userinfo close

  ,

داریوش


_dariush_club

تاسیس: 25 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: رضا - معاونان
.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
1027
6111
90/9/13 (12:59)
24
117
91/2/9 (23:56)
1553
4754
91/2/16 (16:18)
90
479
91/1/29 (19:18)
236
969
91/1/11 (12:14)
1603
7844
90/9/19 (07:42)
1103
4784
90/8/12 (01:52)
312
1131
90/7/6 (17:23)
291
1088
90/7/6 (08:15)
1737
6142
90/6/25 (20:49)
93
439
90/6/24 (23:33)
142
877
90/6/20 (22:01)
26
104
90/6/20 (22:00)
68
312
90/6/20 (21:58)
109
547
90/6/20 (21:56)
642
2544
90/6/20 (21:46)
332
2944
90/6/20 (21:42)
61
324
89/10/20 (18:37)
49
272
89/10/20 (02:41)
242
1122
89/10/16 (22:33)

عنوان بحث

امیر رحیمی , amir_rahimi61
امیر رحیمی - 21:30 1386/11/1

۩۞۩سخنان نغز و زیبا۩۞۩

اگه به مطب زیبا و جالبی بر خورد كردید اینجا بیان كنید تا همگی لذت ببریم...
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
امیر رحیمی , amir_rahimi61
امیر رحیمی - 22:33 1389/10/16
242
در سرزمینی که ابر ها میگذرند بی آنکه ببارند بی شک ظلم بیداد میکند ♦ کوروش بزرگ
میلاد جانی قربان , shabe_zakhmi
241

 

هر چه در نتیجه حقایق ما می شکند ، بگذار بشکند ! ( فردریش نیچه )

 

بهزاد ساتراپ , plauge
بهزاد ساتراپ - 22:49 1389/10/4
240

هر چقدر عینکم و تمیز تر میکنم  دنیا رو کثیف تر میبینم
مصطفی      , mostafa_sdm7
مصطفی - 22:14 1389/10/4
239
دین که به تسبیح و سر و ریش نیست
هرکه علی گفت که درویش نیست
کعبه به دیدار خدا میرویم
 او که همینجاست کجا میرویم؟
مصطفی      , mostafa_sdm7
مصطفی - 12:05 1389/09/19
238
سخنى از مولا علی در نكوهش دنیا  
چه بگویم درباره سرایى ، كه آغازش رنج است و پایانش زوال و فنا حلالش را حساب است و حرامش را عقاب . هر كه در آن بى نیاز شود در فتنه و بلا افتد و هر كه نیازمند بود غمگین شود. هر كه براى به چنگ آوردنش تلاش كند، بدان دست نیابد و آنكه از تلاش باز ایستد، دنیا خود به او روى نهد. هر كه به چشم عبرت در آن نگرد، دیده بصیرتش روشن گردد و هر كه به دیده تمنا در آن بیند، دیدگانش را كور گرداند.
مصطفی      , mostafa_sdm7
مصطفی - 11:41 1389/09/19
237
عاشورا ، زمانی حسینی است که علیه ظلم و استبداد باشد، نه طبلی برای کودکان، سفره ای نان برای مداحان و برنامه ای سیاسی برای صداوسیما
امیر رحیمی , amir_rahimi61
امیر رحیمی - 19:25 1389/09/18
236
ترجیح میدهم طوری زندگی کنم که گویی خدا هست و وقتی

مُردم بفهمم نیست،

تا اینکه طوری زندگی کنم که انگار خدا نیست و وقتی مُردم

بفهمم که هست."
مصطفی      , mostafa_sdm7
مصطفی - 21:51 1389/09/2
235

بگذارید و بگذرید،
ببینید و دل مبندید،
چشم بیندازید و دل مبازید،
که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت
ماریانو  , maryamlovelym
ماریانو - 00:47 1389/08/24
234
یکنفر می آید دیگری میرود و چرخهء آمد و رفت تکرار و تکرار میشود

آری باید رفت

و آری باید دل نداد

و این شاید قانونی است که فراموشی و شاید ترس از جاودانگی آن را وضع کرده

باید مسافر بود و سفر کرد

و هجرت را تکرار و تکرار و تکرار کرد....

داستان آمد و رفت که شاید اسمش زندگی است را دوره بایدکرد ، آموخت و یاد داد

آه از این قانون ..................آه از این داستان

...قانون

من به قانون شکنی محکومم...و تبعیدبه مجازم

نفرین به دادگاه تو .... نفرین به دادگاه من

چه بیهوده است انتظار دیروز را در فردا کشیدن...

بودن من درد نیست

من از بیهوده بودن سخت دلگیرم........
 
 
ماریانو  , maryamlovelym
ماریانو - 03:06 1389/06/22
233

"مغایرت های زمان ما"


ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داریم؛ راحتی بیشتر اما زمان کمتر؛ مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پایین تر؛ آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص کمتر داریم؛ متخصصان بیشتر اما مشکلات نیز بیشتر؛ داروهای بیشتر اما سلامتی کمتر؛ بدون ملاحظه ایام را می‌گذرانیم، خیلی کم می‌خندیم، خیلی تند رانندگی می‌کنیم، خیلی زود عصبانی می‌شویم، تا دیروقت بیدار می‌مانیم، خیلی خسته از خواب برمی‌خیزیم، خیلی کم مطالعه می‌کنیم، اغلب اوقات تلویزیون نگاه می‌کنیم و خیلی بندرت دعا می‌کنیم.
چندین برابر مایملک داریم اما ارزشها‌یمان کمتر شده است. خیلی زیاد صحبت می‌کنیم، به اندازه کافی دوست نمی‌داریم و خیلی زیاد دروغ می‌گوییم.
زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما نه زندگی کردن را؛ تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ایم و نه زندگی را به سالهای عمرمان.
ما ساختمانهای بلندتر داریم اما طبع کوتاه تر؛ بزرگراه های پهن تر اما دیدگاه های باریکتر داریم؛ بیشتر خرج می‌کنیم اما کمتر داریم، بیشتر میخریم اما کمتر لذت میبریم.
ما تا كره ماه رفته و برگشته ایم اما قادر نیستیم برای ملاقات همسایه جدیدمان از یک سوی خیابان به آن سو برویم.
فضای بیرون را فتح کرده ایم اما نه فضای درون را؛ ما اتم را شکافته ایم اما نه تعصب خود را؛ بیشتر مینویسیم اما کمتر یاد می‌گیریم؛ بیشتر برنامه می‌ریزیم اما کمتر به انجام می‌رسانیم.
عجله کردن را آموخته ایم و نه صبر کردن؛ درآمدهای بالاتری داریم اما اصول اخلاقی پایین تر.
رایانه‌های بیشتری می‌سازیم تا اطلاعات بیشتری نگهداری کنیم، تا رونوشت های بیشتری تولید کنیم، اما ارتباطات کمتری داریم. ما کمیت بیشتر اما کیفیت کمتری داریم.
اکنون زمان غذاهای آماده اما دیرهضم است، مردان بلند قامت اما شخصیت های پست، سودهای کلان اما روابط سطحی؛ فرصت بیشتر اما تفریح کمتر؛ تنوع غذای بیشتر اما تغذیه ناسالم تر؛ درآمد بیشتر اما طلاق بیشتر؛ منازل رویایی اما خانواده های از هم پاشیده.
بدین دلیل است که پیشنهاد می‌کنم از امروز شما هیچ چیز را برای موقعیتهای خاص نگذارید، زیرا هر روز زندگی یک موقعیت خاص است.
در جستجوی دانش باشید، بیشتر بخوانید، در ایوان بنشینید و منظره را تحسین کنید بدون آنکه توجهی به نیازهایتان داشته باشید.
زمان بیشتری را با خانواده و دوستانتان بگذرانید، غذای مورد علاقه تان را بخورید و جاهایی را که دوست دارید ببینید.
زندگی فقط حفظ بقاء نیست، بلکه زنجیره ای ازلحظه های لذتبخش است؛ از جام کریستال خود استفاده کنید، بهترین عطرتان را برای روز مبادا نگه ندارید و هر لحظه که دوست دارید از آن استفاده کنید.
عباراتی مانند "یکی از این روزها" و "روزی" را از فرهنگ لغت خود خارج کنید. بیایید نامه ای را که قصد داشتیم "یکی از این روزها" بنویسیم همین امروز بنویسیم.
بیایید به خانواده و دوستانمان بگوییم که چقدر آنها را دوست داریم. هیچ چیزی را که می‌تواند به خنده و شادی شما بیفزاید به تأخیر نیندازید.
هر روز، هر ساعت و هر دقیقه خاص است و شما نمی‌دانید که شاید آن می‌تواند آخرین لحظه باشد.
اگر شما آنقدر گرفتارید که وقت ندارید این پیغام را برای کسانیکه دوست دارید بفرستید، و به خودتان می‌گویید که "یکی از این روزها" آنرا خواهم فرستاد، فقط فکر کنید ... "یکی از این روزها" ممکن است شما اینجا نباشید که آنرا بفرستید!

 

ماریانو  , maryamlovelym
ماریانو - 02:40 1389/06/22
232

کوه بلندی بود که لانه عقابی با چهار تخم، بر بلندای آن قرار داشت. یک روز زلزله ای کوه را به لرزه در آورد و باعث شد که یکی از تخم ها از دامنه کوه به پایین بلغزد. بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه ای رسید که پر از مرغ و خروس بود. مرغ و خروس ها می دانستند که باید از این تخم مراقبت کنند و بالاخره هم مرغ پیری داوطلب شد تا روی آن بنشیند و آن را گرم نگهدارد تا جوجه به دنیا بیاید. یک روز تخم شکست و جوجه عقاب از آن بیرون آمد . جوجه عقاب مانند سایر جوجه ها پرورش یافت و طولی نکشید که جوجه عقاب باور کرد که چیزی جز یک جوجه خروس نیست. او زندگی و خانواده اش را دوست داشت اما چیزی از درون او فریاد می زد که تو بیش از این هستی. تا این که یک روز که داشت در مزرعه بازی می کرد متوجه چند عقاب شد که در آسمان اوج می گرفتند و پرواز می کردند.. عقاب آهی کشید و گفت ای کاش من هم می توانستم مانند آنها پرواز کنم.

مرغ و خروس ها شروع کردند به خندیدن و گفتند تو خروسی و یک خروس هرگز نمی تواند بپرد اما عقاب همچنان به خانواده واقعی اش که در آسمان پرواز می کردند خیره شده بود و در آرزوی پرواز به سر می برد. اما هر موقع که عقاب از رویایش سخن می گفت به او می گفتند که رویای تو به حقیقت نمی پیوندد و عقاب هم کم کم باور کرد.

بعد از مدتی او دیگر به پرواز فکر نکرد و مانند یک خروس به زندگی ادامه داد و بعد از سالها زندگی خروسی، از دنیا رفت.

توهمانی که می اندیشی، هرگاه به این اندیشیدی که تو یک عقابی به دنبال رویا هایت برو و به یاوه های مرغ و خروسهای اطرافت فکر نکن.

 

 مانا مرید داریوش   , tina_eshghe_ahoraie
231
متن سنگ قبر پروین اعتصامی 
آنکه خاک سیه اش بالین است 
اختر چرخ ادب پروین است 
گرچه تلخی از ایام ندید 
هر چه خواهی سخنش شیرین است

متن سنگ قبر فروغ فرخزاد 
من از نهایت شب حرف میزنم 
من از نهایت تاریکی 
واز نهایت شب حرف می زنم 
اگر به خانه من آمدی برای من م 
ای مهربان چراغ بیارو یک دریچه 
که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم

متن سنگ قبر کوروش کبیر 
ای انسان هر که باشی واز هر جا که بیایی 
میدانم خواهی آمد 
من کوروشم که برای پارسی ها این دولت وسیع را بنا نهادم 
بدین مشتی خاک که تن مرا پوشانده رشک مبر

متن سنگ قبر فریدون مشیری 
سفر تن را تا خاک تماشا کردی 
سفر جان را از خاک به افلاک ببین 
گر مرا می جویی 
سبزه ها را دریاب با درختان بنشین

متن سنگ قبر فردین 
بر تربت پاکت بنشینم غمناک 
کوهی زهنر خفته بینم در خاک 
از روح بزرگ هنریت فردین 
شاید مددی به ما رسد از افلاک

متن سنگ قبر بابک بیات 
سکوت سرشار از ناگفته هاست

متن سنگ قبر خسرو شکیبایی 
در ازل پرتو حسنت زتجلی دم زد 
عشق پیدا شدوآتش به همه عالم زد

متن سنگ قبر حافظ 
بر سر تربت ما چون گذری همتی خواه 
که زیارتگه رندان جهان خواهد بود

متن سنگ قبر شاپور 
قلبم پر جمعیت ترین شهر دنیاست......

متن سنگ قبر سهراب سپهری 
به سراغ من اگر می آیید 
نرم وآهسته بیایید 
مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من

متن سنگ قبر منوچهر نوذری 
زحق توفیق خدمت خواستم دل گفت پنهانی 
چه توفیقی از این بهتر که خلقی را بخندانی

متن سنگ قبر وینستون چرچیل 
من برای ملاقات با خالقم آماده ام 
اما اینکه خالقم برای عذاب دردناک ملاقات با من آماده باشد چیز دیگریست

متن سنگ قبر اسکندر مقدونی 
اکنون گور او را بس است 
آنکه جهان اورا کافی نبود

متن سنگ قبر نیوتن 
ظبیعت وقوانین طبیعت در تاریکی نهان بود 
خدا گفت بگذار تا نیوتن بیاید..... 
وهمه روشن شد

متن سنگ قبر لودولف کولن(ریاضی دان) 
3.141562353589793238462633862279088

متن سنگ قبر فرانک سیناترا(بازیگر و خواننده) 
بهترین ها هنوز در راهند.... 
انسانهای بزرگ واقعا" بزرگند

متن سنگ قبر ویرجینیا وولف(نویسنده) 
در برابرت خود را پر میکنم از فرار نکردن
ای مرگ




فکر می کنی رو سنگ قبر ما چی بنویسن .............................؟؟؟؟
 2.gif8.gif2.gif17.gif17.gif
 مانا مرید داریوش   , tina_eshghe_ahoraie
230
دیروز شیطان را دیدم. در حوالی میدان بساطش را پهن كرده بود؛ فریب می‌فروخت. مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌ هیاهو می‌كردند و هول می‌زدند و بیشتر می‌خواستند.
توی بساطش همه چیز بود: غرور، حرص،‌دروغ و خیانت،‌ جاه‌طلبی و ... هر كس چیزی می‌خرید و در ازایش چیزی می‌داد. بعضی‌ها تكه‌ای از قلبشان را می‌دادند و بعضی‌ پاره‌ای از روحشان را. بعضی‌ها ایمانشان را می‌دادند و بعضی آزادگیشان را.
شیطان می‌خندید و دهانش بوی گند جهنم می‌داد. حالم را به هم می‌زد. دلم می‌خواست همه نفرتم را توی صورتش تف كنم.
انگار ذهنم را خواند. موذیانه خندید و گفت: من كاری با كسی ندارم،‌فقط گوشه‌ای بساطم را پهن كرده‌ام و آرام نجوا می‌كنم. نه قیل و قال می‌كنم و نه كسی را مجبور می‌كنم چیزی از من بخرد. می‌بینی! آدم‌ها خودشان دور من جمع شده‌اند.
جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزدیك‌تر آورد و گفت‌: البته تو با اینها فرق می‌كنی.تو زیركی و مومن. زیركی و ایمان، آدم را نجات می‌دهد. اینها ساده‌اند و گرسنه. به جای هر چیزی فریب می‌خورند.
از شیطان بدم می‌آمد. حرف‌هایش اما شیرین بود. گذاشتم كه حرف بزند و او هی گفت و گفت و گفت.
ساعت‌ها كنار بساطش نشستم تا این كه چشمم به جعبه‌ای عبادت افتاد كه لا به لای چیز‌های دیگر بود. دور از چشم شیطان آن را برداشتم و توی جیبم گذاشتم.
با خودم گفتم: بگذار یك بار هم شده كسی، چیزی از شیطان بدزدد. بگذار یك بار هم او فریب بخورد.
به خانه آمدم و در كوچك جعبه عبادت را باز كردم. توی آن اما جز غرور چیزی نبود. جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توی اتاق ریخت. فریب خورده بودم، فریب. دستم را روی قلبم گذاشتم،‌نبود! فهمیدم كه آن را كنار بساط شیطان جا گذاشته‌ام.
تمام راه را دویدم. تمام راه لعنتش كردم. تمام راه خدا خدا كردم. می‌خواستم یقه نامردش را بگیرم. عبادت دروغی‌اش را توی سرش بكوبم و قلبم را پس بگیرم. به میدان رسیدم، شیطان اما نبود.
آن وقت نشستم و های های گریه كردم. اشك‌هایم كه تمام شد،‌بلند شدم. بلند شدم تا بی‌دلی‌ام را با خود ببرم كه صدایی شنیدم، صدای قلبم را.
و همان‌جا بی‌اختیار به سجده افتادم و زمین را بوسیدم. به شكرانه قلبی كه پیدا شده بود
 مانا مرید داریوش   , tina_eshghe_ahoraie
229
آنانكه آفتاب را به زندگی دیگران ارزانی می كنند، نمی توانند خود از آن بی بهره باشند. ¤ جمیزباره ¤

›› همیشه می توانی خورشید را در درونت بیابی، كافی ست در تكاپوی یافتنش باشی. ¤ ماكسول ¤

›› اگر پیوسته بكوشی و ایمان داشته باشی، در پایان پیروزی از آن تو خواهد بود. ¤ آن دیویس ¤

›› پیروزمندان، فاتحان لحظه هایند و شكوه لحظه ها را در كام فرصت ها می جویند. ¤ نانسی ¤

›› آینده را بنگر و از گذشته در گذر تا هر آنچه را كه میخواهی در نهایت بدست آری. ¤ جونیوان ¤

›› به هر كاری كه اراده كنیم، تواناییم. اگرآن گونه كه سزاوار است پیگیر آن باشیم. ¤ هلن كلر ¤

›› راه را راهبر خود قرار مده بلكه راهی ناپیموده را آغاز كن و از خود راهی بجای بگذار. ¤ ؟ ¤

›› هرگز امید را از دست مده، آنگاه كه چیزی دیگری برای از دست دادن داری. ¤ نانسی ¤

›› مبارزه هر قدر صعب، صعود را ادامه بده شاید تله در یك قدمی تو باشد. ¤ دیاناوست ¤

›› كمیابی در این است كه بتوانی زندگی را به شیوه ی خود سپری كنی. ¤ مورلی ¤

›› رها ساز خود را از آنچه مانع میشود آنی بشوی كه می خواهی. ¤ ادموند اونیل ¤

›› آن باش كه هستی و آن شو كه توان بودنت هست. ¤ رابرت لویی استیونسون ¤

›› مهم نیست اگر زمین بخورید، مهم دوباره برخاستن است. ¤ وینست لمباردی ¤

›› همه چیز در آن لحظه به پایان می رسد كه قدمهای تو باز ایستد. ¤ نانسی ¤

›› آینده اینجاست، همینجا، هم اكنون، از گذشته ها در گذر. ¤ كتلین ا برین ¤

›› هوسهای ناپایدار را قربانی كن به پای هدفهای بلند. ¤ كارن استیونس ¤

›› فاتحان هرگز به نام نومیدی پای خویش پس نمی كشند. ¤ نانسی ¤

›› اگر آفتاب را به نظاره بنشینی، سایه را نتوانی دید. ¤ هلن كلر ¤

›› اشتباه را محكوم كن نه آنكه اشتباه از او سر زده. ¤ شكسپیر ¤

›› بیش از آنكه برنده باشیم باید بازنده باشیم. ¤ آن دیویس ¤

›› امروز نخستین روز آینده ی توست. ¤ ؟ ¤ [a]
رضا  , reza010
رضا - 06:33 1389/06/21
228
امام جعفر صادق (ع)فرموده اند : کسی که چهل روز در خانه اش صوت موسیقی و آواز خوانی پخش شود و مردمان بر او وارد شوند .شیطان تمام اعضای خود را به بدن او مسح می نماید پس غیرت به کلی از آن مرد بر طرف گردد تا به حدی که اگربا زنش در مقابل خودش فعل قبیحی کنند او بدش نمی آید و صفت غیرت و حیاء به کلی از آن مرد برطرف شود. وسائل الشیعه کتاب تجارت باب 128 ، فروع کافی جلد 6 صفحه 432


امام صادق (ع) : هشام گوید از امام صادق (ع) درباره تفسیر آیه 30سوره حج سوال کردم که خدا می فرماید : ( فاجتنبوا الرجس من الاوثان واجتنبوا قول الزور ) (اجتناب کنید پلیدی را که بت پرستی است و دوری کنید از قول باطل) حضرت فرمودند :منظور ازپلیدی شطرنج است و منظور از قول زور (موسیقی و آوازه خوانی) میباشد. معانی الاخبار جلد 2 صفحه 317 ، تفسیر قمی جلد 2 صفحه 84 ، تفسیر نورالثقلین جلد 3 صفحه 496 ، عین الحیوة صفحه 229 ، فروع کافی جلد 6 صفحه 431




امام صادق (ع):هنگامی که آدم(ع)از دنیا رفت ابلیس و قابیل از مرگ او اظهار شادمانی کردند و در زمین به هم پیوستند برای همین شیطان اولین آلت موسیقی را به شکل طنبور اختراع نمود و شروع به نواختن کرد و قابیل با شنیدن نوای ساز شیطان اقدام به خوانندگی نمود پس هرچه در زمین از این قبیل وسائل باشد که مردم از آن لذت میبرند از همان زمان منشإ می گیرد و آنها از پیروان راه ابلیس و قابیل میباشد. فروع کافی جلد 4 صفحه 431


امام صادق (ع):شخصی به امام (ع)عرض کرد :پدر و مادرم فدایت وقتی در منزل به مستراح می روم از خانه همسایه ام نوای موسیقی و آوازه خوانی به گوشم می رسد و من گاهی برای آنکه صدای موسیقی آنها را بشنوم نشستن در مستراح را طول می دهم .پس امام (ع)فرمود :ای مرد شنیدن موسیقی و خوانندگی را ترک کن آن مرد گفت ای مولای من آخر من که به مجلس آنها نرفته ام بلکه فقط صدای آوازی از آنها را می شنوم پس امام (ع)فرمودند:آیا گفتار خدای متعال سوره اسری آیه 36 را نخوانده ای : همانا چشم و گوش و قلب نسبت به آن چیزی که کسب کرده اند مسئول هستند .آن مرد پس از شنیدن این آیه گفت:به خدا این آیه از کتاب خدا را تا کنون از هیچ عرب و عجم نشنیده بودم ودیگر این عمل را تکرار نخواهم کرد .پس امام فرمودند :برخیز و غسل توبه کن زیرا بر گناه بزرگی مداومت میکردی و چقدر حال بدی داشتی اگر بر این حال می مردی. من لا یحضر الفقیه جلد1 صفحه 73 ، کافی کتاب الاشربة باب الغناء ، مستدرک الوسائل جلد 13 صفحه 221 ، عین الحیوة صفحه 229   14.gif

حضرت کاظم (ع):آموزش دادن آلات موسیقی کفر و یادگیری آلات موسیقی کفر و گوش دادن به آن کفر است و پولش نیز حرام است. وسائل الشیعه جلد 12صفحه 87

امام صادق (ع):شخصی از امام صادق (ع)سوال کرد فرومایه و پست فطرت (لئیم)که در قرآن به آن اشاره شده منظور چه کسی می باشد ؟حضرت فرمودند:لئیم و پست فطرت کسی است که شراب بنوشد یا که آلات موسیقی بنوازد .

حضرت محمد (ص) : شیطان اولین کسی بود که موسیقی را تاسیس کرد. وسائل الشیعه جلد 12 صفحه 231

رسول خدا (ص):در شب معراج که به آسمانها رفته بودم ملکوت زنی را دیدم که سر تا پایش تماما به شکل سگ بود و آتش از پائین اش داخل می شد و از دهانش خارج می شد و تازیانه های سهمگین ملائکه ی غضب هر لحظه بر سر آنها نواخته میشد ، نعره و صدایشان عالم را گرفته بود. از جبرئیل پرسیدم این شخص کیست ؟گفت:او زنی بوده که در دنیا آوازه خوانی یا نوازندگی می نموده است. حیوة القلوب (علامه مجلسی ره ) باب معراج ، عیون الاخبار الرضا (ع) ، بحارالانوار جلد 8 صفحه 309
                          
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.