| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
42
|
99
|
91/2/24 (08:59)
|
|
||
|
|
2
|
4
|
91/2/2 (21:01)
|
|
||
|
|
8
|
25
|
91/2/7 (20:19)
|
|
||
|
|
25
|
90
|
90/1/23 (23:53)
|
|
||
|
|
20
|
82
|
91/2/23 (16:03)
|
|
||
|
|
9
|
32
|
91/2/10 (09:12)
|
|
||
|
|
11
|
38
|
88/3/17 (02:01)
|
|
||
|
|
11
|
40
|
91/1/17 (15:50)
|
|
||
|
|
26
|
44
|
90/12/15 (18:17)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
90/12/15 (18:11)
|
|
||
|
|
4
|
14
|
90/11/18 (02:49)
|
|
||
|
|
9
|
45
|
90/1/23 (23:58)
|
|
افسردگی من هم مثل تموم افسردگیا یه قیافه ی مچاله و تنبلی داره
که از نگاه کردن بهش کلی دلم می گیره ...
رنگ بی حوصلگی و طعم کسالت چندان خوش آیند نیست
افسردگی گاهاً پیش میاد... ولی!
ولی وقتی که خود شخص از این حالت افسرده لذت ببره... کار سخت میشه... خیلیا که دوست دارن آهنگای غم گین و افسرده گوش کنن و تغییر رو هم قبول نمی کنن
از آنجا كه افراد به شدت افسرده افرادی كناره گیر، خواب آلود، دچار اشتغال ذهنی با خود، و احتمالاً دارای افكار خودكشی هستند، یك دوست علاقه مند می تواند كمك ارزشمند و شاید حفظ كننده زندگی به فرد افسرده بدهد. صحبت صادقانه با شخص افسرده در مورد نگرانی تان در مورد سلامت او باعث گشایش مشكلات از جانب اومی شود.
به هنگام صحبت با چنین دوستی دفتر مشاوره موارد زیر را توصیه می كند:
? به فرد بی جهت دلخوشی ندهید.
? شخص افسرده را به خاطر اینكه به احساسهای ناشی از افسردگی نمی توان كمك كرد سرزنش یا شرمنده نكنید.
? با شخص افسرده هم حسی نكنید و ادعا نكنید كه شما نیز به مانند او احساس می كنید.
? سعی كنید فرد افسرده خشمگین نشود.
هدف اصلی شما باید این باشد كه به شخص اجازه دهید. بداند كه نگران او بوده و می خواهید كمكش كنید. اگر به نظر برسد كه افكار افسردگی در حال تبدیل شدن به افكار خودكشی هستند، شخص را مجبور به جستجوی كمك حرفه ای كنید. اگر شخص در مقابل در پیشنهاد شما مقاومت كند و شما احتمال خودكشی را بدهید، خودتان بدنبال كمك حرفه ای باشید. بنابراین شما بهترین شیوه اداره موفقیت را بدست خواهید آورد.
اگرنخستین افسردگی شدید باشد و دیر به درمان اقدام شده باشد؛
اگر بیماری روانی دیگری نیز وجود داشته باشد؛
اگر فرد نسبت به استرس ها یا دیگر عوامل اجتماعی آسیب پذیرتر باشد.
اگر فرد از افسردگی قبلی كاملاً بهبود نیافته باشد؛
اگر افسردگی در اواخر عمر رخ داده باشد.
نوع دیگری از افسردگی وجود دارد به نام "افسردگی غیرمعمول" كه بر خلاف اسمش شایع است. علامات مرضی آن عكس علامات مرضی افسردگی معمولی است كه مبتلایان كم می خوابند و كم می خورند. مبتلایان به افسردگی غیر معمول زیاد می خوابند و زیاد می خورند و به سرعت اضافه وزن پیدا می كنند. به قول یكی از متخصصان برجسته بیماری افسردگی ( دونالد كلاین)، افسردگی غیر معمول، "مزمن" است نه" دوره ای" ؛ از بلوغ آغاز می شود و بیماران نسبت به همه امور كم توجه اند.
نوع دیگرافسردگی، روان رنجوری است كه عموماً حدود دو سال طول می كشد و علامات مرضی آن خفیف تر از افسردگی كبیر است ولی همواره احساس ناراحتی می كنند.
شیوع افسردگی در قرن بیستم به خصوص بعد از دو جنگ جهانی بیشتر شده است، علت آن را مصرف دارو و الكل، افزایش استرس و كاهش اشتغال گفته اند ؛ علت دیگر افزایش افسردگی تغییرات اساسی اجتماعی است. گروهی از روان شناسان بر این باورند كه جامعه كنونی، كانونی ناسالم در درون افراد به وجود آورده و آنها را بیش از اندازه به رضایت خاطر و شكست های شخصی وابسته كرده است.
آنچه گفته شد جنبه نظری دارد ولی بعضی از پژوهشگران درباره جنبه علمی علت ها اظهار نظر كرده اند. بر اساس پژوهش های آنها، تلویزیون " منشاء عمده افسردگی است"Paul Kottl روان پزشك مركز پزشكی پنسیلوانیا كشف كرده است كه " ارتباط تنگانگی بین دسترسی مداوم كودكان به تلویزیون و افسردگی كبیر در 24 سالگی وجود دارد."Kottl می نویسد:
" اثرات اجتماعی برنامه های چند ساعته تلویزیونی، باید از دلایل شروع زودرس افسردگی كبیر در نوجوانان به حساب آید، هزاران ساعت تماشای تلویزیون، كودكان ما را در معرض خشونت های ابلهانه مكرر قرار می دهد و آنها را هر چه بیشتر از تماس های اجتماعی با همسالان و خانواده دور می كند."
افسردگی كبیر بیشتر در دهه های سوم و چهارم زندگی ظاهر می گردد و در غالب افراد بین شش ماه تا یك سال، حتی بدون درمان رفع می شود ؛ ولی اگر درمان شود بعد از چند هفته از بین می رود. بازگشت افسردگی در بیش از نیمی از افراد ظرف دو سال بعد از رویداد نخستین رخ می دهد. خطر افسردگی با تعداد بازگشت ها افزایش می یابد. بدین معنی كه بعد از دو بازگشت، هفتاد در صد و بعد از سه بازگشت به نود درصد می رسد.
ملاك های تشخیص افسردگی عبارت اند از:
1- افسرده بودن خلق و خوی در بیشتر روزها، تقریباً هر روز.
2- كاهش آشكار علاقه یا میل به هر نوع فعالیت در زندگی.
3- كاهش یا افزایش قابل توجه وزن بر اثر كاهش یا افزایش اشتهای غذا خوردن.
4- بی خوابی یا پرخوابی در غالب شب ها.
5- افزایش یا كاهش اعمال روانی حركتی یا فعالیت های ذهنی.
6- خستگی یا كاهش انرژی.
7- احساس بی ارزشی یا گناهكار بودن.
8- كاهش توان اندیشیدن یا تمركز ذهن و تصمیم گیری.
9- اندیشیدن به مرگ ( نه ترسیدن از آن) و به خودكشی، بدون داشتن طرحی برای آن ، یا اقدام به خودكشی با طرحی از پیش ریخته.
داشتن حداقل پنج علامت یاد شده برای ابتلا به افسردگی كبیر كافی است. ولی علامات مرضی یك و دو باید جزء آن علامت باشند. افسردگی نمی تواند واكنش معمولی مرگ یك عزیز باشد. همه افراد مبتلا به افسردگی تمام علامات مرضی این بیماری را ندارند و شدت علامات مرضی در افراد مختلف متفاوت است.
افسردگی بیماری بسیار شایع عصر ماست. و در تمامی جهان روندی فزاینده دارد. این در حالی است كه حدود نیمی از مبتلایان به افسردگی یا از بیماری خود بی خبرند یا بیماری آنها چیزی دیگر تشخیص داده شده است.
افسردگی یك بیماری اختصاصی نیست بلكه در تماما سنین و همه نژادها، هم در زنان و هم در مردان ظاهر می شود. افسردگی بیماری ساده ای نیست بلكه انواع گوناگون دارد به طوری كه در بعضی افراد به صورت هایی ظاهر می شود كه ما عموماً آنها را افسردگی نمی شناسیم. افسردگی پس از آنكه درمان شد غالباً باز می گردد.
افسردگی مسائل گوناگونی به همراه دارد. غیراز مسائل پزشكی و اندوه كه بسیار شایع است، فرد مبتلا به افسردگی خود را در كارها مورد تبعیض و از نظر اجتماعی مطرود و حتی منفور خانواده خودش می بیند. گاهی انزوای همراه افسردگی، بیمارانی را كه وضعی درمان پذیر دارند به دوری از مردم یا به سوی مرگ سوق می دهد. درباره افسردگی خبرهای خوشی نیز وجود دارد:بیشتر انواع افسردگی قابل درمان اند.