userinfo close

  ,

پلاک 7


Pelak7club

تاسیس: 3 شهریور 1387  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مدیریت پلاک ِ هـــفــت - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
13
66
90/3/17 (15:27)
234
1674
89/5/28 (09:15)
318
1785
91/3/6 (20:15)
223
1777
91/1/6 (04:47)
7
67
90/12/21 (00:47)
31
260
90/9/22 (11:00)
1336
6237
90/8/28 (19:27)
528
3215
90/6/11 (20:58)
47
227
90/6/11 (20:53)
325
1335
90/6/10 (16:43)
92
551
90/3/17 (15:34)
699
3162
90/2/4 (20:00)
90
466
90/2/4 (19:56)
75
427
90/2/4 (19:51)
132
768
89/11/24 (01:26)
80
512
89/5/4 (00:05)
115
587
89/4/29 (22:00)
14
86
89/4/20 (12:30)
81
713
89/4/19 (12:23)
93
642
89/4/17 (10:12)

عنوان بحث

مصطفی شمقدری , mostafa_agha
مصطفی شمقدری - 17:26 1387/06/14

هر چه میخواهد دل تنگت بگو --> ( درددل - حرف های در گوشی)

 

به نام خدا

 

یادداشتها, شنیده ها ,درد دلا ,حرفای درگوشی

اینجا گوشای دوستان پلاک هفتی منتظر شنیدن اوناست.


 

 


  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
رضا موسوی , aghareza_1
رضا موسوی - 20:15 1391/03/6
318

میگن ملکه زیباییها زیباست و همه عاشقش میشن، ملکه ی زیباییها یمن زیبا نیست و من عاشقشم.



از دلم نوشتم
ببخشید دیگه..
رضا موسوی , aghareza_1
رضا موسوی - 13:00 1391/03/1
317

جوان که بودم

این عبارت روی سنگ قبر یک کشیک انگلیسی در کلیسای وست مینستر نوشته شده است.

جوان و ازاد که بودم تصوراتم هیچ محدودیتی نداشت و در خیال خودم می خواستم که
دنیا را تغیر دهم.
پیرتر و عاقلتر که شدم فهمیدم که دنیا تغیر نمی کند بنابراین توقعم را کم و به عوض کردن
کشورم قناعت کردم.
به میانسالی که رسیدم اخرین توانایی هایم را به کار گرفتم که فقط خانواده ام را عوض کنم

ولی پناه بر خدا!!!
انها هم نمی خواستند که عوض شوند.واینک که در بستر مرگ ارمیده ام ناگهان دریافته ام که:

(اگر فقط خود را عوض می کردم خانواده ام هم عوض می شد و با پشتگرمی انها می توانستم
کشورم را هم عوض کنم و چه کسی می داند شاید می توانستم دنیا را هم عوض کنم).





.

  , ali1974
Ultra Sentiment - 01:00 1389/11/7
316

حتماً

م ش , simorg303030
م ش - 19:41 1389/11/5
315
چی بگم خدایا از دست این سربازی ، اگر با كسی مشكلی داشتید شماره پلاك ماشین اش رو بفرستین بهم   evilgrin0039.gif
من مثل هیچکس  , cloud_strife
من مثل هیچکس - 18:34 1389/11/5
314
درست در
همان آن خاموشی
که دستهای آدم
خسته است
و پاهایش
التماس می کنند
بایست بایست
تو مانند یک نسیم می آیی
عماد  , emadkamalian
عماد - 11:27 1389/09/14
313

گذشته دیگر آن زمانی که فقط یک بار از دنیا می رفتی؛
حالا یک بار از شهر میروی...
یک بار از دیار می روی...
یک بار از یاد می روی...
یک بار از دل می روی...
یکبار از دست می روی و هنوز از دنیا نرفته ای ...!






من مثل هیچکس  , cloud_strife
من مثل هیچکس - 23:06 1389/08/19
312

بی‌دار نشو،
تکان نمی‌خورم.

برگ‌های نوک درخت به‌روی خودشان نمی‌آورند که پاییز شده
من هم به‌روی خودم نمی‌آورم که چه‌قدر باخته‌ام و می‌بازم.
[تو را هم بلیط‌فروش بخت‌آزمایی شهر، یک‌امشب، به یک لب‌خند به من داد
تا مشتری دائم‌ش بشوم و فکر فرار از شهر به سرم نزند]

خش‌خش برگ با نوازش باد
خش‌خش پوست کمرم با چنگ‌های تو.
بی‌دارم، می‌دانی، اما می‌خراشی؛
پاییزست، می‌دانند، اما می‌رقصند.

پوسیده‌ام ولی،
ببخشید.
آخرین رگ‌های‌‍م لای ناخن‌های‌‍ت ورق ورق می‌شوند.

بی‌دار نشو،
شاید با آخرین وزن ِ سرت روی شانه‌ام
همه‌اش فرو بریزد
و لای تمام موهای هفت‌رنگ‌‍ت را پوشال‌های پوسیده‌ام پُر کنند.

بی‌دار نشو،
لطفاً.
این آخرین ترانه‌ی ام‌شب است.

بی‌دار نشو،
این آخرین شب من و توست.
فردا سری جدید بلیط‌ها را پخش خواهند کرد.
و کسی که از من بازنده‌تر خواهد بود، بلیط‌فروش تو را به او هدیه می‌دهد.
و تو، لب‌خندت، یک‌سال بلیطِ پوچ خریدن را می‌ارزد.
و این غلبه‌ی توست بر ارباب بلیط‌فروش‌‍ت
و خودش هرگز شبی را با تو نگذارنده
چون تو دیر نمی‌شوی، چون تو پیر نمی‌شوی، چون تو سیر نمی‌شوی.

بی‌داری مالِ من‌ست
و همان برگ
و همین پاییز
و قایق بادبانی یک تکه.
کمی هم آتش
وسط دریا
و خیال این‌که اگر نمی‌خوابیدی، صبح، سرخوشی‌‍‌ات، تو را از من نمی‌ربود
.
خیال این‌که دانه‌های برفی که روی دریا می‌بارند مسخره‌اند،
خیال این‌که گل‌فروش‌های پشت چارراه شب‌های شادِ خودشان را دارند،
خیال دویدن در امتداد تو،
خیال این‌که اگر ناخن‌ت به نخاع‌م نمی‌رسید با اوّلین فشار، الآن توی تخت ریشه داشتم؛
خیال این‌که گرمای تن‌‍ت اوج تابستان عمرت بود؛
خیال این‌که اگر همان وقتی که خواب بودی فرار نمی‌کردم
صبح همه بی‌دار می‌شدیم
صبح به خیر می‌گفتیم
و با بی‌شرمی می‌خندیدیم

و برگی بالای درخت‌مان می‌رقصید

تا صبح نگاهت می‌کنم
… تا بی‌دار شوی

  • نقل قول
  • ارسال پاسخ
رضا موسوی , aghareza_1
رضا موسوی - 16:30 1389/07/13
311


 

2b2wy78cxhgsbn7spch.jpg

دلم بازی کردن میخواهد

دلم بدترین بازی ِ دنیا را میخواهد

و شکستن تک تک ِ قوانینش را

میخواهم خطا کنم

میخواهم بعد از این همه سادگی

نابخشودنی ترین باشم

و گناهکار ترین

چقدر لذت بخش است

احساس ِ خوب ِ بد بودن...!!!!!

خسته شدم از بی مهری و پستی آدمها!!!

بدترین بازی دنیا شایسته تک تک آنهاست!!!

آنها که با دلها بد بازی کردند...


rain on window 267.jpg

ببار ای آسمان......
ببار......
امشب هم ببار !!! هر چه بدی و بغض را از زمین و زمینیان بشوی
 همچو چشمان خیس من که در طوفان بی مهری ها گم شده و هیچکس یارای یافتنش نیست!!! بشوی و ببر در قعر گودال جهنم گمشان کن که هیچ کس نیابدشان تا ابد!!!!
آذر فدافن , bedarjoon
آذر فدافن - 09:21 1389/05/28
310
دلم دوستای خوب می خواد
رها ش , ramnitar
رها ش - 16:55 1389/05/26
309


خدایا! دلم را
که هر شب نفس می کشد در هوایت
اگرچه شکسته
شبی می فرستم برایت


  , ali1974
Ultra Sentiment - 20:30 1389/05/2
308
نقل قول از : قطره باران

 

هوا بس ناجوانمردانه سرد است ! 1237348a1c2hmw78k.gif

 

سلام.یعنی واقعاً شیراز هوا سرده! یا سرد شده بود!؟

ما که تو گیلان،مخصوصاً" رشت" داریم کباب می شیم!!!


  , ali1974
Ultra Sentiment - 20:28 1389/05/2
307

یک شعر زیبا(بنظرم) از جناب سعدی:


زخاک آفریدت خداوند پاک                   پس ای بنده،افتادگی کن چو خاک
حریص و جهانسوز و سرکش مباش    زخاک آفریدندت،آتش مباش

چو گردن کشید آتش هولناک        بیچارگی تن بنداخت خاک
چو آن سرفرازی نمود این کمی    از آن دیو کردند،از این آدمی


یکی قطره باران ز ابری چکید        خجل شد چو پهنای دریا بدید
که جائیکه دریاست،من کیستم؟   گر او هست،حقا که من نیستم

چو خود را بچشم حقارت بدید        صدف در کنارش بجان پرورید
سپهرش بجایی رسانید کار           که شد نامور لولو شاهوار

بلندی از آن یافت کو پست شد     در نیستی کوفت،تا هست شد
تواضع کند هوشمند گزین             نهد شاخ پر میوه،سر بر زمین
 

رضا موسوی , aghareza_1
رضا موسوی - 14:16 1389/05/2
306

چون ما را با درد بدنیامی‌آورد و



بلافاصله با لبخند می‌پذیرند

 

 

چون شیرشیشه را قبل از اینكه توی حلق

 ما  بریزند ، پشت دستشان می‌ریزند

 

چون وقتی توی اتاق پی پی می‌کنیم

 زیاد با ما بداخلاقی نمی‌کنند

 

 

و وقتی بعدها توی تشکمان جی جی

می‌کنیم آبروی ما را نمی‌برند

 

 

و وقتی بعدها به زندگی‌شان‌ ترکمون می‌زنیم

 فقط می‌گویند: خب جوونه دیگه، پیش میاد! 

چون وقتی تب می‌کنیم، آن‌ها هم عرق می‌ریزند

 

چون وقتی توی میهمانی خجالت می‌کشیم و توی گوششان می‌گوییم سیب می خوام، با صدای بلند می‌گویند منیر خانوم بی زحمت یه سیب به

 این بچه بدهید و ما را عصبانی می‌کند 

 

 

 و وقتی پدرمان ما را به خاطر لگد زدن به

مادر کتک می‌زند، با پدر دعوا می‌کنند

 

 چون وقتی در قابلمه غذا را برمی دارند، یک

 بخاری بلند می شود که آدم دلش می خواهد

غذا را با قابلمه اش بخورد 

 

 

چون وقتی تازه ساعت یازده شب یادمان می افتد

كه فلان كار را كه باید فردا در مدرسه تحویل

دهیم یادمان رفته،بعد از یك تشر خودش هم پابه پایمان زحمت میكشد كه همان نصف شبی تمامش كنیم

 

 

چون وسط سریال‌های ملودرام گریه می‌کنند

 

چون بعد از گرفتن هدیه روز مادر، تمام فکر

 و ذکرش این است که مبادا فروشندگان

 بی انصاف سر طفل معصومش را

 کلاه گذاشته باشند 

 

چون شبهای امتحان و کنکور پابه ‌پای ما کم

می‌خوابد اما کسی نیست که برایش قهوه

بیاورد و میوه پوست بکند 

 

به خاطر اینکه موقع سربازی رفتن ما،

گریه می‌کند و نذر می کند و پوتین‌هایمان

 را در هر مرخصی واکس می‌زند

 

چون وقتی شب عروسی ما داماد ازش خداحافظی

میكند با چشمانی پر از اشك سفارشمان را میكند

ما را به داماد میسپارد

 

چون وقتی که موقع مریضیش یک لیوان آب

 به دستش می دهیم یک طوری تشکر می کند

 که واقعا باور می‌کنیم شاخ قول شکانده‌ایم

 

چون موقع مطالعه عینک می‌زند و پنج دقیقۀ

بعد در حالیكه عینكش به چشمش است

میپرسد:این عینك منو ندیدین؟ 

 

چون هیچوقت یادشان نمی‌رود که از کدام غذا 

بدمان می‌آید و عاشق كدام غذاییم ،حتی وقتی

که روی تخت بیمارستانند و قرار است ناهار

را با هم بخوریم

 

چون همانجا هم تمام فکر و ذکرشان این است

كه وای بچم خسته شد بسكه مریض داری كرد

 

و چون هروقت باهاش بد حرف میزنیم و دلش

 رو برای هزارمین بار میشكنیم،چند روز بعد 

 همه رو از دلش میریزه بیرون  وخودش رو

 گول میزنه كه :‌بخشش از بزرگانه 

 

 

چون مادرند !

استاد شیرازی , clooff
استاد شیرازی - 22:21 1389/04/31
305
قطره باران , atre_bahar
قطره باران - 16:38 1389/04/31
304

 

هوا بس ناجوانمردانه سرد است ! 1237348a1c2hmw78k.gif

 

 

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.