نام کلوب :دانشکده اقتصاد علامه
نام انگلیسی : allameh_economics
تاسیس : 14 بهمن 1383
159 عضو ، 82 بحث ، 4 آلبوم ، 6 مقاله ، 1 لینک

دانشکده اقتصاد علامه طباطبایی

__
لیست بحث ها
  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
4
14
87/4/16 (14:52)
0
5
87/4/15 (16:04)
92
488
87/4/14 (15:32)
22
345
87/4/9 (00:11)
1
23
87/3/26 (22:30)
4
28
87/3/26 (21:03)
24
267
87/3/26 (18:33)
3
38
87/3/26 (00:38)
81
608
87/3/7 (18:59)
3
41
87/3/7 (18:56)
عنوان بحث
عاشقیت
16 مرداد 86 - 17:26

ها!

همه شما یا دارین درس می خونین یا خوندین تموم شده یکی از مسائلی که فکر کنم تو

هر وردی پیش میومد عشقهای بی فرجام بود.به قول دکتر مقدس :برای ورودی

شما پیش

اومده ؟نیومده؟ چرا اومده؟ چرا نیومده؟سرانجام داشته؟نداشته؟چرا؟..................

 

پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
52
28 مرداد 1386 ساعت 14:15

بابا بیخیال من فقط یه تیکه از مشقاسمو اومدم(اونجایی که سعید میره از مشقاسم درباره عشق میپرسه،بابا فیلم دای جان ناپلئون).الکی الکی داره جدی میشه.وگرنه فکر نکنم شماها هیچکدومتون منو بشناسین(هرچند تو پروفایلم فقط کروکی خونه و شماره شناسنامه بابامو ننوشتم)

51
28 مرداد 1386 ساعت 13:53

همشهریشون چی شده مگه؟؟؟؟خیلی ناراحت کننده بوده؟؟؟

کی کیو می شناسه!

اینجا چه خبره!

50
28 مرداد 1386 ساعت 09:56
آقای بامداد  واقعا از جریاناتی که بر سر همشهری شما اومد.ناراحت شدم.خیلی ناراحت کننده بود.خدا صبرشون بده
49
28 مرداد 1386 ساعت 00:22

آقای بامداد انگار دلتون خیلی پره هابابا این قدر به رنگ اسب گیر ندین.ذات اسب قشنگه،رنگش مهم نیست.مهم نژادشه که اسب عربی خیلی خوبه                                                                            

48
27 مرداد 1386 ساعت 22:18

آستین این جوری خوبه دیگه،یعنی غیر از این غلطه

وگرنه اگه ادم عاشق بشه که هیچی دهنش صافه.ما خودمون یه همشهری

داشتیم.......

47
27 مرداد 1386 ساعت 20:33

چرا همه اینجا منو میشناسن ولی من ؟؟

فکر کنم تو زمونه ما قضیه بر عکسه یعنی سر شب عاشق میشیم و دم صبح فارغ...

 

46
27 مرداد 1386 ساعت 14:40

delfi جون از ارادتی که به بعضی آماری ها داری خبر دارم

در مورد رنگ اسب هم باید بگم که هر رنگی از اسب قشنگه(مهم خود اسب)

فقط قهوه ای روشن نباشه.....اصلا اسطوره ای نیست.

45
27 مرداد 1386 ساعت 12:47

عشقا شدن خیابونی تو جوبی

اول صب تا اخر غروبی

کله صب بعضیا عاشق می شن

تنگ غروب که می شه فارغ می شن

اهای جوون که صاحب سپندی

عشقا شدن ماکسیمایی،سمندی

موسو داری می تونی عاشق بشی...

و الا ماشا الله

این شعره اسب و انواع ماشین ها رو داشت گفتم شاید به دردتون بخوره!!!8->

44
27 مرداد 1386 ساعت 11:41
در مورد باحال بودن آماریها با اقای بامداد کاملا موافقم در مورد تعویض وسیله ی نقلیه ی استین از الاغ به اسب سفید باید بگم
رویا پیشنهاد خوبی بود ولی فکر نکنم در کار استین فرجی حاصل بشه چون هم  قیمتش بالاست واز عهده ی این جوان بی بضاعت
خارجه و هم همه مثل من واگه اشتباه نکرده باشم خود توهمه به عشق اساطیری و اسب سفید فکر نمیکنن تو عصر دیجیتال تمایلات
دخترا هم عوض شده وبیشتر علاقمند به بی ام و و بنز هستن تا الاغ و اسب و این قبیل چهار پایان  بی مدعا وبا توجه به قیمت بنزین
مقرون به صرفه هر چند با شناختی که ازت دارم فکر نکنم در مورد موضعت تجدید نظر کنی ولی خوب از ما گفتن بود در مورد رنگ
اسبم سیاهش قشنگ تره
43
27 مرداد 1386 ساعت 10:19

آره،پستشو پاک کرد برا همین بعضی از دوستان فکر کردن من خطابم خودشون هستند و

حسابی بنده رو با پیام خصوصی نواختند

اما خوشبختانه متوجه شدند قضیه چیه و سوتفاهمی بیش نبوده،برا همین منم پستم

پاک کرد

42
26 مرداد 1386 ساعت 23:07

چرا هزینه فرصت به فکر خودم نرسید؟؟

درست زدی تو خال=D>

فکر کنم دلائل کافی برای تغییر عقیده م وجود داشته باشه...در اولین فرصت یه اسب دست و پا می کنم

بامداد خان بد جوری زدی تو برجک طرف (به کل صحنه رو خالی کرد و رفت!!)

41
25 مرداد 1386 ساعت 23:57

در مورد الاغ نوک مدادی استین:

تحلیل اقتصادی: هزینه فرصت الاغ نوک مدادی شما نسبت به اسب سفید خیلی بیشتره(زمانی که صرف سفرهای درون شهری میشه رو در نظر بگیر). پیشنهاد میکنم هر چه زودتر وتا قبل از بازگشایی مدارس برای خرید اسب (هر رنگی که مایلید) اقدام کنید.چرا که تا اون موقع تقاضا افزایش پیدا میکنه و قیمت اسب

بالا میره......از من گفتن بود.

تحلیل احساسی و عاطفی:اگر در پی این هستی که ارز ش وسیله ی نقلیه ای که استفاده میکنی در نظر تمامی اقشار جامعه"علی الخصوص" خانمها افزوده بشه بازهم

پیشنهاد میکنم که یه اسب(ترجیها سفید اگر هم نبود مشکی) بخری.چرا که از نظر خانمها اسب خیلی رومانتیک تر وشاعرانه تر از الاغه

40
25 مرداد 1386 ساعت 17:50
برای استین
شنیده بودم دخترارو تحویل نمیگیری ولی باور نکردم یه کنکاشی کردم و بااون چه که الان گفتی
به کذب بودنش اطمینان پیدا کردم در مورد اون کوچه پشتی خیلی وقته که رازش فاش شده این دفعه
خواستی بری بیشتر دقت کن  اخه خطرناک حسن
39
25 مرداد 1386 ساعت 17:28
بعد از این همه جارو جنجال درباره ی عشق و خاله زنک بازی اونچه از عشق تو این دنیا بهش معتقد شدم فقط همینه وبس
توی دنیای متمدن که چه عرض کنم متجدد امروز ما که دچار کابوس ماشینیسم شده ومنجر به فاشیسمی که برای پنهون
کردن چهره ی کریه خودش نقاب لیبرالیسم به خودش زده رفاه شده هدف مطلق به جای تکامل  قدرت به جای حقیقت و
مصلحت جایگزین عشق
38
25 مرداد 1386 ساعت 16:26

1-آقای بامداد ببخشید که نمیشناسمتون اما به گمان از این به بعد بجا بیارمتون!!

 

2-این کوچه بن بست  که در موردش قبلا هم گفته بودم، 1 متر بیشتر عرض نداره،تو کوچه پشتیه دانشکده ست این بار که گذرتون افتاد خوب دقت کنین، مطمئنم پیداش می کنین.

 

 3-هر کس تو حیاط میشینه که خاله زنک نیست اما خاله زنک ها همیشه تو حیاطن!!(فکر کنم این توضیح کافی باشه!!)

 

4-راستی من یه الاغ  نوک مدادی متالیک صفر دارم،تحلیل های اقتصادی خودم نشون میده که همراه با بازگشائی مدارس از اول مهر ماه و شدت گرفتن بحران سهمیه بندی بنزین در کشور، من میتونم به الاغ عزیزم امیدوار باشم هم از این نظر که در سفر های درون شهری با مشکلی مواجه نشم هم اینکه از ارزش دیگر وسائل نقلیه بنزین سوز کاسته میشه و نتیجتا به طور نسبی به ارزش الاغ من در نظر تمامی اقشار جامه، بخصوص خانم های گرامی افزوده میشه (این هم از مهرورزی های دولت نهم به جوانان بی بضاعته!!)

نظر شما چیه؟؟

 

5-از شوخی که بگذریم شما راست میگین، کوچه پشتی هم از دید خاله زنک ها(گروه های ترور شخصیت) دانشکده دور نیست.یه بار با یکی از دوستام رفتم اونجا.فرداش دیدم همه خبر دار شدن که فلان دختر با فلانی(من) تو کوچه پشتی بوده!!

 

6-من با نظر نگار موافقم و می خوام کمی هم بهش اضافه کنم: در واقع عمدهء رفتار هائی که ما در دانشکده می بینیم ناشی از ساختار های غلط اجتماع امروز ماست.نسل ما پس از سال ها محدودیت با ورود به دانشگاه به یه آزادی نسبی دست پیدا می کنه و این کاملا طبیعیه که فرد قبل از  درس خوندن به دنبال رفع نیازی بره که سالها از طرف نهاد های مختلف اجتماعی،بخصوص خانواده نه تنها پاسخی بهش داده نشده بلکه انکار شده،(آدمی رو در نظر بگیرید که مدت زیادی آب نخورده مسلما او به محض اینکه به آب می رسه فقط به رفع تشنگیش فکر میکنه و نه چیز دیگری.)

اینطوریه که هر ورودی جدیدی قبل از پرداختن به رشته تحصیلیش و برنامه ریزی برای آینده ش سراغ یه همدم از جنس مخالفش رو میگیره(از نظر من مخالف نیست) و از اونجائی که محیط کوچیکه در این بین یه سری اصطکاک ها ایجاد میشه که به نوبه خودش عامل  خاله زنک بازیه.

__