| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
31
|
271
|
90/12/28 (10:47)
|
|
||
|
|
120
|
602
|
90/11/9 (02:52)
|
|
||
|
|
19
|
123
|
90/12/27 (12:27)
|
|
||
|
|
66
|
423
|
90/12/27 (12:26)
|
|
||
|
|
49
|
414
|
90/12/27 (09:42)
|
|
||
|
|
90
|
451
|
90/11/8 (10:09)
|
|
||
|
|
18
|
171
|
90/2/29 (12:16)
|
|
||
|
|
95
|
569
|
90/2/14 (13:18)
|
|
||
|
|
10
|
123
|
90/2/14 (13:16)
|
|
||
|
|
36
|
144
|
89/11/29 (01:26)
|
|
||
|
|
53
|
337
|
89/11/16 (22:09)
|
|
||
|
|
27
|
209
|
89/11/15 (20:14)
|
|
||
|
|
34
|
248
|
89/7/30 (22:07)
|
|
||
|
|
41
|
337
|
89/7/25 (23:55)
|
|
||
|
|
46
|
326
|
89/3/29 (23:34)
|
|
عشق ورزیدن الفبای دوست داشتن است
عشق، تصمیم قشنگی ست
بیـا عـاشق شـو
نه اگر قلب تو سنگی ست
بیـا عـاشق شـو
آسمان زیر پروبال نگاهت آبی ست
شوق پرواز تو رنگی ست
بیـا عـاشق شـو
ناگهان حادثه ی عشق، خطر کن، بشتاب
خوب من، این چه درنگی ست
بیـا عـاشق شـو
با دل موش، محال است که عاشق گردی
عشق، تصمیم پلنگی ست
بیـا عـاشق شـو
تیز هوشان جهان، بر سر کار عشقند
عشق، رندی است، زرنگی ست
بیـا عـاشق شـو
کاش در محضر دل بودی و میدیدی تو
بر سر عشق، چه جنگی ست!
بیـا عـاشق شـو
مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز
صورت آینه زنگی ست،
بیـا عـاشق شـو
می رسی با قدم عشق به منزل، آری...
عشق، رهوار خدنگی ست،
بیـا عـاشق شـو
باز گفتی تو که فردا!!! به خدا فردا نیست
زندگی، فرصت تنگی ست،
بیـا عـاشق شـو
کار خیر است، تأمل به خدا جایز نیست!
عشق، تصمیم قشنگی ست
بیـا عـاشق شـو
من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من...! من خودم بودم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزید...! من نه عاشق بودم نه دلداده به گیسوی بلند و نه الوده به افکار پلید....! من به دنبال نگاهی بودم...! که مرا از پس دیوانگیم می فهمید....!!!!!!!!!!!
تحمل کن عزیز دل شکسته، تحمل کن به پای شمع خاموش
تحمل کن کنار گریه ی من، به یاد دلخوشیهای فراموش
جهان کوچک من از تو زیباست،هنوز از عطر لبخند تو سرمست
واسه تکرار اسم ساده ی توست، صدائی از من عاشق اگر هست
" منو نسپر به فصل رفته ی عشق، نذار کم شم من از آینده ی تو
به من فرصت بده گم شم دوباره، توی آغوش بخشاینده ی تو
به من فرصت بده برگردم از من، به تو برگردمو یار تو باشم
به من فرصت بده باز از سر نو دچار تو گرفتار تو باشم
به من فرصت بده باز از سر نو دچار تو گرفتار تو باشم م م م م م..... "
نذار از رفتنت ویروون شه جانم، نذار از خود به خاکستر بریزم
کنار من که وا می پاشم از هم ، تحمل کن ، تحمل کن عزیزم
به من فرصت بده رنگین کمون شم، از آغوش تو تا معراج پرواز
حدیث تازه ی عشق توام من، به پایانم نبر از نو بی آغاز
" منو نسپر به فصل رفته ی عشق، نذار کم شم من از آینده ی تو
به من فرصت بده گم شم دوباره، توی آغوش بخشاینده ی تو
به من فرصت بده برگردم از من، به تو برگردمو یار تو باشم
به من فرصت بده باز از سر نو دچار تو گرفتار تو باشم
به من فرصت بده باز از سر نو دچار تو گرفتار تو باشم م م م م م..... "
" منو نسپر به فصل رفته ی عشق، نذار کم شم من از آینده ی تو
به من فرصت بده گم شم دوباره، توی آغوش بخشاینده ی تو
به من فرصت بده برگردم از من، به تو برگردمو یار تو باشم
به من فرصت بده باز از سر نو دچار تو گرفتار تو باشم
به من فرصت بده باز از سر نو دچار تو گرفتار تو باشم م م م م م..... "
در آینه به خود نگاه می کنم
خیره می مانم و بهت زده
زیر لب زمزمه می کنم : چه آشنای غریبی
از چشمان اشک آلودم ، هزار قصه تلخ می خوانم
در چروک چهره ام ، هزار دیروز رفته از دست را می بینم
چه چیز مانده برایم از آن همه عذاب و اشک و ماتم؟
هیچ ....
جز نگاهی همچنان منتظر
و مشتی خاطراته خاک گرفته
لحظه لحظه این زندگی مرا می خورد
و من هر روز آشفته تر و سردتر از هر دیروزی
اما در این همه سردی
آنچه که هیزم گرمی است
و تنم را از سرما میرهاند ،
الفبای دوست داشتن
یعنی ...
چشم مست تو ... و نگاهت
لب خندان تو ... و بوسه ات
دستهای مهربانت
آغوش گرمت ...
شانه های مهربانت
یعنی برای همیشه با تو بودن
آری آغاز راه دوست داشتن است
گر چه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیاندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
( زنده یاد فروغ فرخزاد)







گفتم: خستهام
گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله
.::از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53)::.
گفتم: هیشکی نمیدونه تو دلم چی میگذره
گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه
.::خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24)::.
گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم
گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید
.::ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم (ق/16) ::.
گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!
گفتی: فاذکرونی اذکرکم
.::منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152)::.
گفتم: تا کی باید صبر کرد؟
گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا
.::تو چه میدونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63)::.
گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟
گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله
.::کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (یونس/109)::.
گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بندهات هستم و ظرف صبرم کوچیک... یه اشاره کنی تمومه!
گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
.::شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216)::.
گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟
گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم
.::خدا نسبت به همهی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) ::.
گفتم: دلم گرفته
گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا
.::(مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن (یونس/58)::.
گفتم: اصلا بیخیال! توکلت علی الله
گفتی: ان الله یحب المتوکلین
.::خدا اونایی رو که توکل میکنن دوست داره (آل عمران/159)::.
گفتم: خیلی چاکریم!
ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که:
و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره
.::بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت میکنن. اگه خیری بهشون برسه، امن و آرامش پیدا میکنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر میکنن (حج/11) ::.
گفتم:...
دیگه چیزی برای گفتن نداشتم…
______________________________________________________________
کاش میشد که به نگاه کردن به تو قناعت کنم
کاش میشد تا ابد در شهر سکوت خوددم ۱۰۰۰ بار بهت بگم دوستت دارم
کاش مسید که قناری عشق تو رو تا ابد در قفس قلبم به اسارت بکشم
و هیچ نذارم تو بفهمی که چقدر میخوامت
اما این دل لعنتی هی میگه بهش بگو که چقدر دوستش داری
بهش بگو خاطرشو میخوای