند به جز خود ما، مثل اینکه یک نفرباید پیدا شود و اهمیت این موضوع  را به خود ما ثابت کند.


گیریشمن در کتاب تاریخ ایرانش درباره کوروش می‌نویسد:


«کمتر پادشاهی تا به امروز چنین خاطره ای از عظمت و اعتبار خویش به جا گذاشته است. سرداری بزرگ و هادی کاروان بشریت که دست لطف سرنوشت را همواره بر سر داشت رادمردی نیکخواه و نیک‌اندیش و سخاوتمند که هیچگاه در سرزمین های فتح شده به یکسان رفتار نکرد و این درایت را داشت که نظام سرزمین های الحاقی را بر هم نزند. در همه جا به اصول مذهبی و خدایان محلی احترام گذاشت و رسوم معمول آنان را پذیرفت. در همه جاخود را جانشین پادشاهان ملی معرفی کرد. اسکندر تنها کسی نبود که سیاست او را سرمشق خویش قرار داد و روش او را در پیش گرفت. کوروش نسیمی جانبخش بود که از روی آسمان جهان عبور کرد، نسیمی که فریادهای تاثرانگیز قربانیان را محو و آتش ویرانی شهرها را خاموش کرد و اقوام دربند بردگی و اسارت را نجات داد. کورش بیش از هر دولتمردی احساس می کرد، که دنیای باستان شهرهای قانونمند و گروههای وحشی و تجاوزگر، به طرز اسرارآمیز از نیروهای درونی اطاعت میکنند و تنها جذب فطرتهای بشری میشوند. دنیا هرگز رادمردی چون کورش را به خود نخواهد دید که با قومی دشمن و متخاصم متحد شود و اعضای آن را جزو قوم خود بداند. ایرانیان او را پدر مینامیدند و یونانی ها که سرزمینشان را فتح کرده بود او را رهبر و مظهر روح برابری و برادری مینامیدند و از دیدگاه یهودیان مسح شده ی خداوند بود. شعله ی روح سلحشوریش علیرغم سالها جنگ و پیروزی و کشورگشایی هیچگاه لرزان نشد و همیشه با بلندهمتی و بزرگواری رفتاری محبت‌آمیز با مغلوبین داشت. متنی تاریخی تنظیم شده در بابل از زبان او میگوید مردوخ سراسر گیتی را در نوردید تا پادشاه دادگستری را که در جست‌و‌جویش بود، بیابد. پادشاهی که خود او را رهنمون است و نامش را بر زبان رانده است کورش انشان که او را برای فرمانروایی بر همگان برگزید.» 


همچنین هرودوت با وجود دشمنی که با ایرانیان دارد نتوانسته از خصوصیات منحصر به فرد کوروش صرف نظر کند و کوروش را پدری مهربان و رئوف می داند که برای رفاه مردم کار می کرد. وی می نویسد: "کوروش پادشاهی بود ساده، جفا کش، بسیار عالی همت، شجاع و در فنون جنگ ماهر، که ایالت کوچک فارس را یک مملکت بزرگ نمود. مهربان بود و با رعایا سلکوک مشفقانه و پدرانه می نمود. بخشنده، خوشمزاج و مودب بود و از حالت رعیت آگاهی داشت."  
 
هرودت در جایی دیگر او را آقای تمام آسیا می خواند و می نویسد : "هنگام پادشاهی کوروش و کمبوجیه قانونی راجع به باج و مالیات وضع نگردیده بود، بلکه مردمان هدایا می آوردند.
 
گزنفون می نویسد : "او سطوت و رعب خود را در تمام روی زمین انتشار داد، بطوری که همه را مات و مبهوت ساخت. حتی یکنفر هم جرات نداشت که از حکم او سرپیچی کند و نیز توانست دل مردمان را طوری برخود کند که همه میخواستند جز اراده او، کسی بر آنها حکومت نکند."  
 
همین مورخ در مطلبی دیگر می آورد که : "کوروش خوش قیافه، خوش اندام، جوینده دانش، بلند همت، با محبت و رحیم بود. شداید و رنج ها را متحمل می شد و حاضر بود با مشکلات مقابله کند ... کوروش دوست عالم انسانیت و طالب حکمت و قوی الاراده، راست و درست بود ... باید اذعان نمود که کوروش تنها یک فاتح چیره دست نبود، بلکه رهبری خردمند و واقع بین بود و برای ملت خود پدری مهربان و گرانمایه به شمار می رفت."  
 
ریچار فرای معتقد است که : "یک صفت دوران حکومت کوروش همانا اشتیاق به فراخوی ها و سنت های مردم فرودست و فرمانبر شاهنشاهی و سپاسداری دین و رسم های ایشان و میل به آفریدن یک شاهنشاهی آمیخته و بی تعصب بود. صفت دیگرش ادامه سازمانها و سنت های شاهان گذشته یعنی مادها بود. با این تفاوت که فقط کوروش جانشین استیاک گشته بود. چرا که بیگانگان شاهنشاهی هخامنشیان را همان شاهنشاهی مادی و پارسی می دانستند."  
 
 
نکته جالب دیگر آنکه در آرامگاه کوروش کبیر این عبارت نوشته شده است : "ای انسان هر که باشی و از هر کجا که بیایی، زیرا که می دانم خواهی آمد، من کوروش هستم که برای پارسیان این دولت وسیع را بنا کردم. پس بدین مشتی خاک که تن من را می پوشاند رشک مبر  
 
پلوتارک از دیگر مورخین در این باره می نویسد که : "اسکندر پس از حمله و خواند این جملات بسیار متاثر شد و چون دید که درب آرامگاه کوروش را گشوده اند و تمام اشیاء گرانبهایی را که با او دفن شده است ربوده اند، دستور داد تا مرتکب را بکشند." راستی اگر اسکندر هم‌اکنون زنده بود و اینچنین ارج نهادن ما به آرامگاه کوروش کبیر را می‌دید چه احساسی پیدا می کرد
 


سوءال اینجاست که اگر واقعیت این است که زمان کوروش گذشته و اکنون باید به فکر توسعه بود چرا کشورهای توسعه‌یافته میلیاردها دلار خرج می‌کنند تا آثار باستانی را که ما به این راحتی به زیر آب می‌‌بریم در یکی از موزه‌هایشان داشته باشند، ویا اگر گذشته تاریخی ملت اهمیت ندارد چرا میلیون‌ها دلار صرف ساخت فیلمی چون 300 می شود. ما در این میان چگونه به خودکشی فرهنگی دست زده‌ایم؟ اکنون پاسارگاد ویران می‌شود اما نه با مشعل اسکندر و شمشیر سعد ابی وقاص بلکه با بریدن روبان قرمزی که بی شک تاریخ در مورد آن قضاوت خواهد کرد، شاید همانطور که در مورد آتش زدن تخت جمشید به دست اسکندرقضاوت کرد و یا عهدنامه‌ی گلستان و ترکمان‌چای و چرا ؟؟


کسانی که ادعا دارند علت ساخت این سد بهبود وضع اقتصادی این منطقه است آیا بهتر نبود که به جای صرف 80 میلیارد تومان برای از بین بردن پشتوانه تاریخی و هویت ملی ملت، آن هزینه را صرف جذب گردشگر و صنعتی میکردند که سود اقتصادی و فرهنگی آن هرگز با درآمد حاصل از رونق کشاورزی در آن منطقه قابل مقایسه نیست افزایش تعداد گردشگران در یک کشور با خود هزاران جنبه ی مثبت به ارمغان خواهد آورد که در ابتدا  حتی به  ذهن نمیآید و در نازلترین حالتش حداقل باعث بهبود وجهه ی کشور در دنیا خواهد شد. آیا مسئولی وجود ندارد که در جهت رفاه و وضع اقتصادی مردم بیاندیشد و ملاحظات منطقه ای و اقلیمی را در نظر آورد. نه اینکه برای همه ی نقاط ایران نسخه ی یکسان بپیچد؟ 
 
 
 

پاسخ ها
تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
__