userinfo close

  ,

اكبر گنجی


akbar_ganji

تاسیس: 30 تیر 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: محمد اسماعیلی - معاونان
بجه ها مراقب باشین بحث ها زیاد بالا نكشه كه این كلوب رو ببندن.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
0
15
89/12/7 (12:49)
0
17
89/1/31 (09:48)
0
10
88/11/2 (01:28)
1
51
88/8/17 (20:13)
3
68
87/10/30 (21:56)
1
26
87/6/22 (15:03)
0
31
87/6/4 (13:16)
3
30
87/6/2 (23:09)
0
12
87/5/23 (07:57)
1
37
87/5/22 (06:33)
1
14
87/4/28 (04:41)
0
7
87/4/4 (02:40)
0
17
87/3/30 (18:52)
0
14
87/3/11 (01:38)
0
20
87/3/6 (12:29)
0
2
87/2/21 (18:51)
3
29
87/1/30 (09:18)
0
7
86/12/11 (19:25)
6
59
86/11/17 (07:48)
0
8
86/10/20 (16:01)

عنوان بحث

پیمان روشن ضمیر , ospeyman
پیمان روشن ضمیر - 07:57 1387/05/23

انتخابات ریاست جمهوری و اصلاح طلبان

نیرویهای اصلی جنبش اصلاحات در ایران از این جنبش جدا شده اند .

نیروهای باقی مانده بدون هیچ برنامه ای باز به شرکت در انتخابات و این بار انتخابات ریاست جمهوری تاکید می کنند
و این در حالیست که حتی نمی توانند به هواداران خود قول دهند که در صورت پیروزی کدام افراد را وزیر می کنند زیرا می دانند علاوه بر رای اعتماد مجلس ، برای انتخاب بعضی از وزرا ،نیاز است رئیس جمهور موافقت رهبر را جلب کند  و مسلما کسی که از اصلاح طلبان رئیس جمهور خواهد شد بی چون و چرا مطیع فرمان رهبر خواهد بود چنان که خاتمی برای انتخاب وزیر اطلاعات 13 گزینه را به رهبر معرفی کرد و هر 13 گزینه رد شد و سر انجام مجبور شد از میان دو گزینه پیشنهادی رهبر یکی را انتخاب کند .
مسلم این است که در صورت پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات وضع آنان بسیار بدتر از وضع سال 76 خواهد بود و مقام رهبری در برخورد با آنان رودربایستی کمتری دارد و مجلس و قوه قضاییه با تجربیات که این سالها از ترسو و ناتوان بودن اصلاح طلبان به دست اورده اند به خوبی میدانند چگونه با ایشان برخورد کنند و مانع از فعالیت مفید آنان شود .
اصلاح طلبان هیچ قول مشخصی نمی توانند به مردم دهند .
در حال حاضر اصلاح طلبان در آخرین انتخابات شکست خورده اند و مجلس را از دست داده اند و اقلیت اصلاح طلبان در مجلس ، از همیشه حتی از مجلس پنجم کوچک تر و ناتوان تر است .
مردم روزهایی را به یاد می آورند که اصلاح طلبان دولت و مجلس را همزمان به دست داشتند اما حتی از اصلاح قانون انتخابات عاجز بودند و نتوانستند کاری کنند که مردم همیشه با خیال راحت بتوانند منتخبان خود را به مجلس بفرستند
اصلاح طلبان از اصلاح قانون مطبوعات ناتوان بودند
اصلاح طلبان نتوانستند هیچ قانون مفیدی که بتواند برقراری دموکراسی در ایران را تضمین کند ، را به تصویب برساند و همراهی مجلس با دولت نیز نتوانست مانع از بی قانونی جناح رقیب که قدرت واقعی در ایران را همیشه در دست دارد بشود چنان که قوه قضاییه در همین زمان بود که بدون حکم دادگاه 17 روزنامه را در یک روز توقیف کرد.
اصلاح طلبان آن قدرناتوان و بی عرضه بودند که هیچوقت برای تصویب قوانینی که پشت سر هم توسط شورای نگهبان رد می شد به مطرح کردن طرح رفراندوم نزدیک نشدند .
اصلاح طلبان در بسیاری مواقع از حقوق قانونی مسلم خود نیز گذشتند . مثلا  طبق تعریف قانون اساسی انتخاب 6 حقوق دان شورای نگهبان با مجلس است .
پس از پیشنهاد 12 نفر از سوی رئیس قوه قضاییه ،  انتخاب 6 نفر از آنها از سوی مجلس انجام می گیرد و این 6 نفر باید حائز اکثریت یک دوم رای نمایندگان مجلس باشند .
در مجلس ششم پس از معرفی 12 نفر از سوی رئیس قوه قضاییه هیچکدام نتوانستند یک دوم آرا را بدست اورند . یک دوم آرا یعنی حداقل 140 رای و حال آنکه بیشترین رای را یک نفر با 30 رای آورد . در حالی که قضیه اصلا به شورای نگهبان مربوط نمی شد زیرا قانون مبهم نبود و جای تفسیر نداشت شورای نگهبان در اقدامی غیر قانونی دست به قانون گذاری زد ( نه تفسیر قانون ) و اعلام کرد هرکس بیشترین آرا را کسب کند عضو حقوق دانها می شود نیاز به اکثریت یک دومی ندارد و این به معنی آن بود که دیگر حقوق دانها منتخب مجلس نبودند بلکه با رای اقلیت محلس هر کس که رئیس قوه قضاییه معرفی کرد به عنوان حقوق دان شورای نگهبان انتخاب می شد .
اصلاح طلبان در برابر از بین رفتن حق مسلم مجلس فقط به کمی نق زدن اکتفا کردن و خیلی زود تسلیم این نظر شورای نگهبان شدند و نشان دادند حتی نمی توانند از حق قانونی خود در زمانی که دو قوه کشور را در اختیار دارند دفاع کنند .

خاتمی به عنوان رئیس جمهور اصلاح طلبان نیزدر طول دوره مسئولیتش بارها از سخنانش عقب نشینی کرد چنان شد که سر انجام اعلام کرد رئیس جمهور در ایران یک تدارکاتچی بیشتر نیست .
خاتمی همیشه تسلیم فشارهای قدرت شد .
در قضیه قتل های زنجیره ملت هرگز از سوی دستگاهای رسمی نفهمید که چه کسانی قاتل بوده اند و چه مجازاتی شدند و پرونده کاملا از مسیر اصلی منحرف شد و کاری از دست خاتمی بر نیامد . از آن مهمتر خاتمی هرگز جرات نکرد قضیه چندین قتل دیگر  در همین سالها را مطرح کند و قتل های زنجیره ای را در همان حد 4 قتل نگه داشت .
در قضیه انتخابات  مجلس هفتم که تعداد زیادی از نمایندگان محلس ششم رد صلاحیت شده بودند خاتمی اعلام کرد این انتخابات آزاد و منصفانه نیست و چنین انتخاباتی را برگزار نمی کند اما سرانجام با دستور رهبر مجبور به برگزاری انتخابات شد .
خاتمی زمانی که طرح اختیارات رئیس جمهور را به مجلس فرستاد از اینکه رئیس جمهور مسئول اجرای قانون اساسی است اما نمی تواند مانع از نقض قانون اساسی شود ناراحت بود و گفت که اگر این دو قانون اختیارات رئیس جمهور در مجلس تصویب نشود او دیگر رئیس جمهور نخواهد بود اما وقتی شورای نگهبان مانع از تصویب قوانین اختیارات رئیس جمهور شد خاتمی قوانین را از مجلس پس گرفت و اعلام کرد رئیس جمهور تدارکاتچی بیشتر نیست و به عنوان تداراکاتچی به فعالیت خود ادامه داد .
مردم اصلاح طلبان فعلی را انسان های ترسویی می دانند که از اعتماد آنها سو استفاده کرده اند و در 8 سالی که  در قدرت بوده اند توانایی انجام هیچ کاری را نداشتند و از همه بدتر به دلیل ترسو بودن به راحتی توسط رهبر مهار شدند و سرانجام کنار گذاشته شدند .
مردم نارضایتی شدید خود را در انتخابات شوراها و انتخابات جدید مجلس نشان دادند .
مردم با وجود نارضایتی از عملکرد احمدی نژاد باز حاضر نشدند در انتخابات تهران شرکت کنند و به لیست اصلاح طلبان که عکس بزرگ خاتمی را بالای سر خود داشتند رای دهند .
اصلاح طلبان می دانند مردم ترسو بودن و ناتوانی آنها را فراموش نکرده اند .
اما همچنان بر شرکت در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده تاکید می کنند و با وجود شکست جدیدشان در انتخابات مجلس به پیروزی در آن انتخابات امیدوارند .
اصلاح طلبان هیچ برنامه ای برای آینده ارائه نمی داهد زیرا دو چیز را می دانند :
1 - زدن لاف های گنده به راحتی می تواند موجب رد صلاحیت نامزد ایشان از سوی شورای نگهبان شود
2 - هر حرفی باب بحث در مورد گذشته ایشان را باز می کند و مردم از ایشان می پرسند چطور در گذشته این کار را انجام ندادید و اصلاح طلبان مجبورند پاسخ دهند که نگذاشتند و مردم هم خواهند گفت پس باز نمی گذارند .
اصلاح طلبان دوست ندارند این بحث ها شروع شود برای همین هیچ وعده  وعیدی نمی دهند و هیچ تصویری برای رای دهندگان از وضعیت بعد از پیروزی در انتخابات درست نمی کنند زیرا آغاز این بحث ها را موجب ریزش بیشتر آرای خود می دانند
اصلاح طلبان تنها به همین نکته که مردم از احمدی نژاد بدشان می آید و از او خسته شده اند و برای برکناری او لحظه شماری می کنند دل خوش کرده اند و امیدوارند این بار به واسطه اینکه یک طرف انتخابات خود شخص احمدی نژاد است که مردم می خواهند او دیگر رئیس جمهور نباشد ، تعداد بیشتری از مردم در انتخابات شرکت کنند و با رای ندادن به احمدی نژاد ناچارا به کاندید آنها رای دهند و دولت را مجدد به دست نیروهای اصلاح طلب بدهند .
برای اینکار اصلاح طلبان تنها یک چهره مناسب سراغ دارند .
خاتمی .
او تنها کسیست که بیشترین شانس برای تایید صلاحیت شدن را دارد و از طرفی می توان مردم را به مقایسه دوران ریاست جمهوری او با دوران احمدی نژاد دعوت کرد و در نتیجه امیدوار بود تعداد بیشتری از کسانی که انتخابات مجلس را تحریم کردند در این انتخابات شرکت کنند و به خاتمی رای دهند .
عباس عبدی تحلیلگر سیاسی در مصاحبه ای پیش بینی کرد در صورت نامزدی خاتمی  این آرزوی اصلاح طلبان که مردم به واسطه مخالفت با احمدی نزاد به خاتمی رای دهند تحقق نخواهد یافت و خاتمی پیروز انتخابات نخواهد شد . عباس عبدی معتقد است تجربه نشان می دهد مردم هرگز بخاطر مخالفت با یک شخص شناخته شده به یک شخص شناخته شده دیگر که امتحانش را خوب پس نداده رای نمی دهند .
شرکت کنندگان انتخابات قبل  اگر به واسطه مخالفت با هاشمی به احمدی نژاد رای دادند به دلیل شناخته شده بودن هاشمی و ناشناس بودن احمدی نژاد بود .
عباس عبدی معتقد است پیروزی خاتمی روی نمی دهد زیرا مردم او را میشناسند و اکثریت مردم انتخابات را تحریم می کنند و احمدی نژاد یا شخص دیگری از محافظه کاران رای می آورد .

من در انتخابات مجلس معتقد به شکست اصلاح طلبان بودم و قبل از انتخابات گفتم که اصلاح طلبان با وجود تنفر مردم از احمدی نژاد ، نمی توانند در حوزه هایی که نامزد دارند پیروز شوند و شکست سنگین اصلاح طلبان در حوزه تهران را پیش بینی کرده بودم ، اما امروز با نظر آقای عبدی مبنی بر شکست خاتمی در صورت شرکت در انتخابات مخالفم .
خاتمی اگر در انتخابات شرکت کند برنده انتخابات  خواهد بود اما این مسائله به معنی تمایل مردم به خاتمی نخواهد بود . نزدیک به نیمی از مردم انتخابات را تحریم خواهند کرد که این نیمه در واقع هیچ امیدی به هیچ تغییری در نظام ندارد و به نابودی کامل نظام جمهوری اسلامی فکر می کنند .
در نیمه دوم که در انتخابات شرکت می کنند تعداد زیادی مخالفین نظام وجود دارد . شاید به جرات بتوان گفت در بین کسانی که در انتخابات سال آینده به خاتمی رای خواهند داد اکثریت با کسانی خواهد بود که اگر روزی رفراندومی برای تغییر نظام در ایران انجام شود به آن رفراندوم نیز رای مثبت خواهند داد .
اما این عده از آن رو در انتخابات سال آینده شرکت می کنند که واقعا از حضو احمدی نژاد خسته شده اند و امیدی نیز به تغییر نظام ندارند و از طرفی چون شدیدا از احمدی نژاد بدشان می آید خوشحال خواهند شد که شکست او را ببینید .
ضمن اینکه تعداد قابل توجه ای از آرای سنتی انتخابات نیز به حساب خاتمی ریخته خواهد شد . بر خلاف بعضی تحلیل ها که گمان می کنند آرای سنتی شرکت کننده در انتخابات ایران همیشه به جناح راست رای می دهند من معتقدم که تعداد قابل توجه ای از آرای سنتی شرکت کننده در انتخابات ایران کسانی هستند که اصلا جناح بندی های سیاسی را نمیشناسند و از ترس عواقب رای ندادن در انتخابات شرکت می کنند و  تحت تاثیر موج مخالفت کل جامعه با احمدی نژاد ، به خاتمی رای خواهند داد . حتی من می توانم پیش بینی کنم خاتمی در همان دور اول احمدی نژاد را شکست خواهد داد و کار به دور دوم نخواهد کشید .
در واقع خاتمی این رویداد را مدیون بیچارگی مردمیست که هیچ امیدی به راه حل دیگری ندارد و حال که با وجود مخالفت با نظام جمهوری اسلامی نمی توانند کاری کنند به ناچار میان بد و بدتر بد را انتخاب خواهند کرد .
اگر خاتمی در انتخابات شرکت نکند در صورت اینکه هر شخص صاحب وزن دیگری در مقابل احمدی نژاد نامزد شود آن شخص رای خواهد آورد . آن شخص مثلا می تواند محمد باقر قالیباف باشد .
تنها حالتی که ممکن است احمدی نژاد برنده انتخابات شود یک حالت خاص و عجیب است . بهترین مثال برای چنین حالتی رد صلاحیت شدن خاتمی است .
اگر خاتمی رد صلاحیت شود ممکن است موج تحریم انتخابات چنان جامعه را بگیرد و تعداد شرکت کنندگان چنان کم شود که قالیباف هم رای نیاورد و احمدی نژاد در شدید ترین تحریم انتخابات در تاریخ جمهوری اسلامی مجدد از صندوق رای خارج شود .
در انتخابات سال آینده 12 سال از دوم خرداد می گذرد . در این دوازده سال تعداد واجدین شرایط شرکت در انتخابات میلیون ها نفر افزایش یافته است . خاتمی اما نخواهد توانست رای دوم خرداد را تکرار کند و با رای کمتر از دوم خرداد برنده انتخابات خواهد شد .
خاتمی تنها در یک صورت می تواند با رای بالاتر از دوم خرداد برنده انتخابات شود که بتواند به مردم بگوید به چه دلیل باید به او رای دهند و قرار است بعد از رای دادن به او در 4 سال و هشت سال و دوازده سال آینده ایران چه اتفاقی بیافتد و آیا غیر از این است که دوباره بعد از پایان 4 سال  ، و رد صلاحیت شدن همه نامزدهای اصلاح طلب یک احمدی نژاد دیگر از صندوق خارج می شود ؟
تنها در صورتی که اصلاح طلبان و خاتمی دقیقا بگویند که بعد از پیروزی خاتمی چه اتفاقی خواهد افتاد می توان امید داشت که 50 درصد افراد تحریم کننده انتخابات سال آینده ، در انتخابات شرکت کنند . اینجاست که پیش بینی عباس عبدی اهمیت پیدا می کند با این تفاوت که عباس عبدی معتقد است اگر خاتمی دقیقا نگوید که در آینده چه اتفاقی می افتد او شکست می خورد و من می گویم که او با تعداد آرا پایینی ( کمتر از 20 میلیون رای ) پیروز می شود .
خاتمی اما چیزی نخواهد گفت .
او حتی توانایی انتخاب وزیرهای کابینه خود را ندارد . او حتی جرات ندارد در سازمان ملل با رئیس جمهور آمریکا دست دهد زیرا همه این کارها نیاز به اجازه رهبر داد . خاتمی در هر حرکت از بحران سازی جناح رقیب و کفن پوشان قم می ترسد . خاتمی باز یک تدارکات چی خواهد بود . می توان امیدوار بود 4 سال مثل احمدی نژاد به ایران گند نمی زند ولی فساد و دزدی که  ریشه در ساختار دولت ایران دارد در زمان او نیز ادامه خواهد یافت و مردم حتی کمتر از زمان احمدی نژاد از واقعیت ها مطلع خواهند شد . باز هم روزنامه ها تعطیل می شوند و سایتها فیلتر خواهند شد و دانشجویان زندانی می شوند . باز در انتخابات آینده مجلس نمایندگان واقعی ملت رد صلاحیت می شوند و باز خاتمی حتی جرات نمی کند بدون اجازه سپاه فرودگاه امام را افتتاح کند که اگر سهم اقتصادی سپاه در این پروژه لحاظ نشود باند فرودگاه توسط سپاه بسته می شود . رای دادن به خاتمی به امید چند سال رهایی از دست احمدی نژاد اشتباه است زیرا مشکل ایران هیچوقت احمدی نژاد نبوده است . قدرت واقعی در ایران در دست سید علی خامنه ای است و تا زمانی که نتوان او را تغییر داد و دموکراسی واقعی را در ایران برقرار کرد اوضاع بر همین منوال خواهد بود و نه آزادی های شخصی و اجتماعی و نه رفاه اقتصادی برای عامه مردم فراهم نمی شود .
حامیان شرکت در انتخابات همیشه بهانه می اورند که تحریم کنندگان هیچوقت راهکاری ارائه نمی دهند و به همین دلیل ما در انتخابات شرکت می کنیم تا میان بد و بدتر به بد رای دهیم . حال آنکه مشکل از عدم ارائه راهکار نیست بلکه مشکل این است که راهکار مشخص و البته اجرایش هزینه بر و مشکل است و شرکت کنندگان در انتخابات مرد میدان دادن آن هزینه ها نیستند به همین دلیل ترجیح می دهند که میان بد  و بدتر به بد رای دهند تا به جای روزی ده تا تو سری روزی 4 تا تو سری بخورند .
در مقاله بعد به راهکار رسیدن به دموکراسی در ایران خواهم پرداخت
.
پیمان روشن ضمیر 20/5/87
.
این مقاله را در این آدرس در سایت بالاترین ارسال کردم . برای دیده شدن مقاله ، به آن مثبت دهید

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.