userinfo close

  ,

سید محمد علی ابطحی


abtahiclub

تاسیس: 6 بهمن 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: فائزه ابطحی - معاونان
www.webneveshteha.com
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
0
2
91/1/19 (02:49)
0
2
90/11/28 (08:16)
0
2
90/9/9 (09:40)
4
22
89/8/14 (23:07)
4
34
88/12/1 (16:41)
4
69
88/11/8 (08:35)
5
39
88/9/24 (08:02)
0
28
88/8/23 (13:10)
24
224
88/8/19 (10:23)
0
46
88/6/9 (08:23)
9
134
88/6/8 (09:08)
37
257
88/6/6 (00:31)
5
66
88/6/4 (19:24)
0
10
88/5/28 (05:14)
15
115
88/5/22 (12:34)
1
43
88/3/22 (04:55)
1
24
88/3/5 (19:57)
0
18
88/3/2 (19:05)
31
469
88/2/31 (21:33)
0
22
88/2/21 (20:55)

عنوان بحث

سیدمحمد تقی ابطحی , abtahi

زندان

او برادر بزرگ ما هست و خیلی با محبت و با احترام . ما او را مثل یک پدر احترام میگذاشتیم. هیچ وقت صدایمان را برای او بلند نمی کردیم

او احترام خاصی توی خاندان ما دارد .

ایشان در رژیم شاه به زندان رفته بود بخاطر مبارزاتش . و برای این مردم و مملکت خیلی زحمتها کشیده در همه ریاست جمهورهای ایران در 8 دوره زحمات زیادی کشیده

دخترانش فائزه و فاطمه و فریده سه دختر خوبش مهربانش برای روز پدر هیچ کادوئی نتوانستد بخرند جز اینکه نامه ای برای نوشتند و در روزنامه اعتماد ملی چاپ شد که شاید تبریکشان را به عنوان روز پدر به او برسانند

بچه هایش میگفتند ما هیچ وقت فکر نمیکردیم در روز پدر ما نامه ای برای تو بفرستیم همیشه خودت را زیارت میکردیم و کادو را به دست خودت میدادیم

سخن زیاد است ..به امید روزی ببینیم او را

به امید آزادی برادر بزرگم سید محمد علی ابطحی

 

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
  مهدخت مشیدی , nightingle
مهدخت مشیدی - 00:31 1388/06/6
37
كدخبر: ۶۱۵۰۵
تاریخ انتشار: ۰۵ شهریور ۱۳۸۸ - ۲۳:۴۰
تعداد بازدید: ۲۱۶۴
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
دومین نوشته وبلاگ ابطحی از زندان
اما خوشحالم که با همان صداقت همیشگی با شما حرف زدم و آن چه باور داشتم، را گفتم. در جریان محاکمه پریروز هم وقتی در دادگاه دیدم سعید حجاریان و رمضانزاده و صفائی فراهانی و سعید شریعتی و کرمی و آقائی که فرصت حرف زدن پیدا کرده بودند، بعد از سه هفته همان حرف‌ها را زدند بر آن باورم راسخ‌تر شدم که صادقانه باید با شما حرف زد.
امروز تصمیم گرفته‌ام در این ماه رمضانی که آشامیدن حرام است برای خودم نوشابه‌ای باز کنم حسابی. آدم وقتی مدتی تلویزیون ندیده باشد و ییهو تلویزیون‌دار شود، تنها هم باشد چه شوقی برای دیدن تلویزیون جمهوری اسلامی پیدا می‌کند!!

پریشب که دادگاه دوستان بود و تلویزیون در کانال‌های مختلف پخش می‌کرد، هم به خاطر موضوع و هم به خاطر بیکاری و هم از سر ذوق تلویزیون دیدن. همه کانال‌های مختلف را به صورت تکراری گوش کردم. لابد شماها هم دیدید.

من سه هفته پیش در دادگاه درخواست کردم کمی حرف بزنم. در آن جا به عنوان یک تحلیلگر سیاسی و از موضع اصلاحات که بی‌دلیل قربانی جریانی شد که خودش اعلام می‌کرد اصلاحات را قبول ندارد، نقدهایی از سر استدلال به جریانات بعد ار انتخابات انجام دادم. آن را واقعا شجاعت می‌دانستم. شجاعت گفتن آن چه باور دارم. همان شجاعتی که در موقع انتخابات هم بروز دادم و وقتی همه اصلاح‌طلبان به سراغ مهندس موسوی رفتند که بازی برنده انتخابات خاتمی را به هم ریخته بود، من به اردوگاه کروبی پیوستم که اعتراضم را به آمدن بی دلیل آقای موسوی اعلام کنم. آن موقع هم یادتان هست که چه فشاری تحمل کردم ولی کم نیاوردم.

من اعترافی نکرده بودم که زیر فشار باشد. هیچوقت هم اعتراف در زندان را قبول نداشتم و بارها علیه ابن کار مطلب نوشتم. من در دادگاه استدلال‌هائی برای شرایط بعد انتخابات ارائه کرده بودم که باورم بود. گرچه آن استدلال‌ها با بازی بزرگانی که قرار بود همه ما را بازی دهند منافات داشت. خیلی‌ها راجع به من خیلی حرف‌ها زدند. مثل همان فشارهای دوران انتخابات.

اما خوشحالم که با همان صداقت همیشگی با شما حرف زدم و آن چه باور داشتم، را گفتم. در جریان محاکمه پریروز هم وقتی در دادگاه دیدم سعید حجاریان و رمضانزاده و صفائی فراهانی و سعید شریعتی و کرمی و آقائی که فرصت حرف زدن پیدا کرده بودند، بعد از سه هفته همان حرف‌ها را زدند بر آن باورم راسخ‌تر شدم که صادقانه باید با شما حرف زد.

این همان نوشابه‌ای بود که می‌خواستم برای خودم باز کنم که یادم آمد در زندان نوشابه به ما نمی‌دهند!

البته این نوشته درد دل و گفتگو با شمایی است که همیشه دوستتان داشته‌ام. اولین اصل جامعه مدنی و اصلاح‌طلبی داشتن تحمل پذیرش نظرات دیگران است.

حالا تنهائی و فشار زندان ظاهرا آن قدر بر من فشار آورده که برای اولین‌بار این قدر بد اخلاق دارم می‌نویسم. آخه شما که دعا نمی‌کنید زودتر آزاد شم. حقتونه که این‌جوری حرف بزنم. ولی باور کنید خیلی بیش از آن که فکر می‌کنید در این تنهائی زندان به یاد تمام خوانندگان وبنوشتم هستم.
زهرا        , moonshine1363
زهرا - 19:22 1388/06/4
36

فراخوان عمومی نظر سنجی عمومی کلوب , alishear_2008

 

MOSAVI.jpg                            MOHAKEME.jpg

با سلام

با توجه به اینکه طرفداران نامزد شکست خورده دهمین دوره ریاست جمهوری مهندس موسوی ادعا دارند در کلوب دات کام بیشمارند !!!! با مشورت چند تن از دوستان بر این شدیم که یک فراخوان عمومی و نظر سنجی بگذاریم تا به مدت یک هفته از تاریخ 1/6/88 ( یکشنبه ) تا تاریخ 8/6/88 ( یکشنبه ) طرفداران ن.ش.د.د.ر.ج مهندس موسوی و طرفداران این نظام ، رهبریت و ریاست محترم جمهور دکتر احمدی نژاد ، با تغییر دادن عکس پروفایل خود و شرکت در نظر سنجی یک همه پرسی مجازی داشته باشیم . این نظر سنجی و تغییر دادن عکس پروفایل فقط در جامعه مجازی کلوب دات کام است و مشخص میشود که طرفداران کدام دو جناح بیشتر است و هیچگونه ارزش دیگری ندارد

 

از شما خواهشمند هستم که این مطلب را به دوستان خود هم اطلاع دهید تا در این فراخوان عمومی در کلوب دات کام شرکت کنند

 

برای شرکت در نظر سنجی روی لینک زیر کلیک کنید

 

http://www.cloob.com/profile/poll/answer/username/alishear_2008/pollid/31743/listtype/list

 

 

 

عکس برای پروفایل طرفداران ن.ش.خ.د.د.ر.ج مهندس موسوی

 

 MOSAVI.jpg

 


عکس برای پروفایل طرفداران این نظام ، رهبریت و ر.م.ج دکتر احمدی نژاد

 

MOHAKEME.jpg

 

 

با تشکر از شرکت شما در این فراخوان عمومی و نظر سنجی همگانی

شیدا ا , 16335
شیدا ا - 14:52 1388/06/4
35
با تو اكنون چه فراموشی‌هاست چه كسی می‌خواهد من و تو ما نشویم

خانه‌اش ویران باد من اگر ما نشوم، تنهایم

تو اگر ما نشوی، خویشتنی از كجا كه من و تو

شور یكپارچگی را در شرق باز برپا نكنیم

مشت رسوایان را وانكنیم من اگر برخیزم

تو اگر برخیزی همه بر می‌خیزند

من اگر بنشینم تو اگر بنشینی

چه كسی برخیزد؟ چه كسی با دشمن بستیزد؟

چه كسی پنجه در پنجه‌ی هر دشمن دون آویزد

دشت‌ها نام تو را می‌گویند كوه‌ها شعر مرا می‌خوانند

كوه باید شد و ماند، رود باید شد و رفت،

دشت باید شد و خواند در من این جلوه‌ی اندوه زچیست؟

در تو این قصه‌ی پرهیز كه چه؟ در من این شعله‌ی عصیان نیاز،

در تو دمسردی پاییز - كه چه؟ حرف را باید زد!

درد را باید گفت! سخن از مهر من و جور تو نیست

سخنی از متلاشی شدن دوستی است،

و بحث بودن پندار سرور آور مهر آشنایی با شور؟

و جدایی با درد؟- و نشستن در بهت فراموشی !

یا غرق غرور ؟ سینه‌ام آینه‌ای است

با غباری از غم تو به لبخندی از این آینه بزدای غبار

آشیان تهی ‌دست مرا، مرغ دستان تو پر می ‌سازد

آه مگذار، كه دستان من آن اعتمادی كه به دستان تو دارد

به فراموشی‌ها بسپارد آه مگذار كه مرغان سپید دستت

دست پرمهر مرا سرو تهی بگذارد من چه می‌گویم، آه ...

با تو اكنون چه فراموشی‌ها؛ با من اكنون چه نشستن‌ها، خاموشی‌هاست

تو مپندار كه خاموشی من، هست برهان فراموشی من


من اگر برخیزم تو اگر برخیزی همه بر می‌خیزند
آرش پارسی      , silentwolf
آرش پارسی - 02:54 1388/06/3
34
سلام سید، نترس. خدا هست، عدل هست هرچند ظالمین هم هستند.

ما هم هستیم و خواهیم بود
بابک ذاکری , babak_zakeri2002
بابک ذاکری - 11:55 1388/05/30
33
(((
  مهدخت مشیدی , nightingle
مهدخت مشیدی - 12:32 1388/05/22
32

برای آزادی محمدعلی ابطحی امضا کنید

100,000 امضا جمع میكنیم، برای آزادی ابطحی

http://freeabtahi.com

 

عسل بانو , asal_khandan
عسل بانو - 14:58 1388/05/21
31

یه مثل قدیمی می گه : هر سیاه بختی تا چهل روز سفید بخته

چهل روز این دکتاتورا تموم میشه

 

طاقت بیار رفیق

 

ابطحی یه قهرمانه .نماد مقاومت

جاوید  فخریان , javid_fa
جاوید فخریان - 23:33 1388/05/19
30
طاقت بیار رفیق
نیما افسری , darkcavalier
نیما افسری - 01:33 1388/05/16
29
بررسی حقوقی نخستین دادگاه رسیدگی به پرونده بازداشت شدگان ناآرامی های اخیر و کیفرخواست صادره علیه آنان
... گرچه بنده از جهاتی نسبت به برخوردها و رفتارهای سیاسی اشحاصی همچون بهزاد نبوی، تاج زاده، سعید حجاریان، ابطحی و میردامادی انتقادات جدی داشته و دارم، اما متهم کردن این افراد به همنوائی با بیگانگان برای ارتکاب جرائم مذکور در کیفرخواست و پوشاندن لباس مجرمین برتن آنها را جفا و کمال بی انصافی و تنها یک طنز تلخ و ناشی از کینه دیرینه متحجرین و اقتدار گرایانی می دانم که از سال های دور در مقام انتقامجوئی از امثال آنها بوده اند. و جالب اینجاست که کسانی به براندازی و همکاری با بیگانگان متهم شده اند که اغلب آنها در طول عمر سیاسی خود حتی از گفتگو با رسانه هائی همچون بی بی سی هم خودداری ورزیده اند. در واقع این قبیل برچسب زدن ها به افراد مذکور که عمر مفید خود را صرف انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران کرده اند، آنقدر ناچسب است که بخواهیم آب و روغن را با یکدیگر در هم آمیزیم. ...

 

 پیش از این در یکی از پست ها با عنوان "دستگیری ها و بازداشت های ناآرامی های اخیر و میزان انقیاد به قانون!؟ " به بخشی از موارد نقض قانون اشاره کردم.(اینجا)

اینک ضمن ارجاع مخاطبین به موارد مذکور در یادداشت فوق، به بررسی حقوقی نخستین دادگاه رسیدگی به پرونده بازداشت شدگان ناآرامی های اخیر و کیفرخواست صادره علیه آنان می پردازم:

محاکمه اخیر از حیث شکلی و ماهوی با چند ایراد و اشکال قانونی مواجه بوده و در تعارض با قانون اساسی، اصول مسلم حقوق و فوانین موضوعه می باشد، که در زیر به چند مورد از آن اشاره می شود:

الف-معجزه سلول های انفرادی:

  از ویژگی های مهم دادگاه یاد شده این بود که قدرت و تاثیر شگرف زندان و سلول های انفرادی آن در بازسازی و چرخش فکری چند نفر از سیاستمداران کهنه کار را در معرض دید عموم قرار داد و بجای آنکه به رسم مالوف متهمان در دادگاه از خود دفاع نمایند، به عنوان حامیان و پیروان سرسخت ولایت فقیه علیه خود و نزدیکانشان سخن گفتند و بسیاری از مواضع گذشته و ادعاهای خارج از زندان خود را انکار کردند!!

امیدوارم که این چرخش آشکار در افکار معاون حقوقی و پارلمانی ریاست جمهوری دوره خاتمی و رئیس اسبق حفاظت اطلاعات نیروهای انتظامی دوره نخست وزیری میرحسین موسوی، ناشی از "توریه" و اعمال تضییقات مختلف به آنها نبوده باشد!

ب- محروم کردن بازداشت شدگان از مشاوره با وکلای خود:

  به گفته چندتن از وکلای متهمان و خانواده های آنان، وکلای مذکور از آغاز تحقیقات مقدماتی تا  تشکیل اولین دادگاه رسیدگی کننده به اتهامات بازداشت شدگان، از محتوای پرونده ها و کیفرخواست صادره بی اطلاع بوده و لاجرم امکان حضور در دادگاه را نیافته اند.

به عنوان مثال وكیل محمد علی ابطحی و چند تن دیگر از چهره‌های سرشناس بازدداشت شده، در گفتگو با رسانه های مختلف اعلا‌م كرده است كه مقامات قضایی ایران از شركت وی در جلسه دادگاه روز شنبـه ممانعت به عمل آورده اند و هیچ اطلا‌عی از محتوای كیفر خواست موكلا‌ن خود ندارد.(اینجا)

بدون تردید این اقدام مغایر با اصل‏ سی و پنجم قانون اساسی و سایر قوانین موضوعه است؛

‌ به موجب قانون اصلاح ماده (128) قانون آئین‌دادرسی‌ دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب 17/3/82، متهم می‌تواند یك نفر وكیل همراه خود داشته باشد. وكیل متهم می‌تواند بدون مداخله در امر تحقیق پس از خاتمه تحقیقات، مطالبی را كه برای كشف‌ حقیقت و دفاع از متهم یا اجرای قوانین لازم بداند به قاضی اعلام نماید. اظهارات وكیل در‌صورت جلسه منعكس می‌شود.

به موجب بند 3 ماده واحده ‌قانون احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی مصوب 15/2/82 ،محاكم و دادسراها مكلفند حق دفاع متهمان و مشتكی عنهم را رعایت كرده و‌ فرصت استفاده از وكیل و كارشناس را برای آنان فراهم آورند.

همچنین طبق ‌ماده واحده مصوبه 11/7/70 مجمع تشخیص مصلحت نظام "اصحاب دعوی حق انتخاب وكیل را دارند و كلیه دادگاه‌هایی كه به موجب قانون تشكیل می‌شوند مكلف به پذیرش وكیل می‌باشند."

‌تبصره 2 این قانون تاکید می کند که" هر گاه به تشخیص دیوان عالی كشور، محكمه‌ای حق وكیل گرفتن را از متهم سلب نماید حكم صادره فاقد اعتبار قانونی است.

‌ رأی شماره 501-1366.1.20 وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عالی كشور نیز عدم‌ شركت وكیل در دادرسی را مغایر با اصل 35 قانون اساسی تشخیص داده و دادگاه را به رسیدگی مجدد با حضور وكیل متهم و اجرای مقررات مادتین 284 و 284‌ مكرر قانون آیین دادرسی ملزم کرده است. 

ج- بی اطلاعی خانواده های بازداشت شدگان از وضعیت آنها:

بعضی از خانواده های بازداشت شدگان نیز اظهار داشته اند که از وضعیت و اتهامات و محل و زمان تشکیل دادگاه اعضای خانواده خود بی اطلاع بوده اند. این امر هم با بند پنج ماده واحده ‌قانون احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی مغایرت دارد.

د- عدم صلاحیت دادگاه:

د/1- ضرورت تشکیل دادگاه با حضور هیان منصفه:

طبقاصل‏ یكصد و شصت و هشتم قانون اساسی، رسیدگی‏ به‏ جرایم‏ سیاسی‏ با حضور هیأت‏ منصفه‏ در محاكم‏ دادگستری‏ صورت‏ می‏ گیرد.

‌برهمین اساس ماده 1 ‌قانون هیأت منصفه مصوب 24/12/82 مقرر می دارد که رسیدگی به جرائم سیاسی و مطبوعاتی علنی است و با حضور هیات منصفه ‌در دادگاه صالحه صورت می‌گیرد.

برکسی پوشیده نیست که اقدامات و اتهامات منتسبه به بسیاری از بازداشت شدگان مصداق جرم سیاسی است و باید با حضور هیات منصفه مورد رسیدگی قرار گیرد، بنابراین تشکیل دادگاه مذکور بدون حضور هیات منصفه مغایر با قانون اساسی است. مگر آنکه بپذیریم، تصویب اصل 168 قانون اساسی و قانون هیات منصفه اقدامی عبث از سوی قانون گزار بوده است!

د/2- لزوم رسیدگی به اتهامات ابطحی در مراجع ویژه روحانیت:

گرچه شخصا براین عقیده هستم که رسیدگی به پرونده های روحانیون در محاکمی بجز محاکم دادگستری مغایر با اصل 61 قانون اساسی است. با این وصف ‌ماده 528 ‌قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب (‌در امور مدنی) مصوب 21/1/79 ، مقرر می دارد که "دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت كه براساس دستور ولایت، رهبر كبیر انقلاب امام خمینی (‌ره) تشكیل گردیده طبق اصول پنجم (5) و ‌پنجاه و هفتم (57) قانون اساسی تا زمانی كه رهبر معظم انقلاب اسلامی ادامه كار آن را مصلحت بدانند به جرائم اشخاص روحانی رسیدگی خواهد كرد‌ و ..."

علاوه براین آئین نامه ها و مقررات مربوط به دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت نیز صراحتا و بطور مطلق رسیدگی به جرائم و تخلفات روحانیت را منحصرا در صلاحیت دادسرا و دادگاه های ویژه روحانیت بیان کرده است و تاکنون نیز رویه مراجع قضائی برهمین منوال استوار بوده است.

براین اساس رسیدگی به اتهامات حداقل یکی از متهمین(ابطحی)، خارج از صلاحیت دادگاه مذکور و برخلاف قانون مورد اشاره و رویه مرسوم بوده است.

ه- انتشار غیرقانونی محاکمه:

قانون اصلاح تبصره(1)‌ماده (188) قانون آیین‌ دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 24/3/85 مقرر می دارد:" منظور از علنی بودن محاکمه، عدم ایجاد مانع جهت حضور افراد در جلسات رسیدگی است. خبرنگاران رسانه‌ها می‌توانند با حضور در دادگاه از جریان رسیدگی گزارش مكتوب تهیه‌ كرده و بدون ذكر نام یا مشخصاتی كه معرف هویت فردی یا موقعیت اداری و اجتماعی شاكی و مشتكی‌عنه باشد منتشر نمایند. تخلف از حكم قسمت اخیر این تبصره در حكم افترا است.

این درحالیست که صداوسیما و خبرگزاری های دولتی طبق یک برنامه ریزی از پیش تدارک شده با نادیده گرفتن قانون یادشده، اقدام به انتشار جریان دادگاه رسیدگی به پرونده متهمین موصوف کرده اند. بنابراین لازم است که به عنوان مفتری تحت تعقیب قرار گیرند.

چنانچه این اقدام با کسب مجوز از سوی دادگاه مربوطه صورت گرفته باشد، مسئولیت این اقدام غیرقانونی متوجه مقامات دادگاه خواهد بود.

و- عدم توجه به اصل بی طرفی و قانونی بودن جرم و مجازات

و/1- ایرادات کیفرخواست:

با وجود اینکه در مفاد کیفرخواست قرائت شده دلیل قانع کننده ای مبنی بر ارتکاب جرائم سازمان یافته و ارتباط آن با همه دستگیرشدگان مشاهده نمی شود، با این وصف حتی در صورت احراز ارتباط بازداشت شدگان حاضر در دادگاه با جرائم مورد ادعای دادستان، مستفاد از شرایط هفتگانه مندرج در بند "م" ماده واحده ‌قانون اصلاح قانون تشكیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب 28/7/81 که در مقام بیان ویژگی های یک كیفرخواست می باشد؛

اولا، كیفرخواست مذکور فاقد ویژگی های یک کیفرخواست قانونی است و بیش از آنکه واجد ویژگی های یک کیفرخواست باشد به مفالات روزنامه کیهان شباهت دارد!

 ثانیا، کیفرخواست هر فرد باید بصورت جداگانه تنظیم و قرائت گردد. از اینرو تنظیم یک کیفرخواست واحد برای متهم کردن دهها نفر از بازداشت شدگان که از نظر سازمان، وابستگی ها، نوع اتهامات، سوابق و عملکرد هریک از آنان ،روابط آنان با یکدیگر و...هیچ سنخیت مشترکی میان آنها وجود ندارد، فاقد وجاهت قانونی و منطقی است و شائبه سیاسی بودن با هدف انحراف افکار عمومی علیه بازداشت شدگان و سیاسیون شاخص، قبل از مراسم تنفیذ ریاست جمهوری و منزوی ساختن همیشگی جریان موسوم به اصلاح طلبان، در درون حاکمیت و عرصه سیاست را در اذهان تقویت می کند.

و/2- موجود نبودن دلایل توجه اتهام و تمسک به مستندات بی پایه و اساس

بند 2 ماده واحده ‌قانون احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی، محكومیت‌ها باید برطبق ترتیبات قانونی و منحصر به مباشر، شریك و معاون‌جرم باشد و تا جرم در دادگاه صالح اثبات نشود و رأی مستدل و مستند به مواد قانونی و یا‌ منابع فقهی معتبر (‌درصورت نبودن قانون) قطعی نگردیده اصل بر برائت متهم بوده و ‌هركس حق دارد در پناه قانون از امنیت لازم برخوردار باشد.

این درحالیست که در سراسر بیانیه موصوف به اظهارات یک "جاسوس موهوم" و یا اقاریر بعضی از متهمین در بازداشتگاه استناد شده است.

به عبارت دیگر مستندات دادستان یا مبتنی بر ادعاهای یک جاسوس موهوم است که اولا، مدعی هستند بنا به دلایل امنیتی از اعلان نام وی معذورند . ثانیا، هنوز در هیچ دادگاهی جاسوس بودن وی به اثبات نرسیده است و یا اینکه متکی به اقرار بعضی از متهمین است!!

بنابراین:

یک- با کمی دقت در مفاد بیانیه دادستان(کیفرخواست)، حاکیست که نسبت معناداری میان بسیاری از اقاریر متهمین و اظهارات جاسوس موهوم وجود ندارد.

 دو- آندسته از اقاریر متهمین که در خارج از دادگاه صورت گرفته است، فاقد اعتبار و حجیت شرعی و قانونی است.

سه- به موجب بند 3 ماده واحده ‌قانون احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی مصوب 15/2/82 محاكم و دادسراها مكلفند حق دفاع متهمان و مشتكی عنهم را رعایت كرده و‌ فرصت استفاده از وكیل و كارشناس را برای آنان فراهم آورند.

بنابر اظهار وکلا و خانواده های بعضی از متهمین حق دفاع از آنها توسط وکلایشان سلب شده است و لذا مستندات کیفرخواست که مبتنی بر اقاریر و اظهارات متهمین است، بی اعتبار محسوب می شود.

‌تبصره ذیل ‌ماده 59 ‌قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب تاکید می کند، در مواردی كه اقرار متهم و یا شهادت شاهد و یا شهادت بر شهادت شاهد، مستند رأی دادگاه می‌باشد ، استماع آن توسط قاضی صادر‌كننده رأی الزامی است.

چهار- در واقع اتهامات و اقدامات منتسبه به تعدادی از متهمین، ناظر به شرکت در راهپیمایی ها و تظاهرات پس از اعلام نتایج انتخابات بوده است که عمل مجرمانه به شکار نمی رود و از اینرو اساسا دستگیری و بازداشت این دسته از متهمین فاقد وجاهت قانونی بوده است.

طبق ماده 124 قانون آئین دادرسی در دادگاه های عمومی و انقلاب مصوب 28/6/78، قاضی نباید كسی را احضار یا جلب كند، مگر اینكه دلایل كافی برای احضار یا جلب موجود باشد.

در حالیکه شواهد حاکیست که احضار و جلب بعضی از متهمین بدون وجود دلیل صورت گرفته و پس از آن در مقام تحصیل دلیل برآمده اند.

به بیان دیگر، مفاد کیفرخواست مورد بحث دلالت بر توجه اتهام به بسیاری از بازداشت شدگان از جمله چهره های سیاسی مطرح ندارد و لذا صدور قرار بازداشت موقت علیه آنان نیز فاقد وجاهت قانونی و مغایر با مواد 32 و 35 قانون آئین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب مصوب 28/6/78 می باشد.

و/3- اقرار متهمین در دادگاه:

اقرار شرعی تنها تحت شرایطی از جمله آزادی و اختیار کامل اقرار کننده و بدون ارعاب و ترس و در شرایط طبیعی جایز است، از اینرو اقرار فردیکه بیش از یک ماه در سلول انفرادی نگه داشته شده و بلافاصله به دادگاه منتقل شده است،  مصداق اقرار تحت فشار محسوب و اعتباری ندارد.

 امام صادق(ع) می فرمایند؛ "هركس در حال ترس و یا در زندان یا در اثر تهدید و یا در حالی كه او را عریان نموده باشند به چیزی اقرار نماید، نباید بر او حد جاری شود." 1

این امام در جای دیگر فرموده است"هركس در اثر ترساندن یا كتك خوردن و یا در زندان به چیزی اقرار نماید، بر او حد جاری نمی شود." 2

از طرفی بافرض شرعی و قانونی بودن اقاریر متهمین، از نظر شرعی و قانونی این اقرار تنها علیه مقرّ نافذ است. از همین رو ماده 1259 قانون مدنی مقرر می دارد که "اقرار عبارت از اخبار به حقی است برای غیر بر ضرر خود" و ماده 1278 همین قانون نیز تاکید می کند که "اقرار هر كس فقط نسبت به خود آن شخص و قائم‌ مقام او نافذ است و در حق دیگری نافذ نیست مگر در موردی كه قانون آن را ملزم ‌قرار داده باشد".

لذا انتشار اقاریر آقایان ابطحی و عطریانفر از طریق صدا و سیما و سایر رسانه های دولتی علیه دیگران، قبل از اینکه جرم آنها در دادگاه صالحه ثابت شده باشد، نه تنها فاقد وجاهت شرعی و قانونی است، بلکه در حق دیگران مصداق افتراست و طبق قانون انتشار دهنده آن (صدا و سیما و خبرگزاری های منتشر کننده گزارش دادگاه) نیز به عنوان مفتری قابل تعقیب است.

ز- کودتای مخملی!

طبق نظریه ۷/۶۳۸۱ - ۱۳۶۹/۱۲/۱۸ ا . ح . ق . ، اصل قانونی بودن جرم و مجازات مورد قبول قانونگذار جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است.

ماده ۲ قانون مجازات اسلامی مقرر می دارد؛ "هر فعل یا ترك فعلی كه در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد جرم محسوب می شود ".

به موجب نظریه ۷/۶۰۷۳ - ۱۳۶۲/۱۲/۱۰ ا . ح . ق . نیز فعل یا ترك فعل را كه در قوانین و مقررات جاری صریحا جرم محسوب نشده است نمی توان جرم دانست.

این در حالیست که اساس کیفرخواست دادستان و اتهامات او علیه بازداشت شدگان مبتنی بر عناوینی مانند؛ کودتای مخملی،انقلاب نرم و براندازی نرم است!

در قوانین موضوعه ایران واژه "کودتا" تنها در یک مورد آنهم در ماده 188 قانون مجازات اسلامی بکار رفته است. مستنبط از مواد 186، 187 و 188 همین قانون اصطلاح "کودتا" صرفا ناظر به براندازی حكومت اسلامی با توسل به سلاح و قوای مسلح است.

لذا عناوینی مانند کودتای مخملی، انقلاب نرم و براندازی نرم، واژه های بیگانه ای هستند و اساسا در قوانین جزائی جمهوری اسلامی ایران جایگاهی ندارند و با فرض تحقق چنین فعلی، فاقد عنوان مجرمانه می باشد.

به همین دلیل با وجود اینکه در جای جای این باصطلاح کیفرخواست، دستگیرشدگان متهم به شرکت در "کودتای مخملی" شده اند، با این وجود مواد قانونی مورد استناد دادستان در پایان کیفرخواست مورد ادعای مزبور معطوف به مواد 500، 610، 618، 677، 687 و 689 قانون مجازات اسلامی است که این امر خود به تنهائی حاکی است که دادستان هم به فقدان چنین عناوین مجرمانه ای در قوانین و مقررات جزائی ایران واقف بوده و اعتقادی به ارتکاب کودتا و براندازی از سوی متهمین بازداشت شده ندارد.

به بیان دیگر اگر عملکرد بازداشت شدگان بزعم دادستان واقعا مصداق کودتا و براندازی محسوب می شد، انتظار می رفت که دادستان در کیفرخواست خود، حداقل به یکی از مواد باب هفتم قانون مجازات اسلامی و بویژه مواد 186 و 188 آن که ناظر به براندازی و محاربه و افساد فی الارض است استناد است ، حال آنکه چنین نشده است!

برچسب های ناچسب:

در پایان لازم به یادآوری است که گرچه بنده از جهاتی نسبت به برخوردها و رفتارهای سیاسی اشخاصی همچون بهزاد نبوی، تاج زاده، سعید حجاریان، ابطحی و میردامادی انتقادات جدی داشته و دارم، اما متهم کردن این افراد به همنوائی با بیگانگان برای ارتکاب جرائم مذکور در کیفرخواست و پوشاندن لباس مجرمین برتن آنها را جفا و کمال بی انصافی و تنها یک طنز تلخ و ناشی از کینه دیرینه متحجرین و اقتدار گرایانی می دانم که از سال های دور در مقام انتقامجوئی از امثال آنها بوده اند.

و جالب اینجاست که کسانی به براندازی و همکاری با بیگانگان متهم شده اند که اغلب آنها در طول عمر سیاسی خود حتی از گفتگو با رسانه هائی همچون بی بی سی هم خودداری ورزیده اند.

در واقع این قبیل برچسب زدن ها به افراد مذکور که عمر مفید خود را صرف انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران کرده اند، آنقدر ناچسب است که بخواهیم آب و روغن را با یکدیگر در هم آمیزیم.

زیرنویس:

1-وسائل الشیعه، ج 18، ص 497

2-دعائم الاسلام، ج 2، ص 466

 

منبع : وبسایت شخصی اكبر اعلمی
پارسا ق , parsa_parsa
پارسا ق - 17:14 1388/05/15
28

یه زمانی هم گالیله تو دادگاه اعلام کرد زمین گرد نیست در صورتیکه خودش باور داشت زمین گرده!!!!

یا حق

به امید آزادی

مراد علی امین وند , aminvand
27
سید برای ما آزاد است و جلوی استکبار ایستاد ولی خدایی چه کرده اند با او که این بزرگ مرد تاریخ روحانیت چه می گوید ؟
ساسان ایرانی , andisheyeensani
ساسان ایرانی - 02:39 1388/05/13
26

این متن را با نقل قول مستقیم از این وبلاگ آوردم:

http://dazm.blogfa.com/

لطفا بخوانید:

در فیلم "اشباح گویا "میلوش فورمن كارگردان بلند آوازه ی چك زندگی فرانسیسكو گویا نقاش و هنرمند اسپانیایی را دستمایه ای برای پرداختن به تفتیش عقاید دراسپانیای اواخر سده ی هجدهم قرار می دهد.حكایت فیلم چنین است: پدر لورنزو در جمع كشیشانی كه چون روحانیون زمان حلاج از قوت توحید به صلابت شریعت میجنبیدند پیشنهاد می كند تا با بكارگیری روش های سنتی و خشن اعتراف گیری از گسترش افكار انحرافی جلوگیری كنند.متعاقب پذیرش و اجرای این پیشنهاد دختر یك تاجر بزرگ به جرم اینكه بر اساس گفته ی خبرچینان در یك میهمانی گوشت مرغ را به گوشت خوك ترجیح داده به زندان می افتد.در زیر سخت ترین شكنجه ها قرار می گیرد و در نهایت خستو* می كند كه اخیرن در ژرفای جانش میلی پنهانی به یهودیت پیدا كرده بوده است!پدر دختر پس از پی گیری های بی نتیجه به میاجی فرانسیسكو گویا پدر لورنزو را به یك میهمانی دعوت می كند:

پدر لورنزو: انگار مشتاق‌اید از دخترتان خبری بگیرید؟
تاجر: / ناباورانه/ خب، بله... کیْ می‌تونه برگرده خونه؟
پدر لورنزو: نمی تونم بگم کیْ، چون ابتدا باید محاکمه بشه
تاجر: / متعجب / محاکمه؟... چرا؟
پدر لورنزو: برای چیزی که اعتراف کرده
تاجر: به‌چی اعتراف کرده؟
پدر لورنزو: ...که فعالیت‌های مخفیانه داشته... در تشریفاتِ مذهبی یهودیان...
مادر: غیر ممکنه، ما یه خانواده قدیمی‌ی مسیحی هستیم

این گفتگو با انتقادهای تاجر مبنی بر بی ارزش بودن اعترافات در زیر شكنجه و توجیهات پدر لورنزو ادامه می یابد:

تاجر: ببخشید لورنزو!... چه‌طور می‌شه اسم این نوع اعتراف‌گرفتن‌رو اعترافِ مُستَدل گذاشت؟... این‌که ارزش نداره!
گویا: / با خنده / منم اگه شکنجه بشم به‌همه‌چی اعتراف می‌کنم، حتی ممکنه اعتراف کنم سلطان ترکیه بودم!
پدر لورنزو: / مطمئن / نه، نمی‌کنید!
گویا: من برای این که درد نکشم به‌هرچیزی اعتراف می‌کنم
پدر لورنزو: نه نمی‌کنید!... شما از خدا می‌ترسید گویا؟
گویا: بله!
پدر لورنزو: ترس از خدا مانع از این خواهد شد که به‌چیزی دروغ اعتراف کنید
گویا: اما وقتی درد بتونه عقل منو زایل کنه چی؟... اگه ترس‌ِ من از دردی بزرگتر و عمیق‌تر باشه چی؟... اگه روی ترسِ من از خداوند تأثیر بذاره چی؟
پدر لورنزو: اگه بی‌گناه باشید خداوند به شما کمک خواهد کرد تا درد رو تحمل کنید!

تاجر كه می بیند گرمی استدلالهایش در هیزم تر كشیش اثر نمی كند به اتاق دیگر می رود و با كاغذ و قلمی پردار بر می گردد،آنها را در برابر پدرلورنزو قرار می دهد و از او می خواهد برگه ای كه برآن نوشته شده :"من لورنزو کاسامارِز اعتراف می‌کنم به‌خلافِ ظاهرِ انسان‌گونه‌ام در حقیقت فرزندِ حرامزاده‌ی یک رابطهِ نامشروع بین یک شامپانزه و اورانگوتان‌ام و طبق نقشه‌ای از پیش‌طراحی‌شده، خودم را وارد کلیسا کرده و به انجمن تفتیش عقاید نفوذ کرده‌ام تا به مسیحیت ضربه بزنم" را امضا كند. كشیش میخواهد از اتاق بیرون برود ولی با ممانعت میزبان روبرو می شود.تلاش گویا نیز برای میانجیگری و رهانیدن وی از اتاق بی فرجام می ماند. تاجر به همره پسران و خدمتكارش دست های كشیش را با طناب میبندند و او را از سقف آویزان می كنند.سپس تاجر به روحانی مسیحی می گوید:"ببینم خداوند چقدر كمكت می كند!" كمتر از یك دقیقه ی بعد كشیش برآن نوشته دستینه* می نهد.

حکومت کسانی را به جرم مخالفت با خود به زندان می افکند.این افراد در طول مدت بازداشت از اولیه ترین حقوق قانونی و انسانی خود محروم می شوند تا آنجا كه گاه تا مدت ها مكان نگهداریشان نیز بركسی روشن نیست.سپس بر صفحه ی تلویزیون ظاهر می شوند و در یک چرخش ناگهانی سخن هایی در تضاد کامل با افکار و اعتقادات آشنایشان بر زبان می آورند. من خرده ای بر خستو كنندگان نمی گیرم چرا كه مطلقن اعتقاد ندارم انسان _ موجودی كه از گوشت و پوست و خون است_ می تواند شكنجه را تاب آورد و شاید بتوان این نكته را محوری ترین پیام جورج اورول در 1984 دانست: هر انسان هر قدر هم كه مقاوم باشد چشم اسفندیاری دارد كه از آن نقطه می شكند*.افسوس من از حكومتی است كه در سده ی 21 مردمش را به خاطر اندیشه هایش مورد بازخواست قرار می دهد،و از ایشان با روش های به جا مانده از سده های میانه اعتراف می گیرد و آن اعتراف ها را ملاكی برای صدور حكم قرار می دهد. واقعه ای كه از یك سو به كمدی می ماند و از سوی دیگر با سترگ ترین تراژدی ها پهلو می زند.

و اما آن كسانی كه این اعترافات را دلیلی بر مجرم بودن اعتراف كنندگان می شمارند.و آیا اساسا كسی می تواند اعترافاتی را كه در چنین شرایطی گرفته شده است باور داشته باشد ؟بعید نیست .زیرا که در طول تاریخ همواره بوده اند انسان هایی که بدیهیات را نیز منکر شده اند.این افراد مصداق همان ضرب المثلی هستند که میگوید:خفته را می توان بیدار کرد ولی آن کس که خود را به خواب می زند را نه.دوای اینها همان شیوه ی تاجر است و در نمونه ای دیگر از جنس واپسین راه كار پیشنهادی پورسینا در مورد کسانی که به جبر اعمال انسانی معتقد بودند :این افراد را باید بست و با ترکه ای بر تنشان نواخت و در پاسخ لابه هایشان گفت که من اختیار دست خود را ندارم تا آنجا که به مختار بودن آدمی ایمان بیاورند.

*واژه ای پارسی است به معنای اعتراف.فردوسی در آغاز شاهنامه می گوید:

به هستیش باید كه خستو شوی                ز گفتار بیگار یك سو شوی

*برابر نهاده ایست برای امضاء

*قهرمان این رمان كه شدیدترین شكنجه های جسمی و روحی را تاب می آورد سرانجام در برابر یك موش خیابانی(موجودی كه سراسر عمر از آن وحشت داشته) از پای در می آید و از عمق جانش آرزو می كند كه ای كاش می شد حتی عزیزترین كسش را كه تمام شكنجه ها را از برای او تحمل كرده بوده است به جای خود قرار دهد و خود از این موقعیت رهایی یابد.

  , nazaniinn
nani barani - 05:03 1388/05/12
25

salam omidvaram aghaye abtahi harche sari tar azad beshan va beran sare khone va zendegishon chon midonam naboodan pedar chegadr sakhte

vali vaghean ye soal darm chera vaghty midonestid taghalob nashode in hame javoono fadaye mamlekatikardid ke arzesh nadare

chera in hamekotak khordim?

va age in eterafa dorogh boode chera mesle adamaye tarsoo harfayi ra ke onamikhastano goftid?

che ba ghors che bighors

che ba neveshte che bineveshte

mikham bedoonam vaghti javoonayema dokhatro pesaraye ma miraftan toye khiyaboona ta amsale shoam be hadafeshon beresan bachehaye khodetoon koaj boodan?

dokhtaroon koja boodan ke inghadr sadee az eteghadaetoon bargashtid?

mage gonahe ma chibood ke raftim ta nejat peyda konim?

 

ازاد  تر از ازادی , aloneinthe
24
Salam Be hameye Pesara va  Dokhtaraye baGHeyrate IRAN


AZ hmeye shoma ha khahesh mikoonam be site Galam new e-m.. bezanid ta agaye mosavi bayaniyeye jahate makane ejtemae Rooz 14 mordad dar tabriz ro moshakhas kone

BE omide JONBESHE SABZE AZAR BAYJAN(TABRIZ)H
MOTSHAKERAM

سیما بانو   , simaorama
سیما بانو - 16:59 1388/05/11
23
ابطحی عزیز برای آزادی هر چه سریعتر شما دعا میکنیم.
در نمایش بچگانه دیروز هم خوب به ما فهماندی که حرفهایی که زدی حرف تو و دلت نبود.
منتظر آزادیت هستیم
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.