| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
0
|
87/3/29 (13:29)
|
|
||
|
|
1
|
12
|
86/12/29 (06:57)
|
|
||
|
|
3
|
35
|
86/12/29 (06:56)
|
|
||
|
|
0
|
11
|
86/10/22 (22:27)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
86/8/7 (15:59)
|
|
||
|
|
0
|
11
|
86/7/12 (10:18)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
86/7/3 (23:36)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
86/4/13 (13:32)
|
|
||
|
|
0
|
22
|
86/1/15 (01:17)
|
|
||
|
|
4
|
15
|
85/11/26 (23:43)
|
|
عنوان بحثشعر و مداحی 20 بهمن 85 - 17:01 | |
فقط و فقط | |
پاسخ هاترتیب پاسخ ها :
از اولین پاسخ
4 26 بهمن 1385 ساعت 23:43 | |
به آقام گفتم این جوری تو عالم خودم ... گفتم چرا اشگم دگر بر تار زلفت گیر نیست گفتم چرا قلبم دگربرتار زلفت گیر نیست سربر زمین افکند و گفت:خود کرده رو تدبیر نیست گفتم بیا در بند کش این بنده ی فرار را گفتا اگر عاشق شوی کاریت با زنجیر نیست گفتم که دیگرگویی وافتاده ام ازچشم تو با غم نگاهم کردوگفت:مهدی زنوکرسیرنیست ***حمیدعلیمی***هیئت مکتب الحسین (علیه السلام) |
3 26 بهمن 1385 ساعت 23:42 | |
هرررررررررگز... هرگز نگویمت که بیا دست من بگیرگویم گرفته ایم مبادا رها کنی*** حمیدعلیمی***هیئت مکتب الحسین (علیه السلام) |
2 22 بهمن 1385 ساعت 16:40 | |
خودمو معرفی کنم ...ز نجیرییم و خورده نگیرید که مستمبی منصبم اما سگ عباس که هستم نوکر زینبم و عبد ولی آزادممن ابوالفظلییمواهلحسینآبادم********************* |
1 20 بهمن 1385 ساعت 17:01 | |
علمدار کربلا... ای علمدار و ساقی یه لشگرم، ابو فاضل***ای تو بعد از خدا امید حرم، ابو فاضلوااای من ای دلاور من چه بر سرت آمد***این همه نیزه از کجا سوی پیکرت آمدای پرستوی پر بریده به لانه ات برگرد***سوی آن دختری که گیرد بهانه ات، برگردقووت قلب من دعا کن به قلب پر دردم***با چه رویی و با چه حالی به خیمه بر گردممه در خود تپیده ام، عباس***عزیزو نور دیده ام، عباسزینب و نگزار با غصه هاش داداش داداش***جدا شو از من یواش یواش داداش داداش ای همه نیروی لشگرم برادرم برادرم***پشت و پناهی به خواهرم برادرم برادرمتو بری دستاش و می بندند***شام و کوفه بهش میخندندقربو ن چشم پر ز خونت***قربون ابروی کمونت***حمیدعلیمی*** هیئت مکتب الحسین (علیه السلام) |









