| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
6
|
27
|
88/4/29 (16:30)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
88/4/24 (14:43)
|
|
||
|
|
53
|
171
|
88/4/24 (22:03)
|
|
||
|
|
7
|
20
|
87/5/18 (12:42)
|
|
||
|
|
1
|
6
|
88/4/29 (16:41)
|
|
||
|
|
8
|
25
|
88/4/29 (16:35)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
88/4/27 (11:30)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
88/4/22 (23:13)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
88/2/6 (07:24)
|
|
||
|
|
11
|
59
|
87/12/16 (21:57)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
87/12/14 (08:23)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
87/10/28 (11:39)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
87/10/26 (13:07)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
87/9/12 (16:05)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
87/9/10 (20:41)
|
|
||
|
|
1
|
3
|
87/6/3 (12:14)
|
|
||
|
|
0
|
10
|
87/5/24 (15:27)
|
|
||
|
|
2
|
13
|
87/5/18 (12:46)
|
|
||
|
|
2
|
38
|
87/5/18 (12:44)
|
|
||
|
|
1
|
4
|
87/3/30 (14:43)
|
|
در این نوشته ، توسط اسناد برادران اهل سنت به نتیجه ای خواهیم رسید . ( البته باز هم مانند بحث های قبلی منتظر جواب های برادران اهل سنت هستیم )
اول به این قضیه می پردازیم که تا دم مرگ ، حضرت فاطمه سلام الله علیها از ابی بکر و عمر راضی نبودند .
در صحیحین برادران اهل سنت این مطلب نوشته شده که : فوجدت ای فغضبت فاطمة علی ابی بکر فهجرته فلم تکلمه حتی توفیت فلما توفیت دفنها زوجها علی لیلا و لم یوذن بها ابابکر و صلی علیها .
یعنی فاطمه سلام الله علیها در حال خشم و غضب ابی بکر را ترک کردند و بر او غضبناک ماندند و با او حرف نزدند تا وفات نمودند آن گاه امیرالمومنین علی علیه السلام بر او نماز گزاردند و شبانه ایشان را دفن کردند و به ابی بکر نگفتند که بر جنازه حاضر شود و نماز بخواند .
علاوه بر این مطلب که در صحیحین آمده ، در باب 99 کفایة محمد بن یوسف گنجی شافعی نیز چنین مطلبی دیده می شود و ابو محمد عبد الله هم بن مسلم بن فتیبه دینوری در صفحه 14 الامامة و السیاسة آورده که حضرت فاطمه سلام الله علیها در بستر بیماری به ابی بکر و عمر فرمودند : انی اشهد الله و ملائکته انکما اسخطتمانی و ما ارضیتمانی لئن لقیت النبی لاشکونکما
معنی این عبارت این است که حضرت زهرا به ابی بکر و عمر فرمودند : خدا و ملائکه را شاهد و گواه می گیرم که شما دو نفر (ابی بکر و عمر) مرا بسخط آوردید و رضایت مرا فراهم ننمودید اگر پیغمبر را ملاقات کنم شکایت شما را خواهم نمود .
ابو محمد عبد الله بن مسلم قتیبه در همان کتاب نیز نوشته : غضبت فاطمة من ابی بکر و هجرته الی ان ماتت .
یعنی فاطمه سلام الله علیها از ابی بکر غضبناک شد و به همین حال غضب ، او (ابی بکر) را تا زمان مرگ ترک نمود .
از این مطالب و اخبار در کتاب های برادران سنت زیاده که ما به چند تا از آن ها مخصوصاً صحیحین آن ها اشاره کردیم .
حالا از این جا به بعد مبحث می خواهیم به سندها و مطالبی اشاره کنیم که می گویند اذیت فاطمه سلام الله علیها ، اذیت خدا و پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم است .
عموم علمای برادران اهل سنت ، مثل امام احمد در مسند و سلیمان قندوزی در ینابیع المودة و میرسید علی همدانی در مودة القربی و ابن حجر در صواعق از ترمذی و حاکم و بقیه آن ها با اختلاف کمو زیادی در الفاظ و عبارات نقل کرده اند که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم مکرر می فرمودند : فاطمة بضعة منی و هی نور عینی و ثمرة فوادی و روحی التی بین جنبی من آذاها فقد آذانی و من آذانی فقد آذی الله و من اغضبها فقد اغضبنی یوذینی ما آذاها .
یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مکرر می فرمودند که : فاطمه پاره تن من است و میوه دل و نور چشم و روح من که بین دو پهلوی من است کسی که فاطمه را اذیت کند مرا اذیت کرده است و کسی که مرا اذیت کند خدا را اذیت کرده و کسی که فاطمه را به غضب آورد مرا به غضب آورده و اذیت می کند کسی که او را اذیت کند .
ابن حجر عسقلانی در اصابه ضمن ترجمه حالات حضرت فاطمه علیها سلام از صحیحین بهاری و مسلم نقل کرده است که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : فاطمة بضعة منی یوذینی ما آذاها و یریبنی ما ارابها . ( فاطمه پاره تن من است مرا اذیت می نماید کسی که او را اذیت نماید و به من بدی می نماید کسی که با او بدی نماید . )
در صفحه 6 مطالب السول و محمد بن طلحه شافعی و حافظ ابونعیم اصفهانی در صفحه 40 جلد دوم حلیة الاولیا و خصائص العلوی امام ابوعبدالرحمن نسائی آمده است که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : انما فاطمة ابنتی بضعة منی یریبنی ما ارابها و یوذینی ما آذاها . ( جز این نیست که فاطمه دختر من پاره تن من است کسی که به او بدی نماید به من بدی نموده و کسی که او را اذیت نماید مرا اذیت نموده است . )
و ابوالقاسم حسین بن محمد (راغب اصفهانی) ذز صفحه 214 جلد دوم محاضرات الادبا نقل می کند که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : فاطمة بضعة منی فمن اغضبها فقد اغضبنی . ( فاطمه پاره تن من است هر کس او را به غضب آورد مرا به غضب آورده است. )
حافظ ابوموسی بن المثنی بصری متوفی سال 252 قمری در معجم خود و ابن حجر عسقلانی در صفحه 375 جلد 4 اصابه و ابویعلی موصلی در سنن و طبرانی در معجم و حاکم نیشابوری در صفحه 154 جلد سوم مستدرک و حافظ ابونعیم اصفهانی در فضایل الصحابه و حافظ ابن عساکر در تاریخ شام و سبط ابن جوزی در صفحه 175 تذکره و محب الدین طبری در صفحه 39 ذخایر و ابن حجر مکی در صفحه 105 صواعق و ابوالعرفان الصبان در صفحه 171 اسعاف الراغبین نقل کرده اند که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به دخترش فاطمه سلام الله علیها فرمودند : یا فاطمة ان الله یغضب لغضبک و یرضی لرضاک .
یعنی ای فاطمه به درستی که خداوند غضب می کند به غضب تو و راضی می شود به رضای تو .
و محمد بن اسماعیل بخاری در صفحه 71 صحیح در باب مناقب قرابة رسول الله از مسور بن محزمه و نیز در صفحه 75 نقل کرده است که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : فاطمة بضعة منی فمن اغضبها فقد اغضبنی . ( فاطمه پاره تن من است پس کسی که او را به غضب آورد مرا به غضب آورده است . )
از این قبیل مطالب و اخبار در صحیحین بخاری و مسلم و سنن ابی داود و ترمذی و مسند امام احمد بن حنبل و صواعق ابن حجر و ینابیع المودة شیخ سلیمان بلخی حنفی برادران اهل سنت و دیگران در فضایل فاطمه سلام الله علیها بسیار آمده است .
خوب حالا مطلب اول و مطلب دوم نوشته را در کنار هم بگذارید .
بهتر است به آیه 57 سوره احزاب هم اشاره ای بکنیم .
إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِینًا
یعنی كسانى كه (مىخواهند) خداوند و پیامبر او را برنجانند، خداوند در دنیا و آخرت ایشان را لعنت مىكند و برایشان عذابى خفتبار آماده ساخته است .
و اما نتیجه گیری : اظهر من الشمس
این مسله اظهر من الشمسه. در مورد وفات حضرت زهرا(س) همه فكر میكنند كه نوكر عمر به دستور عمر خانه را آتش زد و به حضرت سیلی زد و ....
موردی كه كمتر بهش پرداخته شده(به هر دلیلی) اینه كه عمر ذاتا" انسانی تندخو و عصبی مزاج بوده و به شدت متاثر از دیگران. اما ابوبكر آدمی سیاس و زیرك بوده و خودش رو در ظاهر و برای مردم حفظ میكرده. در مورد شهادت حضرت زهرا(س) درسته كه عامل عمر و نوكرش بودند اما ایندو وخصوصا" عمر به تحریك ابوبكر اقدام به اینكار كردند. در خیلی از موارد ابوبكر با تحریك كردن عمر و به دست او به خواسته های خودش میرسیده.