| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
18
|
98
|
90/11/2 (11:30)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
90/9/26 (18:01)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
90/2/8 (18:37)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
90/2/3 (11:55)
|
|
||
|
|
3
|
8
|
89/7/28 (20:00)
|
|
||
|
|
52
|
251
|
89/7/28 (19:48)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
89/5/31 (18:24)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
89/4/14 (17:25)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
89/3/15 (13:27)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
88/12/1 (20:35)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
88/8/23 (21:25)
|
|
||
|
|
0
|
12
|
88/5/18 (00:13)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
88/5/14 (11:30)
|
|
||
|
|
21
|
32
|
88/3/22 (20:23)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
88/2/22 (13:06)
|
|
||
|
|
1
|
3
|
87/11/28 (15:49)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
87/10/30 (19:28)
|
|
||
|
|
4
|
7
|
87/10/27 (23:47)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
87/10/22 (16:02)
|
|
||
|
|
0
|
12
|
87/10/10 (19:58)
|
|
اگر میخواهید از مطالب مدیریتی مخصوصا از نوع عمومیش که تو زندگی هر فردی به کار میاد با خبر بشید به وبلاگ ما سر بزنید
مدیریت عمومی :
http://maryamtiti.persianblog.ir/
من در جستجوی خویشتنم ...گاه در باد، گاه در یاد، گاه هرچه یافته ام از یاد می دهم بر باد.... خدایم در همین حوالی است؛ گاه در خاطر باد، گاه در خانه یاد، گاه در این فریاد، و من ....
با سلام به دوستان گرامی
اندیشه های سبز زندگی
http://karimimir.blogfa.com/
زیباترین آرایش برای لبان شما راستگویی
برای صدای شما دعا به درگاه خداوند
برای چشمان شما رحم و شفقت
برای دستان شما بخشش
برای قلب شما عشق
و برای زندگی شما دوستی هاست
هیچ کس نمیتونه به عقب برگرده و همه چیز را از نو شروع کنه
ولی هر کسی میتونه از همین حالا عاقبت خوب و جدیدی را برای خودش رقم بزنه
خداوند هیچ تضمین و قولی مبنی بر این که حتما روزهای ما بدون غم بگذره
خنده باشه بدون هیچ غصه ای، یا خورشید باشه بدون هیچ بارونی، نداده
ولی یه قول رو به ما داده که اگه استقامت داشته باشیم در مقابل مشکلات،
تحمل سختی ها رو برامون آسون میکنه
و چراغ راهمون میشه
نا امیدی ها مثل دست اندازهای یک جاده میمونن
ممکنه باعث کم شدن سرعتت در زندگی بشن
ولی در عوض بعدش از یه جاده صاف و بدون دست انداز بیشتر لذت خواهی برد
بنابر این روی دست اندازها و ناهمواریها خیلی توقف نکن
به راهت ادامه بده
وقتی احساس شکست میکنی که نتونستی به اون چیزی که می خواستی برسی
ناراحت نشو
حتما خداوند صلاح تو رو در این دونسته و برات آینده بهتری رو رقم زده
وقتی یه اتفاق خوب یا بد برات میافته همیشه
دنبال این باش که این چه معنی و حکمتی درش نهفته هست
برای هر اتفاق زندگی دلیلی وجود دارد
که به تو میآموزد که چگونه بیشتر شاد زندگی کنی و کمتر غصه بخوری
تو نمیتونی کسی رو مجبور کنی که تو رو دوست داشته باشه
تمام اون کاری که میتونی انجام بدی
اینه که تبدیل به آدمی بشی که لایق دوست داشتن هست
و عاقبت کسی پیدا خواهد شد که قدر تو رو بدونه
بهتره که غرورت رو به خاطر کسی که دوست داری از دست بدی تا این که
کسی رو که دوست داری به خاطر غرورت از دست بدی
ما معمولا زمان زیادی رو صرف پیدا کردن آدم مناسبی برای دوست داشتن
یا پیدا کردن عیب و ایراد کسی که قبلا دوستش داشتیم میکنیم
باید به جای این کار
در عشقی که داریم ابراز میکنیم کامل باشیم
هیچوقت یه دوست قدیمیت رو ترک نکن
چون هیچ زمانی کسی جای اون رو نخواهد گرفت
وقتی مردم پشت سرت حرف میزنن چه مفهومی داره ؟
خیلی ساده ! یعنی این که تو دو قدم از اون ها جلوتری
پس، در زندگی راهت رو ادامه بده
نیک پنداری ، نیک گفتاری و نیک کرداری
همراه با سلامتی و سرافرازی و عزت
همه مردم سرزمین سبز آریاییمان را آرزومندیم
http://karimimir.blogfa.com/
میر شرح بینهایت
با داستانهای كوتاه و جالب و مطالب سبز دیگر... در كلوب شهرریhttp://www.cloob.com/club/post/list/clubname/shahre_rey/wrapper/true .
منتظر حضورسبز و استفاده از نظرات ارزشمند شما هستیم..
سلام
اگر می تونید تو كار وبلاگ مدیریت كنید به من خبر بدین تا شما رو مدیر یك قسمت از وبلاگ كنم
مثلا مدیر بخش عكس
كلیپ موبایل
اخبار علمی
مكانیك
برق
كامپیوتر
و...
اگه تمایل داری خبر بده تا نام كاربری و كلمه عبور برای شما بفرستم
این هم آدرس وبلاگ
http://safireshadi.mihanblog.com/
وبلاگی که آدرسش را می بینید اشعار این حقیر را در بر دارد
وامق تخلص شعری من است.
نگاهم به راهتان است ودلم بی تابتان.......
آگنس ازدواج کرد و صاحب 13 تا بچه شد… وقتی که شوهرش فوت کرد، آگنس دوباره ازدواج کرد و صاحب 7 تا بچهی دیگه شد… اما دوباره شوهرش فوت کرد… ولی آگنس دوباره ازدواج کرد و این بار صاحب 5 تا بچهی دیگه شد… افسوس و صد افسوس… آگنس، این شیرزن پر کار… سرانجام دار فانی را وداع گفت…
بر بالای سر تابوت، کشیش برای آگنس طلب مغفرت و مرحمت کرد و گفت: “خداوندا… آن دو سرانجام به هم رسیدند…” در همین حال یکی از حاضرین در مراسم خاکسپاری به سمت بغل دستیش خم میشه و آروم ازش میپرسه: “فکر میکنی منظور کشیش، شوهر اولش باشه؟ یا شوهر دومش؟ یا شوهر سومش؟” بغل دستی جواب میده: “فکر کنم منظورش پاهاش باشه !!”