__
عنوان بحث
زبان فارسی كاملا پیوندی(التصاقی) و تركی 30% پیوندی است
22 دی 86 - 18:16

مقایسه‌ء زبانها و برتری نژادی یك كار پانتركیستی می‌باشد اما چون همواره از سوی بی‌سوادان پانترك مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد، ناچاریم كه اندكی در این زمینه بررسی داشته باشیم تا دروغها و پاوه‌های آنان آشكار گردد. آنان می‌گویند زبان پیوندی زبانی است كه افزودن پیوندها باعث دگرگونی و جابجایی واژهء پایه و اصلی نشود. آنگاه می‌گوییم آیا در مثال زیر از زبان فارسی، چنین خاصیتی را می‌بینید؟ در اینجا می‌بینیم كه هر پیوندی كه افزوده می‌شود، هیچ تغییری در ساختار واژهء پیشین خود نمی‌دهد:

 

كار -> كاروان -> كاروانسرا -> كاروانسرادار -> كاروانسراداری(كه شغل است)

 

آنگاه می‌گویند اسم  در زبان فارسی خاصیت پیوندی(التصاقی) دارد اما ما منظورمان فعل است! می‌گوییم بسیار خوب دربارهء فعل هم به شما نشان خواهیم داد كه برترین ساختار پیوندی را در زبان فارسی دارد:

همانگونه كه احتمالا دوستان می‌دانند ویژ‌گی پیوندی (التصاقی)‌ در زبان فارسی بگونهء پیشوندی و میانوندی و پسوندی است. اما در تركی تنها یك‌سوم ساختار پیوندی(التصاقی)‌ وجود دارد و آن، پسوندی بودن است. یعنی كاملترین زبان در ساختار پیوندی در جهان، هر سه نوع  پیوند را می‌باید دارا باشد كه فارسی شامل آن است اما تركی فقط 30% آنرا دارد. برای آنكه بهتر با این نكته‌ها آشنا شویم، چند ماننده می‌آورم:

 

پسوند(برای همان واژهء كار): كاردان، كارشناس، كارآمد و... كه پیشتر نمونه‌ای آورده بودم. 

صرف فعل در حالت پسوندی: خوردن -> حذف نشانهء مصدری : خورد -> خوردم، خوردی، خورد، خوردیم...

 

پیشوند(برای همان واژهء كار): پُركار، بیكار، ناكار ....

از همان فعل خوردن برای ساخت معانی دیگر(در حالت پیشوندی): خوردن -> برخوردن.

 

بجز ویژگی پسوندی، این خاصیت پیشوندی برای فعل تنها در زبان فارسی است:

آمدن -> برآمدن -> دربرآمدن...

گرفتن -> برگرفتن -> دربرگرفتن...

 

میانوندی: شب«انه»روز (شبانه‌روز)، در«ان»دشت(دراندشت)، سر«آ»سر(سراسر)...

 

برای همین است كه می‌گوییم برترین زبان پیوندی(التصاقی) جهان زبان فارسی است و تركی تنها چیزی كه از یك زبان پیوندی دارد، ویژگیِ پسوندی است و هنوز به تكامل خود نرسیده است و اگر در زبان مردم عزیز آذربایجان كه دو سه سده است به تركی دگرگون شده، واژه‌های تركیی ببینید كه پیشوند دارند، همهء آن پیشوندها از فارسی گرفته شده است. زیرا كه پیوند خود را با ایران از دست نداده‌اند و تنها نیمی از زبانشان تركی شده است.

 

برای نمونه:

 

 «كوءند» به تركی یعنی هم‌سو، راه‌درست: ساغ كوءندومه كئچدی(به سمت راست من منتقل شد). كه اگر بخواهند بگویند ناهم‌سو، كج، باید یك پیشوند «نا»ی فارسی در آغازش بیاورند: ناكوءندم(كج) : بیسم‌ ایللاه دئییلمه میش توخوم، ناكوءندم چیخار (تخمی كه بدون گفتن بسم‌الله كاشته شود، كج می‌روید).

 

 

پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
64
19 خرداد 1387 ساعت 23:55
نقل قول از : حامد

نقل قول از : بهمن ایرانی

جناب اختای ما ادعا نمی‌كنیم كه زادهء سگ هستیم اما پانتركان ادعا می‌كنند كه از گرگ زاده شده‌اند و زبانشان به زوزهء گرگ شبیه است. ما می‌گوییم ایرانیان از نجیب‌زادگان و بزرگان هستند كه فرهنگ غنی دارند اما پانتركها ادعا می‌كنند كه اصالت در تورك بودن آن است كه مادر خود را فاحشه بدانند و بزرگترین افتخار تركان را در این بدانند كه مانند آناتومروس آدمخوار باشند.

 

بنابراین اگر برای شما آناتومروسی و فاحشگی و آدمخواری و گرگ‌منشی افتخار است برای ما اینگونه نیست! ما كه دستمان را مانند سر گرگهای وحشی نشان نمی‌دهیم و افتخارمان را آناتومروس نمی دانیم... ما آدم هستیم!

 

پس اگر از سر ناچاری و شرایط زندگی برخی به دبی رفته‌اند یا آنكه به زور یا به طمع كسی را به دبی برده‌اند و گولش زده‌اند، او به كارش افتخار نمی‌كند. هر كسی كه ناچار باشد ممكن است كاری انجام دهد كه هرگز دوست ندارد. افتخار به كاری با اجباری انجام دادن آن كار فرق می‌كند. پانتركها اصالت تركی را در هر چه بیشتر فاحشگی و آدمخواری می‌دانند. ما به این بی‌فرهنگی اعتراض می‌كنیم. ما می‌گوییم تركان هم آدم هستند و نباید به آدمخواری افتخار كنند!

 

 


 

بازهم یاوه گویی

اخر تا کی میخواهید سخنانی که از ذهن مریض خودتون تراوش میکنه رو به اسم ترک ها که مثلا ( برای خودتون سند محسوبش میکنین) تو فضای نت و حتی فضای ایران پخش کنین که بوی تعفنی که ایران رو برداشته ناشی از  افکار نژاد پرستانه شماست!

اما بازم بنویسیم در جواب یاوه گویی های بی حد شما پان فارس ها!

اولا اینکه هیچ جا ذکر نشده که تومروس ادم خوار بوده

به امید یافتن حقیقیت


جناب حامد!

پیش از آنكه بخواهی توهین كنی یا پانترك‌ بازی دربیاری، تلاش كن مطالعه هم بكنی! منبع شما برای شناخت نام «تومیریس» یك منبع پانتركی است نه یك منبع انسانی!!

 

شما برای یكبار هم كه شده از محفلهای پانتركی بیرون بیا و خودت برو تحقیق كن و ببین كه منبع نژادپرستان پانترك چه بوده است كه این اراجیف را گفته‌اند. آنگاه ممكن است متوجه شوی كه پانتركهای بیسواد روان‌پریش به نوشتار هرودت اشاره كرده‌اند. سپس اگر براستی اهل پژوهش باشی، می‌روی و متن عرودوت را می‌خوانی و درمی‌یابی كه:

 

1) چیزی بنام «تومروس» وجود خارجی ندارد و هرودت «تومیریس» نوشته است و چون پانتركها مانند همیشه نامهای كهن را به نفع خود تحربف و مصادره می‌كنند اینبار هم چنین كرده‌اند كه در هیچ منبعی اینگونه(تومروس) نیامده است.

 

2) اینكه پانتركها هر چیزی كه بر ضد ایران باشد به نام خود تمام می‌كنند و حواسشان نیست كه این چیزها ممكن است اراجیف باشد و حتی ممكن است بعدها به ضرر خودشان تمام شود. برای نمونه شخصیت تخیلی تومیریس را بنام مادر تركان جهان مصادره می‌كنند اما دقت نمی‌كنند كه اگر این شخصیت خیالی با كورش بزرگ جنگیده، روشهای وحشیانه هم بكار برده و از همه مهمتر آدمخوار بوده است! یعنی پانتركها نفهمیدند كه چه چیزی را به نفع خود مصادره كرده‌اند. زیرا كه چشم و گوش خود را همیشه میبندند و هارای هارای می‌كنند!!

 

بنابراین اگر متن اصلی داستان تومیریس را بخوانید می‌بینید كه قبیله‌ای بوده‌اند كه آدمخواری می‌كرده‌اند و كورش بزرگ در جنگ با این قبیلهء وحشی به شهادت رسید.

 

البته این گفتارها ارتباطی به این بحث ندارد. بهتر است موضوع تومیریس را در جستار خودش پیگیری كنیم و اینجا دربارهء زبان پیوندی به سگالش نشینیم.

 

 

 

63
16 خرداد 1387 ساعت 01:56
نقل قول از : آرش ایرانی

نقل قول از : حامد

نقل قول از : آرش ایرانی

آراز جان!

-------------------------------------------------------

اینها که گفته ای ، زبان فارسی نیست.

داری راجع به نقایص خط عربی حرف می زنی پسر جان!

-------------------------------------------------------

زبان ابزار سخن گفتن است.... خط ابزار نوشتن است.

-------------------------------------------------------

فرق خط و زبان را تا حالا چرا نفهمیده ای؟!!

-------------------------------------------------------------------------

به قول حافظ:

عِرض خود میبری و زحمت ما میداری...

(عِرض = آبرو)

همه با هم ایران را مدرسه کنیم .                پیکار با بیسوادی وظیفه هر ایرانی است.


یعنی خط نوشتاری شما مربوط به عرب هاست؟؟!! از نوشته ی تو اینجور فهمیده میشه !! زود رفع ابهام کن!!!

من متن اراز رو نخوندم فقط یه خط اولشو خوندم و صحتشو در خط نوشتاری تو پیدا کردم( عرض ) با سه مصوت معروف سه معنای متفاوت داره!!! در همون شعر حافظ!!!!

همه با هم ایران را مدرسه کنیم .                پیکار با بیسوادی وظیفه هر ایرانی است.

همه با هم ایران را مدرسه کنیم .                پیکار با بیسوادی وظیفه هر ایرانی است.

دو بار نوشتم شاید متوجه شی!!

به امید یافتن حقیقت

پیکار با بیسوادی وظیفه هر ایرانی

پیکار با بیسوادی وظیفه هر ایرانی

 

چقدر ما باید سواد یاد بدهیم؟ پول ندارید کتاب بخوانی یا مشکل نشستن و کتاب خواندن را دارید؟

 

خوشگل پسر! آقا گله!

یک تشکچه بذار زیرت کتاب بخوان!

 

خط همه دنیا (بجز هند و چین و ژاپن) از خط فینیقی سرچشمه گرفته :

1-از غرب به اروپا رفته و خط یونانی و لاتین درست شده.

2-از شرق به خاورمیانه و آسیا آمده خط عبری و عربی و ...شده.رامی و ... ...

 

آتاترک بنده خدا فکر میکرد خط لاتین از کره مریخ آمده و خط عربی (که ترکی را با آن مینوشتند) از صحرای عربستان! به همین خاطر خط لاتین را بجای عربی به ترک ها زور کرد.

 متاسفانه بچه های توووورک شده امروز که از کولی دادن به خارجی ها بد جوری دو کیفه میشوند هم بعد از این همه سال در همان حماقت بسر میبرند!

 

همه با هم ایران را مدرسه کنیم . 

همه با هم ایران را مدرسه کنیم . 

 

بقول فردوسی:

به یزدان اگر ما خرد داشتیم ...........کجا این سرانجام بد داشتیم؟

 



62
15 خرداد 1387 ساعت 16:49
ادامه مطلب ...........



امروزه هم اگر منصفانه نگاه کنیم، میبینیم که جشنهای باستانی مثل تموز بایرامی = نوروز، چیله گجه سی = شب یلدا، چارشنبه بایرامی = چهارشنبه سوری و. . . در داخل جغرافیای آذربایجان و مردم ترک آنجا؛ پررنگتر، متنوع تر و با شکوه تر از هر جای دیگر، جشن گرفته میشود و این نشاندهنده رابطه کهن و عمیق ترکان با تمدنی است که اجداد سومری آنها پایه گذاری کرده بودند.

سومرها به عنوان بانیان تمدن بشری، خدمات زیادی را به بشریت کرده اند. از جمله كارهای مهمی كه سومریان برای بشریت كرده اند:

آفریدن قانون و اولین بانیان حقوق بشر، اداره جامعه بر اساس قانون، اختراع چرخ، پایه و اساس علوم و صنایع مختلف را گذاشتند كه بعدا توسط دیگران تكامل پیدا كرد، پایه و اساس شیمی، ریاضیات، داروشناسی و ...

تقسیم هر شبانه روز به 24 ساعت و هر ساعت به 60 دقیقه و هر دقیقه به 60 ثانیه، كشف و به كار گرفتن انواع فلزات، اشعار و داستانهای سومر که از لوحه های سومری بازخوانی شده، نشان میدهد که پایه ادبیات را نیز آنها گذاشتند.

اختراع خط اول هیروگلیف و بعدا خط میخی از كارهای دیگر سومریان هست، داریوش هخامنشی 3500 سال بعد، با استفاده از همان خط میخی اختراعی سومرها كتیبه های خود را به سه زبان ایلامی، اكدی و پارسی نویساند.

هنر پیکر تراشی، معماری را بنیان گذاشتند و هنر ساختن مهرهای استوانه ای را آفریدند، که با هنرمندی بی نظیر با اشکالی خیلی ظریف حکاکی شده بودند و بعد از كشیدن آن بر روی لوحه گلی، اشکال آن در کلیت دیده میشد، این هنر بعدها در بین مصری ها و یونانی ها نیز پخش شد.

سومر ها برای اولین بار در تاریخ، برای اداره کشور مجلس شورایی ایجاد کردند، که از دو تالار، تشکیل شده بود، یکی محل ریش سفیدان و دیگری محل جوانان بود. ایجاد سیستم قضایی پیشرفته که برای اولین بار مجرمین بر اساس قانون دادگاهی میشدند. در هر جلسه دادگاه در سومر، 4 قاضی همزمان شرکت میکردند.

در ساحه فلسفه و مذهب نیز سومرها خدمات زیادی را به بشریت کردند. طرز آفرینش انسان، عقیده به دنیای زیرین، قیامت، طوفان نوح، جدایی روح از جسم و انتقال آن به دنیای زیرین به هنگام مرگ، عقیده به خیر و شر، روشنایی و تاریکی و. . .، همه تفکرات فیلسوفان سومری بود که بعدها در بین اقوام سامی پخش شده و الهام بخش کتب مذهبی یهودیان، مسیحیان و مسلمین شده است.

حضرت ابراهیم ساکن سومر بود، که در سال 2050 ق.م. از آنجا کوچ کرد، یعنی زمانی که سومرها بعد از بدست گرفتن دوباره حاکمیت سومر، به سامی ها خیلی فشار میآوردند.

پروفسور woolley كه از طرف دانشگاه پئنسیلوئییا و موزه بریتانیا بعنوان رئیس هیت كاوشگری در شهر اور بدانجا فرستاده شده بود بعد از سالها تحقیق مینویسد"خلق سومر در بین النهرین 2500 سال قبل از مصریان تمدن بشری را بنا نهادند" وی فرضیه قدیمی بودن تمدن مصر را با مدارك قطعی طرد كرده و می نویسد" سومریان در 3500 سال قبل از میلاد مراحل پیشرفته تمدن را پشت سر گذاشته بودند و به مصر، آسیای صغیر، یونان، آشور و غیره راه تمدن را نشان داده بودندַ

لئو پووانت از سومر شناسان معروف مینویسد: از 3000 سال ق م تمدن درخشان شهرهای سومری سامی ها را از شبه جزیره عربستان به خود جذب كرد و آنها بتدریج بخش عمده ای از جمعیت سومر را تشكیل دادند و از 2350 ق م توانستند حاكمیت سومر را به مدت 150 سال بدست بگیرند. اكدها وقتی كه سومرها در 2109 ق م دوباره حاكمیت را به دست گرفتند شدیدا با سامی ها بدرفتاری كرده و در نتیجه عده ای از آنها مجبور به مهاجرت به فلسطین و مصر شدند و تمدن سومر را با خود بدانجا ها بردند و بعدها تمدن مصر ، فنیقیه و تمدن یهودیان را بنا نهادند. یك عده ای نیز در كنار موصل، نینوا، ساكن شده و بعدها دولت آشور را ایجاد كردند. دو قبیله etrusk و سیكول نیز به طرف غرب كوچ كرده و در یونان، كرت، جنوب ایتالیا ساكن شده و تمدنهای اولیه آن سرزمین ها را به وجود آوردند.

رنه گروسه فرانسوی معتقد هست كه سومریان بدون شك تمدن خود را از مردم آذربایجان كسب كرده اند.

هروزنی "B. Hrozny" دانشمند چك، كسی كه برای اولین بار موفق به قرائت و ترجمه لوحه های هیتی شد؛ آذربایجان را اقامتگاه ثانوی سومری ها میداند ( جامعه بزرگ شرق، صفحه 161 )

ساموئل نوح كریمر سومر شناس معروف كه خیلی از لوحه های سومری را ترجمه كرده در كتاب "الواح سومری" صفحه 258 تایید می كند كه سومرها از آسیای میانه و از طریق قفقاز به آذربایجان آمده، و بعد از سكونتی دراز مدت در آنجا، به بین النهرین مهاجرت کرده و در آنجا ساكن شدند. وی ادامه میدهد: سومر ها در ایجاد تمدن آراتتا در آذربایجان و تمدن های باستانی درغرب ایران نقش بزرگی داشتند. آراتتا، 5000 ق م در آذربایجان زندگی میكردند و بعدها از آنجا به بین النهرین کوچ کردند.

چارلز بارنی عالم تاریخ شناس انگلیسی بعد از تحقیق روی آثار پیدا شده از گورتپه و حسنلو در آذربایجان به این نتیجه رسیده كه صنعت فلزكاری اولین بار در آذربایجان شكل گرفته است. ( مجله میراث فرهنگی، سال3، شماره 5، ص 53 )

باستان شناسان دامنه های جنوبی قفقاز را گهواره صنعت فلزكاری دانسته و تایید میكنند كه مواد اصلی در ساخت مفرع یعنی مس و قلع در گنجه استخراج میشده و معادن قلع 7000 ساله این منطقه یادگار آن دوران هست.

ساموئل هوك در كتاب "تاریخ اوسانه در خاورمیانه" ریشه نژادی سومریان را با ساكنین قدیم آذربایجان قوتتی ها، لولوبی ها، سابیر ها، گیلانكاسپی ها و غرب ایران کاسسی ها، ایلامیان یكی میداندַ

هنری فیلد در كتاب "مردم شناسی ایران ، صفحه 175" سكونت سومر ها در آذربایجان و جنوب خزر را ثابت میكند.

پروفسور ذهتابی ( تاریخ قدیم تركان ایران ، جلد 1 ) و محمد تقی سیاه پوش ( پیدایش تمدن در آذربایجان ) نیز با تحقیقات خیلی ارزنده ثابت میكنند كه خاستگاه سومریان آذربایجان بوده است.

فریتز هومئل "Hommel، Fritz"در ترجمه لوحه های سومری، بیش از 300 كلمه تركی پیدا كرد، كلماتی كه اكثرا به همان شكل قدیمی اش در تركی امروزی هنوز هم به كار برده میشود، و لذا هومئل با استناد به كشفیات علمی خود از كتیبه ها و لوحه های سومری، زبان سومری را به عنوان ریشه زبان تركی و "پروتو ترك" معرفی كرد.

"دل هایمزِ ، Dell Hyme" پژوهشگر و زبانشناس وابسته به دانشگاه شیکاگو در بخش انسان شناسی در رابطه با ارتباط ریاضی بین زبانها تحقیقی انجام داده و 200 لغت انگلیسی را در دو زبان "سومری و ترکی " مقایسه کرده است. او در پژوهش چاپ شده‌اش رابطه مشترک این دو زبان را با مشابهت های لغوی موجود اثبات کرده‌است. به این صورت که بعد از 2000 سال گسست از یک زبان مرده ریشه لغات در زبان ترکی امروزی زنده است و مورد تکلم واقع میشود. این همه حقایق و شواهد برای آن ذکر میشود که نظریه های رایج در ایران در مورد زبان کنونی ملت آذربایجان مورد بررسی مجدد قرار گیرد. چرا که عدم امکان دسترسی به اطلاعات و نیز اعمال منافع سیاسی سبب شده اند که یک موضوع مهم علمی در مورد خاستگاه زبان کنونی مردم آذربایجان مخدوش شود و دانش صحیحی به مردم داده نشود.

در کتیبه ای آشوری از سال 716 ق. م. اسم قدیمی کوه "سهند" که در بین اهالی ماد ـ ماننا استفاده می شد، کوه " او آ اوش" و منطقه کوهستانی نزدیک آن " او ایش دیش" آمده است. این دلیلی دیگر بر همزبانی سومرها و قوتتی ـ لولوبی ها میباشد. در زبان سومری "o، u، او" به معنی عدد 10 میباشد که در ترکی امروزی همان کلمه بصورت"اون، on" استفاده میشود. "ایش، ائش" در زبان سومری به معنی عدد3 که امروزه نیز در ترکی به صورت" اوش" استعمال میشود. "دیش" در زبان سومری به معنی "دندانه" و در ترکی امروزی به معنی"دندانه؛ دندان" هنوز هم استعمال میشود. لذا معنی" او ایش دیش" ذکر شده در کتیبه آشوری به معنی" سیزده دندانه" میباشد و امروزه بدان محل "بش بارماخ" میگویند. ( تاریخ دیرین ترکان ایران، ص 874، پروفسور زهتابی )

در لوحه ای سومری از 2100 ق. م.، شاعره ای سومری، به نام " بیدا"، «به معنی یگانه در زبان ترکی باستان"، در شعری که بخاطر فراق از پسرش که در "همدان" زندگی می کرد، سروده است؛ به کلمات و اسامی " کؤر"، " آراز"، " همدان"؛ " ساز"، "تار"، "غم"، "ایل"، " آی"" آد" به همان صورت که امروزه در ترکی آذری رایج است، در آن شعر بکار برده است. پروفسور تاریف آذرتورک، چارلز بارنی، كوردون چایلد، هنری فرانكفرت و م. تقی سیاهپوش ( پیدایش تمدن در آذربایجان ) معتقد هستند، كه سومرها موقع آمدن به بین النهرین كاملا به علم فلزكاری مجهز بودند و فلزات همراه آنان نه فقط شامل طلا و مس بود، بلكه شامل مفرع حقیقی نیز بود، اجداد آنان جایی دیگر، ( كه قطعا آذربایجان بود، چونكه آنجا نخستین پایگاه فلزكاری و گهواره این صنعت شناخته شده است )، یاد گرفته بودند كه مس و قلع را ذوب كنند و مفرع بدست آورند، چون در سومر چیزی جز گل وجود نداشت. سومریان در طول حکومتشان در سومر ارتباط تنگاتنگی با همنژاد های خود در آذربایجان داشته و سنگهای زینتی و مواد لازم برای صنعت فلزکاریشان را از اذربایجان تهیه میکردند، در حماسه گیل قمیش، در یکی از جنگها، گیل قمیش با کمک دوست و همرزمش "enkidu" به جنگ "Huwawa" حاکم در کوهای شمال، یعنی آذربایجان، میروند، تا با شکست دادن او که مانع رسیدن چوب جنگلی و سنگ های گرانقیمت به سومر میشد، بجنگند.

با مطالعه سیر تکامل خط میخی سومری، و با توجه به این حقیقت تاریخی که، سومرها قبل از مهاجرت به بین النهرین، قرنها در آذربایجان زندگی کردند، میتوان با قاطعیت گفت که تمدن سومری ادامه و شکل تکامل یافته تمدن قوبوستان آذربایجان بود. از تمدن قوبوستان، که قدیمی ترین تمدن شناخته شده تاریخ بشریت میباشد هزاران نوشته تصویری باقی مانده و سومرها بعدها این خط تصویری را به خط میخی تکامل دادند. پروسه اختراع خط هزاران سال طول کشیده است و سومرها یکدفعه آنرا اخترا نکردند.

وابستگی و خویشاوندی زبانی و فرهنگی بین مردم كنونی آذربایجان و سومرها خیلی قوی بوده و مورد تایید اكثر تاریخدانان میباشد و خیلی ها مثل" ف. هومئل" زبان سومری را پروتوترك مینامند. من فقط بطور خیلی مختصر به بخش كوچكی از اینها اشاره كردم، و در خاتمه مطلبی را راجع به یك نمونه از صدها مشترکات فرهنگی بین سومریان و تركان، اشاره كرده و مطلب را تمام میكنم، آن هم صنعت موسیقی میباشد اوزان ها و عاشیق ها در فرهنگ تركی جایگاه بخصوصی دارند و در كل تاریخ هزاران ساله تركان اوزان ها همیشه حضور فعالی در بین اقوام ترک داشته اند. فرهنگ، تاریخ، داستانها و حماسه های تركان را، این نوازندگان خلقی، سینه به سینه با صدای دلنواز سازشان زنده نگه داشته اند. قدیمترین ساز تركی كه تا حال پیدا شده در تركستان شرقی و منطقه اورومچی پیدا شده كه قدمتش به 400 سال قبل از میلاد میرسد، ولی قدیمترین پیكره یك اوزان با سازش در دست مربوط به سومرها و در بین النهرین پیدا شده است و مربوط به 2400 ق م میباشد، چیزی كه در نگاه اول، توجه بیننده را به خود جلب میكند، این هست كه كلاه، كمربند وشكل ساز، و مهمتر از آن طرز گرفتن ساز ایستاده و ساز را به سینه میفشارد عینا شبیه اوزان های امروزی آذربایجان و جهان ترك هست. موسیقی اوزانی كه شاخص ترین و قدیمی ترین هنر موسیقی آذربایجان و سایر ملل ترك تبار است، در هزاره های قبل از میلاد در بین سومری ها و ایلامی ها رایج بود و نشانه های بعدی آن در هزاره اول قبل از میلاد در بین ماننا ها، كانقا ها و بعد ها در بین اشكانیان دیده میشود. خاستگاه اصلی و اولیه موسیقی اوزانی حوزه دریای خزر بوده و هنوز هم در آن حوزه رایج می باشد. كتیبه های زیادی از سومر و ایلام به موسیقی اوزانی اشاره میكنند، مثلا: در سال 2250 ق م "كوتیك ایشوسپناك" پادشاه عیلام به اوزان ها حقوق میداد تا شب و روز در جلوی معبد خدای ایشوسپناك بنوازند ( دنیای گم شده عیلام صفحه 68 ).

در سال 2150 ق م ، زمانیكه قوتتی های آذربایجان در بابل حكومت میكردند" گوده" شاه سومری "لاقاش"، كه زیر دست آنها بود، به سرپرست اوزان های شهر دستور میدهد كه پرستشگاه اینانا نه نه، الهه سومری را با نواختن ساز پر از نوای شادی كنند ( تاریخ پیشرفت علمی و فرهنگی بشر، جلد 1، صفحه 558 ). آلات موسیقی زیادی، همچون کمانچه، نی، دهل، چنگ، قووال از سومرها پیدا شده است.

پس میبینیم كه علاوه بر زبان، موسیقی سومری نیز در بین تركان امروزی زنده هست. با توجه و تكیه بر آثار باقی مانده از سومر و تحقیقات وسیع سومر شناسان بطور قطعی ثابت میشود كه سومر ها شاخه ای از تركان باستانی بودند كه درحوالی 5500 سال ق م همراه با دیگر اقوام باستانی ترك، هوری ها، قوتتی ها، سابیر ها، لولوبی ها، كاسسی ها و ... از آسیای میانه به آذربایجان كوچ كردند و سومر ها بعد از زندگی طولانی و تشكیل دولت در آذربایجان به بین النهرین كوچ كرده و با علم و دانشی كه از آذربایجان به همراه داشتند توانستند اولین تمدن بشری را بنا كرده وبزرگترین خدمات را به بشریت انجام دهند.

تركان دنیا ، به خصوص تركان آذربایجان ، به عنوان وارثین حقیقی سومرها به آنان افتخار كرده و همچون فرزندان راستین آنها در راه صلح و خدمت به بشریت هیچ وقت كوتاهی نكرده اند. همچون اجداد سومریشان، آذر بایجانی ها نیز همیشه مقدم مهمانان و تازه واردین به سرزمینشان را گرامی داشته اند، هرچند که بعضی از آنها همچون ارمنی ها و آشوری ها در این اواخر، نمک را خورده و نمکدان را شکسته اند.


61
15 خرداد 1387 ساعت 16:44

تركهای سومر، بانیان تمدن بشری


تركهای سومر، بانیان تمدن بشری

به گواه تاریخ، منطقه غرب ایران ، خصوصا آذربایجان ، مهد تمدن بشری بوده است ولی متاسفانه شوینیسم فارس به علت كینه توزی با تاریخ ایران باستان، و ترس از اینكه، برملا شدن حقایق آن، پوچی و دروغ بودن ادعای آنان مبنی بر وجود تمدن پوشالی 2500 ساله آریایی/ پارسی در فلات ایران را ثابت خواهد کرد، لذا از نشر حقایق مربوط به آن شدیدأ ممانعت کرده، و با وقاحت تمام تمدن های درخشان قبل از هخامنشی را بی اهمیت و قبل از تاریخ می نامند. لازم به ذکر است که در همه جای دنیا به دوران قبل از اختراع خط توسط سومرها، یعنی تقریبا 6000 سال قبل، دوران قبل از تاریخ میگویند، ولی در ایران شوینیسم فارس 2500 سال را مرز بین دوران قبل و بعد از تاریخ معرفی میکند تا توجه مردم به سوی تمدن های باستانی فلات ایران جلب نشود. این عمل زشت و غیر انسانی، خیانت بزرگی است كه قومگرایان فارس به ایرانیان در کل و خصوصا به آذربایجانی ها که وارثین واقعی تمدنهای قوتتی ها، ایلامیان، سومریان، ماننا ها، مادها، اورارتوها و. . . میباشند.

آثار و نشانه های فراوانی از تمدن های قدیم آذربایجان به صورت صدها تپه تاریخی هزاران ساله در همه جای آذربایجان پراكنده هستند و به امان خدا رها شده اند. دزدان و قاچاقچیان آثار باستانی، با تشویق اشخاص ضد آذربایجانی داخل حكومت، که خودشان نیز در این دزدیها و فروش این آثار دست دارند، در آنجا ها بدون هیچ ممانعتی به غارت آثار باستانی آذربایجان مشغول هستند و آنچه هم از غارت دزدان در امان مانده توسط حاکمیت شوینیستی فارس به بهانه های مختلف تخریب میشوند و نمونه بارز آن تخریب ارگ علیشاه و محوطه تاریخی مسچد کبود در تبریز میباشد.

عده زیادی از محققین سرشناس، مثل آرتور كسیت، هنری فیلد و ... آذربایجان را سرزمین ظهور انسان متفكر و مهد جامعه متمدن میدانند.
سومریان كه امروزه بانیان تمدن بشری شناخته میشوند اقوامی التصاقی زبان، با زبانی خیلی نزدیک به ترکی امروزی، بودند كه بعد از مهاجرت از آسیای میانه و سكونت چند صد ساله در آذربایجان به بین النهرین كوچ كردند و با اطمینان میتوان سومرها را اجداد آذربایجانی ها و تمدن آنها را شاخه ای از تمدن باستانی آذربایجان به شمار آورد.

چون تمدن سومر رابطه و خویشاوندی تنگاتنگی با تمدن های آذربایجان باستان قوتتی، هوری، آراتتا، ماننا، اورارتو، ماد، دارد و خود شاخه ای از تمدن باستانی آذربایجان شمرده میشود، لذا مطلب را با بحثی كوتاه در مورد تاریخ سومرها ادامه میدهیم.

سومرها شاخه ای ازاقوام آسیانی اورال ـ آلتائیک بودند كه در حدود 6000 سال قبل از میلاد، همراه با اقوام خویشاوند خود، هوری ها، ایلامیان، و. . . از آسیای میانه كوچ كرده و دولتهای مقتدری را در ایران، آناتولی و بین النهرین ایجاد كردند. آثار باقیمانده از اقوام نامبرده نشانگر آن است که، همه آن تمدن ها دارای منشاء مشترک بوده و یك حوزه تمدنی مشترك را تشكیل میدادند و اقوامی كه آن تمدن ها را بنا نهاده بودند، دارای ریشه نژادی، زبانی و فرهنگی مشترك بودند.

جغرافیای ارضی سومرها شامل بین النهرین، شمال غرب خلیج کنگر ( خ. فارس ) امروزی و غرب خوزستان امروزی بود. البته برخی از تاریخدانان، سومرها، اجداد ترکان را، نه مهاجر، بلکه بومیان اصیل بین النهرین میشمارند و عقیده دارند که، بعدها در طول اعصار به آذربایجان، آسیای میانه و. . . پخش شده اند.

سومریان در كتیبه های سومری بصورت واضح اشاره میكنند كه، از كوههای شمال و شمال شرق ایم كورا، ایم= شمال_شرق، كورا= كوه به بین النهرین آمده بودند. سومرها خودشان خود را " کارا کل" یعنی سیاه سر مینامیدند، نه سومر.

سومرها در حدود 5500 سال قبل از میلاد از اقوام هم نژاد و همزبان خود در آذربایجان یعنی هوری ها، سابیرها سوبار ها، قوتتی ها، لولوبی ها، آذ ها، جدا شده و به بین النهرین كوچ كرده و در آنجا اولین تمدن مدنی بشری را بنا نهادند. سومر ها تمدن های شهری ur، Mari، uruk، nippur، kish، را در حدود 4500 سال قبل از میلاد بنا نهاده بودند. سومرها به عنوان اولین قانونگذاران بشریت بشمار میروند و از Dungi پادشاه اور و نیسابا و اورو كاجینا شاه لاقاش 2600 سال قبل از میلاد مجموعات عظیمی از قوانین به جای مانده كه مربوط به همه مسائل زندگی ارث، خرید و فروش، مجازات مامورین دولتی متهم به رشوه خواری، قوانین حقوقی زنان، میباشند. بعدها حمورابی شاه سامی بابل دستور داد تا آن قوانین را جمع آوری کرده و بر روی لوحه های سنگی بنویسند، كه امروزه تحت نام " قوانین حمورابی" معروف هستند." ( منبع 3 )

تمدن سومری بر پایه سیستم دولت ـ شهری بنا گشته بود، هرچند که پایه اقتصادی آن بیشتر بر کشاورزی استوار بود، تا به صنعت. در هزاره سوم قبل از میلاد، سرزمین سومر تقریبا دارای 13 شهر بود و هر شهری با دهات زیادی احاطه شده بود. جمعیت شهرهای سومری تخمینأ بین 10- 50 هزار نفر بود.

اولین دولت سومری که در تاریخ ثبت شده است، توسط etana، حاکم شهر " کیش"، در 3000 سال ق. م. تاسیس شد. لوحه های سومری از او به عنوان شاهی که برای مردم ثبات و رفاه به ارمغان آورد، یاد شده است.

حکومت سومر بعدأ به دست حاکمان شهر اوروک "uruk" افتاد. شاهان معروف سلسله اوروک عبارتند از: enmerkar، lugalbunda، gilgamish ، dumuzi، شاهان این سلسله افرادی مدبر و شجاعی بودند و کارهای شجاعانه و خارق العاده آنها الهام بخش حماسه سرایی های زیادی در بین شعرا و نویسندگان آن دوره سومر شده است، حماسه معروف گیل قامیش نیز مربوط به این دوران است. این دوره، یکی ازعصرهای طلایی ادبیات و شعرنویسی سومر بشمار میرود." ( منبع 2 )

بعد از سلسله اوروک، به ترتیب حکومت بدست سلسله های شاهی شهرهای " Ur " و "Lagash " افتاد. در حوالی 2350 ق. م. سارگون حاکم سامی شهر Agade Akkad، حاکم بر سومر شد و به همراه آن زبان اككدیان در کنار زبان سومری رسمیت یافت. سارگون شاه اككد حكومت خود را تا مناطق دور دست در شمال و غرب گسترش داد و بارها برعلیه قوتتی ها در آذربایجان و ایلامیان لشكر كشی كرد. بدستور سارگون قوانین و نوشتجات سومری به زبان سامی ترجمه شده و در معبد "ائرئخ" نگه داری شد. بعدها آشور بنی پال از این نوشته ها نسخه برداری كرده و به آشور برد و به این صورت قوانین و نوشتجات سومریان در بین اقوام مختلف پخش و نگهداری شد.

در لوحه های سومری، از افتادن قدرت به دست سامی ها بعنوان اولین فاجعه یاد شده است. در دوره اکدی ها، نارام سین، نوه سارگون ٫به دلایل نامشخصی، به شهر مذهبی سومرها "نیپور" حمله و معبد بزرگ آنجا را غارت کرد. منابع سومری از آن بعنوان دومین فاجعه سومرها نام برده اند.

بعد از جنگهای متوالی در سال 220 ق. م. قوتتی های آذربایجان، شهر اککد، پایتخت آککدها را گرفته و ویران کردند و سلسله اککدیان در سومر را برانداختند. قوتتی های آذربایجان 91 سال درسومر حکومت کردند ولی چون قوتتی ها در تمدن و شهرنشینی در مقایسه با خویشاوندان سومری خود، در سطح پائینی قرار داشتند، لذا با گرفتن خراج و رشوه از بزرگان سومر، اداره تمام امور سومر را به عهده خود سومرها گذاشتند. هر شهر سومری طبق روال سابق شاه سومری خود را داشتند و رهبر قوتتی ها که در شهر بابل ساکن بود، شاه شاهان سومر شمرده میشد. بدلیل همزبانی و خویشاوندی بین قوتتی ها و سومرها، حمله قوتتی ها کمکی بود برای سومرها، تا بتوانند در سایه حاکمیت قوتتی ها موفق به ترمیم و بازسازی زبان و فرهنگ خود که در طول حاکمیت 150 ساله سامی ها مورد تعارض قرار گرفته بود، بشوند.

Gudea حاکم سومری شهر "اور" در همکاری با قوتتی ها، موفق شد دوباره یک سلسله سومری را در اور تاسیس کند، با اینکه از لحاظ سیاسی تحت سلطه قوتتی ها بود. او یکی از شاهان معروف سومر میباشد و مجسمه های زیادی از او پیدا شده است. در نهایت، Utu-Hegal، حاکم سومری شهر Umma، موفق شد که به حاکمیت قوتتی ها در سومر پایان داده ودر سال 2109 ق. م. دوباره یک سلسه سومری حاکم بر کل سومر را تاسیس کند. این بار سومرها بر عكس حاكمیت قبلی شان جنگهای طولانی را با ایلام و لولوبی ها داشتند" ( منبع 2 )

Ur-Namma از شاهان بعدی سومر، معروفترین رفورمیست تاریخ سومر میباشد که سومین سلسله شاهی "اور" را بنا نهاد 1950 - 2050 ق. م. او اولین "کتاب قانون" در تاریخ بشریت را وضع کرد و طبق نوشتجات سومری، او شاهی هنرمند، قانونگذار، عدالت خواه بود که به حقه بازی، کلاهبرداری، ظلم ثروتمندان به فقرا و. . در کشور خاتمه داد." ( منبع 3 )

Shulgi فرزند "اور ـ ناما" نیز از شاهان معروف و خوشنام سومر میباشد. او علاقه وافری به هنر، شعر و موسیقی داشت. او در شهرهای "نیپور" و "اور" مدارس زیادی را ساخت و اکثر 800 هزار لوحه سومری که تا به حا ل پیدا شده اند، توسط تربیت یافتگان این مدارس نوشته شده است. شولگی 50 سال حکومت کرد و در دوره او شعرا و نویسندگان در تمجید از او با هم رقابت میکردند. در یکی از اشعار از او بعنوان شاهی که "همه لذات زندگی را برای مردم سومر فراهم کرد" یاد شده است.

43 سال بعد از مرگ این شاه، دربیست و پنجمین سال حکوت نوه او، Ibbi- sin، سومر مورد حمله ایلامیان از شرق و ایلات بیابان نشین سامی" آموریها " از غرب شد. بدلیل خیانت ژنراله