| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
266
|
1042
|
87/6/7 (23:35)
|
|
||
|
|
27
|
319
|
87/6/5 (19:57)
|
|
||
|
|
65
|
568
|
87/6/6 (14:15)
|
|
||
|
|
115
|
434
|
87/6/7 (20:10)
|
|
||
|
|
28
|
79
|
87/6/7 (20:07)
|
|
||
|
|
28
|
121
|
87/6/7 (20:04)
|
|
||
|
|
4
|
19
|
87/6/7 (01:11)
|
|
||
|
|
10
|
25
|
87/6/6 (14:33)
|
|
||
|
|
4
|
23
|
87/6/6 (12:44)
|
|
||
|
|
3
|
14
|
87/6/3 (21:37)
|
|
عنوان بحثحضرت علی(ع) با عمر چه کرد؟ 27 خرداد 86 - 11:15 | |
حضرت علی(ع) با عمر چه کرد؟ در همان لحظه علی(ع) آمد و گریبان عمر را گرفت و بر زمین انداخت و بر بینی و گردنش زد و خواست او را هلاک کند.اما وصیت پیامبر را به یاد آورد و فرمود:ای پسر صهاک ! قسم به کسی که محمد را به نبوت برگزید اگر کتابی از طرف خداوند نبود و عهدی پیامبر با من نبسته بود آنوقت متوجه می شدی که نمی توانی به خانه من داخل شوی.
آنها از امیرالمومنین علی(ع) می ترسیدند آنگاه عمر کسانی را به دنبال کمک فرستاد مردم آمدند و داخل خانه علی(ع) شدند،امیرالمومنین نیز به دنبال شمشیرش رفت.قنفذ به طرف ابوبکر رفت و می ترسید که علی با شمشیرش بیاید به درستی که او شدت شمشیر علی را می شناخت. | |
65 6 شهریور 1387 ساعت 14:15 | |
سلام بر انكه میخواهد به سوی پروردگارش هدایت یابد من شیعه علی هستم علی اسداله علی برترین سرباز تارخ علی عادلترین بشر علی مسلمانی كامل علی بنده خدا من نمیدانم ایا كسی خانه فاطمه را اتش زد یانه من نمیدانم ایا فاطمه به چه دلیلی فوت كرده من میدانم كه دشمنان اسلام با بزرگ جلوه دادن این مسائل میخواهند خانه اسلام را به اتش بكشند علی نام خلفا را برپسرانش گذاشت یعنی شیعه من مهم دین خداست علی دخترش را به عمر داد یعنی شیعه من مسلمین هم دیگررا میبخشند ای كسی كه ادعای شیعه علی بودن را داری كمی در مورد او و اعمالش تحقیق كن اگر علی با خلفا جنگید تو هم با پیروان خلفا بجنگ اگر علی همیشه در كنار خلفا بود تو هم انها را قبول كن اگر پسران علی سرداران لشكر عمر بودند تو هم وظیفه ات حمایت از انها است عزیزان من حرمت تشیع در دفاع از دین خداست نه تفرقه بین مسلمانان هم دینان من ما با انجام كار نیك به خدا نزدیك میشویم نه با تف و لعنت به این و ان خدا مارا به راه راست هدایت كند
|
64 31 مرداد 1387 ساعت 21:34 | |
آنچه متاسفانه 100 درصد سنی ها نمی دانند این است که:
شیعه در تفسیر عیاشی و برهان ذیل آیه شریفه 117 سوره مبارکه نساء روایاتی را از ائمه خود نقل نموده که به هر کسی به جز حضرت علی ( صلوات الله علیه ) لقب امیرالمومنین داده شود و او خشنود و راضی به این لقب باشد او منکوح است . و اگر نباشد مبتلا می شود.(عیاشی ج1 ص276 و برهان ج 1 ص 415 و416) باز از علمای شیعه شیخ طوسی در مصباح المتهجد و سید ابن طاووس در کتاب مهج الدعوات ص 77 و بحار ج 82 ص 230 این عبارت است که : واز خود سنی ها امام بخاری (رض) در کتاب صحیحش چاپ هند می فرمایند کان سیدنا عمر مأبوناً و یتداوی بماء الرجال یعنی: اقای سنی ها عمر ابنه ای بود و بواسطه آب مردان (منی) آن را معالجه می نمود . ابن حجر عسقلانی در فتح الباری در شرح بخاری می فرمایند : ماء الرجال نبت یخرج من یمن . یعنی آب مردان گیاهی است که در یمن می روییده و جناب عمر (رض) گرد آن را به مقعد خود می مالیده. همان طور که حجاج بن یوسف هم بواسطه خنفسا( سوسک نجاست خوار ) خود را آرام می کرده .(شرح حدیدی ج7 ص 207) گفته شده در جواب ابن حجر که نبت است اما نبتی که یخرج من بین الصلب و الترائب . سیوطی در کتاب تصحیح لغت ابنه و ابن اثیر جزوی در اغلاط قاموس که هر دوی این کتاب ها چاپ بولاغ مصر می باشد گفته اند که عمر مفعول بوده است. در چاپ های جدید این چهار کتاب عبارات حذف شده. اما در کتاب طبقات ابن سعد چاپ بیروت سال 1957 میلادی و 1377 هجری قمری در جلد 3 صفحه 289 در بحث استخلاف جناب عمر (رض) از ابن سیرین از عمر نقل کرده که فرمود : یک خصلت از جاهلیت در من مانده و آن این است که فرقی ندارد فاعل باشم یا مفعول. اما اینکه فضلیت است چونکه : حضرت عمر (رض) صاحب مقام خلافت و ولی امر و اولوالامر بوده است . وکسی که ولایت بر جان و مال و ناموس مسلمین دارد بر ماتحت خود هم ولایت دارد جناب عمراز ملک شخصی خودش می داده. وحضرت عمر(رض) مجتهد بوده و فتوا به حلیت این کار داده چنانچه پیرو او امام ابوحنیفه (رض) فرموده : یجوز وطی غلام أمراد فی السفر یعنی لواط با پسر بچه در سفر جایز است . آنچه ملاک در سفر هست مساله احتیاج است و اگر این ملاک در حضر هم باشد همان حکم است. لذا در یمن ، امارات، افغانستان ، و دیگر کشورها اهل تسنن به این کار رسمیت داده و اسم او را ازدواج می گذارند. و به تعبیری از این کار به عبادت ثقیل نام میبرند و کسی که آنقدر شجاعت دارد که حلال الهی را حرام کرد و گفت : متعتان کانتا علی عهد رسول الله(ص) و أنا أنهی عنهما دو متعه در زمان رسول الله بود که حلال بود من حرام می کنم ؛ متعه حج و متعه نساء. (المغنی ابن قدامة ج 7 ص 527. و المحلی ابن حزم ج7 ص 107 تفسیر قرطبی ج2 ص 167 و تفسیر رازی ج 3 ص 201 و کنزالعمال ج 8 ص 293 و البیان و التبیین جاحظ ج 2 ص 223 و...). این شخص می تواند حرام خدا را حلال کند. و اصولاً حلال وحرام تابع خلیفه است نه خلیفه پیرو حلال وحرام. یا به عبارت صحیحتردر نظر ما آنچه خلیفه کند حلال وآنچه نکند حرام . و عمل حضرت عمر الگویی است برای جامعه متمدن امروزی زیرا که کشورهای متمدن غربی این را بصورت قانون اجراء می کنند و بیل کلینتون هم در تظاهراتی که در حمایت از همجنس بازان صورت گرفت شرکت کرد. لازم به ذکر است دوستداران حضرتش می توانند کتاب شریف " من حیاة الخلیفه عمربن خطاب "نوشته برادر عزیز عبدالرحمن احمد البکری را مطالعه کنند |
63 31 مرداد 1387 ساعت 21:33 | |
بیهقی در سنن کبری از شعبی روایت کرده است: عمر بن خطاب برای مردم خطبه خواند ٬ پس حمد و ثنای الهی به جای آورد و گفت: مهریه زنان را زیادتر قرار ندهید ٬ و اگر به من خبر برسد که زنی بیشتر از آنچه پیامبر به عنوان مهریه پرداخته ٬ مهریه قرار دهد ٬من اضافه آن را گرفته و در بیت المال قرار می دهم. سپس از منبر پایین آمد ٬ زنی ازقریش نزد او آمد و گفت: ای امیر مؤمنان! کتاب خدا سزاوارتر است که از آن پیروی شودیا سخن تو ؟ گفت: بلکه کتاب خدا ٬ مطلب چیست؟ گفت مردم را نهی کردی از این که مهریه بالا بگیرند ٬ در حالی که خداوند در قرآن می فرماید:{و آتیتم احداهن قنطارا فلاتاخذوا منه شیئا} ( نساء آیه ی ۲۰)[اگر مال فراوانی (به عنوان مهر) به اوپرداخته اید ٬ چیزی از آن پس نگیرید.]عمر دو یا سه مرتبه گفت: « کل احد افقه من عمر » [هرکسی از عمر دانا تر است ]. و بنا به نقلی گفت: «کل الناس افقه من عمر حتی ربات الحجال الا تعجبون من امام اخطا و امراة اصابت » [ تمامی مردم از عمر داناترند حتی زنان پرده نشین. آیا تعجب نمی کنید از امامی که اشتباه می کند و زنی درست می فهمد]. و در لفظ رازی در کتاب اربعینش این گونه آمده است: « کل الناس افقه منعمر حتی المخدرات فی البیوت » [ تمامی مردم از عمر دانا ترند حتی پرده نشینان درخانه] |
62 23 مرداد 1387 ساعت 09:39 | |
خیلی جالب بود منم همه اش رو خوندم آقای مراد زهی، مثل زرتشتی ها باوقت تلف كردن و شعر خواندن از جواب دادن به سوالات اقای قزوینی از كوره به در رفته اما جناب حاج آقای قزوینی خیلی خوب جواب داده اند و خیلی منطقی و عالی ایراداتی به خلفا وارد كرده اند.برای نمونه حدیث موثق از رسول اكرم(ص)حتی از منابع اهل سنت كه فرمود : رضایت فاطمه رضایت خدا و غضب فاطمه غضب خداست و باز طبق منابع معتبر اهل سنت خانم فاطمه زهرا با غضب به دو خلیفه اول از دنیا رفته است. پس بنابر این خداوند به دو خلیفه اول غضبناك است. و همچنین مراد زهی بسیاری از مداركی را كه حاج آقا قزوینی آورده اند را رد نكرده اما گفته اقای قزوینی فقط یك صفحه را خوانده و صفحه دیگر را نخوانده است. بنابر این به نظر مراد زهی كتابهای اهل سنت نوشته هایشان متناقض هست. و كتاب زمانی متناقض نوشته میشود كه در آن كتاب همه چیز دروغ باشد . پس بنابر اقرار مراد زهی كتابهای اهل سنت همه چیزش درغ میباشد . واین را از خیلی وقت پیش علمای شیعه گفته بودند اما ایشان الان این را پذیرفته اند. منتها نه برای بیان حقیقت بلكه برای فرار از حقیقت. |
61 23 مرداد 1387 ساعت 00:46 | |
بنام خدا از آقای مسعود سپاسگذارم از بابت پست این مناظره ، چون خیلی جالب و علمی بود وجالبتر اینكه هیچكدامیك از جوابهای مراد ذهی جواب سوال اقای قزوینی نبود.و مراد زهی فقط در همه جوابها یش گفته الان چهارده قرن از آن زما ن گذشته و به نوعی سعی كرده از جواب دادن به سوالات واضح و متقن اقای قزوینی فرار كند. اما سوالها و جوابهای آقای قزوینی كامل و روشن و منطقی و استدلالی و محكم میباشند. و آقای قزوینی علاوه بر جوابهایی كه داده اند شنوندگان را نیز قانع كرده و به فكر كردن واداشته است. من همه متن مناظره را خوانده و به برتری و درستی سخنان حاج اقای قزوینی پی بردم. باتشكراز پست خوب شما. |
60 22 مرداد 1387 ساعت 22:30 | |
جواب دکتر حسینی قزوینی :
اولاً بر این که ایشان فرمودند که طبق روایت انساب الأشراف ، امیر المؤمنین علیه السلام آمدند و بیعت کردند ، من تعجب میکنم جناب آقای مراد زهی که از اساتید توانمند حوزه علمیه هستند و شاید تعداد پنجاه تا کتاب تألیف کردهاند ، چگونه عبارت صریحی که در صحیح بخاری ، ج5 ، ص82 ، حدیث 4240 ، صراحت دارد که امیر المؤمنین سلام الله علیه شش ماه بعد از رحلت پیامبر اکرم ، مادامی که فاطمه زهرا زنده بودند ، بیعت نکردند . گر چه ایشان نسبت به سؤال دوم بنده ایشان جواب ندادند ، غضب حضرت زهرا از أبی بکر و عمر یک مسأله ثابت در صحیح بخاری و مسلم است . سؤال سوم من از ایشان این است که شما در روایات ، در صحیح بخاری و مسلم آوردهاید : ببنید من اولاً به این سبک برنامه که چهار دقیقه و یک دقیقه است ، اعتراض دارم . یک بحث وقتی ادامه پیدا میکند باید جمع بندی بشود تا حالا سه چهار تا بحث مطرح شد . در رابطه با روایتی که ایشان مطرح کردند در کتاب کشف الغمة ، ج1 ، ص78 ، همچنین روایتی نیست . در صفحه 291 ج2 ، یک روایتی است که این روایت سندش میرسد به ابو هریره ، ابوهریره از دیدگاه ما به هیچ وجه مورد وثوق نیست ؛ چون مورد ذم آقا امیر المؤمنین سلام الله علیه است . و روایاتی هم که جناب اربلی میآورد ، غالبا از منابع اهل سنت میآورد و بدون ذکر سند . و روایتی که سند نداشته باشد و یا سندش به روات اهل سنت برسد که از دیدگاه ما وثاقتش ثابت نیست ، این روایت ازدیدگاه و نظر ما اعتبار ندارد . من عرض میکنم که سؤال قبلی و قبلی تر من را جناب مراد زهی جواب ندادند . و من باز تکرار میکنم که حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها از ابوبکر و عمر به ویژه از ابوبکر غضبناک شد . منظور بحث ما هجوم به خانه فاطمه زهرا ، سوزاندن خانه ، توهین به حضرت فاطمه زهرا و سقط جنین است . بحث فاطمه زهرا و بحث بیعت یک بحث مستقلی است . من خواهش میکنم . من استدعا دارم مستندات خودش را نسبت به ادعا و اتهامی که متوجه خلیفه اول و دوم شده ، مستندات هجوم و ... . من سؤال هم همین است که شنوندگان و خوانندگان سایتهای اینترنتی که در این مدت این موضوع را دیدهاند و شنیدهاند و بررسی کردهاند این موضوع را ، با دیده انصاف بنگرند و توجه بکنند ، خلیفه اول و خلیفه دوم بهترین انسانها بعد از رسول خدا مورد اتهام قرار گرفتهاند بعد از چهارده قرن جلسه دادگاه و محاکمه برایشان تشکیل شده . مدعی . ما این استدعا را داریم به عنوان مدافع که مدعی دلائل قوی و مستند که منطبق با قرآن و مطابق با سنت صحیحه و مطابق با اخلاق و ادبیات ائمه و اهل بیت باشد ، نسبت به این ادعا و همچنین مستنداتی که محکمه پسند باشد ، در چارچوب مسائل قضائی و حقوقی اسلامی و غیر اسلامی مشروعیت داشته باشد ، مستندات این قضیه را مطرح بفرمایند . در رابطه با سؤالی که برادر عزیزمان داشتند که آیا ما دلیل محکمه پسند داریم یا نداریم ، بنده عرض کردم که چهار روایت صحیح و محکم از کتاب ابن أبی شیبه استاد بخاری ، المصنف ، بحث سندی اش هم کاملا محرز است . با توجه به مستنداتی که بنده عرض کردم با بررسی سندی و شهادت علمای بزرگ ، مثل محمد حسین هیکل و دیگران ، قضیه هجوم به خانه حضرت زهرا سلام الله علیها ، کاملاًٌ ثابت است و این نشان میدهد که جناب خلیفه دوم این هجوم را انجام دادهاند و این هجوم نشان میدهد که اجماعی در کار نبوده و حد اقل این است که امیر المؤمنین علیه السلام و عدهای از بنی هاشم از بیعت با ابوبکر خارج شده بودند . روایت المصنفی که ایشان میآورند ، بحث ما این است که متأسفانه ایشان یک صفحه کتاب را نگاه میکنند و صفحه دیگر کتاب را نگاه نمیکنند . در همین مصنف ابن أبی شیبه، ج7 ، ص432 ، ح 4705 ، حضرت علی و حضرت زبیر : من به جایی این سؤالی مطرح کنم ، پاسخ روایت طبری را میدهم . ببینید که این روایت طبری ، یک کتاب تاریخ است که در رطب و یابس است ؛ یعنی یک مورخ و یک تاریخ نویس مثل طبری ؛ هیچ گاه این تعهد را نداشته که روایات صحیح را بیاورد . هزاران روایات موضوع ، روایات دروغ و روایات جعلی است که ما در تاریخ طبری داریم . سندیت را باید از کتاب نهج البلاغه بیاورند ، از کتاب صحیح بخاری بیاورند ، از کتاب صحیح مسلم و صحاح سته بیاورند نه از کتاب تاریخ طبری . وانگهی چه تضمینی وجود دارد که در تاریخ طبری هم دستبرد نباشد . ما همان الآن دو کتاب داریم یکی به نام العربیة للناشئین ، خوانندگان توجه داشته باشند، یکی هم کتاب تعلیم اللغة العربیة که مؤلفش مصری است . همین دو کتاب توسط یکی از ناشرین قم چاپ شدند و تحریف زیادی در این دو کتاب صورت گرفته است . مطالب جابجا شده و خیلی از مطالب در عصر سرعت امروزی یک شایعه میشود و دو ماه طول میکشد تا این ... من از جناب آقای مراد زهی انتظارم خیلی بیش از اینها بود ، چون من به علمیت ایشان اعتقاد دارم و این که یک استاد حوزه هستند و بیش از پنجاه کتاب تألیف کردهاند . ایشان که میفرماید از ناحیه زید بن اسلم ، این روایت مصنف مورد اشکال است ، حد اقل یک نگاه بکنند به سند . دارد که : |












