| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
13
|
66
|
90/3/17 (15:27)
|
|
||
|
|
234
|
1674
|
89/5/28 (09:15)
|
|
||
|
|
318
|
1785
|
91/3/6 (20:15)
|
|
||
|
|
223
|
1777
|
91/1/6 (04:47)
|
|
||
|
|
7
|
67
|
90/12/21 (00:47)
|
|
||
|
|
31
|
260
|
90/9/22 (11:00)
|
|
||
|
|
1336
|
6237
|
90/8/28 (19:27)
|
|
||
|
|
528
|
3215
|
90/6/11 (20:58)
|
|
||
|
|
47
|
227
|
90/6/11 (20:53)
|
|
||
|
|
325
|
1335
|
90/6/10 (16:43)
|
|
||
|
|
92
|
551
|
90/3/17 (15:34)
|
|
||
|
|
699
|
3162
|
90/2/4 (20:00)
|
|
||
|
|
90
|
466
|
90/2/4 (19:56)
|
|
||
|
|
75
|
427
|
90/2/4 (19:51)
|
|
||
|
|
132
|
768
|
89/11/24 (01:26)
|
|
||
|
|
80
|
512
|
89/5/4 (00:05)
|
|
||
|
|
115
|
587
|
89/4/29 (22:00)
|
|
||
|
|
14
|
86
|
89/4/20 (12:30)
|
|
||
|
|
81
|
713
|
89/4/19 (12:23)
|
|
||
|
|
93
|
642
|
89/4/17 (10:12)
|
|
به نام خدا
سلام
گفتم شاید بد نباشه در کنار تبادل نظر کردن راجع به مسائلی که به ذهنمون میرسه بیایم اینجا دور یه میز فرضی دونفری بشینیم و یه فنجون چای داغ دیشلمه بزنیم بر بدن و راجع به هرچیزی که به ذهنمون میرسه باهم چند روزی رو گپ بزنیم در واقع یه جور مناظره است.دو نفر یکی یکی و پشت سرهم از هم سوال میکنن، نفر مقابل جواب که داد همونجا سوال خودشو مطرح میکنه...سعی میشه سوالا جدی و صریح باشه ، جوابا هم به نسبت کامل و مبسوط . خب و امااااااااا 
مواد لازم : یه میز ، دوتا فنجون چای گرم و دو نفر واسه گپیدن اونم پیرامون هرچی که دوست دارن !
نوشیدن این فنجون چای قانون خاصی نداره !
فقط تا سرد نشده شروع کنید.

راستی دونفری که اومدن و پای این میز نشستن بعد از اتمام گفتگوشون به اتفاق از بین اعضای کلوب نفر بعدی رو انتخاب میکنن تا اونم یارشو انتخاب کنه و این دور بچرخه هوووم 
ببینیم چراغ اولو کی روشن میکنه
بگذار سر به سینه ی من تا که بشنوی
آهنگ
اشتیاق دلی درد مند
را
شاید که بیش از این
نپسندی به کار عشق
آزار این رمیده ی سر در
کمند را
بگذار سر به سینه ی من
تا بگویمت
اندوه چیست، عشق کدامست،
غم کجاست
بگذار تا بگویمت این مرغ
خسته جان
عمریست در هوای تو از
آشیان جداست
دلتنگم، آنچنان که اگر
بینمت به کام
خواهم که جاودانه بنالم
به دامنت
شاید که جاودانه بمانی
کنار من
ای نازنین که هیچ وفا
نیست با منت
تو آسمان آبی آرامو روشنی
من چون کبوتری که پرم در
هوای تو
یک شب ستاره های تو را
دانه چین کنم
با اشک شرم خویش بریزم
به پای تو
بگذار تا ببوسمت ای
نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت ای چشمه
ی شراب
بیمار خنده های توام ،
بیشتر بخند
خورشید آرزوی منی ، گرم
تر بتاب
ایشالا فرصت باشه واسه بقیه دوستان ..
.....باید حد اقل روزی دوبار بتونه بیاد کلوب جواب بده و سئوال کنه......
چون اینقدر منطقش بالاس که من حالیم نمیشه......(ر.ج. بحث سئوال و جواب)

سلام
ممنونم مریم خانم.و تشکر مجدد از دوست بسیار خوب و گرامی ام،مهتاب 
ما منتظریم که دونفر دیگه با گفتگوهاشون،خودشون رو به دیگران معرفی کنند.
جناب"استاد"! سلام.نیامده انصراف دادید!؟!نخیر!پلهای پشت سر شکسته،باید برید به جلو.میتونید نفر بعدی رو خودتون انتخاب کنید!


کجایی آقا عماد چایی یخید 

علی آقا و مهتاب عزیزم خسته نباشین. استفاده کردیم. 

دو نفر بعدی دسسسسسسسسسا بالا 