| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
0
|
90/6/23 (22:33)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
90/4/11 (15:28)
|
|
||
|
|
2
|
13
|
89/10/28 (16:23)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
87/6/24 (16:52)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
87/6/18 (15:56)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
87/6/3 (23:45)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
87/4/19 (16:14)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
87/4/1 (22:42)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
87/3/22 (17:48)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
86/11/25 (21:25)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
86/10/28 (02:19)
|
|
||
|
|
2
|
12
|
86/10/21 (13:46)
|
|
||
|
|
4
|
26
|
86/9/3 (18:50)
|
|
||
|
|
4
|
7
|
86/8/22 (10:00)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
86/7/22 (11:29)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
86/7/10 (23:16)
|
|
||
|
|
0
|
9
|
86/7/5 (13:11)
|
|
||
|
|
1
|
2
|
86/6/21 (14:34)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
86/6/15 (16:32)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
86/5/28 (11:16)
|
|
نه شرقی نه غربی
نه تازی شدن
را برای تو
ای بوم و بر دوست دارم
با نام و یاد تمامی جانباختگان راه ایران
با نهایت سرور و شادمانی 15 شهریور ماه همزمان با خجستجه سالروز تاسیس مكتب و جزب پان ایرانیسم را بر تمامی ایرانپرستان شادباش می گوییم

دكتر هوشنگ طالع
نزدیك به هشتاد سال است كه واژهی پان ایرانیسم وارد فرهنگ اجتماعی ـ سیاسی میهنما شده است. سالها، این واژه و مفاهیم آن در حد گفتگوهای نظری، آن هم به كوشش دكتر محمود افشار یزدی باقی ماند. برای نخستین بار، وی در سال 1306 این واژه را به كار برد . سپس در سال 1311، به شرح و بسط آن پرداخت و بعد در سال 1324، «پان ایرانیسم » در قالب یك مكتب فرهنگی، به جامعهی ایران عرضه شد. در سال 1326، بر پایهی این اندیشه یك مكتب فكری بنیانگذاری گردید و مساله شكل سیاسی به خود گرفت .
حضور نیرومند حزب توده در آن زمان و دشمنی حكومت اتحاد شوروی با اندیشهی پان ایرانیسم، سبب بروز كشمكشهایی میان هواداران اندیشهی مزبور و حزب توده شد . نظام اتحاد شوروی سابق، یعنی زندانبان ملتها، قومها و تیرههای بسیار، برای جلوگیری از گسترش اندیشهی «ملی گرایی » و در نتیجه پیشگیری از قیام ملتها، تیرهها و اقوام زیر ستم، كوشش بر آن داشت تا اندیشهی ملی گرایی را زشت و ناپسند جلوه دهد. افزون بر آن، احزاب دست نشاندهی شوروی سابق و نهضتهای چپ به طور كلی، میكوشیدند تا با الگوبرداری از روشهای «اردوگاه جهانی سوسیالیسم»، اندیشهی ملیگرایی را در سراسر جهان مورد یورش قرار داده و سركوب كنند.
در نظام آموزشی اتحاد شوروی پیشین، به گونهی همهی نظامهای سلطه گرا (چه پیشاز آن و چه پس از آن)، كوشش بر آن بود تا با تلقین مداوم و در نتیجه «شرطی كردن » كودكان ، نوجوانان و جوانان، مفاهیم قالبی خود را به خورد آنان بدهند. در همین راستا، در همهی مدرسههای شوروی سابق، افزون بر ناپسند شمردن و سب و لعن اندیشهی ملی گرایی، «پان ایرانیسم » نیز به عنوان پدیدهای زشت، پدیدهای ضد خلق و ساخته و پرداخته دست امپریالیسم و دشمنان طبقهی كارگر، به دانشآموزان آموخته میشد. در این زمینه به یك مورد به عنوان مشتی از خروار، اشاره میشود.
درسی و دومین جلد دانشنامه (دایرهالمعارف) شوروی، دربارهی «پان ایرانیسم » چنین آمده است: «فلسفهای است ارتجاعی و نژادی. محركین آن ] اندیشهی پان ایرانیسم[ ، ملاكین و سرمایهداران بزرگ ایرانیاند كه با امپریالیستهای خارجی رابطه دارند».
در سرزمینهای جداشده از ایران، یعنی قفقاز و آسیای میانه، سب و لعن پان ایرانیسم قویتر و با آب و تاب بیشتر از سوی آموزگاران برای شاگردان، عنوان میشد. آموزگاران ساعتهای پیاپی در نكوهش «پان ایرانیسم » برای شاگردان داد سخن میدادند و به شیوهی تبلیغاتی بلشویكها، در كنار حكایتهای عجیب و غریب، سیلابی از تهمت و افترا را نیز چاشنی آن میكردند، آنان میكوشیدند تا با تكیه به روشهای روانشناسی به سبك شوروی، چهرهای بسیار زشت از «پان ایرانیسم » و هیولاهایی خونخوار، از پان ایرانیستها ارائه نموده و این آموزههای دروغ را به خورد دانشآموزان بدهند.
دوست ارجمند و هم خانمان گرامی تاجیك، آقای میرزا شكورزاده كه دوران دبستان، دبیرستان و دانشگاه را در تاجیكستان زیر سلطهی شوروی گذرانده، پیرامون گفتهی بالا، میگوید: «با وجودی كه من و مانند من در نظام بلشویكی بزرگ شده بودیم، اما همیشه میكوشیدیم كه در آن جو خفقان و بیخبری، پیوندهای گذشته را باز یابیم، بیاموزیم و حفظ كنیم. روزی آموزگار در كلاس درس آموزش اجتماعی، سخن از «پان ایرانیسم » به میان آورد و آن را با زشتترین واژهها تعریف كرد و از هواداران آن به عنوان هیولا و دیو نام برد. در زنگ تفریح، برخی از هم كلاسیها به گرد هم آمدیم و در حالی كه از شنیدن نام «پان ایرانیسم » سخت به هیجان آمده بودیم، با هم به نجوا پرداختیم. همگی بر این باور بودیم كه بر خلاف گفتههای آموزگار، «پان ایرانیسم» میتواند نهضت نجات بخش ما نیز باشد.
عصر كه به خانه رفتم، بیدرنگ نزد پدر شتافتم. پدر مردی بود كه هر روز شاهنامه میخواند و دارای عواطف ملیگرایی و ایران دوستی بود. سخنان آموزگار و نظر خود و تنی چند از هم شاگردیها را برایشان بازگو كردم. پدر گفت: نظر تو و دوستانت درست است. برخلاف آن چه دستگاههای دولتی میگویند، «پان ایرانیسم » اندیشهی «شر » نیست بلكه اندیشهی «خیر » است و امیدوارم روزگاری بتواند تحقق پیدا كند. زیرا نجات ما، در گرو همبستگی و وحدت است.»
بعد از شهریور 1320 خورشیدی، در اثر هم كاری و هم آوایی دو نیروی اشغالگر روس و انگلیس، حزب توده آغاز به كار كرد. دفترهای این حزب در تهران و مناطق شمالی كشور كه زیر سلطهی سربازان روس بود، یكی پس از دیگری گشوده شدند. البته باید توجه داشت كه نیرومندترین تشكیلات حزب توده در دوران مزبور، پس از مناطق تحت نفوذ روسها، در شهر آبادان قرار داشت كه مركز شركت سابق نفت جنوب بود. پالایشگاه آبادان كه در آن روزگار بزرگترین پالایشگاه جهان به شمار میرفت و سوخت ناوگان امپراتوری انگلیس را تأمین میكرد، در این شهر قرار داشت.
در ایران نیز حزب توده از همان آغاز فعالیت، ستیز با اندیشههای ملی و ملی گرایان را با بهرهگیری از الگوهای وارداتی از روسیه، در برنامهی روزمرهی خود قرار داد. حزب توده برای تهیهی «خوراك تبلیغاتی » در این مورد نیز مانند زمینههای دیگر، نیازی به تفكر، بررسی، پژوهش و...، نداشت. همه چیز از پیش وسیلهی «رفقا » در مسكو آماده شده بود. از این رو در سرتاسر جهان، بلشویك ها اندیشهی ملی گرایی و ملتگرایان را با یك رشته گفتارهای زشت و همانند و یك سلسله تهمتها و افتراهای «كلیشهای » محكوم میكردند.
همه جا از دهان آنان یك سخن بیرون میآمد: دشمن طبقهی كارگر، نوكر امپریالیسم،بورژوا، لیبرال، فاشیست، نازیست و...
برای درك بهتر طرز تفكر حزب توده پیرامون مسألهی ملی و ملتگرایی و آشناییبیشتر با منطق «دیالكتیك تاریخی » كه بلشویكها میكوشیدند، پایههای علمی برای آندست و پا كنند، تنها به عنوان نمونه، به ارایهی مشت كوچكی از خروارها خروار دشنام وتهمت و افترا، بسنده میگردد:روزنامهی بسوی آینده، میان سالهای 1328 تا امردادماه1332 خورشیدی، به عنوان ارگان غیررسمی حزب توده منتشر میشد. روزنامهی مزبور، در سر مقالهی روز دوم مهرماه 1329، زیر عنوان « ملی چیست؟» ، مینویسد:«ملی نقاب سیاسی است كه چهرههای داغدار و اندوهگین را میپوشاند. ملی سرپوشی است كه قبایح و رذایل را مخفی میكند. ملی هر جور وجنایتی را جایز میشمارد... عقل ملی ناقص، فكر ملی ناقص، منطق ملی ضعیف، زبان ملی الكن است. خواهیم بود و اضمحلال ملی را خواهیم دید...»
هنگامی كه در پانزدهم شهریور ماه 1326 خورشیدی، مكتب پان ایرانیسم موجودیتخود را اعلام كرد، «روس»ها، صفحات مربوط به «پان ایرانیسم » را از فرهنگها (دایرهالمعارف) و همچنین كتابهای درسی مدرسههای حزبی، نسخهبرداری كرده و دراختیار گردانندگان حزب توده قرار دادند.
از این روی، پس از نخستین اعلامیههای مكتب پان ایرانیسم و انتشار هفته نامهساسانی، حزب توده ترجمهی نوشتههای مزبور را چونان گندابی از فحش و ناسزا، به هر سوروان كرد. اما، جنگ تبلیغاتی كافی نبود. میبایست با شیوههای ایجاد ترور و وحشت، ملیگرایان و پان ایرانیستها را از میدان بدر میكردند. از این رو، شكار ملی گرایان و پانایرانیستها از سوی گاردهای مسلح حزب توده آغاز شد. گاردهای مزبور كه از سوینیروهای اشغالگر روس آموزش دیده بودند، زیر نام كارگران چیتسازی، بلورسازی،دخانیات و...، سازمانبندی شده بودند. بیشتر فرماندهان گارد مزبور را، «مهاجران قفقازی» یعنی هم خانمان آن سوی ارس كه از سالها پیش به خدمت حزب كمونیست درآمده بودند، تشكیل میدادند. اینان سالها در ارتش سرخ و سرویسهای اطلاعاتی شوروی، خدمت كرده بودند.
اما چنان كه تاریخ معاصر ایران گواه است، پایداری گروهی از جوانان این سرزمین درقالب مكتب پان ایرانیسم و حزبهای برخاسته از آن، همهی این تمهیدات را درهم شكستو راه را بر مبارزات وسیع ناسیونالیستی ملت ایران زیر شعار ملی كردن صنایع نفت در سرتاسر كشوربه پیشوایی دكتر محمد مصدق، هموارتر كرد.
تا پیش از درهم شكسته شدن جو اختناق، ترور تحمیل شده از سوی حرب توده برمحیط دانشگاه، مدرسهها، خیابانها، كارخانهها و...، سلطه ی كامل داشت. احزاب وگروههای موجود در حاشیه قرار داشتند و فاقد توان حضور در صحنههای سیاسی واجتماعی كشور بودند. از این رو، این گونه احزاب برای پیدا كردن فضا، ناچار همراه و همگامحزب توده میشدند. از نمونههای بارز آن، تلاش نافرجام برای تجزیه آذربایجان و همگامیبرخی حزبهای به ظاهر ملی با حزب توده و فرقه دموكرات است.
بدین سان، حضور پان ایرانیستها در صحنهی مبارزات سیاسی ـ اجتماعی ملت ایران،امكان حضور فعالتر دیگر گروههای سیاسی و از همه مهمتر، تودههای مردم ایران را درصحنههای مبارزه برای ملی كردن صنایع نفت در سراسر كشور، بیش از پیش امكانپذیركرد.
البته از یاد نبریم كه مبارزه مزبور، بزرگترین مبارزهی «ضد استعماری » ملت ایران درقرن بیستم میلادی بود. در اثر این مبارزه بزرگ و درهم كوبیدن پایگاه نیرومند استعمار انگلیس در قالب ملی كردن صنایع نفت و خلع ید از شركت غاصب نفت، راه برای خیزشمردم آسیا، آفریقا و آمریكای لاتین، هموار شد. یاد همهی كوشندگان نهضت ملی كردن نفت در سرتاسر كشور، گرامی باد.