__
عنوان بحث
زبان فارسی كاملا پیوندی(التصاقی) و تركی 30% پیوندی است
22 دی 86 - 18:16

مقایسه‌ء زبانها و برتری نژادی یك كار پانتركیستی می‌باشد اما چون همواره از سوی بی‌سوادان پانترك مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد، ناچاریم كه اندكی در این زمینه بررسی داشته باشیم تا دروغها و پاوه‌های آنان آشكار گردد. آنان می‌گویند زبان پیوندی زبانی است كه افزودن پیوندها باعث دگرگونی و جابجایی واژهء پایه و اصلی نشود. آنگاه می‌گوییم آیا در مثال زیر از زبان فارسی، چنین خاصیتی را می‌بینید؟ در اینجا می‌بینیم كه هر پیوندی كه افزوده می‌شود، هیچ تغییری در ساختار واژهء پیشین خود نمی‌دهد:

 

كار -> كاروان -> كاروانسرا -> كاروانسرادار -> كاروانسراداری(كه شغل است)

 

آنگاه می‌گویند اسم  در زبان فارسی خاصیت پیوندی(التصاقی) دارد اما ما منظورمان فعل است! می‌گوییم بسیار خوب دربارهء فعل هم به شما نشان خواهیم داد كه برترین ساختار پیوندی را در زبان فارسی دارد:

همانگونه كه احتمالا دوستان می‌دانند ویژ‌گی پیوندی (التصاقی)‌ در زبان فارسی بگونهء پیشوندی و میانوندی و پسوندی است. اما در تركی تنها یك‌سوم ساختار پیوندی(التصاقی)‌ وجود دارد و آن، پسوندی بودن است. یعنی كاملترین زبان در ساختار پیوندی در جهان، هر سه نوع  پیوند را می‌باید دارا باشد كه فارسی شامل آن است اما تركی فقط 30% آنرا دارد. برای آنكه بهتر با این نكته‌ها آشنا شویم، چند ماننده می‌آورم:

 

پسوند(برای همان واژهء كار): كاردان، كارشناس، كارآمد و... كه پیشتر نمونه‌ای آورده بودم. 

صرف فعل در حالت پسوندی: خوردن -> حذف نشانهء مصدری : خورد -> خوردم، خوردی، خورد، خوردیم...

 

پیشوند(برای همان واژهء كار): پُركار، بیكار، ناكار ....

از همان فعل خوردن برای ساخت معانی دیگر(در حالت پیشوندی): خوردن -> برخوردن.

 

بجز ویژگی پسوندی، این خاصیت پیشوندی برای فعل تنها در زبان فارسی است:

آمدن -> برآمدن -> دربرآمدن...

گرفتن -> برگرفتن -> دربرگرفتن...

 

میانوندی: شب«انه»روز (شبانه‌روز)، در«ان»دشت(دراندشت)، سر«آ»سر(سراسر)...

 

برای همین است كه می‌گوییم برترین زبان پیوندی(التصاقی) جهان زبان فارسی است و تركی تنها چیزی كه از یك زبان پیوندی دارد، ویژگیِ پسوندی است و هنوز به تكامل خود نرسیده است و اگر در زبان مردم عزیز آذربایجان كه دو سه سده است به تركی دگرگون شده، واژه‌های تركیی ببینید كه پیشوند دارند، همهء آن پیشوندها از فارسی گرفته شده است. زیرا كه پیوند خود را با ایران از دست نداده‌اند و تنها نیمی از زبانشان تركی شده است.

 

برای نمونه:

 

 «كؤند» به تركی یعنی هم‌سو، راه ‌درست: ساغ كؤندومه كئچدی(به سمت راست من منتقل شد). كه اگر بخواهند بگویند ناهم‌سو، كج، باید یك پیشوند «نا»ی فارسی در آغازش بیاورند: ناكؤندم(كج) : بیسم‌ایللاه دئییلمه میش توخوم، ناكؤندم چیخار (تخمی كه بدون گفتن بسم‌الله كاشته شود، كج می‌روید).

 

 

پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
64
23 تیر 1387 ساعت 01:15

منیم بالم سن بونو بیل كه من ایرانیام بیر وجب از میهن خاكیمه به یوزدانا تركیه ورمیرم

منیم دیلیم دا ایرانی ده

63
23 تیر 1387 ساعت 01:12

آراز جان شما اول برو ببین تركها كی و از كجا اومدن بعد بیا اصلا زمان سومرین تركی نبود یا حداقل تو این منطقه نبود بهتره بدونی در مورد ترك بودن آناتولیایی ها یا اصلا وجودشون تردید هایی وجود داره

در ضمن پیدا كردن چند كلمه نشانه ی هم ریشه بودن زبان ها نیست كه اون چند كلمه هم می تونه بعد ها از زبان های ایرانی كه از زبان سومری ها كه خودشون آریایی بودن و زبانشون به نوعی ایرانیه به زبان تركی راه پیدا كرده باشه

62
22 تیر 1387 ساعت 21:36

آزاد تبریز- آقای هادی سلیمی از خوانندگان همیشگی این مدیا مطلبی را از طریق کامنت برای ما ارسال نموده اند که در زیر میخوانید. از ایشان تشکر میکنیم.

روزنامه ی دنیای اقتصاد در صفحه ی ۲۹خود با عنوان جامعه در مورخه ی ۱۶تیر ماه ۱۳۸۷مطلبی با این عنوان گنجانده بود که :زبان مادری-پارسی بنویسیم.
گروه جامعه –به جای آدمیرال(انگلیسی)بنویسیم دریا سالار/ به جای آذوقه (ترکی)بنویسیم توشه،خوردنی/ به جای آرشه(فرانسوی )بنویسیم کمانه/ به جای آغل(ترکی) بنویسیم لانه / به جای آقا (ترکی) بنویسیم خواجه ، سرور، بزرگ دودمان/ به جای آقاسی ( ترکی ) بنویسیم پاسدار ،مهتر/ به جای آکادمی (فرانسوی) بنویسیم فرهنگستان ، انجمن / به جای آلاخون والاخون (ترکی) بنویسیم دربه در،بی خانمان
به راستی که دنیای عجیبی است فقط می خواهم تنها گوشه ای از فاشیست بودن این فاشیست ها را برای جهانیان افشا کنم یک نفر نیست به این فاشیست ها بگوید مرد حسابی شما که این همه از فرهنگ چند هزار ساله ی پارسی وزبان پارسی واز هنر پارسی خود می بافید ومی بافید چطور بعداز گذشت این همه سال تازه به این فکر افتاده اید که برای کلمات ابتدایی مانند:آقا،آغل و…معادل سازی کنید . حال که شما نمی خواهید از لغات ترکی استفاده کنید وبه جای آدمیرال انگلیسی می خواهید از دریا سالار فارسی استفاده کنید آیا نمی دانید که سالار واژه ی ترکی است یا نه.ویا می دانید وچاره ای ندارید وشاید خود را به نفهمی زده اید.
وچه جالب خواهد شد وقتی که به جای آغل ترکی بگویید لانه و باز بگویید گوسفندان را در لانه بستم ، پیهن را از لانه بیرون بردم وجالب تر زمانی خواهد شد که این فاشیستها نخواهند از کلمه ی ترکی آقا استفاده کنند وبه جای اینکه مثلا در خیابان کسی را با این عنوان آقا ببخشید صدا بزنند خطاب کنند: ای بزرگ دودمان ببخشید ممکن است آدرس فلان جا را
راستی چرا نویسنده مطلب فوق نخواسته که به جای لغات عربی معادل بیاورد شاید اینها تمام لغات عربی را ازآن خود می دانند اگر کل لغات ترکی وعربی رااز این زبان بیرون بکشند این زبان بیچاره، چقدر لخت وعور می ماند واگر تمام افعالی را که با فعل معین (کمکی)ساخته می شود ودر این زبان کاربرد دارند! ازاین زبان بیرون بیاورند آیا این زبان چیزی برای ارائه خواهد داشت یا نه؟واگر اینها بخواهند لغت نامه ی خود را که پر است از لغات عربی فقط با لغات فارسی بنویسند فکر می کنید آن لغت نامه ی حجیم وبزرگ دهخدا چقدر حقیر خواهد شد.
راستی معادل لغت ولغت نامه در زبان فارسی چیست اصلا خود معادل؛ کلمه ی معادل عربی در فارسی چیست ؟چی؟ برابر…بابا برابر که همان بیره بیر ترکی خودمان است یعنی یکی برای یکی . واگر اینها می خواهند فارسی خالص داشته باشند واز کلمات فوق استفاده نکنند بهتر است از کلمات مصطلح وروزمره ذیل از آن تورکها هم استفاده نکنند تازبان پارسی را بیشتر پارس بدانند که در آن صورت نه تنها خود را در رنج وعذاب خواهند انداخت تا برای این کلمات معادل فارسی بیابند شاید کل جهان را هم در این مشکل بس بزرگ درگیر کنند که برای اینها در هزاره ی سوم کلمه سازی کنند به راستی که چاه کن ته چاه هست .
لازم به ذکر است اینجانب تنها با نیم ساعت فکر کردن لغات ذیل در فکرم خطور کرده و اگر قصد جداسازی لغات تورکی را از زبان به اصطلاح فارسی داشتم به یقین یک سوم لغت نامه دهخدا می بایست در این متن گنجانده می شد
کلمات ترکی مصطلح وروزمره ای مانند خانم- سراغ- بشقاب- قابلمه- دولمه- سنجاق- اتاق- یاتاق – من- تخم- دوقلو(که به غلط اصطلاح شده زیرا دو قلو همان دوغولو ترکی می باشد از بن فعل دوغولماق یعنی زائیده شدن وزائیدن گرفته شده و به جای ائکیزتایی به کار رفته است )
اجاق – آچار- اردک- آرزو- دگمه یا تکمه (از بن فعل تیمک،دوختن گرفته شده است راستی که در این هزاره سوم فارس های متمدن برای خود واژه دگمه ندارند…عجیب است) تشک- سرمه- فشنگ- توپ- توپانچه- قاچاق- گمرک- اتو- ارود- سوغات- اوستا- النگو- آماج- ایل- بیزار- تپه- چکش- چماق- چوپان- چنگال- چپاول- چادر- باجه- بشکه- بقچه- چروک- چک- چالش- سقلمه- سریر(ازفعل سرمک) جر دادن(ازفعل جیرماق) کوچ کردن(از فعل کوچمک) کوچه- لق(از فعل لاخ لاماق) - تیر- سوگ- چاووش- تارومار- قاپ زدن(قاپماق)- توکیدن- تکیدن(توکمک ،توکولمک )- ق ر م زی ، قزارماق ( قرمز ) – مژده ( موشدولوخ ) شوخی ( شوخلوخ) –البرز ( آلابوز) – آ ت ش (آتش) + آت ش ما + پرتاب سلاح
باغ (از فعل باغلاماق)- سما:رقص (از فعل سیندرماق)- سر خوردن (از فعل سورمک)- سورتمه-سرسره- یورش (از فعل یئریمک،یورومک) - تپیدن (از فعل تپمک ،تاپدالاماق)- جار زدن ( جاررا ماق)- آلاچیقاولدوروم بئلدروم کردن –آداش- آبجی– دنبال کردن(دونبالماق) به یغما بردن (از فعل ییغماق)داغون کردن (از فعل داغیتماق) - کار کردن – کور کردن- کمک کردن- خرد کردن (از فعل خردالاماق)و مشتقات آن مثل خیردا - خیرچا- خیرچه- خیرا- قیرا- خیارو
وهزاران هزار لغات وکلمات که این فاشیست ها از ما وعربها وام گرفته اند وبرای خود زبان ساخته اند حالا می خواهند همان زبان را خالص سازی کنند راستی که دنیای عجیبی است اینها که این همه از تاریخ وگذشته پر بار خود سخن می رانند ومی گویند که هخامنشیان در۲۵۰۰سال پیش برای خود نامه رسان داشته اند وپست خانه های تقریبا مشابه امروزی داشته اند که در این پست خانه ها افراد نامه بر بوده اند راستی چرا به این نامه برها چاپار می گفتند مگر چاپار لغت ترکی نیست از فعل چایماق.
پس بسیار مشخص ومبرهن است که اینها منت دار ووام دار ما وعرب ها هستند وخواهند بود از ابتدا تا انتها.
در آخر باز تعدادی از لغات واصطلاحات وافعال ترکی را یاد آوری می کنم که این بیچاره ها ناگزیر از استفاده کردن از این لغات می باشند واجتناب ناپذیر است که از این لغات استفاده نکنند و این تنها قطره ای از اقیانوس بیکران ترکی است .
قی کردن- قی آوردن-آغز- آغیز- پندیر،پنیر- اوتراق-(اوج- اوج گرفتن- اوجالماق-اوجا)قنداق بچه- دنج-یالقز- قوش-قوش باز-قاش-قاچ-کوک زدن (کوک له مک،بخیه زدن)(وپسوند های:لو- لی- چی- چه- چو)- گلن گدن – یاتاغان-قورمه سبزی (قوروماق)- چکمه- گزمه- چمباته- ساچمه- یاغی - قلق- سرتق- قشقرق- قاشق- قاتی کردن – قاتی پاتی- قسر در رفتن – قاطر- سالار(فعل سالماق)- پاره کردن(پارالاماق)- قیچی- ایلچی و
واینکه اینها بدانند فرزندان ترک(تورک اولاد لاری)همیشه بیدارند و نخواهند گذاشت که این شوونیزم ها تا به سرانجام برسند .
ای فرزندان ترک آذربایجان بپا خیزید چرا که
آذربایجان! آیریلماسان، بونو بیل کی چاران یوخدور چون کی نه نن اوگی سنین ،اوگی نه نه پیکان اوخدور

Galacak  Bizimdir

61
21 تیر 1387 ساعت 18:12

جناب بهمن خان ! در مورد این مطلب چه توجیهی دارید ؟؟؟

 

مثلا در زبان تحلیلی فارسی از ریشه ی سوخت کلمه سوخت و می سوزد ساخته می شود. چنانچه ملاحظه می شود ریشه ی سوخت در دو کلمه فوق متحول شده و حروف «خ» و «ت» تبدیل به «ز» گردیده و همچنین کلمه می سوزد هم پیشوند «می» و هم پیشوند «ند» را پذیرفته است.

 

 

حتما می خواهید بگید که می سوزد فعل فارسی نیست ؟ هان ؟

 

یه چند تا فعل با قاعده آوردید که مثلا چاله چوله های فارسی را پر می کنید . اگر عرضه و لیاقت دارید از افعال بی قاعده نام ببرید ! یه جمله بگید که توش کلمه ی عربی یا ترکی نباشه !

یا از سازگاری ویندوز ها با زبان فارسی بگید ....

یا از نام ایران و پارسی در سایت های یاهو و ... بگید ....

یا از پیشینه ی با سعادتتان در تاریخ یونان برای ما بگوئید !

 

 

60
19 خرداد 1387 ساعت 23:55
نقل قول از : حامد

نقل قول از : بهمن ایرانی

جناب اختای ما ادعا نمی‌كنیم كه زادهء سگ هستیم اما پانتركان ادعا می‌كنند كه از گرگ زاده شده‌اند و زبانشان به زوزهء گرگ شبیه است. ما می‌گوییم ایرانیان از نجیب‌زادگان و بزرگان هستند كه فرهنگ غنی دارند اما پانتركها ادعا می‌كنند كه اصالت در تورك بودن آن است كه مادر خود را فاحشه بدانند و بزرگترین افتخار تركان را در این بدانند كه مانند آناتومروس آدمخوار باشند.

 

بنابراین اگر برای شما آناتومروسی و فاحشگی و آدمخواری و گرگ‌منشی افتخار است برای ما اینگونه نیست! ما كه دستمان را مانند سر گرگهای وحشی نشان نمی‌دهیم و افتخارمان را آناتومروس نمی دانیم... ما آدم هستیم!

 

پس اگر از سر ناچاری و شرایط زندگی برخی به دبی رفته‌اند یا آنكه به زور یا به طمع كسی را به دبی برده‌اند و گولش زده‌اند، او به كارش افتخار نمی‌كند. هر كسی كه ناچار باشد ممكن است كاری انجام دهد كه هرگز دوست ندارد. افتخار به كاری با اجباری انجام دادن آن كار فرق می‌كند. پانتركها اصالت تركی را در هر چه بیشتر فاحشگی و آدمخواری می‌دانند. ما به این بی‌فرهنگی اعتراض می‌كنیم. ما می‌گوییم تركان هم آدم هستند و نباید به آدمخواری افتخار كنند!

 

 


 

بازهم یاوه گویی

اخر تا کی میخواهید سخنانی که از ذهن مریض خودتون تراوش میکنه رو به اسم ترک ها که مثلا ( برای خودتون سند محسوبش میکنین) تو فضای نت و حتی فضای ایران پخش کنین که بوی تعفنی که ایران رو برداشته ناشی از  افکار نژاد پرستانه شماست!

اما بازم بنویسیم در جواب یاوه گویی های بی حد شما پان فارس ها!

اولا اینکه هیچ جا ذکر نشده که تومروس ادم خوار بوده

به امید یافتن حقیقیت


جناب حامد!

پیش از آنكه بخواهی توهین كنی یا پانترك‌ بازی دربیاری، تلاش كن مطالعه هم بكنی! منبع شما برای شناخت نام «تومیریس» یك منبع پانتركی است نه یك منبع انسانی!!

 

شما برای یكبار هم كه شده از محفلهای پانتركی بیرون بیا و خودت برو تحقیق كن و ببین كه منبع نژادپرستان پانترك چه بوده است كه این اراجیف را گفته‌اند. آنگاه ممكن است متوجه شوی كه پانتركهای بیسواد روان‌پریش به نوشتار هرودت اشاره كرده‌اند. سپس اگر براستی اهل پژوهش باشی، می‌روی و متن عرودوت را می‌خوانی و درمی‌یابی كه:

 

1) چیزی بنام «تومروس» وجود خارجی ندارد و هرودت «تومیریس» نوشته است و چون پانتركها مانند همیشه نامهای كهن را به نفع خود تحربف و مصادره می‌كنند اینبار هم چنین كرده‌اند كه در هیچ منبعی اینگونه(تومروس) نیامده است.

 

2) اینكه پانتركها هر چیزی كه بر ضد ایران باشد به نام خود تمام می‌كنند و حواسشان نیست كه این چیزها ممكن است اراجیف باشد و حتی ممكن است بعدها به ضرر خودشان تمام شود. برای نمونه شخصیت تخیلی تومیریس را بنام مادر تركان جهان مصادره می‌كنند اما دقت نمی‌كنند كه اگر این شخصیت خیالی با كورش بزرگ جنگیده، روشهای وحشیانه هم بكار برده و از همه مهمتر آدمخوار بوده است! یعنی پانتركها نفهمیدند كه چه چیزی را به نفع خود مصادره كرده‌اند. زیرا كه چشم و گوش خود را همیشه میبندند و هارای هارای می‌كنند!!

 

بنابراین اگر متن اصلی داستان تومیریس را بخوانید می‌بینید كه قبیله‌ای بوده‌اند كه آدمخواری می‌كرده‌اند و كورش بزرگ در جنگ با این قبیلهء وحشی به شهادت رسید.

 

البته این گفتارها ارتباطی به این بحث ندارد. بهتر است موضوع تومیریس را در جستار خودش پیگیری كنیم و اینجا دربارهء زبان پیوندی به سگالش نشینیم.

 

 

 

59
16 خرداد 1387 ساعت 01:56
نقل قول از : آرش ایرانی

نقل قول از : حامد

نقل قول از : آرش ایرانی

آراز جان!

-------------------------------------------------------

اینها که گفته ای ، زبان فارسی نیست.

داری راجع به نقایص خط عربی حرف می زنی پسر جان!

-------------------------------------------------------

زبان ابزار سخن گفتن است.... خط ابزار نوشتن است.

-------------------------------------------------------

فرق خط و زبان را تا حالا چرا نفهمیده ای؟!!

-------------------------------------------------------------------------

به قول حافظ:

عِرض خود میبری و زحمت ما میداری...

(عِرض = آبرو)

همه با هم ایران را مدرسه کنیم .                پیکار با بیسوادی وظیفه هر ایرانی است.


یعنی خط نوشتاری شما مربوط به عرب هاست؟؟!! از نوشته ی تو اینجور فهمیده میشه !! زود رفع ابهام کن!!!

من متن اراز رو نخوندم فقط یه خط اولشو خوندم و صحتشو در خط نوشتاری تو پیدا کردم( عرض ) با سه مصوت معروف سه معنای متفاوت داره!!! در همون شعر حافظ!!!!

همه با هم ایران را مدرسه کنیم .                پیکار با بیسوادی وظیفه هر ایرانی است.

همه با هم ایران را مدرسه کنیم .                پیکار با بیسوادی وظیفه هر ایرانی است.

دو بار نوشتم شاید متوجه شی!!

به امید یافتن حقیقت

پیکار با بیسوادی وظیفه هر ایرانی

پیکار با بیسوادی وظیفه هر ایرانی

 

چقدر ما باید سواد یاد بدهیم؟ پول ندارید کتاب بخوانی یا مشکل نشستن و کتاب خواندن را دارید؟

 

خوشگل پسر! آقا گله!

یک تشکچه بذار زیرت کتاب بخوان!

 

خط همه دنیا (بجز هند و چین و ژاپن) از خط فینیقی سرچشمه گرفته :

1-از غرب به اروپا رفته و خط یونانی و لاتین درست شده.

2-از شرق به خاورمیانه و آسیا آمده خط عبری و عربی و ...شده.رامی و ... ...

 

آتاترک بنده خدا فکر میکرد خط لاتین از کره مریخ آمده و خط عربی (که ترکی را با آن مینوشتند) از صحرای عربستان! به همین خاطر خط لاتین را بجای عربی به ترک ها زور کرد.

 متاسفانه بچه های توووورک شده امروز که از کولی دادن به خارجی ها بد جوری دو کیفه میشوند هم بعد از این همه سال در همان حماقت بسر میبرند!

 

همه با هم ایران را مدرسه کنیم . 

همه با هم ایران را مدرسه کنیم . 

 

بقول فردوسی:

به یزدان اگر ما خرد داشتیم ...........کجا این سرانجام بد داشتیم؟

 



58
15 خرداد 1387 ساعت 16:49
ادامه مطلب ...........



امروزه هم اگر منصفانه نگاه کنیم، میبینیم که جشنهای باستانی مثل تموز بایرامی = نوروز، چیله گجه سی = شب یلدا، چارشنبه بایرامی = چهارشنبه سوری و. . . در داخل جغرافیای آذربایجان و مردم ترک آنجا؛ پررنگتر، متنوع تر و با شکوه تر از هر جای دیگر، جشن گرفته میشود و این نشاندهنده رابطه کهن و عمیق ترکان با تمدنی است که اجداد سومری آنها پایه گذاری کرده بودند.

سومرها به عنوان بانیان تمدن بشری، خدمات زیادی را به بشریت کرده اند. از جمله كارهای مهمی كه سومریان برای بشریت كرده اند:

آفریدن قانون و اولین بانیان حقوق بشر، اداره جامعه بر اساس قانون، اختراع چرخ، پایه و اساس علوم و صنایع مختلف را گذاشتند كه بعدا توسط دیگران تكامل پیدا كرد، پایه و اساس شیمی، ریاضیات، داروشناسی و ...

تقسیم هر شبانه روز به 24 ساعت و هر ساعت به 60 دقیقه و هر دقیقه به 60 ثانیه، كشف و به كار گرفتن انواع فلزات، اشعار و داستانهای سومر که از لوحه های سومری بازخوانی شده، نشان میدهد که پایه ادبیات را نیز آنها گذاشتند.

اختراع خط اول هیروگلیف و بعدا خط میخی از كارهای دیگر سومریان هست، داریوش هخامنشی 3500 سال بعد، با استفاده از همان خط میخی اختراعی سومرها كتیبه های خود را به سه زبان ایلامی، اكدی و پارسی نویساند.

هنر پیکر تراشی، معماری را بنیان گذاشتند و هنر ساختن مهرهای استوانه ای را آفریدند، که با هنرمندی بی نظیر با اشکالی خیلی ظریف حکاکی شده بودند و بعد از كشیدن آن بر روی لوحه گلی، اشکال آن در کلیت دیده میشد، این هنر بعدها در بین مصری ها و یونانی ها نیز پخش شد.

سومر ها برای اولین بار در تاریخ، برای اداره کشور مجلس شورایی ایجاد کردند، که از دو تالار، تشکیل شده بود، یکی محل ریش سفیدان و دیگری محل جوانان بود. ایجاد سیستم قضایی پیشرفته که برای اولین بار مجرمین بر اساس قانون دادگاهی میشدند. در هر جلسه دادگاه در سومر، 4 قاضی همزمان شرکت میکردند.

در ساحه فلسفه و مذهب نیز سومرها خدمات زیادی را به بشریت کردند. طرز آفرینش انسان، عقیده به دنیای زیرین، قیامت، طوفان نوح، جدایی روح از جسم و انتقال آن به دنیای زیرین به هنگام مرگ، عقیده به خیر و شر، روشنایی و تاریکی و. . .، همه تفکرات فیلسوفان سومری بود که بعدها در بین اقوام سامی پخش شده و الهام بخش کتب مذهبی یهودیان، مسیحیان و مسلمین شده است.

حضرت ابراهیم ساکن سومر بود، که در سال 2050 ق.م. از آنجا کوچ کرد، یعنی زمانی که سومرها بعد از بدست گرفتن دوباره حاکمیت سومر، به سامی ها خیلی فشار میآوردند.

پروفسور woolley كه از طرف دانشگاه پئنسیلوئییا و موزه بریتانیا بعنوان رئیس هیت كاوشگری در شهر اور بدانجا فرستاده شده بود بعد از سالها تحقیق مینویسد"خلق سومر در بین النهرین 2500 سال قبل از مصریان تمدن بشری را بنا نهادند" وی فرضیه قدیمی بودن تمدن مصر را با مدارك قطعی طرد كرده و می نویسد" سومریان در 3500 سال قبل از میلاد مراحل پیشرفته تمدن را پشت سر گذاشته بودند و به مصر، آسیای صغیر، یونان، آشور و غیره راه تمدن را نشان داده بودندַ

لئو پووانت از سومر شناسان معروف مینویسد: از 3000 سال ق م تمدن درخشان شهرهای سومری سامی ها را از شبه جزیره عربستان به خود جذب كرد و آنها بتدریج بخش عمده ای از جمعیت سومر را تشكیل دادند و از 2350 ق م توانستند حاكمیت سومر را به مدت 150 سال بدست بگیرند. اكدها وقتی كه سومرها در 2109 ق م دوباره حاكمیت را به دست گرفتند شدیدا با سامی ها بدرفتاری كرده و در نتیجه عده ای از آنها مجبور به مهاجرت به فلسطین و مصر شدند و تمدن سومر را با خود بدانجا ها بردند و بعدها تمدن مصر ، فنیقیه و تمدن یهودیان را بنا نهادند. یك عده ای نیز در كنار موصل، نینوا، ساكن شده و بعدها دولت آشور را ایجاد كردند. دو قبیله etrusk و سیكول نیز به طرف غرب كوچ كرده و در یونان، كرت، جنوب ایتالیا ساكن شده و تمدنهای اولیه آن سرزمین ها را به وجود آوردند.

رنه گروسه فرانسوی معتقد هست كه سومریان بدون شك تمدن خود را از مردم آذربایجان كسب كرده اند.

هروزنی "B. Hrozny" دانشمند چك، كسی كه برای اولین بار موفق به قرائت و ترجمه لوحه های هیتی شد؛ آذربایجان را اقامتگاه ثانوی سومری ها میداند ( جامعه بزرگ شرق، صفحه 161 )

ساموئل نوح كریمر سومر شناس معروف كه خیلی از لوحه های سومری را ترجمه كرده در كتاب "الواح سومری" صفحه 258 تایید می كند كه سومرها از آسیای میانه و از طریق قفقاز به آذربایجان آمده، و بعد از سكونتی دراز مدت در آنجا، به بین النهرین مهاجرت کرده و در آنجا ساكن شدند. وی ادامه میدهد: سومر ها در ایجاد تمدن آراتتا در آذربایجان و تمدن های باستانی درغرب ایران نقش بزرگی داشتند. آراتتا، 5000 ق م در آذربایجان زندگی میكردند و بعدها از آنجا به بین النهرین کوچ کردند.

چارلز بارنی عالم تاریخ شناس انگلیسی بعد از تحقیق روی آثار پیدا شده از گورتپه و حسنلو در آذربایجان به این نتیجه رسیده كه صنعت فلزكاری اولین بار در آذربایجان شكل گرفته است. ( مجله میراث فرهنگی، سال3، شماره 5، ص 53 )

باستان شناسان دامنه های جنوبی قفقاز را گهواره صنعت فلزكاری دانسته و تایید میكنند كه مواد اصلی در ساخت مفرع یعنی مس و قلع در گنجه استخراج میشده و معادن قلع 7000 ساله این منطقه یادگار آن دوران هست.

ساموئل هوك در كتاب "تاریخ اوسانه در خاورمیانه" ریشه نژادی سومریان را با ساكنین قدیم آذربایجان قوتتی ها، لولوبی ها، سابیر ها، گیلانكاسپی ها و غرب ایران کاسسی ها، ایلامیان یكی میداندַ

هنری فیلد در كتاب "مردم شناسی ایران ، صفحه 175" سكونت سومر ها در آذربایجان و جنوب خزر را ثابت میكند.

پروفسور ذهتابی ( تاریخ قدیم تركان ایران ، جلد 1 ) و محمد تقی سیاه پوش ( پیدایش تمدن در آذربایجان ) نیز با تحقیقات خیلی ارزنده ثابت میكنند كه خاستگاه سومریان آذربایجان بوده است.

فریتز هومئل "Hommel، Fritz"در ترجمه لوحه های سومری، بیش از 300 كلمه تركی پیدا كرد، كلماتی كه اكثرا به همان شكل قدیمی اش در تركی امروزی هنوز هم به كار برده میشود، و لذا هومئل با استناد به كشفیات علمی خود از كتیبه ها و لوحه های سومری، زبان سومری را به عنوان ریشه زبان تركی و "پروتو ترك" معرفی كرد.

"دل هایمزِ ، Dell Hyme" پژوهشگر و زبانشناس وابسته به دانشگاه شیکاگو در بخش انسان شناسی در رابطه با ارتباط ریاضی بین زبانها تحقیقی انجام داده و 200 لغت انگلیسی را در دو زبان "سومری و ترکی " مقایسه کرده است. او در پژوهش چاپ شده‌اش رابطه مشترک این دو زبان را با مشابهت های لغوی موجود اثبات کرده‌است. به این صورت که بعد از 2000 سال گسست از یک زبان مرده ریشه لغات در زبان ترکی امروزی زنده است و مورد تکلم واقع میشود. این همه حقایق و شواهد برای آن ذکر میشود که نظریه های رایج در ایران در مورد زبان کنونی ملت آذربایجان مورد بررسی مجدد قرار گیرد. چرا که عدم امکان دسترسی به اطلاعات و نیز اعمال منافع سیاسی سبب شده اند که یک موضوع مهم علمی در مورد خاستگاه زبان کنونی مردم آذربایجان مخدوش شود و دانش صحیحی به مردم داده نشود.

در کتیبه ای آشوری از سال 716 ق. م. اسم قدیمی کوه "سهند" که در بین اهالی ماد ـ ماننا استفاده می شد، کوه " او آ اوش" و منطقه کوهستانی نزدیک آن " او ایش دیش" آمده است. این دلیلی دیگر بر همزبانی سومرها و قوتتی ـ لولوبی ها میباشد. در زبان سومری "o