| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
6
|
234
|
89/8/13 (21:27)
|
|
||
|
|
3
|
164
|
88/8/29 (16:07)
|
|
||
|
|
3
|
16
|
90/7/2 (20:17)
|
|
||
|
|
2
|
14
|
90/1/5 (23:56)
|
|
||
|
|
1
|
9
|
89/11/20 (02:21)
|
|
||
|
|
5
|
46
|
89/11/20 (02:16)
|
|
||
|
|
11
|
101
|
89/8/18 (15:18)
|
|
||
|
|
1
|
9
|
89/7/7 (21:54)
|
|
||
|
|
3
|
43
|
89/7/7 (21:52)
|
|
||
|
|
0
|
9
|
88/12/29 (12:20)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
88/12/4 (15:58)
|
|
||
|
|
2
|
50
|
88/8/18 (12:04)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
88/6/18 (14:26)
|
|
||
|
|
0
|
14
|
88/5/27 (15:01)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
88/2/14 (23:46)
|
|
||
|
|
1
|
20
|
88/1/21 (08:12)
|
|
||
|
|
0
|
11
|
88/1/14 (11:38)
|
|
||
|
|
0
|
17
|
87/11/19 (02:30)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
87/10/12 (13:35)
|
|
||
|
|
0
|
17
|
87/8/7 (20:59)
|
|
این نشان، نشان اهورامزدا نیست. کلا ایرانیان و زرتشتیان هیچ شمایلی را برای خدا در نظر نمی گیرند و این کار را حرام می دانند. نام این نشان فَروَهر است که از اهورامزدا جداست. (در ادامه ی نوشتار خودم رو پیرامون نشانه ی فروهر که یکی از پروژه های دانشگاهم بود رو می ذارم)
به خشنودی اهورامزدا
بر فروهر زرتشت، پیامآور نیکیها درود باد
پژوهشی پیرامون عناصر بصری در فرَوَهر
پژوهنده:
داوود آریامهر همایونی
دانشجوی کاردانی گرافیک آموزشکده سروش اصفهان
نگارهی فروهر كه به شكل شاهین و دایرهای بالدار است در بسیاری از سنگ نبشتهها و آثار قبل از اسلام مشاهده میشود. در زمان هخامنشیان مهر سلطنتی بوده و گفته میشود پس از ورود اسلام به ایران برای حفظ این نماد نیاكان ما به آن رنگ دینی داده اند و آموزش های دین زرتشت را به آن نسبت داده اند كه این آموزش ها و مفاهیم نهفته در این نگاره و تاریخچهای مختصر از به وجود آمدن نگاره در نزد ایرانیان در این پژوهش مرد بحث قرار داده شده است.
مقدمه
انسانها با سخن گفتن و نوشتن، احساس و اندیشههای خود را انتقال میدهند و برای این منظور از اصطلاحات، کنایهها و خلاصهنویسی استفاده میکنند. «یو.اِن»، «یونسکو» و «یونیسف» همگی خلاصه نویسیهایی هستند که هر چند امروزه معنیشان آشکار است اما در غرقاب تاریخ ممکن است مفهوم خود را از دست بدهد، همانگونه که بسیاری از ما میدانیم «یو بوت» چه چیزی است. انسانها به جز کلمات از سمبلها، نشانها و علامتهای تجاری نیز استفاده میکنند. برخی از این نشانهها به خودی خود معنایی ندارند ولی از روی کاربرد زیادشان مفهوم مشخصی به دست آوردهاند. همچنین نشانههای دیگری هم هستند که هر یک از خطوط طرحشان معنای ویژهای دارد که مردم میشناسند. هر چند با گذشت زمان مردم معنای نشانهها را فراموش میکنند.
برای نمونه برخی از پرستشگاههای کهن مسیحی از نشانهای عقاب، شیر، و گاو نر استفاده کرده اند. برخی ممکن است فکر کنند که مسیحیان نخستین حیوانات و پرندگان را ستایش میکردند. این اندیشه درست نیست. امروزه حتی بیشتر مسیحیان هم نمیدانند که این نشانهها نمایانگر چیست.
عقاب، شیر و گاو نر سمبلهایی هستند که آسوریها به کار میبردند و سپس پارسها از آنها در تخت جمشید استفاده کردند. پیکره مشهور ورودی تالار ملتهای تخت جمشید سر انسان دارد، سینهی شیر، بالهای عقاب و پاهای گاو نر. اینها علائم چهارگانهی زودیاک هستند و برای خوشامدگویی به ملل چهار گوشهی عالم به کار میرفتند. زیرا که این صورتهای فلکی چهار گوشهی آسمان را در شب در بر میگرفتند. این نشانهها برای مصریان باستان چهار پسر «هروس» خدای خورشید بودند. پس دیده میشود که پیکرهی نامبرده سمبلی بود از مناسبات بین ملتها در دوران تمدنهای باستان.
گاهی اندیشهی انسان برای آنچه نمیتواند توضیح دهد سمبل میسازد. برای نمونه خدا معقولهای است که خارج از دسترس حواس انسانی میباشد. با این همه اندیشه انسانی خدا را در داستانها توضیح میدهد و حتی آنرا در قالب مجسمه درآورده و به پرستش آن میپردازد.
واژگان کلیدی
فروهر، فروشی، آشور، زرتشت، تخت جمشید، نگاره بالدار، درفش
پدید آمدن فروهر در تخت جمشید
خدای آسوریها «آشور» نامیده میشد. آنها این خدا را در قالب مرد بالداری با تیر و کمان سمبلسازی کرده بودند. پارسها بر خلاف همسایگان آسوری خود به مجسهها اعتقادی نداشتند. هرودوت در این زمینه مینویسد: «در میان پارسها برپا ساختن بتها و پرستشگاهها و مهرابها پذیرفته نیست و ایشان کسانی را که چنین میکنند نادان میشمارند. ظاهرا دین پارسیان مثل دین یونانیها بر مبنای خدایان انساننما نیست.»
پارسها در 550 پیش از میلاد، آسور را فتح کردند. در آن زمان در خانهی هر آسوری تندیس آشور، خدای بالدار وجود داشت. در تاریخ آمده که پارسها ملتهای شکست خورده را به خاطر باورهای مذهبیشان مورد آزار قرار نمیدادند، هر چند باور داشتند که این ملتها باورهایی نادرست دارند. پارسها باور داشتند که میتوان با افزودن دانش ملتهای شکست خورده آنها را به سوی درستی رهنمون شد. این باور بر اساس خرد راهنما و آموزگار ایشان زرتشت به وجود آمده بود.
دانش را هنگامی بدست میآوری
(با) بهرهگیری (از) منش نیک،
زمانی که خرد را دریافتی
راهی بسوی راستی،
بالاترین پیام خرد؛
بوسیلهی واژههای برتر
ما میبایست بازگردانیم
آنهایی که بیبهرهاند
با گفتار.
زرتشت، گاتا، یسنا هات 28 بند 5 (ف ر)
از این رو به جای نابود کردن پیکرهی آشور، پارسها از طرح آن در بیان اندیشههای خود استفاده کردند و آن را به عنوان نشانهی خاص خود پذیرفتند. اشکال گوناگون این نشانه که ما آن را «فَرَوَهَر» میخوانیم در تخت جمشید دیده میشود. آن که در بالای سر داریوش قرار دارد مرد بالداریست که با دست راست به جلو اشاره میکند و در دست چپش همسطح با بال چیزی شبیه به یک کتیبه میباشد. بال او 6 لایه دارد. لایه آخر 72 پردارد. 36 پر در هر طرف. لایهی بعدی 29 پر در هر طرف دارد و سومی 21 پر در هر سو. سه لایه بالا هر کدام 16 پر در هر سو دارند. پاهای او هم سه لایه پر دارد که هر یک 12 پر دارند. چند متر آن سوتر فروهر دیگری قرار دارد با طرحی دگرگونه. اینجا هم بدنه آدمگونه با دست راست به جلو اشاره میکند اما در دست چپش حلقهای دارد که به حلقهی پیمان معروف است. در مقایسه با فروهر نخستین، کمر و دستهای این یکی قدری بالاتر از بالها قرار دارند. شماره بالها نیز با اولی متفاوت است. این یکی 21 پر در هر طرف ردیف آخر بالهای خود دارد.
هر یک از این شمارهها ویژگی خود را دارند. 72 نشانهی قسمتهای اوستا و 21، شماره پوشینههای اوستاست. هر پادشاهی پیکرهی ویژهای به وجود میآورد که نمایشگر اندیشهی او بود و منحصر به او، همانطور که تاج پادشاهی هر پادشاه ویژهی او بود.
استفاده از پیکره فروهر به عنوان نشان و مُهر کاربرد ویژه و مهمی داشت. این پیکره آشوگونه برای اتباع آسوری به منزلهی واقعیتهای روزمره شد و به زودی پیکرهی آشور ویژگی خدایگونهی خود را از دست داد. به این ترتیب ایرانیان موفق شدند بدون زورگویی و آزار، باور پرستش مجسمهها را متروک سازند.
تاریخچهی نگارهی بالدار
نگاره دایره بالدار در هنر بسیاری از ملتهای پیش از آشوریان بویژه مصر باستان به تصویر درآمده و متعلق به هزاران سال پیش از آشوریان است. در هنر هتیتیها، اورارتوییها، بابلی ها و حتی یهودیان هم دایره بالدار دیده شده و در کتاب عهد عتیق هم به آن اشاره رفته است. حتی گونهای تصور درباره این نگاره را می توان در سرودهای هندیان باستان یافت. مفهوم دایره بالدار و اندیشه آن چنان گسترده و ژرف است که حتی در هنر تمدنهای باستانی آمریکای لاتین نیز دیده شده است. همانطور که گفتیم، نگارهی فروهر را نیز میتوانیم در خدای آشوریان ببینیم. حتی خود زرتشتیان قبول دارند که این نگاره حتی پیش از زرتشت نیز وجود داشته است و گفتیم که یکی از اعمال مادها و به خصوص هخامنشیان آزادی دین بوده است و برای هر دینی ارزش قائل بودهاند و برای آوردن خدا آشوری به فرهنگ خود، خدای آنان را با دایرهی بالدار مخلوط کردند و شکل کنونی به دست آمد.
«... این نقش را که باستان پرستان ما به خدای زرتشتیان میبخشند هم متعلق به خدای آشوریان است» (مستند تختگاه هیچکس، جنبش دانشجویی آذربایجان)
در ابتدا هیچ پیرمردی در میان این نگاره وجود نداشته است و تنها به صورت دایرهای بال دار وجود داشته است که سالیان بسیاری به عنوان نماد و پرچم ایرانیان انتخاب میشده است. زیرا که بالهای برافراشتهی شاهین، نمادی از اقتدار و قدرت بوده است. حتی پرچم امروزی کشور ایران نیز برگرفته است این نماد بوده است و در بالهای فروهر از سه رنگ قرمز، سفید و سبز استفاده میکردهاند. چنانچه در تصاویر میبینیم:
معانی و مفهوم فروهر
امروزه نگارهی فروهر را به صورت نمادین با ویژگیهای زیر معرفی میکنند:
1. سر: چهرهی فروهر، مردی سالخورده را نشان میدهد که نمادی از پختگی و تجربه است و یادآور آن است که فروهر مانند بزرگان و افراد مسن ما را راهنمایی و هدایت میکند و راه زندگی را نشان میدهد.
«در نگارهی آشنای اهورامزدا دو بال بر اطراف بدنی بر آمده است که صورت آن، جز کلاه، در تمامی اجزا و آرایش با صورت سلطان یکی است.» (برآمدن هخامنشیان، صفحه 128)
«کلاه داریوش در بیستون غیر رسمی است، چرا که او در میدان نبرد تصویر شده است. کلاه اهورامزدای بیستون با کلاهی که داریوش در تختگاه بارعام تخت جمشید برسر دارد یکسان است. در واقع تصویر اهورامزدای مقابل داریوش در بیستون، کاملاً و از تمام جهات و حتی البسه آستین دار با تصویر داریوش در نگاره تخت جمشید برابر است. حتی می توان او را صورت سمبولیک سلطان گرفت که با دوبال برفراز سرزمین های مفتوحه خود پرواز می کند.» (همان، صفحه 128)
البته نباید فراموش کنیم که دو مطلب بالا نوشتهی آقای پورپیرار (یک عربیسم جاسوس) میباشد که قصد خراب کردن فرهنگ ایران را دارد و آشکارا میبینیم که نگارهی فروهر را با اهورامزدا یکی میداند.
2.دستها: یکی از دستهای فروهر به طرف بالاست و این نمادی از یاد کردن از اهورامزدا و نیایش اوست. در دعاهای زرتشتیان میبینیم که دستهای خود را رو به بالا میگیرند.
«با نیایش و دستهای برافراشته، ای مزدا، نخست یاری و پشتیبانی سپنتامئینیو (نفس پاک) را درخواست میکنم که همهی کارها و کردارم هماهنگ با اشا (راستی) باشد، بدانوسیله خرد وهومن و روان جهان را خشنود میکنی.» (اوستا، یسنا: هات 28 بند 1)
و اما دست دیگر حقلهای را گرفته است که آنرا سمبل عهد و پیمان میدانند. شاید جالب باشد كه بدانید حلقهای كه افراد به هنگام پیوند زناشویی بدست میكنند و این حلقه نشانی از تعهد و وفاداری همسران است برگرفته از آیین پاك ایران باستان است. این ارتباط نزدیك ریشه در نگارهی زیبای فروهر كه بسیار آن را مشاهده كردهایم دارد. این حلقه نماد مهر و پیمان است كه در آیین مهرپرستی كه قبل از آیین اشوزرتشت در ایران رواج داشته است و به دلیل زیبا بودن این رسم زرتشتیان نیز آن را پذیرفتند. در واقع این نماد بعدها در تمام جهان گسترده شد و امروز نمونهی كوچكی از آن كه همان حلقهی ازدواج است و هریك از دو نفر به هنگاه پیوند زناشویی آن را به دست چپ خود میكند تا نشانی از وفای به پیمان و همدلی باشد. پس چرا با وجود این چنین فرهنگ پرباری كه تمام جهان در تحیر آنند باید به فرهنگ دیگران روی بیاوریم؟
3. بالها: بالهای فروهر باز است. چون با دیدن بالهای باز، ذهن انسان متوجه پرواز و پیشرفت شده و از دیدن این دو بال باز فورا به یاد میآورد كه فروهر او را بهسوی پیشرفت و سربلندی راهنمایی میكند. بالهای فروهر به شکل بالهای یک شاهین میباشد. در زمان مادها و به خصوص هخامنشیان پیکره و سیمای شاهین تیز چنگ و بلند پروازی نشان میدهد که آنرا نماد توانایی، سر بلندی و فر و شکوه میدانستند و پرچمهای خود را به نما و سیمای شاهین میآراستند. بالهای فروهر دارای سه لایه پر میباشند که نماد سه پیام نیک دین زرتشتی است: «اندیشه نیک (هومت)»، «گفتار نیک (هوخت)» و «کردار نیک (هورشت)». فروهر به ما میگوید که تنها میتوان با استفاده از این سه نیک به مانند شاهین پر کشید و پیشرفت کرد.
4. دایره میان شکل: دایره خطی است منحنی كه از هر نقطهی آن شروع كنیم باز به همان نقطه خواهیم رسید. منظور از این دایره در میان فروهر، نشاندادن روزگار بیپایان است. به این معنی كه هر عمل و كرداری كه در این زندگی (روی دایره) صورت گیرد نتیجهی آن در همین دنیا متوجه انسان است و اثر آن باقی خواهد ماند (باز به همان نقطه از دایره خواهد رسید). و در جهان دیگر روان از پاداش یا جزای آن برخوردار خواهد شد.
5. دامن: در قسمت پایینی فروهر نیز مانند بالها سه لایه پر وجود دارد. ولی معنای این سه لایه پر کاملا متفاوت و برعکس بالها میباشد. این سه لایه به مفهوم «اندیشه بد (دژمت)»، «گفتار بد (رژوخت)» و «کردار بد (دژورشت)» میباشد؛ که همواره باید در پایینترین قسمت قرار گیرد و پست شمرده شوند.
6. دو رشتهی آویخته: در پایین فروهر و در دو طرف دامن دو نوار میبینیم که آویزان هستند. این دو یکی به معنای «سپنتامینو (مینوی نیک)» و دیگری به معنای «آنگرهمینو (مینوی بد)» میباشند. این دو به مانند سه نیک زرتشتی مهم تلقی میشوند. در گاتاها (سرودهای زرتشت) میخوانیم که زرتشت بر این عقیده است که دو گوهر غیرمادی در وجود انسان به صورت خنثی وجود دارند که یکی پاک و نشأت گرفته از اهورامزداست و دیگری بد و اهریمنی است. حال انسان خود میتواند یکی را انتخاب کند. اگر مینوی نیک را برگزید جز خوبان و اگر مینوی بد گزید دوست دروغگویان میشود:
«آری، آندو گوهر غیر مادی (ذات و نفس) آغازین که با هم در حال تجرد و رویا بودند پدیدار شدند. در اندیشه، گفتار و کردار، یکی نیک و دیگری بد است. از ایندو نیکوکاران هستند که با شیوهی درست برمیگزینند نه زیانکران.» (اوستا، یسنا: هات 30 بند 3)
در نگاره میبینیم که پیرمرد به یکی رو کرده و دیگری را در پشت سر گذاشته است. پس همواره باید با قدرت انتخاب خود برترین را انتخاب کرده و مسیر زندگی قرار داد. (نیک بیندیشید)
موارد استفاده در امروز
امروزه از فروهر به چند منظور استفاده میشود که مهمترین آن استفاده به عنوان نماد زرتشتیان میباشد که در بیشتر مکانها و کتب زرتشتی با آن مواجه میشویم. برای مثال سر در آتشکدهی یزد.
همچنین وبسایتهای زرتشتی و فرهنگی ایران برای بنر یا لوگوی سایتهای خود از نگاره فروهر و یا شمایل زرتشت استفاده میکنند. به گونهای که با یک جستوجوی کوچک در یکی از موتورهای جستوجوی اینترنتی میتوانید آرشیو رایانهی خود را از تصاویر فروهر پر کنید.
در دیگر جاهایی که از فروهر استفاده میشود، استفاده جهت معرفی موقعیت ملی است که امروزه میتوان این نگاره را بر گردن بسیاری از جوانان و یا اجناس دید و این در حالی است که ممکن است حتی شخص از مفهوم آن هیچ اطلاعاتی نداشته باشد و یا فقط جهت تزیین استفاده کنند و این سبب ناراحتی زرتشتیان میشود. برای مثال در یکی از شمارههای نشریهی فرهنگی «امرداد» یک خانم زرتشتی از چاپ نگاره بر روی دستهی جاروی پلاستیکی شکایت میکرد. و یا در یکی از تارنوشتهای زرتشتی، آقایی چنین مینویسد: «یاران ! در روزگاری که همه چیز تغییر کرده و یا تغییر داده شده، ریشه های فرهنگی ایرانی به تاراج رفته. نشانه زرتشت را که می شناسید؟ نشانهای که متاسفانه ناخودآگاه به بازی گرفته شده. امروز این نشان را خیلی جاها هست. نشان با زنجیر آویزان بر گردن دختر و پسر آریایی بدون معیارهای شرقی، فقط برای اینکه بگویند ما مخالف این اوضاع هستیم نه موافق این نشانه! پیک موتوری برای تبلیغ از این نشانه استفاده می کند، روی کارت ویزیت آجر فروشی این نشانه هست جالب اینجاست که من این نشانه را روی شیشه یک قصابی دیدم. البته من به هیچ قشری توهین نمی کنم ولی آیا کسانی که این نشانه را فقط می خواهند فلسفه آن را میدانند؟...»
و اما استفادهی مناسبتری که میتوان از این نشان کرد، استفاده از دید بصری آن است. همانگونه که امروزه میتوانیم در طراحی گرافیک آنرا ببینیم. نمونهی بسیار مشهود آن که هر کس در خیابان با آن برخورد کرده است، آرم شرکتهای اتوبوسرانی و تاکسیرانی میباشد که با حذف جزئیات از نگاره، به نتایج جالبی رسیدهاند و معمولا دو بال دو طرف و حلقهی وسط را میبینیم که لوگوی دیگری را دربر گرفته است.
از تغییرات دیگری که میتوان در نگارهی فروهر ایجاد کرد تا یک لوگوی مناسب به دست آورد، ایجاد تغییرات اساسی بر روی آن میباشد. برای مثال در تصویر زیر که لوگوی یک فروشگاه اینترنتی میباشد، با استفاده از قالب فروهر و ایجاد تغییرات، تصویری مدرنتر به دست آمده است:
هنر ایرانیان باستان به گونهای بوده است که حتی استفاده از طرح سادهی آن نیز لوگویی زیبا به ما ارائه میدهد. برای مثال در تصویر زیر، نگارهی یک فروهر نقش برجسته در میان یک دایرهی آبی رنگ، جلوهی خاصی داده است.
استفاده از فروهر به عنوان آرم برای بسیاری از شرکتها و آگهیهای زرتشتیان استفاده میشود. برای مثال یک وکیل زرتشتی برای ارائه تبلیغات خود در مجلات از نگارهی سادهی فروهر استفاده کرده است و یا شرکت بازرگانی اشا با کشیدن یک نیم دایرهی ساده به دور فروهر، آرمی دائمی برای خود تعیین کرده است. همچنین نشریات زرتشتی از جمله امرداد از فروهر در لوگوی خود استفاده میکنند.
فروشی
واژه فروهر یا فره وشی واژه ای است اوستایی كه در زبان پهلوی فروهر آمده است.البته این كلمه در گات ها نیامده ولی بسیاری از بخشهای اوستا دربرگیرنده مطالبی دررابطه با آن است . معنای فروهر نیروی پیشرفت دهنده و هدایت كننده تن و روان آدمیدر گیتی و مینو تفسیر می گردد. درحقیقت فروهر یكی از پنج جز بوجود اورنده آدمی است . در اوستا اینگونه امده است كهوجود ادم زنده از پنج جز ساخته شده است:
1) تن 2) جان 3) روان 4) وجدان 5) فروهر
«اینک ما جان و وجدان (دئنا، دین) و نیروی دراکه و روان و فروهر نخستین آموزگاران کیش را...، میستاییم» (فروردین یشت، بند 149-155).
الف)تن پس از مرگ از هم می پاشد و هر یك از اجزایش به صورت اولیه خود باز می گردد.
ب)جان كه نیروی زندگانی است. در هنگام مرگ نابود می شود. یعنی تا جان هست مرگنیست و اگر مرگ اید جان نمی ماند. پس این دو نقیضند و اجتماع نقیضین محال.
پ) روان پس از مرگ تا ابد پایدار است و به پاداش نیكیها و یا پادافر بدی ها خواهدرسید.ج ) وجدان پیامبر درون است و راهنمای غیر ارادی ما و توبه و ندامت از دلایل بیداریوجدانند.
د ) فروهر یكی از قوای باطنی انسان است كه پیش از بدنیا امدن او وجود داشته و پس ازمرگ به عالم ملكوت یعنی همان جایی كه به ان تعلق داشته باز می گردد. پرتوبیكران اهورامزدا بوده كه برای راهنمایی روان آدمی و رهبری او به سوی راستی وجاودانگی به تن اندر شده و پس از مرگ با همان اشویی و پاكی به اصل خویش می پیوندد.
«خواستار ستاییدنم فروهر اهورامزدا و امشاسپندان را، با آن فروهرهای پاک همه ایزدان مینوی را...» (یسنا، هات 23، بند 2).
«فروهر اهورامزدا در واقع منبع و منشا همه فروهرها و سرچشمه و منشا همه نیکیها و زیباییها است.» (وندیداد، فرگرد 19 بند 14)
«و در میان همه این نخستین فروهرها، اکنون میستایی آن فروهر اهورامزدا را که مهمتر و بهتر و زیباتر و استوارتر و خردمندتر و در تقدس سرآمدتر است» (یسنا، هات 26، بند 2).
نماد اهورامزدا!
امروزه در میان بسیاری از ایرانیان جا افتاده است که این نگاره نماد اهورامزدا میباشد. اما این کاملا نظریهای غلط میباشد. با مطالعهی اوستا و پژوهشهای محققان میتوانیم نماد نداشتن اهورامزدا را ثابت کنیم. برای مثال در جایْ جایِ اوستا میخوانیم که اهورامزدا شمایلی ندارد.
«ای اهورا همانکه ترا با دیده دل نگریسته در اندیشه خود دریافتم که تویی سرآغاز که تویی سرانجام که تویی پدر منش پاک که تویی آفریننده راستی که تویی داور دادگر اعمال جهانی» (اهنودگات، یسنا 31 – 8)
« آنگاه ترا مقدس شناختم ای مزدا اهورا وقتی بود که وهومن بسوی من شتافت تا آنکه از آرزو و خواهش من آگاه گردد با آنکه می دانم که کسی ترا لابد نتواند نمود خواستارم که به من وعده دهی که پس از سرآمدن زندگی بلند و خوش، بخشایش کشورت را از آنچه سخن رفت به من ارزانی داری» (اشتودگات، یسنا 43 – 13)
«من می خواهم از کسیکه بزرگتر از همه است سخن بدارم مزدا اهورا کسیکه خیرخواه مخلوقات است به توسط خرد خویش ستایش کسانیکه وی را می ستایند می شنود. عبادت او را من از وهومن تعلیم گرفتم. او به من از معرفت خویش بهترین چیز آموخت» (اشتودگات، یسنا 45 – 6)
همچنین در مقالاتی بسیاری میخوانیم که:
« ... ساختن هیکل خدایان و برپاساختن پرستشگاه ها و محراب در نزد آنها (پارسیان) ممنوع است و آنهایی را که به این چیزها باور دارند نادان می دانند. جهت چنانچه به نظر من می رسد این است که پارسیان خدایان را برخلاف یونانیان انسان تصور نمی کنند.» (هرودوت، کتاب نخست، بند 131)
« پارسیان تصویر خدایان را نمی سازند و پرستشگاه برپا نمی سازند. آسمان را زئوس (اهورامزدا) میدانند و قربانی در جاهای بلند انجام می دهند... » (استرابون، فصل 3، بند13)
همانطور که گفتیم، در فلسفهی فروهر (فروشی در اوستا)، فروهر پس از مرگ از بدن جدا میشود و به اصل خود یعنی اهورامزدا میپیوندند. اما فروهر هم مانند روان نادیدنی است و بدین ترتیب برای درک و فهم بهتر آن برایش تصویری بدان سان که گفته شد انتخاب کردند.