userinfo close

  ,

استاد عالم قاسم اف


alemclub

تاسیس: 12 خرداد 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: وحید دانش - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
1
45
89/6/12 (02:57)
18
140
89/6/11 (18:58)
0
15
87/9/6 (13:47)
1
90
87/8/25 (20:12)
2
28
86/11/17 (15:56)
5
29
86/7/6 (06:31)
1
92
86/7/2 (21:01)
0
9
86/7/1 (06:07)
4
20
86/2/9 (09:38)
0
6
86/1/10 (23:21)
0
2
86/1/1 (06:41)
0
10
85/7/26 (16:01)
0
7
85/6/30 (09:55)
0
4
85/3/30 (00:45)
0
10
85/3/30 (00:35)
0
26
85/3/30 (00:32)

عنوان بحث

احسان ابراهیمی , mohamadsaleh
احسان ابراهیمی - 00:32 1385/03/30

مصاحبه با استاد عالم قاسم اف

مصاحبه با استاد عالیم قاسم اف
خواننده صاحب سبك آذربایجانى
http://i5.tinypic.com/14w6jkg.jpg(عکس استادعالیم قاسم اف )

عظمت موسیقى شرق را مى توان در صداى او یافت. با اینكه مرز میان كشورها را مرزهاى دروغین مى نامد ولى در سال ۱۹۹۹جایزه IMC یونسكو (كه به جایزه نوبل موسیقى مشهور است) را به دلیل شناساندن موسیقى «موغام» آذربایجان با عنوان بهترین خواننده، از آن خود كرد. (جایزه اى كه قبل از او به كسانى چون نصرت فاتح علیخان، فون كارایان و ... تعلق گرفته است). بسیارى از موسیقى شناسان جهان از تكنیك هاى بى نظیر او در آواز ابراز شگفتى نموده و او را یكى از افسانه هاى موسیقى شرق خوانده اند.
از آخرین آثار وى مى توان به همكارى با «یویوما» در آلبوم موسیقى «راه ابریشم» اشاره كرد كه با همكارى نوازندگان و خوانندگان بسیارى از كشورهاى شرق انجام گرفته است. و از ایران استاد كیهان كلهر این گروه را همراهى كرده است.
آقاى قاسم اف كنسرت هاى شما در جمهورى آذربایجان همواره با استقبال روبه رو مى شوند، آیا در آمریكا و اروپا هم نظیر آذربایجانیها همین استقبال از شما وجود دارد؟
حدود ۱۰ سال پیش بیشتر شركت كنندگان در كنسرتهاى من در اروپا یا آمریكا، آذربایجانیها بودند ولى حالا شمار اروپایى ها در كنسرتهاى من بیشتر شده است.
دلیل این توجه را در چه مى دانید؟
دلایل متعددى مى تواند داشته باشد. آنها به من مى گویند «موسیقى شما سحرانگیز است.» البته موقعى كه با دید كارشناسانه به لحاظ فنون آواز و قابلیت هاى صدا به مسائل نگاه كنیم شكل آنها عوض مى شود. فكر مى كنم همین دید كارشناسانه غربیهاست كه باعث مى شود پاى آنها به كنسرت هاى من باز شود. روى هم رفته غرب به معنویت و احساس موجود در موسیقى شرق احساس تشنگى مى كند. خیلى ها را موقع كنسرت دیده ام كه اشك از چشمانشان جارى شده در حالیكه زبان ما را نمى دانند و من حس مى كنم كه آنها پیام شرق را گرفته اند، سوزناكى این موسیقى را دریافته اند و همانند خودم قلب آنها شعله ور شده است.البته بهتر است این سؤال را از خود شركت كنندگان اروپایى پرسید.
در خصوص نحوه اجراها عده اى شما را متأثر از خواننده فقید پاكستانى الاصل «نصرت فاتح علیخان» و یا خوانندگان دیگر مى دانند. نظر خودتان چیست؟
اینطور نیست. من در فستیوالهاى موسیقى با نصرت فاتح دیدار كرده بودم. او خواننده بزرگى بود ولى این موضوع كه تحت تأثیر او با این شیوه مى خوانم درست نیست. چندین سال پیش در یكى از شهرهاى اروپایى موقعى كه روى صحنه رفتم به جاى اینكه در محل اجرا صندلى بگذارند، میكروفونها را طورى تنظیم كرده بودند كه چهار زانو روى زمین بنشینیم. البته منظورى نداشتند و فكر مى كردند كه ما هم به سبك ایرانى و هندى احتمالاً روى صندلى نمى نشینیم و من موقعى كه با آن حالت به اجرا پرداختم، خودم را راحت تر حس كردم و دیدم كه آرامش بیشترى به من دست مى دهد. وقتى كه روى صحنه هستم به تنها چیزى كه فكر مى كنم اجراى مطلوب برنامه هست و ابداً به اینكه آیا تماشاگران مرا تشویق مى كنند یا نه، فكر نمى كنم و مى خواهم خودم را از برنامه راضى نگه دارم - كه البته هیچگاه راضى نبوده ام - و این امر نیازمند تمركز كافیست و تمركز مستلزم آسودگى روان است. من در اجراهایم از میان موغامهاى رنگارنگ موسیقى و ترانه ها شخصیت خود را جست وجو مى كنم. در نتیجه به عالم دیگرى مى روم و در این راه شنوندگان را هم تا حدى با خود سهیم مى كنم و شاید هنگام اجرا حركاتى از من سر بزند كه ناخودآگاه باشد. به نظر من عوالم درونى انسانها بدون توجه به نژاد و زبان و رنگ میل به پاكى دارد و شاید موقعى كه غربیها به كنسرت هاى من مى آیند همین مسأله را دنبال مى كنند، آنها مى گویند این موسیقى روح ما را تسخیر و پالایش مى كند و این شاید یكى از جوابهاى سؤال شما باشد.
علاوه بر تكنیك هاى خاص آوازى، در مركب خوانى هم كارهایى در اجراهاى شما مشاهده مى شود كه البته كم نظیر و حتى بى نظیر هستند آیا براى این كار قبلاً تمرین مى كنید یا فى البداهه چنین اتفاقى مى افتد؟
نمى توان گفت كه كاملاً فى البداهه مركب خوانى مى كنم ولى در بعضى اجراهایم كارهایى كرده ام كه اكنون خودم را هم شگفت زده مى كند و خودم هم از دیدن و شنیدن آنها لذت مى برم ولى دوباره با رفتن روى سن گذارم به عالمى دیگر مى افتد! در این مواقع دوباره راههایى را بررسى مى كنم كه بتوانم همان كارها را انجام دهم ولى با این همه اجراهایى هستند كه تكرار ناپذیرند.
در آواز بیشتر از چه اشخاصى تأثیر گرفته اید؟
علاوه بر استادان خودم در مدرسه موسیقى و دانشگاه كه در كلاسشان حضور پیدا مى كردم، تمام اساتید این موسیقى را حتى اگر هم از دنیا رفته باشند و من آنها را ندیده باشم، استاد خود محسوب مى كنم زیرا صداى آنها روى صفحات گرامافون یا نوار به دست من رسیده و من به آنها گوش مى دهم. علاوه بر اینها موسیقى ملل دیگر كه شاید زبان آنها را نمى دانم تأثیراتى روى من داشته اند مانند موسیقى هند، عرب، تركمن و ... به طور كلى مرزى در موسیقى نمى شناسم.
من به آوازهاى اقبال آذر، ظلى، قمر و ... گوش داده و متأثر مى شوم و باید بگویم كه آن آوازها در مقایسه با آوازهاى امروز موجود در ایران براى من دلچسب تر است زیرا در آنها اثرى از تقلید نمى بینم و هر چه هست خلاقیت فردى آنهاست.
در موسیقى آذربایجانى، «موغامها» كمتر به صورت نت موسیقى نوشته شده و تقریباً تمامى خوانندگان آواز آن را از اساتید فراگرفته اند ولى در موسیقى ایرانى ردیف ها توسط بزرگان این موسیقى به نت نوشته شده و همانگونه اجرا مى شود، در این باره چه مقایسه اى دارید؟
اگر به ۱۰۰ سال اخیر موسیقى آذربایجان نظر بیندازیم مى بینیم كه بزرگان آواز، هر كدام صاحب یك مكتب در موغام هستند و تعلیمى هم كه به شاگردان خود داده اند از آنها اساتید متفاوتى عرضه نموده است، البته در اصل جنس و مصالح یكى است و تنها تفاوت در نحوه اجراست، همانند نقاشى كه رنگ و قلم مو یكى است ولى این افراد مختلف هستند كه آثار متفاوت را خلق مى كنند. به نظر من موسیقى موغام باید سیالیت و انعطاف خود را حفظ كند یعنى چهارگاهى كه توسط یك تارزن ایفا مى شود براى اینكه پویایى خود را حفظ كند بایستى با حفظ پایه و اساس تحت تأثیر اخلاقیات خصوصى او باشد تا رنگ تقلید به خود نگیرد.
ما شعبه ها و گوشه هاى بسیارى در موسیقى ایرانى داریم كه برخى از آنها از یاد رفته اند و یا كمتر خوانده مى شوند تا چه حد لازم مى دانید كه شعبه ها و گوشه هاى مربوط به یك موغام در اجراى آن تماماً خوانده شوند؟
بایستى با دید زیباشناختى به آنها نظر بیندازیم البته در باكو موسیقیدانان و نوازندگان بزرگى بوده و هستند كه كار بعضى از آنها تحقیق در همین موارد است و شعبه ها و گوشه ها را ثبت و ضبط مى كنند. من هم تا حدى كه یاد گرفته ام آنها را اجرا مى كنم ولى باز هم حاضرم اگر گوشه اى را كه بلد نیستم كسى به من بیاموزد تا از آن استفاده كنم. این گوشه ها مانند تكه هاى یك گردنبند هستند كه بایستى نحوه قرار دادن و چیدن آنها را كنار هم بلد باشیم تا زیباتر باشد.
آیا در بین موغامهاى آذربایجانى، تا به حال یكى را بر دیگرى مقدم شمرده اید یا اینكه یكى را بیشتر از دیگرى دوست داشته باشید؟
مى دانید، آنها مثل بچه هاى آدم هستند كه هیچ گاه نمى توان فرقى بین آنها گذاشت ولى روى هم رفته این مسأله هست كه اگر آنها را مثل انسان فرض كنیم، مى توان برخى را به راحتى روى صحنه برد ولى باید با دیگرى كار شود تا بتواند به اجراى موفق بپردازد مثلاً بعضى از موغامهاى كم حجم ما یتیم مانده اند! پس براى اینكه بتوان در صحنه به اجراى آن پرداخت باید كوشید.
با وجود انتقادهایى كه از شما مى شود، در آذربایجان جوانان - كه امروزه بیشتر تحت تأثیر موسیقى غربى هستند - به كنسرتهاى شما مى آیند و با اشتیاق به آثار شما گوش فرا مى دهند، حتى در كنسرتهاى ایران شاهد این مسأله در بین جوانان فارس زبان بودم در حالى كه گفته مى شود این موسیقى جوان پسند نبوده و خسته كننده است.
من خود را در یك مسیر همانند یك پلى هر چند كوچك مى بینم كه توانسته باشد به عبور از مرحله اى به مرحله اى دیگر كمك كرده باشد. در هر برهه از تاریخ در موسیقى آذربایجان حداقل یك صداى نادر (از لحاظ تن صدا و وسعت) در بین خواننده ها داشتیم كه اكنون این صدا در سینه من به امانت سپرده شده است. حالا تا چه حد توانسته ام وظیفه ام را انجام دهم باید مردم قضاوت كنند.
ارتباط بین موسیقى و مردم را چگونه مى بینید؟
طبیعى است كه ارتباط ناگسستنى دارند ولى بایستى به نظر من مسیرى را انتخاب كرد كه متعالى باشد نه اینكه همواره سلیقه خود را با سلیقه مردم یكى دانسته و سعى در جلب توجه آنها بدون توجه به اصل موسیقى متعالى كرد.


منبع :
http://www.iran-newspaper.com/1384/840704/html/dialog.htm

پیام در تاریخ 85/3/29  ساعت: 18:06 توسط محمد صالح شفیعی ویرایش شد.
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.