| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
18
|
98
|
90/11/2 (11:30)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
90/9/26 (18:01)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
90/2/8 (18:37)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
90/2/3 (11:55)
|
|
||
|
|
3
|
8
|
89/7/28 (20:00)
|
|
||
|
|
52
|
251
|
89/7/28 (19:48)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
89/5/31 (18:24)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
89/4/14 (17:25)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
89/3/15 (13:27)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
88/12/1 (20:35)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
88/8/23 (21:25)
|
|
||
|
|
0
|
12
|
88/5/18 (00:13)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
88/5/14 (11:30)
|
|
||
|
|
21
|
32
|
88/3/22 (20:23)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
88/2/22 (13:06)
|
|
||
|
|
1
|
3
|
87/11/28 (15:49)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
87/10/30 (19:28)
|
|
||
|
|
4
|
7
|
87/10/27 (23:47)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
87/10/22 (16:02)
|
|
||
|
|
0
|
12
|
87/10/10 (19:58)
|
|

چهارشنبه 30 اردیبهشت سال 1383، مراسمی در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی به منظور نکوداشت خانم دکتر زهرا رهنورد و تجلیل از فعالیتهای طولانی و گسترده علمی، فرهنگی، هنری و سیاسی ایشان برگزار شد.
شرکت اندیشمندان، اساتید دانشگاهها، شخصیتهای سیاسی و مسئولان کشوری و دانشجویان دکتر رهنورد که برخیشان به مقام استادی هم رسیده بودند از یک سو و حضور دختران و نوههای شیرین و پدر و مادر پیر و قابل احترام دکتر رهنورد از دیگر سو بر صمیمیت مراسم افزود.
به گزارش قلم نیوز آنچنان که عصمت گیویان نوشته است در بخشی از این مراسم زهرا رهنورد لب به سخن گشود و خود را چنین توصیف کرد:
من نه هنرمندم، نه محققم و نه آنچه دوستان با دیده لطف در من یافتند. من فقط با چشمهایم گل دیدم و چیدم و عرضه داشتم و هر آنچه هست لطف اوست. زیبایی اوست ... شخصیت من تحت تأثیر سه زن، ابتدا مادربزرگ استثناییام، مادر و خالهام ساخته شد. «مادربزرگ» به سه زبان سخن میگفت و من مخاطب بودم و باید مفهوم را درمییافتم. زبان قرآن و روایات، زبان حافظ و سعدی و مولوی و زبان ضربالمثل. «مادر» مهربانم که با شجاعت، سلحشوری، آزادیخواهی و فداکاری بخش دیگری از شخصیت مرا ساخت. خاله که مظهر دانش بود، او تحصیلکرده و فرانسهدان بود. دبیر ادبیات فارسی و فرانسه و از همه مهمتر او مادر نخستین استاد من اکبر امیرنظام (شاگرد استاد کمالالملک) بود. امیرنظام خط، مینیاتور، نقاشی آبرنگ، رنگ روغن و بخشش و بزرگی را خوب میدانست.
شغل پدرم که یک نظامی معترض و ناسازگار با رژیم بود نیز سبب شد تا حضور در جادههای صعب و گردنههای هولناک و شهرهای مختلف، مرا آماده یک زندگی پر فراز و نشیب کند. چهار گوشه ایران و بعد از آن چهار گوشه جهان از نیویورک تا دهلی و پاریس و آفریقا همه و همه مرا آموخت که هر غیر ممکنی را باور کنم. این همه سفر و کندهشدنها و بیقراریها مرا چون ذره کاهی بدون وزن و مقدار و به کلیه تعلقات بیوفا کرد و آماده شدم تا «نداشتن و نخواستن» را مرام خود کنم. فصل ازدواج فرا رسید. با همسرم قرار گذاشتیم که «نخواهیم و نداشته باشیم». زندگیام میرفت و شکل میگرفت. در نظام تربیتی خانواده که به نحوی مساوات بین فرزندان رعایت میشد و البته عواطف شدیدتری نسبت به دختران اهدا میشد آموختم عدالتطلب، علمجو و ستاینده هنر باشم.
دوران دانشجویی که همزمان با تأهل و مادر شدن من بود، با حمایت خانواده کامل و کاملتر میشدم. بعد از برگزاری نمایشگاههای متعدد از نقاشیهایم با مطبوعات و حسینیه ارشاد آشنا شدم و در پرتو شخصیتهای بزرگی چون استاد مطهری، شریعتی قدم به قدم پیش میرفتم که حسینیه ارشاد تعطیل شد و من احساس کردم با آن اطلاعاتم نمیتوانم همه محتوای ذهنم را بیان کنم. پس خواندم و خواندم و خواندم.
پس از لیسانس مجسمهسازی و فوق لیسانس در هنر و دکترای علوم سیاسی ادامه دادم و حالا هم امیدوارم تأویل همان خوابی باشم که مادرِ جوانم هنگامی که مرا باردار بود دیده بود. او با همه جوانی و پاکیاش در یک حیاط سنتی که پنجرههای رنگین اتاقهای پنج دری محاصرهاش کرده بود، کنار یک حوض گرد با کاشیهای آبی و داربستی پربرگ زیر سایههای افلاطونی، آن خواب را دیده بود که «قرآنی از آسمان بر دامنش فرود آمد.» ان شاءاللّه.
در بخش دیگری از این مراسم مادر محترم ایشان به ایراد سخن پرداخت و در باره ایشان چنین گفت:
همان طور که حضرت امام(ره) فرموده بودند که از دامن زن مرد به معراج میرود میخواهم بگویم علاوه بر آن با تربیت درست و سعی و تلاش، زن هم میتواند به مقامهای والا برسد. مربی باید دامنی پاک و مطهر و تربیت شده داشته باشد. من در تمام لحظات تربیت فرزندانم، جدهام را به کمک و گواه میگرفتم تا آنها را آن گونه بپرورم که خداوند و ایشان خشنود باشند. من از همه فرزندانم راضی هستم و همهشان را تبلور و تجسم خواستههای بحق و الهی خودم و پدرشان میدانم. معتقدم که فرزندان با تربیت درست در خانه و بعد هم در مدرسه و حضور اساتید و بزرگانی تأثیرگذار در فامیل میتوانند در زندگی راه صحیح را انتخاب کنند. خاطرهای از کودکی دکتر به خاطر دارم که بارزترینمشخصه ایشان دقت و کنجکاوی بود. ایشان قبل از مدرسه وقتی که 3 یا 4 سال داشت به نوشتن علاقهمند بود. هر گاه من را میدید که کاری انجام نمیدهم اصرار پشت اصرار که «آلابیشتار» کنیم. منظورش از «آلابیشتار» نوشتن بود. یعنی حالاییا نوشتن را تمرین کنیم.
شکل حروف را قبل از مدرسه رفتن میشناخت و تمرین میکرد. عکس و تصویر کتابها را آنچنان مینگریست که گویا میتواند منظور آن نوشتهها را بخواند و بفهمد.
هر بار که در جلسات سخنرانی ایشان حضور داشتم به این فکر بیشتر پی میبردم که فرزندانم یک موهبت الهی هستند. یک لطف خدایی و باارزش.
رابطه من با فرزندانم بسیار خوب و متقابل است. درست است که من راهنمای آنها بودم اما آنها هم به من، فکرِ روز و افکار مترقی را منتقل میکنند. من ممنون فرزندانم هستم که اگر نتوانستم مطابق آنها با اطلاعات جدید هماهنگ باشم، آنها با مشورت با من انتقالدهنده افکار مترقی بودند. به عنوان یک مادر همیشه امنیت و حمایت خانواده را به آنها ارزانی داشتهام و در تمام مدتی که فرزندان خانم دکتر کوچک بودند و ایشان فعالیت بیشتری در بیرون از خانه داشتند من مراقب بچهها و خانهشان بودم تا مادرشان با خیال راحت و فراغت بیشتری به فعالیتهایش برسد و کانون خانواده محکم و استوار و گرم بماند. از میان فعالیتهای هنری خانم دکتر به «مجسمه مادر» بسیار علاقه دارم. وقتی که کارشان هنوز در منزل بود با تهیه روپوش و لباسی برای مجسمه از آن محافظت میکردم. دعای خیر من بدرقه راه همه عزیزانی که در جهت رضایت خداوند سبحان و رحیم گام برمیدارند.
اما این همه چیزی نیست که باید درباره رهنورد گفت. او در طی دوران فعالیت خود در پس از انقلاب مسئولیت هایی داشته که برخی از آنها در زیر می آید:
ـ مشاور سیاسی رئیسجمهوری
ـ رئیس گروه هنر سازمان سمت
ـ عضو پیوسته فرهنگستان هنر
ـ عضو شورای تحصیلات تکمیلی
ـ عضو هیئت علمی دانشگاه تهران
ـ عضو شورای فرهنگی کشور با حکم رئیسجمهوری
ـ عضو کمیسیون ملی یونسکو با حکم وزیر علوم
ـ عضو شورای سیاستگذاری بنیان نقاشی
ـ عضو انجمن زنان هیئت علمی دانشگاههای تهران
ـ داور فینال نقاشی جهان اسلام
ـ روزنامهنگار و سردبیر مجله راه زینب
ـ عضو شورای عالی آموزش و پرورش با حکم رئیسجمهوری
ـ سردبیر مهمان نشریه انگلیسی زبان بینالمللی «هنرهای جهان اسلام، به ویژه ایران»
ـ عضو انجمن نقاشان ایران
ـ ریاست دانشگاه الزهراء(س)
ـ عضویت در کمیته علمی «سیمنار بینالمللی زن در ادوار مختلف تاریخ ایران»
اما این زن هنرمند در طی این دوران به ارائه آثار هنری و تالیفاتی نیز پرداخت بخشی از این آثار را در زیر میخوانید:
کتابها:
ـ همراه با قیام موسی
ـ همگام با هجرت یوسف
ـ طلوع زن مسلمان
ـ پیام حجاب زن مسلمان
ـ ریشههای استعماری کشف حجاب
ـ داستانهای علی و مش مدینه (قصه کودکان)
ـ پشت جبهه هم سنگر است (قصه کودکان)
ـ حکمت هنر اسلامی
ـ هنر، عشق، زیبایی
ـ طوفانها و لالههای شهریور
ـ سوگواری در حرا
ـ زیبایی حجاب و حجاب زیبایی
ـ زینب زمانه
ـ مشبک (اصول و مبانی هنر سنتی)
ـ طرح ملی تاریخ هنر ایران در دوره اسلامی (5 جلد)
ـ دولت ملی در اندیشه اندیشمندان عرب و شبهقاره (پایاننامه کارشناسی)
ـ دولت ملی (پایاننامه دکترا)
ـ سفرنامه سفر به دیار زنان بت
ـ موضعگیری طبقات در فرآیند انحطاط جامعه
ـ نقد زیباشناسی در اسلام، مسیحیت و مارکسیسم
* *
مقالات:
ـ جایگاه و نقش زنان در ادبیات انقلاب اسلامی
ـ مادر، اسطوره همیشگی هنر
ـ مجسمهسازی در اسلام
ـ عشق در نگارگری ایران (مینیاتور) با تکیه بر نقش زن
ـ هنر اسلامی و ضرورت نوآوری
ـ بررسی قصه خسرو و شیرین
ـ نوآوری خوشنویسی در روند مراسلات، تجارت، تبلیغات
ـ نقش زن در میراث معنوی
ـ تأثیر تنوع بر مقولات جنسیت، هنر و مذهب در روند نقد فمینیسم اسلامی
ـ زن، هنر و گفتگوی تمدنها با تأکید بر معنویت و تأثیر نقش ایزدبانوها در روند تاریخ
* *
مجسمهها:
ـ مجسمه «مادر» از جنس برنز
ـ مجسمه «ظهر عاشورا» از جنس آهن
ـ مجسمه «به یاد عاشورا» از جنس آهن
ـ مجسمههای «شیشه به روایت عشق» از جنس شیشه، آهن، مس
پرفسور زهرا رهنورد زنی است که پا به پای میرحسین در عرصه کار و زار فعالیت کرد و ذرهای از ماحصل خدمات او به کشور و نظام را پیشتر خواندید.
اما رهنورد هم اکنون هم پا به پای میرحسین موسوی و پس از اعلام کاندیداتوری او در تلاش است تا عرصه جدیدی را بگشاید و آیندهی درخشانی را برای کشور رقم بزند.
او زنی است فرهیخته از تبار هنرمندان.

به گزارش خبرنگار قلمنیوز از ورامین، نخست وزیر کشورمان در دوران دفاع مقدس عصر جمعه میان جمع مردم این شهرستان در مسجد خاتمالانبیاء اظهار کرد: مجموعه کشور را صبرها و ایستادگیهای مردم اداره کرد. در دوران جنگ مردم روستایی از یک طرف محصولات کشاورزی خود را به جبههها میفرستادند و از طرف دیگر بچههای خود را اعزام میکردند و از سوی دیگر نیز در پشت جبههها دلگرمی میدادند. وقتی به این ایستادگیهای مردم نگاه کنیم خواهیم فهمید که سهم دولت در برابر عظمت مردم بسیار ناچیز بود و حتی یک قطره خون شهیدان ما بیشتر از همه اقداماتی بود که انجام شد. متاسفانه آنچه امروز تضعیف شده و از بین رفته است همین سرمایههای اجتماعی و بازیابی این سرمایه است که موجب حل شدن مشکلات کشور ما خواهد شد.
مهندس موسوی با اشاره به ضرورت بازگشت به ارزشها گفت: در ابتدای انقلاب و دوران جنگ فضا به گونهای بود که کسی وعده بیخودی نمیداد و همه سیاستها و اقدامات دولت شفاف بود. در آن شرایط قانونگریزی نبود و نیروهای بسیجی ما به طور خودجوش پاسدار کشور بودند و دولت هم در اختیار آنها بود. متاسفانه از آن فضای ارزشی به یک فضای سوداگرانه انتقال پیدا کردیم و دولتها در این بین نقش داشتند و این دولت که الان بر سرکار است در این بین سهم زیادی داشته است. مهمترین سرمایه ما در دوران جنگ عزت نفس و شرافت مردم بود. ما با تکیه بر همین عزت نفس و روحیه بود که در دفاع مقدس پیروز شدیم و توانستیم استقلال خود را تا به امروز حفظ کنیم. این روحیه و شرافت نباید مورد خرید و فروش قرار بگیرد و نباید تصور شود که این عزت را به بهانه رای و جلب چند روزه آراء میتوان خرید یا تضعیف کرد.
او که یادآوری کرد «در زمان جنگ پول و امکانات کمی داشتیم ولی حتی یک سنت هم هدر نمیرفت» در عین حال توضیح داد: آن منابع در خدمت اغراض سیاسی به کار گرفته نمیشد و همه بر هزینهها نظارت داشتند و به دلیل همین نظارتها بود که میتوانستیم روی پای خود بایستیم. این در حالی بود که عراق غیر از درآمد نفتی خود ماهانه میلیاردها دلار از طریق برخی کشورهای عربی منطقه دریافت میکرد به طوری که در پایان جنگ 70 میلیارد دلار بدهی داشت ولی ما جنگ را در شرایطی به پایان رساندیم که حتی یک ریال بدهی هم به دولت بعدی منتقل نکردیم. بنابراین در کشوری که امکانات در اختیار اغراض کوتاه مدت قرار بگیرد نمیشود پروژههای بزرگ و اساسی اجرا کرد. دلیل این که ظرف چهار سال 270 تا 310 میلیارد دلار هزینه کردیم ولی در هر جایی از کشور مشکلات فراوانی داریم این است که منابع را در اختیار اهداف درازمدت به کار نگرفتیم.
موسوی تصریح کرد: در ابتدای انقلاب هر کس بر اساس ارزشهایی کار میکرد و برای این کار نمیکردند که مورد تمجید و تشویق قرار بگیرند. به هیچ وجه به ذهن کسی نمیآمد که بخواهد کاری انجام دهد تا برای او هورا بکشند بلکه کار میکردند تا سالها بعد مردم نتیجه آن را ببینند و مدیران با این انگیزه کار نمیکردند که بخواهند ثابت کنند که این کارها را آنها انجام دادهاند. چرا که معامله آنها با خدا بود. البته یکی از مشکلات امروز کشور ما این است که منابع کمیاب را به جای این که در خدمت اهداف درازمدت به کار بگیریم به سمت پروژههایی رفتیم که در یک مقطع کوچک سروصدایی ایجاد کند. ما ناچاریم به آن نگاه درست برگردیم و هیچ چارهای نداریم به برنامهریزیهای درست روی بیاوریم. در این سی سال مدیران و کارشناسان زیادی پرورش پیدا کردهاند و مهمتر از اینها، برنامهریزی در کشور ارزش پیدا کرد.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام از عدم برنامهریزی صحیح در کشور انتقاد و عنوان کرد: متاسفانه امروز به واژه توسعه و برنامه حساسیتی پیدا شده است و گرچه شعار عدالت میدانند ولی فکر نکردند که این مشکلات بیشترین بیعدالتی در حق مردم است و فکر نکردند که این بیبرنامگیها، بیکاری، تورم، اعتیاد، ترس از آینده و مهاجرتهای فراوان در پی خواهد داشت. اگر برنامهریزی درستی باشد دلیلی ندارد که جوان ما کشور ایران خود را رها کند و به کشورهای دیگر مهاجرت کند. مردم ما به ایران حتی در خارج از کشور هم عشق میورزند ولی چرا امروز ذهنیت جوانان ما به سمت خارج از کشور است؟
مهندس موسوی با طرح این سوالات که چرا تولیدگران ما مایوس شدهاند؟ آیا از تولید داخلی حمایت شد؟ آیا دلارهای نفتی در خدمت تولید به کار گرفته شد؟ متذکر شد: متاسفانه مثلا به دلیل واردات بیرویه شکر، صنایع قند و شکر ما با مشکلات فراوانی مواجه شدند و در حالی که به 600 هزار تن واردات شکر نیاز داشتیم ولی در طول یک سال، دو و نیم میلیون تن شکر وارد کردیم. در مورد چای و محصولات صنعتی دیگر نیز همین مشکلات وجود دارد. در نتیجه سیاستهای نادرست و رها کردن واردات محصولات به کشور مشکلات زیادی به وجود آمده است و در نتیجه همین سیاستهاست که پرتقال اسرائیلی هم به کشور وارد میشود. وقتی واردات را به حال خود رها کردیم هم مشکلات اقتصادی و هم مشکلات فرهنگی در کشور ایجاد میشود و وقتی مرز مشخصی نداشته باشیم نمیتوانیم از صنایع داخلی حمایت کنیم.
او ضمن بیان این که صنعت نساجی برای کشور ما بسیار حیاتی است گفت: نساجی سابقه بسیار دیرینهای دارد ولی به دلیل وجود لباسهای چینی، واردات عظیم و عدم حمایت از تولیدات داخلی تک تک کارخانههای نساجی ما در حال ورشکستگی است که این مساله بیکاری فراوانی را به وجود میآورد و در نتیجه ناراحتی، ناامیدی، اعتیاد، فقر و تبعیض ایجاد میشود.
موسوی اظهار کرد: متاسفانه دولت به دنبال طرحهایی اساسی و درازمدت که بخواهد سالهای بعد نتیجه بدهد نبوده است و بیشتر به دنبال این بوده است که وعده بدهد و پولها را اینجا و آنجا بریزد. متاسفانه دولت هیچگاه نتوانسته است بر این وسوسه خود غلبه کند و بخواهد بازار را برای محصولات کشاورزی و صنعتی به گونهای مناسب فراهم کند. چنانچه میبینیم نزدیک عید واردات بیرویه میوه صورت میگیرد و یا هرگاه کشاورزان شمالی میخواهند کمی جان بگیرند واردات برنج صورت میگیرد و در جای دیگر میبینیم که پسته کالیفرنیایی در میان آجیل تبریزی وجود دارد. امروز برای عوض کردن شرایط موجود به ارادهای قوی نیازمندیم. کشور ما امکانات وسیع و سرمایههای عظیمی دارد و تمام اینها میتواند ایجاد امید کند و شرایطی را فراهم آورد که بتوانیم بر مشکلات غلبه کنیم ولی همه اینها به اراده مردم بستگی دارد.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، انتخابات را یکی از برکات انقلاب اسلامی خواند و خاطرنشان کرد: وقتی انقلاب صورت گرفت یکی از اولین اقدامات این بود که مردم در رفراندومی برای جمهوری اسلامی شرکت کنند و خود من با لذت در آن انتخابات شرکت کردم. چرا که اولین انتخاباتی بود که در آن حضور داشتم. پیش از انقلاب رایگیری درستی نبود و انتخابات به صورت فرمایشی انجام میشد. یکی از برکاتی که انقلاب فراهم آورد انتخابات بود و امام هم بر این مساله تاکید زیادی داشتند. این جزو سرمایههای بزرگ کشور ماست چرا که انتخابات فرصتی را فراهم میکند که مردم به گذشته و آینده نگاه کنند و اگر وضعیت فعلی را مناسب میدانند آن را تثبیت کنند و اگر هم احساس میکنند باید تغییری ایجاد شود دست در دست هم شرایط این تغییر را فراهم بیاورند.
او گفت: تصور من این است که نیاز شدید به تغییر اساسی در کشور داریم؛ تغییری که همه ما را به ارزشهای بنیادین و عدالت برگرداند. البته عدالت نه به معنای توزیع فقر بلکه به این معناست که دولت ثروت تولید کند و این ثروت به طور عادلانه در بین مردم توزیع شود و در عین حال منابع کمیاب در خدمت انجام پروژههای اساسی کشور مطرح شود تا به کمک مردم کشور را نجات دهیم.
حاشیه ها:
با ورود مهندس موسوی به مسجد، جمع حاضر با شعارهایی نظیر "موسوی موسوی حمایتت میکنیم"، "درود بر دو سید فاطمی میرحسین موسوی، خاتمی"، "صلی علی محمد یار امام خوش آمد" حمایت خود را از میرحسین موسوی اعلام کردند.
|
پاسخ شدید اللحن مهدی کروبی به حسین شریعتمداری | |||||
|
روزنامه اعتماد ملی: در پی توهین روزنامه كیهان به مهدی كروبی دبیركل حزب اعتماد ملی در جوابیهای خطاب به حسین شریعتمداری به ادعاهای وی پاسخ گفت و به سوابق مدیرمسئول كیهان اشاره كرد. متن كامل جوابیه مهدی كروبی به شرح زیر است: بسمالله الرحمن الرحیم طبق عادت مالوف و سنت مسبوق آن جریده، در روزنامه روز چهارشنبه نهم اردیبهشتماه 1388 با نگارش دو متن مستقل اما مرتبط،یكی به زبان لودگی و دیگری به زبان امنیتی اینبار علیه اینجانب مهدی كروبی به تهمت و هتك حرمت روی آوردهاید و دوستان و یاران مرا هم بینصیب نساختهاید، بلكه در پردهدری، درهای تازه گشودهاید و همگان را نه در مقام روزنامهنویس كه در جایگاه یك مقام امنیتی به وابستگی به رژیم صهیونیستی متهم كردهاید. وااسفا كه در جمهوری اسلامی، این نظام برآمده از خون شهدا، قلم به دست كسی افتاده كه در جایگاه نمایندگی رهبری در معظمترین موسسه مطبوعاتی حكومتی نهتنها از مشی رهبری پیروی نمیكند بلكه با سوءاستفاده از موقعیت شغلی خویش و جایگاهی كه در مقام بهرهمندی از اموال عمومی دارد بنگاه دروغپراكنی راه انداخته و پس از عمری در پوستین خلق افتادن و نقش پراودای ایرانی را بازی كردن و هتك حرمت مراجع عظام تقلید و روشنفكران برجسته دینی و مدیران خادم ملت اكنون به سراغ فردی آمده كه هرگز داعی دفاع از خویش نداشته و همواره كوشش كرده آبروی ریختهشده افراد و حق ناحق شده اشخاص را با وساطت و میانجیگری و میانداری و میانهروی و ریشسفیدی به آنان بازگرداند و همواره با این روش از جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی و راه امام پاسداری كرده است. اكنون اما نوبت به خود من رسیده است كه از عنایات و كنایات كیهان بیبهره نمانم و بدانم كه این بنگاه دروغپراكنی از تحریف مواضع مهدی كروبی ناامید شده به توهین روی آورده است. بارها از تحریف كیهان در عبارات و كلمات منسوب به خویش گذشت كردم چراكه تیغ كیهان در دریدن اعتماد مردم به اصلاحطلبان را كندتر از آن دیدم كه نیازی به در افتادن با كیهان باشد اما اكنون كه حد گذراندهاید و از آن بدتر افزون بر من، یارانم را نیز متهم ساختهاید چارهای جز آن ندیدم كه با شخص شما یك بار برای همیشه سخن بگویم و حجت تمام كنم تا بدانید كه این بار نه با سعیدیسیرجانی كه با مهدی كروبی سخن میگویید كه كارنامه نیم قرن مبارزه سیاسی او و پدرش و خانوادهاش در راه انقلاب و نظام روشن است. البته میدانم كه در این دیار از سعیدیسیرجانی تا دوست حضرتعالی سعید امامی همه از هر نوع بشر در معرض نیش قلم و قربانی بهتان شما هستند. سخن گفتن از خویش در فرهنگ عرفانی و اخلاقی ایرانیان مذموم است اما اسوه ما امام علی(ع) است كه در زمانه نامردانی میزیست كه العیاذبالله اسلام و ایمان و نماز او را زیر سوال بردند و آن امام شرمسار از عصری شد كه در آن او را با معاویه بن ابیسفیان قیاس میكردند. پس به فریاد درآمد و از سابقه خود در اسلام و یاری پیامبر اسلام و جنگاوری در جبهه حق گفت. امروز هم همان روز است كه افرادی چون شما با بیانصافی تمام سوابق فرزندان ایران و یاران امام را زیر سوال میبرید و كسی را یارای هماوردی با شما نیست كه اگر هست چون شمشیرعلی در نیام و چون زبان آن حضرت در كام است. من اما زبان در كام نمیگیرم و از یاد نمیبرم جفایی كه شما در حق مراجع محترم تقلید و روشنفكران مسلمان و حتی دگراندیشان كردهاید. كیست كه سابقه و رابطه مرا با برخی از فقها و مجتهدین نداند و از این واقعیت غافل باشد كه در مرزبندی با آن بزرگان و ترجیح امام عزیز بر آن علما از سابقون بودم؛ اما آیا این مجوزی است كه بر هتك حرمت ایشان از سوی كیهان سكوت كنم؟ كیست كه فاصله مرا (بهخصوص در سالهای آغاز تاسیس جمهوری اسلامی) با برخی از روشنفكران ملی و مذهبی نداند و به یاد نیاورد كه در ترجیح خط امام بر خطها و جناحهای دیگر لحظهای تردید نداشتم؛ اما آیا این دلیلی است كه بر هتك حیثیت بزرگانی چون مرحوم مهندس بازرگان - كه در تدین او شكی نبود - چشم ببندم؟ آیا مكتب همان امام و میراث همان اسلام نباید سبب شود كه این همه ظلم و جفا را نادیده نگیریم وقتی كه مدیران كیهان همسو با تهیهكنندگان برنامههایی چون هویت به نویسندگان و روشنفكران این سرزمین چون مرحوم دكتر عبدالحسین زرینكوب و مرحوم دكتر عباس زریاب خویی توهین میكردند؟ آیا امروز همان كلام امیرمومنان نباید سرلوحه ما باشد كه اگر مسلمانی از خبر تعرض به زنی یهودی بمیرد، بر او حرجی نیست؟ آقای شریعتمداری؛ شما بر مبنای كدام دانش فقهی و حوزوی متعرض محتوای اعلامیه من درباره ضرورت اصلاح قانون مجازات افراد زیر 18 سال میشوید؟ شما در كدام مدرسه و مكتب و دانشكده درس فقه و حقوق و علم دین آموختهاید؟ مساله اعدام افراد زیر 18 سال مسالهای فقهی و حقوقی است كه فقها و حقوقدانان باید درباره آن نظر دهند و البته هر نظری در این باره میتواند مورد نقد علمی هم قرار گیرد نه اینكه مایه لودگی و فحاشی بنام طنزپردازی شود. در فقه اسلامی هیچ تردیدی در اصل قصاص نفس در مورد قتل عمد وجود ندارد مگر آنكه صاحبان حق از آن بگذرند. اما بر مبنای همین فقه، كودكان از مجازات اعدام مستثنی هستند. تنها بحث و اختلافنظر درباره افراد كمسن و سال كه در اصطلاح فقهی و حقوقی غیرمكلفین، غیربالغین و یا «صبی» و كودك نامیده میشوند اختلاف از نظر میزان سنآنهاست. این مطلب مورد اتفاق همه فقهای اسلام است كه «صبی» یعنی كودك در صورت ارتكاب قتل عمد محكوم به قصاص نفس و اعدام نمیشود، بلكه «عاقله» یعنی خویشاوند و خاندان وی دیه مقتول را میپردازند. لیكن چون اخبار و احادیث مربوط به این موضوع هم تعدادشان اندك و هم مضمونشان متفاوت است موجب اختلافنظر در مفهوم و مصداق كودك و صبی گردیده است كه آیا منظور از صبی و كودك كیست. برخی فقها با استناد به برخی از احادیث گفتهاند منظور از آن افراد زیر 15 سال است. برخی روایات به میزان رشد جسمی فرد مورد نظر اشاره و تاكید نمودهاند و نه به مقدار سن او و حتی قید وجب راجع به قد وی ذكر شده است. در برخی فتواها به نشانهها و علائمی از رشد جسمی و جنسی فرد مورد نظر اشاره شده است. نظر دیگر این است كه بلوغ و كمال فرد تابع شرایط اقلیمی و آب و هوایی است و سن بلوغ افراد در مناطق حاره و بارده متفاوت است و مصداق صبی و كودك علیالاغلب افراد زیر هجده سال است و نه پانزده سال. براساس این واقعیت است كه قوه قضائیه كشور ما تحت ریاست فقیهی مطلق و مجتهدی كامل نیز بخشنامههایی را مبنی بر منع اعدام افراد زیر هجده به قضات فرستاده و اخیرا پیشنویس لایحهای را دراین باره جهت تصویب تقدیم مجلس آماده نموده است و من هم به عنوان یك روحانی نظرم این است كه در شرایط اقلیمی ما كودكان در سنین بالاتر از پانزده سال به بلوغ و رشد همهجانبه میرسند و مساله آغاز به انجام به اعمال عبادت با مسائل كیفری فرق دارد و لازم است كه قانونی در اینباره تصویب و از اعدام افراد زیر هجده سال جلوگیری شود. آیا به نظر شما كیهاننشینان این دیدگاه امثال بنده و قوه قضائیه ارتباطی به صهیونیسم دارد و آیا شما طرفدار اعدام افراد زیر هجده سال هستید و معتقدید اگر كسی مانند شما فكر نكند از عوامل صهیونیسم است؟! آیا صهیونیستها از اینكه در ایران افراد زیر 18 سال را اعدام كنند و بتوانند علیه جمهوری اسلامی تبلیغ كنند راضیترند یا اینكه یك روحانی علاقهمند به نظام و یار امام خواستار لغو این مجازاتها شود؟ مگر خداوند متعال در قران مجید نفرموده است اگر فردی را بناحق بكشند مانند این است كه همه انسانها را كشتهاند و اگر كسی را از مرگ ناحق نجات دهند مثل این است كه همه انسانها را نجات دادهاند. ما كی میخواهیم به این آیات رحمت الهی عمل نموده و از خشونتدوری كنیم؟ شما چرا و چگونه به خودتان اجازه میدهید كه به افراد مومن و مسلمان برچسب نامسلمانی و صهیونیسم بزنید، مگر شما چهكارهاید و چه جایگاهی دارید؟ در گذشته بسیاری از مسائل بوده كه واجب یا حرام بوده ولی با تحقیقات جدید و فتوای علما غیرواجب و یا حلال شده است. مثل احكام بئر و كشیدن آب آلوده به نجاست چاه و نیز مانند ماهیهای خاویاری كه تا انقلاب حرام نبود بعد از انقلاب با فتوای امام و برخی دیگر از مراجع حلیت آن اعلام شد ونیز مانند مساله مهم حق رای زنان كه قبل از انقلاب یكی از محورهای اعتراض علما بود ولی بعد از انقلاب، زنان هم حق رای دادن و هم حق نامزد شدن در انتخابات را پیدا كردند. پس ماهیت متكامل فقه و پویایی آن هرگز با این بضاعت علمی شما نمیتواند مورد تردید باشد و در واقع دلیل بر آشفتگی شما از این اعلامیه نیست. آنچه علت پردهدری شماست ترس از انتخابات آینده است كه شما در فرآیند این انتخابات كیهان را به ارگان نامزدی خاص بدل كردهاید و به نام انتشار اخبار دولت به تریبون رئیس دولت تبدیل شدهاید و آرزوی تمدید این دوره را در سر میپرورانید و برخلاف مشی رهبری، روزنامهای كه از اموال عمومی است را به ارگان فردی تبدیل كردهاید و با مشاهده اقبال مردمی در صف مقابل آشفتهخاطر میشوید و چنین بیتابانه عنان از كف میدهید و دشنام میدهید. شگفتا كه در رژیم شاه اعضای سابق حزب توده، رستاخیزی و ساواكی میشدند و به شكنجه و آزار مبارزان انقلابی و زندانیان سیاسی میپرداختند و پس از انقلاب اسلامی برخی افراد كه سابقه وابستگی به گروههای ضدانقلاب را داشتند لباس مطبوعاتی میپوشند و با تلون و نفوذ در برخی مطبوعات (كه به بیتالمال متكی هستند) به یاران امام و انقلاب توهین میكنند. روزی دگراندیشان و روشنفكران، دگر روز چهرههای ملی و مذهبی، گاهی بزرگان اقوام و مذاهب و مكاتب مسلمان و جایی حتی بیتامام خمینی و نوه محترم وی را هتك حرمت میكنند. بدینترتیب گویی كیهان به پایگاه ترویج خشونت و تفرقه و فرقهگرایی تبدیل شده است. شما با این شیوه، ریشه در كدام راه دارید؟ آیا راه امام و رهبری و اسلام رحمانی فرسنگها از بیراهه شما دور نیست؟ آیا از آن زنان مومنهای كه با نگارش اخبار كذب و مقالات دروغ در كیهان حریمشان را شكستهاید و در برخی پروندههای شبه قضایی برای ایشان پاپوش دوختهاید، حلالیت طلبیدهاید؟ آیا روی دیدار با ارواح طیبه علما و فقهایی كه بدانها توهین كردهاید را دارید؟ انتخابات ریاستجمهوری 22 خرداد 88 آزمون ملی ایرانیان است. هر كس كه بتواند خدمتگزار ملت باشد از حق ثبتنام در این انتخابات برخوردار است و تاكنون نیز چهار نفر بیشتر اعلام آمادگی نكردهاند. قانون هم وظیفه همه نهادها را روشن كرده است. روزنامه كیهان به عنوان بخشی از بیتالمال باید طبق قانون تابع سنتی باشد كه اموال عمومی تابع آناند و آن بیطرفی است. چرا كیهان هر روز علیه دو نامزد انتخابات 22 خرداد - كه هر دو یار امام بودهاند - پردهدری میكند و برای نامزد سوم سینهدرانی؟ روزنامه كیهان به چه حقی هر روز علیه مهندس میرحسین موسوی و اینجانب مقاله و خبر مینویسد و جعل میكند و تهدید میكند كه مراجع صلاحیتدار به حسابم میرسند؟ مگر شما وكیل مدافع آن مراجع یا مامور مخفی آنها هستید كه اینگونه از عالم غیب خبر میدهید؟ آقای شریعتمداری؛ برنامه شما تلاش برای اختلاف افكندن میان من و یارانم است تا با اتهامات واهی از قبیل اتصاف به صهیونیسم از پیگیری حقوق شهروندان و اصلاح قواعد حكمرانی منصرف شویم. اما بدانید این اهداف نه انتخاباتی كه ذاتی من در زندگی است و شهادت میدهم كه هیچ حرفی را نمیزنم مگر آنكه بدان از عمق جان باور داشته باشم و هیچ تصمیمی را نمیگیرم مگر آنكه مشورت كرده باشم. پس بدانید كه هم میخوانم و هم مینویسم بهخصوص روزنامه كیهان را كه در دوره حضرتعالی كارنامهای سیاه در توهین به نخبگان را از خود بر جای نهاده است. آقای شریعتمداری؛ فاعتبروا یااولوالالباب / والسلام علی من اتبع الهدی |
حمایت های همه جانبه ی حضرت امام خمینی (ره) از مهندس میرحسین موسوی در دوران نخست وزیری موضوعی نیست که بر کسی پوشیده باشد، اما از آنجا که این روزها کسانی به خود اجازه داده اند که به خیال واهی کم اطلاعی احتمالی نسل جدید از رخدادهای آن زمان را مستمسک قرار داده و پشتیبانی های استثنایی از این فرزند رشید امام و انقلاب را کم اهمیت جلوه دهند و یا با بزرگنمایی موضوع استعفا که حرفهای گفتنی پیرامون آن بسیار است، حمایت های آن رهبر کبیر را پایان یافته تلقی کنند، قلم نیوز در این فرصت پیام مهم و معنی دار ایشان به مهندس میر حسین موسوی که سراسر تایید و تکریم است را جهت اطلاع مخاطبان محترم بازخوانی می کند. حائز اهمیت آنکه این پیام چند ماه پس از استعفا و همهی سمپاشی ها و تهاجمات غیر منصفانه ی مخالفان به میرحسین صادر شده است و امام عموما چنین ادبیات صریح و غلیظی را در حمایت ها به کار نمی گرفتند. امید که نوع حمایت های آن رهبر دوراندیش و آینده نگر در این نامه خط بطلانی بر شیطنت ها و شائبه افکنی های فتنه گران و مخلفان قسم خورده ی دیروز که از قضا مخالفان و مدعیان امروز این شخصیت نیز هستند باشد و دوستان غافل را به خود آورد که فرزند دانشگاهی و متعهد امام را مورد تهاجم قرار ندهند، عبرت پذیرند و تایید دائمی امام از ایشان را که خود فاقد آن هستند کم نیانگارند.
صحیفه نور، ج21، ص: 199
حکم [انتصاب میرحسین موسوى به سمت سرپرست امور جانبازان]
زمان: 3 آذر 1367/13 ربیع الثانى 1409
مکان: تهران، جماران
موضوع: انتصاب سرپرست امور جانبازان و فرمان ایجاد تشکیلات مناسب در این بنیاد
مخاطب: موسوى، میرحسین (نخست وزیر)
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
جناب آقاى مهندس میرحسین موسوى، نخست وزیر محترم- ایّده اللَّه تعالى
از آنجا که چندى قبل جناب حجت الاسلام آقاى حاج شیخ مهدى کروبى طى نامهاى درخواست نمودند که براى رسیدگى هرچه بیشتر و بهتر به امور جانبازان و خانوادههاى شهدا اداره امور جانبازان انقلاب اسلامى و جنگ تحمیلى به نهاد یا تشکیلات دیگرى سپرده شود، اینجانب ضمن تقدیر و تشکر از ایشان و از کلیه مسئولین و دست اندرکاران «بنیاد شهید انقلاب اسلامى» و مرکز پزشکى بنیاد، خصوصاً سرکار خانم کروبى (1) که در شرایط جنگ کمال ایثار و فداکارى را نسبت به این عزیزان نمودهاند، جنابعالى را مسئول اداره کلیه امور جانبازان عزیز نمودم که با استفاده از همکارى و تجربیات «بنیاد شهید انقلاب اسلامى» و جانبازان و نیز اختصاص بهترین امکانات «بنیاد مستضعفان» به ایجاد تشکیلات جدیدى در این امر مقدس و بزرگ همت گمارید. و امید است با درایت و تقوا و تعهدى که در شما سراغ دارم به تمامى امور این حماسه سازان و شهیدان زنده انقلاب رسیدگى کامل گردد. و «بنیاد شهید انقلاب اسلامى» نیز همچون گذشته با فراغت و امکانات بیشتر امور خانوادههاى معظم شهدا و مفقودین و اسرا را دنبال نماید.
از آنجا که ممکن است این روزها افرادى بخواهند نسبت به دولت خدمتگزار شبهات و القائاتى در اذهان عامه به وجود آورند و زحمات بىشائبه و طاقت فرساى شما را خصوصا در مساله جنگ خدشهدار نمایند، لازم است این نکته را تذکر دهم که من همچون گذشته شما را فردى لایق و دلسوز براى انقلاب اسلامى مىدانم، و زحمات شما را در دوران جنگ و تجهیز سپاهیان اسلام فراموش نمىکنم، و الآن نیز شما را تأیید و حمایت مىکنم.
از آنجا که سران کشور و هیأت مشورتى بازسازى کشور در چند روز آینده اصول و سیاست بازسازى را به دولت ابلاغ مىنمایند، جنابعالى و اعضاى محترم هیأت دولت باید با قدرت و قاطعیت و با استقلال کامل به امر بازسازى کشور و ترمیم خرابیها پرداخته و رسیدگى به محرومین را درصدر برنامههاى خود قرار دهید. و مردم عزیز و شریف ایران نیز، که همه چیز خود را در طبق اخلاص و بندگى خدا نهادهاند، توجه دارند که تا رسیدن به استقلال واقعى راه طولانى پیش رو دارند؛ و همه مىدانند که با توجه به حجم عظیم خرابیها نباید انتظار اصلاح و بازسازى سریع امور را داشت. ما هنوز در آغاز راه هستیم، و سالها وقت لازم است که با همت و تلاش همه دست اندرکاران و مردم عزیز میهن اسلامىمان بازسازى شود و مشکلات برطرف گردد. چه بسا افراد مغرض و مخالف با انقلاب، که از هیچ راهى نتوانستهاند به اسلام و انقلاب لطمهاى وارد نمایند، امروز در قالب شعارها و بالا بردن سطح توقعات در مردم بخواهند به هدفهاى شوم خود نایل شوند، و با انگشت نهادن روى مشکلاتى که نتیجه تحمیل چندین ساله جنگ بوده است مردم را نسبت به مسئولین بدبین کنند و اینطور تبلیغ نمایند که بعد از قبول قطعنامه و نبودن جنگ چرا مشکلات حل نمىشود؟ باید به این افراد گفت مگر این کار به سادگى امکانپذیر است؟ مگر کشور ما از محاصرهها بیرون آمده است؟ مگر همه مراکز آسیب دیده برق و سوخت و کارخانجات را یکروزه مىتوان راه اندازى نمود که ما بگوییم دیروز جنگ بود و عذرها موجّه، ولى امروز که جنگ نیست چرا کمبود است؟ البته این سخنها از باب تذکر به مؤمنین است؛ و الّا مردم وفادار و انقلابى کشورمان براى به دست آوردن استقلال واقعى و رسیدن به خودکفایى خیلى بیشتر از اینها آماده صبر و فداکارى هستند. و من مطمئنم که ملت ایران یک لحظه استقلال و عزت خود را با هزار سال زندگى در ناز و نعمت ولى وابسته به اجانب و بیگانگان معاوضه نمىکند.
در خاتمه بار دیگر از زحمات دلسوزانه و مخلصانه دوست خوبم، جناب حجت الاسلام آقاى کروبى تشکر مىنمایم. و امیدوارم تمامى افرادى که در خدمت معلولین جنگ تحمیلى بودهاند با صمیمیت با آقاى نخست وزیر همکارى نمایند.
خداوند بزرگ به همه مسئولین و دولت خدمتگزار و مردم شریف ایران توفیق صبر و ایثار در راه اسلام را عنایت فرماید. والسلام علیکم و رحمة اللَّه.
به تاریخ 3/9/67
روح اللَّه الموسوى الخمینى
|
سیدمحمد خاتمی به عضویت ستاد88درآمد+عکس
13 اردیبهشت 88 - 17:11 | |||
| |||
|
تاریخ انتشار: ١٣ اردیبهشت ١٣٨٨، ١٦:٤٦
کد خبر: ١٣٥٤ - نسخه چاپی
سیدمحمد خاتمی به عضویت ستاد88درآمد+عکس
یاری: روز گذشته و در جریان دیدار اعضای ستاد88 با سید محمد خاتمی، رئیسجمهور سابق کشورمان علاوه بر آنکه نوار سبز رنگ حمایت از میرحسین موسوی را بدست بست، با پر کردن فرم به عضویت این ستاد درآمد. به گزارش خبرنگار پایگاه خبری یاری،در این دیدار بعد از آنکه سید شهابالدین طباطبایی به ارائه گزارشی در مورد آخرین وضعیت ستاد88 پرداخت، اعضای این ستاد نوار سبز رنگ نمادین حمایت از میرحسین موسوی که متبرک به ضریح امام هشتم شده بود را به خاتمی هدیه دادند. |

به گزارش قلم نیوز، حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی در دیدار با اعضای ستاد 88 ضمن تبریک روز معلم به تمام معلمان کشور، اظهار داشت: «هنوز هم وقتی در مقابل معلم قرار می گیرم، خودم را همان شاگردی می دانم که آغاز حیات معنوی و اجتماعی ام را مرهون حضور در پیشگاه او هستم و هر چه انسان دارد، از معلمان است، گرچه همواره این بخش تاثیرگذار جامعه با مشکلات فراوان مادی و معنوی رو به رو بوده و این مساله کمابیش در همه دولتها سابقه داشته است».
رییس بنیاد باران با بیان این مطلب افزود: «ممکن است در برخی دوره ها حرمت ظاهری آنها بیشتر رعایت می شده و بعضی جاها هم کمتر، اما امیدوارم ما همیشه زیر سایه معلمان جامعه بتوانیم پیشرفت داشته باشیم».
وی در ادامه سخنان خود با اشاره حضور تشکلهای مختلف در جریان انتخابات پیش رو گفت: «آنچه برای من در این مرحله بسیار شگفت انگیز و امیدبخش بود، پیدایش حرکتها و جنبش های سامان یافته ی خودجوش، برنامه ریز و متفکر با احساس مسئولیت بسیار بالا بود، زیرا قبل از این همیشه صحبت از این بود که مشکل حزب و تشکل در ایران مشکل بزرگی است، به این معنا که موانع ساختاری، رفتاری و ذهنی در جامعه ما وجود داشته که اجازه نمی داده است تا تشکل هایی که وجود دارند، به آن شکلی که یاید باشد، ریشه های خود را پیدا کنند و بتوانند با دردسر کمتر به فعالیت ادامه دهند».
رئیس بنیاد باران افزود: «یکی از مسائلی که قبلا عرض کرده ام این است که به خاطر تاریخ و ذهن استبداد زده ای که داریم، قدرت مشروع و متمرکز تشکل ها را به عنوان رقیب خود و نه بستری که پایه های قدرت در آن باید شکل بگیرد، نگاه می کند و چون امکانات قدرت متمرکز بیشتر است، فضا برای فعالیت تشکل ها تنگ می شود و همچنین اینکه جامعه ما با همه پیشرفتها و رشد فرهنگی و سیاسی که داشته و انصافا در میان کشورهای اسلامی و خاورمیانه رشد بسیار بالایی است، اما در عین حال به این دلیل که تجربه زندگی در متن نظام و جامعه ی دموکراتیک و مردمسالار را نداشته، با وجود اینکه خواست آن را داشته است و انقلاب اسلامی هم با این آرمان پیش رفته است، هنوز در جامعه ما آن ذهنیت رشد کافی نکرده است که تشکل ها را از خودش بداند و عقبه آنها باشد که این هم مانع دیگر در راه شکل گیری و اثرگذاری تشکل ها بوده است».
سید محمد خاتمی با بیان اینکه مانع سوم در این زمینه رابطه ای استکه باید میان تشکل ها و جامعه شکل بگیرد، اظهار داشت: « به هر دلیلی این رابطه برقرار نشده است و طبعا وقتی یک گیاه گلخانه ای بشود، امکان رشد محدودی دارد و آسیب پذیری آن نیز زیاد می شود».
وی با تاکید بر اینکه اینها مسائلی است که به لحاظ جامعه شناختی و روان شناختی اجتماعی باید مورد بحث بیشتری قرار گیرد، گفت: « ما معتقدیم در صورتی که نظام این تشکل ها را نداشته باشد و به رسمیت شناخته نشود و بستر رشد آنها در جامعه فراهم نیاید، دموکراسی در کشور ها و بخصوص در مواردی که سابقه عملی آن را نداشته اند خیلی آسیب پذیر می شود».
رئیس جمهور سابق کشورمان افزود: «آنچه در این دوره رخ داد مرا خیلی امیدوار کرد، پیدایش جرایانی با مسئولیت، آگاهی و با آمادگی برای پرداخت هزینه بدون اینکه یک حزب مشخص باشد و یا از تشکل های معهود جامعه باشد، بود».
خاتمی با بیان این مطلب که در اینکه گرایشات متفاوتی در این جریانات وجود دارد، تردیدی نیست، گفت: «اینکه جریاناتی پیدا می شوند که هویت خودشان را به احزاب موجود گره نمی زنند و برای خودشان هویت مستقلی قائل هستند و فعالیت خود را تعریف می کنند، احساس می کنند که می توانند موثر باشند و کار را برای موفقیت سازماندهی می کنند، پدیده بسیار درخور توجهی است».
وی با اشاره به اینکه ستاد 88، موج و یاری تنها گروههایی بودند که شکل گرفتند و فعالیت خود را ادامه دادند، گرچه فلسفه وجودی آنها برای حادثه ای است که در یک مقطع زمانی رخ می دهد و تمام می شود، اظهار داشت: ا«این حادثه برای کشور سرنوشت ساز است و این تشکل ها خودشان را به آن امر سرنوشت ساز پیوند می دهند و نشان می دهند که نسبت به سرنوشت جامعه حساسیت دارند».
رئیس بنیاد باران با طرح این پرسش که «ما چه کاری باید انجام دهیم تا این جریان پویا باشد؟» تصریح کرد: «اگر این فعالیتها در دراز مدت ادامه پیدا کند و در کنار احزاب دیگر بدون اینکه مانعی برای آنها باشد، می تواند تا حدود زیادی در جامعه ما که بسوی دموکراسی در حرکت است و آرمانهای انقلابش، آرمانهای بسیار والای الهی و انسانی است، خلا موجود را پر کند. زیرا ما نظام جمهوری اسلامی می خواهیم، اما ابزار آن را به اندازه کافی نداریم».
سید محمد خاتمی ادامه داد: «برای پیدایش چنین جریانی باید تعریف هویت و برنامه ریزی برای ادامه کار آن صورت گیرد و آیا ما بعد از انتخابات که ان شاء الله با موفقیت می گذرد و انگیزه خوبی برای دور هم جمع شدن است، می توانیم اهداف دراز مدتی را انتخاب کنیم و در این جریان بازنگری کرده و بصورت یک جریان اجتماعی در بیاوریم».
وی با تاکید بر اینکه این جریان بسیار فراگیر است و اینکه 35 هزار نفر برای ستاد 88 و چند صد هزار نفر دیگر هم که با موج همراهی کرده اند و چندین هزار نفر دیگر که در یاری کنار هم قرار گرفته اند، اینگونه با اشتیاق با سه هویت و با رویکرد کاملا مشخص خیلی به هم نزدیک می شوند و فعالیت دارند، پدیده ی بسیار مهمی است و از انتخابات و نتیجه آن مهم تر است، خاطرنشان کرد: «این پدیده اگر بارور شود، رشد پیدا کند و تداوم یابد به وسیله آن می توانیم بسیاری از مشکلات را در عرصه حیات اجتماعی حل کنیم».
یه گزارش روابط عمومی دفتر سید محمد خاتمی؛ رئیس جمهور سابق کشور مان در ادامه این دیدار با اشاره به موضوع انتخابات آینده ریاست جمهوری اظهار داشت: «این جریان با وجود آنکه به خاطر مسائلی که در اسفندماه گذشته پیش آمد دلخوری هایی داشت، خیلی زود توانست خودش را بازیابی کند و عقلانیت را به صحنه کشیده و با وجود دلخوری هدف مهم تر از هدف مقطعی یا رویکرد مهم تر از احساسی که داشت و سبب شکل گیری جمع شده بود، خود را جهت داد و بدون اینکه لطمه ای به کارش بخورد و شاهد ریزش وسیعی باشیم، توانست در صحنه کار خود را ادامه دهد که این مساله ما را به آینده این جریان بیشتر امیدوار می کند».
وی خاطرنشان ساخت: « یکی از مسئولیتهای ما این است که چگونه می توانیم این جریان را بارور تر کنیم و پس از انتخابات هم باید برنامه ریزی کنیم که این جریان را در جهت اهداف دیگری که داریم کارساز تر کنیم. ولی می خواهم بگویم آنچه پیش آمده برای من کاملا قابل توجیه و قابل فهم است و اگر هم مساله ای هست امروز آن را باید کنار گذاشت و به آینده و آرمانی که داشته ایم، نگاه کرد».
رئیس بنیاد باران با بیان اینکه ما در موقعیتی هستیم که هنوز انتخابات در کشورمان تعیین کننده است، گرچه مشکلاتی در مقابل آن وجود دارد، گفت: «من بارها گفته ام، رویه ها و ضوابطی تنظیم شده است که تا حدی با روح قانون اساسی و آرمانهای انقلاب اسلامی مغایرت دارد که اگر جمهوری اسلامی واقعا برای ما مهم است که همه ما مسلمانیم و معتقدیم فقدان بسیاری از ارزشهای معنوی و دینی در عرصه حیات بین المللی بشر امروز مشکلاتی را ایجاد کرده است؛ باید برای حفظ و گسترش جمهوری اسلامی و تقویت پایگاه مردمی به اصلاح رویه ها بپردازیم.»
رئیس موسسه گفتگوی فرهنگها و تمدنها با بیان اینکه ذهنیت تاریخی نسبت به حاکمیت دین با برخی گرایش ها، ذهنیت مثبتی نیست، اظهار داشت: «تجربه حکومتهایی که خود را منتسب به دین می دانستند در دوره ماقبل مدرن در مسیحیت مشکلاتی را ایجاد کرد که باعث بدبینی هایی شد. گرچه حکومتهایی که در کشورهای اسلامی بود، بهتر از حکومتهایی است که در قرون وسطا بود. اما در عین حال شاهد شکل گیری نوعی استبداد در دنیای اسلام بودیم که بلافاصله پس از رحلت پیامبر(ص) و سپری شدن دوران کوتاه صدر اسلام خیلی زود جهت آن منحرف شد و استبدادی که با دین هم توجیه می شد، شکل گرفت».
وی افزود: «وقتی هم به تاریخ رجوع می کنیم می بینیم که در مقایسه با حکومتهای دیگر این حکومتها ویژگی های مثبتی داشته اند، اما جنبه های منفی فراوانی هم داشته اند. اما اینها را نباید به حساب دین گذاشت و در همین جا هم کسانی بوده اند که از موضع دین، از حقوق، آزادیها و عدالت انسانی دفاع می کرده اند. بخصوص در دوره های اخیر و با نقش آفرینی رهبران دینی در زمان مشروطیت، پس از آن و انقلاب اسلامی و همچنین کشورهای دیگر این مساله وجود داشته است».
خاتمی گفت: «همین انقلاب اسلامی پیشنهاد جمهوری اسلامی می دهد و ما از جمهوری اسلامی به عنوان یک اصل مهم آن دفاع می کنیم. نماز، روزه و... را همه متدینین قبول داریم، اما تفاوت ما با بقیه کسانی که همه اینها را تبلیغ می کنند، ولی در عرصه حیات اجتماعی نیستند، چیست؟ در این جا صحبت بر سر این است که آیا دین می تواند در عرصه حیات اجتماعی دخالت کند که در واقع دو گونه دخالت داریم؛ یکی آنچه حاصل آن در افغانستان ظهور کرده است و دیگری آنچه در ایران وجود دارد.
وی تاکید کرد: «ایران پیشنهاد جمهوری اسلامی را داد و در این چارچوب برای انتخابات و دخالت مردم در سرنوشت خودشان احترام قائل است و این مهمترین اصل در عرصه حیات اجتماعی ما بوده است. یکی از مهمترین محورهای اصلاح طلبی نیز دفاع از حقوق مردم، حضور مردم و آزاد بودن آنها، تحمیل نکردن امور، تعیین کننده بودن مردم، مسئول بودن قدرت در مقابل آنان و مبتنی بودن قدرت بر آراء مردم است».
خاتمی با تاکید بر اینکه ما انقلاب را اینگونه فهمیده ایم و اصولگرایی در عرصه حیات اجتماعی را نیز اینها می دانیم و انتخابات هم عرصه بسیار مهمی است، هشدار داد: «من اعلام می کنم رویه هایی که با حسن نیت یا غیر از آن، اتخاذ شده در خیلی جاها با این جهات انقلاب اسلامی و خواست تاریخی مردم و حتی روح قانون اساسی تعارض دارد، هر چند که در برخی زمینه ها بصورت قانون هم در آمده و نمی گوییم کار خلاف قانون صورت می گیرد».
وی ادامه داد: «محدودیتهایی هم که ایجاد می شود همه مورد احترام ما هستند، ولی اینکه نظارت را به اجرای کامل معنی کنیم و محدودیتهایی ایجاد کنیم و اگر کسی هم اعتراضی داشته باشد، همان کسانی که همه کاره قضیه هستند، داوری قضیه را هم به عهده داشته باشند، با معیارهای قانون اساسی، انقلاب و امام(ره) سازگار نیست».
سید محمد خاتمی تاکید کرد: «اگر هم کسی می گوید این اوضاع باید تغییر یابد، اتفاقا در دفاع از آن آرمانها خواهان تغییر است. وقتی می گوییم از انتخابات نگران هستیم، بالضروره بدین معنا نیست که خدای نکرده تعداد زیادی رای باطله را به نام فرد دیگری به صندوق بریزند و یا آراء را نخوانند که البته در همه جای دنیا ممکن است این مسائل وجود داشته باشد، بلکه منظور ما این است که باید کسانی باشند که از تک تک آراء دفاع کنند و اگر کسانی باشند که احساس وظیفه کنند که علی رغم خواست مردم و برای اینکه جواب خدا را بدهند و به خیال خود به وظیفه دینی عمل کنند، این امر ایجاد مشکل می کند».
رئیس جمهور سابق کشورمان طرح این بحث که «آیا در عرصه انتخابات عدالت حکمفرما است»؟ تصریح کرد: «ما وقتی از آزادی انتخابات می گوییم، بیشتر آن مربوط به قبل از انتخابات است و همه آن مربوط به شمارش آراء نیست. بر فرض که رای گیری دقیق باشد و یک رای هم جابجا نشود، اما قبل از آن زمینه عرضه افکار کاندیداها به مردم مساوی است؟ وی تاکید کرد: «امروز همه امکانات مادی، معنوی، اجرایی و اداری در اختیار بعضی هاست و همانگونه که گفتم آنها نیازی به داشتن ستاد ندارند و در مقابل بعضی ها هم در محرومیت کامل بسر می برند و برای پیدا کردن محلی برای سخنرانی هم با مشکل مواجه می شوند و در همان جاهایی هم که امکان سخن گفتن پیدا می کنند، با شلوغی و ناامنی مواجه می شوند.
خاتمی ادامه داد: «کاندیداها حرف خود را چگونه به مردم برسانند؟ مهم ترین محلی که می تواند حرفها را به گوش مردم برساند، صدا و سیماست. اگر تمام رسانه های موجود را با مخاطب چند میلیونی صدا و سیما مقایسه کنیم و امکانات وسیعی که در اختیار آن قرار دارد و با تیراژ وسیع بدون دغدغه هزینه منتشر می شود، در این سو تمام طبوعات ما با همه اختلاف سلایق فکر نمی کنم بیش از 200 هزار نسخه تیراژ داشته باشند.
وی با بیان اینکه این نامساوی بودن امکانات برای ما مشکل است، گفت: «وقتی می گوییم انتخابات باید به درستی برگزار شود، یکی از موارد آن هم همین است. فورا ما را متهم نکنند که می گوییم در انتخابات تقلب می شود و آراء جابجا می گردد. اگر آن مسائل هم باشد، موضوعات دیگری هم مهم است و طبعا کسانی که بر سر صندوقها حاضر هستند و نقش تعیین کننده دارند، باید حتی الامکان انسانهای بی طرفی باشند که ما شک داریم افراد بی طرفی بتوانند بیایند.»
رئیس سابق قوه مجریه ادامه داد: «قانون مشخص کرده است که معتمدان جامعه باید مجریان انتخابات باشند و کسانی هم باید تائید کنند که این افراد معتمد هستند یا خیر و در این جهت باید از جریانات، تشکل ها، معتمدان محل و... جمع شوند و از میان خود افرادی را انتخاب کنند. اگر هم بخواهیم واقع بینانه به مسائل نگاه کنیم، کسانی باید صلاحیتها را تعیین کنند که معتمدان مردم باشند، نه اینکه به کس دیگری حق وتو بدهیم یا اینکه اصلا این مساله را قبول نداشته باشیم».
سید محمد خاتمی تاکید کرد:«اصلا معتمدان مجریان واقعی انتخابات باید باشند. وزارت کشور تدارک کننده انتخابات است و از نظر تئوریک این مساله مشخص است، اما آیا معتمدان، به عنوان انسانهای بی طرف یا افراد مرکب از همه گرایشات موجود با سلامت نفس و صداقت انتخاب می شوند؟ اگر اینگونه بود که ما مشکلی نداشتیم. این مسائل جدا باید مورد توجه دولت قرار گیرد.
وی خاطرنشان ساخت: «البته در دولت اصلاحات هم ما در جاهایی کوتاهی کردیم یا نتوانستیم انجام دهیم و در بعضی جاها هم اوضاع تا این حد متصلب نشده بود که ایجاد حساسیت کند و امروز یکی از اموری که باید برای تامین آینده اصلاح شود، همین چیزهاست که در انقلاب و قانون اساسی هم بوده و هست و تا این اندازه برای آنها خون داده شده است».
رئیس بنیاد باران در ادامه دیدار با اعضای ستاد 88 با تاکید بر اینکه در این میان؛ یک راه بسته نیست و آن هم «حضور مردم» است، گفت: «حضور مردم می تواند همه معادله ها را به هم بزند و اگر این حضور کم باشد، خود به خود یک سقف رای برای یک طرف وجود دارد که در غیبت یا حضور کم مردم کارساز می شود».
خاتمی با تاکید کرد: ما می دانیم تمام تبلیغات، هزینه ها و مصرف ارزشها و امکانات برای رای گیری که صورت می گیرد و کارهایی که برای کسانی که بخصوص از نظر مالی دارای امکانات ضعیف هستند صورت می گیرد، اموری غیر عادلانه و حتی در معنای عمیق آن غیر قانونی است ولی می دانیم رای کسانی که این اقدامها را می کنند دارای سقفی است و امکان ندارد بالاتر از آن برود، گفت: «بنده با قطعیت این حرف را می زنم و تمام نظرسنجی ها هم آن را نشان می دهد. این سقف اگر در غیبت مردم باشد، کارگر می افتد، ولی اگر مردم حضور یابند این سقف چیزی را تعیین نمی کند و ما باید کاری کنیم که مردم بیایند و البته مواردی بوده است که نتایج بر خلاف میل بعضی ها بوده است،ولی این نتیجه وقتی حاصل شده است که مردم با اشتیاق به صحنه آمده اند و رای داده اند که تاثیر گذار بوده است.
وی تصریح کرد: «امروز هم باید هدف اصلی ما این باشد که مردم به صحنه بیایند. بنده هم برای اینکه این اشتیاق در مردم ایجاد شود و بدانند که باید به صحنه بیایند، تلاش می کنم».
سید محمد خاتمی با بیان اینکه فعالیت چند صد هزار نفری هم که در این تشکل ها حضور دارند، در عرصه ملی بسیار می تواند مهم باشد و اینترنت هم می تواند اثرگذار باشد، گفت: « گرچه کاربران اینترنت درصد قابل توجهی از کسانی که رای می دهند را تشکیل نمی دهد و خیلی از آنها هم به خاطر تحلیل و فکر خودشان اگر این امکانات ارتباطی هم نبود، تصمیمشان مشخص بود، ولی می تواند آگاهی را در جامعه تزریق کند.
وی ابراز امیدواری کرد که «این انتخابات انتخابات خوبی باشد و در آینده هم بیندیشیم و ببینیم که با این تشکل های موجود مانند موج، ستاد 88 ، یاری و... برای ارتقاء جامعه چه تلاش هایی می توانیم انجام دهیم».
سید محمد خاتمی در خصوص اجماع در میان اصلاح طلبان اظهار داشت: «اگر مردم حضور بالایی داشته باشند، تعدد کانیداها را مضر نمی دانم، حتی اگر تعدد کاندیداها در جهت جذب نظر بیشتر مردم برای حضور گسترده تر در صحنه باشد، این مساله هیچ مشکلی ایجاد نمی کند، ولی اگر قرار است انتخابات بی رونق باشد و حضور کم باشد، حتما تعدد کاندیداها مضر است».
وی ابراز امیدواری کرد: «با تدبیری که بزرگان ما دارند، کار را به جلو ببریم و اصلا در اینجا صحبت این نیست که یک نفر شایسته تر است و دیگری کمتر شایسته است. همه شایسته و خوب هستند و علاوه بر این مساله اصول و چارچوب های اصلی اصلاحات است که مورد قبول باشد. ما اصلا توقع نداریم که همه مانند ما فکر کنند. اما این توقع را داریم که اگر اصلاحات یک حرکت ریشه دار در جامعه ماست، ولو با قرائت ما، موانع پیش روی آن برداشته شود و هر دولتی که می آید برای جریان اصلاحات بستری را باز کند.
خاتمی افزود: «توقع حداقلی ما این است که موانع موجود برداشته شود، ولی در جهتی حرکت شود که ما قبول داریم درست است و به نفع کشور است و کسی هم توقع ندارد که همه آرمانها یک شبه تحقق یابد.
رئیس بنیاد باران با بیان این نکته که علاوه بر شایستگی های دینی، سیاسی، اجتماعی و اصلاح طلبانه، واقعا شانس موفقیت در این انتخابات یک اصل مهم است، تاکید کرد: «اگر من می گویم، بنده در صحنه نباشم و فلانی باشد، دلیل بر این نیست که یکی خوب و دیگری بد است، بلکه همه خوب هستند. اما اگر هدف ما تغییر مثبت در چارچوبهای مورد اعتقاد ما باشد، شانس موفقیت هم یک اصل است که باید مورد توجه باشد و در این مسیر حرکت کنیم».
وی افزود: «مهم هم این است که مردم با تمام وجود وارد عرصه شوند و اگر بنده گفتم، «یا من یا مهندس موسوی»، به این معنا نیست که همه حقانیت و شایستگی میان من و ایشان منحصر است و دیگران واجد آن نیستند».
خاتمی تاکید کرد: «من فکر می کردم در موقعیت موجود لزومی ندارد با بودن مهندس موسوی در صحنه بمانم. دوستان هم باید سعی کنند با اختلافاتی که ممکن است پیش بیاید، نگرانی ها کم شود، ولی باید برای موفقیت در انتخابات برنامه ریزی کنیم. نه اینکه فقط انجام وظیفه کنیم و بگذاریم هر چه می خواهد پیش بیاید.
وی ابراز امیدواری کرد: «نتیجه ای حاصل شود که حسرت نخوریم و این حسرت را بعضی اوقات دیگران بر ما تحمیل می کنند و بعضی اوقات هم خودمان برنامه ریزی نمی کنیم و باید خودمان را ملامت کنیم».
وی خاطرنشان ساخت: «فعلا در این موقعیت باید در جامعه شور ایجاد کنیم و بنده هم در حد خودم، هر کاری که از دستم بر می آید حاضرم انجام دهم».
سید محمد خاتمی در پایان دیدار با اعضای ستاد 88 ابراز امیدواری کرد: «این جریان در آینده قوی تر، پایدار تر و ماندگار تر در جامعه حضور داشته باشد».
در ابتدای این دیدار سید شهاب الدین طباطبایی رییس ستاد 88 به تشریح وضعیت موجود و چگونگی حمایت این ستاد از مهندس موسوی پرداخت و در ادامه نیز چند تن از اعضای ستاد 88 به بیان گزارش و دیدگاههای خود پرداختند.
همچنین در ابتدای این دیدار سید محمد خاتمی به عضویت افتخاری ستاد88 درآمد و سایت ستاد 88 نیز توسط وی آغاز به کار کرد.

میرحسین موسوی و مهدی کروبی در نامهای مشترک به شورای نگهبان خواستار آن شدند که در گزینش و دعوت از ناظران شورای نگهبان و معتمدان هیئتهای اجرایی و اعضای شعب اخذ رأی از چهرههای مستقل و اشخاص موجه و شناختهشده استفاده شود.
به گزارش قلم نیوز، در این نامه آمده است:
دبیر محترم شورای نگهبان
باسلام
احتراماً، با توجه به برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری در تاریخ بیست و دوم خرداد 88 و با عنایت به اصول هشتم و پنجاه و ششم قانون اساسی، ناظر به حق نظارت عمومی مردم بر حکومت و همچنین حق حاکمیت مردم بر سرنوشت اجتماعی خویش، و با استناد به مواد 47 و 39 قانون انتخابات ریاستجمهوری و استفاده از عنوان "معتمدین محلی" در قانون مذکور، در تعیین "هیأتهای اجرایی" و "اعضاء شعب اخذ رأی"، که گویای تأکید قانونگذار بر حق نظارت مردم بر انتخابات و نحوه تعیین سرنوشت خویش است، انتظار میرود شورای محترم نگهبان و مجموعه وزارت کشور زمینهای فراهم نمایند تا در گزینش و دعوت از ناظرین شورای نگهبان و همچنین "معتمدین هیئتهای اجرایی" و "اعضای شعب اخذ رأی" حتیالامکان از چهرههای مستقل و اشخاص موجه و شناختهشده (که بهترین مصادیق برای عنوان معتمدین محلی هستند ) استفاده گردد. طبیعی است در صورت کمبود چهرههای مستقل در برخی حوزهها میتوان از اشخاص با گرایش سیاسی اما به طور متعادل ( و نه فقط از یک سلیقه سیاسی ) بهره جست .
تردیدی نیست که با توجه به همسویی زیاد گروههای نظارتی و اجرایی در این دوره ، چگونگی برگزاری انتخابات ریاست جمهوری بیش از پیش مورد توجه افکار عمومی و آحاد مردم خواهد بود، از این رو انتظار میرود با انتخاب بیطرفانه معتمدین و ناظرین از سوی وزارت کشور و شورای نگهبان به این حساسیت واکنش مناسب نشان داده شود و سنگ بنای محکمی برای برگزاری یک انتخابات سالم و بیشائبه که شایسته نظام مردمسالار و خواست همه مسئولان و آحاد مردم است گذاشته شود و با تکیه بر چنین بنای محکمی است که شاهد حضور انتخاباتی پرشور و فعال مردم نیز خواهیم بود .
در این خصوص از همه چهرههای مستقل و شناختهشده در سرتاسر کشور نیز درخواست مینماییم، با پیگیری مجدانه و حساسیت نسبت به نحوه گزینش و انتخاب ناظرین و مجریان انتخابات، تلاش نمایند با حضور و عضویت در ارکان مذکور، در برگزاری انتخاباتی سالم و باشکوه سهیم گردند .
میرحسین موسوی - مهدی کروبی

به گزارش خبرنگار قلم نیوز، آخرین نخست وزیر ایران در همایش دانشگاهیان و پژوهشگران حامی میرحسین موسوی در دانشگاه تهران، با بیان اینکه ما امروز در جامعه مشکل وجود ترس را شاهدیم افزود: این ترس میتواند از عدم امنیتی سرچشمه بگیرد که حاکم بر فضای جامعه ماست.
وی با بیان اینکه «وقتی بحث فرار مغزها مطرح میشود به همین مساله وجود ترس برمی گردد» اظهار کرد: کسی که دورنمای روشنی ندارد به دنبال این است که آزادی و رهایی خود را در خارج از مرزها بیابد. من در شعاری گفتم که کافی نیست دولت احساس امنیت کند بلکه باید مردم هم احساس امنیت کنند زیرا امنیت مردم مهمتر از امنیت دولت است.
موسوی با بیان اینکه اگر جامعه از ترس و ناامیدی آزاد باشد، میتواند بسیاری از عقب ماندگی ها و کج رفتن ها را جبران کند اما وقتی فضا آمیخته با یک نگاه امنیتی باشد امکان این مساله از جامعه سلب میشود. این نگاه امنیتی امروز در دانشگاههای ما وجود دارد و متاسفانه حتی پنهان هم نیست. برای مثال چه ضرورتی دارد که گیت های ورودی در دانشگاهها گذاشته شود.
موسوی از وجود احساس عدم امنیت در فضای دانشگاهها انتقاد کرد و گفت: دانشجو و استاد، احساس امنیت نمی کنند در حالی که اینها شرافت و کرامت انسانی دارند و در قانون اساسی و چشم انداز بیست ساله نیز به مساله کرامت انسانی تاکید شده است. نباید تعجب کنیم که فضای ترس و ناامیدی در کشور حاکم شود و نتیجه آن عدم خلاقیت و درجا زدن در مسیر توسعه باشد.
وی اضافه کرد: وقتی از وجود سه میلیون دانشجو در کشور بحث میکنیم یعنی بحث ما درباره تمام ملت است و در شرایط فعلی کمتر خانوادهای مییابیم که فرزند دانشجویی نداشته باشد حال آیا باید با نگاه امنیتی و عدم اعتماد به این قشر نگاه کنید؟ آیا فکر نمی کنید که این جمع همین حس را به خانوادههای خود منتقل میکنند؟ دلیل وجود یاس و نامیدی در خانوادهها و این که در برخی شهرها و استانهای کشور میزان مشارکت در انتخابات کمتر از 50 درصد است همین مسایل است. در دولت آینده این نگاه امنیتی به آموزش عالی باید دگرگون شود.
موسوی در ادامه اظهار کرد: من تا 22 خرداد صحبت خواهم کرد و به همه سوالات پاسخ خواهم داد، اگر زنده بمانیم و بخواهیم کشور را به پیش ببریم، مجبوریم رویه ها را عوض کنیم زیرا رویه های موجود راه به جایی نمی برد. در مجموعه تصمیمگیریها در کشور یک نگاه غیرعلمی و قهقرایی را شاهد هستیم و نتیجه این امر منجر به سیاستهایی میشود که دائما شاخص های اصلی نظام را کاهش میدهد.
وی با تاکید بر اینکه جوانان ما اگر معتقد باشند که کشور در مسیر درستی سیر میکند، با امیدواری و قوت راه را طی خواهند کرد و یادآور شد: ما نمونه این مساله را در دوران جنگ شاهد بودیم. در آن شرایط مصیبت، بمباران و فقر یک حس امیدواری در مردم وجود داشت، همه به فکر منافع کشور بودند و ننگ بود که کسی برای نجات کشور به خارج از مرزها چشم بدوزد.
نخست وزیر دوران دفاع مقدس بر وجود یک ارتباط صحیح بین دانشگاه ها و بخش صنعت و تولید کشور تاکید کرد و افزود: متاسفانه امروز ارتباط ارگانیک بین رشد علم و رابطه میان این بخش و بخش صنعت تولید کشور وجود ندارد. یکی از تنگناهای اول انقلاب کمبود نیروهای متخصص بود ولی خوشبختانه امروز هزاران کارشناس و متخصص در زمینه های مختلف داریم. ولی وقتی از این نیروها استفاده نکنیم نتیجه این میشود که همه آنها نسبت به افزایش نقدینگی و تاثیر آن بر رشد تورم هشدار میدهند ولی چند نفر محدود اعتقاد دارند که هیچ رابطه معناداری بین افزایش نقدینگی و افزایش تورم وجود ندارد و در نتیجه مشکلات امروز به وجود میآید.
وی گفت: کار به جایی رسیده است که مجموعه ای مثل فرهنگستان هنر باید برای دریافت بودجه چهار میلیاردی خود ده ها نامه نگاری انجام دهد تا بتواند این بودجه عادی خود را بگیرد.
موسوی اظهار کرد: ذیل نگاه امنیتی است که استقلال دانشگاهها نیز کنار گذاشته میشود. اگر اعتماد داشتیم به استقلال و استفاده از دانشجویان و اساتید در تصمیمگیریهای مختلف از جمله تعیین مدیریت، امروز عکس این مسایل را شاهدیم.
وی در ادامه بر عقلانی کردن تصمیمات در کشور تاکید کرد و افزود: متاسفانه امروز به سمت یک نوع ابتدایی گری و روند کاهنده عقلانیت در تصمیمگیریها پیش میرویم. یک شبه و به طور فلهای بسیاری از شوراهای تصمیم گیری کشور، منحل یا ادغام شد و عجیب نیست در چنین شرایطی سهم بخش تحقیقات در کشور کاهش پیدا کند و ما مشکلات فراوان داشته باشیم. این در حالی است که در برنامه اول توسعه بحث افزایش سهم تحقیقات در بودجه مطرح بود زیرا آن موقع تصور این بود که تمام امکانات کشور را باید بسیج کنیم و بحث توزیع پول نبود.
موسوی در ادامه گفت: آیا جای تامل ندارد که پس از گذشت سی سال از انقلاب اسلامی با یک روند کاهش یابنده در تصمیمگیریهای عقلانی مواجهیم. یکی از دلایل این مساله لغو شوراها و عدم فهم درست از نقش علم در توسعه و پیشرفت کشور است.
وی با اشاره به مشکل اشتغال در کشور، بر ثبات در مدیریتهای کشور تاکید کرد و افزود: آیا با این رفت و آمد مدیریتها امکان دورنمای روشن برای اشتغال میتواند به وجود بیاید؟ به نظر من نمی تواند به وجود بیاید. اگر راه را باز کنیم و دورنمای روشنی ایجاد کنیم سرمایهگذار داخلی و خارجی جذب میشود وگرنه به سمت دوبی یا مناطقی نظیر آن میرود و اگر هم سرمایه خود را به این جا بیاورد در کارهایی استفاده میکند که بتواند سریع برداشت کند یا مثلا به اسم تاسیس کارخانه زمینی بگیرد بعد که قیمت زمین بالا رفت آن را بفروشد.
موسوی در ادامه با انتقاد از افزایش معضل اعتیاد در کشور گفت: این یک پرسش اساسی است که با وجود 300 میلیارد دلار درآمد کشور چرا چنین مشکلاتی را شاهد هستیم؛ به طوری که در هر استان که میروم عده ای از مردم دور من جمع میشوند و بسیاری از آنها آهسته زیر گوش من زمزمه میکنند، اعتیاد اعتیاد اعتیاد. حل این مشکلات اولویت چندم دولت است؟ بحث از مدیریت جهانی میکنیم اما متوجه نیستیم که تاثیر 25 درصد تورم بر بیکاری، مشکلات اجتماعی و افزایش اعتیاد چقدر است. اگر متوجه این تاثیر بودیم در تمام 24 ساعت شبانه روز به جای رفتن به این استان و آن استان، مشغول حل کردن این مشکلات میشدیم.
موسوی همچنین با بیان این که طرحهای مهم انقلاب متوقف شده و در این چند سال هیچ طرح مهم و زیربنایی آغاز نشده است اظهار کرد: وجود 25 درصد تورم یعنی کوچک شدن سفره مردم، ناامیدی، بیکاری و به دنبال آن طبیعی است که اعتیاد افزایش می یابد و طبیعی است که کم شدن میزان شرکت کنندگان در انتخابات را شاهد باشیم.
وی همچنین درباره مساله مبارزه با فساد سخن گفت و اظهار کرد: من مبارزه با فساد را به این معنا نمی دانم که دولت بسیج شود و جاسوس بگذارد تا یکی دو نفر را بگیرند و به زندان بیندازند. تمام مسیرها و رویه هایی که موجب ایجاد فساد میشوند باید بازبینی شوند و زمینه جرم خیزی پایین بیاید.
موسوی افزود: به کارگرفتن منابع کمیاب کشور در خدمت اغراض کوتاه مدت و سیاسی یکی از بزرگترین منابع فساد در کشور ماست. اقتصاد صدقه ای که کم کم به رشوه ای برای گرفتن رای از مردم تبدیل شده است نیز یکی از منابع بزرگ ایجاد فساد در کشور محسوب میشود.
وی هماهنگی میان دولت و نظام قضایی را در پایین آمدن زمینه های فساد در جامعه موثر دانست و افزود: توجه به ارزش ها و منزلت های اجتماعی نیز میتواند در زمینه کاهش فساد موثر باشد. طبیعی است که وقتی منزلت افراد پایین میآید گسترش فساد بیشتر امکان پذیر میشود. وقتی جامعه، جامعه امید شود شرایط برای فساد پایین میآید و اراده دولت برای رفع تبعیض و پرهیز از اقتصاد رانتی بیشتر خواهد شد.
موسوی در ادامه با اشاره به مساله دانشگاه آزاد گفت: من دانشگاه آزاد را یک فرصت برای کشور میدانم و معتقدم که در سطح ملی باید هماهنگی بیشتری ایجاد شود تا نظام دانشگاه های دولتی، آزاد و غیرانتفاعی هماهنگتر و به صورت مکمل یکدیگر حرکت کنند. چه ایرادی دارد بین استادان جلساتی برگزار شود و پیشنهاداتی در این زمینه به دولت ارائه کنند؟ تا جایی که من اطلاع دارم هیات موسسه جدید دانشگاه آزاد آمادگی دارد که پیشنهادات مختلف را بررسی کند.
وی در پایان گفت: امروز همه نیروهای متعهد جامعه نیاز به تغییر را احساس کرده اند و باید توجه کنیم که این تغییر با هماهنگی همه نیروها و اقشار جامعه به ویژه اقشار مستضعف امکان پذیر است.
بسمه تعالی
امروز قرار بود صبح برای روز ثبت نام از مهندس عکس پرسنلی گرفته شود. با آنکه سفر کرمان تا خیلی دیر وقت شب طول کشیده بود، مهندس شادابتر از همیشه بود.
خبر رسید که به احتمال زیاد آقای محسن رضایی، جمعه و آقای کروبی، شنبه ثبت نام خواهند کرد. به نظرم آقای احمدی نژاد هم جمعه ثبت نام کند.
سری به جلسه ی دانشگاهیان زدم، مملو جمعیت بود. حضور خانم رهنورد در کنار مهندس بر رونق جلسه افزوده بود.
با آقای فروزنده مسئول دفتر آقای مهندس و هادی دادمان فرزند شهید دادمان و آقای تهرانی سری به وزارت کشور زدیم. مهندس شنبه یازده صبح به وزارت کشور می رود. آقایان اللهیاری و حق شناس در وزارت کشوربرخورد دوستانه ای داشتند. محلی که برای مصاحبه ی مطبوعاتی در نظر گرفته شده است به نظر بسیار کوچک است. شنبه قطعا یک روز تاریخی خواهد بود.
حدود ظهر آقای دکتر بهزادیان خواست جلسه ی مشترکی داشته باشیم. بهزادیان از شدت انتقادات به بخش رسانه و تبلیغات می گفت. می خواست که در جلسات مختلف روش ها و عملکردها را تبیین کنم. توضیح دادم که روش ما صرفا روش سنتی نیست و متناسب با امکانات و شرایط است. با توجه به امکاناتمان روش هایمان به خوبی در حال جواب دادن است و به نتیجه اش اطمینان دارم، اما خواستم که فرد دیگری را جایگزین کند تا کمی از انتقادات کاسته شود. به شدت واکنش نشان داد.
دکتر علی رضا بهشتی پیشنهاد داشت که سفر اصفهان هفته ی اول خرداد انجام شود.
در همایش اقشار که اقای شریف زادگان رییس آن است شرکت کردم. آقایان میثم سعیدی و خانجانی هم بودند. از سراسر کشور آمده بودند. جلسه حال و هوای مردمی داشت. برای اولین باربود که درباره ی سیاست های رسانه و تبلیغات در یک جلسه ی عمومی صحبت کردم. از روش های قابل تکرار توسط مردم و اهمیت تبلیغات مخاطب محور گفتم. واکنش ها خیلی مثبت بود. فهمیدم که باید بیشتر برای ستادها توضیح بدهم.
بعضی می گفتند که از خودروهای شخصیشان در به مقصد رساندن مردم بهره گرفته اند و از نتیجه اش راضی بودند.
یکی می گفت چرا پول خرج نمی کنید. گفتم که سیاست ستاد، تبلیغات سرمایه محور یا مبتنی بر پشتوانه ی سیاسی نیست. اگر پول نداریم اما ایمان و اراده داریم. می خواهیم با یک رییس جمهور در قدرت رقابت کنیم که قویا حمایت سیاسی می شود و مورد پوشش وسیع صدا و سیما است. و این از یک انتخابات عادی دشوارتر است. مهندس از آبرویش مایه گذاشته است و ما نیز باید چنین کنیم.
دکتر خانیکی تماس تلفنی داشت و از عملکرد اندیشه ی نو و قلم در برخی موضوعات انتقاد شدید داشت. می گفت قدر و منزلت ها خوب شناخته نمی شود. به عنوان نمونه از این که قلم عکس مشترک معین و موسوی در جلسه ی امروز را منتشر نکرده بود اعتراض داشت. انتقادهای ایشان بجا بود. او شخصیت آگاه و دلسوزی است. با قلم تماس گرفتم. معلوم شد عمدی نبوده. اصلاح کردند.
امروز دخترم فاطمه تحت عمل جراحی بود. ده سال دارد. خیلی بی قرار بودم. وقتی با فاطمه قبل از رفتن به اتاق عمل صحبت کردم بی اختیاراشکانم سرازیر شد. دختر قلب پدراست. امیدوارم مرا ببخشند. چند ماهی است از خانواده دور و بسیار دلتنگشان هستم. آنها اواخر خرداد که پایان سال تحصیلی است به ایران خواهند آمد. روز بسیار دشواری برای من و آنها بود. باید از همسر بسیار مهربان و بزرگوارم صمیمانه تشکر کنم که با شکیبایی و تحمل مرارت ها برای من فرصت حضوردر این وظیفه و مسوولیت اجتماعی را فراهم کرده است.
" روستازاده ی سرفراز، آموزگار بزرگ"
صبح زود عازم کرمان شدیم. مهندس با یک یک افراد همراه خوش و بشی کرد و دست داد. آقایان هاشمیان، مرعشی، انصاری، جهانگیری و دعایی هم آمده بودند. از آقای دعایی پرسیدم که آیا به خاطر سالن اجاره ای روزنامه اطلاعات تحت فشار قرار نگرفته اید؟ گفت: نه .فقط بعضی از دولتی ها ناخرسندی هایی نشان داده ا ند. دعایی از درگذشت دکتر نصرت اله امین شهردار تهران در زمان آقای دکتر مصدق خبر داد و می گفت به قالیباف پیغام داده است که برای مراسم ترحیمش پیامی بفرستد. از دعایی در مورد حکم سرپرستی اش بر روزنامه اطلاعات پرسیدم. گفت: حکم اولم از امام بود که رهبری معظم نیز آن را تنفیذ فرمودند. این حکم محدودیت زمانی ندارد.
چند دقیقه ای از پرواز نگذشته بود که خلبان شرکت ماهان حضور "میرحسین" را به عنوان نخست وزیر محبوب دوران دفاع مقدس در جمع مسافران خیر مقدم گفت.
تا رسیدن به محل دیدار با امام جمعه آقای راننده از توزیع گسترده تر بن فرهنگیان، بن کمیته امداد و کالا برگ بسیجیان در جنوب استان کرمان طی ایام اخیر خبر داد.
به دانشگاه که رفتیم مملو از جمعیت بود. جمع بسیاری هم بیرون سالن ایستاده بودند. دانشجویان تا پشت میز مهندس حلقه زده بودند. جو سالن مثل همه دانشگاه ها بود. یک بار عده ای شعار دادند " توپ تانک ... دیگر اثر ندارد". مهندس واکنش نشان داد و با دست و کلام اصرار کرد که دیگرکسی چنین شعاری را ندهد.
در کنفرانس مطبوعاتی با نشریات محلی نیز تکرار کرد که من خود یک بسیجی ام و امیدوارم خداوند با بسیجیان محشورم نماید. او می گفت بسیجی خط امامی کسی است که از صندوق رای همچون ناموسش صیانت کند.
یکی از دانشجویان در ابتدای سئوال خود ابراز داشت: بر شما چه گذشت که اینقدر زود زمانه گرد سپیدی را بر چهره تان نشاند.
حدود ظهر یکی از دوستان زنگ زد و خبر داد که رسانه ای مجعول از قول اینجانب نسبت به هزینه های تبلیغاتی ستاد آقای کروبی تعریض کرده است و یکی از اعضای شورای مرکزی اعتماد ملی نیز واکنش تلخی نشان داده است. بسیار تعجب کردم. از موضوع بی خبر بودم . چرا که اساسا اظهار نظری درباره آقای کروبی که برایشان احترام زیادی قائلم و ستاد ایشان نکرده بودم. ای کاش برادرمان در ستاد آقای کروبی هشیاری بیشتری به خرج می داد و در تور رسانه ای اختلاف افکنان گرفتار نمی شد. تکذیبیه ای نوشتم اما برای دامن نزدن به مسئله از انتشار آن خودداری کردم. هشیاری ضرورت عبور از این دوران است.
خبرنگاری از یکی از روزنامه ها تماس گرفت و درباره خبرسازی های خبرگزاری فارس مبنی بر احتمال کناره گیری مهندس به نفع شخصیت های دیگر پرسید. سوال عجیبی بود. مهندس به یاری خدا شنبه ثبت نام می کند و گمانه زنی ها پایان خواهد یافت.
سالن ورزشی تلاش کرمان مملو از جمعیت و سبز سبز بود. موج سبز جدا فراگیر شده است. برای اولین بار مهندس هم در مورد آن صحبت کرد، و تعابیر امیدبخشی به کار برد. بر پرچم ها نوشته شده بود " یا محمد (ص)" ، "یا زهرا(س)"، "یا ابوالفضل"، "انسانم آرزوست" و" یاد یار مهربان آید همی" .
صحنه اعطای شال سبز و پو شاندن پرچم ایران بر قامت مهندس موسوی آنچنان سرشار از عاطفه و احساس بود که نا خودآگاه اشک چشمانم را فرا گرفت.
مهندس در سخنرانی اش اشاره داشت: "من یک شبه مدیرانم را عوض نمی کنم"، "من برای آبروی مدیران اهمیت قائل می شوم"، "من وزیرصد میلیاردی نمی گذارم".
در جلسه کنفرانس مطبوعاتی در پاسخ به سئوالی، با سرفرازی و افتخار خود را یک روستا زاده دانست و برای اولین بار از خانواده اش گفت. از خانواده اش قدرشناسانه و صمیمانه یاد کرد. گفت که سه دختر و پنج نوه دارد.
استعفا سوال دیگری بود که مهندس اینبار به تفصیل جزئیات آن را بیان کرد و از جلسه خصوصی خود با حضرت امام گفت، و از قویترین حمایتهای امام از دولتش پس از ماجرای استعفا خبر داد.
سفر کرمان روحیه خوبی به همه اعضاء ستاد داد. مهندس خستگی ناپذیر، مصمم، اهل مشورت و در چهره ی کاندیدای پیروز ظاهر شد که شخصا و با برنامه جریان را اداره می کند. آرامش در چهره و رفتارش موج می زند. بی ریا، صادق و آموزگار بزرگی است.
نسبت به روش رسانه ای و تبلیغاتی که اتخاذ کرده ایم با نقدهای شدیدی مواجه ام. تلفیقی از روش سنتی و غیر متمرکز است. غلط یا درست مبنا دارد. بعضی وقت ها به شدت احساس تنها یی می کنم، اما از خدا خواسته ام که استقامت دهد. روش ما به اقتضای زمان، شرایط مالی، ساختار ستاد و نیروی انسانی مبتنی بر روش های قابل تکرار توسط مردم است. مثل نماد رنگی یا انتخاب قطع A4. روزی توضیح خواهم داد.
با بیش از یک ساعت تا خیر حدود دوازده شب به تهران رسیدیم. یکسره به ستاد آمدم.
در میان پیامکهای امروز آمده بود به نیت پیروزی سید سبز فاطمی، میرحسین موسوی، 14 صلوات ..
"حضور فرماندهان سرفراز سابق"
دیروز مردم مازندران سنگ تمام گذاشته بودند و خستگی از تن بچه های ستاد خارج شده بود. مهندس موسوی با آنکه از 4 صبح روز دوشنبه تا 2 بامداد سه شنبه یکسره بیدار بود و سخنرانی های پیوسته ای را در مازندران انجام داده بود صبح فعال و موثر در جلسه شرکت کرد.
مردم در استقبال از مهندس گاو و گوسفند قربانی می کنند، اما مهندس تمایلی به این کار ندارد و مایل است مردم آن را صرف امور خیریه و محرومان کنند.
از سفارت یکی از کشورهای مطرح چندین بار در روزهای اخیر تماس گرفته اند و تقاضای ملاقات با سفیر را دارند، اما همه اعضای ستاد تصمیم گرفتند تا زمان انتخابات به این ملاقاتها تن ندهند. دکتر بهزادیان که انصافا با شکیبایی زحمت می کشد می گفت با ایشان و دکتر شریف زادگان هم تماس گرفته اند. نمی دانم چرا همیشه دم دم های انتخابات در ایران پای یکی دو سفارت خارجی به میان می آید و بعد هم سوژه رسانه های رقیب.
رجانیوز در نقل صحبتهای من درباره نظرسازی ها مجددا قید کرده است که حضورم در ستاد میرحسین غیرقانونی است. عجبا که حضور در کشور و مشارکت در امر مهم انتخابات که امام همه دانشگاهیان و حوزویان را به آن دعوت می کرد به مذاق عده ای خوش نمی آید و استفاده از مرخصی تحصیلی را بر نمی تابند. آنها بیش از آنکه تشویق به آمدن کنند تشویق به رفتن می کنند. آنها نمی دانند که حضور ایرانیان در هیچ شرایطی در وطن غیرقانونی نیست.
به دروغ درجایی نوشته بودند که مهندس در طول سفرهایش از خستگی، کارش به بیمارستان کشیده است امیدوارم سفرهای پی در پی مهندس پاسخ روشنی به این دروغ پردازی ها باشد.
امروز به خانم رهنورد که برای یک سخنرانی به ستاد آمده بود شال سبزی مزین به نام مبارک "یا زهرا" تقدیم شد. ایشان سری هم به واحد رسانه و تبلیغات زدند. حضورشان بسیار امیدبخش بود.
در میان عکسهای سفر مازندران یکی دو عکس ارسالی ظاهرا مناسب نبود. چند نفری تماس گرفتند. از برادر عزیزی که مدیریت قلم را بر عهده دارد و الحمدلله موفق است خواهش کردم که آنها را بردارد.
جلسه کمیته تلویزیون امروز عصر تشکیل شد. محمدرضا بهشتی، علیرضا بهشتی، بهزادیان، محمد بهشتی، علیرضا بهشتی روزنه،حیدریان و نامور در جلسه حاضر بودند. بحث های بسیار خوبی شد. برادران بهشتی یادگاران شهید بزرگ انقلاب و از استوانه های جریان مهندس هستند.
از بعضی از استانها خبر می دهند که روزنامه اندیشه نو از صبح زود در دکه ها ناپدید می شود.مدعی هستند که عده ای تشکیلاتی اقدام به جمع آوری این روزنامه می کنند. خدا می داند. این روزنامه کم حجم ترین و ارزانترین روزنامه کشور است.اول یک برگی و الان دو برگی است. اول که ایده روزنامه یک برگی مطره شد حرفه ای ها مخالفت کردند اما این روزنامه متناسب با اهداف انتخاباتی، بودجه ستاد و محدودیت وقت بود. چهار پنج نفر این روزنامه را در می آورند و الان آقای رحمانیان و مهدوی زحمت آن را می کشند.
راهروهای ستاد مملو از جمعیت است، و ساختمان ستاد برای مراجعه کنندگان کوچک است.
بسیاری از افراد برای اولین بار است که دور هم جمع شده اند. آدمهای مشهور و کم تر مشهور بسیار فراوانند.اما جالب آنکه شخصیت های هر دو جناح را در راهروها می بینیم. به کمیته ایثارگران که می رویم حضور فرماندهان سرفراز سابق و بازنشسته همچون "رشید" و "مقدم" و ... خاطره انگیز و امیدبخش است. بسیاری هم هستند که دلشان با ماست اما معذوریت قانونی دارند.
ائتلاف های غیر منتظره و واقعی شکل گرفته است. افراد بسیارموجه از هر دو سو، روحانی و غیر روحانی. در آینده خبرهایش منتشر خواهد شد. شاید بعد از سال ها این اولین بار است که اصلاح طلب و اصولگرا، دانشجوی غیر بسیجی، بسیجی و انجمنی و ... برای چنین هدفی دور هم گرد آمده اند. افرادی هم هستند که ابراز همراهی می کنند اما مایل نیستند که نامشان ذکر شود، نگران تخریبها و مانع تراشیها هستند. چند روز پیش یکی از دبیران کل سابق بسیار مطرح جامعه اسلامی دانشجویان که در دوران دانشجویی ام از منتقدان صریح اما منصف بود تماس گرفت. به شدت از احمدی نژاد انتقاد کرد، و می گفت که قویا از موسوی حمایت می کند. اما خواست که نامش را بیان نکنم.
پریروز عبدالله رمضان زاده زنگ زد. در سفر بود. می گفت هر جا که رفته است استقبال از برنامه های مربوط به مهندس بسیارخوب بوده است.
امروز شنیدم که خاتمی که از شخصیتهای نازنین کشور است، مصمم است که حضور فعالانه تری داشته باشد و در برنامه های بیشتری شرکت کند و به سفر نیز برود.
صبح عازم کرمان هستیم، چند ساعتی بیشتر به صبح نمانده. خیلی ها در ستاد شبها هم بیدارند.
ان شاءالله که سفر خوبی خواهد بود.
دیشب حمید رسایی می گفت که این انتخابات بین گفتمان های انقلاب است اما طبیعی است که امثال من گفتمان مهندس را اصیل بدانند. رسایی شدیدا حامی احمدی نژاد است و کار ما را بی حاصل می داند. با او از زمان فاو آشنا و دوست هستم. بیش از ده سال از هم خبری نداشتیم تا سال 79- 80 .معمولا به هم طعنه می زنیم و بسیار در این مسائل اختلاف نظر داریم، اما محبت سر جای خودش است.
در یکی از پیامک هایی که امروز دریافت کردم نوشته بود "آن سیدسبز فاطمی را داریم / این خامنه ای و خاتمی را داریم/ گویند امام ما هوادارش بود/ ما نیز هوای موسوی را داریم" .
"میرحسین کسی که دروغ نمی گوید"
دوشنبه 14/2/88
از سفر به مازندران جا ماندم. رویکرد مردمی و بی تشریفات مهندس در سفرها مثال زدنی است. او خستگی ناپذیر، مصمم و پرنشاط است. انصافا ما که کم می آوریم. انبوه جمعیت و اشتیاق مردم متاسفانه در انحصار رسانه ای چندان به مردم سایر نقاط کشور منعکس نمی شود، اما انصافا مهندس در قلبهای مردم خانه کرده است.
اولین تماس صبح مربوط به مصاحبه انتسابی تابناک با خانم مصطفوی دختر حضرت امام بود . از قول ایشان به مهندس تعریض شده بود . بلافاصله پیگیری کردم و با حجت الاسلام و المسلمین مقدم که روحانی خوش خلق و نزدیک به بیت امام است تماس گرفتم. خیلی زود معلوم شد که مصاحبه دروغ است.نمی دانم چرا تابناک با مهندس چنین می کند.
امروز شاخه تبلیغات روستا را در کمیته تشکیل دادیم.قرار شد با همکاری کمیته اقشار برای هر قشر مضمون تبلیغاتی خاصی فراهم شود.
بعد از ظهر آقای ابطحی تماس گرفت و پیشنهاد داد که رویکرد اصلاحی ستاد و رسانه های آن تقویت شود اما من فکر می کنم مسئله ی انتخابات آتی اصلاح طلب یا اصول گرا کردن انتخابات نیست و باید با حفظ حضور نخبگان رویکرد مردمی را تقویت کرد.
نظرسنجی های اخیر حاکی از رشد فزاینده موسوی است. به نظر حریف احساس خطر کرده که نظر سازی می کند. در این باره با قلم مصاحبه کردم.
فشار رسانه های خارجی برای مصاحبه با مهندس بسیار زیاد است اما مهندس مایل نیست انتقادهای خود به مسائل داخلی را با رسانه های خارجی بیان کند.
از مازندران خبر می دهند که استقبال مردم استثنایی بوده است و مهندس سخنان مهمی را مطرح کرده است. از جمله از هزینه های گزاف تبلیغات انتخاباتی دیگران پرسیده است. ستاد مهندس از کم هزینه ترین ستادهای تاریخ انتخابات ایران است. او اجازه نمی دهد از هرکسی پول دریافت شود و اتکایش به خرده توان های مردمی است. با همه فشارهایی که به ستاد آمده است چهره های مصمم و امید موفقیت بیش از پیش مشاهده می شود. اقبال به ستاد بیش از ظرفیت پذیرش است و این مسئله به یکی از نقطه ضعفها تبدیل شده است. انشاءالله این کوچکترین ستاد؛ موفقترین ستاد خواهد بود.
آخرین لحظات پیامکی دریافت کردم که نوشته بود " میرحسین کسی که دروغ نمی گوید".
یک شنبه 13/2/88
امروز خدمت آقای مهندس موسوی رسیدم. سخنی از حادثه غم انگیز کشته و مجروح شدن دانش آموزان در سفر آقای احمدی نژاد به فارس به میان آمد. بسیار ناراحت بود، اما تذکر داد که به هیچ وجه مایل نیست از این حادثه دردناک به عنوان ابزار تبلیغاتی استفاده شود و از این به خدا پناه برد. جملاتش و حالت صورتش چنان صادقانه و موثر بود که هرگز از خاطرم محو نخواهد شد. می گفت این خلاف انسانیت است که خون بچه های مظلوم مردم بستر تبلیغات انتخاباتی شود. مهندس معتقد نیست که مردم را از این شهر به آن شهر یا دنبال ماشین خود بکشانند.
صبح نتیجه نظرسنجی جدیدمان به دستم رسید. نتیجه بسیار امیدبخش و رشد مهندس شتابان بود. در بسیاری از گروه های مرجع نسبت موسوی 2 به 1 ازاحمدی نژاد جلوتر است . اما نمی دانم چرا با نظرسازی می خواهند واقعیت را جور دیگری جلوه دهند.
امروز عصر برنامه مهندس موسوی با معلمان بسیار خوب انجام شده بود و رونق رنگ سبز و پرچم سبز "یا زهرا" روزافزون است.
گزارش تصویری قلم از سفر احمدی نژاد به کرج شائبه های تعطیلی مدارس و تبلیغاتی بودن این سفر را تقویت می کرد.
ابوالفضل فاتح
|
27 اردیبهشت 88 - 18:50 | ||||||||||||||||||
|
نواندیش: بیانیۀ حقوق بشر و حقوق شهروندی مهندس میر حسین موسوی منتشر شد.
| ||||||||||||||||||

هم آوا: مهندس میرحسین موسوی، عصر سه شنبه 5 خرداد، ساعت 19 در جمع پرشور مردم ارومیه به سخنرانی خواهد پرداخت.
|
100 هزار هوادار میرحسین در آزادی فارس>تهدید به نشرعكس خصوصی همسر میرحسین موسوی برنامه های میر حسین موسوی در حوزه فرهنگ سایت دكتر احمد توكلی هم به خبرسازی علیه میرحسین روی آورد! موسوی در تهران 15درصد و در كل كشور10درصدجلوتر از احمدی نژاد است شهاب نیوز در حالی كه قوانین رسمی، هرگونه استفاده از امكانات عـــمــــومـــی و دولـتــی در راستای تبلیغات انتخاباتی را به صراحت "غیر قانونی" و "جرم" دانسته و این قانون هـــم اكــنـــون دربــاره ســه كـانـدیدا یـعنی میرحسین موسوی، با تاكید بر حضور قطعی میرحسین در مناظره فردا شب و هشدار نسبت به شبكه ی سازمان یافته ی دروغ فاتح: خداوند امپراتوری دروغ را سر جایش خواهد نشاند رییس ستاد میر حسین موسوی در استان كرمان : امیدواریم آنچه سزاوار ملت ایران است محقق شود در فضای نابرابر رسانه ای تنها روزنامه ای كه برای مهندس میرحسین موسوی منتشر می شود، روزنامه اندیشه نو است. این روزنامه در 4 صفحه تمام رنگی به قیمت 50 تومان در سراسر كشور انتشار می یابد. تصویر منتشر نشده از میرحسین موسوی و خاتمی
كروبی انصراف دهد؛ پیروزی میرحسین قطعی می شود همانطور كه خاتمی در اوج محبوبیت كنار رفت و آن را تقدیر می كنیم، اگر كروبی نیز برای جلوگیری از شكسته شدن آراء بدینگونه عمل كند، در همین مرحله بار سنگین ریاست جمهوری را به میرحسین موسوی خواهیم سپرد. میرحسین موسوی از احمدی نژاد پیشی گرفته است سایت تغییر از سایت میرحسین جلو زد چند روزی میشه كه ترافیك سایت تغییر و سایت میرحسین رو در سایت الكسا زیر نظر گرفتم، الان متوجه شدم كه سایت تغییر یعنی ستاد انتخابات كروبی سایت میرحسین ستاد اصلی میرحسین رو جا گذاشته و پیش میره. كیارستمی، تقوایی و كیانیان در كنار موسوی و رهنورد مشهورترین هنرمندان هنرهای تجسمی ایران نمایشگاهی از آثار خود را در حمایت از میرحسین موسوی برگزار می كنند. چهره هایی چون عباس كیارستمی، پرویز تناولی، بیانیه مشترك كمیته های صیانت از آراء موسوی و كروبی كمیته صیانت از آرا میر حسین موسوی و كمیته صیانت از آرا مهدی كروبی در اطلاعیه ای مشترك، خطاب به هموطنان و اعضای ستادهای انتخاباتی، ضمن هشدار نسبت به این كه دامن زدن به حركات ایذایی، "میرحسین حتما مناظره می كند" رییس كمیته رسانه، اطلاع رسانی و تبلیغات ستاد موسوی تاكید كرد كه در شركت مهندس میرحسین موسوی در مناظره فردا شب (13 خرداد 88) هیچ تردیدی نیست. علی دایی از میرحسین حمایت كرد برگزاری تجمع خودجوش حامیان موسوی و احمدی نژاد در میدان صادقیه عصر چهارشنبه حامیان میرحسین موسوی و محمود احمدی نژاد با تجمع خودجوش در فلكه دوم صادقیه(آریاشهر) به حمایت از كاندیدای مورد نظر خود و تشویق مردم برای رای دادن به كاندیدایشان پرداختند.
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

به گزارش قلم نیوز، متن این بیانیه به این شرح است:
مردم هوشیار و فهیم ایران
ایـنک که به خواست خداوند و اراده سبز شـمـا، امـواج امـیـدواری گـوشـهگوشه ایران بـزرگ را فـرا گـرفـته و صبح پیروزی بیش از پــیـــش نـــزدیــک مــینـمــایــد، اخـبــاری نــگـــرانکــنــنــده از بــرخــی تـحــرکــات و بـرنامهریزیهای محفلی به گوش میرسد کـه ضـرورت هـوشیاری کامل شما را افزون میسازد.
مـعــدود افــرادی کــه نــه عـلـقــهای بــه جـمـهـوریـت نـظام دارند و نه به احکام منور اســلام دلـبـسـتــهانــد، از آنـجـا کـه رقـابـت قـانـونمنـد در بـرابـر اراده شمـا را غیرممکن مییابند، درصدد برهم زدن امنیت و آشفته کــردن آرامــش روانــی جـامعـهانـد تـا قطـار انـتـخـابـات سـالـم را از مـسـیر خود منحرف کـنـنـد. آنـان کـه بـه بقای کشور و جمهوری اســلامـی بـهگـونـهای مـشـروط بـاور دارنـد، ظاهرا از ایجاد بحرانهایی که دامنه آنها به انتخـابـات و ایام حاضر متوقف نخواهد ماند نیز ابا ندارند.
اطـمـیـنــان دارم کــه مـردم و جـوانـان بـا هـوشـمـندی، مجال شیطنت را از این افراد مـیگیرند و از هرگونه تنش که مطلوب آنان اســت پـرهـیـز کـرده و از دایـره رفـتـاری کـه زیبنـده جوان فهیم و بافرهنگ ایرانی است خارج نمیشوند.
فـرصـت تبلیـغ اثـرگـذار را نبـاید از دست داد، اما در عرصههای تبلیغاتی از مجادلات بـیحـاصلـی کـه بهسوی اغتشاش منحرف میشود اکیدا اجتناب کنید.
اینجـانـب، از مسوولان امر انتخابات نیز صمیمـانه میخواهم که با استفاده از قدرت قــانــونــی خــود امـکـان تحقـق اراده مـردم مـسـلـمـان ایـران در انتخابات پیش رو را در مـراحـل تـبـلـیغات، برگزاری و شمارش آراء فـراهـم سـازند و زمینه پیدایش هر شبههای را از مـیـان ببرند. به امید برگزاری انتخاباتی پرشور و رقابتی قانونمند.
میرحسین موسوی