| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
102
|
1032
|
91/3/3 (19:55)
|
|
||
|
|
45
|
435
|
90/11/24 (14:00)
|
|
||
|
|
19
|
324
|
89/10/2 (22:36)
|
|
||
|
|
93
|
590
|
89/2/9 (00:19)
|
|
||
|
|
34
|
159
|
90/12/21 (01:17)
|
|
||
|
|
67
|
1225
|
90/12/16 (13:03)
|
|
||
|
|
18
|
86
|
91/2/22 (00:30)
|
|
||
|
|
5
|
57
|
90/7/13 (22:01)
|
|
||
|
|
1
|
37
|
90/6/31 (01:06)
|
|
||
|
|
35
|
601
|
90/6/20 (13:10)
|
|
||
|
|
3
|
14
|
89/5/18 (17:07)
|
|
||
|
|
0
|
12
|
89/4/10 (19:41)
|
|
||
|
|
3
|
20
|
88/11/13 (23:29)
|
|
||
|
|
1
|
24
|
88/10/29 (18:27)
|
|
||
|
|
0
|
19
|
88/10/2 (19:05)
|
|
||
|
|
1
|
38
|
88/7/24 (07:26)
|
|
||
|
|
3
|
211
|
87/4/13 (13:56)
|
|
آیا خدا و ملت آقای منتظری را خواهند بخشید. همو که دل خمینی کبیر را شکست و زمینه ساز مرگش شد.
برای اینکه متوجه شوید حضرت امام چه خون دلی از منتظری دید به کتب خاطرات سیاسی آیت الله ری شهری ،و رنجنامه مرحوم حاج سید احمدآقای خمینی مراجعه کنید
من یک نامه معروف حضرت امام که در صحیفه نور جلد 21 صفحه 330 آمده جلب می کنم:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای منتظری
با دلی پر خون و قلبی شكسته چند كلمهای برایتان مینویسم تا مردم روزی در جریان امر قرار گیرند. شما در نامه اخیرتان نوشتهاید كه نظر تو را شرعاً بر نظر خود مقدم میدانم؛ خدا را در نظر میگیرم و مسائلی را گوشزد میكنم. از آنجا كه روشن شده است كه شما این كشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرالها و از كانال آنها به منافقین میسپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را از دست دادهاید. شما در اكثر نامهها و صحبتها و موضعگیریهایتان نشان دادید كه معتقدید لیبرالها و منافقین باید بر كشور حكومت كنند. به قدری مطالبی كه میگفتید دیكته شده منافقین بود كه من فایدهای برای جواب به آنها نمیدیدم. مثلا در همین دفاعیه شما از منافقین تعداد بسیار معدودی كه در جنگ مسلحانه علیه اسلام و انقلاب محكوم به اعدام شده بودند را منافقین از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و میبینید كه چه خدمت ارزندهای به استكبار كردهاید. در مساله مهدی هاشمی قاتل، شما او را از همه متدینین متدینتر میدانستید و با اینكه برایتان ثابت شده بود كه او قاتل است مرتب پیغام میدادید كه او را نكشید. از قضایای مثل قضیه مهدی هاشمی كه بسیار است و من حال بازگو كردن تمامی آنها را ندارم. شما از این پس وكیل من نمیباشید و به طلابی كه پول برای شما میآورند بگویید به قم منزل آقای پسندیده و یا در تهران به جماران مراجعه كنند. بحمد الله از این پس شما مساله مالی هم ندارید. اگر شما نظر من را شرعاً مقدم بر نظر خود میدانید -كه مسلماً منافقین صلاح نمیدانند و شما مشغول به نوشتن چیزهایی میشوید كه آخرتتان را خرابتر میكند-، با دلی شكسته و سینهای گداخته از آتش بیمهریها با اتكا به خداوند متعال به شما كه حاصل عمر من بودید چند نصیحت میكنم دیگر خود دانید:
1 - سعی كنید افراد بیت خود را عوض كنید تا سهم مبارك امام بر حلقوم منافقین و گروه مهدی هاشمی و لیبرالها نریزد.
2 - از آنجا كه سادهلوح هستید و سریعاً تحریك میشوید در هیچ كار سیاسی دخالت نكنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد.
3 - دیگر نه برای من نامه بنویسید و نه اجازه دهید منافقین هر چه اسرار مملكت است را به رادیوهای بیگانه دهند.
4 - نامهها و سخنرانیهای منافقین كه به وسیله شما از رسانههای گروهی به مردم میرسید؛ ضربات سنگینی بر اسلام و انقلاب زد و موجب خیانتی بزرگ به سربازان گمنام امام زمان -روحی له الفدا- و خونهای پاك شهدای اسلام و انقلاب گردید؛ برای اینكه در قعر جهنم نسوزید خود اعتراف به اشتباه و گناه كنید، شاید خدا كمكتان كند.
و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولی در آن وقت شما را سادهلوح میدانستم كه مدیر و مدبر نبودید ولی شخصی بودید تحصیلكرده كه مفید برای حوزههای علمیه بودید و اگر این گونه كارهاتان را ادامه دهید مسلما تكلیف دیگری دارم و میدانید كه از تكلیف خود سرپیچی نمیكنم. و الله قسم، من با نخستوزیری بازرگان مخالف بودم ولی او را هم آدم خوبی میدانستم. و الله قسم، من رای به ریاست جمهوری بنیصدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم.
سخنی از سر درد و رنج و با دلی شكسته و پر از غم و اندوه با مردم عزیزمان دارم: من با خدای خود عهد كردم كه از بدی افرادی كه مكلف به اغماض آن نیستم هرگز چشمپوشی نكنم. من با خدای خود پیمان بستهام كه رضای او را بر رضای مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان علیه من قیام كنند دست از حق و حقیقت برنمیدارم.
من كار به تاریخ و آنچه اتفاق میافتد ندارم؛ من تنها باید به وظیفه شرعی خود عمل كنم. من بعد از خدا با مردم خوب و شریف و نجیب پیمان بستهام كه واقعیات را در موقع مناسبش با آنها در میان گذارم. تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام؛ سعی كنند تحت تاثیر دروغهای دیكته شده كه این روزها رادیوهای بیگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش میكنند نگردند. از خدا میخواهم كه به پدر پیر مردم عزیز ایران صبر و تحمل عطا فرماید و او را بخشیده و از این دنیا ببرد تا طعم تلخ خیانت دوستان را بیش از این نچشد. ما همه راضی هستیم به رضایت او؛ از خود كه چیزی نداریم، هر چه هست اوست. و السلام.
یكشنبه 6 / 1 / 68
روحالله الموسوی الخمینی
(صحیفه نور/ جلد 21 - صفحه 330)
رفتار منافقانه سران فتنه سبز با امام خمینی در جریان درگذشت آقای منتظری اسباب طعنه و تمسخر و اعتراض را در میان محافل ضدانقلاب فراهم كرده است. این طیف ها از سویی عناصر مذكور را كسانی معرفی می كنند كه تندترین مواضع را علیه آقای منتظری در زمان حضرت امام داشته اند و بنابراین ادعای امروز آنها در عزادار شدن برای فوت آقای منتظری نمی تواند از سر صداقت باشد. از سوی دیگر محافل ضدانقلاب با جانبداری از رویارویی های آقای منتظری با نظام و انقلاب و امام، به امثال موسوی و خاتمی وكروبی نهیب می زنند كه تكلیف خود را مشخص كنید، نمی شود هم محبت خمینی را داشت و هم محبت منتظری را.در این زمینه رادیو زمانه از قول حسن شریعتمداری (پسرسیدكاظم شریعتمداری و از سران گروهك جنبش خلق مسلمان كه با سفارت آمریكا نیز برای انجام كودتا علیه حضرت امام و نظام مرتبط بود) اعلام كرد: آیت الله منتظری از حركت سبز هرچه در توان داشت حمایت كرد. این حركت ممكن است به جایی برسد كه حتی از آرای فقهی ایشان و جمهوری اسلامی بگذرد. این سران جنبش سبز هستند كه باید ایشان را پاس بدارند. نمی توان دو اسطوره را در آن واحد با هم تقدیس كرد. یا آقای منتظری درست می گفت یا آقای خمینی.این مهره آمریكایی كه به شدت كینه امام و انقلاب را به دل دارد اضافه كرد: آقای كروبی، آقای موسوی و آقای خاتمی كه در آن دوره، هنگام حذف آقای منتظری، بی مهری های زیادی نسبت به ایشان داشتند، نمی توانند این تضاد را هم چنان در جامعه و در میان خود نگاه دارند و هیچ ذكری از اقدام آقای خمینی در حذف آقای منتظری و مسئولیت ایشان به میان نیاورند و بخواهند هم از آقای منتظری برخوردار باشند، هم از نام آقای خمینی. این كار ممكن نیست. زندگی سیاسی در فضای چنین تضادی برای همیشه مقدور نیست. این دوستان باید تكلیف خود را با این قضیه تاریخی روشن كنند.از سوی دیگر ارگان رسانه ای گروهك فدائیان خلق هم ضمن عقده گشایی علیه حضرت امام از سران سبز و برخی مدعیان اصلاحات خواست تكلیف خود را به دور از موج زدگی، با امام و منتظری مشخص كنند. «اخبار روز نوشت: اصلاح طلبان در حالی اشك بر چشم از منتظری سخن می گویند كه خود در صف نخست دشمنی با منتظری برای بركنار كردن وی از قدرت بودند و یا حداقل در آن روزگار كه منتظری به دلیل انتقادهایش از همین امام كه سنگش را بر سینه می زنند تنها بود، خفقان گرفته بودند تا كرسی نخست وزیری و وزارت و ریاست مجلس و قدرت خود را از دست ندهند، همان ها كه رنج نامه ]كروبی[ نوشتند و مدافع عزل او شدند. حال این رانده شدگان در عزای منتظری اشك می ریزند گویی از یاد برده بودند كه همین هفته پیش به برخی از جوانان كم حافظه توصیه كرده بودند كه عكس خمینی بزرگ را بر دست بگیرید، توصیه ای كه صدای بسیاری از مقلدانشان را هم درآورد و منتظری را ناچار كرد تا به لفافه علیه خمینی سخن بگوید. مشكل این حضرات قدرت است. سبزها با شعارهای ساختارشكنانه تكلیف خود را با خمینی و نظام روشن كرده اند.اخبار روز همچنین نوشت: اصلاح طلبان می خواهند كاسه های نذری شان را از ختم منتظری پر كن
از خدا طلب آمرزش برای آقای منتظری را دارم و امیدوارم یک عقلی به جناب سبز پوشانی که به خونخواهی منتظری بلند شدند بدهد
باید خدمت دوستان یک نکته را یاداوری کنم ان هم تاریخ نامه منتصب به امام خمینی است که در سال 68 امام خمینی انقدر پیر شده بود که توان اداره کشور را نداشت و تمام کارهای دفتر ایشان را پسرش احمد انجام میداد وبه احتمال زیاد این نامه را هم احمد خمینی نوشته است. حال اگر فرض کنیم خود امام هم نوشته باشد امام خمینی در آن سن وسال نه توانایی تحقیق یا تصمیم گیری یا ....را نداشت و هرچه اطرافیانش به او گذارش میدادند را مطمئنا قبول میکرده است.
باسلام ارهمگی دوستان عزیزم ممنون هستم
و اینکه ایت الله منتظری در یک جمله میگویم عاش سعیدا و مات سعیدا امیدوارم درست نوشته باشم
نه شما و نه هیچ کس دیگری تاکید می کنم هیچ کس دیگری در حدی نیستید که به مرجع پاینده ی ما توهین کنید...
منتظری تا ابد مرجع ما خواهد بود...
امیدوارم جناب عالی هم هدایت بشید...
منتظری زنده است مرجع پاینده است
گفته ای :
در اواخر دوران حیات مبارک امام راحل، امتحانی دشوار و خطیر پیش آمد که از خداوند متعال میخواهم آن را با پوشش مغفرت و رحمت خویش بپوشاند و ابتلائات دنیوی را کفاره آن قرار دهد.
حالا پاسخت را هم بشنو :
نه به نامت صدایت می کنم که غاصب نام بزرگمردی هستی و نه به شُهرتت که مردمان شهری خوشنام را شرمگین کرده ای! لیاقتش را هم نداری که حتی تحقیرت کنم و بی مایه تر از آن هستی که حتی با سفاکانی چون معاویه و یزید مقایسه ات کنم! براستی شرمنده می شوم وقتی می بینم کسانی تو را ، با وجود این همه بی تقوایی و بزدلی و برده صفتی ات ، وارث امام آزادگان تاریخ می نامند!
خواستم
پاسخ این بی شرمی ات را به خدا بسپارم که او خود بهترین حسابرس است. اما
چه کنم که نتوانستم! نتوانستم بپذیرم که گروهی این سند بی تقوایی تو را به
حساب اسلام، که دین آزادگان است، بگذارند و من سکوت کرده باشم.
گفته ای در اواخر دوران خمینی امتحانی دشوار و خطیر پیش آمد. بله درست گفته ای! حکمی ظالمانه و غیر انسانی، منسوب به رهبری مذهبی صادر شده بود و تو و دیگران در این امتحان بر سر دو راه قرار داشتید. یا سکوت و پذیرش و ماندن ... یا فریاد و اعتراض و رفتن.
از میان همه شما ، آن فقیه نزیه و مظلوم بود که چون مولایش علی ، دینش را به دنیا نفروخت ، القاب و نام ها را معیار سنجش حقیقت قرار نداد ، حکم مافوق را با حکم خدا سنجید و چون مغایرت داشت اجرا نکرد و برای پایداری بر روی حق و عدالت سالها توهین و آزار تو و سرسپردگانت را به جان خرید، و حسرت کوتاه آمدن در برابر ستمگری ها را بر دلت گذاشت!
حال کدامتان از این امتحان سربلند بیرون آمده؟
او که از مقامی که لیاقتش را داشت برای دفاع از حقوق دیگران چشم پوشید یا تو که برای حفظ مقامی که لیاقتش را نداری حاضری برادر و دوستان نزدیکت را هم قربانی کنی؟
او که زندگی اش سراسر مبارزه برای آزادی توام با آزادگی بود، یا تو که برده میز و مقامت شده ای؟!
او که همچون پیشوایش، قدرت همراه با ستم و ثروت آمیخته با حرام ، در نظرش از "استخوان خوک در دست جذامی" پست تر بود و افتخار بندگی خدا را با هیچ مقامی عوض نکرد ، یا تو که برای رسیدن به قدرت و ثروت نامشروع ، طوق بندگی شیطان بر گردن نهادی و خودت را به جذام حقارت و بدنامی مبتلا کردی؟!
گفته ای امیدواری بلایای دنیوی اش ، کفاره گناهانش شود! ابدا به خیالت نمی رسد که او و نزدیکانش بیست سال، توسط سرسپردگان تو آزار دیدند ، فقط برای اینکه خودکامگی های تو را بر نمی تابیدند. چنان به دستگاه حکومتی و ثروتت غره شده ای که فرعون وار احساس جاودانگی می کنی و به گمانت مخالفت با تو ، مخالفت با خداست! وقتی این کنایه حقیرانه ات را دیدم ناگاه یاد سخن خداوند متعال افتادم که میفرماید: وای بر هر عیب جوی طعنه زننده ، آن کس که مال می اندوزد و ]حریصانه[ میشماردش ، گمان می برد که قدرت و ثروتش او را جاودانه کرده است، هرگز! زود باشد که به عذابی خرد کننده دچار شود ... (1)

و زود باشد که برای ستمگری ها و سرکشی های بیشرمانه ات در برابر خدا حاضر شوی و چه روز سختی خواهد بود برای تو! که امیر مومنان میفرماید : روزی که مظلوم حق خود را می ستاند سخت تر است تا روزی که ظالم بر مظلوم ستم می کند.
آن روز تو به مصداق آیه شریفه «یوم یعض الظالم علی یدیه» (2) ، دستت را از پشیمانی نسبت به ستمگری هایت میگزی و ناله«یا ویلتی لیتنی لم اتخذ فلانا خلیلا» (3) سر میدهی و از کسانی که تو را در ستمگری هایت یاری کردند، شکوه می کنی ، اما به مصداق آیه «یوم لا ینفع الظالمین معذرتهم» (4) این پشیمانی برایت سودی ندارد و باید بدانی که به اعتبار حکم الهی «کل نفس بما کسبت رهینه» (5) تو خود مسئول کارهای خودت هستی. و این خود تو بودی که برای چند روز ریاست و حفظ مقام دنیوی ، بدنامی در دنیا و عذاب آخرت را برای خود خریدی و در میان «اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون» (6) جای گرفتی.
و باز در همآن روز است که آن فقیه عالیقدر به همراه دیگر اولیای خدا ، به پاس عمری پارسایی و حق طلبی به مصداق «لهم دار السلام عند ربهم» (7) نزد پروردگار خود راضی و خشنود است و از خدایش این خطاب را می شنود :
«یا ایتها النفس المطمئنه ، ارجعی الی ربک راضیه مرضیه ، فادخلی فی عبادی ، و ادخلی جنتی» (8)
ای نفس آرام و مطمئن به سوی پروردگارت بازگرد ، در حالی که هم خدا از تو خشنود است و هم تو از خدا خشنود، پس در میان بندگان من در آی و در بهشت من داخل شو .
(1) سوره همزه آیات ا تا 4 (2) سوره فرقان آیه 27
(3) سوره فرقان آیه 28 (4) سوره غافر آیه 52
(5) سوره مدثر آیه 38 (6) سوره بقره آیه 257
(7) سوره انعام آیه 127 (8) سوره فجر آیات 27 تاهی آقای برادر،هرکسی وقتی داره واسه مرگش،مرگ دست خداست،خمینی اگه مرد به خواست خدا مرد نه به خاطر رنجش از دیگری.همه میدونن ظلم و ظالم هیچوقت جاودان نیستن... مرحوم آیت الله منتظری حرف حق زد اما خمینی حق پسند نبود،اون الان در درگاه حق مشمول بهترین نعمات پروردگاره پس یکی مثل شما و امثالت نگران کلاه خودتون باشه نه دخالت در امور دنیوی و اخروی یک عالم همیشه جاودان در یاد... منتظری پاک زیست و پاک دنیا را وداع گفت...روحش شاد
در ضمن بهتره عنوان بحثت رو به آرزوی آمرزش خمینی و امثالش و همچنین از بین رفتن باطل گراهای چماق به دست!؟ تغییر بدی
شما که سنتان از سال 70 فراتر نیست عقلتان از سال 88 کمتر است ولی من در همه جریانات بودم کتاب ایات شیطانی ری شهری راهم خوانده ام خط به خط ان را حفظم و جریان همه مسائل را می دانم ولی ای کاش اینقدر کوته فکر نبودیدید ماجرا ها را با خواندن خاطرات ایت الله منتظری می فهمیدی نه ری شهری که از بس به ملت دروغ گفت مردم دوم خرداد به تمام هیکل اون......... با خواندن جواب های افراد مطلع جریان را می فهمیدی البته ری شهری کیه بزرگتر اون این کارها رو کرد که خودش الان زیر خروارها خاک داره همه رو پس می ده کدوم ادم عاقلی باور می کنه این یه مطلب و مطلب بعدی اینکه همه اونهایی که توی تشیع جنازه بودند مقلدان اقا بودند و اگر شعاری دادند عامل تحریک اونا عوامل حکومتی جنایت کار شهر قم بودند و دیگه این عکس العمل شما ناشی از شدت سوختگی شماست که با هیچ روغن سوختگی درمان نمی شود
این ماه ماه خون یزید سرنگونه
ابتدا عرض کنم به صورت کامل این بحث را مطالعه بفرمایید .
اصغر آقا منتظرم تا خاطرات آیت الله منتظری رادر اینجا بیاورید!!!!!!و استدلالات او را ببینیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ای کاش آیت الله خامنه ای و آیت الله هاشمی جلوی امام ملتمسانه نمی ایستادند تا امام حرف دلش را به صدا و سیما می داد و مردم همان روزها کاری که در سال 76 کردند، در سال 68 می کردند
جناب سامان خان دلیل و مدرک بیاورید که امام ما ساده یا دروغگو و یا بی سیاست بودند!!!
حتماً خاطرات آقای ری شهری و رنجنامه مرحوم سید احمد آقا را بخوانید تا از عمق فاجعه آگاه شوید آیا پسر امام دروغگو است؟؟؟؟؟؟ آیا آقای ری شوری دروغگو است؟ آیا اصلاحطلبان سال 68 دروغگو بودند و الان راستگو شدند؟ بس است با این حرفهای بی مدرک و دلیل نمی توان گناه منتظری را شست
بعضی ازهمین اصلاح طلبان در سال 68 کاسه داغتر از آش می شدند و به منتظری بدترین سخنان می گفتند.
برای نمونه عبدالله نوری دستور تخریب دیوار بیت آیت الله منتظری را داد ولی در سال 76 برایش گریه کرد