userinfo close

  ,

دلباختگان و دلشكستگان عشق


Lovesick_heartsick

تاسیس: 30 تیر 1387  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: دلباخته عشق - معاونان
اینجا جایست كه دلهای خیلی ها شكسته ، سوخته و زیر پای معشوقش له شده پس آهسته بیایید ادامه »
اینجا جایست كه دلهای خیلی ها شكسته ، سوخته و
زیر پای معشوقش له شده پس آهسته بیایید تا شیشه
تنهایش ترك برندارد

دوست من پنج امتیاز یادت نره
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
31
271
90/12/28 (10:47)
120
602
90/11/9 (02:52)
19
123
90/12/27 (12:27)
66
423
90/12/27 (12:26)
49
414
90/12/27 (09:42)
90
451
90/11/8 (10:09)
18
171
90/2/29 (12:16)
95
569
90/2/14 (13:18)
10
123
90/2/14 (13:16)
36
144
89/11/29 (01:26)
53
337
89/11/16 (22:09)
27
209
89/11/15 (20:14)
34
248
89/7/30 (22:07)
41
337
89/7/25 (23:55)
46
326
89/3/29 (23:34)

عنوان بحث

دلباخته  عشق , delbakhteh
دلباخته عشق - 22:53 1387/11/21

·▪••ღ♥ღ●•▪· درد و دل عاشقانه·▪••ღ♥ღ●•▪·

هر درد و دلی داری  اینجا بنویس هرچند میدونم شاید

تسكینی برای  دردهایت نباشد ولی بنویس..

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
منا منا , mona23
منا منا - 13:18 1390/02/14
95

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خدایا ...
چشمانم را می گشایم، دیواری است به بلندای نا امیدی ...
در خود می پیچم و بغض می کنم .
چون درختی شده ام که تبر بر شاخسارش فرو می آورند و نفس در ریشه هایش تنگ می شود ...
خدایا در این دیوار پی روزنم که خویش را از این همه منجلاب فسادی بیرون کشم ...
خدایا دستتت را بر شانه های خسته ام قرار بده ...
ای خدای بزرگ
تویی که به کوه فرمان ایستادن داده ای و به رود فرمان رفتن ...
به پرندگان فرمان پرواز و به ستارگان فرمان درخشیدن داده ای .
به من نیز بیاموز ایستادن و رهایی را ...
پرواز و روشنایی را ...
تا شاخسار شکسته ام را جوانه های امید بشکفد ...
ای خدای بزرگ ...
ای خدای متعال ...
و ای خدای منّان می خواهم یاد بزرگت در تار و پود جانم رسوخ کند ...
آنچنان که باران به درختان می بخشد تا شاخه های بلند به آسمان برسد ...
من درمانده تشنۀ محبّت توام ...
صدایم کن تا حجم این همه فریاد از خاطرم پاک شود ...
تا جز صدای پاک قدسی تو چیزی نشنوم ...
خدایا ...
ای خدای بزرگ و مهربان ...
نگاهم کن تا فراموش کنم این نگاههای بی خورشید و آشفته را ...
و جز چشمان مهربان تو هیچ نبینم ...
می خواهم خالی شوم از هر چه غیر توست ...
از این زمین پر هیاهو که درشب و روزش مردم روح و تن می سپارند ...
خدایا دلم تنگ آرامشی ژرف است، تو را می خوانم ...
دستم را بگیر و خاطر ابریم را به خورشید بسپار ...
و لحظه ای این جان بی قرار را به خویش نگذار ..

 

 

 

 

منا منا , mona23
منا منا - 23:21 1390/01/24
94

 

 

 

باران که می بارد تو می آیی باران گل، باران نیلوفر
باران مهر و ماه و آئینه باران شعر و شبنم و شبدر


باران که می بارد تو در راهی از دشت شب تا باغ بیداری
از عطر عشق و آشتی لبریز با ابر و آب و آسمان جاری


غم می گریزد، غصه می سوزد شب می گدازد، سایه می میرد
تا عطرِ آهنگ تو می رقصد تا شعر باران تو می گیرد


از لحظه های تشنه ی بیدار تا روزهای بی تو بارانی
غم می کشد ما را و می بینی دل می کشد ما را تو می دانی

 

 

 

 

 

بانو مثنوی , banoomasnavi
بانو مثنوی - 06:02 1389/10/22
93

 

یک پسر با یک نگاه از یک دختر خوشش میاد ...

و عشق از طرف اون شروع میشه ...

تا جایی که زندگیش رو پای عشقش میذاره ...

اما دختر باور نمیکنه ...

چون یک چیزهایی دیده و شندیده ...

تا دختر میاد پسر رو باور کنه ، پسر دلسرد و خسته میشه ...

میره با یکی دیگه ...

بعد که دختر تازه تونسته پسر رو باور کنه میره طرفش ...

اما پسر رو با یکی دیگه میبینه ...

اینجاست که میگه:حدسم درست بود


منا منا , mona23
منا منا - 20:33 1389/08/10
92

 

 

 

 

 

 


اگه بی هوا کسی وارد زندگیت شد بدون کار خدا بوده ! اگه بی محابا دلها از دستها بهم گره خورد بدون کار خدا بوده ! اگه گریه هات تو خنده غفلت دیگران شنیده نشد تا خرد نشی بدون تنها محرمت خدا بوده ! حالا هم اگه دلت شکسته و بغض تنهایی خفه ات کرده شک نکن تنها مرحمت خداست که از سر تواضع یه بهونه واسه نوازشت گیر آورده .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منا منا , mona23
منا منا - 12:13 1389/07/24
91




 
افلاطون می گه: اگه با دلت چیزی یا کسی رو دوستداری زیاد جدی نگیرش، چون ارزشی نداره،
 چون کار دل دوست داشتنه، مثل کار چشم که دیدنه، اما اگه یه روز با عقلت کسی
رو دوست داشتی،
اگه عقلت عاشق شد، بدون که داری چیزی رو تجربه می کنی که اسمش عشق
واقعیه







منا منا , mona23
منا منا - 11:33 1389/04/4
90

 

 

 

 

 

 

 

برام دعا کن عشق من همین روزا بمیرم...

آخه دارم از رفتنت بدجوری گُر می گیرم...

دعا کن که این نفس تموم شه تا سپیده...

کسی نفهمه عاشقت چی تا سحر کشیده...

این آخرین باره عزیز٬ دستامو محکم تر بگیر...

آخه تو که داری میری٬ به من نگو بمون نمیر...

گاهی بیا به باغ سبز٬ دَرِش به روت بازه هنوز...

من با تو سوختم نازنین باشه برو با من نسوز...

اگه یه روز برگشتی و گفتن فلانی مُرده...

بدون که زیرِ خاکِ سرد٬ حسِ نگاتو برده...

گریه نکن برای من...

قسمت ما همینه...

 

 

 

 

 

 

 

 

منا منا , mona23
منا منا - 00:04 1389/03/31
89

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فقط فقط تو

عاشق                           عاشق تر

نبود در تار و پودش دیدی گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@@

امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه  ، تموم خونه دیدار این خونه

فقط خوابه ، تو كه رفتی هوای خونه تب داره ، داره از درو دیوارش غم

عشق تو می باره ، دارم می میرم از بس غصه خوردم ، بیا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون كه فكر نمی كردی نمونده پیشت، دیدی رفت ودل ما رو سوزوندش

حیات خونه دل می گه درخت ها همه خاموشن، به جای كفتر و گنجشك كلاغای

سیاه پوشن ، چراغ خونه خوابیده توی دنیای خاموشی ،  دیگه ساعت رو

طاقچه شده كارش فراموشی ، شده كارش فراموشی ، دیگه بارون نمی

باره اگر چه ابر سیاه ، تو كه نیستی توی این خونه ، دیگه آشفته

بازاریست ، تموم گل ها خشكیدن مثل خار بیابون ها ، دیگه از

رنگ و رو رفته ، كوچه و خیابون ها ،،، من گفتم و یارم گفت

گفتیم و سفر كردیم،از دشت شقایق ها،با عشق گذركردیم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداری، عشقو

به فراموشی ،چند روزه تو می سپاری

گفتم كه تو می دونی،سرخاك

تو می میرم ، ولی

تا لحظه مردن

نمی گیرم

دل از

تو

 

 

 

 

 

 

 

 

منا منا , mona23
منا منا - 23:50 1389/03/30
88

 

 

 

 

 

  دل من یه روز به دریا زد و رفت
    پشت‌پا به رسم دنیا زد و رفت
    زنده‌ها خیلی براش كهنه بودن
    خودشو تو مرده ها جا زد و رفت
    هوای تازه دلش می‌‌خواست ولی
    آخرش توی غبارا زد و رفت
    دنبال كلید خوشبختی می‌‌گشت
    خودشم قفلی رو قفلا زد و رفت
    یه دفعه بچه شد و تنگ غروب
    سنگ توی شیشه فردا زد و رفت
    دفتر گذشته‌ها رو پاره كرد
    نامه فرداها را تا زد و رفت
    به سرش هوای حوا زد و رفت

 

 

 

 

 

 

 

 

منا منا , mona23
منا منا - 00:07 1389/03/30
87

 

 

 

 

 

 

 

 

دلمان خوش است که مـــی نویسیم و دیگـــــــران می خوانند

و عـــــده ای می گویند , آه چه زیبا و بعضی اشک می ریزند و بعضـی می خندند


دلمان خوش است به لذت های کـــــوتاه


به دروغ هایی که از راست بودن قشنگ ترند


به اینکه کسی برایمان دل بسوزاند یا کسی عاشقمان شود


با شاخه گلی دل می بندیم


و با جمله ای دل می کنیم


دلمـــان خوش است به شب های دو نفـــــــری و نفـــــــــس های نزدیــــک


دلمـــــان خوش می شـود به برآوردن خواهشی و چشیدن لذتی


و وقتــــی چیزی مطابق میل ما نبود

 چقدر راحت لگد می زنیم و چه ساده می شکنیم همه چیز را

 

 

 

 

 

 

 

 

منا منا , mona23
منا منا - 00:04 1389/03/30
86

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

رفتن هم حرف عجیبی است شبیه اشتباه آمدن

می خواهم بروم دیگر اشتباه آمدن را تکرار نخواهم کرد

من گوشه دنج تنهاییم را رها می کنم

دیگر هیچ حرفی برای  گفتن نیست

نه، می روم و می دانم روزی به وسعت تمام خستگی هایم

دلتنگ این خلوتکده می شوم

می روم تا شاید

تولدی دیگر

.

.

.

 

 

منا منا , mona23
منا منا - 23:35 1389/03/29
85

 

 

 

 

 

 

درون كوچه ی قلبم چه غمگینانه می پیچد

صدای تو كه می گفتی به جز تو دل نمی بندم

 

فریب وعده هایت را ندانستم ولی اكنون

به یاد وعده های تو میان گریه می خندم

 

 

" برو دیگر كه دل از غم رها كردم

خداحافظ ، خداحافظ كه دیگر بر نمی گردم

كه دیگر بر نمی گردم.............."

 

 

تو بودی آسمان من ، غمت همسایه ی قلبم

ولی خورشید چشم تو به بام دیگری سر زد

 

قسم بر سوز پنهانم ، تو را دیگر نمیخواهم

كه از باغ دو چشم تو پرستوی دلم پر زد

 

 

" برو دیگر كه دل از غم رها كردم

خداحافظ ، خداحافظ كه دیگر بر نمی گردم

كه دیگر بر نمی گردم.............."

 

 

در آن غمگین غروب سرد ، تو از شهرم سفر كردی

نگاهم در افقها ماند و من افسوس می خوردم

 

شیار گونه هایم را گل اشكم نوازش كرد

و من از تو جدا ماندم ، ولی ای كاش می مردم

 

 

برو دیگر كه دل از غم رها كردم

خداحافظ ، خداحافظ كه دیگر بر نمی گردم

كه دیگر بر نمی گردم..............

 

 

برو دیگر كه دل از غم رها كردم

خداحافظ ، خداحافظ كه دیگر بر نمی گردم

كه دیگر بر نمی گردم

كه دیگر بر نمی گردم

كه دیگر بر نمی گردم

كه دیگر بر نمی گردم

كه دیگر بر نمی گردم

كه دیگر بر نمی گردم

كه دیگر بر نمی گردم

 

 

بر نمی گردم

بر نمی گردم

بر نمی گردم

 

بر نمی گردم م م م م م م م م م م..............

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

امیر س , amir_adidas2000
امیر س - 18:07 1389/03/20
84
1216119765.jpg
منا منا , mona23
منا منا - 20:40 1389/02/27
83

 

 

 

 

 

 

توی دنیایی که قلبا ، هر کدوم یه جا اسیرن

 


کاش به فکر اونا باشیم که از این زمونه سیرن


 اونا که تو عصر آهن ، تشنه ی یه جرعه یادن


کاش که دست کم نگیریم ، اینجور آدما زیادن


 نذاریم که تو چشاشون ، بشینه دونه ی اشکی


اونا فانوسن و خاموش ، آره فانوسای مشکی


 دنیاشون شاید یه شهره ، خالی از قهر و دو رنگی


توی سینشون یه قلبه جای این دلای سنگی


چهرشون شاید به ظاهر مثل دیگران نباشه


اما نور مهربونی ، توی شهرمون می پاشه


غم چشماشون عجیبه ، توی خاطرا می مونه


 ما ازش خبر نداریم ، چیزی رو که اون می دونه


 توی این عصر پر از درد، خیلی آدما یه دنیان


خیلیا تو جمع دنیا ، بی قرار و تک و تنهان


 زیر سایه ی سلامت ، هواشونو داشته باشیم


 توی جمع بی قرارا ، عطر خوشبختی بپاشیم


به بهونه ی زمونه ، نذاریم که برن از یاد


 بذاریم زنده بمونن ، مثل عشق پاک فرهاد


قصه ی فانوس مشکی ، صحبت دیروز و فرداس


قصه شون مال حالا نیست ، از حالا تا ته دنیاس


نمی گم با این ترانه ، گل کنه محبتامون


 جایی رو باید بگیرن ، همیشه تو فرصتامون


 این ترانه یه اشارست به دلای خواب و بیدار


که به یاد اونا باشیم همه به امید دیدار


غم تنهایی رو باید از نگاهشون بخونیم


 خدا خیلی مهربونه ، اگه ما بنده ی اونیم........

 

 

 

 

 

 

 

 

منا منا , mona23
منا منا - 23:41 1389/02/19
82

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

میخواستم بِت بگم چقد پریشونم

دیدم خود خواهیه.. دیدم نمیتونم!

تحمل میکنم بی تو به هر سختی

به شرطی که بدونم شاد و خوشبختی

به شرطی بشنوم دنیات آرومه

که دوسش داری از چشمات معلومه

یکی اونجاس شبیه من یه دیوونه

که بیشتر از خودم قدرتو میدونه

چیکار کردی که با قلبم، به خاطر تو بی رحمم!!؟

تو میخندی.. چه شیرینه.. گذشتن.. تازه می فهمم!

تو رو میخوام تمام زندگیم اینه

دارم میرم ته دیوونگیم اینه

نمی رسه به تو حتی صدای من

تو خوشبختی همین بسه برای من..

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منا منا , mona23
منا منا - 23:00 1389/01/16
81

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یه نفر خوابش میاد واسه ی خواب جا نداره

یه نفر یه لقمه نون برای فردا نداره

یه نفر می شینه و اسكناساشو می شمره

می خواد امتحان كنه كه تا داره یا نداره

یه نفر از بس بزرگه خونشون گم میشه توش

اون یكی اتاقشون واسه همه جا نداره

بابا می خواد واسه دخترش عروسك بخره

انتخابم میكنه پولشو اما نداره

یكی دفترش پر از نقاشی و خط خطیه

اون یكی مداد برای آب و بابا نداره

یكی ویلای كنار دریاشون قصره ولی

اون یكی حتی تو فكرش آب دریا نداره

یكی بعد مدرسه توپ چهل تیكه می خواد

مامانش می گه اینا گرونه اینجا نداره

یه نفر تولدش مهمونیه همه میان

یكی تقویم واسه خط زدن رو روزا نداره

یكی هر هفته یه روز پزشكشون میاد خونش

یكی داره می میره خرج مداوا نداره

یكی انشاشو میده توی خونه صحیح كنن

یكی از بر شده دردو دیگه انشا نداره

یه نفر می ارزه امضاش به هزار تا عالمی

یكی بعد عمری رنج و زحمت امضا نداره

یكی از واحدای بالای برجشون می گه

یكی اما خونشون اتاق بالا نداره

یكی فكر آخرین رژیمای غذاییه

یكی از بس كه نخورده شب و روز نا نداره

دخترك می گه خدا چرا ما مادرش می گه

عوضش دختركم اون خونه لیلا نداره

یكی آزمایش نوشتن واسش اما نمی ره

می گه نزدیكیای ما آزمایشگا نداره

یاد اون حقیقت كلاس اول افتادم

دارا خیلی چیزا داره ولی سارا نداره

بعضی قلبا ولی دنیایی واسه خودش داره

یه چیزایی داره توش كه توی دنیا نداره

آدما از یه جا اومدن همه می رن یه جا

اون جا فرقی میون فقیر و دارا نداره

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.