userinfo close

  ,

فلسفه تحلیلی


analiticphilosophy

تاسیس: 18 فروردین 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: علیرضا فقاهتی - معاونان
«مرزهای جهان من، همان مرزهای زبان من‌اند»
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
2
33
89/8/24 (21:50)
12
120
89/7/23 (17:27)
0
1
89/6/3 (02:16)
4
61
89/2/10 (15:12)
0
22
87/10/2 (23:25)
0
5
87/9/10 (08:33)
0
11
87/9/3 (08:33)
0
15
87/8/11 (15:58)
0
12
87/8/11 (15:58)
0
21
87/7/22 (12:11)
5
78
87/7/10 (12:51)
8
138
87/7/9 (18:59)
0
31
86/1/1 (12:35)
0
18
85/12/13 (05:50)
0
26
85/10/25 (01:19)
1
16
85/10/22 (23:19)
1
22
85/9/13 (07:54)
4
70
85/9/8 (07:13)
0
43
85/9/6 (19:34)
1
17
85/6/9 (23:07)

عنوان بحث

فاخته یاس , fakhte_18
فاخته یاس - 23:02 1389/02/4

فلسفه ذهن

ذهن مادیه یا غیر مادی چه دلیلی برای هر کدوم میشه اورد
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
دانیال ص , dani_smart
دانیال ص - 21:50 1389/08/24
2
سلام بقول یکی از فیزیکدان ها " نمیشه دیگه جهانی رو تصور کرد بدون اینکه ذهنو با اون تلفیق کرد. در واقع این ذهنه که داره به آنچه که در اطرافمون می بینیم شکل می ده".  درک این جملات مشکله، ولی اگه خودمونو در برابر اون آزاد بزاریم نتایجش حیرت آوره. حال باید دید چگونه باید از این پتانسیل استفاده کرد و چه داده هایی را باید به ذهن خوراند؟ و این تلاشی در خور فلسفه ی علم است. 
پوریاز  , kripke
پوریاز - 15:05 1389/02/10
1
مواضع مختلفی هست:
1.تحویل گرایی میگه که ذهن همون مغزه: یعنی تمام محتویات ذهنی رو میشه با مواد و واکنشهای شیمیایی و عصبی در مغز متناظر دونست. به نظریه های شبیه این نظریه های ماده گرایانه ذهن یا اینهمانی میگن
2. در مقابل این دیدگاه نسبتا نو، یه دیدگاه خیلی قدیمیتر وجود داره که میشه به دکارت نسبت داد که صحبت از جوهر جسمانی و جوهر روحانی میکرد و  اینها رو کلا از هم دیگه جدا میدونست و وقتی با معضل چگونگی ارتباطشون با هم روبرو شد گفت که در مغز قسمتی به نام غده ی صنوبری وجود داره که ارتباط رو میسر می کنه. این نظر و شبیه به این رو نظریات دوگانه انگارانه میگن که مشکلات خیلی زیادی داره.
3. دیدگاهی هم هست به نام ماده گرایی حذف گرا که میگه نمیشه تا زمانی که تحقیقات عصبی به تبیین درستی از مغز نرسیدن چیز مهمی در مورد محتوای ذهنی گفت و معتقدن این علوم دست آخر اثبات خواهند کرد که مفاهیم کل گرایانه ای چون درد، باور، میل و ترس و . . . بسیار ساده انگارانه هستن و هیچوقت نمیشه تناظر مستقیمی بین محتوای ذهن و عملیات مغزی پیدا کرد ولی اینها به گونه ای با هم مرتبط اند.
4. نظزیات زیادی هم وجود داره که منکر جوابی علمی به این مسئله است. اونا میگن که علم انسان هیچگاه نمی تونه تا اون حد پیشرفت کنه که به این سوال جواب بده و این پرسش در زمره ی بی جوابهاست. پس ما باید دست از بحث در مورد محتوای ذهن و عملیات مغزی برداریم. این دیدگاه به رازباوری مشهوره و به رفتارگرایی در روانشناسی منجر میشه.

به نظر خود من این مسئله، مسئله ی فلسفه نیست. من فکر می کنم ملغمه ای از دیدگاههای 1 و 3 و 4 درست باشن. اونهم به وسیله ی علوم شناختی(Cognitive Sciences) و عصب شناسی جدید باید اثبات بشن نه توسط فلسفه. تلاشهای زیادی داره صورت می گیره و علوم شناختی یکی از پررونق ترین رشته های دانشگاهی در سراسر دنیاست. اگه می خواین بیشتر در این مورد بدونین کتاب زیر رو بخونین:
آگاهی، سوزان بلکمور، ترجمه ی رضا رضایی، انتشارات فرهنگ معاصر، تهران، 1388
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.