| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
4
|
14
|
87/4/16 (14:52)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
87/4/15 (16:04)
|
|
||
|
|
92
|
488
|
87/4/14 (15:32)
|
|
||
|
|
22
|
345
|
87/4/9 (00:11)
|
|
||
|
|
1
|
23
|
87/3/26 (22:30)
|
|
||
|
|
4
|
28
|
87/3/26 (21:03)
|
|
||
|
|
24
|
267
|
87/3/26 (18:33)
|
|
||
|
|
3
|
38
|
87/3/26 (00:38)
|
|
||
|
|
81
|
608
|
87/3/7 (18:59)
|
|
||
|
|
3
|
41
|
87/3/7 (18:56)
|
|
عنوان بحثخداحافظی عباس شاکری از دانشکده اقتصاد علامه طباطبایی 4 مرداد 86 - 11:46 | |
*اعتماد ملی*: عباس شاکری رئیس دانشکده اقتصاد علامه طباطبایی از این دانشگاه خداحافظی کرد.دانشکده اقتصاد علامه طباطبایی طی سالهای گذشته نقش بسیار مهمی در نقد روابط اقتصاد ایرانی ایفا کردهاست.در حال حاضر عباس شاکری از این دانشکده استعفا داده و به جای او رضا مقدسی مدیریت دانشکده اقتصاد علامه را بر عهده گرفته است.او در گروه حامیان دولت احمدی نزاد در دانشگاه علامه طباطبایی قرار دارد.3/5/1386 | |
51 29 مرداد 1386 ساعت 00:33 | |
کاملا با حرف های اقای بامداد موافقم ما از انجمن دانشگاهمون هیچ خیری ندیدیم حتی نمی دونن از چی دفاع می کنن به خاطر چی پافشاری می کنن ؟ حاضر نیستن باهات بحث کنن چون حتی نمی تونن حرفاشون رو ثابت کنن چه برسه به دفاع؟ خیلی هم که پیش میری میگن گور بابای اسلام عشق وحال و صفا! این حرفو یکی از اون انجمنی های خفن با کمال افتخار بیان می کرد! |
50 28 مرداد 1386 ساعت 17:56 | |
راستی استین قبول دارم که این تذکرات همیشه بوده ولی نه به این شدت وانقدر صریح تند وبی ملاحظه والبته در موارد معدود بوده وقابل قبول نه اینکه هر کی از راه میرسه محکوم به عدم رعایت به قول خودشون شئونات اسلامی بشه والبته در مورد بچه بازی بودن سیاست تو دانشکده ی ما هیچ شکی به دلم راه نمیدم ![]() |
49 28 مرداد 1386 ساعت 17:55 | |
رویا منظور من از تاثیر مثبت یا منفی شرایط نیست چون غالبا این تاثیر منفی شرایطه که منجر به اعتراض میشه مثل تاثیر منفی سلطه ی همه جانبه ی پاپ که پروتستان زائیده ی همون وضعیته منفی حاکم بر جامعست ولی چون اعتراضی در جهت مثبته منجر به تحول مفیدی در سراسر ارو پای رو به انحطاط میشه منظورم بورژوازی صنعتی اما در مورد اعتراضی که در جهت تکامل وعقبه ی اندیشه های مثبت مطالعات ایدئولوژیکی وتحقیقات گسترده انجام میشه ومنظور منم همینه انقلاب هایی به وجود میاد که تاثیراتش جهانی واز نمونه هاش انقلاب خودمون یا الجزایر و مواردی از این دست که نمونه هاش کم نیست امیدوارم تونسته باشم رفع ابهام کنم |
48 28 مرداد 1386 ساعت 02:51 | |
متاسفانه خیلی از احتمال هائی که من تو پست های قبلی داده بودم با حرف های بامداد رنگ واقعیت گرفت... اما این انحرافات دلیل نمیشه بچه های دانشکده ساکت بشن و حرکتی انجام ندن ، اونا باید یه جریان دیگه شکل بدن، فارغ از هر گونه وابسته گی سیاسی... من یه ایده هائی
|
47 28 مرداد 1386 ساعت 01:44 | |
خوشم میاد نشونه گیریت عالیه بامداد جان=D> ،این بار زدی تو برجک انجمن اسلامی
|
46 27 مرداد 1386 ساعت 22:42 | |
والا ببخشید که میپرم وسط دعوا اما قضایای هست که بدم نمی آد راجع بهش توضیحاتی بدم.بچه های انجمن فعلی(آخرین دوره زمان خودم)رو به شخصه می شناختم و رابطه نزدیکی باهاشون داشتم از جمله آیدین مازیار و علیرضا اتففاقا اینها از لحاظ سوادی بسیار بچه های پری بودند هرچند خط فکری کاملا متضادی با هم داشتیم. متاسفانه افکار چپ بد جوری تو دانشکده ما رخنه کرده(که در ادامه بیشتر توضیح میدم).این بچه ها از وقتی رفتن تو انجمن متاسفانه بیشتر غرق مسائل سیاسی شدن و مسائل صنفی و آنچه مربوط به حق و حقوق خودمون رو کاملا فراموش کردن(بغیر از اون ناهار تو حیاط که چون حرکت صنفی بود منم شرکت کردم) حتی سر کثافت کاری های رییس وقت حراست "گودرزی" خیلی حاضر نشدن به خودشون حرکتی بدن یادمه یه روز دو سه ساعتی با هیمن هایی که بالا گفتم و کوروش و دختر های انجمن داشتیم سر چنین قضیه ای بحث می کردیم.به نظر من اون زمان رفتارشون در مقابل وقایع سیاسی بهانه جویی بود........اما چند وقت پیش تو یکی از مهمونی های برو بچ علامه چیزی فهمیدم که هنوزم گیجش هستم. آدمی بود و هست که از دوست های خیلی خوبه منه(یعنی بود) و به جریانات دانشگاه علامه هم هنوز توجه نشون می داد و مقدار زیادی رو بچه ها تاثیر داشت،آخه او هم شدیدا چپ بود.حالا نکته ای که متوجه شدم اینه که اون دوستم رییس حکمتیست های ایرانه و مستقیم از سوئد براش دستور میاد این طوری رفتار های به قول آستین غیر شفاف و بدون توجیه انجمن رو بهتر درک میکنم. آرزو بدلم موند که سر همون هم دانشگاهی بدبختی که سرش زیر آب شد و چون هرویینی بود و فساد اخلاقی داشت یه حرکت اساسی بشه.این همه اعتصاب شده این همه میتینگ تا حالا گذاشتن یکیش به خاطر مسائل صنفی نبوده.بر و بچه های قدیم تر انجمن که بدتر بودن،انجمن براشون بهانه ای بود برا ارتباط با دخترا تا تقی به توقی میخورد صداشون در می اومد اما یه دفعه جرات نکردن جلوی اون آخونده که هر چی از دهنش درمیومد سر کلاس به هم دانشگاهی دخترشون می گفت وایسن.همون هایی که روزی که ابراهیم یزدی خائن اومد دانشکده به پلیس ها التماس می کردن از دانشکده بزنن بیرون تا بسیجیها نزنشون(سال 82).جالبه که اونا هم چپ بودن.نمیدونم جریان چیه که ناف بچه های سیاسی مارو با چپ بریدن.و طبق اون چیزی که تاریخ ایران داره نشون میده چپ ها همشون آدم فروشن. فضای سیاسی دانشکده ما بشدت بچه بازیه اما تو همین حالت بچه بازی کاملا ملعبه دست یه سری دیگه ست.برا همین یه سری اتفاقات میافته که اگه از عاملینش هم بپرسین نمیدونن برای چی داره اون اتفاقامی افته |
45 27 مرداد 1386 ساعت 19:28 | |
"عواقب آتشی که به خرمن بعضیا زدید از اثر جرقه ای که تو ذهن بچه ها باید میزد خیلی بیشتر بود" ابدا هم اینطور نبود، چرا؟؟ 1-شاکری یه چیزی حدود یه سال میشد که استعفاش رو فرستاده بود بالا،(از زمانی که شریعتی رئیس دانشگاه شده بود)منتها از نظر من به این خاطر که شاکری خوب به مدیریت دانشگاه سواری میداد نگهش داشته بودن.
2-این بنده خدا هم که به لباس و این برنامه ها گیر میده چیز تازه ای نیست، در واقع روند تحت فشار قرار دادن دانشجو ها برای کنترل شون از مدتها پیش شروع شده بود(نهار اعتراضی اردیبهشت سال 84 تو حیاط دانشکده که عکس هاش رو هم ایسنا منتشر کرد دقیقا به خاطر همین مسائل از جمله نشستن کارمندای نگهبانی بیرون از اتاقک شون و کنترل کارت دانشجوئی ها بود )
3-در ضمن بخشی از این هیاهو و برنامه ریزی نا درست به دلیل زمان کمی بود که انجمن در اختیار داشت،عملا اگر این برنامه ها برای شفاف سازی و از طریق جلسات انجمن به تاخیر می افتاد دیگه وارد فصل امتحانات میشدیم و توجه ها منحرف می شد من اون روز تجمع که رو پله ها کنار مازیاز نشسته بودم بهش گفتم یه بیانیه صادر کنیم و همه دلائل این کار و شبهات رو توش توضیح بدیم،به این خاطر که عده ای نمی دونستن این تجمع ها برای چی بوده،(برای شفاف سازی)ولی چی شد؟؟ شاید هم انجمنی ها اصلا دوست نداشتن که شفاف سازی کنن؟؟
4-کسی از دانشکدهء ما اخراج نشد تنها چند تا تعلیقی داشتیم از جمله مهدیه گلرو تمام این افراد هم تو متن حرکت و از منشاء هاش بودن نه تحت تاثر من و امثال من(حتی اصلا ما رو داخل آدم حساب نمی کردن!!) فکر کردی من برای چی از این حرکت جدا شدم؟ یه بار دیگه میگم:اولا من به صداقت بچه های انجمن شک داشتم الان هم دارم(و این به نوبه خودش نشون دهنده ضعف اونها تو استدلال هاشون هست که نتونستن من و امثال من رو با خودشون همراه کنن).درسته یا نه؟؟؟ دوما ریسک این قضیه خیلی بالا بود و احتمال موفقیت خیلی کم(بعد از این همه انرژی گذاشتن و تلاش انجمن به چی رسید؟یه انجمن بسته شده، چند تا تعلیقی، چند تا ساکن بند 209 هتل اوین)تنها فایده ش به قول خودم ایجاد چند تا سوال بود
من این حرف ها رو فقط و فقط به خاطر توجیه شرکتم تو تجمع اعتراضی اول به وضعیت دانشکده زدم. نه نقشی تو انجمن داشتم نه دارم و نه به عهده می گیرم. بهتره که منو جزء انجمنی ها به حساب نیارن که اصلا خوشم نمی آد. |
44 27 مرداد 1386 ساعت 18:36 | |
delfi جان من نمی دونم این آتش خرمنی که ازش صحبت میکنی(استعفای دکتر شاکری) حدس و گمان خود شماست.یا دلیل محکمی برای حرفی که میزنی داری. در مورد توجه کردن به تاثیر چه مثبت چه منفی باید بگم که از نظر من شروع هر حرکتی نتایجی رو به دنبال خواهد داشت(مثبت یا منفی)....که چه بسا این نتایج هر چند منفی بهتر از این است که هیچ حرکتی نکنیم....چرا که امکان داره نتیجه ای که به دست میاریم منفی باشه ( همانند آدم های ترسو) .مسلما انجمنی ها در شروع حرکتشون فقط به نتایج مثبت فکر میکردن.و اخراج چند دانشجو(چند نفر رو اخراج کردن؟موقت یا دائم؟) جزء برنامه های اون ها نبوده بین تاثیر و نتیجه فرق زیادی وجود داره.چه بسا نتیجه ای منفی مولد تاثیری مثبت باشه. در مورد استعفای دکتر شاکری لطفا توضیح بده
|
43 27 مرداد 1386 ساعت 17:55 | |
فکر کنم عواقب آتشی که به خرمن بعضیا زدید از اثر جرقه ای که تو ذهن بچه ها باید میزد خیلی بیشتر بود منظورم استعفای دکتر شاکری اخراج چند دانشجو و به تازگی استخدام یه آدم بیکار احتمالا برای حل مشکل بیکاری جوانان!که کارش تذکر دادن به دخترا در مورد پوشش وغیره انگار تو این دانشکده کارای مهمتر ازاین نیست که بهش رسیدگی کنن مشکلات مربوط به غذا و وام و اردوهای تفریحی یا کامپیوترای نیمه خراب سایت وضعیت گنجایش کلاسا وبقیشو تو خود بخوان از این حدیث مجمل اخه این مشکلات از نظر ادمهای ظاهر بینی که تا نوک دماغشونو بیشتر نمیبین زیاد مهم نیست به نظرم اگه مواضع خودتونو با صراحت بیشتری بیان میکردین یا با یه نظر سنجی همه جانبه برنامه ریزی دقیقتر ونظم بیشتر به جای هیاهو وایرادات بی محتوا وبی سروته بعضی از همین معترضین اقدام به مواردمذکور میکردین حتما نتیجه ی بهتری به دست میومد به نظرم شما فقط به تاثیر فکر میکنین مثبت یا منفی مهم نیست در حالیکه تحول مفید افریده ی تاثیر عمیق و مثبته |
42 26 مرداد 1386 ساعت 04:13 | |
thx بخاطره مطالبی که ارسال کردید. در مجموع با حرکت انجمنی ها (هر چند غلط بودنش از ریشه)به دلیل حرکت.تلاش.و از همان ایجاد شک در اذهان که شما بهش اشاره کردی موافقم. ولیکن دلیل غلط بودن حرکت از ریشه:خواسته هایی بود که انجمنی ها در تجمعاتی که می کردن.بیان میکردن........خواسته های انجمنی ها به اندازه ای سطحی بود که گاهی فکر میکردم برای استحمار ذهن من نوعی(از هر آنچه از وجودش بی خبرم) دست به چنین تجمعاتی زده اند.........زمانی حس میکردم تنها یک سرگرمی....زمانی هم به صداقت انجمنی ها شک میکردم... مگر میشه کسانیکه خواسته هاشون رو با فریاد اعلام میکنند.برای لحظه ای به این موضوع فکر نکنند که آیا این خواسته ها ارزش این همه قیل و قال رو داره ؟؟!!!....
|
41 25 مرداد 1386 ساعت 23:05 | |
بحث در مورد شاکری داره به ماجرای تجمع های ترم پیش تو دانشکده و نا کجا آباد وصل میشه،نمی دونم این کار درسته یا نه! به هر صورت، شما سوال خوبی کردین، آیا ما واقعا می دونیم چی می خواهیم؟ آیا اصولا اعتراض کردن به وضعیت موجود دانشگاه های کشور(که خودش شرحی مفصل داره) راهی مناسب برای رسیدن به خواسته هامان است؟؟ آیا اصلا خواسته های ما ارزش بهای احتمالی که بابتش خواهیم پرداخت دارند؟؟ اگر این سوالا و سوالائی شبیه به این رو ،از بچه هائی که تو تجمع بودند، بپرسین(که من این کار رو کردم،اول هم از خودم شروع کردم!!) می فهمین که متاسفانه اکثر قریب به اتفاق درک درستی از صورت مسئله ندارن 8->،به نظرم یکی از فواید این تجمعات این بود که بچه ها از خودشون سوالاتی از این دست پرسیدن،طبعا این به آگاهی شون کمک می کنه.یعنی می خوام بگم این قدم اول بود، یه جور شک بود، یه جور ایجاد سوال تو ذهن بچه ها بود.و این شروع یه نهضته!!
قبول دارم که خیلی عقب هستیم، قبول دارم که احتمال موفقیت بسیار پائیینه(در این مورد بیشتر توضیح نمی دم،خطر داره)، قبول دارم که بسیاری از گروه های سیاسی مثل لاشخور محیط دانشگاه ها رو زیر نظر دارن تا ازش برای رسیدن به خواسته های خودشون سوء استفاده کنن،قبول دارم که بعضی ها در میون همین تجمع ها به دنبال منافع شخصی،گاه بسیار پست مثل جلب توجه و گاه کمی زیرکانه تر مثل کسب نام در تشکل های سیاسی، هستن،قبول دارم که شاید خود سیستم حاکم این تجمع ها رو هدایت می کنه برای شناختن و آگاهی از عقاید کسانی که فردا همشون قراره وزیر و وکیل بشن(آن طور که از اول بوده) . . . تمام این احتمالات و آسیب ها هست.
اما بالاخره ما باید از یه جائی شروع کنیم، اینطور نیست؟ اگر ما امروز برای داشتن فردائی بهتر با آگاهی و دید باز مبارزه نکنیم شاید فردا مثل عدهء زیادی از افراد نسل های قبلی نتیجهء کارامون ما رو به گه خودرن بندازه
مدت زیادی به این مسئله فکر کردم
اینجا بود که راه من از بقیه جدا شد و برای حل مشکل نبود آزادی و رفاه مد نظرم تو این جامعه یه راه حل شخصی رو که مدت ها پیش پیدا کرده بودم به طور کاملا جدی در پیش گرفتم.دقیقا به همین دلیل بود که تو دو تجمع آخر که با درگیری هم همراه بود، پیدام نشد(الان هم خوشحالم که نبودم وگر نه خدا میدونست که چی پیش میومد.)
مسلما عده ای هستن و خواهند بود که قدم تو این راه میزارن،براشون آرزوی موفقیت میکنم
ببخشید که پر حرفی کردم،آخه اگه حتی 20 نفر هم این مطلب رو بخونن.نتیجه ای که من بعد از 1 یا دو هفته چرخ زدن و چونه زدن با این و اون تو دانشکده با هدف آگاهی بخشی و ارضای کنجکاوی خودم گرفتم در عرض 15 دقیقه می گیرم... متاسفانه خیلی مسائل رو به دلائل امنیتی |
40 25 مرداد 1386 ساعت 17:24 | |
چرا حتما میگم البته من دنبال یه دلیل قانع کننده برای درک صحت ادعای شما بودم از ذکر دلیلتون ممنونم اما واقعا اون همه قیل و قال از یه نهضت خود اگاه نشات گرفته بود ؟ |
39 25 مرداد 1386 ساعت 15:00 | |
من منکر حضورم تو تجمع اعتراضی به وضعیت دانشکده نمیشم،از طرفی حضور من تو اون تجمع دلیل نمیشه که خوبی های شاکری رو نادیده بگیرم.بالاخره نقد باید منصفانه باشه.بنظرم هم عیبهاش رو هم نقات قوتش رو گفتم. در مورد ضعف مدیریتی شاکری: مسلما من در جایگاه یه دانشجو از خیلی مسائل آگاهی ندارم اما توجه شما رو به یه نکته جلب میکنم: شاکری هر وقت سر کلاسش حرف از دانشکده میشد به عنوان رئیس تلویحا می گفت:"کاری از دست من ساخته نیست،سیستم آموزشی و مدیریتی از پایه مشکل داره" حالا من میخوام بگم کسی که سیستم رو قبول نداره و میدونه ناکارامده، چرا باز هم با همین سیستم داره کار می کنه؟ فرض کنیم شاکری با هدف تغییر در این سیستم مسئولیت ریاست دانشکده رو به عهده گرفته(از حرفاش اینطوری میشد نتیجه گرفت)،خب این فرد یا کاری از دستش بر میاد یا خیر اگر توان انجام تغییر رو داره که این گوی و این میدان . . . اگر نمیتونه سیستم رو تغییر بده لااقل به اهدافش پایبند باشه نه اینکه بعد از احراز پست ریاست و آگاه شدن به اینکه سیستم غیر قابل تغییره، ماهیت اهدافش رو تغییر بده و با سیستم خودش رو هماهنگ کنه . . . از اینجاست که من میگم شاکری ضعف مدیریت داشته چراکه نه تنها سیستم رو نتونست عوض کنه بلکه خودش هم تو همین سیستم حل شد. به جرعت می تونم بگم شاکری یکی از باسوادترین استادای دانشکده ست،این رو به وضوح از تالیفات و ترجمه هاش میشه فهمید،بخصوص کتاب خرد 2،خودش،نشرنی اما همین آدم سر کلاسش یه نفر بود، بعد از گرفتن حاضریش موقعی که شاکری رو به تخته بود از کلاس بیرون می رفت و دیگه سر کلاس بر نمی گشت!!حتی کار به جائی رسید که این قضیه اپیدمی شد، خود من هم چند بار کلاسش رو به همین ترتیب پیچوندم آیا اگر شما استادی اینطوری داشته باشید،در موردش نمی گفتید ضعف مدیریتی داره؟؟ |
38 22 مرداد 1386 ساعت 13:34 | |
moment آقا moment!!!!!!!!
|
37 22 مرداد 1386 ساعت 10:36 | |
با نظر شما موافقم ومعتقدم نظرات افراد عادی و راه کارهایی که ارائه میدن اگه همیشه نباشه اکثر قریب به اتفاقشون درسته با اینکه شاید مطالعات ایدئولوژیکی درش دخیل نباشه اما به نظر من داشتن دلایلی که برای حرفامون میاریم به اونا صحت بیشتری میده نمیدونم شایدم بیش از حد برهان پرستم! |












داشتم اما الان دیگه بی خیال این برنامه ها شدم...




لااقل من حاضر نیستم راهی به این دشواری رو طی کنم.