userinfo close

  ,

اقاسی


agasishaer

تاسیس: 3 تیر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: ضیاء حسینی - معاونان
شاید این جمعه بیاید .....
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
0
95
87/7/27 (17:50)
1
35
86/1/1 (11:19)
1
127
85/12/25 (09:08)
0
73
85/11/27 (19:21)
6
121
85/10/28 (20:55)
0
34
85/10/4 (08:55)
0
39
85/9/3 (03:34)
0
299
85/9/3 (03:33)
7
267
85/6/11 (15:34)
0
118
85/5/9 (08:28)
2
18
85/4/18 (17:38)
1
9
85/3/19 (07:17)
2
82
85/3/4 (15:55)
1
34
85/3/4 (07:34)
1
47
85/3/2 (20:53)
4
14
85/2/24 (03:44)
1
26
85/2/18 (09:26)
0
44
85/2/15 (23:37)
1
24
85/2/15 (07:02)
0
18
85/2/15 (00:21)

عنوان بحث

شیماء سامی , aryaneh
شیماء سامی - 21:52 1385/03/3

گوش كنید گوش كنید...


این صدای پای زیباترین پرستوی مهاجر بود
صدای اشكهایی كه خالصانه در سوگ علی بر پیراهن همیشه بارانی اش ریخته میشد صدای قلب رئوفی كه برای روزگار ما ادمیان سنگی دنیا میشكست چشمانی كه بسته شد بود به روی دنیای خاكی ما و تنها غربت علی را میدید نگاهی كه امده بود تا شكسته شدن پهلوی مادرش را درك كند او میفهمید تمام ان چیزی را كه ما نمی فهمیم او حس میكرد غریبی را كه ما درك نمیكردیم.
شمعی بود كه اب میشد برای زیبایی هایی كه اكنون از دست داده بودیم و حال چه میدید؟...بدن های عریانی كه حتی لباس هم از انها فرار میكند جسمهای ادمهایی كه به جسم بودن خود افتخار میكنند شیاطینی كه خود را پشت چهره انسان خود را پنهان كرده اند..انسانهایی كه بویی از انسانیت نبرده اند
طاقت نداشت و دیگر طاقت نداشت و نمیتوانست در دنیایی كه پر است از نیرنگ است و بی عدالتی زندگی كند...........جای او اینجا نبود!!!
باید میرفت به سرزمینی كه در انتظارش رقیه سه ساله نشسته بود تا برایش شعر بخواند شعری از كربلا
برای همین بود كه ....
"از شرم صاحب زمان بود كه چشمانش را میبست و ایستاده برای مادرش نوحه میخواند"
یكسال گذشت......... یادش گرامی باد

نمی دانم چه در سر دارم امشب
زدم دیگر به سیم اخر امشب

ز اهم صد هزاران ناله خیزد
بیابان در بیابان لاله خیزد

ز موج ناله ام عرش الهی
شود در بحر حیرت همچو ماهی

اگر اهی كشم طوفان براید
امان از اتشی كز جان بر اید

بسوزاند زمین هم اسمان را
نگه دارد تكاپوی زمان را

یكی گوید سر اپا عیب دارم
یكی گوید زبان از غیب دارم

نمیدانم چه هستم هر چه هستم
قلم چون تیغ میرقصد به دستم

نه دعبل نه فرزدق نه كمیتم
ولیكن خاك پای اهل بیتم...

تو دعبل تو فرزدق تو كمیتی
زبان عاشقان اهل بیتی...

به یاد حاج محمدرضا اقاسی و همراه شدن روز بالا رفتن و مهمان شهیدان خرمشهر شدنش در روز ازاد سازی خرمشهر:
یادش بخیر...
سروده ای درباره خرمشهر

شهر من، ای شهر پیكر سوخته!
باغ و بستانت سراسر سوخته

با سموم بادها بر دامنت
بید بندهای تناور سوخته

خاطرات سبز تو دیریست دیر
با شقاقی های پرپر سوخته

روی دشت سینه خونین تو
سرو پژمرده، صنوبر سوخته

زنبق و یاس و گل و نسرین تو
در هجوم باد صرصر سوخته

ایستاده بر فراز شانه ات
نخل قد افراشته سر سوخته

در كنارت مادر از داغ پسر
خواهر از داغ برادر سوخته

در دل و در سینه و پهلوی تو
دشنه و شمشیر و خنجر سوخته

از فراق سینه سرخان شهید
اشك در چشم كبوتر سوخته

نغمه هایت در گلو خشكیده است
مثل پروازی كه در پر سوخته

نی شگفت از غصه ات در آسمان
گز هزاران مهر و اختر سوخته

غم مخور ای قهرمان شهر نجیب!
دشمنان را می به ساغر سوخته

قهرمانان تو جاویدان شدند
دشمنت با قهر داور سوخته

سبز می گردی در آغوش بهار
این بهارستان پیكر سوخته!




سیمیندخت وحیدی
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
خاتون عشق , khaton110
خاتون عشق - 15:55 1385/03/4
2
خانم سامی سلام دستتون درد نکنه واقعا حق استاد را همه دوستان دارند به جا می اورند. اما ای کاش هر چهار کلوب یکی میشد تا پربارتر شود. موفق باشید خاتون تنهایی
شاپرک مهربون , mehdi_4181
شاپرک مهربون - 03:37 1385/03/4
1
سلا خانم سامی
خیلی خوش آمدید بعد از این همه وقت
كلوپ بدون وجود شما یك قدم هم به جلو نمیره
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.