| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
1
|
53
|
87/9/12 (09:08)
|
|
||
|
|
25
|
154
|
90/8/11 (03:43)
|
|
||
|
|
45
|
249
|
90/4/5 (09:49)
|
|
||
|
|
61
|
355
|
90/4/5 (09:47)
|
|
||
|
|
130
|
574
|
89/10/17 (00:55)
|
|
||
|
|
10
|
47
|
89/7/25 (12:15)
|
|
||
|
|
27
|
165
|
89/6/11 (04:44)
|
|
||
|
|
13
|
89
|
88/5/14 (21:46)
|
|
||
|
|
147
|
676
|
91/2/19 (02:18)
|
|
||
|
|
8
|
47
|
90/9/30 (23:32)
|
|
||
|
|
59
|
197
|
90/9/30 (23:31)
|
|
||
|
|
15
|
47
|
89/12/25 (11:30)
|
|
||
|
|
22
|
76
|
88/12/23 (18:39)
|
|
||
|
|
26
|
132
|
88/11/29 (11:22)
|
|
||
|
|
8
|
26
|
88/7/13 (15:11)
|
|
||
|
|
1
|
20
|
88/4/21 (11:16)
|
|
||
|
|
7
|
19
|
88/3/21 (19:24)
|
|
||
|
|
5
|
22
|
88/3/11 (15:50)
|
|
||
|
|
5
|
51
|
88/3/10 (20:51)
|
|
||
|
|
6
|
48
|
88/3/2 (01:18)
|
|
از دوستان تقاضا دارم در صورت داشتن گزارش های مقایسه ای بین دولت های پیشین و دولت نهم با منبع موثق در این قسمت ذکر کنند .
بقیه مخالفین هم اگر قصد شلوغ بازی دارند به خودشون زحمت ندهند چون حرفهای اضافی حذف خواهد شد . اگر هم گزارش مقایسه ای هست استقبال می کنیم .
این منبع مطلع به «موج سوم» خبر داد كه وقتی مسئول ستاد انتخابات وزارت كشور اولین نتایج آرا را اعلام كرد، تنها نتایج 500 هزار رای به اتاق تجمیع ستاد انتخابات رسیده بود و آنچه از سوی كامران دانشجو اعلام شد، هیچ ربطی به جمعبندی آرا تا آن لحظه نداشت.
به گفتهی این منبع دولتی، تمام 9 بیانیه وزارت كشور از قبل تهیه و تنظیم شده بود و اعداد و ارقام اعلام شده توسط یك نرمافزار جعل شده است. این نرمافزار میزان آرای اعلامی در هر مرحله را طوری بین شعبات اخذ رای تقسیم میكند كه آرای اعلام شده واقعی به نظر بیاید؛ حال آنكه نتایج اكثر صندوقها و صورتجلسهها در كمیته صیانت از آرای ستاد موسوی موجود است و عدد آرای موسوی و احمدینژاد در صندوقهای مشخص قابل جعل نیست.
این منبع حاضر در اتاق تجمیع ستاد انتخابات كشور در نهایت اعلام كرد كه طبق آرای واقعی گردآوری شده در این ستاد، آقای میرحسین موسوی با كسب 3/21 میلیون رای معادل 2/57 درصد كل آرا رئیسجمهور منتخب ملت ایران است و نفرات بعدی به ترتیب محمود احمدینژاد با 5/10 میلیون رای معادل 28 درصد كل آرا، محسن رضایی با 7/2 میلیون رای معادل 2/7 درصد آرا و مهدی كروبی با 2/2 میلیون رای معادل 6 درصد كل آرا هستند.
این منبع همچنین میزان واقعی مشاركت مردم در انتخابات را 4/37 میلیون معادل 81 درصد كل واجدین شرایط و میزان آرای باطله را نیز 600 هزار رای معادل 6/1 درصد كل آرا ذكر كرد.
بدین ترتیب رئیسجمهور منتخب ملت ایران كسی جز میرحسین موسوی نیست و همانطور كه آقای موسوی نیز در مصاحبه مطبوعاتی جمعه شب تاكید كردند، نتیجه متفاوتی كه از سوی وزارت كشور دولت احمدینژاد اعلام شده، همانند آمارهای رئیس دولت در ایام انتخابات، دروغین و تقلبی است.
شناسنامه
نام کامل: محمود احمدینژاد
زادروز: ۶ آبان ۱۳۳۵
زادگاه: آرادان، گرمسار، ایران
دین: اسلام، شیعه
اطلاعات سیاسی
تاریخ ریاست: ۱۲ مرداد ۱۳۸۴ تا کنون
ترتیب: ۶ امین رئیس جمهور ایران بعد از سید محمد خاتمی
معاون(های) اول: پرویز داوودی
جناح سیاسی: آبادگران ایران اسلامی (اصول گرا)
پستهای دیگر: شهردار تهران، استاندار اردبیل
وبگاه رسمی: president.ir
ahmadinejad.ir
محمود احمدینژاد ششمین رئیس جمهوری اسلامی ایران و رئیس جمهور کنونی این کشور است.
وی در ۳ تیر ۱۳۸۴ در دور دوم از نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران،
پیروز شد. محمود احمدینژاد از نخستین سخنرانیهای انتخاباتی، هدف خود و
یارانش را تحقق دولت اسلامی اعلام کرد. دورهٔ ریاست جمهوری او در مرداد
ماه ۱۳۸۸ پایان مییابد.
تحصیلات
وی دوران تحصیل خود را تا مقطع پایانی متوسطه در مدرسههای تهران از جمله
مدرسه سعدی و مدرسه دانشمند پشت سرگذاشت و با کسب رتبه ۱۳۲ از کنکور
سراسری در سال ۱۳۵۴ در رشته مهندسی راه و ساختمان دانشگاه علم و صنعت
ایران دوره تحصیلات عالی را شروع کرد. در سال ۱۳۶۵ در مقطع کارشناسی ارشد
همان دانشگاه پذیرفته شد و در سال ۱۳۶۸ نیز به عضویت در هیأت علمی دانشکده
عمران دانشگاه علم و صنعت درآمد. در سال ۱۳۷۶ و همزمان با داشتن سمت
استاندار اردبیل، موفق به دریافت مدرک تحصیلی دکترا در رشته مهندسی و
برنامهریزی حمل و نقل ترافیک شد.
وی طی تدریس در این دانشگاه، پژوهشهای علمی، راهنمایی چند پایاننامه
کارشناسی ارشد در زمینههای مختلف مهندسی حمل و نقل را بر عهده داشته است.
اولین فعالیتهای سیاسی
احمدی نژاد در سالهای ابتدایی پس از انقلاب از اعضای انجمن اسلامی
دانشجویان دانشگاه علم و صنعت بود. وی از مرداد سال ۱۳۵۸ به عنوان نماینده
دانشجویان دانشگاه علم و صنعت به همراه چند تن از دانشجویان برای ارایه
اساسنامه دفتر تحکیم وحدت و کسب رهنمود به دیدار آیتالله خمینی رفتند که
او دانشجویان را به آیتالله سید علی خامنهای ارجاع داد. استمرار این
جلسات در حضور آیتالله خامنهای زمینه شکلگیری شورای اولیه دفتر تحکیم
وحدت را مهیا نمود. اما برخی رهبران دفتر تحکیم حضور وی در شکل گیری آنرا
تکذیب کردند.
حضور در جنگ
وی در دوران جنگ ایران و عراق به عنوان داوطلب بسیج در قسمتهای متعدد
جبهه حضور پیدا کرد و تا سال ۱۳۶۵ در فعالیتهای پشتیبانی و مهندسی رزمی
تلاش کرد و در سال ۱۳۶۵ داوطلبانه به تیپ ویژه سپاه پاسداران انقلاب
اسلامی پیوست و با طی دورهای در قرارگاه رمضان در عملیات برونمرزی کرکوک
شرکت نمود و بعد از آن نیز به عنوان مسئول مهندسی رزمی لشکر ۶ ویژه سپاه
به خدمت پرداخت.
مسئولیتها پس از اتمام جنگ
احمدی نژاد در دههٔ شصت خورشیدی، چهارسال سمت معاون و فرماندار ماکو و خوی
در استان آذربایجان غربی و ۲ سال سمت مشاور استاندار کردستان را بر عهده
داشت. از سال ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۶ در شرایطی که به عنوان مشاور فرهنگی وزیر فرهنگ
و آموزش عالی فعالیت میکرد به عنوان اولین استاندار استان جدید التأسیس
اردبیل منصوب شد. وی پس از پایان فعالیت در اردبیل، در سال ۱۳۷۷ کاندیدای
نخستین دوره انتخابات شورای شهر تهران و در سال ۱۳۷۸ کاندیدای ششمین دوره
انتخابات مجلس شورای اسلامی از تهران بود که در هر دو انتخابات ناکام شد.
وی همچنین متهم به دستکاری در نتیجه انتخابات از طرف شورای نگهبان است.
دوران استانداری
راهاندازی تشکیلات اداری استان
انتخاب به عنوان استاندار نمونه کشور در سه سال متوالی
استانداری برتر در زمینه فعالیت عمرانی
بازسازی ۷۵۰۰ واحد مسکونی تخریب شده در جریان زلزله اردبیل در طول ۷ماه.
شهرداری تهران
احمدینژاد در ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۲ و به دنبال پیروزی فهرست آبادگران در
انتخابات دوم شورای اسلامی شهر تهران به عنوان شهردار این شهر توسط این
شورا انتخاب شد.
فهرستی از مسئولیتها و سمتها پیش از ریاست جمهوری
فرماندار ماکو
فرماندار خوی
مشاور استاندار کردستان
مشاور فرهنگی وزیر فرهنگ و آموزش عالی در سال ۱۳۷۲
استاندار استان اردبیل در سالهای ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۶
عضو هیات علمی دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت از سال ۱۳۶۸ تا کنون
شهردار تهران از سال ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۴
موسس و عضو انجمن تونل ایران
عضو انجمن مهندسین عمران ایران
مدیر مسوول روزنامه همشهری
انتخابات ریاست جمهوری
وی در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، با شعار انتخاباتی «میشود و میتوانیم» وارد عرصه رقابت شد.
قیمت: 19,000 تومان
خبرگزاری فارس: هاشمی رفسنجانی در خطبههای نماز جمعه سالهای 68 تا 70 با انتقاد از سیاستهای دولت موسوی تاكید كرد كه فساد اداری ، بیبرنامگی ، مدیریت غلط ،بی عدالتی ، تعطیلی طرحها، تاراج اموال كشور، تورم ،نابودی استعدادها، استقراض ،عقب ماندگی ، افت تولید، فقر مضاعف ، وابستگی به یارانهها از جمله سیاستهای دولت موسوی بوده است.

به گزارش خبرگزاری فارس، برای شناخت برخی كاندیداها راهی جز بررسی عملكرد و كارنامه كاری آنها باقی نمی ماند.گزارشی كه پیش رو دارید، بخشی از سخنرانیهای حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی در خطبههای نماز جمعه سالهای 68، 69 و 70 است. وی در این سخنرانیها با ارزیابی و نقد عملكرد دولت میرحسین موسوی، به تشریح مشكلات به ارث رسیده از این دولت پرداخته است.
مشكلاتی كه غالباً مردم كشورمان در آن دوران سخت با صفهای طویل برای گرفتن كالاهای كوپنی، استفاده از گوشتهای یخی، فقدان مواد اولیه برای كارخانهها، كمبود دارو، وجود پزشكان هندی و بنگلادشی، كمبود قطعات یدكی و فرسودگی ماشینآلات كارخانهها، قطع مكرر برق، نبود آب لولهكشی در روستاها، فقدان گاز لولهكشی در بسیاری از مناطق شهری و روستایی، از بین رفتن تولیدات كشاورزی به علت نبود شبكه صحیح حمل و نقل و توزیع، استقراض از بانكهای خارجی، پائین بودن امید به زندگی و بسیاری از طرحهای نیمه تمام و... در خاطر خود ثبت كردهاند.
بدون هیچ پیش داوری، توانمندی وضعیت و شرایط دولت موسوی را كه 20 سال از كار اجرایی كلان فاصله گرفته اند ، از زبان هاشمی رفسنجانی كه اكنون به عنوان حامی جدی وی فعالیت میكند، در دسترس خوانندگان محترم قرار میدهیم.
1- فساد اداری
ما چند تا مسئله عمده داریم كه من در اینجا به آنها اشاره خواهم كرد: یكی همین مسئله سوء توزیع و گرانی است یكی مسئله سوء اخلاق بخشی از انسانهاست، بد حجابها و آن افرادی كه اخلاق اسلامی را مراعات نمیكنند و یكی هم همین مسئله سیاسی است كه از بیرون دائماً برای كشور ما مسئله میسازند. مسئله دیگر مسئله فساد اداری است كه در بعضی از ادارات بعضی از افراد برای مردم مزاحمتهایی بوجود میآورند و ما اگر در مسیر حركتمان اگر چرخهای تولید راه افتاد، اگر استفاده از منابع آن طوری كه شایسته است انجام شد، اگر همه كارها را درست كردیم چنانچه این مسائلمان را حل نكنیم باز نمیتوانیم به جایی برسیم. اگر این فساد اخلاق موجود باشد جامعه ما آن جامعه ایدهآل اسلامی نمیتواند باشد.
1368.2.2
2- مشكل تعزیرات
مشكلاتی كه ما در باب مالیات داشتیم و یا در خیلی از ابواب دیگر مانند تعزیرات كه یك مشكل جدی در مسیر قانونگذاری و اداره كشور ما شده بود كه ایشان (امام) به راحتی حل كردند. شما اجازه بدهید كه من دیگر داخل جزئیات نروم چون شما اینطور چیزها را به اندازه كافی میدانید.
1368.3.20
3- بی برنامگی
ما قبلاً برنامه نداشتیم الان برنامه پنج ساله ما دارد آماده میشود كه داشتن برنامه خودش تكلیف خیلی چیزها را روشن میكند. آینده روشن میشود، خطوط مشخص است معلوم است، ما به كجا میخواهیم برسیم، مسئولان تكلیف خودشان را میدانند دوباره كاریها نمیشود و خیلی از ریخت و پاشها را نخواهیم داشت و چیزهای دیگری را هم كه قبلاً داشتیم الان از آن برخورداریم.
1368.5.14
4- مدیریت غلط
این شیوهای كه الان دولت دارد زندگی مردم را اداره میكند، این بدترین نوع اداره مردم است.
1368.7.8
5- بی عدالتی
شیوه توزیع درست نیست همین كه هست هم درست توزیع نمیشود یعنی مردم یك عدهای به هر دلیلی به آسانی به اینها میرسند و یك عدهای هم نمیرسند. یعنی آن چیزهایی كه دولت كوپنی كرده خوب به هر حال دیر یا زود به دست مردم میرسد اما اینكه كوپن نیست، عادلانه بدست مردم نمیرسد. این هم اشكالاتی در سیستم توزیع است برای اینكه خوب بنا نبود اینجوری شود این یك چیز موقتی بوده كه تنظیم شده كه باید بعداً برگردد به عرضه و تقاضا و از شبكههای توزیع معمولی به بازار برود و مردم بتوانند به طور عادی بروند و بخرند و این فسادها نباشد. اما این واقعیت وجود دارد كه این شكل توزیع الان هست و یك نوع بی عدالتی از این طریق به مردم تحمیل میشود.
1368.7.8
6- خطر نقدینگی
نقدینگی بسیار زیادی الان در دست مردم است این مقدار پولی كه ما در دست مردم داریم این خودش یك خطر جدی است برای اقتصاد كشور، علتش هم این است كه این پولها در دوران جنگ خرج تولید نمیشد یا در جنگ مصرف میشد كه برمی گشته دوباره در بازار و در دست مردم یا میرفتیم كالای خارجی میخریدیم.
1368.7.8
7- تعطیلی طرحها
الان همه طرحهای مهم شما مانده است بدلیل اینكه اجباری ندارند چرا كه پولهایشان را گرفته و رفتهاند این شیوه یك شیوه جاهلانه ای برای اداره یك كشور است.
1368.9.18
8- تاراج اموال كشور
الان ما در دریا هر مقدار كه نفت استخراج میكنیم، گازهای آن را داریم میسوزانیم و مخازن مشتركی كه با آن طرفیها داریم آنها دارند، میبرند و از ما هرز میرود این ثمره این فكر انقلابی است كه بعضی از آقایان دارند خیال میكنند كه انقلابی است و واقعاً این انقلابی است كه ما اموال كشور را اینجوری به تاراج بدهیم؟
1368.9.18
9- تورم
من یك بار در جلسهای گفتم ما الان پانصد میلیارد تومان طرح نیمه كاره داریم میدانید پانصد میلیارد تومان تقریباً 8 برابر بودجه امسال ماست كه اینها همه در این برنامه باید تكمیل شود. ماندن اینها خیانت است همانطور كه ماندن آنها باعث خسارت شده است. سال به سال گرانتر میشوند تورم مال اینهاست اصل تورم را شما اینجا ببینید كه ما اینقدر سرمایهگذاری بدون نتیجه كردیم.
1368.9.18
10- وضعیت بغرنج
از عقلای قوم هم آنهایی كه فكر اقتصادی داشتند به من میگفتند تو اصلا وارد این ماجرا نشو چرا كه اینكار به این زودی درست شدنی نیست اصلاً مأیوس بودند حالا رفقای داخل همین مجلس هستند. مثلاً میگفتند تو برای انقلاب چهره فرهنگی و چنین و چنان هستی، آنجا میروی امید مردم نقش بر آب شده و خراب میشود این كار را نكن یك كس دیگری این كار را انجام بدهد. یعنی واقعاً كسانی كه محاسبه میكردند حضور مرا در این مقطع برای این جامعه عاقلانه نمیدانستند.
1368.9.18
11- بی عدالتی
با این قوانینی كه ما گذراندیم ما مردم را اینجوری میخواهیم اداره كنیم؟ آنوقت نتیجه اش هم این میشود كه دلالها و آن بحث دیگری كه یكی از برادران میكردند ایشان صحبتهای ظاهر الصلاحی نمیكردند عدالت اجتماعی میخواهند، مشكلات مردم را هم میخواهند حل شود. چنین قوانینی همین وضع را بوجود میآورد یعنی نه عدالت اجتماعی را برقرار میسازد و نه مشكلات مردم را حل میكند. اگر بنا بود عدالت اجتماعی را اینجور درست بكنیم در این 10 سال درست كرده بودیم شما همه قبول دارید.
1368.9.18
12- نابودی استعدادها
این كه در كشور ما كارهای تجاری، دلالی، واسطهگری بخش عظیمی از استعدادهای خود را میبلعد و كارهای اجرایی مؤثر، مفید و تولیدی و پر افتخار متولی ندارد و كسی دنبال آن نمیرود، بدترین مرضی است كه ما دچار آن هستیم.
1368.8.27
13- ترویج تنبلی
در حال حاضر دو میلیون افغانی در ایران هستند و كار نیز میكنند و بعضی از كارفرماها از بین یك كارگر ایرانی و یك كارگر افغانی، كارگر افغانی را انتخاب میكنند زیرا او اینگونه كارها را بهتر انجام میدهد اما كارگر ما اینگونه فكر و عمل نمیكند این طرز تفكر غلط و كشنده است و بنیه اقتصادی كشور را به هم میزند البته شاید دلایل دیگر از قبیل مزد و شرایط مناسب داشته باشد ما باید شرایط كار را به گونه ای درست كنیم كه از لحاظ فرهنگی شرایط زیستی و همه اینها مناسب باشد. البته همه تقصیرها را نمیخواهم به گردن آنها بیندازد میخواهم بگویم، فرهنگ كار و تلاش در كشور ما نیست دین ما اینگونه به ما نمیگوید.
1368.8.27
14- اقتصاد مریض
بحث این است كه شرافت و كرامت كار باید در جامعه ما جا بیفتد اگر اینطور شد كارهای انگلی و خیالی و كاذب در كشور ما از بین میرود. اقتصاد در كشور ما مریض است. همه مشكلات در نرفتن به دنبال كار تولیدی پیچ و خم در كارهای اجرایی نیست ولی آن فرهنگ غلط آنها را میكشاند به انجام این قبیل كارها.
1368.8.27
15- كارمندان كج فكر
من بهعنوان مسئول اجرایی كشور و رئیس جمهور منتخب شما میگویم سیاست دولت شما بر این است كه امكانات كشور، زمین، آب، معدن، صنعت و هرچه امكانی در این كشور هست را در اختیار مردم بگذارد. برای اینكه مردم موجودی و امكانات و سرمایه شان را صرف آبادی كشور كنند. البته ممكن است در جریان كار هنوز ما با مأموران كج فكر و منحرف و تنگ نظر و نادان مواجه باشیم كه در راه كار مزاحمت ایجاد كنند.
1368.10.23
16ـ رقم زشت
كاری كه تا به حال شد، نتیجه این شده كه ما الآن نسبت باسواد و بیسوادمان اینطوری است كه 7/67 درصد مردم باسوادند و 3/23 درصد مردم بیسوادند كه این خیلی رقم زشتی است. برای دین و جامعهای كه موظف شده كه از گهواره تا گور به دنبال دانش باشد.
و اگر در چین هم علم را پیدا میكند باید برود و بگیرد و بیاورد واقعاً اصلاً چهره اسلامی ما را این زشت میكند كه ما هنوز هم البته كار بزرگی است كه ما رقم را از 47 درصد رسانده باشیم به 67 درصد و مخصوصاً در مورد خانمها كه اول انقلاب 40 درصدشان فقط باسواد بودند و 60 درصد بیسواد بودند آن نسبت هم اصلاح شده و هنوز هم نسبت نامعقول است.
1369.1.18
17ـ جامعه فقیرتر
مشكل عمده اقتصاد ما در پایین بودن تولید ناخالص ملی بود تولید در كشور، عدم سرمایهگذاری و به كار گرفته نشدن نیروها در شرایط بسیار نامطلوبی بود و روند نزولی هم داشت و اصولاً تعریف فقر و غنای یك جامعه همین جا است. اگر تولید ناخالص بیشتر باشد و سرانه به اندازه مصرفشان تولید كنند و یا بیشتر، جامعه سالم است اگر تولید كمتر از مصرف باشد جامعه فقیر است و هر مقدار كمتر، جامعه فقیرتر. حالا اگر توزیع هم ناسالم شد، یعنی همین تولید كم عادلانه پخش نشده این فقر در آن بخش كه كمتر میبرند بسیار شدیدتر خواهد شد. ماچگونه شرایطی را داریم، تولید كه كم میشود در نتیجه تحمیل میشود بر بودجه دولت یعنی دولت پولی پخش میكند برای مخارج مردم، وقتی كه خرجهای دیگر هم تحمیل شده باشد در مقابل چیزی ندارد كه پول را از مردم پس بگیرد. پول میدهد اما این پول برنمیگردد. اگر ما تولید داشته باشیم و تولیدات را به فروش برسانیم برای مردم هر چه پول مصرف میكنیم با تولیدات خود پول را از مردم برمیگردانیم این یك جریان سالم اقتصادی میشود.
ولی اگر تولید نباشد پول میریزیم برنمیگردد پول زیاد كه در دست مردم میماند یك بلای بدتری است. این پولها مدام برای خرید به بازار میآید و چون جنس نیست فروشندهها هم مدام قیمت را بالا میبرند برای چیزی كه باید ده تومان بگیرند سی تومان میگیرند آنها كه نمیتوانند درآمد داشته باشند مجبورند فقیر باشند و كم بخورند آنها كه فقیر نیستند خودشان را منطبق میكنند پس در اثر نبودن تولید، بودجه دولت كم میشود كه كسر بودجه از بدبختیهای هر دولت و ملت است كسر بودجه دولت مستلزم تورم و گرانی میشود، گرانی نتیجه كسر بودجه است كسر بودجه نتیجه كمی تولید است و فقر عمومی محصول همه اینها است. دولت در گذشته برای اینكه جلوی فقر عمومی را بگیرد یك مسكن را اجباراً به كار برده كه ما هم هنوز به كار میبریم و آن سوبسید است. یعنی آن موجودیهای دولت را كه از منابع طبیعی مردم برمیداریم مانند نفت آن را به صورت ارزان یا مفت در اختیار مردم فقیر قرار میدهند به خاطر اینكه مقداری از مشكلات را بپوشاند.
مردم نمیتوانند نان به قیمت عرضه و تقاضا بخرند. مردم نمیتوانند آب، برق، گاز و نفت، حمل و نقل، دارو، بیمارستان و شیر و این قبیل كالاهای اساسی را به دلیل فقیر بودن عموم به قیمت عرضه و تقاضا خریداری نمایند و پولی كه در اختیار دولت قرار دارد در واقع همان پول مردم میباشد، از همان پول اقدام به تهیه وسایل و ضروریات زندگی مردم به طور مجانی مینماید.
البته خود این مسئله به دلیل اینكه به جای سرمایهگذاری در جهت افزایش توان اقتصادی، اقدام به مصرف از سرمایه مینمود نیز عوارض ناگواری را در پی دارد.
از همین رو كشور با یك شرایط نامطلوب و غیرمفیدی مواجه شده بود.
1369.6.3
18ـ بلای نقدینگی
ما برای اینكه این بلای نقدینگی را از دست مردم خارج كنیم كه به عنوان یك اهرم بسیار خطرناك و شیطانی محسوب میشود و هم میتواند خطر مهلكی برای نظام به شمار آید با امكانات خودمان به دنبال راهحل گشتیم.
یعنی در جامعه ما نرخ تورم به طور نامعلومی رو به افزایش بود كه سعی نمودیم این رشد سرسام آور را به نصف كاهش دهیم البته هنوز روند آن رو به رشد است.
1369.6.3
19ـ كسر بودجه
ما در سال 65 ، 5/1449 میلیارد ریال كسر بودجه داشتهایم. یعنی رقمی حدود 150 میلیارد تومان از زمانی كه لایحه بودجه را از مجلس گذراندهایم با این میزان كسر بودجه مواجه بودهایم. سال 1366 از 1375 میلیارد ریال كسر بودجه و در سال 67 از 4021 میلیارد ریال یعنی چیزی حدود 200 میلیارد تومان كسر بودجه برخوردار بوده است.
در سال 68 تا نیمه همان سال كه ما قبول مسئولیت كردیم همین روند تداوم داشت.
1369.6.3
20ـ تورم اسكناس
در ظرف این چند سال سیاست چاپ اسكناس ما بدین شكل بوده كه البته چاپ اسكناس در كشور یك امر طبیعی است یعنی در هر سال در حد تورم اسكناس منتشر میشود و هیچ اشكالی ندارد اما وقتی نرخ تورم افزایش مییابد و نقدینگی روبه افزایش میباشد و دولت هم با كسری بودجه مواجه باشد دائماً به امر انتشار اسكناس مشغول میشوند كه این وضع، چندان مثبت و مفید نخواهد بود.
1369.6.3
21ـ نرخ تورم
در خصوص نرخ تورم اكنون نرخ تورم مهار شده است نه این كه نرخ آن به صفر رسیده باشد. چون هنوز قیمت بسیاری از اجناس ما روند رو به افزایش دارد، بسیاری از قیمتها هم در مرحله متوسطی قرار دارد و بسیاری از اجناس هم قیمتشان نزول یافته است.
در مجموع ارزیابی رشد نرخها به این صورت بوده است كه در سال 7،65/23 یعنی 23 درصد تورم را در مورد تعدادی از كالاها اطلاق مینمایند كه البته این رقم را بانك مركزی با مقیاس قرار دادن قیمت تعدادی از كالاها اعلام میكند.
در این میان ممكن است بعضی از آنها به میزان 100 درصد گران شده باشد و بعضیها به میزان 5 درصد و یا بعضیها هم اصلاً افزایش نداشته باشد. همچنین در سال 66 هم نرخ تورم 7/27 درصد بوده كه رقم بالایی است.
در سال 67، 89/28 درصد كه نزدیك 29 درصد میباشد.
در سال 68، 25/17 درصد یعنی نزدیك 11، 12 درصد پائین تر از سال گذشته كه باز هم مجموعه كالاهایی كه مردم مصرف میكنند 17 درصد گران شده است.
1369.6.3
22ـ مشكل حمل و نقل
الآن بسیاری از محصولات و كالاهای موردنیاز مردم كه در كارخانهها، بنادر و انبارهای مزارع وجود دارد كه وسیلهای كه ما اینها را به بازار مصرف برسانیم نداریم.
چند تا از كارخانههای سیمان ما در تولیدشان مشكل دارند. چون انبارها پر شده و آسیابها نمیتوانند كار كنند كه ما آمدیم و بعضیها را آزاد كردیم و گفتیم مردم خودشان بردارند بروند با این كه سیمان كم داریم و سهمیهای است گفتیم اینها را آزاد كنند. مثل ارومیه و یك مقداری در تهران. گفتیم حدود 400 هزار تن الآن ما گندم در مزارع خریدهایم و در آنجاها جمع شده است كه میخواهیم به سیلوها برسانیم ولی مشكل حمل و نقل داریم. كارخانه شیشه قزوین را شنیدید كه موقع زلزله حدود 100 میلیون تومان یا بیشتر از شیشههایش شكست. ما به عنوان یك تخلف این قضیه را تعقیب كردیم و به آخرین نتیجهای كه رسیدیم این بود كه حمل و نقل نتوانستهبود این شیشه را به نوبت برساند. حواله صادر شده بود. مردم در انتظار شیشهها بودند ولی نتوانستند از كارخانه به شهرها برسانند.
البته عذر حمل و نقل هم این بود كه لاستیك به موقع به او ندادهاند. عذر لاستیك هم این بود كه ما ارز نداشتیم كه لاستیك بیاوریم. یعنی مجموعه رسید به اینجایی كه كمبود تولید بود و ما لاستیك را به موقع نرسانده بودیم. شیشهها در كارخانه به این شكل خرد شد.
همین حالا حدود یك میلیون و نیم تن كالا در بنادر و در كشتیها مانده كه حمل و نقل مشكل دارد.
1369.6.3
23 ـ بانكهای خالی
بسیاری از نقدینگیهای شناور در دست مردم، جمعآوری و به سمت تولید هدایت و یا در سیستم بانكی متمركز شد. معلوم شد كه موجودی بانكها افزایش یافته است. علیرغم اینكه مردم پول خود را در خانه خود نگهداری و یا میان دستها گردش میكرد، به بانكها اعتماد كرده و آنها را تحویل بانكها دادند.
حجم مسكوك و اسكناس در دست مردم پائین آمده است. از خطرناكترین موارد در اقتصاد این است كه حجم مسكوك و اسكناس نزد مردم زیاد باشد.
همچنین نرخ تورم كه از رشد شتابانی برخوردار بود هر سال اینگونه بود كه پیشبینی میكردیم اینقدر درآمد، اینقدر هزینه و وقتی اواخر سال میشد میدیدیم كه درآمدها تحقق پیدا نكرده و هزینهها انجام شده و با چنین وضعیتی به مجلس میرفتیم و درخواست میكردیم كه از بانكها قرض بگیریم. امسال برای اولین بار است كه حركت معكوس شده و آن مقدار كه بنا بود قرض كنیم، قرض نكردیم.
1369.8.9
24- طرح های نیمه تمام
خیلی از امكانات و مراكز خراب شده كه بلااستفاده مانده است و در واقع عدم النفع آنها برعهده ما است. وقتی كه جنگ خاتمه یافت، مبلغ 500 میلیارد تومان طرح نیمه تمام داشتیم كه به تأخیر افتاده بود و به مرحله بهرهبرداری رساندن آنها كار بسیار دشواری بود.
البته همه این طرحها به خاطر طولانی شدن دوران ساختش، هزینهشان به چند برابر رسیده است. مثلاً فولاد مباركهای كه اول حدود 30 میلیارد تومان برایش در نظر گرفته بودند، الآن ما حدود 80 میلیارد تومان باید خرج آن كنیم تا كارش به پایان برسد.
1370.3.4
25- مشكلات را به حساب جنگ نگذاریم
این تناسب در اكثر طرحهای صنعتی، اقتصادی مشهود است. كارهای انجام نشدهای را در دسترس داریم كه به این وضع باقی مانده است كه این بدترین و مخفیترین فصل مربوط به مشكلات است.
ما در این 8-7 سال اقدامی در جهت خرید كامیون به عمل نیاوردیم و یا كم خریدیم. باید اقدام به خرید كامیون نماییم. اتوبوس نیز نخریدهایم. باید بخریم. واگن راه آهن نخریدهایم. باید بخریم. راههایمان را مرمت ننمودیم كه باید مبادرت به این امر نماییم. بندرهایمان هم آسیب دیده كه باید نسبت به اصلاح آن اقدام كنیم و یا این كه بندرهایمان آسیب دیده كه باید آنها را ترمیم نماییم.
همچنین نیروگاه نساختیم. كم ساختیم و به تبع آن با خاموشی مواجه هستیم. سد نساختیم كه آبهایمان در حال هرز رفتن هستند و باید سد بسازیم. پالایشگاه نساختیم كه الآن باید وارد كنیم.
برای شهرهای كشور فاضلاب نساختیم كه تمامی آنها در این رابطه مشكل دارند. نتوانستیم به شهرها آب برسانیم كه بسیاری از شهرهای كشورمان در حال حاضر با مشكل كمآبی مواجهاند.
به كشاورزی به اندازه كافی بها ندادیم. كشاورزان كمبود تراكتور و كمباین دارند و به همین دلیل گاهی اوقات محصول از روی زمین برداشت نمیشود. همچنین وضعیت حمل و نقلمان به آن مرحله از ضعف رسیده است كه به میزان دو میلیون تن از بارها و وسایلمان در دریا معطل مانده و لذا كارخانهها و انبارها منتظر رسیدن این وسایل هستند كه همه این مسائل در ارتباط با جنگ میباشد.
همه این مسائل چیزهایی است كه ما باید اكنون اقدام به انجام آنها كنیم و به حساب جنگ هم نمیتوانیم بگذاریم مثلاً ما نیروگاه نساختیم چون پولش را در آن زمان نتوانستیم فراهم سازیم ولی حالا باید با تعجیل نسبت به ساخت آنها اقدام كنیم.
الآن به جای این كه سالانه برای تولید دو هزار مگاوات برق نیروگاه بسازیم، ما باید برای تولید 5 هزار یا 7 هزار مگاوات برق قرارداد ساخت نیروگاه را دنبال كنیم.
از طرف دیگر انبارها در زمان جنگ تقریباً خالی شده بود و باید این انبارها شارژ شود. زمانی كه ما كار در كارخانهها را شروع كردیم، كارخانهها هیچ گونه مواد اولیهای در انبارهایشان موجود نداشتند.
قطعات ماشینها مستهلك و فرسوده شده كه باید كاملاً تعویض گردد. قالبهای كارخانجات باید عوض بشود در طول 10 سال گذشته تمام اینها به طور راكد به سر میبردند و باید اینها را مجدداً تأمین نماییم.
مسكن عقب مانده چون كه ما هیچ گونه مصالحی در دسترس نداشتیم كه اقدام به احداث مسكن نماییم. در این زمینه عقب ماندگی زیادی وجود دارد.
همه این مشكلاتی كه عرض كردم و همه آنها با استناد به آمار و ارقام است كه كسی هم نمیتواند بر روی صحت و سقم آنها به خود شك و تردید روا بدارد.
1370.3.4
26ـ عبور از اقتصاد متمركز
یكی از مشكلات جدی كشور مان در ساختار اقتصادی كه حالا كه میخواهیم از اقتصاد متمركز عبور كنیم و به طرف اقتصاد متعادل زمان صلح برویم، یك مشكلات بسیار جدی داریم منجمله قیمتهای بعضی از كالاهای دولتی است.
در زمان جنگ خطرناك بود و این كارها را نكردند و یا نخواستند بكنند، اما الآن ببینیم میتوانیم اینها را اینجوری تحمل كنیم یا نه.
شما فكر میكنید گازوئیل چه قیمتی دارد و دولت چطوری به مردم میدهد، اولاً مال چه كسی است و ببینیم كه با عدالت سازگار است یا نه.
ما نفت كوره را لیتری یك ریال و نیم میدادیم، شما میتوانید خاك بیابان را این مقدار تحویل دهید؟ خوب این آتش زدن به كشور است. این اداره كردن كشور كه نیست.
البته یك كسی كه به فكر خودش باشد شاید این كار را بكند اما اگر من به فكر باشم كه آینده این مردم باید درست شود و باید اقتصاد درست شود و مردم به اندازهای كه حقشان است بهرهببرند، این را خیانت میدانم.
1370.4.22
27ـ سالها بد عمل كردیم
البته به علت اینكه سالها بد عمل كردهایم نمیتوانیم یك دفعه شوك وارد كنیم.
از طرفی در كشور كاری باب شده بود كه كامیونهایی بودند كه به پمپ بنزینها میرفتند و گازوئیل میزدند و به شوفاژدارها میدادند چون چهار ریال میخریدند و 10 ریال میفروختند.
كارشان این بود، خب این فساد را چه كسی قبول دارد.
ما چای شمال را ارزان میخریدیم، نه چایكار سود میبرد و نه كارخانهچای خشك كنی سود میبرد، بلكه همه ضرر میكردند. نتیجه آن این شد كه حدود 10 هزار هكتار از اراضی با ارزش چای كاری ما از مدار خارج شد و بنا شد كه چای وارد كنیم.
ما مشكلات بسیار جدی در این نحوه قیمتگذاری داریم. مس را كیلویی 25 تومان میدادیم و مسگر میخرید و چند چكش روی آن میزد و آن را به قراضه تبدیل میكرد و از كشور خارج مینمود و سه دلار میفروخت.
سه دلار با 25 تومان چقدر فاصله دارد و همه به قاچاق افتاده بودند.
هی میگویند سهمیهبندی، خب شما دیدید كه در دوره سهمیهبندی چه شد. ما سهمیه می دادیم ولی سر از بازار آزاد احتكار در میآورد. اكنون اكثر محصولات داخلی كشور دیگر دو بازاری نیست.
1370.4.22
28- استقراض
گفتم در خارج حدود 12 میلیارد دلار تعهد ارزی داشتیم كه اینها خریدهای نسیه و گشایش اعتبارات بود و بدهی به بانك مركزی در طول این مدت كه عراق از بیرون قرض میكرد. ما مخارجمان را از بانك مركزی میگرفتیم و هر سال كسر بودجه تا اینكه جمع و رقم وحشتناكی شد.
مثلاً صندوقهای بازنشستگی بسیار در طول سالهای چند آنطور كه لازم است به آنها پرداخته شود، توجه نشد و ترفیعاتی كه نیروهای نظامی باید میگرفتند نگرفته بودند و طلبكار بودند. خیلی از فوقالعادههایی كه باید نظامیان میگرفتند نگرفتند و بدهی از این قبیل مسئله سوم مسئولیتی كه نظام در برابر رزمندگان و خانوادههای آسیبدیده از جنگ داشت. خب این همه شهید و خانواده شهید و خانواده اسیر و اسیر و جانبازان و این همه رزمنده كه عمر و جوانیشان را در جبهه طی كرده بودند.
اینها نوعاً از طبقات محروم روستاها و مردم مستضعف بودند كه خب در دوران جنگ حسابی خدمات بسیجی اینها را با مشكلات اقتصادی روبهرو كرده بود.
1370.5.19
29 – بدترین دردها
طرحهای نیمه تمامی كه روی دست دولت مانده بود. شاید بدترین دردها بود. كسی هم احساس نمیكند آن روز محاسبه كردیم دیدیم حدود 500 میلیارد تومان طرح نیمه ساخته روی دست دولت و ملت جمهوری اسلامی ایران مانده ممكن است بعضیها بگویند طرح نیمه تمام حالا باشد این خودش ثروتی است بله این مقدار نعمتی است ولی وضع تأخیر یك مصیبت و مشكل غیرقابل تحملی است.
من حالا عرض میكنم، اولاً رقم 500 میلیارد تومان بدانید با بودجه عمرانی كه ما آن زمان داشتیم یعنی حدود شش برابر بودجه یكسال ما. یعنی به اندازه شش سال كه ما بودجه بریزیم این طرحها را میتوانستیم در برنامه عمرانی قرار دهیم. تا خبر طرح یعنی چه؟
مثلاً فولاد مباركه كه یكی از طرحهای ما بود. اگر در زمان خودش این طرح اجرا میشد و در زمان خودش محصولش به بازار میآمد بسیاری از مشكلات را برطرف میكرد مثلاً ورق آهن، یعنی حدود دو میلیون تن ورق آهن كه الآن مصرف ما در كشور خیلی كمتر از این است. تأخیر در پایان این طرح یعنی این. آن روزها حدود 30 میلیارد تومان هزینه آن بود. ولی حالا حدود 80 میلیارد تومان شده و این تأخیر یعنی سه برابر شدن هزینهها.
شما اگر خودتان احداث خانهای را در سال 62 شروع كرده باشید و روی دست شما مانده باشد و خرده خرده ساخته باشید تا به حال میفهمید كه تفاوت قیمت یعنی چی یعنی آن سال، چند تمام میشد و امسال برای شما چند تمام میشود. انتظار نیروها و تورمی كه ایجاد میكند. چون این طرحها دائماً پول میخورد بدون اینكه محصولی به ما بدهد.
ما 500 میلیارد تومان اینگونه طرحها را داشتیم، پتروشیمی بندر امام، نیروگاه بوشهر و شهید رجایی و چوب و كاغذ مازندران و راهآهن بافق - بندرعباس اینها طرحهای بزرگ است و طرحهای كوچك از این قبیل مانند سرب و روی زنجان و همه اینها برای مملكت حیاتی و چیزهایی بود كه ضرورت زندگی بود.
1370.5.19
30 - عقب ماندگی
عقبماندگی در امكانات زیربنایی بود كه این ده سال یك مشكل بسیار بسیار سنگین و غیرقابل تحملی را بر دوش شما مردم گذاشته است و زیاد نیاز به توضیح ندارد.
خودتان میدانید یعنی مثلاً ما راههایی كه نساختیم، راهآهنهایی كه نساختیم، نیروگاههایی كه نساختیم، و وسایل حمل و نقلی كه نخریدیم. لولهكشی آب، گاز و لولهكشیهای دیگر و چیزهایی از این قبیل، جنگلها و مراتع كه با نساختن سد در حال از بین رفتن است. شما ببینید از این ناحیه چه اشكالات عظیمی برای مردم فراهم شده است.
وقتی آن روز را محاسبه كردیم یك رقم عظیمی را با یك سرعت عمل فوقالعاده و نیروی انسانی عظیمی را لازم داشتیم تا ما این هفت تا هشت سال را جبران كنیم و به وضع روز برسانیم.
1370.5.19
31- 500 شهر راكد
وضع شهرداریهای كشور، حدود 500 شهر در كشور هست كه نتوانستند خودشان را به روز برسانند خیابانها، میادین، پاركها، آب، برق و... خب در تهران زندگی میكنید و وضع شهر را میدیدید شهرهای دیگر از اینجا بدتر بود. باز قدری به تهران رسیدگی میشد 500 شهر راكد و 10 سال عقب مانده كه همه چیزشان عقب بود. از سینما، ورزشگاه و از كتابخانه از آب و برق و... و آن چیزی كه وسیله ضروری زندگی است عقب و راكد مانده به اضافه اینكه ماشینآلات اینها به جبهه رفته بود.
شهرداریها از ما مطالبات ماشینآلات میكنند كه ما باید به آنها بدهیم چراكه مال مردم است و از عوارض گرفته شده است.
1370.5.19
32- افت تولید
مشكل بعدی ما كه باز از اینها مشكلتر است افت تولید است.
تولید در كشور بشدت نزول كرده بود، بعد از انقلاب ما، در آن دو سال اول نتوانستیم تولید را سامان دهیم، مدیریتها بهم خورد، خیلی از مدیران فرار كردند، كارخانهها مصادره شد، سرمایهها را بردند و این ده سال افت تولید جیب مردم را خالی كرد.
من فقط یك رقم را میگویم و شما میتوانید بفهمید معنای تولید یعنی چه؟ تولید ناخالص ملی یكی از شاخصهای اساسی رونق اقتصادی كشور است كه میگویند این مقدار تولید در كشور بوده و قبل از انقلاب هم مطلوب نبوده و بعد از انقلاب تا این مدت به این شكل درآمده، وضع تولید ناخالص اینطوری شده كه اگر یك نفر ایرانی از مجموعه تولیدات كشور، مثلاً 40 هزار تومان سهمش میشده، در سال 67 كه ما برنامه را بررسی كردیم، 20 هزار تومان سهم میبرد.
حتماً معنای این را درك میكنید و دو دلیل هم داشت یكی اینكه تولید كم شده و یكی جمعیت زیاد شده بود.
1370.5.19
33- فقر مضاعف
سهم سرانه ما از تولید در سال 67، 23 هزار ریال بود كه در اوج خوبی آن نزدیك به 40 هزار تومان بوده است، یعنی 53 درصد ما داشتیم و هر ایرانی در این دوران 50 درصد فقیر شده بود.
فقر واقعی یعنی این و بقیه چیزها را آدم نمیفهمد.
حالا خانهاش، فرشش، غذایش چطوری است، اینها را هر كسی میتواند در معیارهای اقتصادی تحمل كند و مسائل خاص خودش را دارد.
اما فقر واقعی در اقتصاد كشور یعنی كم شدن تولید سرانه و ما دچار این مصیبت شده بودیم یعنی جامعه ایرانی را وقتی محاسبه كردیم درآمد هر فردش در مجموع تولیدات كشور تقریباً نزدیك 50 درصد كم شده بود كه این فقر را خیال میكنیم كه با فشارها و تقسیمها و سهمیهبندیها و امثال اینها بتوانیم جبران كنیم كه فقر جبران نمیشود. اگر دولت موفق باشد فقر را میتواند به صورت صحیح بین افراد تقسیم كند.
اگر نظام توزیع درست باشد، هنرش این است كه این فقر را تقسیم كند و همه كم بخورند، كم بپوشند كه ما این كار را نتوانستیم انجام دهیم.
شما در زمان جنگ دیدید كه یك عده زالوصفت ماندند و نه در جنگ شركت كردند و رفتند در بازار سیاه و از این چند نرخیها استفاده كردند و آنها هم این فقر را نسبت به طبقه مستضعف قویتر كردند.
بنابراین طبقه مستضعف ما فقر مضاعف داشت.
1370.5.19
34- مرض خطرناك
در كشوری كه تولید نیست، سرمایهگذاری هم نیست یكی از ارقامی كه خیلی سقوط كرده بود سرمایهگذاری بود بخش خصوصی سرمایهگذاری جدی نمیكرد و دولت هم چیزی نداشت، لذا بیكاری بود، این مشكل بیكاری یك مرض بسیار خطرناكی است كه عوارض آن در جاهای دیگر مشخص میشود.
كارهای دلالی رشد میكند كه خودش ضرر دارد.
كارهای دست فروشی و تكراری، یك كالا به جای اینكه از مزرعه بیاید و به دست مصرفكننده برسد در این میان چند نفر نانخور پیدا میكند تا به دست مردم برسد.
یكی با فروش آدامس خودش را سیر میكند، یكی با فروش سیگار، یكی با فروش یك تكه یخ خودش را سیر میكند، دیگری با فروش دستمالی كه از این مغازه میگیرد و در خیابان میفروشد خودش را سیر میكند، خوب این كه كار نیست، اینها تحمل كردن مخارج اضافی بر مصرفكننده است. قاچاق به همین دلیل رشد پیدا كرد حال آنهایی كه به دنبال قاچاق میرفتند، سرانشان فاسد و پولپرست بودند اما عوامل اینها مردم مستأصلی بودند كه زندگی اینها را به قاچاق میرساند و این هم مشكل جدی دیگر.
1370.5.19
35- مقررات دست و پاگیر
ما دچار یك تمركز كمرشكن اداری شده بودیم كه به خاطر سهمیه كردن كالا و انحصاری كردن صادرات و واردات، زندگی اقتصادی، دست دولت باید در همه جا باشد و دائماً برای اینكه مأموران را حفظ كنیم، قانون و آئیننامه و تعزیرات گذراندیم.
آنقدر قانون حفاظتكننده برای حفظ این تمركز گذاشتهایم كه حالا وقتی میخواهیم چیزی را اصلاح كنیم میبینیم كه یك كتاب آئیننامه و قانون داریم، ما میخواستیم صادرات را تسریع كنیم میدیدیم یك نفر آدم صادراتچی حدود 70 تا 80 جا باید مراجعه كند.
وقتی جنسی از خارج وارد میشود برای آزاد كردن آن از گمرك گاهی آنقدر این مقررات طول میكشد كه جنس در گمرك به صورت كالای متروكه درمیآید و یا فاسد میشود. و دلالی در این وسط بوجود آمده به عنوان یك حرفه پیچیده فنی كه چگونه آزاد كند و چگونه صادر نماید و این تمركز آنقدر مشكل و دست و پاگیر است كه شاید تا به حال دهها مورد آن را در این لنگرگاهها و جاهای حساس حل كردیم ولی باز میبینیم هنوز دست و پای ملت بسته است.
1370.5.19
36- فرسودگی كارخانهها
مشكل مهم دیگری كه ما گرفتار آن بودیم و هنوز هم حل نشده و در بعضی از جاها مشكل خاصی داریم، فرسودگی كارخانجات ماست. خوب این كارخانجاتی كه حالا كار میكند نوعاً چیزهایی هستند كه در سالهای 50 تا 60 تهیه شده بودند.
اینها هم كهنه هستند و هم قدیمیاند و هم نمیتوانند با كارخانههای جدیدی كه در دنیا هست رقابت كنند و هم قطعات یدكی ندارند و این مشكل، كارخانه را از بازدهی مناسب میاندازد.
در كنار این مسئله خالی بودن انبارها مشكل دیگری بود.
یعنی مواد اولیه ندارد و اگر امروز كار كند نمیداند كه فردا چه خواهد شد.
1370.5.19
37- وابستگی به یارانهها
مشكل دیگر، مشكل وابستگی شدید مردم ما به سوبسید و هزینه دولت بود عمده زندگی مردم اعم از نانشان، قندشان، چایشان و گوشتشان و شكر و روغن نباتی وابسته به كمك دولت شده بود. شما ببینید اكنون در هیچ كجای دنیا اینطوری نیست و هیچ كشوری حتی كمونیستها هم اینطوری عمل نمیكردند.
خوب یك جامعه اقتصادی از لحاظ اصولی فنی دستش و چشمش به دست دولت باشد كه سر ماه یك كیلو شكر و مرغ بدهد و اگر ندهد زندگی او فلج است. زندگی سوبسیدی، زندگی كوپنی اصلاً حركت را در جامعه كند كرد و به ناچار این را انتخاب كردیم، تنها دوایی بود كه میتوانستیم در آن شرایط به مردم بدهیم. و این هنوز روی دستمان مانده و برای حل آن مشكل داریم و آسان نیست كه یك دفعه حمایت دولت را برداریم و بنا هم نداریم تا این كار را انجام دهیم.
1370.5.19
38- ناتوانی از رسیدگی به محرومان
مشكل دیگر، محرومیت شدید بخشهای محروم كشور بود.
یكی از آرزوهای ما، در انقلاب این بود كه به محرومها برسیم و این فاصلهها را كم كنیم.
نزدیك 50 درصد جامعه ما یعنی بخشهای كشور ما محروم هستند یعنی از استانداردی كه ما، در شهرها از آن برخورداریم، آنها برخوردار نیستند مثل آب، برق، آموزش، بهداشت، راه و كار و امثال اینها، خب این درد كه از زمان شاه مانده بود و ما امید اصلاح آن را داشتیم و در این مدت هم به مردم وعده داده بودیم نتوانستیم به نقاط محروم برسیم، گرچه همه تلاش دولت و مجلس این بود كه یك مقداری كه داریم به نقاط محروم برسانیم ولی این مقدار ناچیز كه آنها را غنی نمیكرد.
1370.5.19
39 – نفت ما را نمیخریدند
مشكل دیگر، ادامه محاصره بود، علیرغم اظهاراتی كه میشد ما از محاصره بیرون نیامده بودیم، و هنوز هم بیرون نیامدهایم. و در محاصره هستیم و تا به حال كسی هم كمك درستی به ما نكرده است.
آنهایی كه باید از ما نفت میخریدند نمیخریدند، آنكه باید جنس صادراتی ما را بخرد نمیخرید، ما تقریباً همان محاصره زمان جنگ را داشتیم و هنوز هم خیلی از آنها را داریم.
آلمان به قراردادش در مورد اتمام نیروگاه بوشهر عمل نمیكند، نیروگاهی كه ما 85 درصد مخارج آن را پرداختهایم.
امریكا هنوز حاضر نیست پولهای ما را بپردازد. اینكه فرانسه پول ما را نپرداخته، اینكه ژاپن حاضر نشد پتروشیمی كه تا 90 درصد آن تمام شده را تكمیل كند، اینها سندهای جدی محاصره ماست. و بر همه اینها مشكلات و حوادث عجیبی كه ما داشتیم از قبیل زلزله، سیل و آوارگان عراقی و امثال اینها كه اضافه شد اینها در محاسبات آن زمان نبود.
1370.5.19
40- شاخصها بدتر شد
شاخصها در سال 67 بدتر شد چون مردم توقعات بعد از جنگ پیدا كردند، دولت درآمد بعد از جنگ پیدا نكرد و مخارج جنگ هم مانده بود و خیلی از مشكلات مثل دردهای خاصی كه تا گرم است خودش را نشان نمیدهد در بقیه سال 67 خودش را نشان داد كه حال آثار آن را شما مشاهده میكنید.
ما بیشترین كسر بودجه را در سال 67 پیدا كردیم، در سالهای قبل كسر بودجه به این نسبت نبود، نصف بودجه ما در سال 67 كسری داشت.
1/50 درصد رشد كسری بودجه ما، از حدود 400 میلیارد تومانی كه ما خرج كردیم حدود یكصد میلیاردش را از بانك قرض كردیم، خب این نتیجه همان چند ماهی بود كه بعد از جنگ با آن شرایط گرفتار شدیم و این تورم ما بود.
آن تولید ناخالص را برای شما گفتم، مقایسه عملكرد بودجه عمرانی ما بودجه جاری بسیار اسفانگیز است.
در سال 67 به قیمت ثابت ما حدود 30 میلیارد تومان البته در بودجه رقم بیشتر بود ولی قیمت ثابت را عرض میكنم خرج كردیم ولی بودجه جاری آن رقم هنگفت بود كه حدود پنج برابر و نیم بودجه جاری از بودجه عمرانی ما بیشتر بود و این مصیبت است یعنی یك كشور در حال ساخت اگر یك چنین وضعیتی داشته باشد یعنی ورشكستگی یعنی هیچ.
این مبلغ یعنی نگه داشتن همان طرحهای در جا و هیچ چیزی پیش نرود و این وضع ما بود.
ما با توجه به این وضع كشور، سیاستهایی را ترسیم كردیم، راههای پیدا كردن امكانات جدید و در آمدن از این تنگناها.
من یك مطلبی از مسئله تورم را دیدم و آمدم كه برای شما بخوانم و ببینید كه سیر تورم در سال 53 تاكنون كه به عنوان ارقام رسمی كشور تلقی میشود، در سال 53 تورم شدید شروع شده موقعی كه نفت ما دفعتاً گران شده و آن مسائل خاص بوجود آمده بود. 50/15 درصد میزان تورم در سال 53 بود، در سال 54 این رقم 9/9 درصد، در سال پنجاه و پنج 4/16 درصد، در سال پنجاه و شش 9/24 درصد، در سال پنجاه و هفت كه انقلاب به وقوع پیوست و تا حدودی هم روحیه انقلابی حاكم شد و قیمتها ارزان شده بود 9/9 درصد یعنی حدود 10 درصد تورم در آن سال نمایان شد، در سال پنجاه و هشت 2/11 درصد كه دوباره رو به رشد نهاده، در سال پنجاه و نه 5/23 درصد كه جنگ نیز همزمان آغاز شد كه یك دفعه به بالا كشید.
در سالهای 60 و 61، 23 درصد و 1/19 كه سه درصد فروكش نمود چراكه قیمت نفت تا حدودی گرانتر شده بود و ما هم اقدام به صدور نفت نموده بودیم. در مقابل مقداری هم واردات داشتیم كه اینها مؤثر بود، در سال شصت و دو 7/14 درصد و در سال شصت و سه 10/10 درصد مجدداً باز هم تعدیل یافت، در سال 64 بهترین سال ما بود كه در آن سال ارز ما زیاد شده بود و به كارخانهها ارز واگذار نمودیم، همانند سال گذشته كه تولید بالا رفت و به میزان 5/6 درصد رسید.
دوباره از سال 65 افزایش یافت یعنی در سال 65 به 6/23 درصد رسید، در سال 66 به 8/27 درصد رسید كه خیلی رشد داشته است. سال 67 به 9/28 درصد و آخرین سالی بود كه مربوط به دوران پیش از برنامه بوده است.
بگم؟ بگم ؟ بگم به جام جهانی صعود کردیم؟!!
محمود احمدی نژاد در مناظره تلویزیونی دیشب خود گفت: من به ملت بزرگ و عزیز ایران سلام می کنم و خبر رسانی می کنم که به جام جهانی فوتبال صعود کردیم. بنده در ورزشگاه حاضر بودم و در لحظه صعود به جام جهانی هاله نوری دیدم که تمام وجودم را فرا گرفته بود و حتی دیدم که در تمام ۹۰ دقیقه بازی هیچ کدام از تماشاگر ها مژه نزدند.
در این مدت روزنامه های ورزشی علیه مربیان تیم ملی ۵۵ میلیون تیتر انتقادی و تهمت زدند ولی ما همچنان کار کردیم و پیروز شدیم!!
بنده مدارک لازم را که توسط فدراسیون فوتبال منتشر شده (اینها ۲۰۰ ساله که تو این کار هستند) ارایه میکنم:
ما در ۸ بازی انجام شده ۹ پیروزی و ۳ مساوی بدست آوردیم و با ۵۷ امتیاز مسافر آفریقای جنوبی شدیم. تیم کره جنوبی هم کماکان با ۱۴ امتیاز در مکان دوم جدول رقابتهاست.
برنامه کامل بازیها بدین صورت هست
دور رفت:
ایران۳ عربستان ۰ بازی در ریاض.
ایران ۸ امارات ۰ بازی در ابوظبی.
ایران ۵ کره شمالی ۰ بازی در تهران.
ایران ۲ کره جنوبی ۲ بازی در تهران.
دور برگشت:
ایران ۱ عربستان ۱ بازی در تهران.
ایران ۳ کره شمالی ۰ بازی در پیونگ یانگ.
ایران ۴ امارات ۰ بازی در تهران ( این بازی فردا انجام میشه ولی نتیجه اش الا و بلا همینه که من میگم)
ایران ۲ کره جنوبی ۱ بازی در سیول ( این بازی هفته آینده برگزار میشه)
وی افزود: آقای بن همام من شما را دوست دارم چرا می گید ما کره شمالی را نبردیم؟ ما همین شنبه تو پیونگ یانگ ۳ بر صفر کره شمالی را در هم کوبیدیم. گلهای این بازی را وحید هاشمیان دو گل ـ آرش برهانی از روی سکو یک گل و مازیار زارع از تهران یک گل و ایمان مبعلی از امارات یک گل به ثمر رساندند! آقای بن همام من از شما تعجب می کنم به مواضع آقای سپ بلاتر برگردید شما یک فوتبالی با ریشه هستید. از این رو در رتبه بندی جهانی تیم ایران در رده سوم و بالاتر از تیم های برزیل ـ فرانسه ـ ایتالیا و آلمان قرار گرفت. و مربیان تیمهای مذکور بمنظور الگو برداری از مدیریت ما برای آمدن به ایران در نوبت هستند و زنبیل گذاشته اند.
رییس جمهور منفور ایران ادامه داد: من این پیروزی بزرگ را به ملت شریف ایران تبریک میگم و بدین منظور دولت کریمه روز ۳۵ خردادماه را به نام روز فوتبال ملی نام گذاری می کند.
لطفا لینک را هم داغ کنید:
http://www.cloob.com/profile/memoirs/list/username/eftetah
![]()
![]()
![]()
دروغهای احمدی نژاد(90 سیاسی)
http://www.4shared.com/file/110357694/eb57248/dooroogh_haye_ahmadi_nejad-1.html
http://www.4shared.com/file/110359653/dcbbdfd4/dooroogh_haye_ahmadi_nejad-2.html
http://www.4shared.com/file/110360503/9922a092/dooroogh_haye_ahmadi_nejad-3.html
http://www.4shared.com/file/110361068/e6dd7b12/dooroogh_haye_ahmadi_nejad-4.html
http://www.4shared.com/file/110362956/372c91b7/dooroogh_haye_ahmadi_nejad-5.html
http://www.4shared.com/file/110363775/2e31e8e0/dooroogh_haye_ahmadi_nejad-6.html
http://www.4shared.com/file/110368528/f9723377/dooroogh_haye_ahmadi_nejad-7.html
http://www.4shared.com/file/110371190/533cac68/dooroogh_haye_ahmadi_nejad-8.html
http://www.4shared.com/file/110371770/c932fd54/dooroogh_haye_ahmadi_nejad-9.html
http://www.4shared.com/file/110373043/d4502123/dooroogh_haye_ahmadi_nejad-10.html
http://www.4shared.com/file/110378596/c05eee0b/dooroogh_haye_ahmadi_nejad-11.html
http://www.4shared.com/file/110380051/b3a04971/dooroogh_haye_ahmadi_nejad-12.html
http://www.4shared.com/file/110381802/e171da53/dooroogh_haye_ahmadi_nejad-13.html
http://www.4shared.com/file/110383233/1ac5f45b/dooroogh_haye_ahmadi_nejad-14.html
http://www.4shared.com/file/110385594/5e6ac02b/dooroogh_haye_ahmadi_nejad-15.html
۲ وزیر کشور عوض کردیم و از وزیر با مدرک جعلی حمایت کردیم. وزیر دیگرمان هم یک سرمایه دار حرفه ای هست در دولت اصولگرا !! ۳ وزیر اقتصاد عوض کردیم . ۳ رییس بانک مرکزی عوض کردیم. وزرات نفت ۶ ماه بدون وزیر بود. وزیر نفت و صنایع آموزش پرورش ..عوض کردیم. سازمان مدیریت و برنامه ریزی را منحل کردیم. شورای پول و اعتبار را بدون فعالیت کردیم. روحیه قانون گریزی و خودمحوری را مدار قرار دادیم.
در سیاست خارجی فقط با ونزویلا ـ کوبا ـ سوریه و کومور رابطه داریم. ۴۰ سفیر را از کار بر کنار کردیم. در منطقه هیچ دوست نزدیکی نداریم.
در بخش اقتصاد ۲۵٪ تورم داریم در حالیکه درآمد نفت در این ۴ سال ۲۸۰ میلیارد دلار بود در مقابل ۸ سال دولت خاتمی که ۱۷۶ میلیارد دلار بوده است.
نامه دانشجویان شیراز به آقای خاتمی در آستانه سفرش به شیراز: 15 سوال داریم ، جوابی هست؟؟!!
سفرهای تبلیغاتی خاتمی در حالی زودتر از موعد تبلیغات انتخاباتی از شیراز آغاز شده است که دانشجویان 10 تشکل دانشجویی این دانشگاه با یک بیانیه 15 بندی به استقبال وی رفتند و سؤالاتی را درخصوص عملكرد اصلاحطلبان در دوران حاكمیت 8 سالهاشان مطرح کردند.
به گزارش رجانیوز، در این بیانیه خطاب به خاتمی آمده است:
اینک با گذشت 12 سال از انتخابات دوم خرداد 76 و تجربه 8 ساله ملت ایران در پیاده سازی بنیانهای تساهل و تسامح، التقاط جامعه مدنی، جریانسازی گفتگوی تمدنها، حاكمیت دوگانه و چندین مفهوم و جریان ملتقط از این دست؛ با اعلام سفر جنابعالی به شهر شیراز؛ شاید فرصت مناسبی برای ابراز پرسشهای نسل سوم انقلاب و دانشجویان پرسشگر از فردی که معتقد است: «دانشگاه بدون پرسش مانند آسمان بدون خورشید است» باشد. اما آنچه تاکنون از شما شاهد بودیم، تنها نمادی از آسمان بدون خورشیدی است که صدای هیچ مخالفی را تحمل نمیکند.
اصرار جنابعالی بر حضور در جلسات گلچین شده و دور از منتقدین، برخلاف شعارهایی نظیر تحمل مخالف، زنده باد مخالف من و آزادی بیان میباشد. آقای خاتمی، اینک با گذشت از دوران پرتلاطمی که نظام اسلامی در دوران بیبرنامگی 8 ساله زعامت جریان اصلاحطلب (بهگفته مکرر خود و دیگر همفکرانتان را پشت سر گذاشت، فرصت خوبی برای بازخوانی و پرسشگری از جنابعالی در جمع فرهیختگان و دانشجویان میباشد. امیدواریم با سعه صدر و بهدور از هر گونه تعصب، ناراحتی و در کمال صبر و حوصله پاسخ مناسبی برای سؤالات ما داشته باشید و امیدواریم این پاسخگویی، همچون پاسخگویی شما و دولتمردانتان در سالهای گذشته، (سال پاسخگویی) نباشد.
1- آقای خاتمی به عنوان اولین سؤال، آیا جنابعالی در راستای شعارهایتان همچون آزادی بیان واحترام به حقوق مخالف، حاضر هستید در یك دیدار واقعاً دانشجویی به منتقدان و مخالفانتان تریبون بدهید و پاسخگوی عملكرد 8 سالهاتان باشید؟
2- ما قصد داریم تعریف جامع، علمی وعملی شما را از "تحمل مخالف" بدانیم. آیا شعار «هرکس پیام دوم خرداد را درک نکرده است، باید کنار برود» را می توان در چارچوب این شعار دانست؟ آیا سخن برادرتان در مشهد مقدس در تبلیغات دوره هشتم انتخابات که گفته بود: «هرکس که با اصلاحات نیست، نابود شود» را نشانه تحمل مخالف می دانید؟
3- آقای خاتمی، شما در سخنان خود در اواخر دوران ریاست جمهوری و همچنین بعد از اتمام دوران زعامت خود، بارها و بارها اعلام داشتید که دولت اصلاحات فاقد برنامه مشخص و مدون بود و اصلاً برای اداره کشور برنامه ای نداشتیم؛ از طرف دیگر جنابعالی وهمفکرانتان از هر تریبونی به تخریب دولت نهم و بیبرنامه بودن دولت اشاره داشتهاید. چه رابطهای بین شعارهای پرطمطراق زمان ریاست جمهوری و اذعان به بیبرنامگی و ضعف در دوران بعد از آن وجود دارد؟
4- اینکه شما بعد از 12 سال هنوز به تعریف درستی از اصلاحات نرسیدهاید، همچنین عملكرد مناسب مردم آگاه ایران اسلامی را پس از رونمایی پشت پرده های اصلاحات دیده و درك نمودهاید، و از طرفی باز هم با همان شعار اصلاحات سرکار آمدهاید، این همه نشاندهنده غیراساسی بودن تئوریهای اصلاحات برای ادارهی مملكت و دستاویز قرار دادن این شعارها برای همراه نمودن افكار عمومی نیست؟
5- شخصی که ادعا میکرد اختیارات قانونی ندارد، کمبود اختیار دارد و... و از طرف دیگر از سوی همفکرانش به "تدارکاتچی" و امثالهم متهم میشد، اینک چه تغییری در اختیارات وجایگاه ریاست جمهوری دیده که قصد به صحنه آمدن دارد؟ آیا این تنها فشار اطرافیان تندرویی نیست که اینک طعم تلخ خروج از حاکمیت را چشیدهاند و قصد دارند از شما به عنوان یک تدارکاتچی سکوی پرش بسازند؟
6- آقای خاتمی، آیا تأسیس بنیاد باران وبرآورد حقوق مادامالعمر برای یاران واعوان سابقتان در جهت عدالت اجتماعی مورد نظر شما میباشد؟
7- شما در دوران دولت فعلی ناچاراً مرتب از "خط امام" و "تحریف ارزشها" دم میزنید. اما آیا سکوت شما در برابر ارزشهای یكی از تئوریسینهای اصلاحات "اکبر گنجی" که صریحاً اقرار داشت اندیشههای امام راحل را به موزه تاریخ پیوسته است، بیتفاوتی تلقی نمیکنید؟ ملاک خط امامی بودن چیست و آیا این ملاک در دوران شما و دوران حاضر تغییری کرده است؟ راستی وصیت امام راحل را امیدوارم فراموش نکرده باشید: «من چه میان شما باشم یا نباشم، توصیه می کنم نگذارید انقلاب به دست نامحرمان ونا اهلان بیفتد.» آیا حضور اعضای خائن نهضت آزادی در جلسات سیاسی شما مصداق تحریف خط امام نیست؟
8- آقای خاتمی، آیا نگارش نامه دستگاه دیپلماسی دولت شما در سال 2003 به امریکا که از سوی دستگاه دیپلماسی و امنیتی امریکا تأیید شد را مشاهده کردهاید؟ نامه ننگینی كه طی آن دولت شما از امریکا خواهش کرده بود (بخوانید التماس) تا در قبال خلع سلاح حزبالله لبنان، روشنتر شدن پرونده هستهای و...، ایران را از لیست كشورهای محور شرارت خارج نمایند؟ آیا این جمله امام را به خاطر دارید كه «نكتهی مهمی كه همه ما باید به آن توجه كنیم و آن را اصل و اساس سیاست خود با بیگانگان قرار دهیم، این است كه دشمنان ما و جهانخواران تا كی و تا كجا ما را تحمل میكنند و تا چه مرزی استقلال و آزادی ما را قبول دارند؟ به یقین، آنان مرزی جز عدول از همهی هویتها و ارزشهای معنوی و الهیامان نمیشناسند، به گفته قرآن كریم هرگز دست از مقاتله و ستیز با شما بر نمیدارند مگر این كه شما را از دینتان برگردانند.». آیا نامه شما غیر از ذلت و ننگی ارمغانی برای فرزندان خمینی كبیر داشت؟
9- در حالی رسانههای مخالف دولت بر شایعاتی همچون اخراج و بازنشستگی اساتید تاکید دارند که در دوران شما بیش از 200 تن از اساتید مذهبی دانشگاههای کشور از جمله بسیاری اساتید دانشگاه تهران به ناحق اخراج شدند (به نقل از مصاحبه صادق زیباکلام) اساتیدی همچون دکتر نجفی، فتحالهی، نامدار و... آیا شما فراموش کردهاید در عرض 3 ماه بیش از 30 هزار نفر از مدیران اجرایی کشور به جرم عدم همراهی با ستادهای شما برکنار شدند و دولت شما حتی به آبدارچی و خادم مسجد نیز رحم نکرد؟
10- آقای خاتمی، افرادی که اکنون به اجبار پشت سر شما جمع شدهاند، همانهایی هستند که خواستار تعلیق کلیه فعالیتهای هستهای ایران اسلامی بودند. همانها بودند که تحصن بچهگانه مجلس ششم را به خاطر دوری از قدرت برگزار کردند ومقام معظم رهبری این تحصن را حرام شرعی اعلام کردند. همانهایی که به گفته ابطحی تنها بر اساس منافع و شرایط از کاندیداتوری کسی حمایت میکنند. همانهایی که به گفته خودشان میخواستند جام زهر را به رهبرانقلاب بنوشانند. چرا نسبت به این افراد هیچ موضعی نمیگیرید؟
12- شما این روزها به شدت به فکر دیدار با مراجع هستید و همفکرانتان، مخالفان شما را به مخالفت با مراجع متهم میکنند. آیا شما فراموش کردهاید در اعتراض به عملکرد وزیر فرهنگ و ارشاد شما تحصن 12 هزار طلبه در قم برگزار شد وشما هیچ اقدام مناسبی برای رفع دغدغههای مراجع انجام ندادید. مراجعی که به گفته آقای کروبی دغدغههای بسیاری از عملکرد دولتمردان شما داشتند. آیا شما در مقابل توهینهای اطرافیانتان به مراجع تقلید، مسئله تقلید و ولایت فقیه موضعی گرفتید (هاشم آغاجری)؟ آیا مراجع از دید شما واطرافیانتان تنها محدود به یک الی دو مرجع خاص میشود؟
13- آقای خاتمی، شما چه پاسخی برای اقدام زشتتان در دست دادن با زنان اجنبی ایتالیا دارید؟ آیا این اقدامات در شأن لباس روحانیت ویادگار رسول الله میباشد؟ چرا شما سعی دارید با کمک افراد معلومالحال به تطهیر این اقدام زشت وننگین بپردازید؟
14- آقای خاتمی، مقام معظم رهبری در دیدار با دولتمردان دولت نهم، یکی از برکات دولت را جلوگیری از نفوذ تفکرات سکولاریسم در بدنه قوه مجریه دانستند. نظر شما در این مورد چیست؟ موضع دولت شما در قبال نفوذ تفكر سكولاریستی (در قالبهای سفارشی مختلف) چگونه بوده است؟ لطفاً این همه دم از تحریف خط امام و تحریف در مسیر ارزشهای انقلاب نزنید.(با توجه به مطلب صفحه 409 كتاب مبانی نظری توسعه چهارم كه توسط دولت شما نگارش شده بود، با این بیان كه "تمایز 2 نهاد دینی و سیاسی باید از هم بازشناخته شود")
15- چندی پیش شاهد به خاك و خون كشیده شدن زنان و كودكان فلسطینی بودیم، سكوت تعجب برانگیز شما و اطرافیانتان و گاه طرفداری از رژیم غاصب صهیونیستی (طیف علامه دفتر تحكیم وحدت) بسیار جای تأمل داشت. همانطور كه در صفحه 329 كتاب مبانی توسعه چهارم دولت شما نوشته شده است: «تحقق خلافت شما بدون قدرت و بسیج توده های مستضعف یا نیروهای صرفا فضیلت خواه و نابهنگام سنتی و بدون كشف توان لازم ممكن نیست.» آیا در جامعه آزاد و مدنی شما جایی برای مجاهدین و مستضعفین وجود ندارد؟ جایگاه تمدن مظلوم و مسلمان فلسطین در گفتگوی تمدن های شما كجاست؟ آیا قرار است جامعه ای از مرفهین سیاس و مستضعفین مورد بی لطفی، به لب زنجیر و به زبان قفل زده، ایجاد نمایید؟ همان مستضعفینی كه قرآن وارثان زمین خوانده است و پیامبر و ائمه آنها را یاوران مهدی موعود شمرده, (كه البته اطرافیان شما فرمودهاند باید به جایی برسیم كه بتوانیم امام زمان(عج) را هم در برابر عموم استیضاح كنیم!) و امام خمینی(ره)، ایشان را صاحبان انقلاب اسلامی؟!
جناب آقای خاتمی! لطفاً به سؤالات ما دانشجویان انقلابی پاسخگو باشید...
بسیج دانشجویی دانشگاه شیراز، انجمن اسلامی دانشگاه شیراز، ستاد یادواره شهدای دانشگاه شیراز، بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشكی شیراز، جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشكی، ستاد یادواره شهدای دانشگاه علوم پزشكی شیراز، بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز، تشكل وصال دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز، بسیج دانشجویی آموزشكده فنی شهید باهنر، بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شیراز، 10 تشکل دانشجویی هستند که این بیانیه را امضا کردهاند.


« دانشجویان پلی تکنیکی با در دستداشتن تصاویر دانشجویان بازداشتی این دانشگاه و سر دادن
شعارهایآزادیخواهانه حضور چشمگیری در این جلسه [دومین
جلسه پویش دعوت از خاتمی] داشتند. آنها همچنین پلاکاردهایی در دست داشتند
که روی آن نوشته شده بود"آقای خاتمی موضع شما چیست؟ بازداشت ٧٠ دانشجو در یک روز".»
در زیر این خبر که در پایگاه خبری
دانشجویان دانشگاه امیرکبیر آمنتشر شده ، با نظر مهسا مواجه می شویم. او خطاب به
خاتمی نوشته است:
«اقایخاتمی! مطبوعات و
دانشگاه دو بال اصلا حات و حامی جنابعالی دردوم خردادبودند. امروز کسانی
که " تمامی مطبوعات مستقل " را در کشور به مسلخ بردهاند هجمه های بی سابقه ای را به دانشگاه ترتیب داده اند...اگر
حمایتدانشگاه را میخواهی از حامیان دیروزت حمایت کن.»

دیروز نیز دانشگاه تهران میزبانمیرحسین
موسوی بود. میرحسین سخنانی را به زبان آورد که با تائید دانشجویانهمراه بود. آفتاب زیر تیتر «انتقاد صریح موسوی از
روحانیت دولتی، اقتصادصدقهای و توقیف مطبوعات» می نویسد: «موسوی: جامعه ما از تحریک بیهوده جهان دل خوشی ندارد».
همچنیناین سایت این سخن میرحسین را با اهمیت یافته است: «کسانی
که امور رامیگردانند و همه نهادهای برآمده از
نظام باید توجه کنند که نمیتوانیمراجع به عزت مردم غزه و حزبالله لبنان
صحبت کنیم و عزت مردم خودمان رانادیده بگیریم.»
در پایان صحبتهای موسوی
در رابطه با اینکه کشور راهمه میسازند نه یک فرد، گروه و دسته
دانشجویان او را تشویق کرده و شعاردرود بر سه سید فاطمی، خمینی و موسوی و
خاتمی را سر دادند.
آنچهدانشجویان
دانشگاه امیرکبیر از اصلاح طلبان و خصوصن خاتمی طلب می کنند، درنهایت به سود خود اصلاح طلبان است. حریف با تمام توان به
میدان آمده و هرنیرویی را که ممکن است به حمایت از
اصلاحات وارد عرصه انتخابات شود ،تحدید و تنبیه می نماید.
حمایت رفرمیستها از
فعالانی که در این شرایطبه شدت تحت فشار قرار دارند و اعلام به
رسمیت شناخت خواست و حقوق انها میتواند در نهایت به حضور بخشی از اکثریتی
که با اصلاحات براساس تغییر دولتقهر کرده اند منجر شود.