userinfo close

  ,

احمد رضا عابدزاده


abedzadehclub

تاسیس: 6 بهمن 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: پسر جهنمی - معاونان
آنگاه که.......... ضربه های تیشه زندگی را بر ریشه آرزوهایت حس میکنی؛ به خاطر بیاور که .......... ادامه »
آنگاه که..........
ضربه های تیشه زندگی را
بر ریشه آرزوهایت حس میکنی؛
به خاطر بیاور که ...............
زیبایی شهاب ها
از شکستن قلب ستارگان است!!!!
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
0
9
91/1/6 (23:25)
11
75
90/11/29 (13:15)
3
18
90/9/8 (09:11)
4
25
90/8/19 (13:33)
17
118
90/8/19 (11:16)
82
386
90/3/6 (17:40)
34
203
89/11/19 (02:38)
1
9
88/10/18 (00:09)
1
9
88/9/20 (14:12)
0
17
88/9/2 (17:49)
2
23
88/8/20 (22:48)
1
14
88/3/3 (19:00)
0
8
87/8/7 (16:51)
2
17
87/4/31 (22:03)
2
25
86/7/2 (23:49)
0
1
86/4/9 (18:43)
0
16
86/2/5 (01:02)
6
44
86/1/17 (07:36)
1
7
86/1/6 (00:00)
2
8
86/1/1 (09:11)

عنوان بحث :: این بحث را 2 نفر دنبال می کنند.

الی مهربون , elaheblue
الی مهربون - 13:59 1390/08/15

مغازه عابدزاده

تا حالا مغازه آقای عابدزاده رفتی؟چه حسی داشت؟اگه نرفتی دوست داری که بری؟
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
الی مهربون , elaheblue
الی مهربون - 13:33 1390/08/19
4
آدرس مغازه عابدزاده با نام "عابدزاده 22":
شریعتی - بالاتر از پل رومی روبروی خ موسیوند پ 1904
تلفن مغازه:22240103
سمت چپ خیابونه - مترو قیطریه  رو هم باید رد کنی-نزدیک پمپ بنزین

حافظ  , hamed_777
حافظ - 11:23 1390/08/19
3

salam bacheha ye nafar addresesho bedeh man daghighan nemidunam kojast. tu valiasre?

الی مهربون , elaheblue
الی مهربون - 15:44 1390/08/18
2
سلام.امروز رفتم مغازش.توی یه روز برفی.خیابون رو صد بار بالا پایین رفتم تا ببینم کی طاقت دارم برم از نزدیک ببینمش.رفتم توی بانک چیزی که میخواستم رو توی یه برگه نوشتم.از کنار مغازش رد شدم.یه لحظه نگاهمون به هم گره خورد.دلم ریخت...انگار صد ساله با منه.باز رفتم بالاتر و برگشتم.رفتم داخل...بابا احمد نبود...ساندویپ سفارش دادم...45 دقیقه ای موندم...دیگه بابا نیومد...پا شدم برم...دفتر یادداشت دادم به دختر نازش که بده بابا احمد امضا کنه...اما بابا احمد اصلا نبود...رفته بود...فقط اون چیزی رو که توی برگه نوشته بودم به دختر نازش دادم که بده به باباییش.
من به همین هم قانعم...خدا دوستتتتتت دارم...از پشت شیشه مغازه هم دیدن احمد یه رویا بود....
الی مهربون , elaheblue
الی مهربون - 14:00 1390/08/15
1
ta hala  naraftam.alan be arezoom kheili nazdik shodam.kash miram khodesh ham bashe.tasmim daram be zoodi beram
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.