| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
31
|
271
|
90/12/28 (10:47)
|
|
||
|
|
120
|
602
|
90/11/9 (02:52)
|
|
||
|
|
19
|
123
|
90/12/27 (12:27)
|
|
||
|
|
66
|
423
|
90/12/27 (12:26)
|
|
||
|
|
49
|
414
|
90/12/27 (09:42)
|
|
||
|
|
90
|
451
|
90/11/8 (10:09)
|
|
||
|
|
18
|
171
|
90/2/29 (12:16)
|
|
||
|
|
95
|
569
|
90/2/14 (13:18)
|
|
||
|
|
10
|
123
|
90/2/14 (13:16)
|
|
||
|
|
36
|
144
|
89/11/29 (01:26)
|
|
||
|
|
53
|
337
|
89/11/16 (22:09)
|
|
||
|
|
27
|
209
|
89/11/15 (20:14)
|
|
||
|
|
34
|
248
|
89/7/30 (22:07)
|
|
||
|
|
41
|
337
|
89/7/25 (23:55)
|
|
||
|
|
46
|
326
|
89/3/29 (23:34)
|
|
می روم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه ی خویش
به خدا می برم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه ی خویش
می برم ، تا که در آن نقطه ی دور
شستشویش دهم از رنگ گناه
شستشویش دهم از لکه ی عشق
زین همه خواهش بیجا و تباه
می برم تا زتو دورش سازم
ز تو ، ای جلوه ی امید محال
می برم زنده بگورش سازم
تا از این پس نکند یاد وصال
ناله می لرزد ، می رقصد اشک
آه ، بگذار که بگریزم من
از تو ، ای چشمه ی جوشان گناه
شاید آن به که بپرهیزم
بخدا غنچه ی شادی بودم
دست عشق آمد و از شاخم چید
شعله ی آه شدم ، صد افسوس
که لبم باز بر آن لب نرسید
عاقبت بند سفر پایم بست
می روم ، خنده به لب ، خونین دل
می روم از دل من دست بدار
ای امید عبث بی حاصل
با اینکه میدونم اشتباه بود عشقم...........
اما هنوزم تو خاطرمی و نمیتونم فراموشت کنم .........هرچند بهم خیانت کردی............
رفتم تا تو خوش باشی.........سوختم........اما رفتم.........اما تو جری شدی..................
با همه اینها حتی هنوزم نمیتونم ازت خداحافظی کنم......این کارو ازم نخوااااااااااااااه...............
تو همیشه با منی عزیزم......اما سرنوشت تحمل عشقمونو نداشت و تو رو از من گرفت..........
پاینده باشی عشقم
خداحافظ ، خداحافظ !
سلام خوب دیروزم
بدون من تا ته دنیا به آتیش تو می سوزم
خداحافظ ، خداحافظ ! همیشه همدم و همراه
دلیل بغض بی وقفه , دلیل هق هق گهگاه
خداحافظ ، خداحافظ ! عزیز خسته از تكرار
نگو تقدیر ما این بود ، محاله بعداز این دیدار
خداحافظ ، خداحافظ ! سیه پوش سراپانور
شروع ناب هر شعری ، تو ای نزدیك دورادور
خداحافظ ، خداحافظ ! غزلساز طناب و شاخه و رویا
صدای ناب روئیدن ، غر یق عاشق دریا
خداحافظ ، خداحافظ ! گل اردیبهشت من
پراز نام زلال توست ، كتاب سرنوشت من
خداحافظ ، خداحافظ ! دلیل تازه بودنها
خداحافظ ، خداحافظ ! تمنای سرودنها
خداحافظ ، خداحافظ ! سفر خوش ! راه رویا باز
پس از تو قحطی لبخند ، پس از تو حسرت پرواز


غافل از این که تب عشق
تو و بخصوص آتش خاموش نشدنی هجران بود که مرا به سختی میسوزاند و آخرین نشانه های
حیات را نیز آهسته آهسته به خاکستر تبدیل مینمود از وداع با تو منصرف شدم چون هرگز
نتوانستم چشمان درخشان تو را که بیشباهت به دریای خروشان و بیکران و عمیق و اسرار
آمیز نیست فراموش کنم کسی چه میداند شاید همین رمز فاش نشدنی عجیب است كه مرا این
چنین زندانی نموده است



نمی دونی كه یادت با من تنها چه كرد
فكر نداشتن تو ،با قلب رسوا چه كرد
وقتیبیاد رخت می افتادم تو رویا
چشمای نازو خیست، با فكر دریا چه كرد
اون وقت كهاز پیش تو ،من اومدم به خونه
بیاد با تو بودن ،با من شیدا چه كرد
اسیر دامتشدم ،مثل بلبل عاشق
ببین كه دونه عشق ،با دشت و صحرا چه كرد
خواب كه به چشمماومد ،با نازو با شكایت
حرفای سخت و سنگیت ،با تن رویا چه كرد
خواب من كابوسشده، كابوس بی تو بودن
اومدنت تو قلبم ،با خواب زیبا چه كرد
نمیدونم چی بگم،از دست این زمونه
امان ازاین زمونه ،میدونه كه با ما چه كرد
با عشق تو كوچیكشد، هر چی درخت سروه
می بینی با دل ما،قامت رعنا چه كرد
وقتی كه عاشق باشی،شعرا میشن همدمت
بیا كه با دل ما ،هجوم شعرا چه كرد
اگر نباشی یه روز،روزمرگم رسیده
می دونی عشق مجنون در غم لیلا چه كرد؟
گفتی که امشب اومدم بهت بگم باید برم
گفتی می خوام بهت بگم همین روزامسافرم
“باید برم ..”
برای تو فقط یه حرف ساده بود
کاشکی می دیدی قلب منبه زیر پات افتاده بود
شاید گناه تو نبود شاید که تقصیر منه
شاید این عاقبتِاین جوری عاشق شدنه ..
سفر همیشه قصه ی رفتن و دلتنگیه
به من نگو جدایی قسمتی از زندگیه
همیشه یک نفر میره آدم و تنها میذاره
میره یه دنیا خاطره پشت سرش جا میذاره
همیشه یک دل غریب یه گوشه تنها می مونه
یکی مسافر و یکی ، این وره دنیامی مونه
دلم نمیاد که بگم بخاطر دلم بمون ..
اما بدون با رفتنت این تن خسته میدهجون
بمون برای کوچه ای که بی تو لبریزه غمه
ابری تر از آسمونش ابرای چشمایمنه
بمون واسه خونه ای که محتاجِ عطر تن توست!
بمون واسه پنجره ای که عاشقه دیدنتوست!
بمون برا کوچه ای، که بی تو لبریزه غمه
ابری تر از آسمونش ابرای چشمایمنه..
لحظه ی وداعمون اون روز تماشایی بود تو سكوت هر دو فریاد بی فردایی بود
آه سینه سوز تو هق هق گریه های من لحظه ی سرودن سرود تنهایی بود
بغض راه نفسم رو بسته بود بین ما پرده اشك نشسته بود
جمله هرگز فراموشم نكن تو گلوم شكسته بود تو گلوم شكسته بود







