userinfo close

  ,

دلباختگان و دلشكستگان عشق


Lovesick_heartsick

تاسیس: 30 تیر 1387  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: دلباخته عشق - معاونان
اینجا جایست كه دلهای خیلی ها شكسته ، سوخته و زیر پای معشوقش له شده پس آهسته بیایید ادامه »
اینجا جایست كه دلهای خیلی ها شكسته ، سوخته و
زیر پای معشوقش له شده پس آهسته بیایید تا شیشه
تنهایش ترك برندارد

دوست من پنج امتیاز یادت نره
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
31
271
90/12/28 (10:47)
120
602
90/11/9 (02:52)
19
123
90/12/27 (12:27)
66
423
90/12/27 (12:26)
49
414
90/12/27 (09:42)
90
451
90/11/8 (10:09)
18
171
90/2/29 (12:16)
95
569
90/2/14 (13:18)
10
123
90/2/14 (13:16)
36
144
89/11/29 (01:26)
53
337
89/11/16 (22:09)
27
209
89/11/15 (20:14)
34
248
89/7/30 (22:07)
41
337
89/7/25 (23:55)
46
326
89/3/29 (23:34)

عنوان بحث

دلباخته  عشق , delbakhteh
دلباخته عشق - 23:20 1388/01/29

·▪••ღ♥ღ●•▪· انتظــــــــــار ·▪••ღ♥ღ●•▪·

اگر منتظر كسی هستی میتونی اینجا دردهای انتظارت را بنویسی تا دیگران  هم استفاده كنند.
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
دلباخته  عشق , delbakhteh
دلباخته عشق - 18:00 1388/10/25
34

شب و تنهائی و غربت تو چشام اشک پر از خون

یه دل شکسته از یار، یه دل پر غم و داغون

انتظار از تو ندارم منو تنها جا بذاری

تک و تنها توی دنیا تو منو دوسم نداری

هر کی جدا کرد تو رو از من الهی غصه بگیره

توی تنهائی و غربت بی کس و بی یار بمیره

بی تو از حسرت دوریت دل من داره می میره

تا تو برگردی دوباره دل من آروم بگیره...

کاشکی بفهمی کی دوست داشت

گل مهرو کی واست کاشت!

کی تو غمها و تو غصه ات موند و

اون اشکاتو برداشت!

 اما اون هنوز تو یادش تو رو تنها نمی ذاره

منتظر به راه یاره تا تو برگردی دوباره

تا تو برگردی دوباره........

 

غم  تنها , arta_88
غم تنها - 15:22 1388/10/25
33
نقل قول از : دلباخته عشق

اکنون به انتظار نشسته ام آمدنت را و می ترسم از آن روزی که خرد شوم زیر پاهای گذر زمان و از یادت بروم و از یادت بروم به انتظارت هستم و شمارشگر لحظه های بیهوده ای که جاری می شوند بدون نشانی کوچک از تو لحظه ای بیا ندیش همه ی بودنم را که سرد است و سیاه و شتابم را در گذران افق تردید و روزهایم را چون آینه ای زنگار گرفته لحظه ای یباندیش و احساسش کن تمام دلدادگی ام را ... برای كسی كه مثل خون تو رگهامه


آرزو  , a_pouya
آرزو - 18:56 1388/08/27
32

سالها می گذرد

 ومن از پنجره بیداری                    

كوچة یاد تو را می نگرم

می پویم                                    

و چنان آرامم

كه كسی فكر نكرد                       

زیر خاكستر آرامش من

چه هیاهویی است                       

عاشقی هم دردی است

و من از لحظه دیدارتو میدانستم       

كه به این دردشبی خواهم مرد                                                         .................................... 
دلباخته  عشق , delbakhteh
دلباخته عشق - 20:58 1388/08/26
31

ناله ها و گریه های پنهانی هم دیگر اثری ندارند

 

دیگر مرحمی برای  تسکین دردهایم ندارم

دلباخته  عشق , delbakhteh
دلباخته عشق - 09:56 1388/08/22
30

اکنون به انتظار نشسته ام آمدنت را و می ترسم از آن روزی که خرد شوم زیر پاهای گذر زمان و از یادت بروم و از یادت بروم به انتظارت هستم و شمارشگر لحظه های بیهوده ای که جاری می شوند بدون نشانی کوچک از تو لحظه ای بیا ندیش همه ی بودنم را که سرد است و سیاه و شتابم را در گذران افق تردید و روزهایم را چون آینه ای زنگار گرفته لحظه ای یباندیش و احساسش کن تمام دلدادگی ام را ... برای كسی كه مثل خون تو رگهامه

 س         ا           ر           ا  س        ی         د          ی , sadaf_sh_1985
س ا ر ا س ی د ی - 15:08 1388/07/30
29
یه زمانی منتظرت بووووودم اما ............
الینا شکیبا , elinajon61
الینا شکیبا - 00:21 1388/03/12
28

5.jpg

خزان پاییزی پرستویی را دیدم در حال مهاجرت

به او گفتم : چون به دیار یارم می روی به او بگو دوستش دارم و منتظرش می مانم .

 بهار سال بعد پرستو نفس نفستش بدار ولی منتظرش نمان.

 

 

 فائزه شکیبا , elikajon61
فائزه شکیبا - 00:07 1388/02/26
27

 

گاه گاهی روزها دلم به سوی اسمان پر می كشد و تصویر فرشته را در اب ، در روشنایی  یا مهتاب نقش می زند.

گاه گاهی كه دلم در شادی موج می زند یا در غم اشكانم را بر گونه هایم به رقص در می اورد ویا وقتی در تنهایی به اوج می رسم زندگی برایم مفهوم دیگری می یابد و نا خود اگاه دوست دارم قلم سیاهی  دستانم  را حس كند و احساس وجودم را گاهی با عشق ،گاهی با شوق ،گاهی با گریه و گاهی با حسرت خط خطی كند.

مرجان جهان , shayesteh32
مرجان جهان - 21:04 1388/02/1
22

 

 

منتظرم
منتظر آن لحظه
آن سخن
نمی دانم چرا دلم گواهی می دهد یا نه
شور می زند
نکند او . . .

سرش داد می کشم
ساکت ای دل! ساکت بمان نکند او ندارد
قرار نیست هیچ اتفاقی بیافتد
نکند او دیگر چیست؟دلم می خندد گمان می کنم مسخره ام می کند
می گوید دلش به حالم می سو زد
نمی دانم!
مگر دل هم دل دارد!!
دلم می گوید من خود نمی دانم که مدت هاست منتظرش هستم
چراکه دوستش دارم
گمان بیجا . . .
می گوید امیدوار باشم
شاید که او هم دوست بدارد شاید
این بار به حرف دلم گوش میدهم
زمزمه کردم
امیدوارم دوست بدارد امیدوارم!!

آروین محمدی , arvinmohammadi
آروین محمدی - 01:52 1388/02/1
21
از انتظار چه بگویم

خسته از این واژه تكراریم!

چه دلگیرند روزهایی كه بین من وتو

فاصله ها به جای سلام نشسته وچه بد است

وقتی دیگر نمتو نیم مثل آنروزها

از عشق یادی كنیم و در نگاه یكدیگر غرق شویم......

فقط خواستم بگویم كه پرواز را آغاز نكن چون من تنها با

پر مهربانی نگاه تو حرفهایم را می نویسم.
 فائزه شکیبا , elikajon61
فائزه شکیبا - 23:18 1388/01/31
20
همین سادگی رفتی بی خداحافظ عزیزم سهم تو شد روز تازه سهم من اشک که بریزم به همین سادگی کم شد عمر گلبوته تو دستم گله از تو نیست میدونم خودم اینو از تو خواستم به جون ستاره هامون تو عزیزتر از چشامی هر جا هستی خوب و خوش باش تا ابد بغض صدامی تو رو محض لحظه هامون نشه باورت یه وقتی که دوست ندارم اینو به خدا گفتم به سختی من اگه دوست نداشتم پای غم هات نمی موندم واست این همه ترانه از ته دل نمی خوندم اگه گفتم برو خوبم واسه این بود که می دیدم داری آب می شی ، می میری اینو از همه شنیدم دارم از دوریت می میرم ؛ تا کنار من نسوزی از دلم نمی ری عمرم نفسامی که هنوزی تو رو محض خیره هامون که نفس نفس خدا شد از همون لحظه که رفتی روحم از تنم جدا شد تو كه تنها نمی مونی من تنها رو دعا كن خاطراتمو نگه دار اما دستامو رها كن دست تو اول عشق بپسرش به آخرین مرد مردی كه پشت یك دیوار واسه چشمات گریه می كرد گریه می كرد گریه می كرد
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.