userinfo close

  ,

ادبیات


Literature_cloob

تاسیس: 20 آذر 1387  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: حجت عسکری - معاونان
هدف ما از راه اندازی این کلوب ، بحث و تبادل نظر در مورد ادبیات هست. سعی داریم محفلی بسازیم که در آن ادامه »
هدف ما از راه اندازی این کلوب ، بحث و تبادل نظر در مورد ادبیات هست.
سعی داریم محفلی بسازیم که در آن علاوه بر ادبیات فارسی و شعر به ادبیات جهان نیز پرداخته شود.باشد که این کلوب محل مناسبی باشد تا داشته هایمان را در اختیار دیگران قرار دهیم و از طرفی بر آن بیفزاییم .
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
387
271
91/3/2 (14:08)
244
1219
90/12/27 (11:25)
66
149
90/12/26 (01:17)
1177
7257
90/9/26 (17:14)
133
742
90/8/18 (18:08)
426
2160
91/2/27 (13:25)
1144
5798
91/2/27 (13:23)
620
5159
91/2/27 (13:28)
1040
5825
90/12/8 (12:14)
187
1148
90/12/8 (12:12)
1172
6792
90/11/22 (19:12)
354
1828
90/11/7 (22:49)
333
2168
90/11/7 (22:45)
1132
5471
90/10/22 (18:46)
532
2646
90/10/19 (12:38)
418
1555
90/10/14 (01:39)
263
1372
90/9/9 (16:17)
1105
5023
90/8/28 (20:29)
104
723
90/8/26 (20:54)
163
967
90/8/25 (23:49)

عنوان بحث :: این بحث را 13 نفر دنبال می کنند.

 محمد ح , mohammad_630
محمد ح - 22:10 1389/11/10

::: مشاعره ی بداهه :::

 

با آخرین حرف شعر قبلی شعری بداهه بگو  ( یک بیت یا بیشتر )

صد در صد اگر جواب شعر قبلی باشه بهتره :

 

  لاف تنهایی نزن ای بی وفا               در کنارم نیست حتی سایه ای

 

 

 

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
مهرداد ادهم , adham1
مهرداد ادهم - 11:25 1390/12/27
244

 

 گر تو باشی تلخی ایام شیرین می شود             

 خاطراتم یک به یک زیبا و رنگین می شود

باز هم گر می توانی یکنفس پیشم بمان

 گر نباشی ایندل بی تاب، غمگین می شود 

 

 

 

                      

لیلا  , paeez_sabz
لیلا - 10:28 1390/11/23
243
مهتاب یادگار , yad_yad
مهتاب یادگار - 19:04 1390/10/25
242
دوباره خاطره ای گفت پیرمرد و گذشت
کبود . زخمی و مثل همیشه سرد و گذشت
تمام خاطره هایش شبیه هم دیگر
شبیه یاد تو در من که کاشت درد و گذشت ...


علی پارسی  , paarseh
علی پارسی - 23:34 1390/10/24
241

مسعود امیری , feidoos  خیلی روان و امروزی می سرایید

باران مقدم , ana_karnina میوه فهم تان شیرین است

 

با گوشه چشمی به اسطوره های دیروز و نمادهای امروز

 

اسطوره های آتش, اندیشه های بر باد

از ذهن های زخمی, فکری رسد به فریاد

آواره های خورشید بر دشت های ارژن

فریاد می زند عشق, با واژه های هیراد

در موج آتش و دود پنداری که سیاوش

آواز تازه کرده با نغمه های "بیداد "

این رسم روزگار است, تندیس سالخورده 

من کرده ام فراموش تو می روی از یاد

اسطوره در بیابان, تندیس در خیابان

هر دو به زیر باراناز اسب و اصل افتاد

 

مسعود امیری , feidoos
مسعود امیری - 01:09 1390/10/23
240
درود

یک حرفِ تلخ اما    همرنگ روزهامان :
باران, اسید بارد ! در چله ی زمستان!

تندیسِ پیر چون ما , از دود سهم دارد
وقتی اسید ریزد, روی سرش فراوان

از پشتِ عینک ما , دنیا چقدر دودی ست
صدها چراغ قرمز, در ذهنِ یک خیابان

وقتی که عشق حتی   مشمول "طرح" باشد
"فرد" است این خیابان, "زوج" است آن اتوبان

دیگر چگونه "مهتاب"! تندیس هم بخندد؟
باید گریست اینجا    بر روزگارِ انسان!

تندیس لب ندارد, تا واشود به حرفی
حرفی که جرم باشد, منجر شود به زندان

تندیس! خوش بحالت! بی درد و بی خیالی
یک مشت میله گردی  با چند کیسه سیمان!

من حاضرم به جایِ   تندیس ها بخشکم
اصلن بیا بگیرش! بردار از تنم جان!

...



دستمریزاد باران عزیز

مهتاب خانم




مهتاب یادگار , yad_yad
مهتاب یادگار - 20:31 1390/10/21
239
تندیس سالخورده ..با دست های زخمی
می گفت رهگذر ..آی ! سردم شده است ....رحمی
چشمان رهگذر ها دنبال دود ِ ماشین
از دود هم ندارد تندیس ِ پیر سهمی!

باران مقدم , ana_karnina
باران مقدم - 12:54 1390/10/20
238
درود

تاب غزل ندارند،  این واژگان خسته
ذهنی به جای ماندن ،درگیر یک فرار است

مردی پیاده رفته، چشمی به راه مانده
سارای خاطی امر، هر شب در انتظار است


حوا دلش مردد ،  بین خدا و آدم
این بار میوه ی فهم  در هیبت انار است


مسعود امیری , feidoos
مسعود امیری - 20:17 1390/10/14
237

تا حرف های سارا   روی دلش هوار است

"دشنام آفرینش" * , در قصه بی شمار است


باید صبور باشی   پیش گلایه هایش

سارا دلش گرفته, انگار غصه دار است!


جریان عشق, گاهی   در گریه ای نهفته

وقتی دلِ نگارت   میدان کارزار است


حالا سپر بیانداز! دیگر تو بی دفاعی

چون اخم های سارا  مثل طنابِ دار است!

***

"باران"! بیا غزل را تا آخرش تو بنویس!

بی واژه های نابت   شامِ ترانه , تار است...


-----------------------
* وام گرفته شده از اخوان ثالث






باران مقدم , ana_karnina  درود دوست عزیز کمرنگی دیگر وارد خورنم شده... هستم و می خوانمتان. دلم می خواهم دوستان هم بیایند و بنویسند تا با هم لذت ببریم. و


حجت عسکری , tarannom_khial حجت جان امیدوارم هر چه خیر تو در آنست پیش بیاید. بیشتر اینجا باش عزیز


علی پارسی  , paarseh  سپاس از مهربانی ات عزیز. جسارتن عرض می کنم کاش در مصرع اول , بین واژه های "زن" و "ذلیل" یک جدا کننده (,) می گذاشتی تا شبیه عبارت "زن ذلیل" خوانده نشود.
===================================


علی پارسی  , paarseh
علی پارسی - 04:23 1390/10/9
236

مسعود امیری , feidoos  شعرهایتان زیبا و خواندنی ست

حجت امیدوارم هم شعر جدید بگی هم روزهای خوبی داشته باشی

اگر شعرکم ایرادی داره به بزرگی شعرهاتون ببخشید

 

 نیروی آفرینش در جذب زن  ذلیل است  

 این ویژگی سارا قربانی خلیل است

 سارا به سان حوا روز هبوط آدم

 با برگ یک نوشته خاطی بی بدیل است!

 

حجت عسکری , tarannom_khial
حجت عسکری - 17:18 1390/09/26
235
فکر کنم تو این یک هفته اخیر دارم بدترین روزای عمرم رو میگذرونم
اما از این که چند تایی شعر جدید گفتم خوشحالم و در پوست خود نمیگنجانم

باران مقدم , ana_karnina
باران مقدم - 16:54 1390/09/25
234
درود بر مسعود عزیز که او هم کم پیدا است!!!!



تا سیب را بچینم از شاخه های رضوان

با بوسه و به تهدید منعم کنی هـزاران

گر چه تو اولینی در خلقت خداوند

من مادر تو بودم روز هبوط انسان

گر در سرت هوای حوا شدن بیافتد

در دشتها بپیـچد آوای خاک و بـاران

مسعود امیری , feidoos
مسعود امیری - 03:19 1390/09/25
233
درود بر دوستانِ کم پیدا

شوریده دلی را به غزل های زن آموخت
آنکس که به آغوش تو امضای تن آموخت

این ساده دلی نیست که گوییم به یک سیب
حوّا به تمامِ بشر  آدم شدن آموخت

هاشور بزن دشتِ کویری شده مان را
بارانِ نگاهِ تو به صحرا چمن آموخت





حجت عسکری , tarannom_khial
حجت عسکری - 17:27 1390/09/9
232

مرسی بچه ها

باران مقدم , ana_karnina
باران مقدم - 11:32 1390/09/8
231
دیگر صدا ندارد، خاموش مانده،خاموش
رفته ز یاد یـاری که او را شـده فراموش
هاشور زد خودش را در سطرهای جاری
لعنت به روزگار و لعنت به هرچه آغوش
مسعود امیری , feidoos
مسعود امیری - 13:43 1390/09/4
230

یک قطره غزل بود و به سیلِ سخن آمد
از داغِ بــــــلایی که به روزِ وطــــن آمد

"امروز که خشکیده غزل" , روزِ مباداست
"باران!" بنویسید چه بر روزِ زن آمد !؟





کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.