نام کلوب :آرامشی با شعر
نام انگلیسی : arameshibasher
تاسیس : 6 آبان 1384
1138 عضو ، 130 بحث ، 5 آلبوم ، 23 لینک ، 1 نظرسنجی

آرامشی با شعر

لیست لینکها تنها برای اعضای این کلوب مقدور می باشد.
__
عنوان بحث
زندگی
1 اسفند 85 - 16:59

 

 

زندگی شعله شمعی است که در بزم وجود

                                                      به نسیم  مژه بر هم زدنی خاموش است

پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
15
4 خرداد 1387 ساعت 15:50

زندگی نمادش کعبه و کعبه نماد زندگیست

نماد عشق پروانه عاشق  به شمع.همانگونه که دور شمع میچرخد در حالی که از تمام دلبستگیهای کوچکش رها شده است

و به دنبال راهی برای سوختن و فنا شدن در نور شمع است.

آری کعبه نماد زندگی ایده آل است .آنگاه که پروانه آنقدر محو در عشق می شود که هیچ زیبایی او را راضی نمی کند مگر سوختن و خاکستر شدن .

و به نور رسیدن و تا ابد نور شدن.

 

14
7 اسفند 1386 ساعت 09:06

زندگی دفتری از خاطره هاست

خاطراتی شیرین خاطراتی مغشوش

13
28 بهمن 1386 ساعت 01:08

زندگی عشق است ُُعشق افسانه نیست آنکهعشق آفرید دیوانه نیست عشق آننیست که در کنارش باشی عشق آن است که به یادش باشی 

12
14 بهمن 1386 ساعت 18:28

زندگی سرشار از نعمت و بركت است.

با ایجاد یك روح بزرگ و یك نگرش احترام آمیز، ‌زندگی خوبی را ایجاد كنید

11
14 بهمن 1386 ساعت 18:27

اگر با اطمینان در جهت رویاها و اهداف خود حركت كنید تا آنگونه كه می خواهید زندگی كنید،‌ با موفقیتی رو به رو خواهید شد كه در حالت عادی انتظار آن نمی رود. 

10
20 آذر 1386 ساعت 15:04

زندگی یعنی چکیدن همچو شمع از گرمی عشق

زندگی یعنی لطافت گم شدن در وادعی عشق

9
15 آبان 1386 ساعت 00:51

 زندگی زیباست ای زیبا پسند

                                 زیبه اندیشان به زیبایی رسند

 

8
10 فروردین 1386 ساعت 21:33

رسیدم‌.............. اول‌ِ سطرِ................. همون‌ اندوه‌ِ طولانی‌............
سرآغازِ پُر آوازِ................ همون‌............................. پیوندِ پنهانی‌ ..............

زنـــــــــــــدگـــــــــــــــــــی...در بهار زندگی رفتی سف....ر تو بی خبر ...
ای مانده بر كاشانه ام............ جای تو خالی...................

7
10 فروردین 1386 ساعت 20:50
زندگی تفسیر سه کلمه است : خندیدن .... بخشیدن .... و فراموش کردن .... پس.... بخند .... ببخش .... و فراموش کن
6
10 فروردین 1386 ساعت 18:19

 

زندگی رویایست... صادقانه ترین رویا...

 

5
9 فروردین 1386 ساعت 03:11

در کوچه های حسرت پرسه می زدم در کوچه های خستگان و دلشدگان و غم ساران
از کوچه ای به کوچه دگر می گشتم و می گشتن حال و هوایی داشت مبهم و آرام.
دَر ِ کوچه بر روی همگان باز بود مردمان بسیاری بودن می گشتن و می گشتم
هر که در پی حسرت خود می دویدن و می دویدم ، یکی بالا را نظاره می کرد و دیگری پائین را ، یکی رامغموم می دیدم و یکی را خرسند ، یکی شاد بود دیگر مبهم.

می دویدم و می دویدن هر که در پی خود

کوچه هارا یکی پس از دیگری طی می کردم در حسرت خانه و کاشانه ای می گشتم
مردمانی بودن بس بی انگیزه و بی رحم . اما! چرا! چگونه! اینچنین!
همگان رفتن و می رفتم .
از کدامین شروع کنم . فکرکردم و انگار نمی کردم.
گفتم از این مردمان می پرسم :
پرسیدم و جواب ندادن
ناراحت شدم وبه راه افتادم ناتوانی به سراغم آمد
گفتم با دگر:
التماس کردم و خشم کردن
به خود آمدم : دیدم کنار کوچه ای آشنا هستم !

(به خود آیید ای مردمان که اینچنین است برای تان تقلید و تضاد و...) خدایا آنم ده که هر گز مردمانت از من نستانند خدایا پناهم ده از دست این نامردمان روزگار و خدایا نگرشم ده از دست این حوادث ناملایم و صبوریم ده از دست این عشق هایه ناپایدار

4
26 اسفند 1385 ساعت 05:35
زندگی زیباست آن هنگام که نگاهی پر مهر را می بینی و در کلامی دلنشین سخنی سرشار از محبت را می یابی ، زندگی زیباست آن هنگام که با تلاقی دو نگاه لبخندی می شکفد و دستانی گرم ، دستانت را می فشارد ، زندگی یعنی دریچه ای به سوی قلب ها گشودن ، راهیه راههای نا امید شدن و همسفر غمها بودن ، زندگی یعنی ساختن بنایی که آنرا محبت نامیده اند ...
3
24 اسفند 1385 ساعت 08:57

زندگــــــــــــــــــــــــــی

 

زندگی یک آونگ است بین آه و حسرت و تبسم

2
22 اسفند 1385 ساعت 09:06

زندگی چیست ؟ اگر خنده است چرا گریه میكنیم ؟ اگر گریه است چرا خنده میكنیم ؟ اگر مر گ است چرا زندگی می كنیم ؟ اگر زندگی است چرا می میریم ؟ اگه عشق است چرا به آن نمی رسیم ؟ اگه عشق نیست چرا عاشقیم

1
22 اسفند 1385 ساعت 07:03
زنــــــــــــــــدگی .... پل ارتباطی عالم فانی  به عالم باقیست ..
__